فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب استنفورد ۸۰  ... عقل به روایت کانت

کتاب استنفورد ۸۰ ... عقل به روایت کانت

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۸۰ ... عقل به روایت کانت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۱۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب استنفورد ۸۰ ... عقل به روایت کانت

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی میکنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده‌اند و چه بسا از این مجموعه کم‌نظیر بهره برده باشند. کتابی که در دست دارید حاصل طرحی برای ترجمه و انتشار گزیده‌ای از مدخل‌های این دانشنامه است با هدف گستردن دامنه تاثیر آن و فراهم کرد امکان دسترسی هر چه بیشتر خوانندگان فارسی زبان به مقالات راه‌گشایی در این مجموعه آمده است. با توجه به ویژگی‌های دانشنامه فلسفه استنفورد شاید بیراه نباشد که بگوییم برای کسی که می‌خواهد برای اولین بار با مسئله یا مبحثی ر فلسفه آشنا شود یا شناخت بهتری از آن حاصل کند. یکی از گزینه‌های مناسب این است که کار را با خواندن مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه آغاز کند.

ادامه...

بخشی از کتاب استنفورد ۸۰ ... عقل به روایت کانت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

[ درآمد]

دو مسئله از مهم ترین مسائل فلسفه نقدی کانت به عقل(۳) برمی گردد. اولین مسئله، که نقشی کانونی در فلسفه نظری او دارد، دعوی های اثبات ناپذیر عقل نزد فیلسوفان «عقل گرا»ی پیش از او، خصوصاً لایب نیتس(۴) و دکارت،(۵) است. مسئله دوم، که در فلسفه عملی او مرکزیت دارد، نقش فرعی ای است که تجربه گرایان انگلیسی برای عقل در نظر گرفته اند ــ مخصوصا هیوم که تصریح می کرد «عقل تماماً غیرفعال است و هرگز نمی تواند سرچشمه اصل فعالی همچون وجدان،(۶) یا حس اخلاقی، باشد» (Treatise, ۳, ۱, ۱, ۱۱؛ نیز بنگرید به مدخل عقل گرایی در برابر تجربه گرایی در همین دانشنامه). بنابراین، عناوین دو اثر کلیدی او از این قرار است: نقد عقل محض،(۷) که کتابی است عظیم، و نقد عقل عملی،(۸) که نقطه میانی سه اثر بزرگ او در حیطه اخلاق است (یعنی مابین بنیادگذاری متافیزیک اخلاق(۹) و متافیزیک اخلاق(۱۰) جای می گیرد).
واضح است که عقل عملی شالوده فلسفه اخلاق کانت است، ولی نقشی که عقل در فلسفه نظری او ایفا می کند وضوح کمتری دارد. کانت مصر است که اگر «ایده های عقل» را از «مفاهیم فاهمه» تفکیک نکنیم، «متافیزیک مطلقاً ناممکن می شود یا در بهترین حالت تلاشی بی قاعده و ناشیانه است» (Prolegomena § ۴۱, ۴: ۳۲۹). ولی در حالی که او بر صلابت شناخت تجربیِ حاصل از مفاهیم فاهمه تاکید می کند، اغلب به نظر می رسد که عقل صرفاً منبع خطا و توهم(۱۱) است. (خصوصاً با نظر به بخش هایی از نقد اول که بیش از بخش های دیگر خوانده شده اند ــ یعنی مبحث حسیات،(۱۲) تحلیل(۱۳) و دیالکتیک.(۱۴)) ولی اگر چنین می بود، وضع خود استدلال فلسفی محل تردید جدی واقع می شد. افزون بر این، می توان گفت که کانت به ندرت از عقل بماهو عقل بحث می کند. این امر وظیفه تفسیری دشواری بر دوش مفسر می گذارد تا دریابد که شرح محصل(۱۵) و عام کانت در باب عقل چیست؟
ساختار مدخل حاضر بدین قرار است: بخش اول نقش عقل را در روایت کانت در باب شناخت و متافیزیک در نقد اول تشریح می کند ــ یعنی چیزی که در آثار راجع به نقد اول نسبتا بی مناقشه است. بخش دوم جنبه های کلیدی عقل را در فلسفه اخلاق او، با ارجاع ویژه به نقد دوم، بررسی می کند. بحث های مربوط به عقل عملی و نظری، که بازتابنده متون اصلی کانت و بخش عمده متون راجع به اوست، نسبتا مستقل از هم اند. بنابراین، بخش سوم به بررسی این موضوع می پردازد که آرای کانت درباره عقل عملی و نظری چگونه ممکن است با هم مرتبط باشند و در همین راستا به ویژه برجسته ترین تفسیر معاصر از عقل کانتی را که از آنِ اُنورا اونیل(۱۶) است مورد تاکید قرار می دهد. بخش ملاحظات پایانی هم بر اهمیت فلسفی بالقوه چنین تفسیر یکپارچه ای از روایت کانت در باب عقل تاکید می ورزد.

این کتاب ترجمه ای است از:
Kant's Account of Reason
The Stanford Encyclopedia of Philosophy
Garrath Williams, Mar 18, 2014

پیشگفتار دبیر مجموعه

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد(۱) را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک هایی که گردانندگان این مجموعه از آن ها برخوردار شده اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به رایگان و به آسان ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه مند قرار گرفته است.
نگاهی به ساختار و مندرجات مقاله ها و مرور کارنامه نویسندگان آن ها، که عموما در حیطه کار خویش صاحبِ نام و تالیفات درخور اعتنا هستند، گواهی می دهد که با مجموعه ای خواندنی مواجهیم، مجموعه ای که غالبا مدخل های مناسبی برای ورود به گستره های متنوع تامل فلسفی به دست می دهد. به این اعتبار، می توان به جرئت گفت کسی که می خواهد اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینه های راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه برود.
دانشنامه فلسفه استنفورد (به سرپرستی دکتر ادوارد ن. زالتا(۲)) افزون بر این که پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگی های درخور توجه دیگری هم دارد. حجم بسیاری از مقاله های این دانشنامه چشمگیر است. ظاهرا دست نویسندگان در شرح و بسط کثیری از موضوعات و مباحث باز بوده است. دیگر این که در کنار مدخل های نام آشنا گاه به موضوعات و مسائل کم و بیش بدیعی پرداخته شده است که شاید در نظر اول ورودشان به دانشنامه ای فلسفی غریب بنماید و در عین حال خواننده را به بازاندیشی درباره دامنه تفکر فلسفی و نسبت آن با زیست جهان خویش فرابخواند. کتابنامه های مندرج در پایان مقاله ها نیز، که معمولاً به دقت تدوین شده اند، یکی از محسنات این دانشنامه است که به ویژه به کار دانشجویان و محققانی می آید که می خواهند در زمینه ای خاص پژوهش کنند. این را هم نباید از نظر دور داشت که خاستگاه این دانشنامه به هیچ روی موجب نشده است که متفکران و مباحث فلسفه قاره ای نادیده گرفته شوند.
انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقه مند با آن، چه بسا استمرار همان غایتی باشد که مورد نظر بانیان این طرح بوده است. بر این اساس، در گام نخست انتخابی اولیه از میان مدخل های پرشماری که در دانشنامه آمده است صورت گرفته و کار ترجمه آن ها به سعی مترجمانی که با این طرح همکاری دارند به تدریج پیش می رود. ترجمه کل دانشنامه البته غایتی بلندپروازانه است، به ویژه با توجه به این که هنوز همه مقاله های آن به نگارش درنیامده اند. با این حال، تلاش بر این است که، در صورت فراهم بودن شرایط، انتشار این مجموعه استمرار پیدا کند و به سرنوشت مجموعه هایی دچار نیاید که آغازی چشمگیر داشته اند ولی دولتشان چندان پاینده نبوده است.
روال غالب این است که هر کدام از مدخل ها در یک مجلد منتشر شود، اما در مواردی که حجم یک مدخل از حداقل لازم برای این که به هیئت مجلدی مستقل منتشر شود کمتر باشد، آن مدخل همراه با مدخل دیگری که با آن قرابت موضوعی دارد انتشار می یابد. به توصیه دکتر زالتا، نسخه اساس ترجمه ها آخرین ویراستی خواهد بود که در بخش آرشیو دانشنامه درج شده است، و همین امر در چاپ های مجدد ترجمه ها مبنا قرار خواهد گرفت. در مرحله ویرایش، تمامی ترجمه ها سطر به سطر با متن انگلیسی مقابله خواهند شد تا عیار کار درخور این مجموعه باشد. در این میان تلاش می شود توازن شایسته ای میان احترام به سبک و زبان هر مترجم از یک سو و اقتضائات مجموعه از سوی دیگر به دست آید.
طرح انتشار این مجموعه شاید فردی بوده باشد، اما اجرا و اتمام آن البته کاری جمعی است و با تلاش مشترک و همراهی دوستانی میسر می شود که به این کار دل می سپارند. افزون بر مترجمانی که در این طرح همکاری می کنند، سپاسگزار دیگرانی هستم که مساعدتشان پشتوانه اجرای شایسته آن است. به ویژه از آقای دکتر زالتا و سایر گردانندگان دانشنامه قدردانی می کنم که اجازه دادند مجموعه حاضر به زبان فارسی منتشر شود. همچنین، باید یاد کنم از آقای امیر حسین زادگان، مدیر انتشارات ققنوس، که زمینه اجرای طرح را فراهم کردند؛ آقای دکتر سید نصراللّه موسویان، که یاری بی دریغشان برای این مجموعه بسیار مغتنم بوده است؛ آقای احمد تهوری، که در تسهیل ارتباطات نقش موثری داشته اند؛ و آقای جهانگیر ملک محمدی و یکایک همکاران ایشان در بخش فنی انتشارات، که می کوشند این مجموعه با شکل و شمایلی درخور منتشر شود.

مسعود علیا
زمستان ۱۳۹۲



۱ . عقل نظری: نقش شناختی  عقل و محدودیت های آن

در نیمه نخست نقد عقل محض استدلال می شود که ما فقط از طریق حساسیت(۱۷) و فاهمه(۱۸) می توانیم به شناختی جوهری از جهان دست یابیم (به طور کلی قابلیت های ما برای تجربه حسی و شکل دهی به مفهوم، با یکدیگر همکاری می کنند تا احکام تجربی را پدید آورند). بخش مفصل بعدی نقد ــ یعنی مبحث «دیالکتیک استعلایی»(۱۹) ــ دعاوی عقل را مبنی بر به دست دادن شناخت از جهانی «متعالی»،(۲۰) یعنی جهانی فراسوی آنچه توسط حواس معلوم می شود، باطل می کند («دیالکتیک»، به گفته کانت، عبارت است از «منطق توهم»(۲۱) (A293): بنابراین، طبق واژه گزینی او، ایده دیالکتیکی ایده ای تهی یا کاذب است). با وجود این، نقد عقل محض نباید چونان نقدی تعبیر شود که نقش شناختی عقل را [یکسره] باطل می کند. کانت یقیناً بر آن است تا حدود عقل را تعیین کند، ولی چنین کاری با این دعوی که عقل هیچ نقشی در شناخت ما ندارد یکسان نیست. سه نکته در این جا تعیین کننده هستند: (۱.۱) رابطه بین عقل و حقیقت تجربی؛ (۱.۲) نقش عقل در پژوهش علمی؛ و (۱.۳) فواید محصلی که از درک حدود عقل عایدمان می شود.(۱ ) به علاوه، استدلال فلسفیِ بی عیب و نقص مستلزم این است که عقل خودش را بشناسد ــ کاری که در نقد اول شروع می شود ولی تکمیل نمی گردد (۱.۴).

۱.۱. عقل در مقام داور حقیقت تجربی

اولین مطلب شایان توجه این است که کانت صریحاً عقل را داور حقیقت در همه احکام معرفی می کند. متاسفانه او این فکر را چندان بسط نمی دهد و شگفت آور آن که این مسئله توجه کمی را در متون راجع به کانت به خود معطوف داشته است. (با وجود این، مقایسه کنید باWalker ۱۹۸۹, ch. ۴, Guyer & Walker ۱۹۹۰؛ نیز مدخل نظریه حکم نزد کانت، قسمت های ۱.۳ و ۱.۴ در همین دانشنامه.)(۲ ) ولی متن آشکارا مبین برخی نکات اساسی است. ما همواره بدون لحظه ای تامل در حال صدور احکامی درباره جهان اطرافمان هستیم: دستی را مقابل خود می بینیم و حکم به وجود آن می دهیم؛ پس از دیدن روءیایی، حکم می دهیم که در حال دیدن روءیا بوده ایم و محتوای روءیایمان غیرواقعی بوده است؛ طلوع خورشید را می بینیم و می پنداریم خورشید در حال چرخش به دور زمین است. بخش زیادی از مساعی فلسفی کانت معطوف به اثبات این امر است که همه این احکام مبتنی بر مقولاتی چون علت و معلول اند که باید انطباعات(۲۲) حسی ما را نظم ببخشند. تنها اگر باوری با این شرایط مطابقت داشته باشد می تواند شرایط «صوری» حقیقت را برآورده سازد. (هرچند، اگر اساساً در قبال چیزی سردرگم نباشیم، تمام باورهایمان این شرط صوری را برآورده می کنند.(۳ )) ولی پرسش دیگری در کار است: کدام یک از باورهای ما واقعاً (یا «از حیث محتوا») صادق اند و کدام یک کاذب؟
کانت متناظر با تقدم بنیادینی که برای حکم قائل می شود با این ملاحظه می آغازد که کذب [یا خطا] تنها زمانی وجود دارد که حکم وجود داشته باشد: «این حرف درست است که حواس خطا نمی کنند، ولی نه به این دلیل که همیشه درست حکم می کنند، بلکه از آن رو که اصلاً حکم نمی کنند» (A۲۹۳). برای مثال، هیچ خطایی در خود انطباعات برآمده از روءیا وجود ندارد. ولی اگر شخصی درباره تجربه اش در خواب دچار سردرگمی شود و بپندارد که اتفاقی که در خواب دیده واقعاً رخ داده است، آن گاه در حال صدور حکم خواهد بود ــ حکمی کاذب. بنابراین، کانت مدعی است که «خطا فقط از طریق تاثیر نامشهود حساسیت بر فاهمه ایجاد می شود، که به واسطه آن مبناهای سوبژکتیو حکم با مبناهای عینی خلط می شوند» (A۲۹۴). در مثال فوق، شخص روءیابینِ ما مبنای سوبژکتیو حکم را («من این خواب را دیدم») با مبنایی عینی («این اتفاقات افتاده است») خلط می کند. به موجب همین خلط، وی قانونی بنیادین از تجربه ممکن را، یعنی این که تجربه بتواند وحدت یافته باشد، نقض می کند.( ۴) پای عقل چگونه به این موضوع باز می شود؟ کانت در مبحث معروف «رد ایدئالیسم»(۲۳) می گوید: «این که این یا آن تجربه ادعایی، خیال صِرف [یا روءیا یا وهم و پندار، و نظایر آن(۲۴)] نیست، باید بر اساس تعینات ویژه آن تجربه و از طریق انطباق آن با معیارهای هر نوع تجربه واقعی محقق داشته شود» (B۲۷۹). این دو مثالِ کمی متفاوت را برای فهم منظور کانت در نظر بگیرید: ابتدا فرض کنید رویابین ما باور دارد که بلیت بخت آزمایی اش برنده شده است، ولی بعد شروع به بررسی این باور می کند. او برای تعیین صدق باور خود باید در پی فهمیدن این امر باشد که باور او تا کجا به احکام دیگرش و احکام دیگران ربط پیدا می کند.( ۵) اگر ربط و نسبتی پیدا نشود (مثلاً، شماره های برنده را وارسی کند و ببیند با شماره بلیت او مطابقت ندارد)، باید به این نتیجه برسد که باورش اشتباه بوده است. مثال دوم: به این نکته توجه کنید که چرا ما، علی رغم تمام ظواهر، مطمئنیم که خورشید به دور زمین نمی چرخد. چنین حکمی نمی تواند با همه دیگر احکاممان درباره حرکات سیاره ها و ستاره ها جور دربیاید، یعنی با احکامی که [پیش از این] در قالب قوانین جاذبه، شتابِ حرکت و امثال این ها توسط عقل وحدت یافته اند. کانت تایید درخورِ فرضیه خورشیدمرکزی کوپرنیک را در همین قوانین وحدت بخش، که به دست نیوتن کشف شده اند، می بیند (Bxxii n؛ مقایسه کنید با قسمت ۱.۴ در ادامه)، و نه در مشاهدات گالیله از آسمان ها به مدد تلسکوپ. سازگاری درونی مشاهدات عموماً برای تصدیق مدعاهای شناخت روزمره کفایت می کند. شناخت علمی خواهان تمامیتِ قانون وار است (مثلاً، در بر گرفتن حرکت همه اجرام آسمانی، و نه فقط حرکت خورشید در نسبت با زمین). کانت موضعش را اجمالاً این طور بیان می کند: «قانون عقل مبنی بر این که در جستجوی وحدت باشیم قانونی ضروری است، زیرا بدون این قانون به هیچ وجه عقل نخواهیم داشت و بدون عقل، هیچ نوع کاربرد منسجم فاهمه در کار نخواهد بود، و در صورت نبودن این کاربرد، هیچ نشانه کافی از حقیقت تجربی دارا نخواهیم بود...» (A۶۵۱/B۶۷۹).( ۶)

۱. ۲. عقل در علم

این مطلب ما را به دومین نکته کلیدی نقد اول می رساند: نقش عقل در شناخت علمی. به منظور رسیدن به شناخت جهان کاملاً به همکاری حساسیت و فاهمه برای شکل دادن به احکام وابسته ایم. با این حال، عقل، مستقل از مفاهیم و اصول حساسیت و فاهمه، «منشا پاره ای مفاهیم و اصول» است (A۲۹۹/B۳۵۵)، و همین امر کانت را به تعریف عقل به صورت «قوه اصول» (A۲۹۹/B۳۵۶) یا «قوه وحدت قواعد فاهمه تحت اصول» (A۳۰۳/B۳۵۸) می رساند. پرسش کانت این است: آیا این مفاهیم و اصول را ــ که سپس آن ها را «ایده های استعلایی» (A۳۱۱/B۳۶۸) می نامد(۲۵) ــ می توان توجیه کرد، و اگر آری، چگونه.
صرف نظر از ایده هایی درباره اعیانی که ورای تجربه حسی قرار می گیرند، نظیر خدا یا نفس، ما ایده هایی استعلایی نیز درباره موجوداتی می پروریم که قرار است مبنای غایی هر چیزی باشند که می تواند به تجربه درآید، نظیر جهان به مثابه یک کل: کانت از «کل های جهان»(۲۶) یا ایده های کیهان شناختی(۲۷) سخن می گوید. ادعاهای رسیدن به شناخت عینی درباره این ایده های کیهان شناختی، همچون این ادعا که جهان آغازی زمانی دارد یا ادعای مقابل آن، یعنی جهان آغازی در زمان ندارد، طبق استدلال کانت، به ناگزیر ما را به ورطه تناقضات یا «آنتی نومی ها» می کشانند. با این حال، خود علم فرض می گیرد که جهان وحدتی نظام مند و بسامان تشکیل می دهد که به موجب آن همه رخدادها می توانند تحت قوانین علّی مندرج شوند. از قرار معلوم، هیچ مجموعه ای از تجربه ها ــ ضرورتا در اندازه محدود ــ هرگز نمی تواند با این ادعای ظاهراً کیهان شناختی مطابقت کند. ولی طبق استدلال کانت، اقدام عقل در اتخاذ پاره ای اصول درباره مبنای غایی تجربه ما از جهان موجه است، البته تا جایی که این ها را ادعاهایی شناختی تلقی نکند. کانت در تصریح این موضع، بین دو نوع کاربرد ایده ها فرق می گذارد: کاربرد «تقویمی»(۲۸) و کاربرد «تنظیمی».(۲۹) (مثلاً، بنگرید به Buchdahl ۱۹۹۲, Friedman ۱۹۹۲c و مدخل نظریه حکم نزد کانت، قسمت ۴.۲، در همین دانشنامه.)
عقل در کاربرد تنظیمی خود مساعی ما را برای شناخت هدایت می کند، یعنی کمک می کند خطاها را اصلاح کنیم و به بینش های جامع تری برسیم. در مقابل، از نظر کانت، کاربرد «تقویمی» قوایمان عملاً در تقویم متعلقات شناخت به ما یاری می رساند، و این کار را از طریق فراهم ساختن صورت این متعلقات به مثابه متعلقات تجربه ممکن انجام می دهد. نتیجتاً، اصول تقویمی موقعیت عینی مستحکمی دارند، حال آن که اصول تنظیمی بر فعالیت های نظری ما نظارت می کنند. طبق گفته کانت، فعالیت ها باید هدفمند باشند اگر قرار نباشد صرفاً کورمال کورمال در تاریکی پیش روند (مقایسه کنید با Bvii, A۸۳۴/B۸۶۲)؛ هدف عقل فراهم کردن وحدت است. وقتی کانت در نقد اول از «وحدت عقل» حرف می زند، منظور او این است که عقل «به نحو پیشین(۳۰) و از طریق مفاهیم به شناخت های متکثر فاهمه وحدت می بخشد» (A۳۰۲/B۳۵۹؛ مقایسه کنید با A۶۶۵/B۶۹۳, A۶۸۰/B۷۸۰). این وحدت باید پیشین باشد، زیرا ممکن نیست از طریق هیچ مجموعه ای از تجربه ها داده شود. علم هدفی به نام کشف بیشترین نظام مندی و تمامیت ممکن را پیش فرض می گیرد (مقایسه کنید با Guyer ۱۹۸۹ & ۲۰۰۶, Abela ۲۰۰۶)، از این راه که اعیان و رخدادها را تحت شامل ترین قوانین مندرج می کند. ما پیشاپیش نمی دانیم تا چه حد موفق خواهیم شد، یا این که آیا طبیعت کاملاً قانون وار است یا نه، ولی این اصل که باید وحدت را جستجو کرد چیزی را تشکیل می دهد که کانت آن را «دستور»(۳۱) یا اصل تنظیمی عقل می نامد (A۶۶۶/B۶۹۴؛ برای مطالعه بحثی نو درباره این اصل و ماهیت عملی آن بنگرید به [در دست انتشار] Mudd forthcoming). در مقابل، این ادعا که چنین وحدتی وجود دارد نشان دهنده «اصلی تقویمی»، یعنی آن نوع ادعای شناخت «کیهان شناختی» است که قادر به توجیهش نیستیم.
روایت کانت از علم، و خاصه نقش حکم «غایت شناختی» یا غایتمند، بعداً در نقد قوه حکم بسط داده می شود. بنگرید به Nuzzo ۲۰۰۵ & Freudiger ۱۹۹۶, Guyer ۱۹۹۰؛ همچنین، مدخل زیبایی شناسی و غایت شناسی کانت،(۳۲) بخش ۳، در همین دانشنامه. درباره روایت کانت از علم به وجه عام تر بنگرید به Wartenberg ۱۹۹۲, Buchdahl ۱۹۹۲, & Friedman ۱۹۹۲b & ۲۰۱۳؛ درباره عقل و علم بنگرید به Nieman ۱۹۹۴, ch. ۲. مدخل فلسفه علم نزد کانت در همین دانشنامه، دیدگاه او را درباره علوم طبیعی، خاصه فیزیک، مورد توجه قرار می دهد.

نظرات کاربران درباره کتاب استنفورد ۸۰ ... عقل به روایت کانت

واقعا خسته نشدید بابت این معرفی تکراری. تمام این مجموعه همین توضیح رو دارن. لطفا در مورد هر کتاب معرفی همون کتاب رو درج کنید نه کل مجموعه....
در 2 سال پیش توسط علیرضا ابراهیمی