فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کویر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بازاندیشی در علم امام (ع)

کتاب بازاندیشی در علم امام (ع)

نسخه الکترونیک کتاب بازاندیشی در علم امام (ع) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب بازاندیشی در علم امام (ع)

اسلام، همواره حامی آزادی ‌اندیشه و آزادی بیان است. دین و مکتبی که به اندازۀ اسلام طرفدار آزادی واقعی بوده و اجرای آن را در عرصۀ عمل نشان داده باشد، در تاریخ دنیا کسی سراغ ندارد. ما در تاریخ اسلام، شاهد نمونه‌های فراوانی هستیم که افراد بی‌دین و مخالفان اسلام، بدون این‌که کوچک‌ترین ترس و اضطرابی از حاکمان و پیشوایان اسلامی و مردم مسلمان داشته باشند، و بدون این‌که کوچک‌ترین تهدیدی متوجه آنان بوده باشد، خدا و پیامبر خدا را آشکارا انکار نموده و احکام ضروری اسلام را هم علناً مردود می‌دانسته‌اند. علی(ع) در زمان خلافت خود، کسانی که او را تکفیر می‌کردند و گمراهش می‌پنداشتند، تا زمانی که دست به شمشیر نبردند، نه تنها آزاد گذاشت و اجازۀ مزاحمت به آنان را نداد، بلکه حقوق آنان از بیت‌المال را هم قطع نکرد. امّا پیشوایان اسلام، علی‌رغم این همه آزادی و نرمش بی‌نظیری که برای مخالفان اعتقادی خود قائل بوده‌اند، هنگامی‌که با گروه افراط کنندگان در دین و غالیان در مرتبۀ وجودی خود و دیگران مواجه می‌شدند، نه تنها سکوت و نرمش را مصلحت نمی‌دانستند، بلکه در مقابل چنین عقیدۀ انحرافی و گمراه‌کننده‌ای به مبارزه برخاسته، و مانع رشد و نفوذ آن در جامعه اسلامی می‌شدند. گفتگوی علمی با غالیان و آگاهی‌دادن به موضوع، نخستین اقدامی بود که پیشوایان اسلام با آنان انجام می‌دادند؛ اگر مؤثّر نمی‌افتاد، به پند و اندرز متوسّل می‌شدند. در ادامه، آنان را تبعید یا زندانی می‌کردند؛ و اگر این رفتارها هم کارگر نمی‌افتاد، عاقبت تهدید به مرگ می‌شدند تا جامعه از وجود چنین اعتقاد ننگین و شرم‌آوری رهایی یابد.

ادامه...

بخشی از کتاب بازاندیشی در علم امام (ع)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اوّل: علم غیب چیست؟

ابن مسعود و جمعی از صحابه پیامبر اکرم(ص) در تفسیر «غیب» گفته اند: «ماغاب عن العباد علمه».(۸)
ــ آنچه دانش آن از مردم مخفی است، غیب گفته می شود.
ارباب لغت هم غیب را چنین معنی کرده اند: «غیب: ما غاب عن الخلق علمه و خفی ماخذه».(۹)
ــ هرچیزی که دانش آن برای مردم پوشیده بوده و محل دستیابی به آن پنهان باشد، غیب گفته می شود.
مفردات راغب می نویسد: «غیب، مفهومی در برابر شهادت است. شهادت، دریافت چیزی با چشم ظاهری یا با چشم دل است؛ و غیب، هر چیزی را که از دایره حس و مشاهده بیرون باشد، گفته می شود».(۱۰)
محمّد تقی جعفری، غیب را این گونه تعریف می کند: «غیب، عبارت است از حقایق دور از دیدگاه یک انسان که دارای دو مفهوم عام و خاص است».
مفهوم عام غیب، عبارت است از هر حقیقتی که از دیدگاه انسانی غایب است. یعنی میان انسان و آن حقیقت موانعی وجود دارد که از رابطه درکی میان انسان و آن حقیقت فاصله و حجاب انداخته است. بنا بر این می توان گفت: هر حقیقت و واقعیتی که ماورای درک انسان جاهل قرار گرفته است، برای او نوعی غیب است.
مفهوم خاص غیب، عبارت است از حقایق پشت پرده واقعیات و رویدادهای عالم طبیعت که حوّاس و ذهن و دیگر ابزار شناخت معمولی راهی به آن ها ندارند. آنچه که در قرآن مجید و در میان دانشمندان و متفکران اسلامی مطرح شده است که چه کسی می تواند عالم به غیب باشد و معنای علم غیب چیست، همین مفهوم خاص است.(۱۱)

مفهوم غیب در قرآن

فقیه دامغانی، با توجه به مفهوم غیب در آیات قرآنی، یازده مفهوم را با شواهد قرآنی آورده است که عبارتند از: مبدا و معاد، تاریکی، مرگ نامحسوس حضرت سلیمان، زمان مرگ، زمان بارش باران، لوح محفوظ، شرف و دارایی، نزول عذاب، ظنّ و گمان، پنهانی، و وحی.(۱۲)
اما به نظر می رسد آن لغت شناس نامی قرآن، به علّت نبود کشف الآیات، به همه مفاهیم غیب در قرآن متذکر نشده، و در برخی موارد هم مفهوم مشابهی را مطرح نموده است. از این رو با استفاده از مفهوم یابی ایشان و دیگر مفسران قرآن، مفاهیم غیب به شرح زیر از قرآن قابل استخراج است:

۱. مبدا و معاد
«اَلَّذینَ یومِنونَ بِالغَیبِ».(۱۳)
ــ تقواپیشگان، کسانی هستند که به غیب (خدا و قیامت) ایمان می آورند.

۲. تاریکی
«و اَلقوهُ فی غِیابَه الجُبِّ».(۱۴)
ــ یوسف را برادرانش در تاریکی چاه انداختند.

۳. اسرار و قوانین نهفته در طبیعت
«وَ لَوْ کنتُ اَعلَمُ الغَیبَ لاَستَکثَرتُ مِنَ الخَیرِ».(۱۵)
ــ اگر غیب (قوانین نهفته در جهان هستی، یا زمان مرگم را) می دانستم، سود فراوانی برای خود فراهم می کردم.

۴. لوح محفوظ
«اَم عِندَهُم الغَیبُ فَهُم یکتُبُونَ».(۱۶)
ــ آیا اسرار غیب (لوح محفوظ) نزد آن هاست و از روی آن می نویسند؟

۵. زمان نزول عذاب الهی
«... عالِمُ الغَیبِ فَلا یظهِرُ عَلی غَیبِهِ اَحَداً».(۱۷)
ــ من نمی دانم آنچه به شما وعده داده شده نزدیک است یا پروردگارم زمانی برای آن قرار می دهد. دانای غیب (زمان نزول عذاب) اوست؛ و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی سازد.

۶. ظنّ و گمان
«... وَ یقذِفُونَ بِالغَیبِ».(۱۸)
ــ کافران، حقایق را قبل از نزول عذاب، دروغ می پنداشتند.
«... رَجْماً بِالغَیبِ».(۱۹)
ـ (آنان در تعداد نفرات اصحاب کهف) گمانه زنی می کنند و ناآگاهانه سخن می گویند.

۷. وحی
«وَ ما هُوَ عَلَی الغَیبِ بِضَنینَ».(۲۰)
ــ و او نسبت به آنچه از طریق وحی دریافت داشته بخل ندارد.

۸. معجزه
«وَ یقُولُونَ لَو لا اُنزِلَ عَلَیهِ آیه مِن رَبِّهِ فَقُل اِنَّمَا الغَیبُ لِلّهِ».(۲۱)
ــ می گویند: چرا معجزه ای از پروردگارش بر او فرود نمی آید؟ بگو: غیب (معجزه) تنها برای خداست (به اراده او بستگی دارد).

۹. رویدادهای گذشتگان
«ذلِک مِن اَنباءِ الغَیبِ نُوحیهِ اِلَیک».(۲۲)
ـ تاریخ گذشتگان ـ از خبرهای غیبی است که به تو وحی می کنیم.

۱۰. پنهان و خلوت (آشکار برای خود اقدام کننده، امّا غیب برای دیگران)
۱- ۱۰) «عالِمُ الغَیبِ و الشَّهادَه».(۲۳)
ــ خداوند، به کار های پنهانی و آشکار آگاه است.
۲- ۱۰) «اَلَم یعلَمُوا اَنَّ اللهَ یعلَمُ سِرَّهُم وَ نَجواهُم وَ اَنَّ اللهَ عَلاّمُ الغُیوبِ».(۲۴)
ــ آیا نمی دانستند که خداوند، اسرار و سخنان درگوشی آنها را می داند، و او دانای همه پنهان کاری هاست.
۳- ۱۰) «ذلِک لِیعلَمَ اّنّی لَم اَخُنْهُ بِالغَیبِ».(۲۵)
ــ (یوسف گفت): این سخن را به خاطر آن گفتم تا بداند من در پنهانی به او خیانت نکردم.
۴- ۱۰) «الَّذینَ یخشَونَ رَبَّهُم بالغَیبِ».(۲۶)
ــ آنان که در نهان (دور از چشم مردم) از پروردگارشان می ترسند.

۱۱. اسرار خانوادگی
«فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیبِ بِما حَفِظَ اللهُ».(۲۷)
ــ زنان صالح، زنانی متواضع هستندکه در غیاب شوهر، اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می کنند.

۱۲. آنچه در دل ها می گذرد
۱-۱۲) «وَ لا اَعلَمُ الغَیبَ... اَللهُ اَعلَمُ بِما فی اَنفُسِهِم».(۲۸)
ــ (نوح): من غیب نمی دانم؛... خداوند از دل آنان باخبر است.
۲ -۱۲) «اِنَّ اللهَ عالِمُ غَیبِ السَّمواتِ وَ الاَرضِ اِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدورِ».(۲۹)
ــ خداوند از غیب آسمانها و زمین آگاه است و آنچه را در درون دلهاست می داند.

۱۳. دانش های خارج از ظرفیت و محاسبات انسانی:
«وَ عِندَهُ مَفاتِحُ الغَیبِ لا یعلَمُهَا اِلاّ هُوَ وَ یعلَمُ مَا فِی البَّرِّ و البَحرِ وَ مَا تَسقُطُ مِن وَرَقَه اِلاّ یعلَمُها وَ لا حَبَّه فِی ظُلُماتِ الارضِ»(۳۰)
ــ کلید های غیب، تنها نزد خداست؛ و جز او کسی آن ها را نمی داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می داند. هیچ برگی نمی افتد، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و هیچ دانه ای در تاریکی های زمین (از او پوشیده نیست).

۱۴. قیامت
«وَ لِلّهِ غَیبُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ وَ ما اَمرُ السّاعَه اِلاّ کلَمحِ البَصَرِ اَو هُوَ اَقرَبُ».(۳۱)
ــ غیب آسمان ها و زمین، مخصوص خداست؛ و امر قیامت درست همانند چشم برهم زدن، یا از آن هم نزدیک تر است.

۱۵. وعده بهشت
«جَنّاتِ عَدنٍ الَّتی وَعَدَ الرَّحمنُ عِبادَهُ بِالغَیبِ اِنّهُ کانَ وَعدُهُ مَاتِیاً».(۳۲)
ــ وارد باغ های جاودانی بشوند که خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده بود؛ مسلّماً وعده خدا (بهشت) تحقق یافتنی است.

۱۶. زمان و مکان نزول باران
«اِنَّ اللهَ عِندَهُ عِلْمُ السّاعَه وَ ینَزِّلُ الغَیثَ»؛(۳۳)
ــ علم قیامت، تنها نزد خداوند است؛ و اوست که باران را فرو می فرستد.

۱۷. آنچه در شکم مادران است
«وَ یعْلَمُ ما فِی الاَرْحامِ»؛(۳۴)
ــ و اوست که آنچه را در رحِم هاست می داند.

۱۸. پیش آمدها
«وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ماذا تَکسِبُ غَداً»؛(۳۵)
ــ کسی (جز او) نمی داند که فردا چه به دست می آورد.

۱۹. محل مرگ
«وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِاَی اَرْضٍ تَمُوتُ...».(۳۶)
ــ هیچ کس نمی داند که در چه سرزمینی می میرد؛ ولی خداوند بدان داناست.

۲۰. حقیقت روح
«یساَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن اَمرِ رَبّی».(۳۷)
ـ (یا رسول الله!) از تو درباره روح می پرسند؛ بگو: روح از امور پروردگار من است.
این ها همه از جمله علوم غیبی اند که در قرآن، مخصوص خداوند متعال معرفی شده اند؛ هرچند در پنج آیه اخیر با کلمه غیب همراه نمی باشند.

نظرات کاربران درباره کتاب بازاندیشی در علم امام (ع)

چرا اصلا تخفیف نداره؟
در 1 سال پیش توسط امین آشنا