فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب امپراتوری آشور

کتاب امپراتوری آشور
مجموعه تاریخ ۷

نسخه الکترونیک کتاب امپراتوری آشور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۱۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب امپراتوری آشور

مجموعه تاریخ جهان می‌کوشد چشم‌اندازی گسترده و ژرف از سیر تاریخ عرضه کند. این مجموعه با ارائه زمینه‌های فرهنگی رخدادهای تاریخی، خواننده را مجذوب خود می‌سازد. مجموعه تاریخ جهان اندیشه‌های سیاسی، فرهنگی و فلسفی تاثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بین‌النهرین و مصرباستان به یونان، روم، اروپای قرون وسطی و دیگر تمدن‌های جهانی تا روزگار ما پی می‌گیرد. این مجموعه نه تنها برای آشنایی خوانندگان با مبانی تاربخ تدوین شده است، بلکه همچنین در پی آگاه ساختن آن‌ها از این واقعیت است که زندگیشان بخشی از سرگذشت کلی انسان هاست. هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دوره مهم تاریخی را به خواننده ارائه می‌دهد.

ادامه...

بخشی از کتاب امپراتوری آشور

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار :  قومی که با شمشیر زیستند و مردند

تا پیش از نیمه قرن نوزدهم، نام آشور، که زمانی در دل میلیون ها نفر وحشت افکنده بود، از نظر دنیای امروزی چیزی نبود جز اصطلاحی که در کتاب مقدس و کتاب های چند نویسنده یونان و روم باستان گاهی از آن نامی به میان آمده بود. به روایت این آثار، آشوریان یکی از چند قوم ثروتمند و قدرتمندی بودند که در عصر کتب مقدس در دره رودخانه های دجله و فرات سکونت داشتند. این ناحیه میانی و در آن هنگام بسیار حاصلخیزِ خاور نزدیک را غالبا بین النهرین [میان رودان] می نامند. آشوریان نیز، مانند بابلی ها و دیگر فرهنگ های افسانه ای بین النهرین، مدت هاست که از صحنه تاریخ محو شده اند؛ و تاریخ پژوهان معاصر حتی راهی برای اثبات وجود آن ها نداشتند، تا چه رسد به پیدا کردن محل بقایای آن ها.
این فقدان مدرک مشخص عمدتا از انتخاب نابجای مصالح ساختمانی ناشی می شد. برخلاف مصریان، یونانیان، و رومیان، که بسیاری از یادمان های خود را با سنگ های بادوام بنا می کردند، ساکنان بین النهرین عمدتا از آجرهای خشتی استفاده می کردند که به آسانی از هم می پاشید. آفتاب سوزان خاورنزدیک، باران های متناوب، و جابجایی شن ها که به تدریج کاخ ها و شهرها را فرا می گرفت و آن ها را می پوشاند، تنها تپه هایی بی شکل از آن ها بر جای گذاشت. آن گاه که شن های کویری آن ها را در کام گرفت، هویت اصلی خود را از دست دادند و مدتی بیش از دو هزار سال رازهای آن ها، حتی از نوادگان محلی کسانی که در آغاز در آن ها سکونت داشتند، پوشیده ماند.
پرده برداری از این حجاب رازآلود که آشور و فرهنگ های همتایش را پوشانده بود در دهه ۱۸۴۰ آغاز شد، و آن هنگامی بود که گروه هایی از باستان شناسان جوان و تازه کار، عمدتا اهل فرانسه و انگلستان، به سرعت کاخ ها و شهرهای آشور را یکی پس از دیگری از خاک به درآوردند. موفق ترین، مشهورترین و موثرترین این کاوشگران یک کارمند دولت و ماجراجوی انگلیسی به نام اُستن هنری لِیارد بود. در شبی آرام و مهتابی در نوامبر ۱۸۴۵، لایارد بیست و هشت ساله در چادری، در صحرایی در شمال عراق، نشسته بود. بیش از آن هیجان زده بود که خواب به چشمانش راه یابد. نمی توانست به چیزی جز تپه عظیم و رازآلود نمرود، که او در دامنه شرقی اش چادر زده بود، بیندیشد. لایارد، که کشف اخیر یک کاخ باستانی آشور در تپه خُرساباد، حدود پنجاه مایل به طرف شمال، از سوی یک فرانسوی به نام پُل امیل بوتا تا حدی او را برانگیخته بود، به نمرود آمده بود به این امید که تندیس ها و دیگر اشیاء دست ساز را برای موزه صاحب نام بریتانیا در لندن کشف کند.



 تصویری از یک نقش برجسته که در نمرود، یکی از شهرهای عمده آشور، یافت شده و جنگجویان آشوری را در حال محاصره یک قلعه دشمن نشان می دهد. یک برج چرخدار تیراندازان را حمل می کند، و دیوار قلعه بر اثر ضربات قلعه کوب فرو می ریزد.

امید لایارد در همان نخستین روز حفاری به شیوه ای تماشایی به واقعیت پیوست. او و شش کارگری که از یک قبیله عرب محلی اجیر کرده بود، از سپیده دم خاکبرداری از تپه را آغاز و در ظرف بیست و چهار ساعت اتاق های دو کاخ جداگانه را، که پُر از نقش برجسته های دیواری بود، کشف کردند. انگلیسی جوان بعدها یکی از صحنه های جاندار نبرد را چنین توصیف کرد:

بر هر یک از دو ارابه ای، که اسب ها آن ها را می کشیدند... یک گروه سه نفره جنگجویان سوار بودند؛ جنگجوی فرمانده در هر دو گروه بدون ریش بود... زره کاملی به تن داشت، و کلاهخود نوک تیزی بر سر.... با دست چپ کمانی را محکم گرفته، و با دست راست تیری را آماده پرتاب کردن نگه داشته بود. جنگجوی دوم افسار و شلاق به دست می کوشید سه اسب ارابه را به حداکثر سرعت وادارد و اسب ها در دشت چهارنعل به پیش می تاختند. [جنگجوی] سوم، بدون زره و با مو و ریش انبوه، سپری را برای دفاع از جنگجوی فرمانده نگه داشته بود. در زیر پای اسبان... شکست خوردگانی بودند که به تیر فاتحان زخمی شده بودند.(۱)

با بیرون آمدن ساختمان های بیش تری در نمرود (کالح باستانی)، نینوا، آشور، و دیگر شهرهای امپراتوری آشور، لایارد و جانشینانش هزاران تندیس همانند یافتند که بخش عمده آن ها جنگجویان، جنگ افزارها، نبردها، محاصره ها، و دیگر مضامین نظامی را نشان می دادند. به نظر می رسید که این ها موید نوشته های کتاب مقدس و دیگر آثار باستانی در باره آشوریان است ــ که آن ها در میان اقوام باستان از همه جنگ طلب تر و وحشت انگیزتر بودند. ناحوم پیامبر عبرانی در باره نینوا می نویسد: «وای بر این شهر خونبار، که انباشته از فریب است و یغما.»(۲) و اشعیای نبی نیز بازگو می کند: «هان! شنیده ای که پادشاهان آشور بر سر تمام سرزمین ها چه آورده اند، و آن ها را به کلی ویران ساخته اند.... خدای من! به راستی که پادشاهان آشور تمام اقوام و سرزمین هاشان را از میان برده اند، و خدایانشان را به آتش افکنده اند.»(۳) و هرودوت، تاریخ نگار قرن پنجم پیش از میلاد، از آشوریان به عنوان «اربابان آسیای علیا طی دوره ای ۵۲۰ ساله» یاد می کند، و نیز از اقوام گوناگونی که برای رهایی از «یوغ آشوریان و تبدیل شدن به مردمی آزاد» دلاورانه جنگیدند.(۴)



یک قرن و نیم کاوشگری، به همراه ترجمه بسیاری از متون بین النهرینی، آشکار ساخته است که آشوریان صرفا ویرانگرانی سنگدل نبودند؛ بلکه، چنان که ویرانه های نینوا و دیگر شهرهای آن ها گواهی می دهد، سازندگانی شگفت انگیز، و همین طور کشاورزانی سختکوش، بازرگانانی کوشا، و هنرمندانی ماهر نیز بودند. با این حال، مدارک حاکی از آن است که آشوریان، شاید بیش از هر قوم باستانی دیگری، از راه یورش های نظامی تجاوزکارانه، لشکرکشی و جنگ، زندگی خود را تامین می کردند و اغلب اوقات با کسانی که بر آن ها چیره می شدند با چنان ستمگری و خشونتی رفتار می کردند که در تاریخ ثبت شده انسان تقریبا بی همانند بود. این سیاست خشن و بی رحمانه آشوریان را به عظمت و اقتدار رساند، چنان که در قرن های اولیه هزاره نخست پیش از میلاد، آن ها نخستین امپراتوری پهناور جهان را به وجود آوردند. این پادشاهی از جهاتی الگویی شد که اقوام بعدی، از جمله ایرانیان، در ساختن امپراتوری خود از آن با موفقیت تقلید کردند. از آن گذشته، امپراتوری آشور با واداشتن دولت های خاورنزدیک نه شرکت در یک اتحاد گسترده (هر چند ناپایدار)، انجام همین کار را برای فاتحان بعدی آسان تر ساخت. تاریخدان چِستر اِستار خاطرنشان می کند که سنگدلی آشوریان

حاکی از آن است که برای شکست و مهار [توش و توان انسانی و قومی] خاورنزدیک این خشونت و بی رحمی لازم بود. در واقع، دوره آشوریان یکی از بزرگ ترین نقاط عطف تاریخ تمدن این منطقه بود. امپراتوری بزرگ بعدی، هخامنشی، از آن بهره بُرد و توانست سلطه خود را با روشی ملایم تر عملی سازد.(۵)

اما روش های خشن و بی رحمانه آشوریان به ناگزیر به نابودی آن ها نیز منجر شد. سربازان آن ها، بنابر عادت، پی درپی و در کمال خونسردی دست به وحشیگری می زدند و پادشاهانشان با غرور به این اعمال افتخار می کردند. یک پادشاه آشوری در قرن نهم پیش از میلاد در رویدادنامه خود چنین ثبت کرده است:

بسیاری [از شکست خوردگان] را زنده به اسارت گرفتم. دست ها و انگشتان برخی از آن ها را قطع کردم؛ بینی، گوش ها و انگشتان برخی از آن ها را بریدم؛ و چشم های بسیاری از آن ها را درآوردم. از بدن ها ستونی بنا کردم و از سرها ستونی دیگر، و سرهای آن ها را در اطراف شهر به تیرک ها آویختم. مردان جوان و دوشیزگان را در آتش سوزاندم، شهر را ویران و نابود کردم، و آن را به آتش کشیدم و سوزاندم.(۶)

تعجبی ندارد که چنین اعمال فجیعی هر بار دشمنان را سرسخت تر و تندخوتر می کرد. سرانجام، نیرومندترین این دشمنان گرد هم می آمدند تا پهنه خاورنزدیک را از شر آنچه همگی آن را مصیبتی بسیار هولناک و مرگبار می دانستند رها سازند، و درست همان طور که آشور بسیاری از همسایگانش را نابود و ریشه کن ساخته بود، خود آن قوم نیز سرانجام به کلی از پهنه جلگه های شمال بین النهرین ریشه کن شد.



پاره ای از یک نقش برجسته دیواری آشوری که سربازانی را نشان می دهد که سرهای دشمنان اسیر شده را به کاتبانی تسلیم می کنند که صورت این نشانه های هولناک پیروزی و سایر اطلاعات در باره نبرد اخیر را به پادشاه تقدیم خواهند کرد.

در چشم انداز حماسی ظهور و سقوط اقوام بزرگ در این جلگه ها، فراز و فرود آشوریان جای برجسته ای دارد. سرگذشت آن ها، به عنوان آمیزه ای بی همانند از نهایت دلاوری و وحشت آفرینی، شاید نمونه کلاسیک تاریخ قومی باشد که با شمشیر زیستند و سرانجام مُردند. خدای عبرانی به حزقیال نبی گفت: «آشور آن جاست [در اعماق جهنم]، و همه همراهانش... همه آن ها به قتل رسیدند، با شمشیر از پا درآمدند... [همان ها] که در سرزمین زندگان وحشت پراکندند.»(۷) لایارد طنز تراژیک سقوط آشور را از اوج قدرت امپراتوری به ژرفای تیرگی و گمنامی به طریق دیگری ثبت کرده است. او به پیکره های سنگی و عظیم شیرهای بالداری که از ورودی های کاخ های نمرود محافظت می کردند، چشم می دوزد و با لحنی آرام و حسرت بار می گوید:

این ها بیست و پنج قرن از چشم انسان پنهان مانده بودند، و اینک بار دیگر با عظمت باستانی خود سر برآورده اند. اما صحنه پیرامونشان چقدر عوض شده است! شکوه و تمدن یک قوم قدرتمند جای خود را به ویرانه ها و تل های خاک بی شکل سپرده است. بر فراز تالار وسیعی که آن ها در آن می ایستادند، گاوآهن گذشته و اینک غلات روییده است.(۸)

این کتاب ترجمه ای است از:
The Assyrian Empire
Don Nardo
Lucent Books, 1995

۱ . بین دو رودخانه بزرگ: نخستین ساکنان بین النهرین

خاورنزدیک که یکی از مراکز بزرگ جهان باستان است و جلگه های هموار بین النهرین در مرکز آن قرار دارد، طی بیش از چهار هزار سال شاهد ظهور و سقوط دائمی دولت ـ شهرها، پادشاهی ها، و امپراتوری های بزرگ بود. در میان این امپراتوری ها، آشور یکی از پهناورترین، دیرپاترین، قدرتمندترین، و همچنین وحشت انگیزترین آن ها بود. تنوع گسترده زمین و آب و هوای منطقه، که از جنوب به صحرای عربستان و خلیج فارس، از غرب به فلسطین و سوریه در سواحل حاصلخیز مدیترانه، از شمال به دریای سیاه، ارتفاعات ارمنستان، و دریای خزر، و از شرق به ارتفاعات سنگلاخی کوه های زاگرس و فلات ایران محدود می شود، در موفقیت آشور و بسیاری از دیگر پادشاهی های خاورنزدیک نقش چشمگیری داشت. سرزمین های محصور در این موانع طبیعی باعث می شد که بسیاری از نواحی محلی برای اقامت و رشد جمعیت های محلی گسترده مساعد باشد. به گفته آ. لِئو اُپنهایم آشورشناس برجسته:

در امتداد رودخانه ها، قطعه زمین های حاصلخیز واحه مانندی، نظیر آنچه این جا و آن جا در کنار [رود]دجله و انشعاب های آن، و به ویژه در کنار [رود] فرات دیده می شود، می یابیم که در آن ها کشاورزی از طریق آبیاری امکان پذیر است. زمین های هموار و دره های باریک بین سلسله تپه های موازی، که از جلگه های کوهپایه ای کنار دجله تا قله های مرتفع کوه های زاگرس به تدریج دامنه مرتفع تری می یابند، از باران کافی برای تضمین محصول سالانه غلات و تولید فراوان درختان میوه برخوردارند. در جلگه بین دو رودخانه بزرگ و فراتر از آن، نواحی بسیار پراکنده ای وجود دارد که در آن ها موقعیت محلی و طبیعت خاک به انسان اجازه می دهد... به پرورش غلات بپردازد، اگرچه میزان و کیفیت محصول تا حد زیادی به میزان بارندگی و مراقبت از کشتزارها بستگی دارد. نوارهای پهناور زمین بین کشتزارها و صحرای خشک چراگاه های مناسبی را برای رمه های گوسفند و بُز، و حتی برای گله های گاو، بسته به فصل و منطقه، فراهم می آورند.(۹)

در این پهنه بسیار متنوع، جذاب، و حاصلخیز ــ مرکب از جلگه های بین النهرین و مناطق مرتفع پیرامون آن ها ــ بود که نخستین شهرهای واقعی انسان پدید آمد.

نخستین آبادی ها در خاورنزدیک

طبیعی است که روستاها و دیگر آبادی های کوچک تر پیش از پدید آمدن این شهرها وجود داشت. برای زمانی دراز، تاریخ پژوهان گمان می کردند که نخستین، کوچک ترین و ساده ترین آبادی های خاورنزدیک در جلگه های آبرفتی رودخانه های بزرگ پدید آمده اند. اما اکنون آشکار است که این تصور نادرست بوده و نخستین منطقه مسکونی نوار پهناور کوهپایه های اطراف جلگه های بین النهرین بوده است؛ این نوار به صورت کمان از فلسطین به سمت شمال و از طریق سوریه و آناتولی شرقی (یا آسیای صغیر، ترکیه امروزی)، و از جهت شرق در عرض شمال عراق به داخل فلات ایران امتداد داشته است. ظاهرا رشد این آبادی ها، احتمالاً در حدود نُه یا ده هزار سال پیش از میلاد، با توسعه کشاورزی همزمان بوده (یا در نتیجه آن امکان پذیر شده) است. دانیل اسنل، پژوهشگر دانشگاه اُکلاهما، بر این نظر است که ساکنان این منطقه

پس از چند سال آموختند که وقتی انسان به کشت، داشت، و برداشت غلات بپردازد، میزان آن افزایش می یابد. حیوانات نیز هنگامی که اهلی شدند، برخی از ویژگی هایشان تغییر کرد، و حیوانات و گیاهان نسبت به پیش از آن که مردم به پرورش و کاشت آن ها بپردازند، برای انسان مفیدتر و اتکاپذیرتر شدند.(۱۰)

به بیان ساده، کشاورزی و دامداری موجب فراهم آمدن غذای بیش تری شد که به نوبه خود باعث رشد جمعیت و افزایش گستره و پیچیدگی آبادی های انسان شد.
تا هزاره هشتم پیش از میلاد، برخی از این آبادی ها با برپایی دیوارهای محافظ آجری و سنگی به دفاع از خود پرداخته بودند. معروف ترین نمونه نخستین آن شهر اریحا در دره اردن در فلسطین است که در محوطه ای به وسعت حدود پنجاه کیلومتر مربع با دیوارهای سنگی محصور شده بود. یک آبادی دارای استحکامات گسترده تر، که محوطه ای در حدود ۱۳۰ کیلومتر مربع را پوشش می داد، در هزاره های هفتم و ششم پیش از میلاد در چاتال هویوک در جنوب شرقی آناتولی به اوج شکوفایی خود رسید. باستان شناس برجسته دکتر تروُر واتکینز می نویسد:

خانه های چهارگوش دارای سقف مسطح، مانند یک دسته قطعات ساختمان سازی کودکان، کنار هم جای داده شده بودند. ورود به هر خانه از طریق دری در سطح پشت بام، که از آن نردبان شیب داری به محل زندگی منتهی می شد، انجام می گرفت. گردش در داخل آبادی از روی پشت بام های مسطح انجام می شد. حاشیه آبادی از دیواری صاف و محکم ساخته شده بود تا جلوی هر متجاوز و مهاجمی را سد کند. وقتی نردبان ها برداشته می شد، آبادی تسخیرناپذیر می گشت.(۱۱)

موانع دفاعی چاتال هویوک احتمالاً برای جلوگیری از ورود دسته های غارتگر محلی طراحی شده بودند، اما از درگیری های گسترده بین المللی ای نیز خبر می دادند که بعدها، به ویژه در هزاره دوم پیش از میلاد، منطقه را فرا گرفت، و آن هنگامی بود که این منطقه بخشی از امپراتوری هیتی بود که با آشور بر سر استیلا رقابت می کرد.

دولت ـ شهرهای سومری

سرانجام شاید تا حدود ۵۵۰۰ پیش از میلاد، جمعیت مناطق مرتفع آن قدر افزایش یافته بود که انگیزه ای برای راهیابی به جلگه های دجله و فرات فراهم آورد. به نظر اِسنل، «احتمالاً مردم احساس می کردند که آبادی های آن ها دارد بیش از حد پُرجمعیت می شود، اگرچه نسبت به مقیاس های بعدی، این آبادی ها به هیچ وجه پُرجمعیت نبود. در نتیجه آن ها به منطقه مرزی ناشناخته ای پا گذاشتند که معلوم شد برای کشاورزی بسیار مساعد است.»(۱۲) اما کشاورزی ثمربخش در جلگه ها نسبت به تپه ها، که در آن بارندگی برای آبیاری کشتزارها کافی بود، نیاز به کار به مراتب بیش تری داشت. جلگه ها کم باران تر بودند، و اهالی می بایست فنونی را برای آبیاری گسترده ابداع می کردند. خوشبختانه، فرات رودی آرام و کم خروش است که نسبتا به آسانی می شود آن را به داخل آبراهه های کوچک تر تغییر مسیر داد؛ این بود که شبکه ای از کشتزارهای حاصلخیز و آبادی های پُررونق در طول کناره های رودخانه به سرعت پدید آمد.(۱۳)
هویت این نخستین ساکنان حاشیه رودخانه نامعلوم مانده است، که دلیل عمده آن این است که آن ها چندان اشیاء دست ساز و هیچ سندِ نوشته ای از خود بر جای نگذاشتند.
***

دو رودخانه بزرگ بین النهرین

۱. لئو اپنهایم در این گزیده از کتابش به نام بین النهرین باستان: سیمای یک تمدن از بین رفته، شرح می دهد که چگونه جریان و طغیان سالانه رودهای دجله و فرات الگوهای سکونت و کشاورزی را در این منطقه تحت تاثیر قرار داد.

دجله و فرات هر دو از کوه های آناتولی سرچشمه می گیرند و از تعدادی از جویبارهای کوهستانی تغذیه می شوند. مسیرهای برخی از این رودهای فرعی در جاهایی تنها ۲۴ کیلومتر از هم فاصله دارند و از این رو رسیدن به بین النهرین را بدون گذشتن از دجله یا فرات عملاً ناممکن می سازند. پس از گذر از آخرین تپه ها، مسیرها به لحاظ جهت و ویژگی از هم به وسعت فاصله می گیرند. دجله با شتاب به شرق و سپس جنوب شرقی به موازات سلسله جبال زاگرس جریان می یابد و از نزدیک نینوا، نمرود، و آشور می گذرد ــ که هر سه پی درپی پایتخت های امپراتوری های آشور بودند.... مسیر آن در پایین رودخانه در آن دوران تغییرات بسیاری پیدا کرد، که از رشد آبادی های پایدار در کناره هایش جلوگیری نمود.... مسیر فرات کاملاً متفاوت است. کوهستان ها را که ترک می گوید، به سمت جنوب شرقی می رود و به نقطه ای می رسد که تنها ۱۴۵ کیلومتر از دریای مدیترانه فاصله دارد. سپس با یک انحنای باز به جنوب و... سرانجام جنوب شرقی رو می کند... و به جلگه آبرفتی هیت نزدیک دجله می رسد.... طغیان سالانه ویژگی هر دو رودخانه است و بر کل زندگی در [این منطقه ]تاثیر عمیقی بر جای گذاشته است.... هر دو رودخانه از الگوی همانندی پیروی می کنند: باران های پاییزی در ارتفاعات سبب افزایش آب در طول زمستان و بهار می شود تا این که آب شدن برف در کوه های آناتولی باعث می شود سطح سیلاب در ماه های آوریل و مه به جلگه ها برسد... و از آن جا که سیلاب در فصل بهار خیلی دیر به بین النهرین می رسد، لازم بود موانع و سیل برگردان هایی برای جلوگیری از نفوذ آب به کشتزارهای سرسبز ساخته شود.... موضوع دیگری که به همین اندازه اهمیت داشت این که این طغیان دیرهنگام موجب شور شدن تدریجی خاک می شد... این شور شدن تدریجی خاک آبیاری شده سبب کاهش محصول آن می شود... که جابجایی مناطق کشاورزی را به دنبال دارد.

نظرات کاربران درباره کتاب امپراتوری آشور

کتاب خوبی بود. البته کمی گسیختگی توی بعضی صفحات دیدم که نفهمیدم مشکل ترجمه بود یا وقتی کتاب به نسخه الکترونیک تبدیل شده پیش اومده. این وضعیت توی کتاب امپراطوری چنگیزخان همین مجموعه بیشتر بود. اما من دنبال یک کتاب بودم که مختصر و مفید باشه و نثر اون برای پسر ۱۲ ساله من هم مناسب باشد. احتمالا بقیه کتابهای این سری رو هم کم کم بگیرم.
در 2 سال پیش توسط پژمان مردآزاد ناوی