فیدیبو نماینده قانونی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زهرا(س)، فصلی از کتاب رسالت

کتاب زهرا(س)، فصلی از کتاب رسالت

نسخه الکترونیک کتاب زهرا(س)، فصلی از کتاب رسالت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب زهرا(س)، فصلی از کتاب رسالت

پژوهش درباره حضرت زهرا و شناخت او همواره مستمر است و پایان‌ناپذیر، زیرا رحمت عام و خاص حقیقت متعال و جمال مطلق همواره ساری و جاری است و هرگز پایان نمی‌پذیرد. امام موسی صدر یکی از پویندگان راه شناخت دختر پیامبر است و این کتاب قسمت‌هایی از ره‌آورد اوست، از سیر و سفری که توفیق تماشای شکوه و جمال حضرت فاطمه را یافته است. گفتنی است زهرا، فصلی از کتاب رسالت به درخواست سلیمان کتانی، ادیب و محقق مسیحی لبنانی، نوشته شده بود که در مقدمه کتاب معروف او، فاطمه‌الزهرا وتر فی غمد، به چاپ رسیده است. امام موسی صدر در تألیف این مقدمه در حالی که به ساختار فرقه‌ای و چنددینی لبنان و حفظ وحدت میان مسئولان اعتقاد دارد، اما لمحه‌ای از بیان اصول و مبانی اعتقادی خود عدول نمی‌کند.

ادامه...
  • ناشر موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.43 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زهرا(س)، فصلی از کتاب رسالت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

دانشمندان و متفکران و روحانیان و ادبیان مسلمان و غیرمسلمان بسیاری درباره حضرت فاطمه زهرا(س) سخن گفته اند و به مدد کشف و شهود و تحقیق و مطالعه جرعه ای از کوثر بیکران حقیقت وجودی حضرتش نوشیده اند و به بشر نوشانده اند.
پژوهش درباره حضرت زهرا و شناخت او همواره مستمر است و پایان ناپذیر، زیرا رحمت عام و خاص حقیقت متعال و جمال مطلق همواره ساری و جاری است و هرگز پایان نمی پذیرد.
امام موسی صدر یکی از پویندگان راه شناخت دختر پیامبر است و این کتاب قسمت هایی از ره آورد اوست، از سیر و سفری که توفیق تماشای شکوه و جمال حضرت فاطمه را یافته است.
گفتنی است زهرا، فصلی از کتاب رسالت به درخواست سلیمان کتانی، ادیب و محقق مسیحی لبنانی، نوشته شده بود که در مقدمه کتاب معروف او، فاطمه الزهرا وتر فی غمد، به چاپ رسیده است.
امام موسی صدر در تالیف این مقدمه در حالی که به ساختار فرقه ای و چنددینی لبنان و حفظ وحدت میان مسئولان اعتقاد دارد، اما لمحه ای از بیان اصول و مبانی اعتقادی خود عدول نمی کند.

موسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام موسی صدر

۱. فاطمه زهرا(س)

«خداوند از خشم فاطمه خشمگین و به سبب خشنودی او خشنود می شود»، «فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بیازارد مرا آزرده، آن کس که با او دوستی ورزد با من دوستی ورزیده است»، «فاطمه قلب و روح من است»، «فاطمه بانوی زنان دو جهان است»
چنین شهادت ها و نظایر آن در کتاب های حدیث و سیره به تواتر از پیامبر(ص) نقل شده است؛ پیامبری که از روی هوی سخن نمی گوید و تحت تا ثیر روابط نسَبی و سبَبی قرار نمی گیرد و در راه خدا از سرزنش نکوهش گران باکی ندارد. این گفتارها از پیامبر اسلام است که در دعوت خود ذوب شده و برای مردم به مثابه الگو و نمونه ای درآمده است. تپش های قلب او و نگاه هایش و دست سودن و گام های تلاشش و پرتوهای اندیشه اش، قول، فعل و تقریر او، تماماً بیانگر تعالیم دینی و احکام خدا و چراغ های هدایت و راه های نجات است. این ها نشان های افتخار از جانب رسول خدا بر سینه فاطمه زهرا(س) است که به مرور زمان و با تکامل جوامع درخشندگی بیشتری پیدا می کند، به خصوص هرگاه به این اصل اساسی در اسلام توجه کنیم که در این سخن پیامبر به فاطمه جلوه کرده است که فرمود:

ای فاطمه برای آخرت خود بکوش که من نمی توانم در پیشگاه خداوند برای تو کاری بکنم.

فاطمه زهرا(س) در واقع نمونه زنی است که خدا می خواهد و پاره ای است از اسلامِ مجسم در وجود محمد(ص)؛ زندگی اش برای زن مسلمان و انسانِ مو من در هر زمان و مکانی به منزله الگویی چهره می نماید.
به راستی شناخت فاطمه(س) بخشی از کتاب رسالت الهی است و پژوهش و تحقیق در حیات حضرتش به مثابه تلاشی برای فهم اسلام و ذخیره ای ارزشمند برای انسان معاصر است.

۲. با نویسنده

با این احساسات بود که در صومعه استاد بزرگوار و ادیب عالی مقام، سلیمان کتانی، در قریه بسکنتا بر دامنه کوه صنین نشسته بودم و به او که کتاب ارزشمند فاطمه الزهرا(س) وتر فی غمد را می خواند، گوش فرا می دادم. در حالی به او گوش سپرده بودم، که در برابرم صفحاتی شکوهمند نمایان می شد ـ صفحاتی که از زیبایی ذوق و عظمت هنر آن نویسنده پرده برمی داشت ـ من همراه او ساعاتی در دنیای وسیع و درخشان فاطمه(س) سیر کردم. احساس والایی و سرافرازی می کردم و از لذت دیده و دیدار بهره مند می شدم و با عقل و قلبم، در برابر این میراث بزرگ و شورانگیز احساس سربلندی می کردم. لذت عمر من همین ساعات بود؛ ساعاتی که در مقابل جمال الهی فاطمه (س) که بر اندیشه و قلب این مرد انعکاس یافته بود، قرار داشتم.
به مقدمه کتاب او بازگشتم و به کلماتش گوش سپردم که می خواند: درباره فاطمه زهرا(س) خواهم نوشت و به قدر امکان از استعمال حرف جرّ یعنی حرف «عن»، که در کتب سیره بسیار به کار می رود، و نیز از نقل سلسله راویان خودداری خواهم کرد. قلمی که میان انگشتان من جای گرفته، بیشتر رنگ ساقه گل را ترسیم خواهد کرد و از بوی خوش آن به جنبش درخواهد آمد، تا آنکه آزمایشگاهی برای آهن و گوگرد آن باشد .
از او پرسیدم: آیا این نمایشگاه خود را درباره فاطمه تنها به کسانی اختصاص داده ای که فاطمه را می شناخته اند و با مطالعه کتب سیره به زندگی آن حضرت واقف شده اند؟ و کسانی را که می خواسته اند از زندگی او اطلاعی به دست آورند، محروم کرده ای؟ چرا راه رسیدن به چشمه خورشید و منبع حیات را ترسیم نکرده ای تا جامعه ما که این کتاب را می خواند، بتواند مرد و زنی فاطمه وار پرورش دهد و تربیت کند؟ به او گفتم : این لوحه های زیبا به زودی ارواح مردم سرگردان را به شگفتی وا می دارد و آنان را به خود جذب می کند؛ ارواحی که از بحث ها و نظریه ها و تجربه ها درباره زن خسته شده اند تا جایی که مسئله زن به صورت بزرگ ترین مشکل جوامع گذشته و حال درآمده است. این شگفتی و شیفتگی، هر دو، منجر به مطالعه مواد و عناصری می شود که این تابلوهای زیبا را پدید آورده است ، یعنی همان آهن و گوگرد؛ و منجر به جستجو برای ورود به خانه هایی می شود که خداوند اجازه داده نام متعالش در آنها بلند شود.
پژوهشگران و کارشناسان تمدن جدید را «تمدن سکس» می نامند و این خود حاکی از خطیر بودن چالش دیدگاه ها درباره زن است و نیز اشتباهات بزرگی را آشکار می کند که در اثر خطای تمدن جدید درباره زن دچارشان شده ایم.. نظریاتِ نویسندگان و دانشمندان علم روان شناسی و ماده گرایی که در همه پدیده ها و خصوصاً در تعریف زن در دنیای جدید رواج یافته، راه ها را تیره ساخته و زن را در تمایلات غریزی غرق کرده است و، در نتیجه، راه صواب را تباه کرده و سردرگمی به بار آورده و جنبه انسانی زن را زیر قدم های تجارب قدیم و جدید متلاشی ساخته است.
ما امروز بیش از هر وقت دیگر به ارائه خلاصه ای از زندگی فاطمه زهرا(س) احساس نیاز و احتیاج می کنیم، تا آن را مقتدای خویش سازیم و در راه صلاح و اصلاح خود از فیض زندگی او بهره مند شویم.
همه این سخنان را به نویسنده کتاب اظهار داشتم. او در پاسخ، با اطمینان فردی که احساس می کند مسئولیتش را ادا کرده است، گفت: من پرداختن به این کار را بر عهده تو گذاشتم، تا در مقدمه کتاب بدان بپردازی و این ماموریت را به آخر رسانی، تا بدین وسیله کتاب کامل شود و به آن سطحی که باید، برسد.
من در برابر این هدف والا و این وسیله احساس مشکلی بزرگ کردم. از این رو، گفته ستودنی امام شرف الدین را که به هنگام نوشتن تقریظی بر کتاب الامام علی، صوت العداله الانسانیه خطاب به مو لف دانشمندش فرموده بود که «قلمت را به من امانت ده تا با همان قلم تقریظی بر کتاب تو بنگارم،» برای ایشان نقل کردم. البته این سخن کسی بود که کتاب ها و نوشته هایش قلمرو کتاب و پژوهش و نگارش را روشن ساخته بود و اینک من، با قلم قاصر و بضاعت اندکم، کجا به او توانم رسید و چه خواهم کرد.
با وجود این، در این تلاش اندک از فاطمه زهرا(س) استمداد می جویم و سعی می کنم به اندازه توان خود این وظیفه را ادا کنم و از خداوند برای خود و خوانندگان عزیز توفیق نگرش صائب و الهام پذیری از آن را خواستارم.

۳. زن

در حقیقت، روشن کردن دیدگاه اسلام درباره زن در این عصر، خالی از مشکلات و دشواری ها نیست، زیرا در این باره برخی آثار دینی و اسلامی در نگاه نخست متفاوت و مخالف با یکدیگر به نظر می آیند. این مشکل هنگامی بزرگ تر می نماید که برخی عادات ملل اسلامی با تعالیم اصیل اسلامی نیز به گونه ای آمیخته که پژوهشگر تصور می کند این همه از اسلام است.
وقتی به نظریات شرق شناسان، حتی آنان که حسن نیت داشته اند، می نگریم یا برخی از نوشته های مو لفان اسلامی را می خوانیم، چنین می یابیم که موضع حقیقی اسلام در برابر زن بسیار پیچیده و ناشناخته است، به طوری که بسیاری از آنان در این باره نظریات دور از حقیقت و ناصواب به دست داده اند. عده ای از آنان نیز گمان کرده اند زن در اسلام مظلوم و تحت ستم واقع شده است.
حقیقت آن است که دو میراث مختلف در نزد مسلمانان وجود دارد: یکی تعالیم دینی مستقیم و مستند، و دیگر عادات موروثی ای که هیچ نشانی از آن ها در آثار دینی دیده نمی شود. باید با دقت و اهتمام ویژه ای این دو را از دیگری متمایز کرد. از طرف دیگر، آثار دینی مربوط به زن نیز خود دو بخش است: بخشی درباره زن و شئونات زن که در مرحله ای معین از تاریخ سخن می گوید و بخشی دیگر تعالیمی که بنیادین و جاودان است.
برای توضیح این دیدگاه نظر پژوهشگر را توجه می دهم به آنچه نزد منطق دانان و اصولی ها مصطلح است. آنان میان قضیه حقیقیه و قضیه خارجیه تفاوت قائل می شوند. در قضایای حقیقیه درباره احکامی بحث می کنند که در هر زمان و مکانی برای موضوع ثابت است. اما در قضایای خارجیه آن موضوع با توجه به زمان صدور حکم بررسی می شود و درباره چگونگی موضوع در زمان صدور حکم بحث می شود، و نه دیگر زمان ها.
برای کشف موضع حقیقی اسلام در قبال زن، باید آیات قرآنی را اساس بحث و چارچوبی برای شناخت آموزه های حقیقی، و نه خارجی، قرار دهیم. در این صورت است که می توانیم میان عادات و احکام تمیز دهیم، و نیز احکام ثابت را از احکام مختص به مرحله ای خاص بازشناسیم.

دیدگاه قرآن درباره زن

دیدگاه قرآن درباره زن با همه آرای فلسفی و مذهبی و عاداتِ پیش و زمان نزولِ آن، و نیز آرا و عادتِ متاخر اختلاف دارد. قرآن حقیقت و ذاتِ زن را ماند مرد می داند:

وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً (روم: ۲۱)
و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید.

پس از این، می گوید که زن در تکوین طفل مشارکت جوهری با مرد دارد و نه فقط ابزاری است برای تولید مثل مردان و یا زمینه ای برای تولید فرزند او:

یا اَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساءً (نساء: ۱)
ای مردم بترسید از پروردگارتان، آنکه شما را از یک تن بیافرید و از آن یک تن همسر او را و از آن دو، مردان و زنان بسیار پدید آورد.

پیامبر به طور مشخص شاهد صدق این موضع قرآن است؛ زیرا که خداوند نسل پیامبر را از فاطمه قرار داد. نیز پاسخ کسی را که پس از فوت ابراهیم پیامبر را ابتر می خواند، داد:

اِنَّا اَعْطَیناکَ الْکَوْثَرَ.فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ. اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْاَبْتَرُ

قرآن در آیات بسیاری بر این مساوات تاکید و عبارتِ «بَعضُهم مِن بَعض» (همه از یکدیگرند) را تکرار می کند. افزون بر این، قوانینی برای احترام زن و جسمِ زن وضع می کند. (در اصطلاح فقهی مقصود از طرف زن اجزای بدن اوست، در مقابل نَفس به معنای حیات. دیه و قصاص بنا بر تفصیل کتب فقهی برای مرد و زن ثابت است.)
قرآن کریم برای احترام کار زن از نظر مادی قوانینی وضع کرده است. مجبور کردن مرد و زن (حتی اگر شوهر زن باشد) به کاری و یا مانع آنان شدن در کاری و محدود کردن آزادی آنان و یا محروم کردن زن و مرد از حق الزحمه شان از محرّمات کبیره است.
نیز قرآن درباره احترام معنوی کار زن می گوید:

اَنِّی لَا اُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکمْ مِنْ ذَکرٍ اَوْ اُنْثَی (آل عمران: ۱۹۵)
من هیچ کارگزاری را از شما، چه زن و چه مرد ناچیز نمی سازم.

و درباره احترام اقتصادی کار زن می فرماید:

لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّااکتَسَبْنَ (نساء: ۳۲)
مردان را از آنچه کنند نصیبی است و زنان را از آنچه کنند.

و در خصوص احترام سیاسی کار آورده است:

یا اَیهَا النَّبِی اِذَا جَاءَک الْمُوْمِنَاتُ یبَایعْنَک عَلَیٰ اَنْ لَا یشْرِکنَ بِاللَّهِ شَیئًا وَلَا یسْرِقْنَ وَلَا یزْنِینَ وَلَا یقْتُلْنَاَوْلَادَهُنَّ وَلَا یاْتِینَ بِبُهْتَانٍ یفْتَرِینَهُ بَینَ اَیدِیهِنَّ وَاَرْجُلِهِنَّ وَلَا یعْصِینَک فِی مَعْرُوفٍ فَبَایعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْلَهُنَّ اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ(ممتحنه: ۱۲)
ای پیامبر، اگر زنان مومن تزد تو آمدند تا بیعت کنند، بدین شرط که هیچ کس را با خدا شریک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و فرزندی را که از آن شوهرشان نیست به دورغ به او نسبت ندهند و در کارهای نیک نافرمانی تو نکنند، با آنان بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه.

نظرات کاربران درباره کتاب زهرا(س)، فصلی از کتاب رسالت