فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نطق‌ها‌ و‌ نامه‌های‌ علی مطهری‌ در‌ مجلس‌ هشتم‌ و نهم

کتاب نطق‌ها‌ و‌ نامه‌های‌ علی مطهری‌ در‌ مجلس‌ هشتم‌ و نهم

نسخه الکترونیک کتاب نطق‌ها‌ و‌ نامه‌های‌ علی مطهری‌ در‌ مجلس‌ هشتم‌ و نهم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۴۸۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب نطق‌ها‌ و‌ نامه‌های‌ علی مطهری‌ در‌ مجلس‌ هشتم‌ و نهم

کتاب حاضر مشتمل بر برخی نطق‌ها و مصاحبه‌های اینجانب در طول نمایندگی دوره‌های هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی است. نظر به این که احساس کردم جهت‌گیری اکثر آن‌ها مسائل ملی و در ارتباط با اصول و مبانی و آرمان‌های انقلاب اسلامی است‌‌ و انتشار این مطالب می‌تواند مفید واقع شود، اقدام به چاپ و انتشار آن گردید؛ ضمن این که چون این نطق‌ها و نامه‌ها و مصاحبه‌ها به ترتیب تاریخ قرار گرفته‌اند، این کتاب می‌تواند سیری در حوادث اجتماعی و سیاسی سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۴ ایران نیز باشد؛ علاوه بر این که موجب ثبت برخی وقایع اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی در تاریخ نیز می‌شود‌.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.24 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نطق‌ها‌ و‌ نامه‌های‌ علی مطهری‌ در‌ مجلس‌ هشتم‌ و نهم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



نامه به وزیر کشور دولت نهم

فارس نیوز ـ ۳۰/ ۷/ ۱۳۸۷

جناب آقای کردان، وزیر محترم کشور

با اهداء سلام. قبول دارید که مسئله وزارت جناب عالی کشور را در موقعیت حساسی قرار داده است. رسیدن به این نقطه ناشی از اشتباهی بود که شما در جریان کسب رای اعتماد از مجلس مرتکب شدید و به جای آن که صادقانه درباره مدارک تحصیلی دکترا و کارشناسی ارشد خود صحبت کنید، از معتبر بودن آن ها دفاع کردید یا لااقل سخن موافقان خود مبنی بر معتبر بودن این مدارک را تلقی به قبول نمودید، کاری که شاید خیلی افراد دیگر نیز اگر در آن شرایط قرار می گرفتند از ترس از دست دادن مقام وزارت انجام می دادند و بعد می گفتند اساساً مدرک تحصیلی برای وزارت شرط نیست و این کتمان خطای بزرگی نیست. سخن در همین جاست که این کتمان خطای بزرگی است و غیرقابل گذشت. اولاً عدم صداقت را ثابت می کند و ثانیاً پرستش قدرت را؛ در حالی که یک وزیر نظام جمهوری اسلامی اولاً امین مردم است و ثانیاً قدرت را برای خدمت به اسلام و ملت اسلام می خواهد نه به عنوان یک معبود، و برای رسیدن به قدرت از هر وسیله ای استفاده نمی کند.
به هر حال مسئله به این جا کشیده شده است و ای کاش کشیده نمی شد! بعد از آن، جناب عالی از مجلس رای اعتماد گرفتید. این جانب به برخی از دوستانی که مسئله مدرک تحصیلی شما را پیگیری می کردند گفتم این مسئله را رها کنید؛ به هر حال ایشان قانوناً وزیر کشور هستند. اما عده ای این مسئله را دنبال کردند و منجر به قرائت گزارش کمیسیون آموزش و تحقیقات در مجلس شد که نشان می داد که هیچ یک از دو مدرک دکترا و کارشناسی ارشد شما معتبر نیست و همه مردم از این امر مطلع شدند. این جا بود که ما وظیفه دیگری پیدا کردیم، زیرا حجت بر ما تمام شده بود و باید وجدان جامعه قانع می شد. از همان ابتدا این تز را مطرح کردیم که در درجه اول استعفا، در درجه دوم عزل و در درجه سوم استیضاح صورت گیرد و مدتی به شما و دولت مهلت دادیم، بلکه راه اول و حداکثر راه دوم عملی شود، ولی گویا عزم دولت بر آن است که ماجرای مشایی را تکرار و بر یک امر باطل پافشاری کند و نمایندگان را مجبور به استیضاح نماید.
این جا تصمیم گیرنده اصلی جناب عالی هستید. توصیه می کنم که مستقل تصمیم بگیرید و حتی به توصیه های رئیس جمهور محترم مبنی بر ایستادگی و مقاومت اعتنا نکنید، همچنان که اگر آقای مشایی به تصمیم خود مبنی بر عذرخواهی عمل می کرد(۱) مسئله سریع تر و بهتر حل می شد. اکنون وقت فداکاری برای انقلاب اسلامی است. هر کسی در این انقلاب به گونه ای آزمایش شده و می شود، آزمایش شما این گونه تقدیر شده است. در دوره دفاع مقدس نوجوانان و جوانان بسیجی برای باز شدن راه رزمندگان اسلام روی مین می رفتند، اکنون شما برای بازگشت اعتماد مردم به نظام اسلامی روی مین سیاسیِ استعفا بروید حتی اگر خود را صادق می دانید و معتقدید که خطایی مرتکب نشده اید، زیرا به هر حال مسئله به این جا منتهی شده و حل آن جز از این طریق ممکن نیست. در این صورت پیروز و شکست خورده معنا ندارد، همه ما پیروز خواهیم بود زیرا نظام جمهوری اسلامی پیروز شده است.
شما با استعفای خود نه تنها پایین نمی آیید، بلکه نزد خدای تعالی و در نظر مردم بالا می روید و عزیز می شوید. نمایندگان استیضاح کننده نیز بر آن نیستند که شما را از هستی سیاسی و اجتماعی ساقط کنند و هیچ گاه خدمات اجرایی جناب عالی به نظام جمهوری اسلامی در طول سالیان دراز را نادیده نمی گیرند. آن ها معتقدند که برای کسی مانند شما که چنین ماجرایی داشته است، حضور در طلیعه و پیشانی این نظام به مصلحت نیست هرچند می تواند در پست های دیگری که نیاز به رای اعتماد مجلس نیست به خدمت خود ادامه دهد. آن ها هیچ کینه ای در خود نسبت به جناب عالی احساس نمی کنند و جز خیرخواهی برای شما و دولت و اصول گرایان و نظام جمهوری اسلامی چیزی در دل ندارند. امیدوارم در این شرایط حساس مستقلاً و بدون توجه به منافع افراد و گروه ها تصمیمی را اتخاذ فرمایید که موجب رضای خدای متعال و مردم شریف ایران باشد. برای شما آرزوی توفیق بیش تر دارم.

با تقدیم احترام
علی مطهری
۳۰/ ۷/ ۱۳۸۷

نطق علی مطهری در جلسه استیضاح علی کردان

۱۴/ ۸/ ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

«احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنّا و هم لایفتنون»؛ آیا مردم خیال کرده اند که رها شده اند که بگویند ما ایمان آوردیم و آزمایشی در کار نباشد؟
آیا ما خیال کرده ایم که بگوییم اصول گرا یا اصلاح طلب هستیم و آزمایشی هم در راه نیست؟ قطعاً چنین نیست، ما هر روز و همیشه با آزمایش هایی روبه رو هستیم، با امتحان های الهی روبه رو هستیم. مسئله «ما نحن فیه»، یعنی مسئله وزارت کشور که امروز مطرح است، یکی از این آزمایش هاست تا ما چگونه از این آزمایش بیرون بیاییم.
اما مسئله استیضاح؛ اولاً بین استیضاح کنندگان و جناب آقای کردان هیچ سابقه دشمنی و کینه ای وجود ندارد. برخی از افرادی که متن استیضاح را امضا کرده اند این ها از دوستان نزدیک آقای کردان هستند. خود بنده غیر از جلسه رای اعتماد، ایشان را فقط یک بار در طول عمرم آن هم در سال ۱۳۸۴ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بود که بنده در مشهد یک سخنرانی داشتم و ایشان را آن جا دیدم و درخواست داشتند که من آن جا از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری حمایت کنم که بنده درخواست ایشان را رد کردم و گفتم اولاً که این موضوع به موضوع بحث من مربوط نیست و ثانیاًً بنده از شخص خاصی حمایت نمی کنم. تنها ملاقاتی که بنده با ایشان داشتم همان ملاقات بوده، بنابراین مسئله به خاطر مسائل شخصی و دشمنی ها و کینه ها نیست.
اشاره ای به سیر قضیه می کنم و اتمام حجت هایی که انجام شد تا حتی المقدور کار به استیضاح کشیده نشود. می دانید وقتی که ایشان رای اعتماد آوردند، بسیاری از ما مخالف این بودیم که مسئله مدرک ایشان دنبال شود، خود من به دوستانی که این مسئله را دنبال می کردند عرض کردم که ایشان دیگر قانوناً وزیر کشور هستند و بهتر است که دیگر این مسئله دنبال نشود، ولی به هرحال در نهایت صلاح دیده شد که این مسئله دنبال شود؛ احساس شد که مجلس فریب خورده، مجلس اغوا شده و حقیقت باید روشن شود. مسئله دنبال شد و وقتی که رئیس محترم کمیسیون آموزش و تحقیقات گزارش خودشان را قرائت کردند، مسئله عوض شد، وظیفه ما چیز دیگری شد، تکلیف جدیدی برای ما پیدا شد، مسئله به اطلاع مردم رسید، این جا دیگر نمی شد ما سکوت کنیم. لذا ما تز «استعفا یا عزل و در درجه سوم استیضاح» را مطرح کردیم، به دولت هم فرصت دادیم که خودش این کار را انجام بدهد، ولی متاسفانه به هرحال کار به این جا منجر شد. حتی خود بنده با آقای رئیس جمهور ملاقات طولانی داشتم، هیچ نتیجه ای نداشت. ایشان توصیه کردند که شما با خود آقای کردان هم حتماً ملاقات داشته باشید، بنده هم سعی کردم انجام شود، ولی ایشان گفتند چون رسانه ای شده بنده ملاقات نمی کنم و ملاقات لغو شد. بنابراین ما تمام راه های اتمام حجت را طی کردیم.
اما مغالطه ای که در این جا به کار می رود. دو مغالطه در این مسئله به کار می رود: یکی این است که می گویند نمایندگان با علم به این مسائل به ایشان رای اعتماد دادند و بنابراین مسئله جدیدی نیست، چرا شما دوباره می خواهید این مسئله را مطرح کنید؟ در حالی که این طور نیست، نمایندگان در روز رای اعتماد یقین پیدا نکردند که مسئله درست است. مخالفینی از جمله خود بنده صحبت کردم ولی به هرحال در مجموع با توجه به استناداتی که آن جا انجام شد، یقین برای نمایندگان حاصل نشد، اما امروز مسئله به شکل دیگری است، امروز خود آقای کردان اعتراف کرده که مدرک ایشان جعلی بوده، چنین بوده و به هرحال کاملاً مسئله متفاوت است. یا این که می گویند مسئله مهمی نیست، مدرک قلابی زیاد داریم. خوب اولاًً اگر مدرک قلابی زیاد داریم با آن ها هم باید برخورد شود، ثانیاًً مسئله اصلی مسئله مدرک نیست، مسئله عدم صداقت است. شاید برخی از ما هم اگر در شرایط آقای کردان قرار می گرفتیم، همین کار را می کردیم برای این که پست وزارت را از دست ندهیم، ولی به هرحال این خطای بزرگی است و برای عزل کافی است.
ما در سیره پیغمبر اسلام داریم وقتی که فرزند کوچک ایشان از دنیا رفت، خورشید گرفت. مردم شک نکردند که این خورشیدگرفتگی به خاطر رحلت فرزند پیامبر بود، اما پیغمبر اسلام این جا چه کار کرد؟ حتی سکوت هم نکرد، پیغمبر نگفت که خوب، حالا به خاطر این داستان ایمان مردم به اسلام زیاد شد، پس من سکوت کنم. ایشان دستور داد که مردم در مسجد جمع شوند، بالای منبر رفت و فرمود این خورشیدگرفتگیِ امروز هیچ ربطی به فوت فرزند من ندارد. ببینید سیره پیامبر چنین چیزی است. آقای کردان حتی سکوت هم نباید می کرد درباره این که مدرک من چنین مشکلی را دارد، چه رسد به این که ایشان اصلاً گفت که این مدرک بنده است، یا این که آقای کوهکن نشان داد که این مدرک ایشان است و وی تایید کرد و گفت: «اگر می دانستم که مدرک فوق لیسانس من هم اشکال دارد، آن را هم می آوردم». خوب به هرحال ما مسلمانیم و باید به سیره پیامبر عمل کنیم.
مسئله دیگری که مطرح می کنند این است که می گویند این کار سیاسی است. در حالی که واقعاً این کار سیاسی نیست، از سرِ درد است، درد دین، درد وجدان و فطرت انسانی، درد ارزش ها و اهداف انقلاب اسلامی. شاید بتوان آن را یک استیضاح ایدئولوژیک و فکری نامید. ترکیب نمایندگان استیضاح کننده نیز این امر را ثابت می کند. در بین امضاکنندگان، خوب اکثریت اصول گرا هستند، اما ما اصلاح طلب هم داریم، اهل سنت داریم، کرد، ترک و لر داریم، از همه تیپ افراد داریم و اساساً افراد سیاسی در بین استیضاح کنندگان وجود ندارند.
همچنین این که هیچ یک از امضاکنندگان استیضاح امضای خود را علی رغم فشار زیادی که بر آن ها وارد شد پس نگرفتند موید این مدعاست. البته از یک نظر می توان گفت سیاسی است چون یکی از اهداف استیضاح کنندگان تقویت دولت و نظام جمهوری اسلامی از طریق ترمیم اعتماد ملی است. اعتماد مردم سرمایه نظام جمهوری اسلامی است، سرکوب منافقین در اوایل انقلاب و مسئله دفاع مقدس به وسیله اعتماد مردم به نظام حل شد. مجلس با کسانی که این اعتماد را مخدوش کنند برخورد جدی می کند و دست خیانت آن ها را قطع می کند. اعتماد مردم زمانی جلب می شود که مشاهده کنند با مسئولان متخلف، در هر جایگاهی که قرار گرفته باشند، آشکارا و با ذکر سمت آن ها، برخورد می شود.
من در این جا خاطره ای را از شهید آیت الله مطهری نقل می کنم. شاید ده روز از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود که یک کسی با ایشان تماس گرفت و گفت یک فرد کمیته ای (از افراد کمیته انقلاب اسلامی) وارد منزلی شده، در آن جا خطایی کرده، دزدی کرده یا تجاوز به عنف کرده. ایشان گفتند که بلافاصله باید محاکمه بشود و حکم او هرچه بود باید به نام «کمیته ای» اعلام شود، یعنی بگویند یک فرد کمیته ای این کار را کرده، نه این که «کمیته ای نما». یعنی از همان ابتدا، ده روز از پیروزی انقلاب گذشته بود که با مسئول جمهوری اسلامی باید این گونه برخورد شود، به نام خودش، به نام وزیر، به نام سپاهی، به نام نظامی، به نام روحانی و به هر نامی، به نام فرزند مراجع تقلید، چه و چه، به نام فرزند شهید، هیچ مانعی ندارد. ما این قدر مسامحه کردیم که روزگار ما به این جا رسید. ما از این سیره سلف صالح دور شده ایم. حتی جمله امام (ره) درباره حفظ نظام را که «حفظ نظام بالاتر از هر چیز دیگر است» مصداق «کلمه حق یراد بها الباطل» قرار دادیم. به جای این که از این جمله این را بفهمیم که با مسئولان متخلف به اشد وجه برخورد کنیم، گفتیم اگر مسئولی تخلف کرد، او را بپوشانیم، اعلام نکنیم برای این که حفظ نظام بالاتر از این حرف هاست و این یک خطای بزرگی است که متاسفانه در کشور ما رایج شده است.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: «انما یقیم امر الله من لایصانع و لایضارع و لایتبع المطامع» احکام الهی را تنها کسانی می توانند برپا و اقامه کنند که اهل مصانعه نباشند، اهل مضارعه نباشند، بنده طمع نباشند. «مصانعه» یعنی ملاحظه کاری، سازش کاری، رفیق بازی، رودربایستی کردن. این چه بیماری است که به خاطر ملاحظه دوست و رفیق بر یک باطل پافشاری می کنیم و کشور را ماه ها دچار تشویش و اضطراب می کنیم؟ چرا وقت مجلس باید صرف این امور شود؟ آیا بهتر نبود که دولت محترم در مسئله رئیس سازمان میراث فرهنگی در همان روزهای اول با یک تذکر مشکل را حل می کرد، در همین مسئله آقای کردان همین طور، چرا ما وقت کشور را تلف می کنیم؟ چرا ما باید درباره بدیهیات بحث کنیم؟ تا چه زمانی باید درباره مسائل بدیهی و روشن بحث کنیم؟ آیا این گونه مسائل که به آرمان ها و عقاید و اخلاق اسلامی مربوط است، حتماً باید با ورود رهبر انقلاب یا مجلس به مسئله حل شود؟ آیا دولت نمی تواند با یک تدبیر کوچک این گونه مسائل را حل کند و ملاحظه دوست و رفیق را نکند؟ اگر رهبران این انقلاب می خواستند با مصانعه و ملاحظه کاری و سازش کاری این انقلاب را هدایت کنند، اکنون اثری از این انقلاب نبود و منافقین این انقلاب را خورده بودند.
من باز دو خاطره از شهید مطهری این جا برای شما نقل می کنم: وقتی که بنا بود رئیس کمیته های انقلاب اسلامی مشخص شود، خوب عده ای با امام صحبت کرده بودند که یک آقایی از انقلابیون خوب به عنوان ریاست کمیته های انقلاب اسلامی معرفی شود. کار در شرف انجام بود که آیت الله مطهری متوجه شدند و خدمت امام رفتند، گفتند این آقا در دو سال آخری که در زندان بوده گرایش به مجاهدین پیدا کرده و اگر ایشان رئیس کمیته ها شود کمیته ها در دست مجاهدین خواهد افتاد. امام بلافاصله قبول کردند و گفتند نظر شما چیست؟ ایشان گفت آقای مهدوی کنی و ایشان فرمانده کمیته ها شدند، در حالی که آن آقا دوست نزدیک شهید مطهری بود. یعنی بی ملاحظه بودن در اوایل انقلاب به این شکل بود؛ این مقدار رفیق بازی، ملاحظه کاری، رودربایستی در کار نبود.
در داستان انتقال امام (ره) از مدرسه رفاه به مدرسه علوی، وقتی شهید مطهری احساس کرد که یک عده ای که گرایش به مجاهدین دارند، آن جا دور و بر امام دارند می پلکند، ایشان صبح زود امام را از آن جا به مدرسه علوی بردند. یک عده ای اعتراض کردند. شهید بهشتی از طرف معترضین بنا شد که در جلسه اعتراض را مطرح کند. ایشان به گونه ای صحبت کرد که روشن نبود که موضع خودشان چگونه است. شهید مطهری با عتاب به ایشان گفت: «سید محمدحسین! با ما هستی یا با این ها؟!»
ببینید ایشان ملاحظه دوست نزدیک خودش را هم نمی کرد و اگر این گونه دقت ها نبود، شما مطمئن باشید اثری از انقلاب ما نبود. ما چطور با این گونه مسائل روشن با شک و تردید برخورد می کنیم، دو ماه کشور را معطل کردیم که آقا چه کار کنیم؟ خوب، مسئله خیلی روشن است، اعتماد ملی زیر سوال رفته، باید این مسئله را ما جبران کنیم، برخورد جدی با تخلفات مسئولان را هم سیره پیامبر و روش اسلامی و هم روش دنیای امروز تایید و تاکید می کند. شما ببینید در یکی از کشورهای اروپایی، یکی از وزرا با هزینه اداره خودش بلیت گرفت، خودش و خانواده اش سفری به آمریکا کردند و برگشتند، یکی از خبرنگاران متوجه این مسئله شد و این در یک روزنامه ای درج شد. فردا که این آقا آمد، همان فردا استعفا داد، گفت من خطا کردم، ببخشید، کنار رفت. دیگر بحث نمی کنند که کشور را معطل خودشان کنند (قربانی ـ جناب آقای مطهری! شما ۱۴ دقیقه صحبت فرمودید) بله، یک دقیقه مانده است. یا در سیره پیامبر هم که روشن است، خوب می دانید از این موارد زیاد داریم. ممکن است بگویند که شرایط امروز کشور ایجاب می کند که به این مسائل پرداخته نشود، می گوییم اتفاقاً شرایط سخت تر ضرورت این کار را تشدید می کند، در شرایط سخت تر افراد امین تر و صادق تر لازم است. حتی اگر نیمی از کشور در اشغال نظامی دشمن باشد، این گونه اصلاحات باید انجام شود، بلکه لازم تر است.
در پایان من اشاره ای به نگاه دولت به مجلس می کنم. من از مراوداتی که در خصوص این مسئله با مقامات دولتی داشتم احساس کردم که نگاه این ها به مجلس، یک نگاه نادرستی است. این ها فکر می کنند نماینده استقلال رای ندارد. به من می گفتند که شما فکر نکن که این ها پشت سر شما هستند، این ها با یک قول سفر امضای خودشان را پس می گیرند، این ها هشت تا هشت تا این جا می آیند و امضای خودشان را پس می گیرند. حتی من شک کردم نکند این طور باشد! وقتی رفتم و از دوستان پرسیدم، گفتند ما اصلاً هیچ کدام آن جا نرفتیم و بحمدالله حتی یک نفر هم امضای خودش را پس نگرفت. (قربانی ـ ۱۵ دقیقه شما تمام شد) چشم! و یا این که همین توزیع چک پول در بین نمایندگان در چند روز مانده به استیضاح، خوب این ها مسائل مهمی است یعنی تصور دولت از نمایندگان مثل این که یک تصور عجیب و غریبی است که این ها مثلاً با یک چک رای خودشان را عوض می کنند. من اتفاقاً در این چند ماه که در مجلس بودم احساس کردم نمایندگان واقعاً در مسائل مهمْ مستقل رای می دهند، روی فکر رای می دهند، اصلاً به آن شکل نیست.
این است که این هم مسئله مهمی بود؛ نگاه دولت به مجلس باید عوض شود و در این مسئله توزیع چک پول ها هم آن کسی که دستور داده باید مجازات شود. حالا آن آقا مجازات شد، به جای خود ولی آن کسی هم که دستور داده باید مجازات شود و به علاوه روش غلط برخورد با استیضاح و مانند آن که به ما می گفتند که متاسفانه یک کسی مثل آقای علی مطهری مقابل ماست، اگر دیگران بودند ما می دانستیم با آن ها چه کار کنیم، ما پرونده آن ها را رو می کردیم، چنین می کردیم، خوب این حرف غلطی است. شما چه کار به پرونده افراد دارید، نماینده حق استیضاح دارد و خوب هرکسی که می خواهد باشد، شما باید بیایید و جواب بدهید، چه کار به پرونده آن ها دارید؟! هرکس یک پرونده دست گرفته می گوید اگر تو بگویی من می گویم، آن می گوید اگر تو لو بدهی من لو می دهم. این است که کشور هیچ وقت اصلاح نمی شود. ان شاءالله این ناراستی ها اصلاح شود. والسلام علیکم و رحمهالله.

(عده ای از نمایندگان: احسنت)

نظرات کاربران درباره کتاب نطق‌ها‌ و‌ نامه‌های‌ علی مطهری‌ در‌ مجلس‌ هشتم‌ و نهم

ایشون چقدر اعتماد به نفس بالایی دارن که همچین چیزی رو نوشتن
در 2 سال پیش توسط اشکان
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش نخوانش پسر واقعا حیف از اون پدر...
در 2 سال پیش توسط star ss
فقط میتونم بگم حیف از این همه هزینه
در 1 سال پیش توسط maj...h69
یه جوونی ازش میپرسه چرا پراید شد ۴۵ میلیون حرف نزدی اما در مورد عید غدیر که اصلا در حدش نیستی حرف زدی و به نفع خودت بهره برداری کردی از دین برگشت بهش گفت نادان! یکی از همراهاش هم میگفت به جوونه من تو رو تو گونی میکنم
در 7 ماه پیش توسط Mohammad Reza
داداش تو خود اعتماد بنفسی... اعتماد بنفس هم نمیتونه تو باشه
در 12 ماه پیش توسط رضا نیک عهد
زنده باد دکتر مطهری عزیز ما حقا که فرزند خلف پدر هستند حق گو و حق طلب از هیچ کسی هم ترسی ندارند #مطهری_صدای_ملت حتما کتاب رو میخرم و میخونم
در 2 سال پیش توسط eli...wan
برو گمشو بینیم بابا خودتو کتابت
در 3 ماه پیش توسط Amir Ahmadipour
کتاب خوبی هست.ممنون
در 2 سال پیش توسط فرشید اینانلو
حیف اون پدر ظاهرا حتی آدم های خوب هم نباید زادولد کنن
در 1 هفته پیش توسط محمدحسین خاوری