فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تضاد منافع ایران و آمریکا در انرژی خلیج فارس

کتاب تضاد منافع ایران و آمریکا در انرژی خلیج فارس

نسخه الکترونیک کتاب تضاد منافع ایران و آمریکا در انرژی خلیج فارس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تضاد منافع ایران و آمریکا در انرژی خلیج فارس

بدون شک موضوع انرژی و به‌خصوص نفت و گاز، یکی از مهم‌ترین ارکان قدرت در نظام بین‌الملل کنونی محسوب می‌شود. منطقه‌ی خاورمیانه و به‌ویژه خلیج‌فارس به‌عنوان بزرگ‌ترین انبار نفت و گاز جهان، به لحاظ ژئوپلتیکی و ژئواکونومیکی از موقعیت ممتازی برخوردار است. واقع‌شدن ایرانِ اسلامی در این منطقه‌ی حساس باعث ایجاد و تقویت ظرفیت‌های تبدیل‌شدن به قدرت اول منطقه در طی چند سال اخیر و قدرت جهانی در درازمدت شده است و نیز وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی به لحاظ فرهنگی و ایدئولوژیکی این توان را برای مقابله با قدرت‌های مداخله‌گر در منطقه، پررنگ‌تر کرده است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی با امید به اینکه اثر حاضر بتواند سرآغازِ مناسبی برای تجزیه و تحلیل مباحث اقتصادی در حوزه‌ی انرژی در روابط خارجی ایرانِ پس از انقلاب اسلامی در محافل دانشگاهی و پژوهشی باشد، اقدام به انتشار این پژوهش نموده است.

ادامه...

بخشی از کتاب تضاد منافع ایران و آمریکا در انرژی خلیج فارس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

در نظام بین الملل کنونی «اقتصاد» پایه ی اصلی قدرت کشورها و اساس تشکیل دهنده ی سایر حوزه های قدرت است. انرژی و در راس آنها نفت و گاز چرخ دنده ی اقتصاد و قدرت نظام بین الملل می باشد. نقش حیاتی منابع انرژی مخصوصاً نفت و گاز در رشد و توسعه ی اقتصادی کشورها و نظام اقتصاد بین الملل، اهمیت و جایگاه خلیج فارس را به عنوان بزرگ ترین انبار نفت و گاز جهان ـ که با حدود ۷۵۰ میلیارد بشکه ذخایر اثبات شده ی نفت به تنهایی تقریباً ۶۱ درصد از کل ذخایر اثبات شده ی نفت و با ذخیره ی حدود ۷۳ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی حدود ۴۱ درصد از ذخایر ثابت شده ی گاز طبیعی جهان را به خود اختصاص داده ـ را بیش از پیش نمایان می سازد.
این منطقه با تولید روزانه ۲۵ میلیون بشکه نفت حدود ۳۰ درصد تولید جهانی را در اختیار داشته و با توجه به پتانسیل های بالای ایران و عربستان و دیگر کشورهای این منطقه توانایی افزایش تولید را دارد. نیاز کشورهای صنعتی و مخصوصاً ایالات متحده به منابع انرژی منطقه برای حفظ برتری و هژمونی خویش و از سوی دیگر بنا به دلیل وابستگی شدید اقتصاد کشورهای منطقه به نفت و همچنین اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی ایران و ایالات متحده و اقدامات خصمانه ی این کشور علیه ایران از قبیل کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تحریم صنایع نفت و گاز، نقش آمریکا در جنگ نفت کش ها، حمله به سکوهای نفتی ایران، مخالفت با خط لوله ی صلح، سنگ اندازی در مسیر فعالیت اوپک و مخالفت و جنجال برانگیزی در مقابل فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران موجب تقابل منافع جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در حوزه ی انرژی در منطقه ی خلیج فارس شده است.
جمهوری اسلامی ایران با توجه به اتخاذ سیاست های مخالفِ نظام هژمونی و نظم نوین آمریکایی از زمان پیروزی انقلاب تاکنون هدفِ سیاست های تخاصمی ایالات متحده آمریکا قرار داشته است. ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی، نیروهای متخصص و تحصیل کرده در عرصه های مختلف علمی، دارابودن حجم عظیم ذخایر نفت و گاز مولفه ها و پتانسیل های لازم برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای و حتی در درازمدتْ جهانی را داراست و در این زمینه با برنامه ریزی های درازمدت از جمله تنظیم سند چشم انداز ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی ایران درصدد دستیابی به جایگاه قدرت اول منطقه در عرصه های مختلف علمی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی می باشد.
یکی از عوامل رویارویی میان ایران و آمریکا مسئله ی انرژی و نفت می باشد. جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی ایران در عرصه ی انرژی با توجه به ذخایر عظیم نفت و گاز و موقعیت جغرافیایی - قرار گرفتن در مرکز «هارتلند»(۱) انرژی جهان یعنی بین دریای خزر و خلیج فارس و مناسب ترین مسیر ترانزیتی انرژی چه از راه دریا (تنگه ی هرمز) چه از طریق خشکی، فرصت ترانزیت انرژی به اروپا و آسیای جنوب شرقی و جنوب آسیا را برای ایران فراهم آورده است - موجب شده جمهوری اسلامی ایران دارای جایگاه بالفعل و بالقوه ی عالی در عرصه ی انرژی جهان شود و این عوامل بازیگری ایران را در امنیت انرژی جهان و توانایی مانور این کشور در عرصه ی بین المللی را بیش از پیش افزایش داده است.
توانایی های بالقوه و بالفعل جمهوری اسلامی ایران، برنامه ها، نوع نظام و ایدئولوژی مخالفِ آمریکای حاکم بر جمهوری اسلامی ایران سبب شده تا ایالات متحده مخالف قدرت یابی ایران در منطقه ی خلیج فارس و خاورمیانه باشد و یکی از اهداف حضورش در منطقه را کنترل جمهوری اسلامی ایران قرار دهد.
جایگاه انرژی در اقتصاد و هژمونی ایالات متحده بر هیچ کس پوشیده نیست، تا آنجا که می توان زیربنای اقتصاد و هژمونی آمریکا را انرژی دانست. اکنون انرژی چرخاننده ی اقتصاد ایالات متحده و اقتصاد زیربنای هژمونی ایالات متحده را تشکیل می دهد. با توجه به مصرف روزانه ی ۰۰۰/ ۶۹۸/ ۲۰ بشکه نفت در ایالات متحده که فقط ۰۰۰/ ۷۸۹/ ۶ هزار بشکه از این مقدار مصرف، در داخل تولید و حدود ۰۰۰/ ۹۰۹/ ۱۳ بشکه نفت روزانه از مناطق مختلف جهان مخصوصاً کانادا، مکزیک، آمریکای لاتین، خاورمیانه و شمال آفریقا وارد می شود، می توان انرژی و مخصوصاً نفت را پاشنه ی آشیل قدرت و هژمونی ایالات متحده دانست. مقامات ایالات متحده کاملاً بر این امر واقف هستند و حضور آنها در خلیج فارس و اشغال عراق و تشکیل گروه کاری به ریاستِ «دیک چنی»(۲) در دولت بوش نشان از این امر دارد. برای اقتصادی که درصدد حفظ هژمونی و کنترل رقباست، ضروری است که کنترل گذرگاه مناطق نفت خیز را در دست داشته باشد. این موضوع نه تنها از نظر اقتصادی برای ایالات متحد حائز اهمیت است بلکه از نظر سیاسی و نظامی هم اهمیت خاصی برای این کشور دارد؛ به طوری که در سند سیاستِ انرژی آمریکا در می ۲۰۰۱ به وضوح بر این امر تاکید شده است. ایالات متحده در ارزیابی تحولات مربوط به توسعه ی اقتصادی خود و کنترل رقبا، نظم نوین جهانی و اجرایی کردن هژمونی خویش، بر نفت و گاز خلیج فارس تاکید و نیاز اساسی دارد و حضور نظامی آن در خلیج فارس و اشغال عراق دلیل روشنی بر این ادعاست.
جمهوری اسلامی ایران از بازیگران اصلی عرصه ی نفت و گاز جهان و از مولفه های اصلی تاثیرگذار بر امنیت انرژی جهان به شمار می آید. اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی این کشور با ایالات متحده و سیاست های دشمنانه ی ایالات متحده علیه ایران و تحریم های پی درپی آمریکا و متحدانش علیه این کشور، نوعی تقابلِ منافع در عرصه ی انرژی بین این دو قدرتِ منطقه ای و جهانی به وجود آورده است.
موضوعی که باعث اهمیت فراوان این تقابل می گردد، سهم ایران در تامین انرژی چین و هند به عنوان دو رقیب آینده ی ایالات متحده می باشد. چین سرمایه گذاری های زیادی در صنایع نفت و گاز ایران نموده و اکنون جمهوری اسلامی ایران اولین تامین کننده ی نفت خام چین به شمار می رود. ایالات متحده درصدد است با کنترل منابع انرژی جهان و مخصوصاً خلیج فارس، آهنگِ رشد اقتصادی چین و هند را تنظیم کند و رشد اقتصادی آنها را در راستا و تحتِ نظامِ سرمایه داری هژمونی ایالات متحده هدایت و رهبری نماید.
رقابت قدرت های اقتصادی (آمریکا، چین، ژاپن، هند و اتحادیه ی اروپا) در تامین انرژی جهان به عنوان چرخه ی اقتصاد و توسعه ی آنها یکی از چالش های عمده ی هژمونی ایالات متحده به شمار می رود. ایالات متحده در این راستا تسلط بر منطقه ی نفت خیز خلیج فارس را در دستور خود قرار داده است، اما با چالشی به نام «ایران» مواجه است. اگر ایالات متحده به عنوان هژمونی و قدرت جهانی شناخته شده است در مقابل جمهوری اسلامی ایران با توجه به پتانسیل های بالقوه و بالفعلی که دارد و براساس شاخصه های مختلف قدرت ـ چنان که در شاخصه های برنامه ی چشم انداز بیست ساله ی خود به دنبال دستیابی و تحکیم جایگاه قدرتِ اولی منطقه می باشد- در حال حاضر بزرگ ترین قدرت منطقه ای محسوب می گردد و ایالات متحده برای عملیاتی کردن اهدافِ خود در منطقه نیاز به همراهی و هماهنگی ایران دارد و باید برای ادامه ی هژمونی خویش با قدرت منطقه ای ایران تعامل داشته باشد. ولی سیاست های خصمانه ی آمریکا علیه ایران در سه دهه ی گذشته و مخالفت ایران با هژمونی آمریکا افق روشنی از همکاری را نشان نمی دهد. این عوامل باعث تقابل منافع ایران و آمریکا در حوزه ی انرژی در منطقه ی خلیج فارس شده است.
به علت وابستگی شدید ایالات متحده به منابع انرژی منطقه ی خلیج فارس برای حفظ برتری خویش و حفظ ثبات و امنیت نظام تحت رهبری خود و همچنین با توجه به اهمیت حیاتی منابع انرژی در رشد و توسعه ی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و دست آخر اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی دو کشور، که نتیجه ی خود را در تقابل منافع اقتصادی نشان می دهد، حضور و فعالیت ایالات متحده در خلیج فارس باعث تقابل منافع دو کشور در حوزه ی انرژی در منطقه ی خلیج فارس گردیده است.
کتاب حاضر بر پایه سوال اصلی: «زمینه های تقابل منافع اقتصادی ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در حوزه ی انرژی در منطقه ی خلیج فارس چیست و ایالات متحده چه اقداماتی در این زمینه انجام داده است؟» پی ریزی شده و محقق در جواب سوال به فرضیه ی اصلی زیر رهنمون شده است: سیاست ها و اقدامات ایالات متحده در منطقه در زمینه ی انرژی با توجه به اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی دو کشور باعث تقابلِ منافعِ جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در حوزه ی انرژی در منطقه ی خلیج فارس شده است.
کتابِ حاضر از یک مقدمه، چهار بخش و یک نتیجه گیری تشکیل شده است.
در بخش اول که شامل کلیات و چارچوب نظری است، در فصل اول به بررسی و تعریف مفاهیم و اصطلاحات به کاررفته در تحقیق پرداخته شده و در فصل دوم: اقتصاد سیاسی بین الملل و چارچوب نظری تئوری «ثبات هژمونیک» به عنوان چارچوب نظری پژوهشِ حاضر مورد بررسی قرار داده شده است.
بخش دوم جایگاه و اهمیت خلیج فارس در نظام بین الملل می باشد که خود از سه گفتار اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک خلیج فارس، جایگاه خلیج فارس در امنیت انرژی جهان، جایگاه خلیج فارس در نظم نوین جهانی و هژمونی آمریکا تشکیل شده است.
بخش سوم با سه فصل تحت عناوین جایگاه و اهمیت منابع انرژی در امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، جایگاه نفت در استراتژی امنیت ملی آمریکا و جایگاه منابع انرژی در رشد و توسعه ی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران به بررسی جایگاه راهبردی انرژی در امنیت ملی و رشد و توسعه ی اقتصاد پرداخته است.
بخش چهارم در دو فصل تقابل منافع ایران و ایالات متحده در حوزه ی انرژی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و با بررسی جریان ملی شدن صنعت نفت و تشکیل سازمان اوپک و فصل دوم تقابل منافع اقتصادی در بخش انرژی پس از انقلاب و با بررسی تحریم صنایع نفت و گاز ایران توسط ایالات متحده، جنگ نفت کش ها، حمله ی ایالات متحده به سکوهای نفتی ایران، مانع تراشی های ایالات متحده در قبال خط لوله ی صلح و مخالفت ایالات متحده با برنامه های صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران به بررسی تقابل منافع اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده ی آمریکا در حوزه ی انرژی پرداخته است.

بخش اول: کلیات و چارچوب نظری

فصل اول: مفاهیم و اصطلاحات

آژانس بین المللی انرژی(۳)

آژانس بین المللی انرژی سازمان مستقل است که در نوامبر ۱۹۷۴ در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی توسعه (OECD) به منظور تحقق بخشیدن به برنامه های بین المللی انرژی و هماهنگی سیاست های مربوط به مصرف کنندگانِ عمده تاسیس گردید. منشا این سازمان را باید در تحولات اساسی اقتصادی و سیاسی که در ارتباط با بازار نفت و بحران جنگ خاورمیانه طی سال های ۱۹۷۴-۱۹۷۳ رخ داد، جستجو کرد.
دو رکن اصلی آژانس بین المللی انرژی عبارت اند از: دبیرخانه و هیئت عامل. علاوه بر آنها آژانس دارای گروه های دائمی و کمیته های مختلف همچون: گروه موضوعات اضطراری، گروه همکاری بلندمدت، کمیته ی تحقیقات انرژی و تکنولوژی، کمیته ی ارتباط با سایر کشورها، هیئت مشاوران صنعت و کمیته ی مدیریتی توافقنامه های اجرایی نیز می باشد.
مهم ترین اهداف آژانس بین المللی انرژی عبارت اند از: همکاری میان کشورهای عضو به منظور کاهش وابستگی به نفت از طریق صرفه جویی انرژی، توسعه ی منابع انرژی های جایگزین، تحقیق و توسعه در بخش انرژی، ایجاد سیستم اطلاعاتی در بازار بین المللی نفت و همچنین مشاوره با شرکت های نفتی، ارائه ی طرحی به منظور مشارکت کشورها برای مقابله با خطر قطعِ عرضه ی نفت و سهیم شدن در نفتِ دردسترس برای مواقع اضطراری، بررسی مستمر اوضاع بازارهای بین المللی و آمادگی جهت مقابله با وضعیت های اضطراری و شرایط بحرانی.(۴)

استراتژی(۵)

صاحبنظران مسائل سیاسی و امنیتی در مورد استراتژی تعاریف متفاوتی ارائه داده اند. «رابرت آزگود»(۶) در تعریف استراتژی بیان می کند: «استراتژی طرحی کلی برای استفاده از توان قهر مسلحانه و مرتبط با ابزار اقتصادی، دیپلماتیک و روانی قدرت است که به بهترین شکل ممکن و با استفاده از وسایل آشکار و پنهان، در خدمت سیاست خارجی درمی آید. از نظر «آندره بوفر»:(۷) «استراتژی هنر برخورد نیروهاست؛ هنر برخورد دو اراده ی متفاوت که برای حل اختلافات بین خود از زور استفاده می کنند».(۸)
در نهایت می توان گفت که استراتژی علم ایجاد هماهنگی و همکاری بین طرح های سیاسی، اقتصادی و نظامی است که در سطح دولت و یا بین چند دولت با به کار گرفتن کلیه ی امکانات جهت دستیابی به هدف های نظامی اتخاذ می شود. استراتژی در طول مرحله ی معین تغییر نمی یابد و تنها با انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر عوض می شود و جای خود را به یک استراتژی منطبق با مرحله ی جدید می دهد.(۹)

امنیت انرژی(۱۰)

واژه ی امنیت انرژی به عرضه ی مداوم و مطمئن با قیمت های معقول در حامل های انرژی بازمی­گردد. کسانی که از این واژه استفاده می کنند به دنبال آن هستند تا تهدیدات ژئوپلیتیکی، اقتصادی، تکنیکی، زیست محیطی و روانی ناظر بر بازارهای انرژی را کم نمایند. کمیسیون اروپا امنیت انرژی را «توانایی مطمئن شدن از نیازهای آینده ی انرژی هم در بخش استفاده از منابع داخلی در چارچوب ضوابط اقتصادی و یا ذخایر استراتژیک و هم در بخش خارجی به صورت دسترسی به مبادی عرضه ی باثبات می داند». به بیانی دیگر امنیت انرژی شرایطی است که تمامی یک ملت و یا اکثریت آنها می توانند دسترسی مناسب به منابع انرژی با قیمت های معقول در حال حاضر و آینده فارغ از احتمال قطع و ریسک بالا داشته باشند.(۱۱)

انرژی اولیه(۱۲)

انرژی اولیه به حامل انرژی گفته می شود که بر روی آن فراورش برای تبدیل به دیگر اشکال انرژی صورت نگرفته است. به عنون مثال نفت خام یک حامل انرژی اولیه است. پتانسلِ آبِ پشت سد نیز انرژی اولیه تلقی می شود، همچنین گاز طبیعی (ترش یا شیرین) که از مخزن استخراج شده، جزء انرژی اولیه است. دیگر حامل های انرژی مانند چوب و انرژی های تجدیدپذیر(باد، خورشید) نیز انرژی حاصل از شکافت هسته ی اتم جزء انرژی اولیه به حساب می آید. باید توجه نمود که انرژی اولیه در ابتدای فرایند جریان انرژی هر کشور قرار دارد.(۱۳)

انرژی نهایی(۱۴)

انرژی نهایی در واقع حامل انرژی است که در آخرین دستگاه مصرف کننده ی انرژی به مصرف می رسد تا خدمات انرژی مربوط دریافت گردد. برای مثال بنزین مصرفی در خودرو به منظور پیمایش، مصرف نهایی از سوخت بنزین می باشد. به همین ترتیب مصرف گازوئیل در خودرو یا در پمپ های چاه های عمیق مصرف نهایی گازوئیل تلقی می شود؛ در حالی که مصرف گازوئیل در نیروگاه های کشور، مصرف واسطه بوده و نمی تواند جزء انرژی نهایی (علیرغم اینکه یک انرژی فرآورش شده است) به حساب آید.(۱۵)

سازمان اوپک(۱۶)

سازمان کشورهای صادرکننده ی نفت، اوپک در گردهمایی نمایندگان پنج کشور ایران، عربستان، کویت عراق و ونزوئلا در سپتامبر ۱۹۶۰ در بغداد تاسیس شد.(۱۷) بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۵ هشت کشور دیگر به عضویت این سازمان درآمدند. این کشورها به ترتیب عبارت اند از: قطر(۱۹۶۱)، اندونزی(۱۹۶۲)، ابوظبی(۱۹۶۷)، الجزایر(۱۹۶۹)، نیجریه (۱۹۷۱)، اکوادور(۱۹۷۳)، گابن (۱۹۷۵) و لیبی. در سال ۱۹۷۱ متعاقب تشکیل کشور امارات متحده عربی، نام امارات جایگزین نام ابوظبی شد. کشورهای اکوادور و گابن به ترتیب در سال های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۵ به عضویت خود در اوپک خاتمه دادند. در حال حاضر (۱۳۸۷) سازمان اوپک ۱۳ عضو دارد که عبارت اند از: الجزایر، آنگولا، اکوادور، اندونزی، جمهوری اسلامی ایران، عراق، کویت، جمهوری سوسیالیستی عربی لیبی، نیجریه، قطر، امارات متحده ی عربی، ونزوئلا و عربستان سعودی.(۱۸)
تشکیل سازمان اوپک به منظور دستیابی به دو هدف عمده بوده است: هدف اول هماهنگ نمودن سیاست های نفتی کشورهای عضو و تعیین مناسب ترین وسیله برای حفظ منافع فردی و گروهی اعضا در مقابله با کارتل های نفتی و کشورهای عمده مصرف کننده و جلوگیری از کاهش یک جانبه ی قیمت های نفت توسط شرکت های نفتی بزرگ بین المللی بود که اداره ی صنایع کشورهای عضو اوپک را در دست داشتند؛ هدف دوم مشخص ساختن وسایل و روش های تثبیت قیمت در بازارهای بین المللی نفت خام به منظور جلوگیری از بروز نوسان های زیان آور قیمت ها.(۱۹)
ساختار اوپک از سه بخشِ اصلی تشکیل شده است که عبارت اند از: «کنفرانس»(۲۰)، «هیئت رئیسه»(۲۱) و «دبیرخانه».(۲۲) علاوه بر سه رکن اصلی، سازمان اوپک دارای یک کمیسیون اقتصادی و صندوق اوپک برای توسعه ی بین المللی نیز می باشد. مقر سازمان در وین پایتخت اتریش می باشد.(۲۳)

دیپلماسی انرژی(۲۴)

دیپلماسی انرژی، انجام ماموریت های دیپلماتیک در حمایت از تجارت کشور و بخش مالی برای تشویق موقعیت اقتصادی و اهداف کلان توسعه ی کشور در بخش انرژی است که شامل تشویق سرمایه گذاری داخلی و خارجی همانند بخش تجارت در حوزه ی انرژی است. مهم ترین جنبه ی فعالیت دیپلماسی انرژی، فراهم آوردن اخبار و اطلاعاتی درباره ی فرصت های صادرات و سرمایه گذاری و هماهنگی و کمک برای انجام ماموریت هایی در داخلِ بخشِ انرژی است. در بعضی موارد سیاستمدار متخصص در زمینه ی انرژی می تواند روابط اقتصادی را از طریق توصیه ها و حمایت از شرکت های داخلی و خارجی در حوزه ی نفت و گاز برای تصمیم به سرمایه گذاری هدایت نماید. دیپلماسی انرژی همچنین وسیله ی مهم و بلندمدتی برای گسترش مبادلات است.(۲۵)

ژئوپلیتیک(۲۶)

ژئوپلیتیک رویکرد یا دیدگاهی برای سیاست خارجی است که سعی می کند رفتار سیاسی و توانایی های نظامی را برحسب محیط طبیعی توضیح داده و پیشگویی کند. بنابراین رویکرد ژئوپلیتیک با درجات مختلف بیانگر تاثیر قطعی و جبری جغرافیا در امور تاریخی و سیاسی است.(۲۷)
ژئوپلیتیک ترکیبی از دو جزء کاملاً مشخص «ژئو» به معنای زمین و «پلیتیک» به معنای سیاست است. معنی و مفهوم کلی آن را بردارنده ی سیاست جغرافیایی می باشد که کنایه از نقش و دخالت عامل یا عوامل جغرافیایی در سیاست بین الملل و روابط بین کشورهاست.(۲۸) ارائه ی تعریفی از ژئوپلیتیک، کاری دشوار است. زیرا مفاهیمی نظیر ژئوپلیتیک تمایل به تغییر و تحول دارند، همان گونه که دوره های تاریخی و ساختارهای نظام جهانی تحول می یابند. در ساختارهای اولیه ی قرن بیستم، متفکرین ژئوپلیتیک را آن بخشی از دانش استعماری غربی درک نمودند که از رابطه ی جغرافیای طبیعی و زمین با سیاست بحث می کند. به تدریج ژئوپلیتیک با هدف معروف سیاست خارجی آلمان نازی یعنی «فضای حیاتی» پیوند خورد. در خلال سال های پس از جنگ سرد، ژئوپلیتیک برای توصیف نزاع و مجادله ی جهانی بین شوروی و آمریکا بر سر کنترل کشورها و منابع راهبردی جهان به کار گرفته شد. وزیر امورخارجه ی آمریکا، «هنری کسینجر»(۲۹) باعث شد که اصطلاح ژئوپلیتیک در دهه ی ۱۹۷۰ احیاء شود. وی این واژه را مترادف با بازی ابرقدرت ها در زمینه ی سیاست های موازنه ی قدرت که در سراسر نقشه ی سیاسی جهان انجام می شود، به کار گرفت.(۳۰)
به اعتقاد «ایو لاکست» ژئوپولیتسن معروف فرانسه، ژئوپلیتیک تقابل قدرت در مورد سرزمین است. وی معتقد است: «وقتی که امروز از ژئوپلیتیک سخن می رود، در بیشتر موارد معنای آن تقابل قدرت در مورد سرزمین و انسان هایی است که ساکن آن هستند. در این تعارض نیروهای سیاسی هر طرفِ منازعه از ابزارهای مختلف و به طور خاص از بازنمایی های گوناگون استفاده می کنند تا ثابت نمایند که حق به جانبِ آنهاست و محق هستند سرزمین خاصی را تصرف کنند یا در سیطره ی خود نگاه دارند و متقابلاً ادعای رقیب نامشروع است.(۳۱) «عزت الله عزتی» ـ استاد جغرافیای سیاسی ـ در تعریف ژئوپلیتیک می گوید: «در سیاست های جغرافیایی یا ژئوپلیتیک که معنای لغوی آن سیاست زمین است، نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل بررسی می شود».(۳۲)
«کارل هاوس هافر»(۳۳) بنیان گذار مکتب آلمانی ژئوپلیتیک می گوید: «ژئوپلیتک تحقیق در خصوص رابطه ی میان زمین و سیاست است».(۳۴)
«ریمون آرون»(۳۵) در کتاب (جنگ و صلح) ژئوپلیتیک را چنین تعریف می کند: «ژئوپلیتیک عبارت است از طراحی جغرافیایی روابط استراتژیک همراه با تحلیل اقتصادی جغرافیایی منابع و تفسیر نگرش های دیپلماتیک حاصل از حیات جوامع بشری و محیط زیستِ پیرامون آنهاست».(۳۶)
روی هم رفته ژئوپلیتیک عبارت است از درک واقعیت های محیط جغرافیایی به منظور دستیابی به قدرت، به نحوی که بتوان در بالاترین سطح وارد بازی جهانی شد و منافع ملی و حیات ملی را حفظ کرد. به عبارت دیگر ژئوپلیتیک عبارت است از علم کشف روابط محیط جغرافیا و تاثیر آن بر سرنوشت سیاسی ملل.(۳۷)

منطقه ی ژئوپلیتیک(۳۸)

منطقه ژئوپلیتیک بر پایه ی یک منطقه یا فضای جغرافیایی متجانس از حیث ساختاری یا کارکردی شکل می گیرد. پیدایش منطقه ی ژئوپلیتیکی مستلزم باردار شدن سیاسی منطقه ی جغرافیای و عناصر آن است. به عبارتی، اگر عناصر ساختاری و کارکردی یک منطقه ی جغرافیایی به صورت انفرادی یا اجتماعی یا به صورت ناقص و کامل از بُعد سیاسی نقش آفرین شوند، منطقه ی جغرافیایی تغییر ماهیت داده و به صورت یک منطقه ی ژئوپلیتیکی در صحنه ظاهر می شود. در یک منطقه ی ژئوپلیتیکی عوامل جغرافیایی و انسانی کارکرد سیاسی داشته و نظر دولت ها و کشورهای درون منطقه ای یا برون منطقه ای را به خود جلب می کند و کنش و واکنش آنها را برمی انگیزد؛ به طوری که آنها بخشی از الگوی رفتاری خود را نسبت به آن عناصر شکل می دهند. منطقه ی ژئوپلیتیکی بسترساز شکل گیری الگوی فضای روابط سیاسی دولت ها در شرایط درون منطقه ای و برون منطقه ای است.(۳۹) به عبارت دیگر، منطقه ی ژئوپلیتیکی یک عرصه ی وسیع جغرافیایی است که بر پایه ی تصمیمات سیاره ای شکل گرفته است و دربرگیرنده ی مناطق یا واحدهای سیاسی متعددی است که عموماً از یک یا چند ویژگی برجسته ی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برخوردار است.
منطقه ی ژئوپلیتیکی به عنوان مفهوم نسبی عبارت است از: منطقه ای که کشورهای واقع در آن ضمن برخورداری از برخی زمینه های بالقوه دارای دیدگاه مشترکی در کلیه ی زمینه ها، به ویژه زمینه های اقتصادی بوده و از طریق اتحاد با یکدیگر نقش جهانی ایفا می نمایند. بر این اساس، «نظام ژئوپلیتیک جهانی»(۴۰) از مناطقی ژئوپلیتیک متعددی تشکیل یافته که هر یک از آنها به رغم تضادها و ناهماهنگی های درونی، به واسطه ی برخورداری از ویژگی های مشترک، که بر پایه ی کارکردهای سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی مستقل استوار است، دارای هویت ویژه و مشابهی هستند؛ نظیر مناطق ژئوپلیتیکی اروپا و آمریکای شمالی. در مقیاس سیاره ای نیز شاید بتوان دو حوزه ی وسیع ژئواستراتژیکی را از هم متمایز ساخت که بر پایه ی طبیعت فیزیکی کره ی زمین شکل گرفته اند. این دو حوزه نیز عبارت اند از «حوزه ی اقیانوسی»(۴۱) و «حوزه ی قاره ای»(۴۲).(۴۳)

ژئواکونومیک(۴۴)

«ژئواکونومیک عبارت است از مطالعه ی اثرگذاری عوامل یا زیربناهای اقتصادی در محیط کشوری، منطقه ای، جهانی در تصمیم گیری های سیاسی و رقابت های قدرتی و اثرگذاری این عوامل در ساختار شکل گیرنده ی ژئوپلیتیک منطقه ای و جهانی».(۴۵)
پایه و اساس این اصطلاح - ژئواکونومیک- استدلالی است که از طرف «ادوارد لوتریک»(۴۶) ارائه شده است. وی خبر از آمدن نظم جدید بین المللی در دهه ی نود می داد که در آن ابزارآلات اقتصادی ـ وسیله ی اصلی است که دولت ها برای تثبیت قدرت و شخصیت وجودی شان در صحنه ی بین المللی به آن تاکید می کنند. این ماهیتِ ژئواکونومی است.(۴۷)
در جهان معاصر، مسائل ژئواکونومیک دارای چند ویژگی بارز است: نخست آنکه اهمیت آنها نسبت به مسائل ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک به تدریج رو به گسترش است. از سوی دیگر مشاجره ی دولت ها با انگیزه های ژئواکونومیک برای ملت ها عینی و قابل لمس از دیگر انگیزه هاست؛ به همین جهت دولت ها در این گونه مشاجره ها، می توانند به سرعت حمایت داخلی شهروندان را در قبال دولت های دیگر به دست آورند.(۴۸)
«رابرت رابین»(۴۹) در کتاب خود تحت عنوان «کار ملت ها» جابه جایی در بُعد مکانی اقتصاد بین الملل را مورد تاکید قرار می دهد. وی صحبت از «تولیدات ترکیبی» به میان می آورد. به عنوان مثال ریزپردازه ها محصولاتی ترکیبی به شمار می رود، چون تراشه های آنها در کره ساخته می شود، طراحی آن در کالیفرنیا انجام می گیرد و هزینه ی تولید آن در ژاپن و آلمان تامین می گردد. امروزه عواملی که در ترسیم مجدد نقشه ی اقتصادی جهان نقش عمده ایفا می کند، عبارت است از: شبکه های مالی بین المللی، تجارت میان شرکت های بزرگ و الگوهای سرمایه گذاری.(۵۰)

نفت خام(۵۱)

نفت خام مایعی است سیاه رنگ که منشا فسیلی دارد و از آنجا که ترکیب شیمیایی این ماده از «هیدروژن» و «کربن» تشکیل شده است در اصطلاح علمی به آن «هیدروکربور» نیز می گویند. این ماده به طور طبیعی در زیر پوسته ی زمین تشکیل می شود و معمولاً زمانی که بین لایه های رسوبی به دام افتاده باشد، قابل استخراج از درون زمین است.(۵۲)
به عبارتی دیگر نفت خام آمیزه ای از هیدروکربور های گازی، مایع و جامدات که ظاهراً از تجزیه ی موجودات طی قرن ها بر اثر فشار، حرارت، کاتالیزور، مواد رادیواکتیو و باکتری های تبدیل کننده به وجود آمده و دگرگونی های زمین سبب روان شدن و تراکم آن در مخزن های زمینی شده است. هرچند دو عنصر اصلی آن هیدروژن و کربن است ولی عناصر دیگری چون نیتروژن، اکسیژن، گوگرد و فلزاتی همچون نیکل، سدیم، وانادیم و آهن نیز به مقدار کم در آن وجود دارند.(۵۳)
پیش از این تصور بر این بود که نفت در پی واکنش هایی که با کمک انرژی خورشید یا حرارت درون زمین بین دی اکسید کربن، آب و مواد معدنی انجام می گیرد، پدید آمده است. درحالی که امروزه دانشمندان معتقدند نفت یک فرآورده ی عالی فسیلی است که از تجزیه ی شیمیایی یا بیوشیمیک «پلانکتون ها» و دیگر نباتات و خزه های دریایی پدید می آید. پلانکتون ها، موجودات ذره بینی شناوری هستند که در آب دریاها به میزان فراوانی از آنها یافت می شود. این موجودات در درون پوسته ای آهکی یا سیلیسی قرار دارند و بدنشان دارای ترکیبات ویژه ای از اسیدهای آلی از نوع اسیدهای چرب است که این ترکیبات خود ماده ی بنیانی پیدایش نفت به شمار می روند. دوره ی زندگی پلانکتون ها کوتاه است و پس از مرگ همچون بارانی بر کف دریاها می نشینند. به طوری که تخمین زده می شود، سالانه ۷/۲ میلیارد تن پلانکتون در کف دریای سیاه رسوب می شوند. جلبک ها و خزه های دریایی نیز به همین ترتیب، زمانی که در کف دریا رسوب شوند، در شرایط ویژه ای به نفت تبدیل می گردند.(۵۴)
نفت ماده ای است که بشر از ادوار بسیار دور آن را شناخته بود. «هرودوت»(۵۵) قدمت آشنایی انسان با نفت را بیش از چهار هزار سال پیش از میلاد ذکر کرده است. به گواهی تاریخ، شناختِ انسان از نفت به عصر نوسنگی بازمی گردد. در تمدن عیلامی هزاره ی سوم تا هزاره ی اول قبل از میلاد، استفاده از قیر به عنوان یکی از مشتقات نفتی، برای قیر اندود کردن قایق ها و سدها به منظور جلوگیری از نفوذ آب رواج داشته است. در آیین زردشت، که آتش مظهر اهورامزدا به شمار می آمد، از نفت برای روشن نگه داشتن دائمی آتشکده ها به جای هیزم و چوب استفاده می شد.(۵۶)

نظرات کاربران درباره کتاب تضاد منافع ایران و آمریکا در انرژی خلیج فارس