فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مدیریت شهری و ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی

کتاب مدیریت شهری و ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی

نسخه الکترونیک کتاب مدیریت شهری و ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۷۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب مدیریت شهری و ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی

این کتاب با عنوان مدیریت شهری و ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی، یک جلد از مجموعه آثار چهارده‌جلدی است که به مستندسازی و ارزیابی تحلیلی و انتقادی از مجموعه فعالیت‌های شهرداری تهران در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ در حیطه اجتماعی و فرهنگی و بر اساس رویکردهای چهارده‌گانه‌ای می‌پردازند که پیش از این به آنها اشاره شد. آثار این مجموعه، الزامات مداخله شهرداری در هر یک از مقوله‌های اجتماعی و فرهنگی را در ذیل الزامات نظری، حقوقی و محیطی بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که شهرداری در عرصه هر رویکرد چه اقداماتی انجام داده‌است.

ادامه...

بخشی از کتاب مدیریت شهری و ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

جهانی شدن در دهه پایانی قرن بیستم و آغاز هزاره سوم میلادی مهم ترین چالش در حوزه فرهنگ سیاسی کشورها در سطح جهان بوده است. بسیاری از صاحب نظران معتقدند پروژه جهانی شدن با هدف یکسان سازی و همسان سازی فرهنگی، درصدد تحمیل شیوه زندگی غرب بر سایر جوامع است تا از طریق ازخودبیگانگی و خودباختگی سایر ملت ها (به ویژه کشورهای درحال توسعه) در برابر فرهنگ غربی، آنها را به تسلیم در برابر ابزارهای تبلیغی و ارتباطی خود وادار کند. یکی از مهم ترین حوزه های تاثیرپذیر در چنین دوره ای موضوع هویت است. در این میان، عده ای معتقدند جهانی شدن موجب پویایی و بالندگی هویت ملی می شود، ولی دیگران بر این نکته تاکید می کنند که فرایند جهانی شدن با تجزیه کردن هویت های ملی موجب ایجاد تنش های سیاسی و اجتماعی در کشورهای درحال توسعه و ازدست رفتن یکپارچگی و وحدت ملی و نظام های سیاسی آنان خواهد شد. آنچه در این کتاب اهمیت ویژه ای دارد، توجه به ابعاد مختلف هویت شهر است که در عصر جهانی شدن استلزامات خاص خود را دارد.
به اعتقاد صاحب نظران فرهنگی، هر شهری باید هویت خاص خود را داشته باشد. تنها با وجود چنین هویتی است که شهروندان به شهر خود تعلق خاطر پیدا می کنند و با آرامش و معنابخشی بیشتر به خود، حس اعتماد و امنیت روانی بیشتری خواهند داشت. ایجاد هویت شهری به مفهوم حفظ ساختار و سازمان مشخصی است که برای افراد مختلف قابل درک و لذت بخش باشد. ازآنجاکه افراد مختلف راه های گوناگون برای ایجاد ساختار و سامان دادن به محیط اطرافشان را به کار می گیرند، بنابراین سازمان یا ساختار یک محیط شهری یا یک شهر، بسته به عامل واحدی نیست، بلکه عوامل مختلفِ موثر در این ساختار، به صورت لایه های مختلف بر روی هم قرار می گیرند و در یکدیگر نفوذ می کنند تا شبکه و کلیتی بامفهوم و معنی دار ایجاد شود (صبری، ۱۳۸۵: ۲۶۸).
نظریه پردازان برای هویت بخشیدن به شهرها و فضاهای شهری، لایه ها و شاخص های مختلفی چون: رویدادها و خاطرات جمعی، شفافیت و سازگاری، نفوذپذیری، نمایانی و خوانایی، تنوع و کثرت اقتصادی و فعالیتی، انعطاف پذیری، امنیت، همبستگی اجتماعی، مشارکت در امور گوناگون اجتماعی و فرهنگی، توجه به محله و رشد محله گرایی، توجه به فضاها و عرصه های عمومی و همگانی، تحرک و پویایی، اختلاط کاربری ها، چهره و منظر شهر، وغیره را بیان کرده و معتقدند که تقویت احساس پایدار، دستیابی به استقلال فرهنگی، تحرک و پویایی روابط اجتماعی، سکونت پایدار و رفع احساس غربت و دل تنگی، تحکیم روابط همسایگی و به عبارتی تقویت رابطه انسان با شهر از مهم ترین عوامل موثر بر هویت به شمار می آید (نوده فراهانی، ۱۳۸۵: ۱۶۴). از این منظر، شهر، تجلی گاه اندیشه انتزاعی و اجتماعی، مظهر زندگی و منبع نمادین خاطرات، تصورات و تعلقات ماست. پس از مدرنیته و انتقال تجارب غربی ها به کشورهایی چون ایران، «هویت» و مباحث مربوط به آن، به چالشی همه جانبه کشیده شد، به گونه ای که از آن زمان به بعد، یکی از داغ ترین مباحث میان اهل درد و حرفه، بحث هویت و گلایه از بی هویتی فضاهای شهری و معماری است. از این دیدگاه برای اینکه شهر هویت داشته باشد باید به دو نکته مهم دقت کرد: اول اینکه، هویت شهر باید فراتر از هویت فردی و قومی شهروندان باشد؛(۱) دوم اینکه هویت شهری، هویتی تقلیدی نیست.(۲)
در واکاوی مفهوم هویت شهری و عناصر سازنده آن می توان به موضوعاتی همچون: زمان، مکان، قومیت، اعتقادات، آداب ورسوم، زبان مشترک، گویش ها و پوشش های محلی اشاره کرد. هویت ازآنجاکه ریشه در تاریخ زندگی اجتماعی آدمی دارد، دارای بعد زمانی است؛ همچنین در دل این مفهوم نوعی تعلق به سرزمین وجود دارد که به آن بُعد مکانی می دهد و از سوی دیگر هویت با اعتقادات و باورها پیوندی ناگسستنی دارد، همان طورکه با نژاد، قومیت و مانند آن نیز دارای رابطه ای انکارناپذیر است.
در بحث از هویت یابی شهر تهران، میزان شناخت مردم نسبت به فضاهای فرهنگی و امکان استفاده آنها از این فضاها اهمیت بسزایی دارد؛ این در حالی است که متاسفانه در تهران امروز به این مسئله چندان توجهی نمی شود. از این منظر هویت یک شهر، مقوله ای پویا و کلی است که از زاویه های مختلف و با ابزار متنوع قابل مطالعه است. نیاز به به رسمیت شناختن هویت منحصربه فرد شهرها، همراه با سنجش میزان و نحوه تاثیرپذیری آنها از یکدیگر، ضرورت شناخت و ساماندهی سیمای شهر را آشکار می سازد.
امروزه با ازمیان رفتن بسیاری از شاخص های هویت دهنده به شهرها، شاهد نوعی یکنواختی و همانندی در سیمای شهرهای مختلف ایران هستیم، زیرا این شهرها بدون توجه به پیشینه عناصر شکل دهنده سیمای خود، راه تقلیدِ بدون تامل از شهرهای بزرگ تر و به ظاهر پیشرفته تر را به صورت سلسله مراتبی در پیش گرفته اند. عواقب این پدیده، احساس بی هویتی و تعلق نداشتن به مکان زندگی است که پیامدهایی چون نارضایتی از محیط، آشفتگی های روانی و بی مسئولیتی نسبت به جامعه را به دنبال دارد. برای مثال، در بیشتر مواقع، یک شهروند تهرانی برای بازدید از یک موزه مانند موزه ایران باستان برای یافتن وسیله رفت وآمد، جای پارک خودرو یا حتی تنظیم وقت متناسب با ساعت کار موزه با مشکلات متعددی روبه روست. این امر ناشی از آن است که این مسائل چندان مورد توجه متولیان توسعه فرهنگی شهر تهران قرار نگرفته و به عبارتی، حتی قوانین موجود متناسب با فرهنگ متغیر شهری، شهروندی و گردشگری، تغییر نکرده است. به عبارت دیگر، موزه ای که شصت یا هفتاد سال پیش در این شهر تاسیس شده، امروز هم با همان تعریف، همان فضا و همان سازوکارها، و به رغم تمام تغییرات شهری، اجتماعی و فرهنگی به حیات خود ادامه می دهد. شاید بتوان گفت: این مسئله باعث شده بیشتر ایرانیانی که در سفرهای خارجی، حتماً بازدید از موزه ها را جزء اصلی ترین برنامه های خود قرار می دهند، در شهر محل سکونتشان حتی از یک موزه هم بازدید نکرده باشند. از این دیدگاه می توان ادعا کرد: ارتباط معنی دارِ میان انسان و محیط سکونتش کم رنگ شده و یکپارچگی دیداری و ساختاری بافت، خیابان و مکان آسیب دیده اند. بدین لحاظ اهمیت دادن به ارتقای هویت و سیمای شهر می تواند کمک شایانی به تحقق اهداف متعالی کند. در این پژوهش نیز میزان شناخت مردم نسبت به فضاهای فرهنگی و امکان استفاده آنها از این فضاها به عنوان مهم ترین محور هویت شهری می تواند اهمیت بسزایی داشته باشد؛ بنابراین علی رغم تمامی تعاریفی که ممکن است از هویت شهری با ابعاد مختلفش وجود داشته باشد بازسازی و شناخت فضاهای فرهنگی در راستای توسعه فرهنگی شهر می تواند هویت شهری تهران را در این نوشتار معنادار سازد. از این منظر بسیاری از کارشناسان شهری بر این عقیده اند که نمای ظاهری شهر باید به نوعی کالبد فرهنگی هر شهر به شمار آید، به طوری که هر تازه واردی که وارد شهر می شود، اوضاع فرهنگی آن شهر را مورد سنجش قرار دهد، ولی متاسفانه امروزه پیکره شهرها به گونه ای ساخته شده که با هیچ اسلوب و اصولی از رفتار انسانی سازگاری ندارند و ناهمگنند؛ درنتیجه شهری با کاشانه های (آپارتمان های) در اندازه های کوچک و مشابه ساخته شده است که هویت ایرانی ندارد و نمی تواند هویت جمعی و محله ای را تقویت کند.
شهرداری تهران طی دو دهه گذشته اقدامات مهمی را در این مسیر انجام داده که در این کتاب به تشریح این اقدامات در راستای ارتقای هویت شهری تهران، و ارزیابی دستاوردهای این عرصه و تبیین کاستی ها و موفقیت های آن خواهیم پرداخت.
چیزی که از برنامه های شهرداری تهران می توان استخراج کرد این است که شهرداری تهران در بحث ارتقای هویت شهری در چهار حوزه احیا و ترویج آداب ورسوم مذهبی و ملی؛ احیا و ترویج نمادها، علائم و نشانه های دینی، انقلابی و ملی؛ تقویت هویت بصری شهر؛ و تکریم مفاخر، مشاهیر و شهدای محله ها سیاست گذاری کرده است. در این نوشتار علاوه بر مطالعه این چهار حوزه به دنبال شناخت و بازسازی فضاهای فرهنگی به عنوان مهم ترین محور هویت شهری در تهران خواهیم بود؛ بنابراین مهم ترین دغدغه نویسنده در این کتاب پرداختن به این مسئله خواهد بود که مهم ترین دستاوردهای شهرداری تهران در ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی شهر تهران در این چهارچوب چه بوده است؟ ضرورت های حقوقی، نظری و محیطی ورود به این بحث چه بوده است؟ دستاوردها و رهیافت های شهرداری تهران در حوزه ارتقا و تقویت هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی شهر تهران چه بوده است؟
به اعتقاد نگارنده شهرداری تهران با ایجاد سیاست گذاری مناسب، ایجاد ساختارهای محیطی ـ محلی و اجرای برنامه های مشارکت جویی در سطوح محله، منطقه و کلان شهر در ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی شهر تهران نقش موثری ایفا کرده است.

فصل اول: مبانی نظری

مقدمه

شهر بزرگ ترین نماد تمدن بشری است که بشر آن را برای امنیت و آسایش خود بنا کرده است. شهر تنها یک سکونتگاه نیست، بلکه آبادی ای است که روح اجتماع در آن دمیده شده است و از آن هویت می گیرد. هویت شهری، هویتی جمعی است که با تبلور عینی در فیزیک و محتوای شهر معنادار می شود و به واسطه ایجاد تداعی خاطرات عمومی در شهروندان، و تعلق خاطر شهرنشینان را به سوی شهروند شدن هدایت می کند. پس هرچند هویت شهر خود معلول فرهنگ شهروندان آن است، ولی فرایند شهروندسازی را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند باعث تدوین معیارهایی مرتبط با مشارکت و قضاوت نزد ناظران و ساکنان شود.(۳)
ازآنجاکه «هویت» مجموعه ای از صفات و مشخصاتی است که باعث «تشخص» یک فرد یا اجتماع از افراد و جوامع دیگر می شود، شهر نیز به تبعیت از این معیار، شخصیت می یابد و مستقل می شود. مقوله هویت به طور عام و هویت شهری به طور خاص ازجمله مقوله هایی است که به جهت نقشی که در شناخت افراد، اشیا، اجتماعات و مکان ها دارد، حائز اهمیت فراوان است. ایجاد هویت شهری به مفهوم حفظ ساختار و سازمان مشخصی است که برای افراد مختلف قابل درک و لذت بخش باشد. ازآنجاکه افراد مختلف راه های گوناگون برای ایجاد ساختار و سامان دادن به محیط اطرافشان را به کار می گیرند، بنابراین سازمان یا ساختار یک محیط شهری یا یک شهر، بسته به عامل واحدی نیست، بلکه عوامل مختلف موثر در این ساختار، به صورت لایه های مختلف بر روی هم قرار می گیرند و در یکدیگر نفوذ می کنند تا شبکه و کلیتی با مفهوم و معنی دار ایجاد گردد (صبری، ۲۶۸:۱۳۸۵).
نظریه پردازان برای هویت بخشیدن به شهرها و فضاهای شهری، لایه ها و شاخص های مختلفی را بیان کرده اند که عبارتند از: رویدادها و خاطرات جمعی، شفافیت و سازگاری، نفوذپذیری، نمایانی و خوانایی، تنوع و کثرت اقتصادی و فعالیتی، انعطاف پذیری، امنیت، همبستگی اجتماعی، مشارکت در امور گوناگون اجتماعی و فرهنگی، توجه به محله و رشد محله گرایی، توجه به فضاها و عرصه های عمومی و همگانی، تحرک و پویایی، اختلاط کاربری ها، چهره و منظر شهر، وغیره.
آنان معتقدند تقویت احساس پایدار، دستیابی به استقلال فرهنگی، تحرک و پویایی روابط اجتماعی، سکونت پایدار، رفع احساس غربت و دل تنگی، تحکیم روابط همسایگی و به عبارتی تقویت رابطه انسان با شهر از مهم ترین عوامل موثر بر هویت به شمار می آید (نوده فراهانی، ۱۳۸۵: ۱۶۴).

مفهوم شهر

شهر به عنوان یکی از دستاوردهای مدرن جامعه بشری، سکونتی گسترده را شامل می شود و معمولاً تجمعی از مردم و فرهنگ های متفاوت را تداعی می کند. ولی مهم ترین نکته در مفهوم شهر کنش موجود میان سبک و محیط زندگی است (فیالکوف، ۱۳۸۳). در اینجا تعریف محیط زندگی به عنوان یک محصول انسانی ضروری به نظر می رسد. محیط زندگی مفهومی بیشتر مکانی است که مجموعه ای از عوامل و اجزای گوناگون فیزیکی را شامل می شود و به صورت محیطی بوم ـ زیستی(۴) عمل می کند. ولی به قول مامفورد، در مفهوم شهر به عمده ترین نگرانی های انسان در قلب فعالیت های او توجه می شود؛ یعنی وحدت بخشی به اجزای پراکنده شخصیت انسانی یا به عبارتی دیگر بازگرداندن انسانی که به طور مصنوعی مثله شده است (ساوج و وارد، ۱۳۸۰). با توجه به این تعریف می توان به وجه تمایز میان محیط فیزیکی و شهر پی برد و از دیدگاه فرانسیس تیبالدز که در زندگی یک شهر کاربری ها و فعالیت ها را از ساختمان ها مهم تر دانسته، پا را فراتر بگذاریم و شهر را وحدتی(۵) میان مفاهیم(۶) و فعالیت ها(۷) بدانیم (شکل شماره ۱).

شکل شماره ۱. وحدت میان مفاهیم و فعالیت ها بر شهر



ماخذ: صدری، ۱۳۸۵

شهر، کانون و بستر رشد و تکامل انسانی است و شامل فضایی می شود که سکونتگاه های انسانی و زیستی را در خود جای داده است. «شهر از دیدگاه سازمان ملل متحد کالبدی است برای فعالیت های اجتماعی سازمان یافته که سه اصل مهم، کالبدی (طرح ساختمان، حصار و خیابان)، فعالیت های اجتماعی، و سازمان یافتگی و روابط بین این سه را با هم بیان می کند» (حسینی، ۱۳۸۷:۱۰).
کوین لینچ شهر را فرایندی خاص و انباشتی تاریخی می داند که شکل خاص موجود خود را از طریق زنجیره ای از رویدادهای فردی، به تبع وقایع و تصادفات تاریخی و محلی و تحت نفوذ شدید فرهنگ، اقلیم و ساختار اقتصادی و اجتماعی یافته است (لینچ، ۱۳۷۶). ژرژشابو(۸) در کتاب les villes شهر را از نظر فردریک ریتشهوفن چنین تعریف می کند: «شهر اجتماعی از انسان ها در مکانی معین است که حیات مادی آنان از فعالیت های غیرزراعی به ویژه از راه بازرگانی و صنعتی تامین می شود» (Chabot, 1984: 58).
شهر به صورت یک واحد یا هستی کل در نظر گرفته می شود و که در مطالعه آن عناصری مورد توجه قرار می گیرند که عبارتند از: شناخت بافت کالبدی و شکل بندی ساختمانی؛ شناسایی ساختارهای گوناگون و وضع کارکردهای سیاسی، فرهنگی، دینی، اجتماعی ـ اقتصادی؛ مرکزیت شهر با ادعای تمام نگری و با توجه به سلسله رابطه های فضایی، اجتماعی، اقتصادی و معنوی بین عناصر و کارکردهای شهری آن. همچنین در این مطالعه به نیروهای شکل دهنده این موارد نیز توجه می شود.
روشن است که ویژگی های شهر در دوره های متفاوت و مناطق مختلف یکسان نبوده است و در مفهوم شهر در هر دوره و مناسب با هر سرزمین در سیر تاریخ تفاوت هایی وجود دارد. مشکل مهم، یافتن چنان تعریفی از شهر است که بتواند برای دوره های متفاوت و نواحی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گوناگون صادق باشد.
در گزارش جهانی سازمان ملل در مورد اسکان بشر و در تعریف مراکز اسکان بشر به طور عام و شهر به طور خاص آمده است: «اغلب مردم می توانند مفهوم شهر را حس کنند، ولی نمی توانند آن را توضیح دهند» (Global Report on Human Settlements, ۱۹۸۶: ۵). شاید بدین دلیل که در این کلمه ـ مثل تمدن یا توسعه ـ این تمایل وجود دارد تا در تعریف آن موضوعات زیادی در بر گرفته شود. در هر صورت ساده ترین تعریف شهر عبارت است از: محلی که فعالیت های سازمان یافته انسان به وقوع می پیوندد. به عبارت دیگر، شهر کالبدی است برای فعالیت های سازمان یافته انسانی. کلمه فعالیت در اینجا به معنی مجموعه روابط است؛ بنابراین شهر عبارت است از کالبدی برای فعالیت های اجتماعی سازمان یافته (کامروا، ۱۳۸۴: ۲۱).

نظرات کاربران درباره کتاب مدیریت شهری و ارتقای هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی