فیدیبو نماینده قانونی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب عدالت در اسلام

کتاب عدالت در اسلام

نسخه الکترونیک کتاب عدالت در اسلام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب عدالت در اسلام

عدالت، همواره یکی از آرمان‌های اندیشمندان و آزادی‌خواهان بوده است؛ از هیجده قرن پیش از میلاد که حمورابی مجمع‌القوانین را نوشت و تا امروز. ادیان آسمانی و مکاتب بشری هر کدام به نحوی عدالت را در متن توجه خویش قرار داده‌اند. در اسلام نیز، که از جمله ادیان آسمانی به شمار می‌آید، عدالت یکی از محورهای اساسی اجتماعی فرد است.
در قرآن قیام به عدل و عدالت‌پیشگی وظیفه‌ای است که پس از دعوت به توحید بر دوش رسولان نهاده شده است و خداوند در این کتاب مقدّس، مؤمنین را به عدل و قسط فرامی‌خواند. این مسئله تا بدان پایه اهمیت دارد که در فرهنگ قرآن، عدالت‌پیشگی یکی از راه‌های رسیدن به تقواست.
در سخنان و سیره پیامبر و ائمه هدی نیز عدالت‌محوری، چه اجتماعی و چه اقتصادی، بسیار برجسته و پررنگ است. پیامبر میزان خداوند را عدل می‌شمارد و امام صادق آن را از شهد شیرین‌تر می‌داند. امام علی اصلاح مردمان را تنها به عدل می‌داند و حیات احکام دین را در عدالت‌پیشگی اعلام می‌کند. این همه تنها اندکی است از آنچه درباره عدالت در متون دینی مسلمانان آمده است.
با این همه تأکید دین اسلام، آنچه امروز در برابر ماست، جامعه‌های به دور از عدالت مسلمین است. امروز مسلمانان جهان از عدالت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی به دورند. اختلاف طبقاتی یکی از بیماری‌های این کشورهاست.

ادامه...
  • ناشر موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.38 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب عدالت در اسلام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

عدالت، همواره یکی از آرمان های اندیشمندان و آزادی خواهان بوده است؛ از هیجده قرن پیش از میلاد که حمورابی مجمع القوانین را نوشت و تا امروز. ادیان آسمانی و مکاتب بشری هر کدام به نحوی عدالت را در متن توجه خویش قرار داده اند. در اسلام نیز، که از جمله ادیان آسمانی به شمار می آید، عدالت یکی از محورهای اساسی اجتماعی فرد است.
در قرآن قیام به عدل و عدالت پیشگی وظیفه ای است که پس از دعوت به توحید بر دوش رسولان نهاده شده است و خداوند در این کتاب مقدّس، مومنین را به عدل و قسط فرامی خواند. این مسئله تا بدان پایه اهمیت دارد که در فرهنگ قرآن، عدالت پیشگی یکی از راه های رسیدن به تقواست.
در سخنان و سیره پیامبر و ائمه هدی نیز عدالت محوری، چه اجتماعی و چه اقتصادی، بسیار برجسته و پررنگ است. پیامبر میزان خداوند را عدل می شمارد و امام صادق آن را از شهد شیرین تر می داند. امام علی اصلاح مردمان را تنها به عدل می داند و حیات احکام دین را در عدالت پیشگی اعلام می کند. این همه تنها اندکی است از آنچه درباره عدالت در متون دینی مسلمانان آمده است.
با این همه تاکید دین اسلام، آنچه امروز در برابر ماست، جامعه های به دور از عدالت مسلمین است. امروز مسلمانان جهان از عدالت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی به دورند. اختلاف طبقاتی یکی از بیماری های این کشورهاست. آنچه مهم می نماید، تلاش رهبران و اندیشمندان و آزادی خواهان مسلمان برای تبیین و تحقق این مفهوم است. امام موسی صدر، رهبر ایرانی شیعیان لبنان، هم در راه تحقق عدالت گام های بسیاری برداشته است و هم دغدغه های خود را در این زمینه در بیانیه ها و سخنرانی ها و مقالات مختلف تبیین کرده است. تلاش برای زدودن چهره فقر در شهر صور و موفقیت در این کار، تاسیس مدارس و کارگاه های فنی برای پسران و قالی بافی و خیاطی و گلدوزی و غیر اینها برای دختران و اشتغال زایی آنان، تاسیس جنبش محرومان و ده ها فعالیت دیگر از جمله اقدامات عملی امام موسی صدر برای تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی در لبنان است. این مقاله نیز که در نهمین همایش اندیشه اسلامی (ملتقی الفکر اسلامی) در تلسمان الجزایر و در حضور اندیشمندان برجسته جهان اسلام و الازهر ارائه شد، از جمله تلاش های علمی و تئوریک او برای تحقق عدالت است.

عدالت در اسلام(۱)

در بخش اول همایش، دانشمندان و فرهیختگان برجسته به استقصای تام «عدالت اقتصادی در اسلام» پرداختند. از این پس سخن متوجه بخش دوم یعنی «عدالت اجتماعی در اسلام» است، البته با اشاره به ملاحظاتی درباره جایگاه ممتازِ «عدالت در اسلام».
۱. اصول بنیادی عدالت اجتماعی در ایدئولوژی
الف. عدالت در اسلام، در همه زمینه ها، به ویژه در زمینه اجتماعی و اقتصادی، نه تنها متکی بر ایدئولوژی اسلامی است، بلکه اصولاً خودْ پایه ای از پایه های ایدئولوژیِ اسلامی است و تاثیر شگرفی بر موازین و ارکان دیگر دارد. عدالت در همه زمینه های زندگیِ فردی و اجتماعیِ انسان جاری است و در قرآن کریم چنان می نماید که جهانِ هستی برآیندی از عدالت است.
جهان از دیدگاه اسلام بر اساس حق و عدالت استوار است(۲) و انسانی که رسالت خود را درک می کند و خواهان کامیابی است، باید در روشِ خویش عادل و همسو با جهان باشد وگرنه موجودِ بیگانه و رانده شده و شکست خورده ای خواهد بود که به زودی در هاله ای از فراموشی گم خواهد شد. این اصل، به یک سان، بر فرد و جامعه صدق می کند.
شاید از بارزترین آیاتی که بر این پیوند تاکید می کند آیات ۷-۹ سوره الرحمن باشد:

و السَّماءَ رَفَعَها و وَضَعَ الْمیزانَ الاّ تَطْغَوا فِی الْمیزان و اقیموا الْوَزنَ بالْقِسطِ و لا تُخسِروا الْمیزانَ (رحمن / ۷ ـ ۹)
آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد تا در ترازو تجاوز مکنید. وزن کردن را به عدالت رعایت کنید و کم فروشی مکنید.

ب. عدالت یکی از جلوه های بارزِ ثبوتیِ خداوند است و همین عدالتِ آفریدگارِ جهان است که بر سراسر جهان هستی باز می تابد؛ زیرا علّت، در نظر فلاسفه، حدِّ تام برای معلول است و معلولْ حدِّ ناقصِ علّت است.(۳) افزون بر این، قرآنِ کریمْ آفریدگارِ جهان را «قائما بالقسط» می داند.(۴) مقصود از این تعریف این است که عدالتِ جهانْ خودْ مفهومِ قیامِ خداوند به عدالت است.
این مطلبی است که هیچ نیازی به نتیجه گیری فلسفی یا تحلیل علمی ندارد. این شیوه، در حقیقت، همان روش معروف و مورد استنادِ قرآن کریم است؛ زیرا که قرآن نتایج تربیتی حقایق و وقایع را مطرح می سازد، بی آنکه برای تعیین حقایق و تجزیه و تحلیل ابعاد آنها درنگ کند یا وارد تاریخِ وقایع و جزئیات آنها شود.(۵)
خلاصه سخن اینکه مسئله عدالت در جهان هستی، که از یک سو از ارکانِ جهان بینیِ اسلام است و از سوی دیگر نتیجه ایمان به عدالتِ آفریدگار، زیربنای استوارِ عدالت را در زندگیِ فردی و جمعی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعیِ انسان پی ریزی می کند.
علاوه بر اینها، فردی که در اصول و مبانی دینی و اعتقادی پژوهش می کند، به روشنی درمی یابد که پیش درآمدِ اصلی برای اثباتِ ضرورتِ برانگیختنِ پیامبران و استدلال بر ثبوتِ معاد و روز حساب، عدالتِ خداوند است. این خود از مسائلی است که اهمیت عدالت را در اصول و باورهای اسلامی روشن می سازد و میزان تاثیر این اصل را بر پایه رهنمودِ تربیتی در رفتار انسان به طور اعم و در عدالت اقتصادی و اجتماعی فرد و جامعه به طور اخص بازمی تاباند.(۶)
۲. اسلام ایمانِ بدونِ عدالت را به رسمیت نمی شناسد
معیاری که قرآن برای مساوات و برابریِ انسان با کارکردش در نظر می گیرد چنین است:

و انْ لیسَ لِلاِنسانِ الاّ ما سَعی و اَنَّ سعیهُ سَوفَ یری (نجم/۳۹ -۴۰)
و اینکه برای مردم پاداشی جز آنچه خود کرده اند نیست؟ و زودا که کوشش او در نظر آید.

این معیار در موضوع عدالت نیز ثابت است. زیرا وجود عدالت در اسلام مساوی است با وجود ایمان و ایمان بدون کوشش انسان در راه تحقق عدالت اصالتی ندارد.

ارایتَ الَّذی یکذِّبُ بالدّینِ فَذلِک الَّذی یدُعُّ الیتیمَ و لا یحُضُّ عَلی طَعامِ المِسکینِ (ماعون / ۳)
آیا آن را که روز جزا را دروغ می شمرَد دیده ای؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت می رانَد و مردم را به طعام دادن به بینوا وا نمی دارد.

حدیث شریف نبوی به گونه دیگری از این اصل سخن می گوید:

کسی که شب با شکم سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد به پروردگار و روز بازپسین ایمان نیاورده است.(۷)

صدها دستور اسلامی، که عدالت اجتماعی و اقتصادی را در عمقِ عبادات وارد می سازد و آن را از جمله شرایط صحیح بودنِ آنها می شمارد، به روشنی نشان می دهد که عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی نه تنها دو حکم فرعی و دو واجب عادی و معمولی نیستند، بلکه بر پایه عقیده و ایمان استوارند و از آنها جداشدنی نیستند. اسلامْ ایمانی را که نتیجه آن عدالت در زندگیِ فرد و جامعه نباشد، برنمی تابد. از این رو عدالت اقتصادی و اجتماعی در اسلام ریشه دار، دائمی و فراگیر است، زیرا با طبیعت و هستیِ مومن درآمیخته و از درونِ فرد و جامعه مسلمان سرچشمه گرفته است.
۳. مسئولیت های فردی و اجتماعی در تحقق عدالت اجتماعی
اسلام، در پی ریزیِ اصلِ عدالت، برای آن خطوط روشنی ترسیم می کند که مانعِ ابهام و آشفتگی می گردد و شرایطی فراهم می کند که تحول و تکامل عدالت را تا مرز بی نهایت مقدور می سازد و این ویژگی اهمیت خاصی دارد.

الف. مسئولیت های فردی: ارتباط متقابل میان مسئولیت فردی و اجتماعی برای تحقق بخشیدن به عدالت، یکی از ابعاد ترسیم شده عدالت است. بر اساس اصلِ:

کلکم راع و کلکم مسئولٌ عن رعیته(۸)

و بر اساس وظیفه امر به معروف و نهی از منکر، هر فردِ جامعه مسئولِ سلامتِ جامعه است. از این رو آنچه از اموال و امکانات و تجارب و حتی تندرستی و نیروی جسمی و هرچه دارد، صرفا نتیجه کوشش شخص او نیست، بلکه در پدید آوردنِ آنها دیگران، از معاصران و گذشتگان، نیز سهیم اند. فرد مانندِ درختِ میوه است. درخت با شاخه ها و برگ ها و ریشه هایش در به وجودآوردن میوه سهیم بوده و در این راه از آب و هوا و خورشید و زمین و دیگر عوامل طبیعی و کوشش های مختلف بشری بهره گرفته است. به سخن دیگر، فرد امانت دارِ اموالِ خویش است و در پیشگاه جامعه و در برابر نسل های پیشین و آینده مسئول آن امانت است. بر اساس این تحلیل، فردْ حق ندارد داراییِ خود را نابود یا احتکار کند یا نسبت به آن بی توجهی و اهمال روا دارد. همچنین نباید در حق خویش بدی کند و آسیبی به خود برساند، تا چه رسد به خودکشی. این گونه اقدامات در حقیقت ستم و تجاوز به حقوق جامعه است. این مطالب، در حقیقت، معنی و مفهومِ کلمه استخلاف را، که در قرآن کریم آمده است، روشن می سازد:

و انْفِقوا مِمّا جَعَلَکمْ مُستَخلَفینَ فیهِ (حدید / ۷)
و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنید.(۹)

ب. مسئولیت های جامعه: از طرف دیگر، جامعه نیز نسبت به افراد مسئولیتی کاملاً برابر دارد. احادیث و فتاوا نشان می دهد که کلیه ساکنان یک دهکده نسبت به فردی که از گرسنگی می میرد، مسئولیت دارند. در حقیقت، این مسئولیت هر نوع مرگ و هر گونه زیان و آسیبی را نیز در بر می گیرد. در روایت آمده است که «اهل دهکده از ذمّه خداوند و پیامبرش دور و بیگانه اند»، زیرا آنان در امانتِ پروردگار خیانت کرده و عهد و پیمان خداوند را شکسته اند، چون مسئولیت هایشان را در برابر فرد مزبور انجام نداده اند.
آنچه از مسئولیت های جامعه روستایی در برابر فرد گفته می شود عینا در مورد جامعه شهری و مناطق و سرزمین هایی که مردم در آنها تشکلی یکپارچه دارند، صدق می کند.
حضرت علیع با تعجب و استنکار از خود می پرسد: «آیا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته؟»(۱۰)
ج. مسئولیت های متقابل. افراد جامعه نیز نسبت به یکدیگر مسئولیت های متقابلی دارند. از دیدگاه قرآن و روایات، افراد جامعه، همه، پیکره واحدی را تشکیل می دهند. «چو عضوی به درد آورَد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار» دارایی ها و جان ها و پیمان های مردم از آنِ تمامی افراد جامعه شمرده شده است. این بُعدِ دیگری است که پرتوِ تازه ای بر جامعه و تکوین آن می اندازد و از آیات کریمه ذیل برمی آید:

لا تَاکلوا اموالَکمْ بَینَکم بِالباطِلِ (بقره / ۱۸۸)
اموال یکدیگر را به ناشایست مخورید.

دقت کنید: مال هر فرد را برای دیگری مال خود او شمرده است!

و لا یغْتَبْ بَعْضُکم بِعْضا (حجرات / ۱۲)
و از یکدیگر غیبت مکنید.

هر فردْ برخی یعنی قطعه ای از دیگری شناخته شده است.

بَعضُکم مِن بَعض (آل عمران / ۱۹۵)
همه از یکدیگرید.
۴. شیوه های تحقُّقِ عدالت اقتصادی و اجتماعی
الف. انفاق و بخشش: در جای جایِ قرآن به جامعه ای که عدالت بر آن حاکم است و به نتایج این عدالت و همچنین خطرهایی که در صورت تحقق نیافتنِ آن متوجه جامعه خواهد شد، اشاره می شود؛ زیرا عدالت به همه این امکان را می دهد که با کوشش های سازنده و کمک های خود همگان را بهره مند سازند و پیامدهای شایسته عدالت به همه بازگردد، در صورتی که نبود عدالت در جامعه به طور قطع موجب محرومیت بخش بزرگی از جامعه از برخی حقوقش یا از همه آن می شود، همچنین باعث تباه شدنِ برخی یا همه استعدادها و کاهشِ کاراییِ جامعه می گردد. این خود محرومیت عمومی افراد جامعه و بلکه کل جامعه را سبب می شود، بگذریم از بیماری ها و خطرهایی که دامن گیرِ نه تنها گروه های محروم بلکه همه می شود، مانند پیامدهای سوءِ تغذیه و فراهم نبودن شرایط زندگی سالم و همچنین خطرهای دیگری که درونِ محرومان را می خورد و ادامه آنها به بحران ها و انفجارها و نابسامانی هایی در جوامع می انجامد. حال به برخی از آیات قرآن کریم می پردازیم:

ها انتُم هوُلاءِ تُدعَوْنَ لِتُنفِقوا فی سَبیلِ اللّه ِ فَمِنکم مَن یبْخَلُ و مَن یبخَلْ فانَّما یبْخَلُ عَن نَفسِه و اللّه ُ الغَنیُّ و انتُمُ الفُقَراءُ و انْ تتَوَلَّوا یستَبْدِلْ قَوما غیرَکمْ ثُمَّ لا یکونوا امثالَکم (محمد / ۳۸)
آگاه باشید که شما را دعوت می کند تا در راه خدا انفاق کنید. بعضی از شما بخل می ورزند؛ و هر کس که بخل ورزَد در حق خود بخل ورزیده است. زیرا خدا بی نیاز است و شما نیازمندید و اگر روی برتابید به جای شما مردمی دیگر آرَد که هرگز همسان شما نباشند.

و ما تُنفِقوا مِن خیرٍ یوَفَّ الیکم و انتُم لا تُظلَمونَ (بقره / ۲۷۲)
و هر چه انفاق کنید پاداش آن به شما می رسد و بر شما ستم نخواهد رفت.

و انفِقوا فی سبیلِ اللّه ِ و لا تُلْقوا بایدیکم الی التَّهْلُکهِ (بقره / ۱۹۵)
در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید.

ب. انفاق در مفهوم قرآنی: هر که در آیات کریمه انفاق بیندیشد، به خوبی درمی یابد که انفاق، به مفهومِ قرآنیِ آن، مشارکت دادنِ کاملِ دیگران است در آنچه خداوند از مال و فکر و کوشش و مبارزه به انسان بخشیده است. تفکر و درنگ در این آیاتْ روشن می سازد که بازگشت نتیجه خیر به انفاق کننده و دوریِ او از ظلم و هلاکتْ تنها منحصر به جزای الهی که در قیامت عاید انسان می شود نیست، بلکه نتایجِ اجتماعی ای که از فعالیت های انسان برمی آید نیز جزای عمل به حساب می آید. این پاداش، که پیش از پاداش اخروی است، در قرآن به «جزای ادنی» و پاداش آخرت به «جزای اوفی» یاد شده است. کوتاه سخن اینکه فرد یا گروهی که برای ایجاد فرصت های مناسب زندگی برای دیگران کوشش می کند، در حقیقت، خیرخواهی و نیک فرجامی را برای خویش به ارمغان می آورد و خطر ستم و هلاکت و نیستی را از خود دور می سازد. امروزه پیامدهای مثبت و نتایج اجتماعی چنین رویکردی کاملاً روشن و آشکار است.
آیه اخیر در سیاقِ آیاتِ جهاد آمده است. پس میانِ انفاقِ جان که به شهادت می انجامد و به هلاکت نینداختن نفْس که از سرکشی و طغیان دشمن یا از ظلم خودکامگان سرچشمه می گیرد، هماهنگی کامل وجود دارد و بدین ترتیب شبهه موجود در مورد معنای آیه کریمه زدوده می شود.
ویژگی دیگر عدالت اقتصادی و اجتماعی در مکتب اسلام این است که عدالت درجات متفاوتی دارد و تحقّق آن در جوامعْ محدود به حدّ خاصی نیست، بلکه مانند بسیاری از هدف های دینی بیکران و نامتناهی است. این بدان جهت است که عدالت وسیله ای برای امکان بخشیدن به تکامل انسان است، نه آنکه خودْ هدفی باشد که کوششِ عدالت خواهی در نخستین مرحله آن توقّف کند.
نتیجه چنین بینشی آن است که عدالت با قدری احساسِ فردی آغاز می شود و سپس رشد می کند و از یک سو به کوشش روزافزونِ فرد تبدیل می گردد و از سوی دیگر گروه را که دولتِ ملّی مظهرِ آن است در بر می گیرد. آنگاه عدالت با دو بُعد گسترش می یابد؛ از یک سو رفته رفته همه افراد جامعه را در بر می گیرد و از سوی دیگر عمق پیدا می کند. زیرا، همان طوری که حسِّ عدالت خواهی رفته رفته به صورتِ کوششِ پی گیر و مستمر درمی آید، تحقق بخشیدن به حدّاقلِ عدالت، مراتبِ دیگری از عدالت را فراهم می کند. این جریان تا آنجا ادامه می یابد که به برابری بین افراد جامعه می رسد.
سپس مرحله تکافل و همبستگی و فداکاری فرا می رسد، آنگاه از این مراحل هم می گذرد و به صورت ایثار و ازخودگذشتگی جلوه می کند.
البته باید توجّه داشت که سیرِ ازخودگذشتگی نباید به فراموش کردنِ حقّ دیگران و به ویژه نزدیکان بینجامد، چنان که غالبا هنگام زیاده رویِ انسان در بذل و بخشش پیش می آید. شاید از همین رو است که آیه کریمه می فرماید:

و لا تَجعَلْ یدَک مَغلولَهً الی عُنُقِک و لا تَبْسُطْها کلَّ البَسطِ فَتَقْعُدَ مَلوما مَحسورا (اسراء / ۲۹)
دست خویش را نه از روی خسّت به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره بگشای که در هر دو حال ملامت زده و حسرت خورده بنشینی.

ج. اَبعادِ عدالت اقتصادی و اجتماعی و راه های تحقق آن: در برشمردنِ ابعادِ انسانیِ عدالتِ اقتصادی و اجتماعیِ اسلام، ناگزیر، به جنبه فنی که در خلال کنفرانس مورد توجّه قرار گرفته است، به طور گذرا و برای تکمیلِ صورتِ بحث، اشاره می کنیم. تحریم ربا روشن می دارد که شریعت اسلام نمی خواهد سرمایه به تنهایی و بدون کار و تلاش افزایش یابد و برای صاحبش سودآور گردد. همین طور آنچه در فقه اسلامی درباره درست نبودنِ تعیین سهمی برای ابزار تولید آمده،دلیل بر این است که ابزارِ تولید نمی تواند در سود و منافع شریک باشد، امّا کار، که در اسلام برترین عنصر از عناصرِ تولید است، حق دارد که، فارغ از زیان، در منافع سهیم گردد. همچنین کارگر حق دارد مبلغ معینی، بدون ریسک پذیری، دریافت دارد. این همان چیزی است که اجرت و مزدکار می نامیم(۱۱).
تفکر و تامل بیشتر در احادیث زکات و آنچه از امامان اهل بیت و از فقهای پیشین وارد شده است، بُعد تازه ای به مسئله عدالت می دهد و به روشنی و صراحت به بیمه افراد فقیر، که عبارت از تامین نیازهای افراد تهیدست از طرف جامعه باشد، توصیه می کند. البته نه آن فقر و تهیدستی که نتیجه سستی و بطالت باشد.(۱۲) همچنین اسلام بیمه های دوران کهن سالی و کودکی و بیماری را، به ویژه حوادث و پیش آمدهای ناگهانی همچون هزینه های مسافرانِ نیازمند و وامداران و دربندماندگان و هرآنچه در راه خدا باشد(۱۳)، لازم می داند. مسئولیتِ بیمه های اجتماعی، در حقیقت، همان مسئولیتِ کاملِ جامعه اسلامی در شرایطِ دشوار اجتماعی است، خواه این شرایط دائم باشد مانندِ پیری و ناتوانیِ ناشی از نقص عضو، یا بر اثرِ حوادث ناگهانی و در کوتاه مدت به وجود آید.(۱۴)

نظرات کاربران درباره کتاب عدالت در اسلام

عالی
در 11 ماه پیش توسط