فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آمِدِه یا چطور از شرش خلاص شیم؟

کتاب آمِدِه یا چطور از شرش خلاص شیم؟
کمدی در سه پرده

نسخه الکترونیک کتاب آمِدِه یا چطور از شرش خلاص شیم؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب آمِدِه یا چطور از شرش خلاص شیم؟

اوژن یونسکو در سال ۱۹۵۰ با نمایشنامه‌ی «آوازه‌خوان کچل» در تئاتر نوکتامبول پاریس معرفی شد. محتوا و فرم نمایشنامه شگفت و دور از ذهن تماشاگر و منتقد وقت بود. آنقدر دور که همه در قضاوتش غافلگیر شدند. هیچ معیارسنجشی در دست نداشتند. عده‌ای خشمگین شدند، عده‌ای فهمیدند و دست زدند. ولی هیچ‌کس نتوانست از تحولی که در شرف وقوع بود جلوگیری کند. قوانین تئاتر کهنه به‌هم ریخت و پیکره‌ی نوظهوری از تئاتر به‌دست یونسکو و جمعی نوآور دیگر، به‌نام «تئاتر پوچی» ساخته شد. ولی یک نویسنده با اولین اثرش متولد نمی‌شود، پشت اثر، یک انسان وجود دارد، یک زندگی وجود دارد. با یک مشت تجربه‌ی وقایع، احساسات عشق و رؤیا. اوژن یونسکو به نفس رؤیا در زندگی اهمیت فوق‌العاده می‌دهد و می‌گوید برای یک نویسنده‌ی تئاتر رؤیا درام حقیقی است. رؤیا فکر روشن و مصوری است که عامل و محور اساسی درام را تشکیل می‌دهد و این رؤیاها مستقیما به دوران کودکی هر فرد بسته است. یونسکو دوران کودکی‌اش را در دهات فرانسه گذرانده است و حاصل تجربیات تلخ و شیرین آن دوره شخصیت بعدی او را پی ریزی کرده است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.73 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آمِدِه یا چطور از شرش خلاص شیم؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

با اوژن یونسکو آشنا شویم

اوژن یونسکو در سال ۱۹۵۰ با نمایشنامه ی «آوازه خوان کچل» در تئاتر نوکتامبول(۱) پاریس معرفی شد. محتوا و فرم نمایشنامه شگفت و دور از ذهن تماشاگر و منتقد وقت بود. آنقدر دور که همه در قضاوتش غافلگیر شدند. هیچ معیارسنجشی در دست نداشتند. عده ای خشمگین شدند، عده ای فهمیدند و دست زدند. ولی هیچ کس نتوانست از تحولی که در شرف وقوع بود جلوگیری کند. قوانین تئاتر کهنه به هم ریخت و پیکره ی نوظهوری از تئاتر به دست یونسکو و جمعی نوآور دیگر، به نام «تئاتر پوچی» ساخته شد.
ولی یک نویسنده با اولین اثرش متولد نمی شود، پشت اثر، یک انسان وجود دارد، یک زندگی وجود دارد. با یک مشت تجربه ی وقایع، احساسات عشق و رویا.
اوژن یونسکو به نفس رویا در زندگی اهمیت فوق العاده می دهد و می گوید برای یک نویسنده ی تئاتر رویا درام حقیقی است. رویا فکر روشن و مصوری است که عامل و محور اساسی درام را تشکیل می دهد و این رویاها مستقیما به دوران کودکی هر فرد بسته است. یونسکو دوران کودکی اش را در دهات فرانسه گذرانده است و حاصل تجربیات تلخ و شیرین آن دوره شخصیت بعدی او را پی ریزی کرده است.

خاطرات تلخ و جنبه های منفی دوره ی کودکی او را بررسی کنیم

۱ـ شاید مهم ترین خاطره و احساس تلخ این دوره ی زندگی یونسکو کشف تنهایی و غمگینی مادرش باشد که یکه و تنها و درمانده با سبعیت و خشونت دنیای اطراف مبارزه می کرده تا زندگی خود و فرزندش را تامین کند. کمی شبیه ژوزفین قهرمان نمایشنامه ی «پیاده روی هوایی».
۲ـ پی بردن به واقعیت مرگ تم اصلی دلهره در آثار یونسکو را تشکیل می دهد و سایه ی مرگ و تخریب تقریبا در تمام آثار یونسکو منعکس است. یونسکو تعریف قشنگی از پی بردن به واقعیت مرگ دارد...
۳ـ «دلهره»ی من، با کشف زمان شروع شد. لحظه ای که پی بردم هر لذتی در نهاد خود راهی به نیستی باز می کند و لحظه ها به گذشته سرنگون می شوند.

خاطرات شیرین و جنبه های مثبت این دوره

مرحله ی اول زندگی او در دهات بود. زندگی در ده و صومعه ی «آنتنز» که روزهای کمال و خوشبختی و نورانی را تشکیل می دهند. این دوره از زندگی، سمبلی است از بهشت. محلی است که برای یونسکو همیشه به صورت بهشت از دست رفته باقی مانده، یک بهشت نورانی. یونسکو بارها گفته است «من روزهای یکشنبه لباس های نو می پوشیدم و به صومعه می رفتم. همیشه رنگ آسمان آبی و نوک تیز صومعه را روی این کاسه ی آبی می دیدم. صدای ناقوس ها را می شنیدم. آسمان بود و زمین بود. به گفته ی بعضی از روانکاوان و طرفداران فلسفه ی «یونگ» ما از درد جدایی آسمان و زمین رنجوریم. ولی در آن جا واقعا زمین و آسمان به هم ملحق شده بودند و شاید به همین علت من آنقدر خودم را خوشبخت حس می کردم، در یک هم آهنگی کامل طبیعت و زندگی.»

زندگی در ده وسیله ای است برای یونسکو برای پی بردن به معنای آزادی

زندگی در ده کشف آزادی و فضا بود. هم فضا بود و هم آشیانه. در دهکده و صومعه ی کوچک «آنتنز» انسان زیر نقاب شغل گم نمی شد. فلان آشنا کشیش بود و فلان دوست معلم یا طبیب. مثل بازیگرانی که هر یک نقشی را بازی می کنند. درحالی که در دنیای شهری و ماشینی ما، به یک نویسنده یا طبیب یا هر کس دیگر، برای همیشه برچسب به خصوصی زده می شود. حتی در رختخواب!، نظام اجتماعی، اجتماع را تبدیل کرده به هیولا!
در تمام آثار یونسکو این تم های اساسی که حاصل تجربیات زندگی او است نمود می کنند. تمِ دلهره ی کشف زمان، دلهره ی مرگ، رویا، آشیانه، آزادی، انقیاد، رنگ، نور، تناقض شغل و انسان، تناقض فرد و نظام اجتماعی، تناقض بین سبکی آسمان و نور با خفقان و لجن سنگین، حسرت بهشت از دست رفته. یونسکو می گوید همه دنبال بهشت از دست رفته می دوند. حتی انقلابیون بدون این که خودشان آگاه باشند، دنبال یک بهشت از دست رفته ای می گردند. یونسکو معتقد است هر نوع ایدئولوژی حتی مارکسیسم قبل از این که تبدیل به فرمول بشود ریشه ی حسی، غریزی و بیولوژیک دارد.

برخورد یونسکو با آثار دیگران

این بود خلاصه ای از تجربیات یونسکو که حاصل مستقیم تماس او است با زندگی. تجربه و دید یونسکو از زندگی در نتیجه ی آشنایی او با اندوخته ی دیگران کامل تر می شود و یونسکو از ورای آثار دیگران به حقایق وسیع تر و عمیق تری می رسد و خودش را کامل می کند.
یونسکو مدعی است که فقط از شعرا و متفکرین متاثر است نه از درام نویسان. ولی شاید شخصیت های دیگری هم در او اثر گذاشته باشند. از جمله: «کاراجیال»(۲) درام نویس رومانی و «اورموز»(۳) و شعرای عامیانه ی گمنام رومانی. یونسکو می گوید: در سن ۱۱ـ ۱۲ سالگی با مطالعه ی «قلب ساده» اثر فلوبر با دنیای ادب آشنا شدم و زیبایی کلام و سبک و کیفیت نوشته ی ادبی را کشف کردم، هر چند این برخورد مانع نشد که برای نویسندگان کم ارزش تری چون آلبر سامَن(۴)، فرانسیس جیمس(۵) و مترلینک(۶) تحسین داشته باشم. کسانی که هنر نویسندگی را می شناسند ولی دست و پای مرا با احساسات بازی بستند و هنوز هم که هنوز است نمی توانم خودم را از قید آن آزاد کنم. ولی هرگز گرایشی به آندره ژید(۷) نداشتم. در حالی که «قلب ساده» برای من نفس شفافیت و واژه های نورانی بود. این حالت را در نوشته های شارل دو بوس(۸) و والری لاربو(۹) که دید کودکی مرا منعکس می کرد پیدا کردم. هم چنین آلن فورنیه(۱۰) استاد دوران بلوغم.
برای من «نور» رستاخیز دنیا است. بهار رستاخیز فاتح کودکی تیره ی من است. ناگهان در جهان زیبایی غیرقابل توصیفی تجلی می کند. خوشحالی از نور و سبکی و عدم قوه ی جاذبه است و دلهره از تاریکی و لجن و اختناق. من یا خودم را سبک و خوشبخت حس می کنم یا سنگین و پریشان. پیروان فلسفه ی «یونگ» خواهند گفت نوشته های من از اختلال سلسله ی اعصاب است، زیرا جدایی زمین و آسمان را توصیف می کند. در واقع نوشته های من گاه تجلی سنگینی، تراکم، زمین، آب و گل و لجن است و گاه تجلی سبکی و پرواز و خوشبختی است. اصولاً ادبیات زاییده ی اختلال سلسله ی اعصاب است. زیرا سلامتی نه شاعرانه است و نه ادبی و در ضمن باعث هیچ گونه پیشرفتی هم نمی شود. به هر حال بدبختی برای من با تراکم و غلظت توام است و سنگینی مولود خودکامگی، جمعیت، زندگی مدرن، اختناق و انقیاد دنیای فعلی امروز است.
در جهان گاه دوران سبک و نورانی وجود داشته است شبیه «پِریکلس»(۱۱) و «رنسانس»(۱۲) و گاه دوران خفقان و سنگینی شبیه «استالینیسم» و «نئواستالینیسم»، «فاشیسم دست راستی و دست چپی»، «سوپر کاپیتالیسم» و غیره.
نویسندگانی که تجربه ی دلهره ی مرا تکمیل کرده اند در مرحله ی اول کافکا(۱۳) است و «مسخ» کافکا و بعد بورگز(۱۴) و نقاشی های شیریکو(۱۵) که بی نهایت، کلاف سردرگم زمان را تصویر می کند. «مسخ» کافکا مرا دگرگون ساخت و من احساس گناه، گناه کردن بی دلیل را کشف کردم و پی بردم که هر لحظه می تواند از فرد فرد ما هیولایی زاییده شود شبیه نمایشنامه ی «کرگدن».
نویسندگان کاملاً متفاوت دیگری نیز در شخصیت من اثر گذاشته اند. از جمله داستایوسکی و پروست که آن چه را که من حس می کردم و نمی توانستم بیان کنم بیان کرده بود. همین طور دُنیس آیروپاژیت(۱۶) که به درستی نمی دانم عارف است یا شاعر یا فیلسوف.
ولی چرا از درام نویسان حرفی نمی زنم؟ شاید به این علت که احتیاجی به کشف تئاتر ندارم، تئاتر در وجودم است. البته راسین(۱۷)، کورنی(۱۸) و مولیر(۱۹)، و به خصوص شکسپیر(۲۰) را خوانده ام، نویسنده بزرگ و بی همتا، که همه چیز را گفته است. مگر او نیست که می گوید: «دنیا سرگذشت دیوانه ها است از زبان یک دیوانه؟». مگر او نیست که می گوید: «همه چیز خشم و هیاهو است؟» از زمانی که شکسپیر همه چیز را گفته است بکت(۲۱) می کوشد تا او را تکرار کند، ولی من حتی قادر به تکرار او هم نمی باشم. دیگر چه چیز می توان به گفته های او اضافه کرد؟ نمی دانم!
می دانم اغلب مرا با فِدو مقایسه می کنند. درحالی که من فقط از شعرا و متفکرین متاثرم. شاید دروغ جلوه کند ولی وقتی به من گفتند از استریندبرگ متاثرم، استریندبرگ را مطالعه کردم و دیدم واقعا از او متاثرم. وقتی به من گفتند از فدو، لابیش و ویتراک متاثرم. فدو، لابیش و ویتراک را مطالعه کردم و دیدم واقعا از آن ها متاثرم و فرهنگ تئاتری من از این راه به دست آمده است، معهذا اگر من ناخودآگاه از این نویسندگان متاثرم به این علت است که فرد هرگز تنها نیست. افکار، دلهره ها، مسایل زیبایی در وجود و جوهر ما است که یکی پس از دیگری آن ها را کشف و پیدا می کنیم. ما هم آزادیم و هم در قید.

مکانیسم فِدو(۲۲)

از مکانیسم فدو زیاد صحبت می شود ولی به درستی شناخته شده نیست. تم های فدو فاقد ارزش است ولی مکانیسم او بی نظیر است. مکانیسم تکثیر، مکانیسم تصاعد هندسی و اصولاً نفس مکانیسم خود به خود. برگسون می گوید: کمیک تلفیق عامل مکانیکی است با عامل زنده، همانند فدو در نمایشنامه های من نیز از این عوامل کمیک و خنده آور استفاده می شود. کمیک «صندلی ها» از نقش مکانیکی به وجود می آید. کمیک «درس» از نقش کلمات و زبان. کمیک «آمده یا چطور از شرش خلاص شیم» از تصاعد هندسی و کمیک «کرگدن» از تکثیر.
می بینید که کمدی وحشت آور است. کمدی دردناک است و من می نویسم تا جوابی به خود داده باشم، کی هستیم و چرا هستیم.
***
اوژن یونسکو به تاریخ ۲۶ دسامبر ۱۹۱۲ در رومانی پا به عرصه ی حیات می گذارد. دوران کودکی اش را در فرانسه می گذراند و در آن جا نیمی از تحصیلاتش را به پایان می برد. در مراجعت به زادگاهش در شهر بخارست مدتی به تدریس زبان فرانسه می پردازد. سپس برای ادامه ی تحصیل و دریافت دکترای زبان فرانسه به پاریس برمی گردد و در دانشگاه سوربن مشغول تحصیل می شود ولی از ارائه ی تز پایان نامه ی تحصیلی اش امتناع می ورزد و برای همیشه اقامت در کشور فرانسه را برمی گزیند. و پس از تردید و دودلی های بسیار و گذراندن دورانی سخت و تاریک با سرعتی اعجاب انگیز جایگاه معتبری در جهان تئاتر کسب می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب آمِدِه یا چطور از شرش خلاص شیم؟

نمایشنامه ی خوبی است. من هنوز نسخه اصلی را نخواندم ولی به احتمال زیاد از ترجه بهتر می تواند باشد. ترجمه اثر بسیار ضعیف و در حد ترجمه با googleTranslate هم نیست. مثلن Milky Way ترجمه شده جاده شیری. یعنی مترجم از حداقل سواد عمومی برخوردار بوده.
در 2 سال پیش توسط علی قادری