فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مدیریت شهری و توسعه فضاهای فرهنگی

کتاب مدیریت شهری و توسعه فضاهای فرهنگی

نسخه الکترونیک کتاب مدیریت شهری و توسعه فضاهای فرهنگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مدیریت شهری و توسعه فضاهای فرهنگی

کتابی که در دست مطالعه دارید، به بررسی رویکرد، سیاست‌ها، برنامه‌ها و اقدامات مدیریت شهری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر اختصاص دارد. تهران به‌مثابه بزرگ‌ترین شهر ایران و با جمعیتی حدود ۱۸ درصد از کل جمعیت کشور، در زمره ۲۰ کلان‌شهر اول دنیا از نظر جمعیتی قرار دارد و بنا بر تأیید مستندات و مدارک موجود، با مشکلات عدیده زیست‌محیطی، اسکان، تحرک و ترافیک شهروندان و نیز شماری قابل‌توجه از مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی مواجه است. نویسنده آرزو دارد آنچه در فصل‌های پنج‌گانه کتاب ارائه شده است، بتواند برای طیف وسیعی از مخاطبان به‌ویژه دانشجویان مدیریت شهری، سیاست‌گذاران و مدیران شهری و درنهایت علاقه‌مندان به مسائل فضاهای فرهنگی تهران و کشور مفید واقع شود و قابل استفاده باشد.

ادامه...

بخشی از کتاب مدیریت شهری و توسعه فضاهای فرهنگی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

کتابی که در دست مطالعه دارید، به بررسی رویکرد، سیاست ها، برنامه ها و اقدامات مدیریت شهری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر اختصاص دارد.
تهران به مثابه بزرگ ترین شهر ایران و با جمعیتی حدود ۱۸ درصد از کل جمعیت کشور، در زمره ۲۰ کلان شهر اول دنیا از نظر جمعیتی قرار دارد و بنا بر تایید مستندات و مدارک موجود، با مشکلات عدیده زیست محیطی، اسکان، تحرک و ترافیک شهروندان و نیز شماری قابل توجه از مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی مواجه است.
کمبود امکانات، فضاها و تاسیسات فرهنگی همواره از جمله محدودیت های زیرساختی تهران بوده است. بر اساس مطالعات صورت گرفته در ابتدای دهه ۸۰ هجری شمسی، حدود ۲۰۱۲ مسجد، ۷۹ سینما، ۳۴ سالن نمایش، ۱۰۴ کتابخانه، ۳۴ موزه، ۳۰ نگارخانه و ۲۹ مرکز مربوط به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ۸۴ مجموعه فرهنگی اعم از خانه فرهنگ و فرهنگ سرا، کل بضاعت فضاهای فرهنگی شهر را تشکیل می دادند. تحلیل این بود که شهر تهران تا حد زیادی با استانداردهای مربوط به سرانه فضاهای فرهنگی فاصله داشته و نیازمند تاسیس فضاهای جدید و حفظ فضاهای موجود بوده است.
درعین حال تعداد مطالعاتی که موضوع حفظ و احداث فضاهای فرهنگی در تهران را هدف خود قرار داده باشند نیز اندک بوده است و این کمبود غالباً موجب شده است که اهمیت و ضرورت سرمایه گذاری بیشتر در فضاهای فرهنگی شهر، برای سیاست گذاران در سطوح مختلف عیان نشود. کتابی که در دست مطالعه دارید با این امید نگاشته شده است که به دانش ما از نیازهای شهر تهران به فضاهای فرهنگی اضافه کند. درواقع هدف این کتاب، ارائه گزارشی توصیفی ـ تحلیلی از جایگاه و نقش مدیریت شهری تهران در توسعه و ایجاد فضاهای فرهنگی است.
به بیانی دیگر، تلاش نگارنده اولاً آگاهی از چرایی فعالیت ها و اقدامات شهرداری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر بوده است. ثانیاً اینکه اقدامات و فعالیت های مدیریت شهری تهران در کدام جهت گیری کلی و راستای راهبردی قابل توصیف است. سوم اینکه می خواستیم بدانیم آثار و پیامدهای مترتب بر این اقدامات و فعالیت ها چه بوده است؟ بطور مشخص در این نوشتار به دنبال پاسخ گویی به سوالات زیر هستیم:
* مبانی نظری، حقوقی، سازمانی، محیطی وغیره فعالیت ها و اقدامات مدیریت شهری تهران در توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران چه بوده است؟ یعنی چرا شهرداری تهران اقدام به توسعه، تجهیز و بازسازی فضاهای فرهنگی کرده است؟
*الگوها، راهبردها و سیاست هایی که مدیریت شهری تهران در توسعه فضاهای فرهنگی شهر اتخاذ کرده است، چه بوده اند؟ یعنی اقدامات صورت گرفته توسط شهرداری تهران در حوزه فضاهای فرهنگی با چه اهداف و رویکردهایی بوده است؟
*چه نوع برنامه ها و اقداماتی در توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران توسط مدیریت شهری اجرا شده است؟ یعنی انواع اقدامات چه بوده اند؟
*پیامدها و اثرات حمایت های مدیریت شهری از توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران چه بوده است؟
با طرح این سوالات و جست وجوی پاسخی برای آنها، تصویری کلی از کمّ وکیف فعالیت های شهرداری تهران در توسعه فضاها و تاسیسات فرهنگی شهر میسر می شود. حداقل دو مزیت بر این بررسی مترتب است. اولاً مستندی از اقدامات و فعالیت های شهرداری تهران در توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهیه شده است. ثانیاً و مهم تر از آن، فرصتی برای نقد این تلاش ها و انباشت ره توشه ای برای مدیریت شهری در آینده فراهم می شود.
نسخه دست نویس اولیه کتاب، شکست پژوهشی به تمام معنایی بود که خوشبختانه فرصت انتشار نیافت. در آن دست نویس، رویکرد انتخابی نگارنده برآمده از چهارچوبی بود که در ادبیات مدیریت بخش عمومی با عنوان چرخه سیاست گذاری شناخته می شود. چرخه خط مشی گذاری، الگو و چهارچوبی معروف و شناخته شده در ادبیات بین المللی است که در رشته های مدیریت دولتی داخل کشور نیز کراراً تدریس می شود، اما به زودی بر محقق و ناظر محترم کتاب معلوم شد که علی رغم آراستگی و متانت الگوی مذکور، داده ها و اطلاعاتی که از منابع و مستندات مکتوب یا مصاحبه با مدیران ارشد شهری فراهم شده بودند، امکان قرارگیری معنی دار در چهارچوب انتخابی نگارنده را ندارند؛ بنابراین ضرورت یافت کتاب دوباره و با رویکردی جدید نوشته شود.
در تلاش دوم، بدون هرگونه چهارچوب و رویکرد نظری ازپیش تعیین شده ای، داده ها و اطلاعات موجود کنار هم قرار داده شدند تا به تدریج ارزش نظری و تئوریک احتمالی نهفته در خود را بازنمایانند. نتیجه کار در این کتاب در معرض قضاوت و نقد شما قرار گرفته است.
کتاب در فصول جداگانه ای سازمان یافته است. در فصل اول به منابع و مستندات حقوقی و قانونی مدیریت شهری در ایران مراجعه شده است تا مبانی حقوقی، قانونی و اداری اقدامات و فعالیت های مدیریت شهری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر مشخص شود. درواقع الزامات و تکالیفی که در قوانین و مقررات شهرداری ها وجود دارند، اولین دلیل و علت هرگونه اقدامی از سوی مدیریت شهری در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر است.
گرچه این الزامات و تکالیف به مدت بیش از صد سال در فهرست برنامه کاری مدیریت شهری قرار داشته است، اما در دو دهه اخیر است که تحرک قابل ملاحظه ای از سوی مدیریت شهری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی ثبت و مشاهده شده است. به همین دلیل می توان الزامات و تکالیف قانونی و حقوقی را شروط لازم برای مداخله مدیریت شهری در حوزه فضاهای فرهنگی دانست.
شرط کافی در این موضوع البته میل، اراده و توانمندی مدیران شهری به همراه اقتضائات محیطی است. بدین منظور در فصل اول علاوه بر بررسی قوانین و مقررات موجود، به بررسی روند و مسیر اقدامات مدیریت شهری در ارتباط با فضاهای فرهنگی هم اقدام شده است.
پیگیری روند رخدادها نشان می دهد که در اواخر دهه ۶۰ و اوائل دهه ۷۰ ه‍.ش شاهد نقطه عطفی از توجه مدیریت شهری تهران به فضاهای فرهنگی شهر هستیم. می توان گفت که در دهه ۷۰ ه‍.ش مدیریت شهری تهران وارد فاز جدیدی از فعالیت در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر شده است که در دهه ۸۰ ه‍.ش شتاب گرفته است؛ بنابراین افزون بر الزامات و تکالیف قانونی به عنوان شروط لازم، اقتضائات محیطی به همراه غلبه رویکردهای فرهنگی در مقایسه با رویکردهای فیزیکی در ذهنیت مدیریت شهری تهران، همراه با خلاقیت های فردی و سازمانی به عنوان شروطی کافی عمل کرده اند. به همین دلیل شاهد تسریع در فعالیت ها و اقدامات مدیریت شهری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر طی دو دهه اخیر بوده ایم.
در فصل دوم، نگرشی بخشی به فعالیت ها و اقدامات مدیریت شهری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی اتخاذ شده است. بدین منظور هریک از شاخه های تولید هنری و فرهنگی انتخاب و سپس تلاش شده است با کنار هم قرار دادن اطلاعات مربوط به جزئیات و مصادیق اقدامات و فعالیت های شهرداری تهران در ارتباط با فضاهای فرهنگی آن شاخه یا رشته هنری، الگوی کلی و جهت گیری اصلی استخراج شود.
در این فصل به طور مشخص ابتدا به حوزه حفظ و هرمت آثار و ابنیه تاریخی و موزه داری در شهر تهران توجه شده است. به دنبال آن حوزه های دیگری همچون سینما و تئاتر، هنرهای تجسمی و حجمی، کتاب و کتاب خوانی، موسیقی و صنایع خلاق (طراحی، تبلیغات و فناوری های اطلاعات و ارتباطات) و اقدامات مدیریت شهری تهران در هرکدام از این عرصه ها بررسی شده اند. هم به صورت تفکیکی و هم در انتهای فصل تلاش شده است تا جهت گیری و نتایج اقدامات و برنامه های شهرداری تهران در رویکردی بخشی جمع بندی شوند.
در فصل سوم از زاویه دیگری به موضوع نگاه شده است و آن رویکرد کارکردهای متفاوت فضاها است. در این فصل به تفکیک مباحث از همدیگر بر اساس فرهنگ سراها، پردیس ها، خانه ها و سایر انواع فضاها اقدام و در هر مورد با کنار هم قرار دادن اطلاعات مربوط به مصادیق و جزئیات مرتبط، تلاش شده است تا الگوی احتمالی نهفته در آنها استخراج شود.
در فصل چهارم تلاش شده است تا توجه خود را به ساختار سازمانی و اجزای سازمانی مدیریت شهری که به نحوی در حفظ و توسعه فضاهای فرهنگی شهر موثر هستند، معطوف کنیم. این بدان خاطر است که مدیریت شهری تهران فقط از نظر فیزیکی در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر متوقف نبوده است و اقدامات دیگری هم داشته است که هر چند از جنس نرم افزاری است، اما ارتباط تنگاتنگی با مباحث مربوط به فضاهای فرهنگی شهر دارد. در این فصل نیز ابتدا مصادیق و جزئیات را کنار هم قرار داده ایم تا امکان استخراج الگوی کلی امتحان شود.
با اتکا به نتایج حاصل از چهار رویکرد تاریخی، بخشی، کارکردی و سازمانی که در فصل های اول، دوم، سوم و چهارم اتخاذ شده اند، در فصل پنجم تلاش شده است تا نتایج کار خود را جمع بندی و پاسخ های سوالات سه گانه چرایی، در چه جهت و چگونگی اقدامات و فعالیت های مدیریت شهری را در ارتباط با فضاهای فرهنگی شهر تهران ارائه کنیم. با این امید که از این رهگذر توصیه هایی برای آینده و بهبود کار، ارائه شوند.
نویسنده آرزو دارد آنچه در فصل های پنج گانه کتاب ارائه شده است، بتواند برای طیف وسیعی از مخاطبان به ویژه دانشجویان مدیریت شهری، سیاست گذاران و مدیران شهری و درنهایت علاقه مندان به مسائل فضاهای فرهنگی تهران و کشور مفید واقع شود و قابل استفاده باشد.
ذکر این موضوع ضروری است که مسئولیت همه نواقص مشاهده شده بر عهده نگارنده است و از بابت آن از خواننده پوزش می طلبم. درعین حال بر خود وظیفه می دانم از کلیه عزیزان و سرورانی که نوشتن کتاب را بر حقیر آسان کردند، قدردانی کنم.
در وهله اول بر خود وظیفه می دانم از جناب آقای سید رضا مصطفوی، دبیر محترم شورای فرهنگی و اجتماعی که وظیفه نگارش این کتاب را به من محول نمودند، تشکر کنم. محبت و اعتماد ایشان همواره حس مسئولیت در تلاش بهتر برای ارتقای کیفی مطالعه را ایجاد کرد و درعمل همواره مدیون محبت و مساعدت ایشان بوده و هستم. مدیریت پاکدست، باانگیزه، محترمانه و علمی ایشان همواره مشوق همکاری برای این جانب بوده است.
از ناظر فرزانه و عالم، جناب دکتر محمد فاضلی هم به خاطر سعی و اهتمام صادقانه و دقیق در بهبود کیفی وکمّی محتوای کتاب سپاسگزارم. کتاب اگر انسجام و کیفیتی در منظر خواننده یافته باشد، مرهون دکتر فاضلی است که حتی ایام تعطیلات عید خود را هم خالصانه صرف مطالعه و بازبینی کتاب کردند. همه ایراداتی که گرفتند دقیق و مقرون به حقیقت بود و این جانب اگر نتوانسته ام درخواست های اصلاحی ایشان را تماماً انجام دهم، به دلیل بضاعت علمی اندکم بوده است.
از جناب آقایان عبدالکریم بابارضا، دکتر کاوه تیمورنژاد، عباداله رمضانی و مهندس علی اصغر مونسان نیز که با بزرگواری تمام مزاحمت های این جانب و همکارم را متحمل شدند و با اطلاعات گران قیمت خود، دانش مختصر حقیر را کامل تر کردند، نهایت تشکر را دارم. درخاتمه از دانشجوی گرامی سرکار خانم صغری سهرابیان که در جمع آوری اطلاعات یاور نگارنده بودند، کمال تشکر را دارم.

سید جلال موسوی بازرگانی
پاییز ۱۳۹۳ ـ تهران

فصل اول: ضرورت های توسعه فضاهای فرهنگی شهر

مقدمه

در این فصل، ضرورت های اقدامات و فعالیت مدیریت شهری در ارتباط با توسعه یا حفظ فضاهای فرهنگی ارائه شده است. مطالب فصل در محورهایی سه گانه سازمان یافته است. ابتدا به مرور ادبیات مربوط به فضاهای فرهنگی پرداخته ایم. نتیجه این بررسی، بازشناسی دلایل نظری و تئوریک در ضرورت حفظ یا توسعه فضاهای فرهنگی شهرها توسط مدیریت شهری است. در قسمت دوم به بررسی قوانین و مقررات مدیریت شهری در ایران پرداخته ایم که نتیجه آن بازشناسی تکالیف، الزمات و مسئولیت های مدیریت شهری در توسعه فضاهای فرهنگی تهران است. در سومین قسمت هم به بررسی روند تحولات تاریخی در توسعه فضاهای فرهنگی شهر پرداخته ایم که نتیجه آن بازشناسی ضرورت های تاریخی و محیطی در توسعه فضاهای فرهنگی تهران است.

۱. ضرورت های نظری

زیرساخت ها(۱)، تاسیسات(۲) یا فضاهای فرهنگی(۳) اصطلاحی نسبتاً تعریف گریز است. به یک تعبیر نمی توان فضاهای مورداستفاده انسان ها را از عنصر فرهنگ خالی دانست؛ ازاین رو در این رویکرد همه فضاها فرهنگی هستند، اما می توان تعریف فضاهای فرهنگی را به تاسیسات شهری محدود کرد که به نحوی ارتباط آنها با عنصر فرهنگ پررنگ تر است. فضاهای فرهنگی، اماکنی در نظر گرفته می شوند که حیات فرهنگی شهر در آنها تجلی یافته است و ابزارهای حفظ و انتقال ارزش های فرهنگی، اخلاقی، سبک ها و شیوه های زندگی و اندیشه از نسلی به نسل دیگر هستند.(۴)
درواقع نمی توان تعاریفی متعدد از فضای فرهنگی در ادبیات موضوع مشاهده کرد. محققان عموماً با ارائه مصادیق و مثال های عینی و ارائه نوعی طبقه بندی از آنها است که نسبت به ابهام زدایی از منظور خود از فضاها و تاسیسات فرهنگی اقدام می کنند. وستر (۱۹۹۲) از پیشگامان تقسیم بندی فضاهای فرهنگی بوده است. بر اساس باور این محقق، فضاهای فرهنگی را می توان در ۶ دسته به شرح زیر تقسیم بندی کرد:
* تاسیسات هنری تک منظوره نظیر گالری ها، تئاترها و موزه ها؛
* مراکز فرهنگی تک موضوعی مانند خانه های موسیقی و خانه های فیلم؛
* مراکز فرهنگی محله محور مثل خانه های فرهنگ محله؛
* مراکز فرهنگی چندمنظوره همچون فرهنگ سراها؛
* مناطق شهری تخصیص یافته برای امور فرهنگی نظیر بوستان های فرهنگی؛
* انکوباتورها و مراکز رشد کسب وکارهای فرهنگی.
دوکسبوری و همکاران (۲۰۰۸) در تحقیق خود نوعی متفاوت از طبقه بندی و تقسیم بندی فضاهای فرهنگی ارائه داده اند. در این طبقه بندی محققان مذکور، انواع فضاهای فرهنگی را به شرح زیر از یکدیگر تفکیک کرده اند:
* فضاهای اقامت ـ کار هنرمندان مثل ایجاد مجموعه های مسکونی برای هنرمندان؛
* فضاهای کار هنرمندان مثل شهرک های سینمایی، آتلیه ها و مانند آنها؛
* فضاهای تولید خلاق مثل استودیوهای تولید چندرسانه ای (مالتی مدیا).
* فضاهای آموزشی و تعلیمی مثل آموزشگاه ها؛
* فضاهای نمایش آثار مثل گالری ها و سینماها؛
* فضاهای حفظ و نگهداری آثار مثل موزه ها؛
* فضاهای چندمنظوره فرهنگی.
به این ترتیب می توان گفت فضاهای فرهنگی به طیف وسیعی از تاسیسات و زیرساخت های شهری اطلاق می شوند که کاربری اصلی آنها برای تولید، توزیع یا مصرف فرهنگی باشد.
بر اساس باور نگارنده، شاید مناسب تر آن باشد که هر کدام از فضاهای فرهنگی را بر حسب انواع کارکردها و نیز مخاطبان یا استفاده کنندگان از فضا به دو دسته تقسیم بندی کرد که عبارتند از:

* فضاهای فرهنگی تک منظوره
  • برای مخاطب عام (آموزشگاه ها، سینماها، موزه ها)؛
  • برای مخاطب خاص (خانه های فیلم، گالری ها، خانه های موسیقی، تئاترها)؛
* فضاهای فرهنگی چندمنظوره
  • برای مخاطب عام (خانه های فرهنگ، فرهنگ سراها، بوستان های عمومی)
  • برای مخاطب خاص (استودیوهای مالتی مدیا، انکوباتورها)
درهرصورت تعریف و طبقه بندی از فضاهای فرهنگی تا حد زیادی معطوف به نوع استفاده ای است که برای تعریف یا طبقه بندی متصور است.
هرچند بررسی و پژوهش در خصوص چرایی و چگونگی توسعه فضاهای فرهنگی از سوی دولت های ملی یا شهرداری ها محدود بوده است، اما به جرئت می توان گفت که اثر پژوهشی دانگ و دوکسبوری (۲۰۰۷)(۵) در حوزه برنامه ریزی و مدیریت فضاهای فرهنگی شهری، تحقیقی منحصربه فرد از نظر زمانی و پوشش دامنه ای مسائل مرتبط است. این پژوهش که از لحاظ روش شناختی، فراتحلیل پژوهش های محدود قبلی است، قادر به تفکیک و تشخیص انواع اصلی مدل های توسعه فضاهای فرهنگی شهری بوده است.
محققان مذکور در تبیین گونه شناسی مدل های توسعه فضاهای فرهنگی شهر، به دو مدل و الگو اشاره کرده اند و مبانی و مفروضات پایه ای استفاده شده در هریک از این دو الگو را بررسی کرده اند. آنها اظهار می دارند که پارادیم استفاده شده در توسعه فضاهای فرهنگی توسط مدیران فرهنگی، اساساً در چهارچوب استراتژی عمومی برای توسعه شهر قابلیت بحث دارد و بر این اساس موفق به تشخیص دو الگوی اصلی توسعه تاسیسات محور(۶) و مردم محور(۷) فضاهای فرهنگی بوده اند.
اولویت در الگوی اول «بازسازی اقتصادی» شهر و در الگوی دوم «تجدید حیات اجتماعی» شهر است. افزون بر این، الگوی اول اصولاً قائل به تفکیک تولید از مصرف فرهنگی و الگوی دوم معتقد به تولید و مصرف توامان فرهنگی است.
همچنین الگوی اول به منظور بهره گیری از صرفه های مقیاس و انتشاری(۸) به دنبال تجمیع، تمرکز و خوشه سازی است. درحالی که در الگوی دوم، یکپارچه سازی تولید و مصرف و نبود تمرکز جغرافیایی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
به این ترتیب در الگوی اول اصولا پروژه های عمده و بزرگ ساخته می شوند. درحالی که در الگوی دوم ساخت فضاهای چندمنظوره فرهنگی اولویت پیدا می کند (شکل شماره ۱).

شکل شماره ۱. مدل های اصلی در توسعه فضاهای فرهنگی



ماخذ: دانگ و دکسبوری (۲۰۰۷)

توضیح اینکه می توان سه دسته اهداف کلان را برای تمام نظام های مدیریت شهری به شرح زیر تعیین کرد(۹):
الف) اهداف زیست محیطی: حفاظت از محیط فیزیکی شهر (نوسازی فیزیکی)؛
ب) اهداف اقتصادی: توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار (نوسازی اقتصادی)؛
پ) اهداف اجتماعی: ارتقای شرایط کار و زندگی کلیه شهروندان با توجه ویژه به افراد و گروه های کم درآمد (نوسازی اجتماعی).
اما اینکه کدام یک از اهداف مذکور بر دیگری ارجحیت داشته و در دیدگاه مدیریت شهری اولویت پیدا کرده باشد، در استراتژی عمومی توسعه شهر و بالطبع در استراتژی توسعه فضاهای فرهنگی شهر منعکس خواهد شد. بر این مبنا نوع الگوها، راهبردها و برنامه هایی که مدیریت شهری در ارتباط با امکانات، فضاها و تاسیسات فرهنگی اجرا کرده باشد، مشتق و ملهم از جهت گیری اصلی مدیریت شهری در توسعه و نوسازی ۱) فیزیکی، ۲) اقتصادی یا ۳) اجتماعی شهر خواهد بود.
دانگ و دکسبوری علاوه بر توجه به اثرات اولویت های اقتصادی یا اجتماعی نوسازی شهری بر الگوی توسعه فضاهای فرهنگی، در ادامه توجه خود را بر کانون توجه و رویکردهای اصلی در توسعه فضاهای فرهنگی معطوف کرده اند. آنها در این مسیر ۵ رویکرد را در برنامه ریزی و مدیریت فضاهای فرهنگی از یکدیگر تفکیک می کنند که عبارتند از:
* رویکرد برنامه ریزی توسعه فضاهای فرهنگی به عنوان جزئی از برنامه جامع نوسازی فرهنگی و اجتماعی شهر؛
* رویکرد برنامه ریزی توسعه فضاهای فرهنگی به منظور ایجاد خوشه های فرهنگی؛
* رویکرد برنامه ریزی توسعه فضاهای فرهنگی به منظور حمایت از تولیدات فرهنگی؛
* رویکرد برنامه ریزی توسعه فضاهای فرهنگی به منظور تامین نیازهای سازمانی خاص؛
* رویکرد برنامه ریزی توسعه فضاهای فرهنگی به منظور حمایت از مصرف (استفاده) فرهنگی.
محققان مذکور درنهایت در بحث پروژه های توسعه فضاهای فرهنگی، به طبقه بندی فضاها و تاسیسات تخصصی چندمنظوره و تاسیسات و زیرساخت های متمرکز ـ غیرمتمرکز اشاره می کنند. بر اساس باور این محققان، راهبردهای ایجاد پروژه های متمرکز ـ تخصصی ریشه در تقدم و اولویت بخشی به بازسازی اقتصادی شهر دارند و راهبردهای ایجاد پروژه های چندمنظوره ـ غیرمتمرکز نیز ریشه در تقدم و اولویت تجدید حیات اجتماعی شهر در نظام مدیریت شهری دارند.
فارغ از اینکه جهت گیری اصلی توسعه فضاهای فرهنگی چه باشد و کدام راهبردها و سیاست ها اتخاذ شوند، دو موضوع پراهمیت دیگر، تفکیک وظایف حاکمیتی از تصدی گری و ابزارهایی است که مدیریت شهری برای اعمال وظایف حاکمیتی و اجرای سیاست ها در اختیار دارد.
منظور از تصدیگری، دخالت نهادها و سازمان های عمومی به صورت مداخله مستقیم و ارائه خدمات از طریق ایجاد یک یا چند سازمان مسئول در حوزه ای معین از خدمات عمومی است و منظور از وظایف حاکمیتی، مداخله های غیرمستقیم دولت ها در تامین خدمات عمومی توسط بخش خصوصی است که نیازمند ابزارهای اجرای سیاست ها است.

نظرات کاربران درباره کتاب مدیریت شهری و توسعه فضاهای فرهنگی