فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب امپراتوری مغول

کتاب امپراتوری مغول
مجموعه تاریخ ۴

نسخه الکترونیک کتاب امپراتوری مغول به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۱۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب امپراتوری مغول

مجموعه تاریخ جهان می‌کوشد چشم‌اندازی گسترده و ژرف از سیر تاریخ عرضه کند. این مجموعه با ارائه زمینه‌های فرهنگی رخدادهای تاریخی، خواننده را مجذوب خود می‌سازد. مجموعه تاریخ جهان اندیشه‌های سیاسی، فرهنگی و فلسفی تاثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بین‌النهرین و مصرباستان به یونان، روم، اروپای قرون وسطی و دیگر تمدن‌های جهانی تا روزگار ما پی می‌گیرد. این مجموعه نه تنها برای آشنایی خوانندگان با مبانی تاربخ تدوین شده است، بلکه همچنین در پی آگاه ساختن آن‌ها از این واقعیت است که زندگیشان بخشی از سرگذشت کلی انسان هاست. هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دوره مهم تاریخی را به خواننده ارائه می‌دهد.

ادامه...

بخشی از کتاب امپراتوری مغول

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

نیرویی از شرق

در سده سیزدهم میلادی قبیله ای در شرق مغولستان از گمنامی به مهم ترین موقعیت در امور بین المللی رسید. این قبیله با اتحاد با سایر قبایل دشت پهناور محل سکونتشان سپاه نیرومندی را تحت رهبری مردی به نام چنگیزخان تشکیل داد. در سال ۱۲۶۰ میلادی فتوحات سپاه مغول به تشکیل امپراتوری مغول منجر شده بود؛ امپراتوری ای که بر دوسوم سرزمین پهناور اوراسیا شامل: سراسر چین، مغولستان، ایران، عراق، افغانستان، کره کنونی و قسمت هایی از سیبری، روسیه، ترکیه، سوریه، پاکستان، هندوستان، ویتنام و کامبوج فعلی حاکمیت داشت. چنگیزخان و جانشینان او با سپاهیانشان بیش از هر فرد دیگری در تاریخ جهان کشورهای مختلف را تسخیر کردند.





مغولان تحت رهبری چنگیزخان یکی از عظیم ترین امپراتوری ها در تاریخ جهان را تاسیس کردند.

در سال ۱۲۸۰ میلادی تحت رهبری اخلاف چنگیز، حکومت مغول از دریای مدیترانه تا دریای زرد امتداد یافت. تنها امپراتوری بریتانیا در سده نوزدهم میلادی از لحاظ وسعت و حدود از امپراتوری مغول در دوران اوج آن فراتر بود. بعضی از اردوهای امپراتوری (نواحی تحت حکومت خان های زیردستی که مطیع خان بزرگ بودند) سرانجام به صورت قلمروهایی مستقل درآمدند و توانستند مدتی طولانی پس از سقوط امپراتوری باقی بمانند. اردوی زرین [آلتون اردو] در روسیه که در ابتدا تحت حکومت باتوخان نوه چنگیز بود، تا سال ۱۵۰۲ میلادی موجودیت داشت. اعقاب مغولان، امپراتوری مغول را در هندوستان نیز برقرار کردند که تا سده هجدهم میلادی به طول انجامید. امپراتوری مغول در سده های پس از سقوط خود، همچنان آثار خود را بر ساختارهای سیاسی اروپای شرقی، آسیا و خاورمیانه باقی گذاشت.
دگرگون شدن مغولان از قبیله ای کوچ نشین به قدرتی جهانی، کاملاً حیرت انگیز بود. در پایان سده دوازدهم میلادی مغولان تنها یکی از بسیار قبایل کوچ نشین و کوچک بودند که در دشت پهناور دائما با یکدیگر نزاع می کردند. آن ها گاه برای حمله یا دفاع از خود در برابر خطر با یکدیگر متحد می شدند، ولی اتحادشان هرگز استحکام نداشت. اتحادها بارها تغییر می کردند و ائتلاف ها همواره ناپایدار بودند. پیش از چنگیزخان، قبایل دشت پهناور، برای تشکیل نیرویی مستحکم یا پایدار، هرگز وحدت نیافته بودند.

صلح مغولی

بعید به نظر می رسید که قبیله مغول یکی از بزرگ ترین رهبران جهان را پرورش دهد، اما پسر یک رمه دار اهل دوردست ترین حدود مغولستان توانست قبایل متنازع دشت پهناور را به ملتی قدرتمند تبدیل کند و ارتشی به وجود آورد که تعلیم دیده ترین و فنی ترین نیروی عصر خود بود. چنگیز و اخلاف او با این ارتش امپراتوری ای را به وجود آوردند که بر سیر تاریخ تاثیر گذاشت. چنگیزخان با گرد هم آوردن کشورهای مجزای متعدد، تحت حکومت امپراتوری مغول، جهان های شرقی و غربی را با شیوه هایی بی سابقه به هم پیوند داد.
در سایه آرامش نسبی دوره صلح مغولی که به دلیل سلطه قدرتی واحد بر سرزمین هایی متعدد ایجاد شده بود، سفر زمینی از اروپا به آسیا بسیار ایمن تر شد. تحت حکومت مغول راه های تجاری شکوفا گردید و تبادل فرهنگی به واسطه گردش افراد، کالاها و عقاید رواج یافت. مغولان پزشکان و ستاره شناسان ایرانی و همتایان چینی آن ها را گردهم آوردند و این همکاری به پیشرفت پزشکی و سایر علوم کمک کرد. مبلغان و بازرگانان اروپایی به امپراتوری مغول سفر کردند و اطلاعات گرانبهایی در باره جغرافیا و فرهنگ آسیا با خود بردند؛ اطلاعاتی که نسل جدیدی از کاشفان را به حرکت درآورد. برای مثال کریستف کلمب از آنچه مارکوپولو سیاح ونیزی در شرح امپراتوری مغول نوشته بود، برای سفر با کشتی به سمت غرب الهام گرفت. کلمب هنگامی که با دنیای جدید روبرو شد، با این گمان که به مغولان خواهد رسید، نامه هایی خطاب به «خان ختای» و رونوشتی از کتاب شرحی در باره جهان اثر پولو را که گوشه آن تا شده بود به همراه داشت.
تبادل های فرهنگی فراهم آمده به واسطه صلح مغولی، برای سراسر کره زمین نتایجی بااهمیت داشت. قبیله گمنامی از مردم دوردست ترین حدود مغولستان امپراتوری وسیعی را پدید آوردند که بر جریان تاریخ تاثیر گذاشت. مغولان که جنگجویان و رهبرانی با استعداد را گرد آوردند، توانستند امپراتوری ای را به وجود آورند و اداره کنند که اثر خود را ــ از لحاظ فرهنگی، فنی و سیاسی ــ بر جهان باقی گذارد.



۱. sajo
۲. Giovanni of Plano Carpini
۳. William of Rubruck

این کتاب ترجمه ای است از:
The Mongol Empire
Mary Hull
Lucent Books, 1998

۱. قوم نُه زبانه

گرگی آبی رنگ همراه با سرنوشت خود از آسمان به دنیا آمد. جفت او یک ماده گوزن بی تحرک بود. آن ها از دریا گذشتند و آمدند. هنگامی که در سرچشمه رودخانه اونون در کنار کوه بورخان قلدون موقتا مقیم شدند، باتاکاسیقان به دنیا آمد.
تاریخ سری مغولان

باتاکاسیقان پسر گرگ و گوزن، جد اسطوره ای قبیله مغول بود؛ قبیله ای که با قبایل جنگجوی دیگری که از ابتدای تاریخ بشر در سرزمینی به نام مغولستان زندگی می کردند، متحد شد. در سده دوازدهم میلادی تقریبا سیزده قبیله کوچ نشین شامل جمعیتی بین ۵ /۱ تا ۳ میلیون نفر در مغولستان سکونت داشتند. این قبایل مختلف، از لحاظ زبانی به یکدیگر مرتبط بودند، اما نُه گونه ترکی، تنگوزی و مغولی از گروه زبان های آلتایی در میان آن ها تکلم می شد. لفظ آلتایی ماخوذ از نام کوه های آلتایی است که مرز غربی سرزمینی را که آن ها در آن به سر می بردند، تشکیل می داد. زادبوم این قبایل دشتی وسیع، مسطح و تا حد زیادی بدون درخت بود که در سراسر آسیا امتداد داشت. قبایل مختلف ساکن این دشت هنوز به طور دسته جمعی تحت عنوان «مغولان» خوانده نمی شدند. این قبایل که فاقد هویتی جمعی بودند، خود را «ملل خیمه نمدی» یا بر اساس اختلاف زبانی خود، «قوم نُه زبانه» می خواندند و هر یک نام خاص خود را داشتند. خاستگاه گروه مغول که اعضای آن به صورت رهبران پدیدار شدند و نام آن ها بعدها به همه اهالی دشت پهناور اطلاق شد، در قسمت جنگلی شمال غرب آن سرزمین بود.

زندگی کوچ نشینی

بخش اعظم سرزمین مغولستان برای کشاورزی نامناسب بود و از آن رو که قبایل ساکن در آن جا زراعتی نداشتند، با کمبود غذا روبرو بودند و این کمبود باعث شده بود که جمعیت این مناطق نسبت به وسعت سرزمین پهناوری که بالغ بر حدود ۳۸۰ میلیون جریب می گردید، بسیار کم باشد.



یک خانواده کوچ نشین امروزی در دشت پهناور مغولستان نقل مکان می کند. امروزه، اقوام کوچ نشین، درست مانند دوران چنگیزخان، به سکونت در دشت پهناور لم یزرع ادامه می دهند.

قبایل در اردوگاه هایی کوچک در داخل دشت پهناور پراکنده شده بودند. به این ترتیب قبیله مغول از بسیاری طوایف کوچک تر و پراکنده در منطقه ای وسیع تشکیل شده بود. هر طایفه ــ یک خانواده گسترده که شامل یک مرد، همسران، برادران، فرزندان و نوه های او بود ــ می توانست اردوگاه خاص خود را داشته باشد. پیش از به قدرت رسیدن چنگیزخان، قبایل، قدرتی مرکزی یا رهبری واحد نداشتند. طوایف و قبایل ممکن بود اتحادی موقت با فردی قدرتمند برقرار کنند، اما این وفاداری ها بارها تغییر می کرد. قبایل در تابستان نزدیک چراگاه های وسیع مسطح زندگی می کردند و در زمستان به دره های رودخانه ایِ امن می رفتند.

رمه های مغولان

قبایل برای بقای خود از گله های حیوانات چرنده مانند اسب، گوسفند، بز، و گاو نگهداری می کردند. آن ها به منظور یافتن چراگاه های مناسب برای اسب ها و گله های خود به طور فصلی کوچ می کردند. هر قبیله یا طایفه چراگاه های مطلوب خود را داشت و هنگام تابستان به آن زمین ها بازمی گشت؛ حفظ سلطه بر چراگاه ها، یک منشا دائمی ستیز قبایل بود.



یک چوپان مغول از گله های گاو، گوسفند و بز خود مراقبت می کند. گوشت این حیوانات، به علاوه شیر و پنیر، خوراک عمده مغولان قدیم را تشکیل می داد.

اسب ها برای مغولان و همه قبایل دشت پهناور ضروری بودند. اسب ها که از هزاره دوم پیش از میلاد در جنوب روسیه رام می شدند، طریقه ای ابتدایی برای حمل و نقل به وجود آوردند. اسب ها همچنین به قبایل دشت پهناور کمک می کردند تا از گله های خود نگهداری کنند و به شکار بپردازند. به علاوه مغولان از شیر مادیان برای تهیه نوشابه ای الکلی به نام قمیز استفاده می کردند.
حیوانات دیگری که کوچ نشینان معمولاً از آن ها استفاده می کردند عبارت بودند از گاوها، حیوانات مفیدی که می شد برای گوشتشان ذبحشان کرد و گوسفندان و بزها که اجزای اصلی خوراک آن ها (گوشت، شیر و پنیر) را فراهم می آوردند. خانواده های مغول در پاییز بعضی از گوسفندان خود را ذبح و گوشت آن ها را در زمین دفن می کردند تا منجمد شود. درجه حرارت دشت پهناور مغولستان تابستان ها تا ۴۰ درجه سانتی گراد و زمستان ها تا ۳۵- درجه سانتی گراد می رسد. به این ترتیب این دشت پهناور اگر چه در سراسر تابستان پرعلف است، اما هر ساله از ماه نوامبر تا آوریل زمین آن یخ بسته است. مغولان در طول زمستان تکه های منجمد گوشت گوسفند را با قطعات یخ بریده شده از رودخانه ها یا دریاچه ها می جوشاندند تا خورشی تهیه کنند که منبع اصلی پروتئین آنان بود.
گوشت را معمولاً می جوشاندند یا کباب می کردند؛ اما گاه در شرایط سخت، برای مثال هنگام مقدور نبودن افروختن آتش، گوشت را به صورت خام نیز می خوردند. آن ها گاه گوشت را با قرار دادن آن در زیر زین اسب یا شتری که در تمام روز سواری می داد، نرم می کردند. بعضی از بیگانگانی که با مغولان روبرو می شدند، از نحوه تغذیه آنان احساس نفرت می کردند. بنابه گفته جووانی پلانو کارپینی راهب دومینیکی که در اواسط سده سیزدهم میلادی برای تبلیغ مذهبی به سرزمین مغولان اعزام شده بود، مغولان در عادات غذا خوردن خود مشکل پسند نبوده اند:

خوراک آن ها شامل هر چیزی می شود که بتوان خورد، زیرا آن ها سگ ها، گرگ ها، روباه ها و اسب ها را می خورند و در صورت لزوم از گوشت انسان نیز تغذیه می کنند. آن ها نجاستی را که از مادیان ها هنگام زاییدن کره هایشان خارج می شود می خورند. نه فقط این مواد، بلکه دیده ام که شپش ها را هم می خورند. آن ها می گویند «چرا نباید آن ها را بخورم، وقتی که آن ها گوشت پسر مرا می خورند و خون او را می نوشند؟» همچنین دیده ام که آن ها موش ها را می خورند.(۱)

بهترین و غنی ترین غذا به مردان جوان طایفه داده می شد، در حالی که افراد مسن تر باقیمانده غذا را می خوردند. هر چند افراد پیرتر به دلیل آگاهی و تدبیرشان مورد احترام بودند، اما بهترین غذا به جوانان می رسید، زیرا آن ها مسئول محافظت از قبیله بودند. همه اهل خانه از ظرفی مشترک غذا می خوردند. کارپینی راهب شرح داده است که چگونه «یکی از آنان لقمه ها را می برد و دیگری آن ها را بر سر یک کارد می گیرد و به همه تعارف می کند. به بعضی بیش تر، به بعضی کم تر، بسته به این که بخواهد نسبت به آن ها احترام بیش تر یا کم تری نشان دهد.»(۲)

نظرات کاربران درباره کتاب امپراتوری مغول