فیدیبو نماینده قانونی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شوالیه اُناث

کتاب شوالیه اُناث
سیری در زندگی شیرین عبادی

نسخه الکترونیک کتاب شوالیه اُناث به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب شوالیه اُناث

کتاب حاضر که به قلم شیوا و توانمند جناب آقای سیدحسین علوی نگاشته شده، بازخوانی مستند یکی از همین پرونده‌های سیاه است؛ پرونده­ی زنی که تمام عمر خود را وقف خیانت به مردمش نموده است. زنی که از نوکری برای اشرف پهلوی تا جانبازی برای محمدرضا پهلوی، وکالت صهیونیست­های ارتش اسرائیل و بهائیان و سینه‌چاکی برای همجنس‌بازان و... را در احوالات مشوش خویش به ثبت رساند تا حدّ نصاب نمره‎ای را که برای دریافت جایزه­ی صهیونیستی نوبل لازم بود کسب نماید.

ادامه...

بخشی از کتاب شوالیه اُناث

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

همیشه امکان ضربه­زدن از سوی دشمنان انقلاب و دشمنان ایران اسلامی هست، حتی در بهترین شرایط. همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم. غفلت از اینکه ممکن است به حرکت عمومی ملت ایران ضربه ای وارد شود، چیز خطرناکی است. این همان توصیه ی امیر مومنان (سلام­اللّه علیه) است که فرمود: «وَ مَن نامَ لَم ینُم عَنه» اگر تو خوابت برد، باید بدانی که دشمن ممکن است بیدار باشد...

حضرت آیت­الله العظمی خامنه ای (روحی فداه)

۱. چرا درباره­ی عبادی و چرا این­گونه؟

پروژه­ی کلان و نقشه­ی پیچیده ای که آمریکا و صهیونیسیت­ها برای استحاله­ی درونی و نهایتاً کودتای مخملی علیه انقلاب اسلامی، طی بیست ساله ی بعد از رحلت امام خمینی(رض) پی گرفته و سالانه میلیاردها دلار برای اجرای دقیق آن هزینه کرده اند، در سه محور اصلی و بر روی سه گروه هدف در حال اجرا بوده است: گروه نخست سیاسیون و احزاب و مطبوعات بودند. سرویس­های جاسوسی غرب، موفق شدند در این سال­ها جماعتی از سیاسیون نسل اول انقلاب را ضمن آلوده­ساختن به چرب و شیرین دنیا و هرزگی های آن، به هم­پیمانی با منافقین داخلی (همچون باند مهدی هاشمی و گروهک نهضت آزادی و...) و ضدانقلاب تابلودار بیرونی درآورند. گروه دوم، قشر موسوم به انتلکتوئل­ها یا همان روشنفکرنمایان بودند. در واقع دشمن در میان قشر دانشگاه رفته، توانسته بود ضمن استفاده از سرپل­هایی که اتفاقاً آنها نیز سابقه­ی انقلابی داشتند، از میان اساتید و دانشجویان، یارگیری نماید. به­طوری­که آرام آرام، غرب زدگانی که در طول سال­های دفاع مقدس به کنج پستوهای خویش خزیده بودند، این­بار در قامت هم­پیمانان جریان ماسونی «روشنفکری دینی» به عرصه­ی نظریه­پردازی برای مشروع سازی منافع صهیونیسم بین الملل بازگشتند. و در حقیقت این گروه دوم بودند که محتوای زرادخانه­ی معرفتی دو گروه دیگر را تامین می کردند.
اما علاوه بر این دو گروه، دشمن بر روی یگ گروه دیگر نیز به عنوان «گروه هدف» سرمایه گذاری کرده بود. سیا و موساد طی دو دهه­ی اخیر به قشر عظیم زنان مسلمان، همواره به­عنوان دژی مستحکم در مقابل مطامع پلید دنیای سرمایه داری نگریسته اند. دژ مستحکمی که از طرفی ضامن حیا و عفت عمومی بوده اند و بخش عمده ای از بار انقلاب را بر دوش کشیده اند و از سویی دیگر دامانشان معراجگاه بزرگ مردان آوردگاه تاریخی انقلاب اسلامی با غرب بوده است. لذا سرویس­های جاسوسی غرب تلاش کردند تا به موازات کار بر روی قشرهای «سیاسیون» و «دانشگاهیان»، با ساختن جریان های مجازی و موازی در عرصه­ی «زنان»، در طول بیست ساله ی پس از رحلت بنیان­گذار انقلاب اسلامی، پروژه­ی کلان استحاله از درون را به­مثابه مقدمه­ی کودتای مخملی و نهایتاً براندازی سخت نظام جمهوری اسلامی به موقع اجرا گذارند.
اگر این سه جریان را در قالب سه ضلع یک مثلث تصور نماییم، آن­وقت به روشنی می توان مشاهده نمود که در راس اضلاع آن، سه شخصیت شناخته­شده به عنوان جاسوسان تابلودار سیا و موساد قرار گرفته اند. به نحوی که در راس ضلع سیاسیون که نهایتاً در قواره­ی اصلاح طلبان خودنمایی کردند سیدمحمدخاتمی، در راس ضلعِ موسوم به روشنفکران دینی عبدالکریم سروش و نهایتاً در راس ضلع جریان فمینیستی زنان، شیرین عبادی قرار گرفته بود. کتابی که پیش روی خوانندگان گرامی است، در راستای مواجهه ای مستند و منطقی با ضلع سوم این مثلث شوم به رشته­ی نگارش درآمده است.
برای مواجهه با هرکدام از این سه ضلع و سران آنها همواره دو راه اساسی وجود داشته است: راه نخست واکاوی و نقد گفتمانی ادعاهای آنهاست؛ راهی منطقی و یا بهتر بگویم «آکادمیک» که ماحصل پیمودنش افشای بی بنیادی، تناقض آمیز بودن و کودکانه بودن ادعاهای سست آنهاست. در مورد ضلع سوم این مثلث، تاکنون کتاب­ها و مقالات فراوان، متنوع و ارزنده ای به رشته نگارش درآمده که به اعتقاد بنده بخش عمده ای از بی بنیادی گزاره های فمینیستی را آشکار ساخته است. اما مشکل بزرگی که همیشه این آثار ارزنده را به خود مشغول داشته آن بوده است که مخاطب این دست نوشته ها قشر فرهیخته (اعم از حوزوی و دانشگاهی و اهالی مطالعات بنیادین و...) بوده است. و حال آنکه جریان­های فاسدی همچون فمینیست­ها نه تنها بر روی اقشار فرهیخته و نخبه سرمایه گذاری نموده اند، بلکه به حسب سوءمدیریت و یا خدای­ناکرده فساد عقیدتی بخشی از مرزبانان و متولیان فرهنگی نظام اسلامی، توانسته اند ضمن ورود به حریم اجتماع، با شانتاژ و عملیات روانی، اذهان گروهی از توده های مردم را نیز به خود متوجه و مشغول سازند. و این یعنی مخاطبان فمینیست­ها نه فقط فرهیختگان، بلکه توده های مردم نیز بوده اند. با این وصف آنچه تاکنون به عنوان «خوراک آکادمیک» برای مواجهه با این جریان فاسد تهیه شده، هرگز پاسخگوی نیاز توده های دست­به گریبان با این جریان فاسد نبوده است. لذا می باید که به دنبال راه دیگری برای مواجهه با این جریان بود. راهی که در آن با زبان توده ها و با دغدغه هایی عمومی تر بتوان در این کارزار وارد گشت تا هم نیاز عموم مردم مرتفع گردد و هم پاسخی درخور به سوالات نخبگان داده شده باشد.
این شد که نگارنده، به­رغم آنکه با فلسفه و غرب شناسی بیگانه نبوده و بلکه اولویت دغدغه هایش معطوف به حوزه­ی نقد اندیشه هاست، راه دوم را برگزید تا به فضل پروردگار گوشه ی برزمین‎مانده ی این جهاد مقدس را در حد وسع قاصر خویش بلند نماید.
کتاب حاضر، به­هیچ­وجه درصدد نقد تفکرات شخصیتی چون شیرین عبادی نیست. چه اینکه اساساً عبادی در عالم تفکر، حائز هیچ مرتبتی نیست که کسی بخواهد اندیشه ی او را به ترازوی نقد کشد. این کتاب آئینه ای تمام نما و گزارشی کاملاً مستند از شخصیت حقیقی و حقوقی فردی است که دنیای زر و زور و تزویر، وی را به عنوان راس جریان دین ستیزان فمینیست در ایران برگزید. و برای عموم مردم که کمتر درگیر ایسم­ها و کلمات مغلق و مفاهیم مابعدالطبیعی اند، چه زبانی را می توان گویاتر از نمایاندن چهره های بی غبار و اسناد غیرقابل­خدشه­ی تاریخی یافت؟ لذا مخاطبان این اثر در مرتبه­ی نخست، عموم مردم بوده و صدالبته اگر روشنفکران نیز خود را بر فراز برج عاج نبینند و هنوز فراموش نکرده باشند که آنها نیز بخشی از همین مردم اند، ان شاءالله به حال ایشان نیز مفید خواهد بود.

۲. چرا این­قدر دیر؟!

از مهر ۱۳۸۲ که بنیاد صهیونیستی «نوبل» جایزه­ی سالانه­ی «صلح» خود را به شیرین عبادی اختصاص داد، تا همین اکنون یکی از دغدغه های دوستداران انقلاب اسلامی آن بوده و هست که در باب حقیقت این جایزه، شخصیت شیرین عبادی و اینکه چرا این جایزه به «او» رسید، منبع قابل استنادی وجود داشته باشد تا ابعاد تاریک این ماجرا برای مردم ایران و بلکه امت اسلامی مکشوف گردد. چه اینکه ادعای نوبلیست­ها در آن ایام این بود که شیرین عبادی نخستین زن صلح طلب در جهان اسلام بوده که مفتخر به دریافت این جایزه­ی صهیونیستی شده است. لذا به حسب تکلیف، کار نگارش این کتاب را شروع نموده و اواخر سال ۱۳۸۷ آن را به اتمام رساندم. اما...
اما وقتی کتاب به آخر رسید به دو دلیل از انتشار آن خودداری کردم: دلیل نخست آن بود که پس از گذشت پنج سال از ماجرای نوبل، پرداختن به شخصیتی چون عبادی شاید بلامحل و شاید هم در ردیف زنده­کردن مرده ها بود! دلیل دوم به مشغله­ی شدید کاری و دانشگاهی ام بازمی گشت. در واقع اتمام این کتاب، از یکسو مصادف شد با فشردگی کارهای علمی دانشگاهی و از سوی دیگر با مقدمات انتخابات ریاست جمهوری دهم و فتنه­ی کوری که از پس آن رویید. لذا انتشار این کتاب از اولویت کاری ام خارج شد. لکن با ظهور فتنه­ی ۸۸ و نمایان­شدن ابعاد بیرونی آن، خصوصاً نقش سرویس­های جاسوسی غرب در سازمان دهی گروهک های فمینیستی به عنوان بخشی از عقبه­ی ضدانقلاب در کودتای مخملی آن سال، نگارنده به این نتیجه رسید که کتاب حاضر را در نخستین فرصت، راهی بازار نشر نماید. کتابی که با ارائه­ی صدها سند، پرده از شخصیتِ تاریک سرسلسله­ی جریان فمینیسم ایرانی برداشته است؛ صدها سندی که مزیت یک یک آن اسناد در این است که هیچ­کدامشان از پستوی اسناد محرمانه خارج نگشته و تمامی آنها اسناد آشکار و قابل دسترسی برای همگان به شمار می آیند.

۳. سپاس­گزاری

فکر می کنم خدای تعالی به هرکسی این نعمت را می دهد که در سالیان زندگی اش به نحوی با اولیاء خداوند آشنا گردد، تا در روز حساب اگر کارش به آتش و عذاب افتاد، بهانه نداشته باشد که «خداوند توفیق همنشینی و درس آموزی از رهنوردان راستین طریق خویش را از او سلب کرد!»... و بی تردید یکی از آن مجاهدان خستگی ناپذیری که از قضای روزگار، توفیق شاگردی اش یافتم، جناب حاج حسن شایانفر (ادام الله عزّه) بودند که همچون پدری دلسوز و استادی شکیبا، قصورها و تقصیرهای همچو منی را دیدند و باز همچنان هادی و متذکر و رهنمای بنده گشتند. این کتاب را با پیشنهاد اولیه و پی گیری های ایشان نوشتم و در تمام دوران نگارش آن، از راهنمایی های مشفقانه جناب حاج حسن شایانفر مست فیض و مُستفیض گشتم. لذا ضمن سپاس­گزاری از زحمات ایشان، از درگاه حضرت حق(جلّ و علی) آرزوی سلامتی مستدام و عاقبت به­خیری برای آن «بزرگِ گمنام» می نمایم.
و ناسپاسی خواهد بود که در این مجال، نامی از برادر عزیزم جناب آقای پیام فضلی نژاد به میان نیاورم. کسی که به­رغم فشردگی برنامه های کاری و اشتغال به نگارش کتابی تاریخی در باب اندیشه­ی سیاسی در ایران معاصر، ده­ها ساعت از وقت گران مایه­ی خویش را صرف مطالعه­ی کتاب حاضر نمود و نکاتی نغز و کلیدی را بدان افزود. خداوند توفیقات ایشان را در مسیر مبارزه­ی بی امان با منافقین زمان روزافزون گرداند.
و سپاس­گزاری از مادری دلسوز، پدری عزیز و همسری همراه نیز تکلیفی است که آن­چنان بر دوشم سنگینی می کند که بعید می دانم از عهده­ی انجامش برآیم. به­هرحال هرچند خود را کوچک­تر از دعاکردن برای آن بزرگواران می دانم، عاجزانه از خدای رحمن و رحیم تمنای طول عمر باعزت و حُسنِ عاقبت برای آن عزیزان دارم.

سید حسین علوی
سحرگاه ۲۶ رمضان المبارک ۱۴۳۲
۵ شهریور ۱۳۹۰

پیشگفتار

مسئله­ی فمینیسم و موج بی سابقه­ی تهاجم فمینیست­ها به اسلام و انقلاب، همواره یکی از اصلی ترین محورهای طراحی کلان غرب، در راستای جنگ نرم عقیدتی علیه انقلاب اسلامی بوده است. استراتژیست­های دنیای زر و زور و تزویر که از عمق اثرگذاری زنان بر نهضت اسلامی آگاه بوده اند، در سال­های پس از پیروزی انقلاب، به موازات کار کردن بر روی سایر پروژه های براندازانه، سرمایه گذاری کلانی برای به راه انداختن جریان­های مجازی زنان نموده اند؛ جریان­های فاسدی که عمده ترین هدف آنها ایجاد انحراف در مطالبات اسلام خواهانه­ی زنان مسلمان و مبارز این مرز و بوم بوده و هست.
برای اهل نظر همچون روز، روشن است که سرکردگان این جریان فاسد، عوامل تابلودار سرویس­های جاسوسی غرب و فراماسونرها و سلطنت طلبان فراری هستند. لذا مسلماً بهترین راه برای نمایاندن باطن کثیف این نحله از ضدانقلاب، بازخوانی پرونده ی سیاه خیانت­های رهبران آنها در پیشگاه ملت خواهد بود.
کتاب حاضر که به قلم شیوا و توانمند جناب آقای سیدحسین علوی نگاشته شده، بازخوانی مستند یکی از همین پرونده های سیاه است؛ پرونده­ی زنی که تمام عمر خود را وقف خیانت به مردمش نموده است. زنی که از نوکری برای اشرف پهلوی تا جانبازی برای محمدرضا پهلوی، وکالت صهیونیست­های ارتش اسرائیل و بهائیان و سینه چاکی برای همجنس بازان و... را در احوالات مشوش خویش به ثبت رساند تا حدّ نصاب نمره‎ای را که برای دریافت جایزه­ی صهیونیستی نوبل لازم بود کسب نماید.
بدون تردید مطالعه­ی این کتاب می تواند کمک شایانی به درک حقیقت جایزه نوبل و شخصیت خائنی چون شیرین عبادی که همواره تحت حمایت جنایتکارن جهانی قرار داشته، نماید. خصوصاً برای امت اسلامی که این لکه­ی ننگ را به­عنوان «تنها زن مسلمان برنده ی جایزه نوبل» بر دامان خود می بیند، شناخت هویت وی که عصاره ای است از دشمنی با صلح و حقوق حقیقی بشر و کرامت الهی انسان، راهگشای فهم تباهی ای خواهد بود که در انتهای پیمودن راه کسانی چون شیرین عبادی قرار دارد.
جا دارد بابت این اثر ارزشمند از جناب آقای سیدحسین علوی که پس از تحقیقات مفصل در راستای دستیابی به اسناد دست اول و صرف زمان و دقت بسیار در نگارش آن، منتشر گردیده تجلیل ویژه نموده و درعین­حال از زحمات آقایان دکتر رشید جعفرپور (مدیر بخش ادبیات انقلاب)، دکتر اکبر اشرفی (معاون پژوهشی مرکز اسناد انقلاب اسلامی) و نیز همکاران محترم در موسسه­ی فرهنگی هنری و انتشارات قدردانی به­عمل­آید.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

فصل اول: خون ماسونی!

در ۳۱ خردادماه ۱۳۲۶، در دهه ای زخم­خورده از اشغالگری فاتحان جنگ جهانی دوم و در آغاز دیکتاتوری پهلوی دوم، دخترکی در همدان چشم به جهان گشود. همدان از آن شهرهایی بود که فقر و فلاکت مردمانش بیداد می کرد. شهری که روزی اهالی آن از رهگذر صدقه های گاه و بیگاه دربار پهلوی تامین می گشت. اما خانواده­ی این کودک، نسب از آن فقر و فلاکت همدانی ها نبرده بودند. چه اینکه پدر خانواده از متنفّذین شهر به حساب می آمد و منصب او از مناصب کلیدی در ساختار هزارفامیل رژیم سلطنتی به­شمار می رفت.
می گویند شاهان ایران، پدرانِ زمین خواری بودند و برای دستیابی به ثروت بیشتر، محتاج مباشران و خادمانی که به قول معروف، «چاکر» آنان باشند. «چاکر» در ادبیات سیاسی آن روزگار، البته مفهوم وسیعی داشت و طیف گسترده ای از کارگزاران حکومت را شامل می شد؛ از دون پایگان تا دولتمردان. «چاکران» همواره در خدمت ارضاء لذت خواهی و سودجویی شاهان بودند. مثلاً رضاخان میل شدیدی به غصب زمین های مرغوب کشور داشت و این کار مستلزم آن بود که ادارات دولتی، مانند اداره ی «ثبت»، زمینه هایش را مهیا کنند.
میل شاهان به غصب زمین های مرغوب، سبب می شد تا اکثر روسای ثبتِ مناطقی که ممکن بود نگاه شاهانه به آنجا دوخته شود، از میان معتمدان دربار برگزیده شوند. همدان یکی از این مناطق بود. برای رئیس اداره­ی ثبت این شهر، البته صفت «چاکری» هرچند شرط لازم بود، اما شرط کافی نبود.
همدان را از جمله مهم­ترین پایگاه های بهائیان[۱] دانسته اند. بهائیان آن عهد، با در اختیار گرفتن منابع اقتصادی آن خطّه، مانند مالکیت کارخانه لُردالکتریک، در همدان نفوذی گسترده داشتند. چنان­که فضل الله صبحی مهتدی[۲] در خاطرات خود می نویسد:
همدان اکثر بهائیانش یهودی­اند و به نظر این بنده بیشتر آنان برای فرار از یهودیت بهائی شده اند. تا گذشته از اینکه اسم جهود از روی آنها برداشته شود، در فسق و فجور نیز فی الجمله آزادی داشته باشند...[۳]
کارنامه­ی رئیس ثبت اسناد این شهر نزد دربار طاغوت درخشان بود. خواسته های ملوکانه سریع اجابت می شد. اوامری نبود که روی زمین مانده باشد. بنابراین مسیر ترقی این رئیس از منصبی نه چندان بلندپایه به مقامات عالی، مهیا شد. البته در ساختار پیچیده­ی قدرت و حکومت پهلوی ها، لازمه­­ی ارتقاء به چنین مقامی صِرف اثباتِ چاکری نبود، چه اینکه چاکران کم نبودند اما محمدعلی «چیز دیگری» بود. او هرچند مثل بقیه ی چاکران، ترقی خود را در ظلّ توجهات حاکمیت اعلیحضرت همایونی یافته بود، اما فراتر از دیگر چاکران همایونی، یک انتلکتوئل[۴] تمام عیار هم بود. او حقوق جدید خوانده بود و نسب از چاکران «لُمپن» نمی­برد. اتفاقاً شاهنشاه هم در میان چاکران گونا گون، هوای انتلکتوئل ها را بیشتر از بقیه داشت. هرچند در میان چاکران، امثال شعبان بی مخ کم نبودند، اما اکثر این جماعت از جنسی دیگر بودند؛ از جنس محمدعلی عبادی.
پدر شدن محمدعلی مقارن با ایام اقامت وی در همدان بود. او که اکنون با کودکش، شیرین ترین اوقات زندگی خویش را می­گذراند، نام کودک را «شیرین» نهاد. در ۱۳۲۶ محمدعلی هم سرگرم شیرین بود، هم گرم ریاست اداره­ی ثبت همدان.
دودمان عبادی در همدان، دودمان ناشناسی به حساب نمی آمد. در حقیقت عبادیان، به واسطه­ی ارتباطات آشکار و نهان با سلاطین، همواره در معرض دید مردم بودند. اساساً خاندان عبادی را باید از تیره چاکران سلاطین دانست. چه اینکه نه تنها محمدعلی بلکه اجداد وی نیز همواره از خادمان شاهان بودند.
پدر محمدعلی، یا به عبارتی دیگر جدّ پدری شیرین، از اشراف زمین دار همدان بود.[۵] همدانیان آن روزگار، او را با وصف دلدادگی به سلاطین قجر می شناختند. بزرگ خاندان عبادی که به حسب تملّک اراضی بسیار، «عبادی خان» خوانده می شد، لقب «خان» را برای محمدعلی نیز به میراث گذاشت. البته در روزگاری که همسر محمدعلی او را «محمدعلی خان» صدا می کرد،[۶] هرچند خبری از خان سالاری عبادیان در کار نبود، لکن خوی خان و خان بازی هنوز در آن خاندان زنده بود!
جدّ خاندان عبادی، همزمان با سرگرمی به اداره­ی زمین­های بی حسابش، سرهنگ ارتش قاجار نیز بود.[۷] سرهنگی ارتش قاجارها در روزگاری که نفرت مردم ایران از این سلسله­ی ستمگر، پایان سلطنت آنان را نزدیک می ساخت، بهترین قرینه­ی تاریخی برای شناخت هویت سیاسی عبادی خان است، لکن ماجرای دلدادگی جدّ خاندان عبادی به قاجارها بسیار پیچیده­تر بود.
ماجرا از این قرار بود که عبادی بزرگ، خود را قوم و خویش قاجارها نیز می خواند. چه اینکه همسر عبادی خان یک پرنسس قجر بود.[۸] با این وصف مَلّاک بزرگ همدان، داماد خاندان قاجار و پاسبان درگاه این دودمان نیز شناخته می شد. در حقیقت جانبازی و چاکری برای شاهان ستمگر، میراث خانوادگی عبادی خان برای محمدعلی به حساب می آمد.
محمدعلی عبادی که نسب از سلسله خوانین عصر قاجار می برد، همواره امیدوار بود که روزی بتواند راه پدر را زنده نگاه دارد. او اطمینان داشت که برای زنده نگاه داشتن نام و راه عبادی خان، چاره ای جز چاکری سلطان مسلّط نیست. از این رو پله های ترقی دیوان پهلوی را به سرعت پیمود.
هنوز جشن تولد یک سالگی «شیرین» فرا نرسیده بود که محمدعلی مورد توجهات ویژه قرار گرفت. از این رو در ۱۳۲۷ راهی تهران شد تا حکم اداری جدیدی را از وزارت دادگستری کابینه­ی عبدالحسین هژیر دریافت کند. هژیر که از کارمندی سفارت شوروی تا ذیحسابی فوق­محرمانه­ی حساب­های اروپایی رضاشاه، سال­ها در کسوت چاکری پهلوی پدر مشغول خودنمایی بود، در ۱۳۲۷ با حمایت مستقیم انگلیس و خواهر دوقلوی شاه به نخست وزیری پهلوی دوم رسید.[۹] هژیر برای پیشبرد اهداف نفتی بریتانیا در ایران فکر همه چیز را کرده بود، الاّ فدائیان اسلام.[۱۰] فدائیان اسلام که در بدو نخست وزیری هژیر تظاهرات بی سابقه ای به رهبری سیدمجتبی نواب صفوی در بازار تهران علیه وی به راه انداخته بودند، پایان کار هژیر را نیز رقم زدند. این شد که نخست­وزیر انگلوفیل در دهم آبان ۱۳۲۸ به ضرب گلوله کُلت سید‎حسین امامی (ضارب احمد کسروی و عضو برجسته­ی فدائیان اسلام) کشته شد.[۱۱]
نخست وزیر نگون بخت که مثل هر نخست وزیر دیگری می باید همکاران خود را براساس نزدیکی گرایش­شان به خود و سیستم حکومتی مسلّط انتخاب می کرد، برای سپردن پست­های کلیدی و حساس، دائماً درحال برانداز کردن چاکران و چاکرزادگان بود. از این رو عبادی که اینک هُمای سعادت پهلوی ها بر شانه هایش جلوس کرده بود، طی حکمی به ریاست اداره کل ثبت شرکت­ها منصوب شد. اداره ای که جدای از ثبت شرکت­های تجاری شخصی، عملیات تثبیت و قانونی سازی ثروت بی­حساب بنیاد پهلوی[۱۲] را نیز برعهده داشت.
با این وصف محمدعلی‎عبادی در سال ۱۳۲۷ همراه خانواده اش از همدان به مقصد تهران مهاجرت کرد تا ماموریت جدیدی را که رژیم سلطنتی برعهده اش نهاده بود به موقع اجرا گذارد.
از این هنگام دوران جدیدی در زندگی «شیرین» آغاز شد. شیرینِ یک­ساله وارد دنیای دیگری شده بود. گویا تقدیرش چنین رقم خورده بود که تجربه­ی اجتماعی او از تهران آغاز گردد. کودکی «شیرین» در کوچه پس کوچه های شهری گذشت که رنگ و لعاب مدرنیزاسیون فرمایشی رضاخان را بر در و دیوار داشت.

نظرات کاربران درباره کتاب شوالیه اُناث

از همین مقدمه معرفی پیداست که کتاب عقده گشایی و داد و بیداده نه روایت مستند، مستقل و بی طرف
در 1 سال پیش توسط ز ب
چقدر وقیح و زشت و ناامیدکننده‌ست که در روز منع خشونت علیه زنان و تحت همین عنوان فیدیبو کتابی رو پیشنهاد می‌کنه که اساسش سیاه‌نمایی، لجن‌مالی، تخریب و اتهام‌زنی‌های بی‌پایه علیه یکی از خدوم‌ترین زنان این مملکته. و زنان مملکتمون قطعا بخشی از حقوقی که امروز دارن رو به این زن مدیونن. پیشنهاد کتابی که خودش خشونت علیه یک زن قهرمانه داره به عنوان منع خشونت علیه زنان پیشنهاد می‌شه. چه کنایه‌ی تلخی!
در 1 سال پیش توسط سعید سلامیان
روایت تاریخی بسیار عالی بود...کلا انتشارات مرکز اسناد کتابای مفیدی داره
در 1 سال پیش توسط F M
از همین معرفی چندسطری کتاب می‌توان بی‌طرفانه بودن نویسندهٔ کتاب را حدس زد. ناشر آن هم که ...
در 2 سال پیش توسط فرهاد قربان‌زاده
حتما بخونید. خداوند به نویسنده این کتاب اجر دهد. بی طرفی در جایی که یک طرف حق است و یک طرف باطل بی معنی است انسان یا دنباله رو حق است یا پیرو طاغوت.
در 9 ماه پیش توسط رهی
از فیدیبو بعید هست که همچین کتابى در آرشیو خود قرار داده!!!
در 12 ماه پیش توسط شایان معصومی
التماس تفکر
در 1 سال پیش توسط نازنين جولايي
از این همه کج اندیشی و بد گمانی خود را رها کنید . چرا هر کس که در مقابل حکومت انتقاد میکند میشود نوکر اسراییل . فردای قیامت بهدقول خودتان چگونه میخواهید حق الناس را جواب دهید
در 1 ماه پیش توسط kak...rim