فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نوسازی، تحریم و تاویل

کتاب نوسازی، تحریم و تاویل
از شناخت علمی تا هراس از تفکیر

نسخه الکترونیک کتاب نوسازی، تحریم و تاویل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۰,۰۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب نوسازی، تحریم و تاویل

نوسازی نیازی همیشگی است. روندی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی است. در غیاب آن زندگی از حرکت بازمی‌ایستد و شادابی و پویایی خود را از دست می‌دهد و فرهنگ به مرگ و زوال می‌گراید. نوسازی با آرزو و خواسته‌ی شخصی این یا آن متفکر شکل نمی‌گیرد بلکه زمینه‌های تاریخی‌ـ‌ اجتماعی، سیاسی و فکری خاص خود را دارد. آن‌گاه که بحران تمامی عرصه‌های حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را فرا می‌گیرد و خود را در اندیشه و نشاط علمی بازمی‌تاباند، نوسازی به یک ضرورت بدل می‌شود. ما اکنون دیرزمانی است که در بحران زیست می‌کنیم، بحرانی که با ضعف مقاومت جامعه به نوعی رکود بدل شده و تنها چیزی که باقی مانده بازگویی دستاوردها و توفیقات گذشتگان است. آیا انتظار بیهوده برای وضعیتی مطلوب که شاید جنگ‌های کوچک و بزرگ جاری در منطقه به ایجاد آن بینجامد، کافی نیست؟ این کتاب مجموعه‌ی چهار مقاله‌ی مرحوم نصر حامد ابوزید و آخرین اثر منتشرشده‌ی این متفکر پرآوازه‌ی مصری است. این مقالات به‌رغم این‌که در زمان‌های مختلف و به مناسبت‌های گوناگون تحریر شده‌اند، به‌نحوی مستقیم و غیرمستقیم به موضوع بازسازی گفتمان دینی مربوط‌اند.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نوسازی، تحریم و تاویل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

درباره ابو زید

ابو زید یکی از چهره های مطرح و بحث انگیز در حوزه نواندیشی دینی جهان عرب طی دهه های اخیر است. او معتقد بود نواندیشی دینی از دوره نوزایی به این سو به رغم مساعی درخور تقدیرش نتوانست افق معرفتی جدیدی را پایه گذاری کند و نهایتاً مقهور گفتمان دینی رسمی شد. وی علت این هزیمت را در نقص رویکرد نواندیشی دینی به قرآن به مثابه مبنای تمدن و فرهنگ اسلامی می داند. ازاین رو برنامه پژوهشی او این بود که ضمن تاکید بر وجه قدسی و آسمانی متن که مشترک میان نواندیشی دینی و گفتمان رسمی بوده است، توجهات را به جنبه تاریخی و بشری و فرهنگی متن دینی معطوف کند. این برنامه پژوهشی دقیقاً در امتداد ایده امین الخولی مبنی بر نگاه به قرآن به مثابه یک اثر ادبی برتر بود. به عقیده ابو زید نگاه به قرآن به مثابه متنی زبانی و تاریخی، به تحولی بنیادین در آگاهی تاریخی و دینی ما خواهد انجامید. طبیعتاً این برنامه پژوهشی و اهداف و لوازمی که ابو زید از آن در نظر داشت بدون نقد رادیکال گفتمان رسمی دینی حاکم و به چالش کشیدن باورهای بنیادین این گفتمان ممکن نبود. اما نقدهای او بحران ها و تنش هایی را در پی داشت که نهایتاً به صدور حکم ارتداد علیه وی و مهاجرت او از مصر انجامید. این تجربه وجه انتقادی اندیشه های او را برجسته تر از پیش کرد و از او چهره متفکری را ترسیم کرد که بیش از آن که صاحب برنامه پژوهشی مشخصی باشد، گفتمان رسمی دینی و نمادها و نمایندگان برجسته آن را بی رحمانه به نقد می کشد و کاستی ها و ناکارآمدی های آن را برملا می سازد. نقدهایی که گاه به افراط می گراید و از محدوده موازین نقد علمی خارج می شود. تحت تاثیر همین رویکرد او بیش از آن که درپی ارائه طرحی مشخص و ایده ای نهایی برای نواندیشی دینی باشد، به تعبیر خود درصدد «تغییردادن الگویی بود که بر اندیشه دینی حاکم است» و در این راه با طرح ایده های مختلف همگان را به تامل و تفکر در آن ها فرا می خواند. ازجمله در پایان مقاله «رویکردی نو به قرآن: گذار از متن به سوی گفتار» که آخرین نظریه اوست تصریح می کند «بیش از آن که خود را صاحب دعوت و نظریه ای بداند که می کوشد نسخه خاصی از اسلام ارائه دهد،... بر ضرورت تداوم روند تفکر و بازاندیشی در میراث و معنای قرآن، بلکه بر ضرورت تلاش مسلمانان ــ در هر نقطه از جهان ــ برای برداشتن گام هایی بلندتر و فراتر در این راه، به منظور تحقق روش تاویلی کارآمد» اصرار می ورزد. او همچنین درباره کتاب مفهوم النص خود می گوید: «در کتاب مفهوم النص می خواستم معنای متن را به منصه ظهور برسانم... در این مطالعه مفهوم تاریخ خود را چنان به من نمایاند که قرآن را متنی تاریخی و فرهنگی بدانم... بااین همه در خود کتاب مفهوم النص به وضوح گفته ام که مجال برای مطالعات بیش تر و دریافت های دیگر وجود دارد من به این نقطه رسیدم که میان زبان قرآن و رسالت این کتاب تمایز قائل شوم و خود زبان را مقدس ندانم». همچنین در مصاحبه ای در پاسخ به این پرسش که «احساس می کنم شما در پرداختن به این موضوع به شکل مبنایی و ریشه ای تردید دارید...» می گوید: «نمی توانم سخن شما را انکار کنم. این تردید در درون من وجود دارد اما علت آن ترس نیست بلکه از آن روست که این کار تغییردادن الگویی (paradigm) است که بر ما حاکم بوده است و تغییر نظام معرفتی رایج نیازمند تاسیس نظام معرفتی جدید است. این ماموریت توسط یک شخص و به تنهایی محقق نمی شود بلکه کاری گروهی است، هنوز در نظام معرفتی یی سیر می کنیم که شافعی در قرن سوم ایجاد کرد.... برای ایجاد فهمی جدید باید قواعدی الهیاتی باشد که اجازه چنین فهمی را بدهد».(۲)
شاید بتوان گفت که ابو زید در آثار خود بیش از آن که در پی ارائه طرحی نهایی باشد، همچون کسی است که با صدای بلند فکر می کند. ازاین رو در آثار او حتا بین آثاری که به یک فضای گفتمانی مثلاً مکتب نقد ادبی تعلق دارد تهافت کم نیست. درحقیقت در آثار ابو زید ما با یک ابو زید مواجه نیستیم بلکه دست کم با دو یا سه ابو زید مواجه ایم. ابو زید «رویکرد عقلی در تفسیر» غیر از ابو زید «معنای متن» است و این هر دو غیر از ابو زید «رویکردی نو به قرآن: گذار از متن به گفتار» هستند.
ابو زید در نقادی های خود عموماً گفتمان دینی رسمی حاکم بر مصر را هدف می گیرد. این از آن روست که او اولاً شناخت دقیقی از این گفتمان دارد و آن را به خوبی تجربه کرده و در فضای آن زیسته است. ازاین رو نقدهای وی به آرا و دیدگاه های نمایندگان گفتمان دینی رسمی کشور مصر محدود نمی شود بلکه وجوه و نقش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنان را نیز شامل می شود. ثانیاً تواضع علمی به او این اجازه را نمی دهد که در نقد سایر گفتمان های حاکم بر دیگر جوامع مسلمان داوری نقادانه کند. نه بدان دلیل که آن گفتمان ها ضعف و سستی ندارند بلکه به این سبب که وی شناخت دقیقی از آن ها ندارد. بااین همه نمی توان وجوه اشتراک گفتمان رسمی حاکم بر جامعه مصر را با گفتمان های دینی رسمی دیگر جوامع مسلمان انکار کرد و آن ها را از حوزه نقدهای ابو زید به کلی خارج دانست.
ویژگی بارز شخصیت ابو زید عدالت خواهی اوست. احتمالاً یکی از عوامل شدت نقدهای او علیه گفتمان رسمی دینی که حقوق انسان را نادیده گرفته به تبعیض های فاحش رسمیت می بخشد، همین ویژگی است. عدالت خواهی ابو زید به حوزه مباحث دینی محدود نمانده است، بلکه وی را ملزم به اتخاذ مواضع شفاف علیه قدرت های استعمارگر و مسلط جهانی و سیاست های تجاوزکارانه آنان علیه ملت ها به ویژه ملت فلسطین کرده است. تفاوت او با برخی روشنفکران و نواندیشان دینی این است که موضع صریح و آشکار او در نقد و محکومیت نظام های استبدادی حاکم بر جوامع مسلمان وی را از اعلام مخالفت صریح با امریکا و سیاست های آن علیه کشورهای درحال توسعه به ویژه کشورهای منطقه ازجمله جمهوری اسلامی ایران باز نمی دارد. همچنین او در مخالفت قاطع با رژیم اشغالگر قدس و مواضع تبعیض آمیز غرب در قبال اسرائیل و اعراب و مسلمانان و یا اسلام هراسی کاذب که ازسوی رسانه های غرب دامن زده می شود، تردیدی به خود راه نمی دهد.

بسم الله الرحمن الرحیم

پیشگفتار مترجم

درباره کتاب

کتاب التجدید و التحریم و التاویل بین المعرفه العلمیه و الخوف من التکفیر که ترجمه آن از نظر خوانندگان محترم می گذرد، آخرین اثر منتشرشده مرحوم نصر حامد ابو زید است. این کتاب مجموعه چهار مقاله و سخنرانی از او است. این مقالات در زمان های مختلف و به مناسبت های گوناگون تحریر شده اند، ازاین رو از نظر موضوع متفاوت و پراکنده اند. همچنین مبانی نظری و فکری یکسانی ندارند؛ به ویژه مقاله «رویکردی نو به قرآن: از متن به سوی گفتار» با سه مقاله دیگر اختلافی مبنایی دارد.
چنان که می دانیم ابو زید از تربیت یافتگان مکتب نقد ادبی امین الخولی است. وی سال های طولانی از عمر علمی خود را در این مکتب سپری کرد. مهم ترین و مشهورترین آثار علمی و پژوهشی وی متعلق به این مکتب است. امین الخولی و شاگردانش به قرآن همچون متنی ادبی یا به عبارت بهتر «اثر برتر ادب عرب» می نگریستند. اگرچه اندیشه ابو زید در طول این سال ها دستخوش تحولاتی شد و در آثار متاخر خود از دستاوردهای دانش معناشناسی، نقد تاریخ و دانش هرمنوتیک بهره برد و آرای بحث انگیزی درباره قرآن مطرح کرد، اما همچنان به مبانی این مکتب تفسیری ملتزم بود و به قرآن به مثابه یک متن و «اثر ادبی برتر» می نگریست. اما مقاله «رویکردی نو به قرآن: گذار از متن به گفتار» که حاصل تاملات وی درباره قرآن در سال های زندگی در اروپاست، حاکی از چرخش بنیادین و خروج او از مدرسه نقد ادبی امین الخولی است.
به رغم اختلاف های گاه بنیادین مذکور یک ویژگی مقالات این کتاب را به یکدیگر پیوند می دهد؛ آن چنان که می توان آن ها را ذیل یک عنوان و در یک مجموعه عرضه کرد. آن ویژگی «نوسازی گفتمان دینی» است که در هر چهار مقاله مشترک است. مقاله نخست «ضرورت نوسازی گفتمان دینی» چنان که از عنوانش پیداست مستقیماً به این موضوع می پردازد. در مقاله دوم ضمن بررسی نسبت دین و به طور مشخص اسلام با هنر به نقد رویکرد گفتمان رسمی دینی به مقوله هنر می پردازد و ضرورت تغییر این رویکرد را به بحث می گذارد. مقاله سوم به بررسی «دشواره تاویل قرآن» اختصاص دارد. ابو زید در این مقاله ضمن مرور تاریخچه تاویل و سیر تحول آن تلاش ها و ابتکارات دوره معاصر در این موضوع را از محمد عبده به این سو به نحوی موشکافانه بررسی می کند. او بر این نکته تاکید می کند که مسئله محوری اندیشه دینی از گذشته تا کنون همچنان دشواره تاویل و چگونگی فهم متن بوده است. او نوسازی اندیشه دینی را در گرو ادامه راه و تکامل ایده هایی می داند که امثال عبده و امین الخولی در این زمینه مطرح کرده اند. نهایتاً مقاله چهارم با عنوان «رویکردی نو به قرآن: گذار از متن به گفتار؛ به سوی هرمنوتیکی انسان گرا» حاوی طرحی نو و متفاوت در مسیر نوسازی گفتمان دینی است. نظر به اهمیت این مقاله در آن اندکی درنگ می کنیم.
ابو زید در این مقاله به تبیین اهمیت تعامل با قرآن به مثابه «گفتار» و اثر آن در فهم قرآن وکشف معانی ناپیدای آن می پردازد. این ویژگی البته برای عالمان مسلمان ناشناخته نبوده است، اما آن چنان که ابو زید تصریح می کند، آنان تحت تاثیر تلقی «متن بودگی» قرآن کم تر به وجه گفتاری آن توجه کرده اند و در بسیاری موارد به کلی از آن غفلت نموده اند.
به عقیده ابو زید قرآن «فقط یک متن نیست» بلکه پیش از آن مجموعه ای از پاره گفتارهای وحی است که طی بیش از بیست سال و در شرایط مختلف بر پیامبر نازل شده است. متن و گفتار هریک شیوه فهم خاص خود را دارند. به باور او «هر رویکرد جدیدی به قرآن که سرشت اصلی و زنده آن به مثابه یک “ گفتار” را کانون توجه خود قرار ندهد، نخواهد توانست روش هرمنوتیکی زنده و منفتحی در تعامل با قرآن به دست دهد». تنها با توجه و تاکید بر وجه گفتاری قرآن است که می توان «معنای قرآن» را به «معنای زندگی» پیوند داد و به عبارت بهتر از قرآن برای ساختن «معنای زندگی» در دوران جدید بهره گرفت. او نهایتاً تاکید می کند بیش از آن که در پی ارائه نظریه ای جدید برای فهم قرآن باشد، قصد آن دارد که توجه مسلمانان را به این نکته جلب کند که قرآن «فقط متن نیست»، بلکه ویژگی های گفتار را نیز دارد، ازاین رو روش های تاویل سنتی مبتنی بر ایده های ناسخ و منسوخ در فهم قرآن روش هایی ناکارآمد و عقیم اند. او تصریح می کند هدف وی از این مقاله صرفاً دعوت از مسلمانان جهان به ضرورت درانداختن طرحی نو در نحوه مواجهه با قرآن است. او مسلمانان جهان را به توجه به جنبه گفتاری قرآن و تلاش برای دستیابی به متدولوژی تاویلی جامع و نوین در فهم قرآن فرا می خواند.
مهم ترین ویژگی و دستاوردی که ابو زید برای نظریه گفتاری بودن قرآن ذکر می کند این است که برمبنای این نظریه تفسیر قرآن در خدمت یک فهم خاص و ایدئولوژیک و نافی فهم های دیگر در نمی آید و وسیله ای درخدمت تفکرات اقتدارگرایانه نخواهد بود. به این ترتیب قرآن از چنبره برداشت های اقتدارگرایانه و جزمی ایدئولوژیک خارج شده در متن زندگی با تمام فرازونشیب ها و تعارض ها و اختلاف ها جاری می شود. به تصریح وی «متن انگاری قرآن آن را بازیچه اغراض سیاسی قرار می دهد و هر فرقه آن را به معنایی برابر میل و سود خود تعبیر می کند. ایدئولوژیک کردن قرآن با فرض متن بودن آن صورت می گیرد و تنها راه ایدئولوژی زدایی از آن شناخت سرشت گفتاری آن است».
در نقد نظریه گفتاری قرآن به تقریر ابو زید بسیار می توان سخن گفت. احکام و داوری های مبالغه آمیز و گاه متضاد در مقاله ابو زید حاکی از آن است که این نظریه در اندیشه او هنوز به پختگی لازم نرسیده است. به عنوان مثال به نظر می رسد داوری ها و احکام قطعی درباره مضرات و آسیب های متن انگاری قرآن و مزایای گفتارپنداری قرآن خود احکام و داوری هایی ایدئولوژیک هستند. ابو زید برای ما روشن نمی کند که مستند این احکام و داوری های جزمی چیست. آیا مجموعه گفتارهایی که طی مدتی طولانی پدید آمده باشند موضوع برداشت هایی ایدئولوژیک واقع نمی شوند؟ آیا منطقاً نباید از انسانی صاحب اندیشه و حکیم انتظار داشت مواضع و سخنانش در شرایط مختلف با یکدیگر سازگار بوده و از معیارهای دوگانه پیروی نکند؟ آیا منطقاً نمی توان دیدگاه ها و سخنان مختلف وی را به کمک یکدیگر فهم کرد؟ آیا می توان میان فهم متن و فهم گفتار چنان دوگانگی و بیگانگی تصور کرد که ابزار فهم یکی برای دیگری به هیچ کار نیاید؟ به عنوان مثال آیا چنان که او می گوید مفهوم سازی هایی نظیر عام و خاص و مجمل و مبین که در فهم متن به کار می روند به کار فهم گفتار نمی آیند؟
نظریه جدید ابو زید به رغم کاستی هایی که به نمونه ای از آن اشاره شد، دارای نقاط مثبت و تامل برانگیزی است و توجه به آن حقایق و معانی جدیدی از قرآن را بر ما مکشوف می کند که تحت سیطره نظریه متن بودگی قرآن عموماً مغفول واقع می شوند. در این نوشتار قصد ما نقد نظریه ابو زید و تبیین نقاط ضعف و قوّت آن نیست. این مهم را به فرصتی دیگر احاله می دهیم.
نظریه «گفتاری بودن وحی» موضوع برداشت های متضاد واقع شده است که می توان آن ها را به دو دسته برداشت های معتدل و رادیکال تقسیم کرد. به موجب تلقی های رادیکال از این نظریه «وحی به صورت شفاهی به پیامبر ابلاغ شده و پیامبر نیز به صورت شفاهی آن را به مخاطبان روزگار خود رسانده است». «مصحف شدن اتفاقی انقلابی است. تبدیل گفتار به نوشتار گذار از یک ساختار معنا به ساختار معنای دیگری است». «قرآن گفتاری یک بار پدید آمده و برای همیشه از میان رفته و بیرون از دسترس است». «با قرآن گفتاری سیاق آن نیز برای همیشه نابود شده، سیاقی که بدون آن معنا امکان پذیر نیست. فهم کامل سیاق وحی شفاهی برای ما ممکن نیست چون دسترسی به آن گذشته هرگز برای ما امکان ندارد. در نوشتار، ما سیاق را نه با نگریستن به واقعیت زندگی پیامبر و صحابه که با ارجاع به نوشتارهای دیگر درمی یابیم یعنی دال های متن به مدلول هایی در متن های دیگر ارجاع می دهند. ما قرآن نوشتاری را جز با روابط بینامتنی آن با متون دیگر ــ از لغت و حدیث و سیره گرفته تا اسباب نزول ــ نمی توانیم درک کنیم درحالی که مخاطبان گفتار قرآنی نه با ارجاع به متن های دیگر بلکه در سیاق زنده و ملموس زندگی واقعی و بستر ادای کلمات، مراد پیامبر را درمی یافتند». «تفسیر قرآن به قرآن و همچنین تفسیر موضوعی بی معناست». «مصحف ساخته ای بشری است که می تواند در میلیون ها نسخه تکثیر شود. پیوند ما با وحی برای همیشه از میان رفته است». «مصحف عثمان بی دردسر و خون ریزی به مصحف یگانه و رسمی اسلام بدل نشد.... قاریانی که مصحف عثمان را قبول نداشتند سر بریده یا به انزوا رانده شدند».(۱)
این همه درحالی است که ابو زید در مقاله مذکور نه منکر جنبه های متن بودگی قرآن شده است و نه فهم قرآن به کمک قرائن و دلالت های درون متنی را انکار کرده است، نه بر ازبین رفتن «پیوند ما با وحی برای همیشه» حتا اشاره ای کرده است و نه.... او نه تنها به ازدست رفتن صورت اولیه وحی معتقد نیست بلکه در همین مقاله تصریح می کند «دال ها و اشارات وحی گفتاری همچنان در ساخت متن تدوین شده در مصحف حاضر است». به اعتقاد او فهم قرآن امری است ممکن اما فهم صحیح قرآن در گرو آن است که علاوه بر جنبه متن بودگی قرآن به جنبه گفتاربودگی آن نیز توجه کنیم. او در همین مقاله بارها تصریح می کند که «قرآن صرفاً یک متن نیست» بلکه به جنبه گفتاری آن نیز باید توجه داشت. او حتا تلاش می کند نشان دهد تفسیر قرآن به قرآن براساس نظریه گفتاری بودن وحی در فهم قرآن کارآمدتر و زوایا و حقایقی از قرآن را بر ما می گشاید که تا کنون مغفول بوده اند. بااین همه می توان پرسید مستندات طرفداران برداشت رادیکال در اثبات مدعیات مذکور چیست. در مقاله ابو زید این مستندات مشاهده نمی شود. همچنین ادعاهایی نظیر این که «مصحف عثمان بی دردسر و خون ریزی به مصحف یگانه و رسمی اسلام بدل نشد.... قاریانی که مصحف عثمان را قبول نداشتند سر بریده یا به انزوا رانده شدند» چنان بی پایه و سست اند که امروز حتا در میان آن گروه از اسلام شناسان مغرب زمین که با قرآن کم ترین همدلی ندارند نیز طرفداری ندارد. به نظر می رسد علت اصرار و تاکید بر مدعیات مذکور به رغم شواهد مخالف بسیار، نتیجه ای است که مدعیات مزبور می توانند در پی داشته باشند. آن نتیجه چنین است: «مصحف پدیده ای بشری» است و «مصحف بشری نمی تواند پایه ای برای قانون گذاری باشد. قانون الهی ناممکن است» بنابراین درک این حقیقت چندان دشوار نخواهد بود که برداشت های مذکور معلل اند و نه مدلل. برداشت رادیکال از نظریه گفتاری بودن وحی هرچه باشد نظر ابو زید نیست و نقد و بررسی آن را باید به زمانی موکول کرد که به صورت یک نظریه علمی و مستند به دلایل و مستندات قابل اعتنا ارائه شود.

نظرات کاربران درباره کتاب نوسازی، تحریم و تاویل

کامنتم پاک شد؟!!!
در 2 سال پیش توسط mas...gan