فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مینوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گلچینی از مثل‌های قرآنی و ایرانی

کتاب گلچینی از مثل‌های قرآنی و ایرانی

نسخه الکترونیک کتاب گلچینی از مثل‌های قرآنی و ایرانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۲۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب گلچینی از مثل‌های قرآنی و ایرانی

مثل داستان کوتاهی است که با مضامین لطیف و سرگرم کننده گاه بصورت شعر و زمانی با نثری موزون برای کودکان و نوجوانان خوانده میشود و مشتمل بر تشبیه یا مضمونی حکیمانه که به سبب روانی لفظ و روشنی معنی لطف ترکیب شهرت عام یافته و همگان آن را بدون تغییر و یا با اندک تغییر در محاوره بکار می برند. با توجه به موادی که تحت عنوان امثال در منابع ادبی عرب گرد آمده است آنها را می توان به سه دسته تقسیم کرد. آن دسته که ریشه در حکایات کهن فرهنگ عامه دارد و در آن جانداران و گاه جامدات نقشهای انسانی ایفا می کند و حامل پند و پیام اند، مانند داستانهای کلیله و دمنه و هزار و یک شب. در حوزه زبان عربی پس از نزول اسلام امثال اهمیت فراوانی و جایگاهی فراتر دارند، چرا که منبع امثال در عربی همانند سایر زبان ها تنها تک جمله ای فرهنگی اجتماعی و فراهم آمده از استعمالات عامه مردم نیست بلکه قرآن کریم و روایات پیشوایان اسلام با آن رتبه و الای فصاحت و بلاغت منبع سرشار امثال و عبارات کوتاهی هستند که به ادب عربی و شاخه ها و انواع ادبی آن غنای فوق العاده بخشیده اند. این امر موجب آن شد که امثال و حکم در زبان عربی و به تبع آن زبان فارسی جایگاه والایی را به دست آورد. چرا که کیفیت و شدت ارتباط و تعامل زبان فارسی با عربی به ویژه پس از اسلام به حدی است که آن را در میان سایر زبانها منحصر به فرد ساخته است.

ادامه...

بخشی از کتاب گلچینی از مثل‌های قرآنی و ایرانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



فصل اول - پیدایش مَثَل ها

خداوند تبارک و تعالی فرمود:
و تلکَ الامثالُ نَضربُها للناسِ وما یعقلُها الا العالمونَ(العنکبوت۴۳)
و یضربُ اللهُ الامثالَ للناسِ لعلَهُم یَتفکرونَ (الحشر ۲۱)
اَنَ اللهَ لایستحیی اَن یضرب مثلاً ما بَعوضهً فما فوقَها (البقره۲۶)
مثل داستان کوتاهی است که با مضامین لطیف و سرگرم کننده گاه بصورت شعر و زمانی با نثری موزون برای کودکان و نوجوانان خوانده میشود و مشتمل بر تشبیه یا مضمونی حکیمانه که به سبب روانی لفظ و روشنی معنی لطف ترکیب شهرت عام یافته و همگان آن را بدون تغییر و یا با اندک تغییر در محاوره بکار می برند.
با توجه به موادی که تحت عنوان امثال در منابع ادبی عرب گرد آمده است آنها را می توان به سه دسته تقسیم کرد. آن دسته که ریشه در حکایات کهن فرهنگ عامه دارد و در آن جانداران و گاه جامدات نقشهای انسانی ایفا می کند و حامل پند و پیام اند، مانند داستانهای کلیله و دمنه و هزار و یک شب.
نوع دیگر مثلها بر پایه حکایاتی از زندگی انسانی شکل گرفته و گاه سرچشمه آنها رفتار و یا واقعه ای به یاد ماندنی بوده است.
دسته سوم شامل گفته هایی است در قالب کلمات قصار حکیمانه که اغلب از زبان کسانی خاص شنیده شده است و از آنها با حکم نیز تعبیر می شود بر مبنای آنچه قدما در وصف ضرب المثل و سر تاثیر گذاری اش گفته اند. می توان گفت که یکی از عناصر مهم مثل رمز آمیزی و تداعی میان وقایع همانند است و این ویژگی بیشتر در هر دو قسم مثلها وجود دارد.
دریایی از فرهنگ پر مایه ایران اسلامی در نسخه های خطی موج می زند، این نسخه ها در حقیقت کارنامه دانشمندان و نوابغ بزرگ و هویت نامه ما ایرانیان است بر عهده هر نسلی است که این میراث پر ارج را پاس دارد و برای شناخت تاریخ و فرهنگ و ادب و سوابق علمی خود به احیا و بازسازی آن اهتمام ورزد.
ابراهیم نظام مثل را نهایت بلاغت می داند ودر مورد آن می گوید در مثل چهار چیز نهفته است. که در سخن های دیگر وجود ندارد و آن عبارت است از:
۱ – کوتاهی عبارت (ایجاز) ۲ – گویایی مفهوم (اصابه المعنی) ۳ – تشبیه زیبا ۴ – کتاب نیکو (جوده الکنایه) و این اوج بلاغت است.
در مورد ویژگی ها مثل ها و اهمیت آن می توان گفت مثل در هر ملتی در حقیقت یکی از بهترین مظاهر فرهنگ و تراوش های فکری و اخلاقی و عادات و سنن آن قوم به شمار می آید و امثال هر قوم و ملتی آیینه تمام نمای فرهنگ آن قوم است.
این مثل ها طی هزاران سال در میان اقوام مختلف جهان شکفته و منتشر شده است و در هر ملتی بر حسب ویژگی های قومی فرهنگی و مذهبی، اخلاقی،اوضاع جغرافیای و سیاسی آن ملت ویژگی های خاص خویش را یافته است.
اغلب امثال در قالب استعاره یا کنایه یا کلامی موزون و دلنشین بیان شده اند که حاوی اندیشه های عمیق و سودمند یا انتقادی شدید و طنز آمیز از گفتار و کردار انسانها و نابسامانی های اخلاقی و اوضاع درست و نادرست جامعه و مردم می باشد.
وجه برجسته مثل ها، گویایی آنها در عین کوتاهی آنهاست، یعنی اگر این عبارات به جا و متناسب با واقعیت خود استعمال شوند، مقصود گوینده را به ساده ترین وجه و کوتاهترین عبارت به مخاطب منتقل می سازند و از این رو به گوینده به خوبی کمک می کنند تا مقاصد خود را به طور روشن و بدون ابهام بیان کند این ویژگی موجب شده که امثال در میان عام و خاص مقبولیت یابد و در گذر ایام پایدار بماند و بیش از شعر زبانزد مردم شود.
در حوزه زبان عربی پس از نزول اسلام امثال اهمیت فراوانی و جایگاهی فراتر دارند، چرا که منبع امثال در عربی همانند سایر زبان ها تنها تک جمله ای فرهنگی اجتماعی و فراهم آمده از استعمالات عامه مردم نیست بلکه قرآن کریم و روایات پیشوایان اسلام با آن رتبه و الای فصاحت و بلاغت منبع سرشار امثال و عبارات کوتاهی هستند که به ادب عربی و شاخه ها و انواع ادبی آن غنای فوق العاده بخشیده اند. این امر موجب آن شد که امثال و حکم در زبان عربی و به تبع آن زبان فارسی جایگاه والایی را به دست آورد. چرا که کیفیت و شدت ارتباط و تعامل زبان فارسی با عربی به ویژه پس از اسلام به حدی است که آن را در میان سایر زبانها منحصر به فرد ساخته است.
این جایگاه حاکم گستردگی امثال در حوزه زبان عربی و فارسی موجب توجه خاص ادییان در زبان به امثال شده، به طوریکه آثار و تالیفات مهمی را در زمنیه تدوین و شرح و تحلیل امثال پدید آورده اند.
دیگر موضوع مهم درباره امثال عربی آن است که استعمال امثال عربی تنها به گفتار و نوشتار عادی اهل زبان منحصر نیست، بلکه در تمامی منابع مهم علمی ادبی و تاریخی امثال عربی بکار رفته و گسترش یافته است از این رو در مطالعه آثار مکتوب دوران های گذشته ادب عربی امثال جایگاه و نقش مهمی دارند. برخی از طریق شرح و تفسیر ضرب المثل ها در محدوده های زمانی یا منطقه ایَ با ویژگی های فرهنگی – اجتماعی آداب و رسوم و نوع اندیشه و نگرش های جمعیت ها و اقوام پی برده اند و ادیبان در لابه لای بررسی های امثال اسلوب های ادبی و بلاغی ارزشمندی را کشف کرده اند.
مثل های فارسی این فرهنگ و به تبع آن معادل های آنها در چهار زبان خارجی از لحاظ موضوع طبقه بندی شده و یا قریب سیصد موضوع مختلف که با معنی و مفهوم و مضمون مثل تناسب داشته تخصیص داده شده است.
تاریخ امثال و حکم در زبان عربی به دوره جاهلیت بر می گردد و اگر چه آن نبودن کتابت در میان توده اعراب جاهلی، پیش از اسلام تدوین نگردیده و جمع آوری نشده است چنانکه می دانیم در بسیاری از امثال و حکمی که امروز هم در زبان عربی نزد خواص و عوام بکار می رود.در دروه جاهلیت هم متداول بوده و اصولا زمان وضع و شان نزول آنها به دوره جاهلیت مربوط می شود. امثال بنظر ما از کهن ترین فرهنگ های عمومی یک ملت است که با ذوق همه مردم از خواص و عوام مناسبت و سازگاری دارد به همین جهت این مثلها و حکمتها بر زبانها متداول می شود که این نوع سخن ها در سینه ها محفوظ باشد. اگر هم در کتب جمع آوری شده باشد از طرف دیگر این امثال و حکمتها دارای تشبیه ها و استعارات و کنایات و الفاظ و تعبیراتی است که با شادکامیها و تلخیها و واقعیتهای زندگانی اغلب ملتها تطبیق می کند و مردم با استعمال آنها مثلها و تعابیر در واقع می خواهند از خطاها و غفلتها و ناآگاهی ها بپرهیزند و در برخی از مواقع هم آلام و دردهای خود را تسکین دهند.
مبدا و تاریخ پیدایش مثل ها به تحقیق معلوم نیست.لیکن با جرات می توان گفت که از قدیم الایام ضرب المثل وجود داشته و از آن استفاده می شده است.در مصر قدیم، در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح، مَثَلِ «از قلب خود پیروی کن تا در دوران زندگی چهره ات درخشنده باشد» گفته می شده و در دو هزار و هشتصد سال پیش یعنی هشت قرن قبل از میلاد مسیح مَثَلِ «اخلاق خوش،نگهبان انسان است»در مصر شایع بوده است.
نزد سامیان و یهودیان ضرب المثل به منزله سخن عاقلان بوده و سخنان حضرت سلیمان به صورت ضرب المثل های حضرت سلیمان در آمدند از جمله ششصدسال قبل از میلاد مسیح مَثَلِ «چاه کن به چاه می افتد»شایع بوده است که بی شباهت به مَثَلِ «چاه کن ته چاه» یا «چاه کن همیشه ته چاه است.» فارسی نیست.
همچنین در دوهزار و چهارصد سال پیش یعنی چهارصد سال قبل از میلاد مسیح مَثَلِ «پلنگ به آهو سلام نمی کند مگر برای مکیدن خون او» گفته می شده است.
نزد یونیان قدیم از گفتار و افکار و تعلیمات حکیمانه فلاسفه، چون امثال و حکم استفاده می شده است.از جمله «حرفه کوزه گری را، روی خم شراب نیاموز»به افلاطون نسبت داده شده و «دوست خود را پس از نمک خوردن بسیار با او خواهی شناخت»منسوب به ارسطو می باشد.
ناگفته نماند که مبدا امثالی که بر معانی و حقایقی استوار است که، مورد قبول بیشتر اقوام می باشد معلوم نیست و نمی توان تعین نمود هریک از این قبیل مثل ها از کجا سرچشمه گرفته و از کدام ملت است، مثلاً برای عاقلانه نبودن بردن چیزی یا متاعی به جایی که آن چیز در آنجا فراوان است هرقوم یا ملتی به زبانی مناسب با اوضاع و احوال خود، آن را بیان کرده است. مثلاً ما ایرانیان می گوییم «زیره به کرمان بردن» هندیها می گویند «فلفل به هندوستان بردن» عربها می گویند«خرما به بصره حمل کردن»انگلیسیها «زغال سنگ به نیوکاسل بردن» و نظایر بسیار دیگر آن.

تعریف مَثَل:

به گفته شادروان استاد احمد بهمینار،که در بررسی و جمع آوری مثلهای فارسی مقامی ارجمند دارد و علاوه بر داستان نامه بهمنیاری از انتشارات دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۱،مقالاتی چند در مجله یغما سالهای ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ در باره مَثَلها نوشته شده است «مَثَل رشته مخصوصی از ادبیات هر زبان است و بعضی از آن را قدیمی ترین آثار ادبی که از فکر انسان تراوش کرده است می دانند و معتقدند انسان پیش از آنکه خط بنویسد اختراع مَثَل کرده است و آن را در محاورات خود به کار برده است».
مَثَل انواع بسیاری دارد، تعریف آن باید به نحوی باشد که بتواند شامل تمامی انواع مثلها گردد.
به احتمال قوی مرحوم استاد علی اکبر دهخدا پیش از هرکس در جمع آوری مثلها کوشیده است.
در تعریف داستان یا مَثَل یا داستان بزرگان ادبیات عربی و فارسی عبارات مختلف آورده اند:ابوالعباس محمد بن یزید معروف به مُبَّرد(متوفی در سال ۲۸۵ ه. ق) مَثَل را از مثول به معنی مشابهت و همانندی گرفته و چنین تعریف کرده است: مَثَل سخن رایج و شایع است که به وسیله آن حالتی که اخیراً پدید آمده به حالتی که پیش از آن پدید آمده و شبیه آن است تشبیه کنند.مثلاً چنانچه صنعتگر یا صاحب کالایی از حاصل صنعت یا کالای خود در نهایت احتیاجی که به آن دارد استفاده نکند،گویند کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.
مثلاً خیاطی که تن پوش ژنده در بر دارد،یا کفش دوزی که کفشش پاره باشد.
ابو یوسف یعقوب بن سکیت معروف به ابن السکیت(متوفی در سال ۲۴۴ هـ. ق)مثل را مانند مبّرد از اصول مثول به معنی همانند گرفته و گفته است.«مثل جمله ای است که با مِثل خود در لفظ مختلف و در معنی متحد باشد»مانند مثل«کوزه گر از کوزه شکسته آب میخورد»که در باره خیاطی که جامه اش پاره است گفته شود،مفادش با معنی این جمله که فلانی با اینکه خیاط است جامه پاره می پوشد یکی است لیکن لفظ آن دو جمله مختلف است؛
دیگری مثل را از مثول به معنی راست ایستاده و برپای بودن گرفته و گفته است؛«مثل،حکمی است که درستی و راستیش نزد همه عقول مسلم و ممثل یعنی راست ایستاده باشد».
ابواسحاق ابراهیم بن سیار معروف به نظام گوید: «در مثل چهار چیز مجتمع است که در سخنان دیگر باهم جمع نمی شود و آن عبارات است از کوتاهی و کمی لفظ و روشنی معنی و خوبی تشبیه و لطف و کنایه-مثل آخرین پایه بلاغت و سخن است که بالاتر و برتر از آن، متصور نیست».
در مجموع می توان نتیجه گرفت که:«مَثَل جمله ای است مختصر و مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که به سبب روانی لفظ و روشنی معنی و لطف ترکیب شهرت عام یافته باشد و همگان آن را بدون تغیر یا با اندک تغیر در محاوره به کار برند.» (تغیر تنها ممکن است در بعضی کلمات نا مهم مَثَل باشد مانند اگر به هرگاه یا آنچه به هرچه و نظایر آنها).

اقسام مثلها:

مَثَلها را به منثور-منظوم-تمثیلی یا تشبیهی و حِکمی تقسیم می کنند.
۱- مَثَل منثور آن است که با وزنی از اوزان شعری تطبیق نکند و بیشتر امثال فارسی از این نوع می باشند.مانند:بی بی از بی چادری مستوره است.خانه خرس و بادیه مس-بیدی نیست که به این باد ها بلرزد- و بسیاری دیگر.
۲- مَثَل منظوم غالباً عبارت است از یک مصراع و گاهی از یک بیت تمام شعری که بین عامه متداول شده است.مانند:مرد نادان ز مردمی دور است یا -خدا کشتی آنجا که خواهد برد یا

-چو کردی با کلوخ اندازه پیکار
سرخود را به نادانی شکستی(سعدی)

۳- مَثَل تمثیلی یا تشبیهی، مثلی است که در کلیه موارد شبیه به مورد خاصی ایراد می شود اصل و منشاء اینگونه امثال از چهار نوع است:
الف-وقایع مهم تاریخی،که در احساسات عامه تاثیر شدید کرده است. مانند:به این امید باش تا قائم مقام از باغ در آید:که هر خواننده یا شنونده را متوجه کشتن قائم مقام می سازد که به امر محمد شاه قاجار در باغ نگارستان تهران انجام گردیده.
ب-حکایت های پندآموز و افسانه های شیرین و شگفت آور است که اغلب افراد هر قوم به یاد دارند و در مواقع مناسب نقل می کنند.مانند: قربان بروم خدا را،یک بام و دو هوا را- دوستیش به دوستی خاله خرسه می ماند حکیم باشی را دراز کنید -دعوا سر لحاف مثلاً نصرالدین بود و همانند آنان.
ج-عادات و افعال ناشی از توهمات که عوام هر ملیت دارند و آنها را منشاء آثاری می پندارند مانند:از دعای گربه سیاه باران نمی آید-مغز خر خوردش داده اند.
د-حِکم ،پند و اندرزها و جمله های حکیمانه سود مندی که مشهور گردیده و مورد قبول عامه باشد.مانند:نیش عقرب نه از ره کین است(سعدی) یا،عاقبت گرگ زاده گرگ شود(سعدی)با دوستان مروت با دشمنان مدارا (حافظ) عده ای نیز امثال را به مشهور و غیرمشهور تقسیم کرده اند.مثل مشهور آن را می دانند که داستان یا واقعه تاریخی آن را همگان بدانند و مثل غیر مشهور آن را می دانند که فقط بین یک طبقه از مردم، مشهور باشد ولی این نظر با تعریف مثل که جمله ای است کوتاه مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که به سبب روانی لفظ و روشن معنی و لطف ترکیب شهرت عامه یافته باشد و همگان آن را بدون تغییر یا با اندک تغیر در محاوره به کار برند مغایرت دارند و قابل قبول به نظر نمی رسد.از آنچه گفته شد می توان چنین نتیجه ای گرفت که مثل یکی از ارکان عمده هرزبان است و قدما در گفتار خود به عنوان دلیل و برهان، زیاد از مثل ها استفاده کرده اند و در جمع آوری آن ها کوشیده اند.مثل با متانت و دلچسبی خود، شنونده را برای درک و قبول گفتار گوینده آماده می سازد. همچنین مثل با زبانی ساده و بیانی دلچسب افراد یک جامعه را به فرا گرفتن آداب و صفات پسندیده و فرو گذاردن عادات و افعال نکوهیده دعوت می کند. بعلاوه هر شنونده ای از زیبایی و خوش آهنگی مثل ها لذت می برد. مثل نتیجه تجارب و خلاصه افکار،افراد دانا و آموزنده است که در قالب جملاتی کوتاه و روان به جامعه تقدیم شده و مورد پسند وپذیرش قرارگرفته است.

تقدیم به
پدر و مادر

سرم را نه ظلم می تواند خم کند،
نه مرگ، نه ترس،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود پدرم.
***
به پاس عاطفه سرشار و گرمای امید بخش وجودشان که در این سردترین روزگاران بهترین پشتیبان است.

نظرات کاربران درباره کتاب گلچینی از مثل‌های قرآنی و ایرانی