فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب استنفورد ۷۹  ... یورگن هابرماس

کتاب استنفورد ۷۹ ... یورگن هابرماس

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۷۹ ... یورگن هابرماس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۵۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب استنفورد ۷۹ ... یورگن هابرماس

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی میکنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده‌اند و چه بسا از این مجموعه کم‌نطیر بهره برده باشند. کتابی که در دست دارید حاصل طرحی برای ترجمه و انتشار گزیده‌ای از مدخل‌های این دانشنامه است با هدف گستردن دامنه تاثیر آن و فراهم کرد امکان دسترسی هر چه بیشتر خوانندگان فارسی زبان به مقالات راه‌گشایی در این مجموعه آمده است. با توجه به ویژگی‌های دانشنامه فلسفه استنفورد شاید بیراه نباشد که بگوییم برای کسی که می‌خواهد برای اولین بار با مسئله یا مبحثی ر فلسفه آشنا شود یا شناخت بهتری از آن حاصل کند. یکی از گزینه‌های مناسب این است که کار را با خواندن مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه آغاز کند.

ادامه...

بخشی از کتاب استنفورد ۷۹ ... یورگن هابرماس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



درآمد

یورگن هابرماس(۳) هم اکنون در رده تاثیرگذارترین فیلسوفان جهان است. او شکاف میان سنت های فکریِ [اروپای] قاره ای و انگلیسی ـ آمریکایی را از میان برداشته و در این میان به مباحثه با اندیشمندان مختلفی همچون گادامر(۴) و پاتنم،(۵) فوکو(۶) و رالز،(۷) و دریدا(۸) و برندم(۹) پرداخته است. نوشته های فراخ دامنه هابرماس به موضوعاتی می پردازند که گستره آن ها از نظریه اجتماعی ـ سیاسی تا زیبایی شناسی، و از معرفت شناسی و زبان تا فلسفه دین را در بر می گیرد، و اندیشه های او نه تنها بر فلسفه بلکه بر اندیشه سیاسی ـ حقوقی، جامعه شناسی، مطالعات ارتباطات، بلاغت و نظریه استدلال، روان شناسی رشد و الهیات نیز تاثیری نظرگیر نهاده اند. گذشته از این، هابرماس در آلمان روشنفکر عمومی(۱۰) برجسته ای بوده و در روزنامه های آلمانی، همچون Die Zeit، درباره موضوعات مناقشه آمیز روزگار خود به اظهارنظر پرداخته است.
با این همه، اگر به مجموعه آثار او، از گذشته تاکنون، نگاهی بیفکنیم، می توانیم ببینیم که او به دو موضوع کلی علاقه ای پایدار داشته است: یکی حوزه سیاسی و دیگری مسائلی درباره عقلانیت،(۱۱) ارتباط [یا همرسانی] و معرفت. (در آنچه در پی می آید، ارجاعات بی نام مربوط به نقل قول های غیرمستقیم از آثار هابرماس اند؛ نقل قول های مستقیم از چاپ های انگلیسیِ در دسترس برگرفته شده اند.)

این کتاب ترجمه ای است از:
Jürgen Habermas
The Stanford Encyclopedia of Philosophy
James Bohman, William Rehg, Aug 4, 2014

پیشگفتار دبیر مجموعه

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد(۱) را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک هایی که گردانندگان این مجموعه از آن ها برخوردار شده اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به رایگان و به آسان ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه مند قرار گرفته است.
نگاهی به ساختار و مندرجات مقاله ها و مرور کارنامه نویسندگان آن ها، که عموما در حیطه کار خویش صاحبِ نام و تالیفات درخور اعتنا هستند، گواهی می دهد که با مجموعه ای خواندنی مواجهیم، مجموعه ای که غالبا مدخل های مناسبی برای ورود به گستره های متنوع تامل فلسفی به دست می دهد. به این اعتبار، می توان به جرئت گفت کسی که می خواهد اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینه های راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه برود.
دانشنامه فلسفه استنفورد (به سرپرستی دکتر ادوارد ن. زالتا(۲)) افزون بر این که پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگی های درخور توجه دیگری هم دارد. حجم بسیاری از مقاله های این دانشنامه چشمگیر است. ظاهرا دست نویسندگان در شرح و بسط کثیری از موضوعات و مباحث باز بوده است. دیگر این که در کنار مدخل های نام آشنا گاه به موضوعات و مسائل کم و بیش بدیعی پرداخته شده است که شاید در نظر اول ورودشان به دانشنامه ای فلسفی غریب بنماید و در عین حال خواننده را به بازاندیشی درباره دامنه تفکر فلسفی و نسبت آن با زیست جهان خویش فرابخواند. کتابنامه های مندرج در پایان مقاله ها نیز، که معمولاً به دقت تدوین شده اند، یکی از محسنات این دانشنامه است که به ویژه به کار دانشجویان و محققانی می آید که می خواهند در زمینه ای خاص پژوهش کنند. این را هم نباید از نظر دور داشت که خاستگاه این دانشنامه به هیچ روی موجب نشده است که متفکران و مباحث فلسفه قاره ای نادیده گرفته شوند.
انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقه مند با آن، چه بسا استمرار همان غایتی باشد که مورد نظر بانیان این طرح بوده است. بر این اساس، در گام نخست انتخابی اولیه از میان مدخل های پرشماری که در دانشنامه آمده است صورت گرفته و کار ترجمه آن ها به سعی مترجمانی که با این طرح همکاری دارند به تدریج پیش می رود. ترجمه کل دانشنامه البته غایتی بلندپروازانه است، به ویژه با توجه به این که هنوز همه مقاله های آن به نگارش درنیامده اند. با این حال، تلاش بر این است که، در صورت فراهم بودن شرایط، انتشار این مجموعه استمرار پیدا کند و به سرنوشت مجموعه هایی دچار نیاید که آغازی چشمگیر داشته اند ولی دولتشان چندان پاینده نبوده است.
روال غالب این است که هر کدام از مدخل ها در یک مجلد منتشر شود، اما در مواردی که حجم یک مدخل از حداقل لازم برای این که به هیئت مجلدی مستقل منتشر شود کمتر باشد، آن مدخل همراه با مدخل دیگری که با آن قرابت موضوعی دارد انتشار می یابد. به توصیه دکتر زالتا، نسخه اساس ترجمه ها آخرین ویراستی خواهد بود که در بخش آرشیو دانشنامه درج شده است، و همین امر در چاپ های مجدد ترجمه ها مبنا قرار خواهد گرفت. در مرحله ویرایش، تمامی ترجمه ها سطر به سطر با متن انگلیسی مقابله خواهند شد تا عیار کار درخور این مجموعه باشد. در این میان تلاش می شود توازن شایسته ای میان احترام به سبک و زبان هر مترجم از یک سو و اقتضائات مجموعه از سوی دیگر به دست آید.
طرح انتشار این مجموعه شاید فردی بوده باشد، اما اجرا و اتمام آن البته کاری جمعی است و با تلاش مشترک و همراهی دوستانی میسر می شود که به این کار دل می سپارند. افزون بر مترجمانی که در این طرح همکاری می کنند، سپاسگزار دیگرانی هستم که مساعدتشان پشتوانه اجرای شایسته آن است. به ویژه از آقای دکتر زالتا و سایر گردانندگان دانشنامه قدردانی می کنم که اجازه دادند مجموعه حاضر به زبان فارسی منتشر شود. همچنین، باید یاد کنم از آقای امیر حسین زادگان، مدیر انتشارات ققنوس، که زمینه اجرای طرح را فراهم کردند؛ آقای دکتر سید نصراللّه موسویان، که یاری بی دریغشان برای این مجموعه بسیار مغتنم بوده است؛ آقای احمد تهوری، که در تسهیل ارتباطات نقش موثری داشته اند؛ و آقای جهانگیر ملک محمدی و یکایک همکاران ایشان در بخش فنی انتشارات، که می کوشند این مجموعه با شکل و شمایلی درخور منتشر شود.

مسعود علیا
زمستان ۱۳۹۲

۱. سیر آغازین علاقه هابرماس به سپهر و عقل عمومی

هابرماس در سال ۱۹۲۹ در نزدیکی های دوسلدورف(۱۲) چشم به جهان گشود و در آلمانِ پس از جنگ بزرگ شد. محاکمه های نورمبرگ(۱۳) مرحله ای کلیدی در شکل گیری اندیشه او بود که عمق شکست اخلاقی و سیاسی آلمان در دوران فرمانروایی ناسیونال سوسیالیسم را به او اثبات کرد. بعداً، هنگامی که دانشجوی تحصیلات تکمیلی و علاقه مند به اگزیستانسیالیسم هایدگر شد و نسخه تجدیدچاپ شده کتاب هایدگر، درآمدی به مابعدالطبیعه،(۱۴) را خواند، این تجربه در او تقویت شد؛ هایدگر در این کتاب اشاره ای به «حقیقت و عظمت درونی» ناسیونال سوسیالیسم (Heidegger ۱۹۵۹, ۱۹۹) را دست نخورده نهاده بود (یا، به بیان دقیق تر، از نو وارد کرده بود). هنگامی که هابرماس (در سال ۱۹۵۳) در انظار عمومی از هایدگر جویای توضیحی در این باره شد، سکوت هایدگر این عقیده او را تایید کرد که سنت فلسفیِ آلمانی در برآوردش اشتباه کرده و منابعی برای فهم یا نقد ناسیونال سوسیالیسم در کف روشنفکران ننهاده است. این تجربه منفی از رابطه فلسفه و سیاست متعاقباً او را برانگیخت تا به جستجوی منابعی مفهومی در اندیشه انگلیسی ـ آمریکایی، به ویژه سنت های عمل گرایانه(۱۵) و دموکراتیک آن، بپردازد. هابرماس، هنگامی که [ بدین منظور] از سنت آلمانی بیرون می رفت، به شماری از روشنفکران جوانِ پس از جنگ مانند کارل ـ اُتو آپل(۱۶) پیوست (برای مطالعه زندگینامه خودنوشت مختصر هابرماس بنگرید به Habermas ۲۰۰۵b, ch. ۱و نیز Wiggershaus ۲۰۰۴).
هابرماس در سال ۱۹۵۴ رساله دکتری خود را، درباره تعارض میان امر مطلق و تاریخ در اندیشه شلینگ،(۱۷) در دانشگاه بُن تکمیل کرد. در سال ۱۹۶۲ رساله احراز صلاحیت استادی اش منتشر شد و بدین وسیله برای نخستین بار توجه جدی عموم را، دست کم در آلمان، به خود جلب کرد؛ رساله او، با عنوان Strukturwandel der Öffentlichkeit (دگرگونی ساختاریِ سپهر عمومی؛(۱۸) چاپ انگلیسی، ۱۹۸۹)، تاریخ اجتماعی مفصلی است ناظر به سیر سپهر [یا حوزه] عمومیِ بورژوایی، از سرآغاز آن در سالن های(۱۹) سده هجدهم تا دگرگونی آن تحت تاثیر رسانه های همگانی ای که نیروی محرکه آن ها سرمایه بوده است. در وصف هابرماس از سالن ها به روشنی علاقه او را به آرمانی ارتباطی که بعدا مهم ترین معیار هنجاری نظریه اخلاقی ـ سیاسی اش شد می بینیم: مفهوم مباحثه انتقادی فراگیر و رها از فشارهای اجتماعی و اقتصادی که در آن دو طرف یکدیگر را همتایانی می دانند که همکارانه می کوشند به فهمی از موضوعاتی که دغدغه مشترک آنان است برسند. این گونه بده بستان، آرمانی بود در مرکز فرهنگ بورژوایی و احتمالاً هیچ گاه تحقق کامل نمی یافت؛ با این همه، «از جنس ایدئولوژی صِرف نبود» (۱۹۸۹, ۱۶۰ & ۳۶). اما هنگامی که در سده نوزدهم آن انجمن های مباحثه ایِ کوچک رشد یافتند و به جماعت های توده وار تبدیل شدند، اندیشه ها به کالا مبدل گشتند و در اقتصادی که مبتنی بر مصرف رسانه های همگانی بود جذب شدند. هابرماس، به جای این که ایده عقل عمومی را کنار بگذارد، طالب مفهومی از شکل گیری افکار عمومی شد که از لحاظ اجتماعی ـ نهادی امکان پذیر باشد، مفهومی که «از لحاظ تاریخی معنادار، از لحاظ هنجاری برآورنده مقتضیات دولتِ رفاه اجتماعی، از لحاظ نظری روشن و از لحاظ تجربی قابل تشخیص است». چنین مفهومی «تنها ممکن است بر دگرگونی ساختاری خودِ سپهر عمومی و بر بُعد شکل گیری و بالیدن آن استوار باشد» (ibid., ۲۴۴). طرح نهایی هابرماس درباره چنین مفهومی (۴۸-ibid., ۲۴۴) پیشاپیش الگوی دوسطحیِ مشورت(۲۰) دموکراتیک را که او بعداً در اثر پخته خود درباره قانون و دموکراسی، میان امور واقع و هنجارها(۲۱) (چاپ آلمانی ۱۹۹۲b؛۱۹۹۶b)، شرح می دهد به اجمال در بر دارد.
علاقه هابرماس به امر سیاسی متعاقبا او را بر آن داشت که به مجموعه ای از مطالعات فلسفی و تحلیل های انتقادی ـ اجتماعی بپردازد، مطالعات و تحلیل هایی که سرانجام به زبان انگلیسی در قالب کتاب های به سوی جامعه ای عقلانی(۲۲) (Habermas ۱۹۷۰) و نظریه و عمل(۲۳) (Habermas ۱۹۷۳b) منتشر شد. کتاب دوم عمدتا متشکل از تاملاتی درباره تاریخ فلسفه است، و کتاب نخست بازنمای کوشش اوست برای این که نظریه نوظهور عقلانیت خویش را در تحلیل انتقادی جامعه معاصر به کار بندد، به ویژه در تحلیل انتقادی جنبش اعتراضی دانشجویان و نهادهایی که آماج اعتراض های آن جنبش بودند، یعنی ساختارهای اقتدارگرایانه و فن سالارانه ای که بر آموزش عالی و سیاست سلطه داشتند.
تامل انتقادی هابرماس رویکرد کمابیش یکسانی به هر دو سوی ناآرامی اجتماعی ای که مشخصه اواخر دهه شصت بود در پیش می گیرد. او، اگرچه با خواسته دانشجویان برای مشارکت دموکراتیک تر همدل بود و امید داشت که کنش گرایی آنان در دل خود ظرفیتی برای دگرگونی مثبت اجتماعی داشته باشد، در انتقاد از جنبه های ستیزه جویانه اش نیز، که آن را خودفریبانه و «زیانبار» می خوانْد (۱۹۷۰, ۴۸)، درنگ نکرد. هابرماس در نقد خود بر فن سالاری ــ یعنی حکومت متخصصان علمی و دیوان سالاری ــ به چارچوب فلسفی ای اتکا کرد که پیشاپیش دربردارنده مقولاتی متعلق به اندیشه متاخر اوست، البته منهای فلسفه زبان او که در دهه هفتاد آن را از کار درآورد. به ویژه، هابرماس فرق فارقی میان دو نحوه از کنش، یعنی «کار» و «میان کنش [یا تعامل]»،(۲۴) گذاشت که مطابق با علایق دیرپای نوع بشرند (ibid., ch. ۶). مفهوم نخست شامل نحوه هایی از کنش است که مبتنی بر انتخاب عقلانیِ وسایل کارآمدند، یعنی اَشکالی از کنش ابزاری(۲۵) و راهبردی،(۲۶) در حالی که مفهوم دوم بر اَشکالی از «کنش ارتباطی»(۲۷) دلالت دارد که در آن ها کنشگران رفتارهای خود را بر مبنای «هنجارهای اجماعی [یا مورد اجماع]» هماهنگ می کنند (۹۲-ibid., ۹۱). هابرماس، در قول به تمایز میان کار و میان کنش، در واقع تقابل جاافتاده ای را که ارسطو میان تخنه و پراکسیس قائل شده بود برمی گیرد و به نظریه اجتماعی انتقادی می سپُرَد (۱۹۷۳b, ch. ۱). برآیند این کار نقدی مشخصا هابرماسی بر علم و فن آوری است که بر پایه آن، این دو از مقوله ایدئولوژی اند: سرآمدانِ معاصر مسائل عملی ای را که درباره زندگی نیک مطرح اند به مسائلی فنی برای متخصصان فرومی کاهند و با این کار نیاز به مباحثه عمومی و دموکراتیک درباره ارزش ها را کنار می نهند و بدین سان از مردم سیاست زدایی می کنند (۱۹۷۰, ch. ۶). از این قرار، علاقه مشروع انسان به ضبط و مهار فنیِ طبیعت همان کارِ ایدئولوژی را می کند ــ یعنی کارِ حجابی را که سرشت گرانبار از ارزش ِ(۲۸) تصمیم گیری حکومتی را، در خدمت به وضع موجود سرمایه دارانه، پنهان می دارد. هابرماس، برخلاف هربرت مارکوزه،(۲۹) که علاقه انسان به مهار فنی طبیعت را ویژه جامعه سرمایه دارانه می دانست، ضبط و مهار فنی طبیعت را [متعلَّقِ] یکی از علایقِ به راستی همگانی نوع بشر می شمرد و به این اعتبار آن را تصدیق می کرد؛ از دید او، به رغم نظر هورکهایمر(۳۰) و آدورنو(۳۱) در کتابشان، دیالکتیک روشنگری،(۳۲) علاقه فنی مستلزم سیطره اجتماعی نبود.
هابرماس در کتاب معرفت و علایق بشری(۳۳) (چاپ آلمانی ۱۹۶۸b؛۱۹۷۱b) به کامل ترین شکل از این انسان شناسی فلسفی دفاع کرد؛ این کتاب بازنمای نخستین تلاش اوست برای آن که چارچوبی نظام مند برای نوعی نظریه اجتماعی انتقادی و بینارشته ای فراهم آوَرَد. هابرماس، بنا بر تلقی ای که از کار خود داشت، باید نظریه اجتماعی انتقادی را در مقام شکلی از معرفت که متمایز و درخور باشد برپا می داشت و این کار را تا اندازه زیادی از راه نقدی روش شناختی بر هرمنوتیک تاریخ گرایانه و فلسفه تحصل گرایانه علم که در آن زمان غالب بودند انجام می داد. از این رو، نظریه ای درباره «علایق مقوم معرفت» پرورد که هم با «تاریخ طبیعی نوع بشر» پیوند دارند هم با «الزامات شکل اجتماعی ـ فرهنگی زندگی»، اما فروکاست پذیر به آن دو نیستند (ibid., ۱۶۸).
سه علاقه مقوم معرفت داریم، که هر یک در وجود انسان ریشه دارد و در گونه ای خاص از پژوهش ِ علمی یا عالمانه پدیدار می شود. نخستین علاقه «علاقه فنی»(۳۴) است، «علاقه ای که از لحاظ انسان شناختی ریشه دار است» و ناظر به پیش بینی و ضبط و مهار محیط طبیعی است. این علاقه نحوه های پژوهش و حصول معرفت در علوم «تجربی ـ تحلیلی» را سر و سامان می دهد؛ علوم «تجربی ـ تحلیلی» عبارت اند از علوم طبیعی و گونه هایی از علوم اجتماعی که هدفشان رسیدن به تبیین های کلیِ آزمون پذیر است (برخلاف علوم اجتماعیِ تفسیری، که هدفشان فهم فرهنگی است، و برخلاف علوم «هنجاری ـ تحلیلی»، مانند نظریه انتخاب عقلانی،(۳۵) که متکی به مدل سازی صوری و استنتاج بر پایه اصول موضوعه خلاف واقع(۳۶)اند؛ بنگرید به ۱۹۸۸a, ۴۳ff). «علاقه» فنی، به منزله ساختار ریشه داری که به معرفت قوام می بخشد، ربطی به انگیزه های عالمان یا اهداف رشته ای خاص ندارد، بلکه مربوط به شیوه ای از رویکرد به طبیعت و جامعه است که به حسب آن، طبیعت و جامعه متعلَّق های معرفتِ ممکن اند: علوم تجربی ـ تحلیلی حصول معرفت را به مشاهده تحت نظارت و آزمایش روشمندانه پیوند می دهند و در این کار، توانایی های اساسی نوع بشر را به کار می گیرند تا از راه کنش ابزاری ای که بازخورد آن را زیر نظر دارند بر طبیعت چیرگی یابند. بی گمان تحلیل هابرماس قویاً متکی به الگوی فرضیه ای ـ استنتاجی(۳۷)ای است که در همان زمانی که او نقد خود را می نوشت گرفتار مخمصه ای جدی بود. اما اندیشه مرکزی او به راستی دامنه ای گسترده تر دارد: وجه تمایز علوم تجربی ـ تحلیلی این است که قلمرو اعیان را تحت حاکمیت سامانی قانون مانند و پیش بینی پذیر می دانند که گونه های خاصی از فنون پژوهش را مجاز می دارد که روشمندانه در ضبط و مهارند و مناسب علوم تفسیری نیستند. از این قرار، علاقه فنی تنها مربوط به علومی نیست که وعده مزایای فن آورانه می دهند، بلکه علومی همچون دیرین شناسی را هم در بر می گیرد.

نظرات کاربران درباره کتاب استنفورد ۷۹ ... یورگن هابرماس

یه تخفیفی بذارید برای این کتاب
در 1 سال پیش توسط هادی جعفری