فیدیبو نماینده قانونی انتشارات امیدفردا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تاریخ هشت ساله‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد حوادث سال ۱۳۸۶

کتاب تاریخ هشت ساله‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد حوادث سال ۱۳۸۶
جلد سوم

نسخه الکترونیک کتاب تاریخ هشت ساله‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد حوادث سال ۱۳۸۶ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۲,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تاریخ هشت ساله‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد حوادث سال ۱۳۸۶

جلد سوم از مجموعه تاریخ هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد درباره حوادث سال ۱۳۸۶ می‌باشد که در این کتاب نویسنده بدون گرایشات سیاسی و گروهی و بی‌طرفانه به وقایع‌نگاری این سال پرداخته است.

بخشی از کتاب تاریخ هشت ساله‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد حوادث سال ۱۳۸۶

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به:
تمام کسانی که در راه آزادی و استقلال و حاکمیت ملت قدم برمی دارند و قلم می زنند و به مردم سالاری و دموکراسی می اندیشند.

به بهانه ی پیشگفتار

این دفتر جلد سوم از مجموعه ی تاریخ هشت ساله ی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد می باشد. در دورانی که قیمت نفت سرسام آور سیر صعودی خود را طی می کرد و به ۱۴۰ دلار برای هر بشکه رسید می گویند درآمد نفتی کشور در این ۸ سال بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار می باشد ولی متاسفانه برای مردم کشور رفاهی را به ارمغان نیاورد و تورم را به چهل درصد رساند و سود تسهیلات بانکی تا ۲۸درصد رسید و در همین سال که سال ۱۳۸۶ بود چند اتفاق مهم رخ داد.
دولت اعلام کرد قصد دارد فروش نفت به دلار را بطور کامل متوقف و یورو واحد پول اروپا را جایگزین آن نماید و به همین خاطر بود که ایران دلارهای خود را به یورو تبدیل کرد و میلیاردها دلار به کشور زیان رساند.
خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در آنکارا با علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به گفتگوی محرمانه پرداخت لاریجانی در بدو ورود به آنکارا در جمع خبرنگاران گفت: مذاکرات با سولانا با هدف ارزیابی ایده های جدیدی است که می تواند به منظور خاتمه بن بست هسته ای ایران مطرح باشد.
نخستین محموله سوخت نیروگاه اتمی بوشهر از روسیه وارد خاک ایران شد.

داود علی بابایی
تهران- پاییز ۹۵

متن قطعنامه ۱۷۴۷

(۲۴ مارس ۲۰۰۷ برابر فروردین ۱۳۸۶)

شورای امنیت،
ضمن یادآوری بیانیه شماره S/PRST/2006/15 مورخ ۲۹ مارس ۲۰۰۶ رئیس شورا، قطعنامه شماره ۱۶۹۶ مورخ ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۶ و قطعنامه شماره ۱۷۳۷ مورخ ۲۳ دسامبر ۲۰۰۶ خود و تاکید مجدد بر مفاد آن ها،
ضمن تاکید بر تعهد خود نسبت به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، ضرورت این که تمام کشورهای عضو معاهده به تعهداتشان پایبند باشند و یادآوری حق کشورهای عضو در توسعه، تحقیق، تولید و استفاده از انرژی
هسته ای برای اهداف صلح آمیز مطابق مواد ۱و ۲ آن پیمان و بدون تبعیض،
ضمن یادآوری نگرانی جدی اش از گزارش های مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، همان گونه که در قطعنامه های ۱۶۹۶(۲۰۰۶) و ۱۷۳۷(۲۰۰۶) بیان شده،
ضمن یادآوری گزارش اخیر مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی GOV/2007/8 مورخ ۲۲ فوریه ۱۶۹۶(۲۰۰۶) و ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) پایبند نبوده است،
ضمن تاکید بر اهمیت تلاش های سیاسی و دیپلماتیک به منظور یافتن راه حلی مبتنی بر مذاکره که تضمین نماید برنامه هسته ای ایران منحصراً برای مقاصد صلح آمیز است، و با توجه به این که چنین راه حلی به سود رژیم منع گسترش هسته ای در دیگر حوزه ها نیز خواهد بود، و ضمن استقبال از تعهد مستمر چین، فرانسه، آلمان، روسیه، انگلیس و آمریکا و حمایت نماینده عالی اتحادیه اروپا برای پیگیری یک راه حل مبتنی بر مذاکره،
ضمن یادآوری قطعنامه شورای حکام آژانس (GOV/2006/14) که بیان نموده یک راه حل برای مسئله هسته ای ایران به تلاش های جهانی عدم اشاعه و تحقق هدف خاورمیانه عاری از سلاح های کشتار جمعی از جمله وسائل پرتابی آن ها مساعدت خواهد نمود،
ضمن مصمم بودن به ترتیب اثر دادن به تصمیمات اش از طریق اتخاذ تدابیر مقتضی جهت متقاعد کردن ایران به تبعیت از قطعنامه ۱۶۹۶، ۱۷۳۷ و الزامات آژانس و همچنین به منظور محدود نمودن توسعه فن آوری های حساس در ایران که پشتیبان برنامه های هسته ای و موشکی این کشور است، تا آن زمان که شورای امنیت تشخیص دهد که اهداف این قطعنامه محقق شده اند،
با یادآوری الزام کشورها به الحاق در تامین مساعدت متقابل برای اجرای اقدامات تصویب شده توسط شورای امنیت،
ضمن ابراز نگرانی از خطرات اشاعه ناشی از برنامه هسته ای ایران و در این چارچوب، ابراز نگرانی از قصور مستمر ایران در برآورده ساختن درخواست های شورای حکام آژانس و پایبندی به مفاد قطعنامه های ۱۶۹۶ و ۱۷۳۷ شورای امنیت، و ضمن مدنظر داشتن مسئولیت اولیه شورا طبق منشور سازمان ملل متحد در حفظ صلح و امنیت بین المللی،
ضمن اقدام بر مبنای ماده ۴۱ فصل ۷ منشور ملل متحد:
۱. مجددا تاکید می کند که ایران باید بدون تاخیر بیشتر، اقدامات مورد در خواست شورای حکام آژانس به نحو مندرج در قطعنامه (GOV/2006/14) را که برای ایجاد اعتماد نسبت به ماهیت صرفاً صلح آمیز برنامه هسته ای ایران و حل و فصل مسائل باقی مانده اساسی هستند، انجام دهد و در این چارچوب بر تصمیم شورا که ایران باید بدون تاخیر، اقدامات بند ۲ قطعنامه ۱۷۳۷ را اجرا کند، تاکید می نماید.
۲. از کلیه دولت ها می خواهد تا در مورد ورود افرادی که درگیر در فعالیت های هسته ای حساس به لحاظ اشاعه یا توسعه سیستم های پرتاب سلاح های هسته ای می باشند یا به طور مستقیم مرتبط با این گونه فعالیت ها هستند،یا برای چنین فعالیت هایی پشتیبانی ارائه می کنند، به قلمروشان یا عبور آن ها از قلمروشان هشیاری به عمل آورده و خویشتنداری نشان دهند و در این مورد تصمیم می گیرد که تمامی دولت ها، کمیته تاسیس شده طبق بند ۱۸ قطعنامه ۱۷۳۷ را از ورود افراد تعیین شده در ضمیمه قطعنامه ۱۷۳۷یا ضمیمه این قطعنامه و همچنین افراد دیگری که توسط شورای امنیت یا کمیته به عنوان افراد دخیلی تعیین شوند که مستقیما مرتبط با فعالیت ها و برنامه های مذکور می باشند یا برای آن ها پشتیبانی ارانه می کنند، از جمله از طریق دخیل بودن در تهیه و تدارک اقلام، کالاها، تجهیزات، مواد و فن آوری های ممنوعه مقرر در بندهای ۳ و ۴ قطعنامه ۱۷۳۷، مطلع نمایند، به استثنای مواقعی که چنین سفرهایی به منظور فعالیت هایی است که مستقیما مربوط به مفاد بند های (i),(ii),(ب) ۳ آن قطعنامه باشد.
۳. تاکید می کند که هیچ چیزی در بند فوق، کشوری را ملزم به جلوگیری از ورود اتباع خود به قلمرواش نمی کندو این که تمامی دولت ها در اجرای بند بالا، باید ملاحظات بشردوستانه همچون وظایف مذهبی و نیز ضرورت برآورده نمودن اهداف فطعنامه ۱۷۳۷، از جمله در مواردی که در ماده ۱۵ اساسنامه آژانس مطرح است را مد نظر قرار دهند.
۴. تصمیم می گیرد که اقدامات تعیین شده در بندهای ۱۲، ۱۳، ۱۴ و ۱۵ قطعنامه ۱۷۳۷ باید همچنین به افراد فهرست شده در ضمیمه این قطعنامه اعمال گردد.
۵. تصمیم می گیرد که ایران نباید به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سرزمین خود یا توسط اتباعش یا با استفاده از کشتی ها و هواپیماهای تحت پرچم خود، اقدام به هرگونه فروش، تامین یا انتقال هیچ گونه تسلیحات یا اقلامی مربوط به آن را نماید، و تمامی کشورها باید خرید چنین اقلامی را از ایران توسط اتباعشان، یا با استفاده از کشتی ها یا هواپیماهای تحت پرچمشان ممنوع سازند، چه منشا آن ها خاک ایران باشد، چه نباشد.
۶. از تمامی کشورها می خواهد تا نسبت به عرضه، فروش یا انتقال مستقیم یا غیر مستقیم هر گونه ماشین آلات زرهی جنگی، سیستم های توپخانه با کالیبر بالا، هواپیماهای جنگنده، هلیکوپترهای تهاجمی، رزم ناوها، موشک یا سیستم های موشکی آن گونه که در سند سازمان ملل در مورد ثبت سلاح های متعارف مشخص شده است، به ایران، و ارائه هرگونه کمک یا آموزش فنی، کمک مالی، سرمایه گذاری، واسطه گری یا دیگر خدمات، و انتقال منابع مالی یا خدمات، مرتبط با عرضه، فروش، انتقال، ساخت، یا استفاده از چنین اقلامی، جهت جلوگیری از انباشت بی ثبات کننده تسلیحات، از سرزمینشان یا توسط اتباعشان یا با استفاده از کشتی با هواپیمای تحت پرچمشان، هشیاری و خویشتنداری به عمل آورند.
۷. از همه کشورها و موسسات مالی بین المللی می خواهد به جز در موارد انسان دوستانه و توسعه ای با جمهوری اسلامی ایران پیرامون قرارداد کمک های بلا عوض، کمکهای مالی و امتیاز وام، وارد هیچ گونه تعهد جدیدی نشوند.
۸. تصمیم می گیرد همه کشورها بایستی طی ۶۰ روز از زمان به تصویب رسیدن این قطعنامه، گزارش اقداماتی که در جهت اجرای موثر بندهای ۵، ۴، ۲، ۶ و ۷ فوق به عمل آورده اند را به کیمته اراده دهند.
۹. ابراز عقیده می کند که تعلیق تعیین شده در بند ۲ قطعنامه ۱۷۳۷ و همچنین پایبندی کامل قابل راستی آزمایی ایران به الزامات تعیین شده توسط شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، به رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک و مذاکراتی که تضمین نماید برنامه هسته ای ایران صرفاً برای اهداف صلح آمیز است، کمک می نماید و برای تمایل جامعه بین المللی به کار مثبت برای رسیدن به چنین راه حلی تاکید می کند و ایران را تشویق می کند مطابق با موارد فوق، بار دیگر با جامعه بین المللی و آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد تعامل گردد و تاکید می کند که چنین تعاملی، برای ایران مفید خواهد بود.
۱۰. از تاکید مستمر تعهد چین، فرانسه، آلمان، فدراسیون روسیه، انگلیس و ایالات متحده، با حمایت نماینده عالی اتحادیه اروپا برای یافتن یک راه حل مذاکراتی برای این مسئله استقبال می کند و در خصوص پیشنهاد ماه ژوئن ۲۰۰۶ آن ها (S/2006/512)، ضمیمه دوم این قطعنامه، که در قطعنامه ۱۶۹۶ شورای امنیت مورد تایید قرار گرفته و با آگاهی ضمن تقدیر از این پیشنهاد برای ایران هنوز روی میز قرار دارد، ایران را تشویق می کند تا برای رسیدن به یک توافق جامع بلند مدت که اجازه خواهد داد روابط و همکاری ها با ایران براساس احترام متقابل و ایجاد اطمینان بین المللی نسبت به ماهیت صرفاً صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گسترش یابد را مد نظر قرار دهد.
۱۱. بر عزم خود برای تقویت اقتدار آژانس بین المللی انرژی اتمی بار دیگر تاکید می کند که قویا از نقش شورای حکام حمایت می کند، مدیرکل و کارکنان آژانس بین المللی انرژی اتمی را به خاطر تلاش های جاری بی طرفانه و حرفه ای شان جهت حل مسائل باقی مانده با ایران تشویق و ستایش می کند،
بر ضرورت ادامه فعالیت آژانس بین المللی انرژی اتمی که به عنوان دارنده اقتدار برای راستی آزمایی پایبندی به تعهدات پادمانی از جمله عدم انحراف موارد هسته ای برای مقاصد غیر صلح آمیز به صورت بین المللی شناخته شده، برای مشخص نمودن همه مسائل باقی مانده مرتبط با برنامه هسته ای ایران براساس اساسنامه آژانس تاکید می کند.
۱۲. از مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی می خواهد طی ۶۰ روز گزارش دیگری به شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی و به طور همزمان به شورای امنیت، در مورد این که آیا ایران تعلیق کامل و پایدار تمامی فعالیت های اشاره شده در قطعنامه ۱۷۳۷ را ایجاد کرده است، و نیز در مورد روند پایبندی ایران به تمامی گام های درخواست شده توسط شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی و دیگر مفاد قطعنامه ۱۷۳۷ و این قطعنامه، ارائه نماید.
۱۳. تصریح می کند که شورای امنیت بایستی اقدامات ایران را در پرتو گزارشی که در بند ۱۲ به آن اشاره شده است و طی ۶۰ روز ارائه خواهد شد، مورد بررسی قراردهد، و:
الف- در صورتی و مادامی که ایران همه فعالیت های مرتبط با غنی سازی و بازفرآوری از جمله تحقیق و توسعه را که مورد راستی آزمایی آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار گرفته شده باشد به حالت تعلیق درآورد، شورای امنیت باید اجرای همه اقدامات علیه آن را به تعلیق درآورد تا اجازه دهد مذاکرات با حسن نیت برای حصول زود هنگام به نتیجه ای مورد قبول طرفین صورت گیرد.
ب- و به محض این که شورای امنیت پس از دریافت گزارش اشاره شده در بند ۱۲، تعیین کند که ایران به تعهداتش تحت قطعنامه های مربوطه شورای امنیت کاملا پایبند است و به الزامات شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی که توسط شورای حکام به تایید خواهد رسید عمل کرده است، آن وقت باید همه اقدامات مشخص شده در بندهای ۷، ۶، ۵، ۴، ۳، ۱۲ قطعنامه ۱۷۳۷ و همچنین بندهای ۶، ۵، ۴، ۲، ۷ این قطعنامه را فسخ نماید.
ج- در صورتی که گزارش مطرح شده بر اساس بند ۱۲ فوق نشان دهد ایران به قطعنامه ۱۷۳۷ و این قطعنامه پایبند نبوده است، شورای امنیت باید اقدامات بیشتر بعدی را براساس ماده ۴۱ فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد اتخاذ نماید تا ایران را متقاعد سازد که به این قطعنامه ها و الزامات آژانس بین المللی انرژی اتمی عمل کند و تاکید می کند در صورتی که به چنین اقدامات بیشتری نیاز باشد، لازم است تصمیمات دیگری اتخاذ گردد.
۱۴. تصمیم می گیرد این موضوع را همچنان در دستور کار خود نگاه دارد.

پیوست یک۱
الف – واحدهای درگیر در فعالیت های هسته ای و موشک های بالستیک
۱. گروه صنایع فلزکاری و مهمات سازی (گروه صنایع و مهمات سازی آکا)(AMIG). AMIG، شرکت هفت تیر را که در قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت به واسطه نقش آن در برنامه سانترفیوژهای ایران مشخص شده بود، کنترل می نماید. (AMIG) نیز به نوبه خود، تحت مالکیت و نظارت سازمان صنایع دفاع است که در قطعنامه ۱۷۳۷ نیز مشخص شده بود.
۲. مرکز تحقیق و تولید سوخت هسته ای اصفهان (NFPRC) و مرکز فن آوری هسته ای اصفهان (ENTC).
(بخشی از شرکت تهیه و تولید سازمان انرژی اتمی ایران است که در فعالیت های مربوط به غنی سازی دخیل می باشد. سازمان انرژی اتمی در قطعنامه ۱۷۳۷ مشخص شده بود.)
۳. شرکت کاوشیار. شرکت فرعی سازمان انرژی اتمی ایران است که در پی تهیه فایبرگلاس، کوره های مکنده و تجهیزات آزمایشگاهی برای برنامه هسته ای ایران بوده است.
۴. صنایع شیمیایی پارچین. شاخه ای از سازمان صنایع دفاع است که مهمات، مواد منفجره و خرج پرتاب جامد موشک ها و راکت ها را تولید می نماید.
۵. مرکز تحقیقات هسته ای کرج قسمتی از بخش تحقیقات سازمان انرژی اتمی ایران است.
۶. شرکت انرژی نوین (آکاپارس نوین). در چارچوب سازمان انرژی اتمی ایران عمل می کند و از طرف این سازمان، مبالغی را به واحدهای مرتبط با برنامه هسته ای ایران انتقال داده است.
۷. گروه صنایع موشکی کروز (گروه صنایع موشکی دفاع دریایی آکا). تولید و توسعه موشک های کروز را بر عهده دارد. مسئول موشک های دریایی از جمله موشک های کروز می باشد.
۸. بانک سپه (و بانک بین المللی سپه). بانک سپه، پشتیبانی از سازمان صنایع هوا فضا و شرکت های تابعه آن از قبیل گروه صنعتی شهید همت (SHIG) و گروه صنعتی شهید باقری (SBIG) که نامشان در قطعنامه ۱۷۳۷ مشخص شده است را فراهم می آورد.
۹. گروه صنعتی صنام. از شرکت های تابعه سازمان هوا فضا است که تجهیزاتی را از طرف این سازمان برای برنامه موشکی ایران خریداری می کند.
۱۰. گروه صنایع یا مهدی. از شرکت های تابعه سازمان هوا فضا است که در خریدهای بین المللی تجهیزات موشکی درگیر است.
واحدهای مربوط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران:
۱. صنایع هوانوردی قدس. تولید کننده هواپیماهای بدون سرنشین چتر نجات، پاراگلایدر، پاراموتور و غیره. سپاه پاسدارن ادعا کرده است که از این محصولات، به عنوان بخشی از دکترین جنگ های نامتقارن خود استفاده می کند.
۲. شرکت خدمات هوانوردی پارس. هواپیماهای مختلفی از قبیل MI-۱۷۱ را که مورد استفاده نیروی هوایی سپاه پاسدارن است، تامین و نگهداری می نماید.
۳. هوانوردی شعاع. میکرولایت هایی تولید می کند که سپاه پاسداران ادعا کرده است از آن به عنوان بخشی از دکترین جنگ های نامتقارن خود استفاده می کند.
ب- افراد درگیر در فعالیت های هسته ای و موشک های بالستیک
۱. فریدون عباسی دوانی. محقق ارشد وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح که با موسسه فیزیک کاربردی در ارتباط است و با فخری زاده همکاری نزدیک دارد.
۲. محسن فخری زاده مهابادی. محقق ارشد وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و رئیس سابق مرکز تحقیقات فیزیک می باشد.آژانس بین المللی انرژی اتمی، درباره فعالیت های مرکز تحقیقات فیزیک در دوران تصدی وی درخواست مصاحبه نموده، ولی ایران این درخواست را رد کرده است.
۳. سیدجابر صفدری. مدیر تاسیسات غنی سازی نطنز.
۴. امیر رحیمی. رئیس مرکز تحقیق و تولید سوخت هسته ای اصفهان که بخشی از شرکت تهیه و تولید سوخت هسته ای سازمان انرژی اتمی ایران است که در فعالیت های مریوط به غنی سازی دخیل می باشد.
۵. محسن حجتی. رئیس گروه صنعتی فجر است. فجر به دلیل نقشی که در برنامه موشک های بالستیک دارد، در قطعنامه ۱۷۳۷ مشخص شده است.
۶. مهرداد اخلاقی کتابچی. رئیس گروه صنعتی شهید باقری که به دلیل نقش آن در برنامه موشک های بالستیک دارد، نامش در قطعنامه۱۷۳۷ شورای امنیت مشخص شده است.
۷. ناصر ملکی. رئیس گروه صنعتی شهید همت که به دلیل نقش آن در برنامه موشک های بالستیک دارد، نامش در قطعنامه۱۷۳۷ شورای امنیت مشخص شده است. ناصر ملکی، یکی از مسئولین وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز می باشد که بر کار برنامه موشک های بالستیک شهاب ۳ نظارت دارد. موشک دور برد بالستیک ایران است که در حال حاضر در اختیار ایران قراردارد.
۸. احمد درخشنده. رئیس و مدیرعامل بانک سپه که از سازمان هوافضاو شرکت های تابعه آن از قبیل گروه صنعتی شهید همت و گروه صنعتی شهید باقری که نام هردوی آن ها در قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت مشخص شده است، پشتیبانی می نماید.
اشخاص کلیدی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران:
۱. سرتیپ محسن رضایی، معاون فرماندهی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ایران.
۲. دریادار دوم علی اکبر احمدیان، رئیس ستاد مشترک سپاه.
۳. سرتیپ محمدرضا زاهدی، فرمانده نیروی زمینی سپاه.
۴. دریادار مرنضی صفاری، فرمانده نیروی دریایی سپاه.
۵. سرتیپ محمدحجازی، فرمانده نیروی مقاومت بسیج.
۶. سرتیپ قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس.
۷. سرتیپ ذوالقدر، از مقامات سپاه پاسداران، معاون امنیتی وزیر کشور(۱).

مصاحبه آیت الله هاشمی رفسنجانی با شبکه خبر سیما

زمان: ۱۷/ ۱/ ۱۳۸۶
جناب آقای هاشمی با توجه به نامگذاری امسال به سال ((اتحاد ملی و انسجام اسلامی)) از سوی رهبر معظم انقلاب فکر می کنید اتحاد مسلمانان در این برهه از زمان چقدر مهم است؟
  • وحدت همیشه برای مسلمانان کارگشا بود، ولی الان از نان شب برای ما ضروری تر است. چون دشمنان با هدف ایجاد و تعمیق تفرقه بین مسلمین در حال تلاش هستند و ما باید جلوی این شرارت را بگیریم. به علاوه امروزه امکانات فراوانی در جهان اسلام است که فقط با اتحاد می توانیم از نتایج علمی آنها استفاده کنیم.
نباید بگذاریم دشمنان اسلام با القای اختلاف و دامن زدن به برخی تفاوت سلایق که در همه مذاهب طبیعی است، امکانات مسلمانان را در جهت منافع مادی و استعماری خود بکار بگیرند.
بیان دو واژه ((ملی)) و ((اسلامی)) در کلام رهبری نیز تاکیدی بر ضرورت اتحاد و انسجام در دو بعد داخلی و اسلامی است.

خویشاوندی تاثیری در تصمیماتم ندارد.

گفت و گو با غلامعلی حداد عادل، رئیس مجلس هفتم

* در ابتدا کمی به سال های دور تر برویم. دوران جوانی شما و انگیزه هایی که باعث پیدایش فعالیت سیاسی شما شد. این انگیزه ها چه بود و از چه سالی و به چه طریقی در شما ایجاد شد؟
من دانش آموز دبیرستان علوی بودم. از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۲. در آن زمان در دبیرستان علوی شخصیت هایی حضور داشتند که در میان دانش آموزان نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی تعهداتی را ایجاد می کردند.

* این فعالیت ها در دبیرستان علوی آزاد بود؟
خیر، مدیران آن سعی می کردند از ورود مستقیم به مسائل سیاسی پرهیز کنند. علتش هم شرایط خاص آن زمان بود اما دانش آموزان متوجه بودند که باید چگونه رفتار کنند در این میان، سال آخر دبیرستان ما مقارن شد با قیام امام خمینی (ره) در سال ۴۱.

* فضای خانواده چگونه بود؟
تا حدود زیادی سیاسی بودند.

* خانواده نسبت به رژیم وقت زاویه تند داشتند و علنا مخالفت می کردند؟
بله. بسیار شدید مخالف رژیم بودند اما علاقه من به سیاست از زمان دکتر مصدق شروع شد من در زمان دکتر مصدق با اینکه کم سن و سال بودم، روزنامه می خریدم و می خواندم.در ۲۸ مرداد ۳۲ من هشت سال بیشتر نداشتم. اما رادیو گوش می کردم و نطق های سیاسی را پیگیری می کردم. در دوران دبیرستان نیز تحت تاثیر کودتای ۲۸ مرداد، سمت گیری ضد رژیم را داشتم.

* میتینگ های سیاسی هم می رفتید؟
شاید تعجب کنید چند سال پس از کودتای ۲۸ مرداد، رژیم اجازه برگزاری یک میتینگ سیاسی را به جبهه ملی داد. قرار شد در منطقه جلالیه که امروز پارک دانشجو است، میتینگ برگزار شود و دکتر سنجابی و داریوش فروهر سخنرانی کنند. من با اینکه یک دانش آموز ۱۶ ساله بودم، از دبیرستان جیم شدم و خودم را به جلالیه رساندم و در میتینگ شرکت کردم.

* چه سالی؟
حدود سال ۳۹ یا ۴۰ بود قبل از آنکه نهضت امام آغاز شود.

* برخورد خانواده با شما چگونه بود. مخالفت نمی کردند که در این اجتماعات ظاهر شوید یا برعکس شما را ترغیب می کردند؟
ترغیب می کردند فضای عمومی خانواده ما فضای مخالفت با دستگاه و حکومت بود. خب همه متدین بودند اما تولد اجتماعی نسل من مقارن شد با شروع نهضت امام و زمانی که ایشان فعالیت های خود را آغاز کردند. ۱۵ خرداد ۴۲ درست وسط امتحانات نهایی ما واقع شد. از این زمان من به امام دلبسته شدم. خاطرم هست در دبیرستان، به جای انشا شعری سیاسی گفتم و آن را خواندم. در راهپیمایی عظیم ۱۳ خرداد تهران که در روز عاشورا بود شرکت کردم و از میدان قیام فعلی تا جلوی دانشگاه تظاهرات کردیم. دو روز بعد امام قیام کردند.

* فعالیت های دانشجویی شما از چه تاریخی آغاز شد؟
از مهر سال ۴۲. من به عنوان دانشجوی رشته فیزیک وارد دانشگاه تهران شدم. سال های بسیار سختی بود. بعد از ۱۵ خرداد بود. نفس در سینه ها حبس بود. صحبت از اعدام امام و روحانیون و مبارزان بود. برای اولین بار دانشگاه درست شده بود و ماموران قدم به قدم مراقب دانشجویان بودند.

* در آن فضا شما به عنوان دانشجو فعالیت سیاسی داشتید؟ یا اصلا دانشجویان فعال بودند؟
بعد از ۱۵ خرداد تا مدتی واکنش سیاسی نسبت به رژیم تحت تاثیر ضربه ۱۵ خرداد قرار داشت. من از روزی که وارد دانشگاه شدم با بچه های متدین مرتبط شدم و در سه سالی که دانشجوی رشته فیزیک دانشگاه تهران بودم، نمازخانه دانشکده علوم را اداره می کردم. بعد به دانشگاه شیراز رفتم تا دوره فوق لیسانس خود را آنجا آغاز کنم.

* در واقع در این زمان فعالیت های سیاسی شما کمتر بود. درست است در شیراز فعالیت ها را پیگیری می کردید؟
خب من زمانی که به دانشگاه شیراز رفتم فضای آن جا را متفاوت دیدم. در عین حال من در این دانشگاه هم معلم بودم هم دانشجوی فوق لیسانس. در ضمن مسئول آزمایشگاه فیزیک اتمی نیز بودم. اما همان طور که گفتم فضای دانشگاه را متفاوت دیدم.

* یعنی دانشگاه شیراز سیاسی تر از تهران بود؟
برعکس آنجا حضور سلیقه های آمریکایی و غربی سنگین تر بود. مارکسیست ها نیز فعالیت شدیدی داشتند. تقابل بین غرب و مارکسیسم بود. آن زمان انجمن اسلامی دانشگاه چندان فعال نبود. بنده با اینکه در استخدام دانشگاه بودم و حقوق بگیر آن محسوب می شدم. ملاحظات آن زمان را کنار گذاشتم و انجمن اسلامی دانشجویان را از نو تاسیس و آقای مطهری را برای سخنرانی دعوت کردم.

* از طرف دانشگاه با شما برخوردی صورت نمی گرفت؟
چرا می گرفت؟ مرتباً ما را به ساواک می بردند و بازجویی می کردند حتی نامه های مار را کنترل می کردند. یک روز باالاخره به ما گفتند شاه می خواهد به شیراز بیاید. از ما خواستند عکس های شاه را از بقاع متبرکه در نمازخانه نصب کنیم. گفتیم این کار را نمی کنیم. همین باعث شد ما را از دانشگاه شیراز اخراج کنند. بعد ممنوع التدریس شدم و تحت الحفظ من را به تهران آوردند.

* علت بازداشت شما هم به همین خاطر بود؟
نه. علت دیگری داشت. بعد از اینکه به تهران آمدم. مدتی بعد در دانشگاه ملی، که همین دانشگاه شهید بهشتی است مشغول به کار شدم. اما ساواک مشکوک شد و به دانشگاه نامه نوشت و مجدداً من را اخراج کردند. در این زمان بیکار شدم اما ارتباطات خود را حفظ کردم. گرچه تحت نظر و تعقیب ساواک بودم. تا اینکه در مهر ۴۸ دانشجوی علوم اجتماعی شدم. از این به بعد با شهید مطهری و مسائل سیاسی- اجتماعی بیشتر مرتبط شدم. در شهریور سال ۵۰ که ساواک برخی از اعضای سازمان منافقین را دستگیر کرد، من و برادرم شهید مجید و چند تن دیگر از اعضای خانواده را نیز بازداشت کردند. تصورشان این بود که ما نیز عضو سازمان هستیم. البته من عضو سازمان نبودم اما ساواک بازداشت کرد. ۶۶ روز در زندان قزل قلعه به همراه برادرم شهید مجید زندانی شدیم.

* مشی مبارزه شما چه بود. انتقادی بود یا نه، مبارزه مسلحانه را ترجیح میدادید؟
نه. من عضو هیچ سازمان زیر زمینی نبودم. فعالیت من تبلیغی، تعلیمی و اسلامی آشکار بود. منتها صریح و جدی و گسترده. به همین خاطر ممنوع التدریس شده بودم. حتی پرویز ثابتی، مقام امنیتی معروف گفته بود حاضریم به فلانی مسئولیت های خیلی بالا بدهیم به شرطی که دیگر پا به دانشگاه ها نگذارد.

* ارتباط شما با انقلابیون از چه طریقی بود؟
بیشترین ارتباط من با شهید مطهری بود. اما آن موقع انقلاب غیر از امام، خیلی سر آشکار نداشت. همه مردم در صحنه بودند با این حال من با شهید مطهری ارتباط مستمر و مرتب و گاه ارتباط روزانه داشتیم.طبعاً در مسیر پیشرفت نهضت بودم. دو سه روز بعد از پیروزی انقلاب نیز به صدا و سیما رفتم و تا الان دنبال قافله انقلاب می دوم.

* اولین سمت شما عضویت در شورای سرپرستی صدا و سیما بود؟
نه. آقای مطهری به من گفت برو صدا و سیما کمک کن. کسی دنبال این نبود که من چه کاره هستم. من هم رفتم در ساختمان پخش نشستم و شروع به تولید مطلب کردم. چون رادیو مرتبا روشن بود. کسی هم در آن زمان فکر نکرده بود برای این دستگاه ماده و مواد تولید بکند. همه چیز به هم ریخته بود من صبح تا شب مطلب می نوشتم و یکی هم می رفت آنها را از پشت رادیو می خواند. گاهی کسی پیدا نمی شد خودم می رفتم کار اجرا را انجام می دادم و مطلب را می خواندم. در آن زمان من بودم، آقای مهندس موسوی بود، همسر ایشان خانم دکتر رهنورد بود. کار همه ما این بود که بنشینیم و مطلب بنویسیم.

* ماموریت شما چه مدت طول کشید؟
حدود ۲۰ روز. بعد به توصیه آقای مطهری و آقای مهندس بازرگان من معاون آقای میناچی در وزارت ارشاد شدم. ۹ ماه اینجا بودم. بعد از رفتن قطب زاده از صدا و سیما، مجددا به صدا و سیما بازگشتم و عضو شورای سرپرستی صدا و سیما شدم تا اردیبهشت ۵۹ سرپرست بودم. در آن زمان بنی صدر ما را از صدا و سیما بیرون کرد.

* چرا؟
نوع فکر ما با او یکی نبود.

* شما با شورای انقلاب در ارتباط بودید؟
بله در ارتباط بودم.

* ارتباط مستمر؟
بله. مرتبا اخبار خود را در اختیار ما می گذاشتند.

* با کدامیک از اعضا در ارتباط بودید؟
با شهید باهنر. ایشان مصوبات شورا را به ما ابلاغ می کرد و ما برای آن برنامه درست می کردیم. بعد که بنی صدر در صدا و سیما مستقر شد، ما را از عضویت در آن شورا معاف کرد و به عمر آن خاتمه داد. بعد از آن در اردیبهشت ۵۹ به وزارت آموزش و پرورش رفتم و تا اول آبان ۷۲ آنجا ماندگار شدم.

* علت اختلاف بنی صدر با شما درباره چه بود؟
بنی صدر با نوع تفکر شورای انقلاب سازگار نبود. به همین خاطر دنبال کسانی بود که صدا و سیما را مطابق میل او اداره کنند. این بود که به صورت غیر قانونی آن شورا را لغو کرد.

* شما از آقای بازرگان صحبت کردید و همینطور آقای فروهر و دکتر سنجابی. خاطرم هست حدود سال ۸۰ در روزنامه نوروز، مقاله ای از شما درباره دکتر سنجابی نیز خواندم. زمانیکه ایشان به رحمت خدا رفتند. آیا شما سمپات نهضت آزادی بودید یا اینکه نه مراودات در قالب رفاقت و دوستی هایی خارجه از فعالیت های سیاسی بود؟
نه من از همان زمان دکتر مصدق، بازرگان را می شناختم. وقتی بازرگان از رئیس هیئت خلع ید شد، ماجرای آن را به یاد داشتم. بعد از ۲۸ مرداد نیز او را منتظر خدمت کردند. دو، سه استاد بودند که این اتفاق برایشان افتاد. یکی بازرگان در دانشکده فنی بود، یکی دکتر جناب از دانشکده علوم بود.بعدها من شاگرد همین دکتر جناب شدم. این ها را من می شناختم در دبیرستان علوی نیز، به خاطر اینکه فضای مدرسه دینی بود، بازرگان را در ردیف نویسندگان کتابهای دینی امروزی می دیدیم و می شناختیم. همانطور که علامه طباطبایی و شهید مطهری را. استاد ما مرحوم رضا روزبه، راجع به شخصیت بازرگان و کتاب مطهرات در اسلام او برای ما صحبت می کرد. به همین خاطر دورادور او را می شناختیم. تا اینکه ایشان به زندان رفت. در آن زمان نیز من برای ملاقات با ایشان، آیت اله طالقانی و دکتر شیبانی به زندان قصر می رفتم.

* بعد از آزادی ایشان از زندان چطور؟
ایشان در سال ۴۶ از زندان آزاد شد. آن زمان من در دانشگاه شیراز فعالیت سیاسی می کردم. یک بار که ایشان به شیراز آمده بود، برخی از دانشجویان نزد ایشان رفتند و از من و فعالیت های انجمن اسلامی که اداره اش با من بود، گله کردند. ایشان اتفاقاً حق را به من دادند. بدون اینکه من را ببینند به دانشجویان گفتند که شما اشتباه می کنید، حق با اوست.

* درآن سالها ملاقاتی با ایشان داشتید؟
کم. حدود ۵، ۶ سال مانده به انقلاب، وقتی فعالیت ها داشت اوج می گرفت گهگاه ایشان را در بعضی از جاها ملاقات می کردیم. وقتی انقلاب شد ایشان را بیشتر می دیدیم.

* تفکر و منش آقای بازرگان مورد قبول شما بود؟
من معتقد به تفکر آقای مطهری بودم، نه بازرگان با اینکه برای بازرگان احترام زیادی قائلم اما نقد جدی بر تفکر او دارم.

* این نقد ناظر به فعالیت های سیاسی ایشان است؟
نه. جدا از فعالیت های سیاسی ایشان، نوع نگاه آقای بازرگان به مسائل فلسفی و بخشی از مسائل اسلامی مورد نقد من است.در درسهای خودم در دانشگاه تهران وقتی پوزیتویسم اگوست کنت را تدریس می کردم، کتاب << راه طی شده>> ایشان را مطرح و نقد می کردم. من نگاه آقای مطهری راقبول داشتم. ایشان علی رغم اینکه با بازرگان رفیق و دوست بود، اما به شدت مخالف تفکر فلسفی بازرگان بود. این بحثهای فلسفی مفصلی دارد.

* تا سال ۷۲ آموزش و پرورش بودید. از آنجا به فرهنگستان رفتید؟
در فرهنگستان عضو بودم. وقتی هم که از آموزش و پرورش بیرون آمدم، نمی خواستم دیگر کار اجرایی انجام دهم. اما هم مجبور شدم مسئولیت فرهنگستان را قبول کنم و هم مدیرعامل دایره المعارف اسلامی شدم. همزمان مسئولیت ریاست مرکز مطالعات فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) نیز برعهده ام گذاشته شد تا اینکه مجلس ششم از راه رسید.

* در واقع فعالیت سیاسی شما از این نقطه آغاز شد؟
در معنای عام کلمه اینطور نبود که من غیر سیاسی باشم.

* وقتی وارد مجلس ششم شدید، برخی از جناح ها و احزاب داخل کشور علت کاندیداتوری شما را پیوند صبیه محترمه شما با فرزند مقام معظم رهبری دانستند و گفتند حیات سیاسی شما از این پیوند آغاز شده و به همین علت گروه های سیاسی به شما به عنوان یک پتانسیل حزب نگاه کردند. این تحلیل را تا چه حد قبول دارید؟
من این تحلیل را قبول ندارم که چون خانواده ما با خانواده مقام معظم رهبری پیوند سببی پیدا کرد، گروه های سیاسی به بنده تمایل نشان دادند.

* برخی از گروه های اپوزیسیون حتی فراتر رفتند و غلت مخالفت خود با شما را در این امر جستجو می کردند.
این درست است. به قول مستوفی همه کسانی که بنده را می شناسند می دانند که من نه اهل آجیل دادن هستم و نه اهل آجیل گرفتن اهل داد و ستد نیستم. من هیچ حاشیه ای ندارم که برخی دنبال من راه بیفتند.

* منظورتان عقبه سیاسی است؟
بله کسانی که پای مجلس من سینه بزنند و بعد من به آنها بگویم که به فلان جا می روم و یک پست برای شماها تهیه می کنم. ابداً معتقد به این کار نیستم.

* آیا خویشاوندی این دو خانواده در تصمیم گیری شما موثر بود یا اصلا نبود؟
اصلا تاثیری نداشت. هیچ.

* اصلا قصد کاندیداتوری مجلس را داشتید؟
هیچ وقت نمی خواستم به مجلس بیایم. در مجلس چهارم و حتی مجلس پنجم نیز به من پیشنهاد شد که کاندید شوم اما من این درخواست ها را رد کردم و گفتم در جبهه ی دیگری مشغول هستم. به دنبال کار تالیف کتاب مدارس برای ۱۹ میلیون دانش آموز بودم. به دوستان گفتم اجازه بدهید من همین کارها را انجام بدهم. حتی وقتی آقای خاتمی وزیر ارشاد بودند، چند بار پیشنهاد کردند که من در وزارت ارشاد معاون ایشان شوم اما نپذیرفتم و گفتم همین تالیف کتابهای درسی کافی است.

* در آن زمان اخبار سیاست را پیگیری نمی کردید؟
بله. در فضای سیاسی بودم اما نمی خواستم مجلس بروم.

* پس چرا در انتخابات مجلس ششم نامزد شدید؟
به خاطر اینکه بعد از دوم خرداد ۸۶ احساس وظیفه کردم.

* نسبت به چی؟
ساختار شکنی. به همین خاطر احساس وظیفه کردم و وارد انتخابات شدم. هنوز نیز احساس وظیفه می کنم و تا وقتی که خطر ساختار شکنی وجود داشته باشد، واجب ترین کار این است که از مبانی و ساختارهای اصلی انقلاب دفاع بکنیم.

* فقط به همین خاطر کار فرهنگی را رها کردید و به متن ماجرا آمدید؟
ببینید در هر جامعه ای انسانهای فرهنگی مثل یک نقاشی می مانند که روی داربست سیاست ایستاده اند و در حال تزئین بالای ایوان هستند. اما اگر این داربست فرو بریزد آیا کسی آن بالا می ماند؟ نه. من از دوم خرداد به بعد احساس کردم این داربست در حال تکان خوردن است. از آن بالا آمدم پایین و باید مراقب داربست بود و آن را محکم نگاه داشت.
* خاطرم هست در مصاحبه ای از روابط دوستانه و صمیمانه خودتان با مقام معظم رهبری صحبت کرده بودید. سئوال قبلی معطوف به این نکته بود که شاید این روابط گرم و دوستانه بر شما تاثیر گذاشته و شما قصد کردید وارد مجلس شوید.
اصلاً. آن روابط تاثیر زیادی نداشت. بلکه من از ایشان خواهش می کردم شما به دوستانی که اصرار دارند مرا به مجلس بکشانند بفرمائید رها کنند. من به این معنا از دوستی خودمان استفاده می کردم.

* فرمایش ایشان چه بود؟
ایشان می گفتند هر چه خودت تصمیم بگیری. این طوری بود. اما در علت العلل و انگیزه اصلی من از ورود به انتخابات مجلس ششم به دلیل سر و کار داشتن با علوم انسانی و فلسفی، متوجه افکار کسانی شدم که اسم خودشان را دوم خردادی گذاشته بودند. می دانستم جنس این افراد چیست. تا زمانی که اینها کار فرهنگی می کردند، من هم کار فرهنگی می کردم. ولی بعد که دیدیم اعضای حلقه کیان در وزارتخانه ها تقسیم شدند، معلوم شد مسئله خیلی جدی است.

* شما آنها را برانداز می دانستید؟
من از لفظ ساختار شکن استفاده می کنم. کلمات را به این خشونت بکار نمی برم این افراد همان کسانی بودند که در مجلس ششم آنها را دیدید. من طرز تفکر آنها را قبول نداشتم و احساس تکلیف کردم و علی رغم میل درونی به مجلس بروم. آمدم و تا الان نیز ماندم.

نظرات کاربران درباره کتاب تاریخ هشت ساله‌ی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد حوادث سال ۱۳۸۶