فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیدایش مسیحیت

کتاب پیدایش مسیحیت
مجموعه تاریخ ۴۹

نسخه الکترونیک کتاب پیدایش مسیحیت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۱۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پیدایش مسیحیت

مسیحیت از زمان بنیانگذاری‌اش در حدود دو هزار سال پیش، به گسترده‌ترین دین جهان تبدیل شده است، با ده‌ها فرقه که روی هم رفته تقریبا دو میلیارد پیرو را شامل می‌شود. سرگذشت مسیحیت یکی از بزرگ‌ترین کامیابی‌های تاریخ است؛ و برآمدن اولیه دین مسیحی از سرآغاز محقرش در فلسطین در قرن اول میلادی تا کامیابی‌اش به عنوان دین عمده اروپا در قرون وسطای اولیه داستانی جذاب و در عین حال یکی از بزرگ‌ترین نقاط عطف جهان است. این نقطه عطف انقلابی به معنای واقعی بود که گستره‌ای بسیار پهناور و نتایجی دیرپا داشت. به‌راستی، همان طور که تاریخدان برجسته مایکل گرانت اظهار می‌دارد، سرآغاز و گسترش مسیحیت اولیه «یکی از چند انقلابی را در تاریخ جهان [ پایه‌گذاری کرد] که دوام آورده‌اند.»۱ آنچه موفقیت اولیه مسیحیت را به یک انقلاب تبدیل کرد این بود که تغییرات فرهنگی فراگیری، نخست در اروپا و خاور نزدیک و سپس در دیگر نقاط جهان، پدید آورد. این تغییرات بر رشد سیاسی، اجتماعی، و معنوی و سرنوشت تمامی ملت‌ها و اقوام، و همچنین افراد بی‌شمار، تأثیر ژرفی برجا گذاشت. مردمی که پیدایش مسیحیت بیش‌ترین تأثیر را بر سرنوشتشان گذاشت رومیان باستان بودند.

ادامه...

بخشی از کتاب پیدایش مسیحیت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار: انقلاب مسیحی و روم

مسیحیت از زمان بنیانگذاری اش در حدود دو هزار سال پیش، به گسترده ترین دین جهان تبدیل شده است، با ده ها فرقه که روی هم رفته تقریبا دو میلیارد پیرو را شامل می شود. سرگذشت مسیحیت یکی از بزرگ ترین کامیابی های تاریخ است؛ و برآمدن اولیه دین مسیحی از سرآغاز محقرش در فلسطین در قرن اول میلادی تا کامیابی اش به عنوان دین عمده اروپا در قرون وسطای اولیه داستانی جذاب و در عین حال یکی از بزرگ ترین نقاط عطف جهان است.
این نقطه عطف انقلابی به معنای واقعی بود که گستره ای بسیار پهناور و نتایجی دیرپا داشت. به راستی، همان طور که تاریخدان برجسته مایکل گرانت اظهار می دارد، سرآغاز و گسترش مسیحیت اولیه «یکی از چند انقلابی را در تاریخ جهان [ پایه گذاری کرد] که دوام آورده اند.»۱ آنچه موفقیت اولیه مسیحیت را به یک انقلاب تبدیل کرد این بود که تغییرات فرهنگی فراگیری، نخست در اروپا و خاور نزدیک و سپس در دیگر نقاط جهان، پدید آورد. این تغییرات بر رشد سیاسی، اجتماعی، و معنوی و سرنوشت تمامی ملت ها و اقوام، و همچنین افراد بی شمار، تاثیر ژرفی برجا گذاشت.
مردمی که پیدایش مسیحیت بیش ترین تاثیر را بر سرنوشتشان گذاشت رومیان باستان بودند. در دوره ای که انقلاب مسیحیت آغاز شد، یعنی از اواسط تا اواخر قرن اول میلادی، تمام حوزه مدیترانه در تسلط امپراتوری روم بود. در آن زمان، این قلمرو بسیار پهناور تمام سرزمین هایی را در بر می گرفت که از اسپانیا در غرب تا فلسطین در شرق، و از آفریقای شمالی در جنوب تا گُل شمالی (آنچه اینک فرانسه و بلژیک است) و بریتانیای جنوبی در شمال امتداد داشت. و بیش تر سرگذشت مسیحیت نخستین در حدود پنج قرن موجودیت امپراتوری روم (از حدود ۳۰ پیش از میلاد تا ۴۷۶ میلادی) صورت پذیرفت. روم، که تاریخش به صورت یک کشور کافر (غیرمسیحی) آغاز شد و به عنوان یک کشور مسیحی سرسخت پایان گرفت، نخستین سرزمینی در روی زمین بود که «مسیحی شد». به عبارت دیگر، این تمدن رومی، از جمله بسیاری از معتقدات سنتی فکری و دینی و آداب و رسوم اجتماعی آن، بود که جنبش مسیحی موفق به تغییر آن شد.



از آن گذشته، انقلاب دینی و فرهنگی ای که ظهور مسیحیت پدید آورد از خارج و با زور تحمیل نشد، چنان که مثلاً گسترش اسلام در پهنه خاور نزدیک و شمال آفریقا در دوره میانه چنین بود. در عوض، جنبش مسیحی امپراتوری روم را تقریبا به طور کامل از درون، و در نهایت با کمک خود حکومت روم، تغییر داد. (این دین به مهم ترین حمایت بی همتای خود هنگامی دست یافت که امپراتور کنستانتین اول در اوایل قرن چهارم از آن پشتیبانی کرد.) و از این رو، بخش بزرگ تر سرگذشت مسیحیت نخستین به تلاش های مسیحیان رومی برای پذیرش اجتماعی و دست آخر تسلط سیاسی و اجتماعی بر امپراتوری روم مربوط می شود، و به همان نسبت به تلاش های اجتماعی و رسمی روم برای یافتن، مَهار، پیگرد و آزار، و سرانجام یاری و تقویت مسیحیان رومی.



حیاط بسیار بزرگ جلوی کلیسای بازیلیک سن پطرس در رُم، آن طور که از گنبد بزرگ ساختمان دیده می شود. نخستین نسخه این عمارت باشکوه مسیحی را کنستانتین اول امپراتور روم در قرن چهارم بنا کرد.

با این حال اهمیت تحولی که انقلاب مسیحی در روم ایجاد کرد برای خود این امپراتوری به آن اندازه ای نبود که برای آنچه بعدها در عصر طولانی پسا رومی پیش آمد، اهمیت داشت. در پی سقوط روم که دارای گنجینه فرهنگی برجسته ای بود، عقاید و آداب و سنن آن به حکومت های «بربر» پراکنده و دارای فرهنگ نازلی منتقل شد که جانشین این امپراتوری شدند و به تدریج به ملت های اروپایی تحول یافتند. این ملت ها سپس به گسترش فرهنگ خود، از جمله دین مسیحی، به تمام گوشه و کنار جهان ادامه دادند. بنابراین، به گفته آ. اچ. ام. جونز، تاریخدان بزرگ قرن بیستم،

پذیرش رسمی مسیحیت از سوی امپراتوری روم برای آینده این دین اهمیت حیاتی داشت، چون بدین ترتیب مسیحیت اعتبار و گیرایی نام رومی را کسب کرد و با تمدن کهنی همسنگ شد که بناهای عظیم، زندگی مجلل، تشریفاتی، و مرفه، و نظم و ترتیب آن بربرهای خشن و بی نزاکت شمال را مجذوب می ساخت. ژرمن ها در آغاز صرفا راهزن بودند، اما... به ناچار از راه و رسم زندگی رومی تقلید کردند و به همراه دیگر عناصر فرهنگ رومی، دین رومی را نیز پذیرفتند.۲

پس، تصادفی نیست که مقر قدیمی ترین فرقه برجا مانده مسیحی هنوز هم در رُم است و خود را کلیسای کاتولیک رومی می نامد؛ یا اکثر فرقه های مسیحی در جهان امروز حافظ عقاید، مناسک، و آداب و رسوم متعددی اند که در جامعه روم باستان شکل گرفت. (این یکی از شکل هایی است که روم، اگرچه به مثابه یک کشور از بین رفته، در حوزه عقاید به حیات خود ادامه می دهد.) به راستی که مسیحیت و روم در پیوندی جدایی ناپذیر با هم باقی مانده اند و به احتمال زیاد همیشه باقی خواهند ماند.

۱. محیط رومی و ریشه های یهودیِ مسیحیت

زمان و مکان خاص پیدایش مسیحیت تاثیر ژرفی بر شکل گیری عقاید و روش های مسیحی و چگونگی رشد و سرانجام کامیابی این دین داشت. به ویژه آن که محیط اجتماعی، سیاسی و مذهبیِ تولد آن آمیزه ای از تاثیرات یونانی ـ رومی و یهودی را در خود داشت. امپراتوری روم، در قرن نخست میلادی، معجونی از پیش زمینه های قومی، فکری، و مذهبی گوناگون بود که شامل نه تنها آداب و سُنن اجتماعی، حقوقی، و مذهبی شهروندان رومی و حکومت روم، بلکه همچنین آداب و سُنن محلی ده ها قوم دیگری در حوزه مدیترانه می شد که رومیان در چند قرن پیشین بر آن ها چیره شده بودند. مسیحیان اولیه به شدت تحت تاثیر بسیاری از این عقاید و آداب و سُنن قرار داشتند و آن ها را با جهان بینی و دیدگاه های معنوی خود درآمیختند.
البته، در آغاز، یکی از این اقوام مدیترانه ای ــ یعنی یهودیان ــ ژرف ترین و ماندگارترین تاثیر تکوینی را بر مسیحیان اولیه گذاشتند. در واقع، تاریخ مسیحیت به عنوان یک فرقه یهودی آغاز شد و هنوز هم در مفاهیم پایه ای مذهبی و اخلاقی متعددی، همچنان که در متون مقدس، با یهودیت اشتراک دارد. بنابراین، کلیسای اولیه مسیحی نتیجه طبیعی جریان های فرهنگی رومی، یهودی و سایر جریان هایی بود که جهان مدیترانه ای را در آن زمان می ساخت. به گفته پژوهشگر برجسته خوستو گونزالس،

کلیسا هیچ گاه با جهان پیرامونش بی ارتباط نبود. نخستین مسیحیان، یهودیان قرن نخست بودند و به همین دلیل بود که آن ها پیام [مسیحی] را شنیدند و از آن استقبال کردند. سپس این دین نخست در میان سایر یهودیان و سرانجام در میان غیریهودیان، چه در درون مرزهای امپراتوری روم و چه خارج از آن، گسترش یافت. برای درک تاریخ مسیحیت در سده های اولیه آن، باید با نگاه به جهانی که در آن رشد یافت آغاز کنیم.۳

دریای مدیترانه به مثابه یک دریاچه رومی

در سطحی گسترده تر، آن جهان مرکب از رشته درازی از استان های رومی بود که دریای مدیترانه را دربر گرفته بودند، دریایی که تا قرن نخست میلادی عملاً به یک دریاچه رومی تبدیل شده بود. (در واقع، برخی از رومیان به این آبراه مرکزی «دریای ما» [mare nostrum] لقب داده بودند.) کشتی ها پهنه این دریا را مرتبا طی می کردند و به حمل انواع کالاهای تجارتی، و نیز سربازان، مقامات حکومتی، پیام آوران، و مسافران معمولی، به نقاط دوردست امپراتوری می پرداختند. بسیاری از شهرهای پُر رونق امپراتوری از راه خشکی نیز به هم متصل می شدند، چون رومی ها شبکه جاده ای پیچیده ای احداث کرده بودند که جاده های اصلی آن تا حد زیادی هموار شده بود. این راه های آبی و خاکی، که بخشی از وحدت فراگیر سیاسی و فیزیکی ای بود که روم برای جهان مدیترانه ای به ارمغان آورده بود، بعدها گسترش عقاید مسیحی را آسان کرد.



روم با غلبه یا تحمیل نفوذ خود بر اقوام متعدد حوزه مدیترانه، ناخواسته خاکی را که مسیحیت در آن ریشه گرفت حاصلخیز کرد. این بدان سبب بود که فتوحات و فرمانروایی رومیان باعث ناآرامی و ناامنی اجتماعی زیادی در میان اقوام محلی شد و در نتیجه به پیدایش شرایط مساعد برای گسترش ادیان تازه ای که نوید برادری و رستگاری می دادند کمک کرد. به گفته تاریخدان سرشناس کنِت لَتورِت، میلیون ها نفر «تشنه دینی بودند که برایشان عزت نفس به ارمغان آورد»:

آن ها در پی برادری و رفاقتی بودند که خواسته های اجتماعی و دینی را با هم درآمیزد. آرزوی جاودانگی فردی آرزویی رایج بود و از راه ایمان و مناسک دینی می شد به آن دست یافت.۴

پس تعجبی ندارد که در جهان رومی، در قرن های اول، دوم، و سوم، ادیان و مکتب های فلسفی متعدد و گوناگونی نشو و نما یافت؛ و مسیحیت که در چنین محیطی پا به عرصه گذاشت می بایست با آن ها رقابت می کرد. در نتیجه، این دین در سه سده نخست خود رشدی بسیار آهسته، هر چند نسبتا پیوسته، داشت.

معجون مذهبی روم

در میان رقیبان مسیحیتِ نوپا دین سنتی رسمی نقش اصلی را داشت. رومیان عموما مشرک (چند خدایی) بودند، برخلاف یهودیان و مسیحیان که موحّد (یکتاپرست) بودند. پانتئون یا خدایان رومی شامل ایزدان مشهوری چون یوپیتر (ژوپیتر)، خدای خدایان؛ یونو، همسر یوپیتر؛ مارس، خدای جنگ؛ مینِروا، الهه جنگ و صنایع دستی؛ و آپولو، خدای پیشگویی، شعر، و موسیقی، می شد. رومیان تعدادی ارواح کوچک شخصی و خانگی را نیز می پرستیدند، که از جمله آن ها لارِس (lares) بود که گمان می رفت خانه را اَمن نگه می دارد، و مانِس (manes)، ارواح نیاکان درگذشته.
پرستش خدایان رسمی دو بُعد یا دو سطح داشت: یکی عمومی و مشترک، دیگری خصوصی و فردی. در سطح عمومی، رهبران روم از ایمان عمیق مردم و آمادگیشان در پذیرش مشتاقانه مجموعه گسترده ای از اعتقاداتِ در بر گیرنده خدایان، ارواح، و سرنوشت، کاملاً بهره برداری می کردند؛ چرا که چنین اعتقاداتی پشتوانه سیاست های حکومتی بود و حکومت نیز متقابلاً از این اعتقادات پشتیبانی می کرد. از یک سو، از آن جا که رومیان خود و نظامشان را برتر می دانستند و در فتوحاتشان موفق بودند، برایشان طبیعی بود که موفقیت های خود را به سرنوشت یا اراده خدایان نسبت دهند. از سوی دیگر، این عقیده که خدایان نظر لطفشان بیش از هر ملت دیگری متوجه آن هاست، این باور خودپسندانه را در آن ها تقویت می کرد که تقدیرشان این است که بر جهان فرمانروایی کنند.



یوپیتر، خدای خدایان رومی، بر دشمنانش پیروز می شود.

در حالی که اعتقادات مذهبی به شکل گیری سیاست حکومتی کمک می کرد و محرک جامعه رومی بود، راهنما و آرامش بخش فرد در زندگی روزمره اش نیز بود. رابطه ای که بین شخص و خدایان به وجود می آمد به شکل قرارداد مقدس بود. به نوشته تاریخدان آرتور بواک،

اگر انسان در پرستش خود تمام مناسک درخور را به جا می آورد، خدا موظف بود با نظر لطف عمل کند؛ اگر خدا آرزوی انسان را برآورده می کرد، می بایست با یک پیشکش یا قربانی به او پاداش داده می شد. اگر انسان به وظیفه اش عمل نمی کرد، خدا او را مجازات می کرد؛ اگر خدا به خواست او توجه نمی کرد، انسان موظف نبود به پرستش او ادامه دهد.۵

اصطلاح لاتینی که برای این رابطه قراردادی وضع شده بود do ut des بود، به معنای «منِ آدم به توِ خدا پیشکش می کنم، باشد که تو به من بازپس دهی.»
بدین ترتیب، عقاید و مناسک گوناگون دین رومی دو رابطه مهم را مستحکم نگه می داشت: نخست، نوعی اتحاد سیاسی بین خدایان و حکومت، و دوم قراردادی برای خرسندسازی متقابل بین خدایان و فرد. این توافق مذهبی با دین یهودیان و مسیحیان تفاوت محسوسی دارد، دینی که تاکیدش بر وظیفه انسان ها در کسب رضایت خدا و پذیرش اراده او حتی به هنگامی است که به نفع مستقیم آن ها نیست.

نظرات کاربران درباره کتاب پیدایش مسیحیت

بسیار عالی و پر محتوا
در 2 ماه پیش توسط moh...985
کتاب جمع و جور با نثر روان
در 1 سال پیش توسط moh...dai