فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چگونه ثروتمند شویم

کتاب چگونه ثروتمند شویم
راهکارها،مهارتها‌ و رموز کسب موفقیت

نسخه الکترونیک کتاب چگونه ثروتمند شویم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب چگونه ثروتمند شویم

چگونه می‌توان با مشکل فقر و نداری مبارزه کرد؟ چگونه بعضی از افراد توانسته‌اند از فقر به ثروت برسند؟ آیا مهارتهای کسب کار و ثروتمند شدن ارثی است، یا اکتسابی؟ آیا می‌توان این مهارتها را فرا گرفت؟ نقش ذهن و اندیشه در فقر و نداری و ثروت و رفاه چیست؟ پیام اصلی کتاب این است که فقرا می‌توانند ثروتمند شوند و موضوع کتاب راجع به چگونه ثروتمند شویم است. اساس این راه از پژوهشهای مختلفی گرفته شده که در این موضوع انجام شده است. روش ثروتمند شدن بسیار ساده است. ببینید فقرای ثروتمند شده چگونه فکر می‌کردند و افراد فقیر و ندار چگونه؟ اصولاً فرق بین موفقان ثروت با ناموفقان ثروت در نوع اندیشیدن آنهاست که بسیار فرق دارد. اندیشه‌های نادرستی که ناموفقان ثروت راجع به ثروت دارند، مهم‌ترین عامل شکستهای مالی و اقتصادی آنهاست. پژوهشها نشان می‌دهند که اکثر ثروتمندان بزرگ دنیا از هیچ شروع کرده‌اند و وارث ثروتهای بادآورده نبوده‌اند (به استثنای استثناها). حال ببینیم موفقان ثروت و یا فقرای ثروتمند شده چگونه می‌اندیشند؟

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.29 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۶۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب چگونه ثروتمند شویم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه - به عصر طلایی خوش آمدید

به عصر طلایی انسانیت خوش آمدید! این بهترین لحظه در تاریخ انسانی برای زندگی کردن است که مسلماً در سالهای آینده از این هم بهتر خواهد شد.
هر روز که می گذرد شمار بیشتری کارهای جدید انجام می دهند و به روشهای بی سابقه ای که نظیر آن را از گذشته ها به یاد نداریم، به ثروت می رسند. برای دستیابی به موفقیت فرصتها و امکانات بیشتری خلق می شود. می توانید به استقلال مالی و ثروت شخصی برسید که در گذشته سابقه نداشته است. کافی است تجارت و کسب و کار مناسب خود را پیدا کنید و بعد با تمام وجود بکوشید به حداکثر توانمندیهای بالقوه خود دست پیدا کنید.
در سال ۱۹۰۰، بعد از ۲۰۰ سال رشد اقتصادی در امریکا، ۰۰۰،۵ میلیونر زندگی می کردند که اغلبشان خودساخته بودند. به عبارت دیگر، آنها از صفر شروع کردند. آنها مهاجرانی بودند که دیناری در جیب نداشتند، اما با تلاش فراوان و عزم راسخ ثروتمند شدند.
در سال ۲۰۰۰، شمار میلیونرها در امریکا به ۵ میلیون نفر رسید و به عبارتی ۰۰۰ ،۱ برابر شد. پیشرفتهای تکنولوژیکی و اینترنتی که در دهه ۱۹۹۰ اتفاق افتاد، به افزایش شمار میلیونرها کمک فراوان کرد. در فاصله سالهای ۲۰۰۲ - ۲۰۰۱ تحول چشمگیری ایجاد نشد، اما بعد از آن تا سال ۲۰۰۶ شمار میلیونرها ۴۰ درصد افزایش یافت و به رقم ۸۱۳ میلیون نفر رسید.
درست مانند گذشته ۸۰ درصد این میلیونرها، مولتی میلیونرها و میلیاردرها خودساخته بودند. آنها با صفر شروع کردند. تمام پولشان را در محدوده یک نسل به دست آوردند. اینها کارفرمایانی بودند که برای خودشان کار می کردند. آنها از طریق روشهایی که در این کتاب توضیح داده ام به ثروت رسیدند.

عصر کارفرمایی

به گفته سازمان توسعه اقتصادی در پاریس، بیشترین شمار کارفرمایان دنیا در امریکا فعالیت می کنند. ۱۲ درصد جمعیت این کشور در حرفه هایی شاغلند که در ۴۲ ماه گذشته تاکنون ایجاد شده اند. ۷۰ درصد مشاغل را موسسات کوچک و متوسط اقتصادی فراهم آورده اند. همه ساله دو میلیون نفر کسب و تجارت جدیدی را شروع می کنند.
چرا این اتفاق می افتد؟ احتمالاً سه عامل در کارند.
اول، باید به رشد و انفجار اطلاعات اشاره کرد. تخمین زده می شود که در هر دو یا سه سال یک بار مجموعه دانش بشری دو برابر می شود. سالانه ۰۰۰، ۵۰۰ کتاب جدید و میلیونها مقاله به چاپ می رسند.
تکنولوژی هم از رشد بی سابقه برخوردار است. همه روزه کالاهای جدیدی روانه بازار می شوند. اینها کالاهایی هستند که در سرتاسر نقاط دنیا تولید می شوند. به طور متوسط هر کالایی که وارد بازار می شود، بعد از یک عمر شش ماهه از رده خارج می گردد.
و سرانجام، می توان به رقابت اشاره کرد که از هر زمانی شدیدتر است. در عرصه های داخلی و بین المللی، رقابت مترصد فروش و سودآوری بیشتر است. تکنولوژی و اطلاعات با هم ترکیب می شوند تا کالاها و خدمات جدید با سرعتی باورنکردنی تولید شوند.
امروزه، این سه عامل - اطلاعات، تکنولوژی و رقابت - به اتفاق هم سرعت تغییر را به اندازه شگفت انگیزی شتاب داده اند. این روندی است که در ماهها و سالهای آینده هم شاهد آن خواهیم بود.

کارفرما در نقش شمع اتومبیل

بینش مهم و تعیین کننده اقتصاد مدرن از مکتب اقتصادی اتریش در دهه ۱۸۷۰ نشئت می گیرد که به کارفرما به عنوان شمعی که در اتومبیل جرقه می زند، در فعالیت اقتصادی نگاه می کند.
کارفرما کسی است که از فرصتهای مناسب بهره می گیرد و با توانمندیهای خود و با تامین منابع مورد نیاز یعنی پول، تکنولوژی، تسهیلات، ماشین آلات و اطلاعات، کالاها و خدماتی را با هزینه ای کمتر از قیمتی که برای فروش محصول تعیین می کند به بازار عرضه می نماید تا تولید سود کند.
کارفرما می تواند نیاز مشتریان را شناسایی کند و این نیازها را برآورده سازد و مشاغل، فروش، سود و منفعت عرضه کند.
کارفرمای مشهور انگلیسی، ریچارد برانسون، زمانی گفت: «پس از آنکه فعالیت پر درآمدی را ایجاد کنید، می توانید آن را بارها و بارها مورد استفاده قرار بدهید. اصول کار تغییری نمی کند.»

رمز موفقیت تجاری

ایجاد یک تجارت موفق، دستیابی به موفقیت شخصی و ثروتمند شدن نکات مهم فعالیت تجاری هستند.
در قدم اول، باید کالا یا خدمتی را پیدا کنید که مردم به آن احتیاج دارند و حاضرند برای تهیه آن پول بپردازند. این اقدام آنها به شما امکان می دهد که کسب سود کنید.
در قدم دوم، باید کالای خود را روانه بازار کنید و آن را در کمیتی بفروشید که به شما سود کافی بدهد تا در نتیجه آن بتوانید فعالیت خود را بارها و بارها تکرار کنید.
در قدم سوم، باید بتوانید درآمد و هزینه های خود را به شکل مطلوب مدیریت نمایید.
در بیش از ۹۰ درصد فعالیتهای تجاری که با مسئله روبه رو هستند، مسئله یا نقطه ضعفی در یک یا چند مورد از این سه زمینه وجود دارد.
در واقع، تخمین زده می شود که ۸۶ درصد فعالیتهای تجاری در روزگار ما در سطحی پایین تر از توانمندیهای بالقوه خود صورت خارجی پیدا می کنند. اگر در حال حاضر درگیر تجارتی هستید، برای شرایط خود در این سه زمینه امتیازی از ۱ تا ۱۰ در نظر بگیرید. خیلی زود متوجه می شوید که در چه زمینه هایی با مشکل روبه رو هستید.

چیزی در حد ورشکسته

اغلب کارفرمایان در واقع تجارت نمی کنند. آنها شغلی ایجاد کرده اند که در آن پرتلاشند، ساعات بیشتری کار می کنند، اما در مقایسه با زمانی که برای دیگران کار می کنند درآمد بیشتری به دست نمی آورند.
تاسف برانگیز است که ناراحتیها و عدم موفقیت بسیاری از کارفرمایان امر ضروری نیست. بسیاری دیگر هم موفق شده اند که به سود فراوان برسند و توجه داشته باشید، کاری را که دیگران کرده اند، شما هم می توانید بکنید.

می توانید موفق شدن را بیاموزید

چند سال پیش، متوجه خلائی در آموزش کارفرمایی شدم. از این رو، از همه تجربیات و صدها ساعت پژوهش و تحقیق خود استفاده کردم و برنامه ای با عنوان چگونه می توانید تجارتی را شروع کنید و آن را بسازید تدوین نمودم. بعد این برنامه را در قالب یک همایش دو روزه به علاقه مندان ارائه دادم.
به نتایج مهم و چشمگیری دست یافتم. گاه در عرض یک هفته تجارتی که تا فروپاشی فاصله ای نداشت، به طور کامل دگرگون شد. این کارفرمایان و صاحبان موسسات تجاری حالا به مهارتهای لازم رشد تولید، بازاریابی، فروش، تامین سرمایه و مدیریت دست یافته بودند.
کتابی که هم اکنون می خوانید، برنامه ای پیشرفته در زمینه تجارت و کارفرمایی کردن است. این کتاب در برگیرنده روشهای عملی و به اثبات رسیده است که افزایش سریع فروش، درآمد و سوددهی شما را سبب می گردد.

محدودیتی در کار نیست

خبر خوش این است که همه مهارتهای تجاری آموختنی هستند. همه مهارتهای فروش یاد گرفتنی هستند، انواع روشهای کسب پول و درآمد هم آموختنی هستند. می توانید هر مهارتی را که نیاز دارید، بیاموزید و به هدفهایتان دست پیدا کنید. عملاً هیچ محدودیتی در کار نیست.
ممکن است نتوانید مانند مایکل جردن توپ بسکتبال را وارد سبد کنید. ممکن است نتوانید مانند ایگور استراوینسکی ویولن بنوازید، اما می توانید تمام مهارتهای تجاری را بیاموزید. هر کسی که در پول درآوردن عالی است، در شروع کارش عالی نبود، مرتکب اشتباهات فراوان شد. هر کسی را که در اوج می بینید، زمانی در قعر بود. هر کسی که امروز در صف مقدم زندگی ایستاده، زمانی در انتهای این صف ایستاده بود. هر کاری را که دیگران توانستند بکنند، شما هم می توانید بکنید.
وقتی در تجارت سازی به استادی رسیدید، کاری که این کتاب بهتر و سریع تر شدن در آن را به شما آموزش خواهد داد، می توانید بارها و بارها به موفقیت برسید. هرگاه از یک مهارت جدید استفاده می کنید، در آن مهارت بهتر و باز هم بهتر می شوید. و چون بهتر و باز هم بهتر شدید، زمان کمتر و باز هم کمتری احتیاج خواهید داشت تا به نتایج مالی مشابه یا بهتری دست پیدا کنید.
حتماً شما هم با مفهوم «کارفرمایان سریالی» آشنا هستید. این اشاره به کارفرمایانی دارد که به تجارتی وارد می شوند، آن را می سازند، به موفقیت می رسند، بعد مدیریت آن را یا به اشخاص دیگر واگذار می کنند، یا به فروش می رسانند و بعد به سر وقت برنامه بعدی می روند. ریچارد برانسون مثال جالبی است که می توان به او اشاره کرد.
اما وجه مشترک این اشخاص در چیست؟ بسیار ساده است. آنها مهارتهای لازم برای انتخاب بهترین کالاها و خدمات، تولید و به بازار روانه کردن آنها در اندازه ای کافی که تولید سود کند را آموخته اند.

با فروش خدمات شخصی شروع کنید

اغلب موفقیتها در دنیای تجارت با فروش خدمات شخصی شروع می شوند. اغلب مردم با دست خالی شروع می کنند و یا در نهایت پول اندکی دارند. اغلب مردم باید از همان شروع کار مهارتهای لازم را بیاموزند.
در حال حاضر در جهان ۸۰۰ میلیاردر زندگی می کنند. اغلب اینها خودشان از صفر شروع کرده اند. اغلب میلیونرها، مولتی میلیونرها و میلیاردرها با هیچ چیز شروع کردند. بهانه شما چیست؟

چهار هدفی که همه در آن سهیم هستیم

همه ما با چهار هدف در زندگی شروع می کنیم. اول اینکه، می خواهیم سالم باشیم، از انرژی خوب بهره داشته باشیم و عمر طولانی بکنیم. دوم، همه می خواهند با کسانی که آنها را دوست دارند رابطه خوبی داشته باشند. سوم، همه می خواهند کار جالب بکنند، کاری بکنند که درآمد خوب داشته باشد. و بالاخره هدف چهارم، این است که همه می خواهند به استقلال مالی برسند. می خواهند به سطح درآمدی برسند که دیگر نگران تحصیل درآمد نباشند.
بهترین خبر در این زمینه این است که اگر برای خودتان کار کنید، سریع تر و بهتر می توانید به این موقعیتها دست پیدا کنید.
وقتی برای خود تجارت موفقی را شروع می کنید، سررشته کامل زندگی تان را به دست می گیرید. حاکم بر سرنوشت خود می شوید. همه محدودیتها را از پیش روی خود برمی دارید. با ایجاد یک تجارت موفق، دنیایی از فرصتها و امکانات مناسب را برای خود تدارک می بینید، چیزی که اکثریت مردم تنها در رویا آن را تصور می کنند.
کتاب حاضر به شما می آموزد که چگونه با سرعت و سهولت بیشتر می توانید به هدفهای خود برسید. اجازه بدهید که مطلب را شروع کنیم.

فصل یک - روانشناسی کارفرمایی

«برای دستیابی به آنچه قبلاً به آن دست نیافته اید، باید تبدیل به کسی که هرگز نبوده اید بشوید، باید مطالبی را بیاموزید که قبلاً نیاموخته اید.»
- لس براون

یک اصل روانشناختی وجود دارد که می گوید: «در دوران بلوغ برای دستیابی به چیزهایی تلاش می کنید که در کودکی از آن محروم بودید.»
من در کودکی از چیزهای متعددی محروم بودم. پدر و مادرم مرتب انتقاد و سرزنش می کردند، سرد بودند، حمایتگر هم نبودند. در نتیجه من ناراحتیهایم را در مدرسه به نمایش می گذاشتم و برای خود تولید دردسر می کردم. چندین بار درس خواندنم به حالت تعلیق درآمد. من در کودکی مجبور شدم در مدارس مختلفی ثبت نام کنم. از محبوبیتی برخوردار نبودم. دوستانی کم شمار داشتم. در نوجوانی مشکلاتی با قانون پیدا کردم. می گفتند که در زندگی شانس موفقیتی ندارم. وقتی در نوزده سالگی به دیدار دبیران دبیرستانم رفتم، از من پرسیدند: «در کدام ندامتگاه بودی؟»
بدون اینکه فارغ التحصیل شوم، دبیرستان را ترک کردم. چندین سال کار دستی و بدنی کردم. ابتدا ظرف شوی یک رستوران کوچک شدم. وقتی این شغلم را از دست دادم، در یک کارواش به شستن اتومبیل پرداختم. بعد وقتی این شغل را هم از دست دادم، زمین شویی کردم. فکر می کردم شستن کار آینده من خواهد بود، اما این طور نشد.
مدتی در کارخانه ها و الواربریها کار کردم. در مراتع و باغات و جنگلها درختها را اره می کردم. کمی بعد، کارگر ساده ساختمان شدم. کارم این بود که مصالح سنگین ساختمانی را جابه جا می کردم. یک تابستان هم به مدت دو ماه چاه کنی کردم.

شروع با دست خالی

پولی در بساط نداشتم. در زمستانها در اتومبیلم می خوابیدم. تابستانها هم کنار اتومبیلم روی زمین شب را به صبح می آوردم. با پول تامین اجتماعی و بیمه بی کاری زندگی می کردم. در ۲۳ سالگی، روی یک مزرعه شروع به کار کردم. شبها در انباری روی کاهها می خوابیدم. به همراه خانواده زارع غذا می خوردم و هنوز هوا روشن نشده بیدار می شدم. باید سپیده دمان به مزرعه می رفتیم تا قبل از اولین شبنم صبحگاهی محصولات را برداشت کنیم.
من سواد نداشتم، بدون مهارت بودم. وقتی محصول کشاورز مورد اشاره برداشت شد، بار دیگر بی کار شدم. در آن زمان، تنها شغلی که می توانستم پیدا کنم فروش از طریق حق العمل کاری بود. در طی روز به خانه های مردم زنگ می زدم، یا در غروب به خانه های آنها مراجعه می کردم.
از کار زیاد نمی ترسیدم. دست کم فروش کردن کار تمیزی بود. به من می گفتند هرچه شمار کسانی که از من خرید نمی کنند بیشتر شود، بیشتر فروش می کنم. از این رو، از خانه ای به خانه دیگر می رفتم تا بیشتر با دست رد روبه رو شوم. و یک ماه با ۵۰۰ نفر تماس گرفتم و حتی یک بار هم فروش نکردم. در سایر مواقع هم فروش اندکی می کردم تا به زندگی بخور و نمیر خود ادامه دهم.

نظرات کاربران درباره کتاب چگونه ثروتمند شویم

سلام من از کتابهای فدیبو زیاد استفاده میکنم سپاسگزارم
در 2 سال پیش توسط ییی ددد