فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب امپراتوری ایران

کتاب امپراتوری ایران
مجموعه تاریخ ۱

نسخه الکترونیک کتاب امپراتوری ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۱۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب امپراتوری ایران

مجموعه تاریخ جهان می‌کوشد چشم‌اندازی گسترده و ژرف از سیر تاریخ عرضه کند. این مجموعه با ارائه زمینه‌های فرهنگی رخدادهای تاریخی، خواننده را مجذوب خود می‌سازد. مجموعه تاریخ جهان اندیشه‌های سیاسی، فرهنگی و فلسفی تاثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بین‌النهرین و مصرباستان به یونان، روم، اروپای قرون وسطی و دیگر تمدن‌های جهانی تا روزگار ما پی می‌گیرد. این مجموعه نه تنها برای آشنایی خوانندگان با مبانی تاربخ تدوین شده است، بلکه همچنین در پی آگاه ساختن آن‌ها از این واقعیت است که زندگیشان بخشی از سرگذشت کلی انسان هاست. هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دوره مهم تاریخی را به خواننده ارائه می‌دهد.

ادامه...

بخشی از کتاب امپراتوری ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار: آیا یونان خوب و ایران بد بود؟

ایسوکراتس(۱)، سخنور یونانی در سال ۳۸۰ ق. م گفته است: «برای ما که در زندگی خصوصی خود فکر می کنیم بربرها فقط برای بردگی خانگی شایسته هستند، شرم آور است که به سیاست عمومی خود اجازه دهیم تا این اندازه متحدانمان از سوی آن ها به اسارت و بندگی گرفته شوند.»( ۱ ) یونانیان باستان همه غیریونانیان را بربر می دانستند؛ اما در این مورد خاص منظور ایسوکراتس، ایرانیان است که در آن زمان شاهنشاهی آن ها بزرگ ترین امپراتوری تاریخ بشر بود و در غرب از آسیای صغیر (ترکیه کنونی) و در شرق تا مرزهای هندوستان را در بر می گرفت. این سخنان بخشی از سخنرانی های متعدد سخنور یونانی خطاب به دولت ـ شهرهای یونانی است که پیوسته در حال جنگ با یکدیگر بودند تا نزاع را کنار بگذارند و برای مبارزه با ایران متحد شوند. ایسوکراتس ادعا می کرد که ایرانیان بزدل و زن صفتند و شایستگی جنگی ندارند. بنابراین یونانیان برای غلبه بر ایشان دچار مشکل چندانی نخواهند شد.
ایسوکراتس در اهانت و تحقیر خود نسبت به ایرانیان تنها نبود. ارسطو، فیلسوف مشهور آتنی نیز اعتقاد داشت که بربرها، که ایرانیان برجسته ترین آن ها بودند، «طبیعتا برده» هستند. ارسطو در کتاب سیاست خود می نویسد:

نمی توان انکار کرد مردمانی وجود دارند که هرجا هستند برده اند و مردمان دیگری که هرگز در هیچ جا برده نیستند. این در مورد افراد نجیب زاده نیز صدق می کند. نجیب زادگان ما نه تنها در کشور خود بلکه در تمامی جهان خود را اصل و نسب دار می دانند؛ در حالی که بردگان فقط در کشور خودشان با اصل و نسب هستند.( ۲ )

فیلسوف بر پایه این فرضیه به این نتیجه می رسد که حکومت یونانیان بر بربرها کاملاً طبیعی است حال آن که بی گمان حکومت بربرها بر یونانیان غیرطبیعی است. وقتی ارسطو به مقام آموزگاری اسکندر، شاهزاده مقدونی که بعدها در سال ۳۴۲ ق. م لقب «بزرگ» گرفت، رسید، پیشداوری ها و تعصبات ضدایرانی خود را به او تلقین کرد. کم تر از یک دهه بعد، وقتی اسکندر به ایران یورش برد و سرانجام تسخیرش کرد، کلمات استاد خویش همچنان در ذهنش تازه بود.
اندیشه بی ارزش بسیاری از یونانیان نسبت به همسایگان شرقی خود، بیش از یک قرن دو ملت را در بدگمانی، دشمنی و جنگ ادواری نگه داشت. سابقه روابط بد ایران و یونان به سال های اولیه بنیادگذاری امپراتوری ایران توسط کوروش بزرگ، نخستین فرمانروای دودمان هخامنشی در میانه سده ششم قبل از میلاد، باز می گردد. کوروش شهرهای یونانی امتداد ساحل دریای اژه در آسیای صغیر را که یونانیان ایونیه می خواندند فتح کرد و در آغاز سده پنجم، داریوش و خشایارشا، شهریاران ایران، به خاک اصلی یونان هجوم بردند. یونانیان این حملات را دفع کردند، اما نفرت، توطئه و کشتار میان ایرانیان و یونانیان تا یک قرن بعد ادامه یافت. پس عجیب نیست اگر در عصر ایسوکراتس و ارسطو تقریبا تمام یونانیان، ایرانیان را دشمنان خونین سنّتی خود تلقی کنند و اندیشه جنگی تمام عیار با ایران برای یونانیان هم موجه و هم جذاب به نظر آید.

پیوند جدایی ناپذیر یونانیان و ایرانیان

از آن جا که تاریخ و سرنوشت یونانیان و ایرانیان طی دو قرن کاملاً درهم تنیده و گره خورده است، برای مورخان جدید و دانشجویان غیرممکن است که بتوانند تاریخ و فرهنگ یکی از این دو ملت را بدون بررسی ملت دیگر مطالعه کنند. متاسفانه، از لحاظ ایرانیان، فرایند این تاریخ تقریبا همیشه به زیان ایشان تفسیر شده، چون بیش تر منابع تاریخی باستانی باقی مانده در باره ایران آن روزگار، توسط یونانیان نوشته شده است. گزافه آمیزترین و عین حال موثق ترین این نوشته ها کتاب تواریخ نوشته هرودوت مورخ یونانی قرن پنجم ق. م است که به شرح نبردهای ایرانیان و یونانیان تا روزگار نویسنده اختصاص دارد. نویسندگان دیگر یونانی که کتاب هایشان حاوی اطلاعاتی در باره تاریخ و فرهنگ ایران است عبارتند از: گزنفون(۲) (سده چهارم ق. م)، دیودوروس سیکولوس(۳) (قرن اول ق. م)، پلوتارک(۴) (قرن یکم میلادی)و آریان(۵) (قرن دوم میلادی).



کوروش بزرگ که از سال ۵۵۰ تا ۵۳۰ ق. م بر ایران حکومت کرد به خود لقب «شاه مادها و پارس ها» داده بود. او کسب این لقب را نه تنها به خاطر فتوحات خود بلکه از طریق وراثت نیز حق خود می دانست، زیرا حکایت شده است که آستیاگ پادشاه ماد، پدر بزرگ مادری او بوده است.

دیدگاهی تحریف شده

در مقایسه با آثار افراد یادشده، بیش تر منابع ایرانی به جا مانده در سده بیستم میلادی کشف شده اند. این منابع کتیبه ها و برجسته کاری ها، سنگنبشته های روی گورها یا صخره ها و لوحه های گلی حاوی گزارش های اداری را در بر می گیرند. این آثار، بجز استثنائاتی اندک، اطلاعات ناچیزی در باره موضوعاتی نظیر تبارنامه شاهان و بزرگان، لشکرکشی های مهم و طرح های ساختمانی بزرگ در اختیار ما می گذارند و اشارات بسیار اندک و ناقصی به رویدادهای تاریخی یا آداب و رسوم و آیین ها، اعتقادات و زندگی روزانه مردم عادی دارند. در نتیجه، بازسازی جدید از ایران باستان حداقل تا اوایل دهه ۱۹۰۰ م تقریبا به طور انحصاری از دریچه چشم یونانیان انجام گرفته است. همان گونه که آ. ت. اومستد(۶)، دانشمند بزرگ فرهنگ ایران، می نویسد:

اکثریت منابع موجود در باره تاریخ هخامنشی به زبان یونانی بودند... نتیجه طبیعی این امر آن بود که تاریخ امپراتوری نیرومند هخامنشی [در بیش تر متون تاریخی غرب] به صورت یک رشته رویدادهای بی ارتباط نشان داده می شد که فقط در صورتی وحدت و معنا پیدا می کردند که درون داستان دولت های کوچک یونانی گنجانده می شدند.( ۳ )

ناگزیر، این شناخت و گزارش ناقص از فرهنگ ایران با تعصبات و جبهه گیری های شدید ضدایرانی منابع یونانی در آمیخته بود؛ و به دیدگاهی دو بُعدی و تحریف شده از ایرانیان می انجامید. در اکثر موارد، ادبیات و هنر مغرب زمین خواسته است کلیشه های قالبی مخلوق مردانی نظیر هرودوت و ایسوکراتس را جاودانی سازد. رمان ها، فیلم ها و حتی بسیاری از تاریخ های امروزی ایرانیان را به صورت «شخصیت های منفی داستان» نشان داده اند و ایران را کشوری قهار و بد و استبدادی تصویر کرده اند؛ کشوری که همواره بی کفایت بوده ولی با قلدری کوشیده است آزادی محبوب یونانیان را از آن ها بازستاند. این تصویرهای نادرست فقط به تقویت نژادپرستی قدیمی و پیشداوری های قوم گرایانه خدمت کرده اند؛ چیزی که در روزگار ما نیز هنوز وجود دارد: تعصباتی که ناگزیر فرهنگ های غربی را ذاتا شریف و شاداب و نیرومند و فرهنگ های شرقی مقابل آن ها را شرور و فاسد معرفی می کنند.
وقتی این تعصبات کاهش یافتند و رفته رفته مورد تردید قرار گرفتند، تصویر مثبت تری از ایران باستان نمودار شد. گرچه بعضی از رهبران ایران به راستی فاسد و بی کفایت بوده اند، بعضی دیگر مانند کوروش بزرگ و داریوش یکم، فرمانروایانی نیرومند، خردمند و خلاق بوده اند که غالبا قدرت مطلقه را با دادگری و کردارهای انسانی تعدیل کرده اند. امپراتوری عظیم این فرمانروایان نه تنها از لحاظ منابع طبیعی و کالاهای مادی، بلکه از لحاظ تنوع فرهنگی که به سبک خویش به وجود آورد، درست مانند یونان بسیار غنی بود. برخلاف رهبران یونان که فقط بر یونانیان حکومت می کردند و فرمانروای ملتی با زبان و میراث فرهنگی مشترک بودند، شاهنشاهان ایران باستان فرمانروایانی متکی بر وفاداری مردم بودند و بر سرنوشت یک دوجین اقوام و ملل جداگانه تسلط داشتند، اقوامی که هر یک میراث قومی، زبان، آداب و رسوم و اعتقادات دینی خاص خود را داشتند. از آن جا که ایران از مجموعه اقوام، ملل و کارگران خارجی ای تشکیل می شد که همگی برای یک هدف کار می کردند، آغوش ایران برای اندیشه های بیگانه و نو بازتر از یونان بود. از این لحاظ، ایران بیش تر شبیه ایالات متحده آمریکای امروزی بود که قدرت آن تا حد زیادی از تنوع فرهنگی آن سرچشمه می گیرد.
تصویر کامل تر و واقع بینانه تر ایران باستان که در دهه های اخیر ترسیم شده است تا حد زیادی مرهون بازنگری بی طرفانه تر و جدیدتر متون کهن یونانی، و نیز تا حد زیادتری مدیون کشفیات جدید باستان شناختی است. نخستین کاوش های روشمند کاخ بزرگ ایران در تخت جمشید (به زبان یونانیان «پرسپولیس» که در دهه ۳۲۰ ق. م توسط اسکندر ویران شد) در اواسط دهه ۱۹۳۰ میلادی (۱۳۱۰ ه. ش) انجام گرفت و در سال های پس از آن در آن جا و سایر نقاط ایران اشیاء و لوحه های گلی بیش تری کشف شد. اومستد در باره این یافته ها می گوید:

می توانیم از طریق آن ها با نام های کارگرانی [که این کاخ ها را ساخته اند] و کشورهایی که این کارگران از آن جاها آمده اند، کارهایی که انجام داده اند و میزان دستمزدهایی که گرفته اند آشنا شویم. همچنین نام دختر تازه داریوش و مادر او و هدایایی را که او داده است می شناسیم... از یافته های باستان شناختی و از این لوحه ها، برای نخستین بار ایده ای در باره زندگی عمومی مردم پیدا می کنیم.( ۴ )

بی گمان کاوش ها و مطالعات جدید قرن بیست و یکم اطلاعات بیش تری در مورد ایران باستان، یعنی یکی از نیرومندترین و باشکوه ترین امپراتوری های تاریخ جهان، در اختیار ما خواهند نهاد. البته شکوه و قدرت یکتای این امپراتوری بیش از سه سده طول نکشید و برای مثال در مقایسه با عمر امپراتوری روم باستان که قدرت و عظمتش بیش از هفتصد سال بود مدت بسیار درازی نیست. اما باید توجه داشت که عمر امپراتوری ایران تقریبا برابر است با عمر ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۷۷۶ (۱۱۵۵ ه. ش) زاده شد. آمریکایی ها اغلب به تاریخ پیچیده و شگرف خود که باعث دستاوردهای فرهنگی، نظامی و هنری جاودانه و غیرقابل بازگشتی در جهان امروز شده است با غرور می نگرند؛ ایرانیان نیز حق دارند که نسبت به تاریخ خود چنین غروری داشته باشند.

رویدادهای مهم در تاریخ امپراتوری ایران



1.Eretria



1.Gaugamela

نظرات کاربران درباره کتاب امپراتوری ایران

علاوه بر اینکه یک مرور دوباره خیلی خوب برای من بود، باعث فهمیدن یک سری جزئیات جالب و *ابهامات بی جواب* هم شد و کنجکاوی های بیشتر برای پرسه زدنای بیشتر توی این تونل تاریخی.(مثلا دروغ تاریخی آلکساندر مقدونی و اشتباه گرفتن اون با اسکندر مُغانی). یکی دیگه از امتیازات این کتاب ترجمه بسیار عالی و با دقت روی جزئیات (اشخاص، مکان و...) که هرجا لازم بوده مترجم اطلاعاتی را در پاورقی برای تکمیل یا تصحیح نوشتار نویسنده اضافه کرده که نتیجه سالها پژوهش های آقای "ثاقب فر" در زمینه تاریخ ایران باستان بوده.
در 2 سال پیش توسط Samin Ebi