فیدیبو نماینده قانونی انتشارات پیدایش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دزد واقعی

کتاب دزد واقعی

نسخه الکترونیک کتاب دزد واقعی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دزد واقعی

تمام اهالی شهر در محوطه‌ی دادگاه جمع شده بودند. همه گاوین را می‌شناختند؛ دوستش بودند و روی سرش قسم می‌خوردند. خیلی‌ها از بچگی او را می‌شناختند و می‌دانستند چه جور غازی است. بعضی‌ها با او به یک مدرسه رفته و آنجا با هم بازی کرده و خوراکی‌هایشان را قسمت کرده بودند. همه‌شان برای گاوین عزیز بودند و او هم در قلب اهالی جا داشت. تمام شهر از شنیدن اتهاماتی که به غاز محبوبشان زده بودند، در بهت و حیرت فرو رفته و از چند روز پیش که خبر برگزاری دادگاه پخش شده بود، از آن حرف می‌زدند. گاوین و دزدی؟ محاله، اصلاً حرفش رو هم نزن! با اینکه اتهام ناجوانمردانه‌ای به گاوین زده بودند ولی هنوز ذره‌ای از محبوبیتش بین مردم کم نشده بود.

ادامه...

بخشی از کتاب دزد واقعی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تقدیم به:
مگی، ملیندا و فرانچسکا و. استیگ

ترجمه ای برای پری کوچک، عسل حسین پور که می داند هیچ وقت، هیچ چیز کامل نیست.

م.م
اسفند ۹۴

یک



گاوین، بیرون خزانه ی جدید سلطنتی، دم دروازه نگهبانی می داد و تبرزین تیز و خطرناکش در آفتاب می درخشید. سنگ فرش خیابان کمی برای پاهای او داغ بود و به همین دلیل یک لنگه پا می ایستاد و به نوبت پا عوض می کرد. سر و کله ی چند گردشگر پیدا شد. گاوین سر و گردن درازش را با افتخار بالا گرفت و همین که گردشگران دوربین هایشان را آماده کردند تا از او عکس بگیرند، سینه اش را در لباس رسمی سرخ و طلایی اش جلو داد.
گردشگران که رفتند، دل گاوین برای زندگی سابقش تنگ شد؛ در آبگیر خودش شنا می کرد، مزرعه اش را شخم می زد، کلم های نازنین و بوته های لوبیایش را پرورش می داد و نقشه ی ساختمان های بی نظیر مزرعه اش را طراحی می کرد و با دست خودش آنها را می ساخت. همیشه در این خیال بود که یک معمار بزرگ شود و قصر تازه ای برای پادشاه بسازد. اطمینان داشت که پادشاه عاشق قصر می شود. باید بیضی شکل در می آمد؛ شبیه یک تخم مرغ خوش تراش.



او رئیس نگهبانان عمارت جدید گنجینه ی سلطنتی بود و غاز مهمی به شمار می آمد، ولی حوصله اش از این کار سر رفته بود. خودش هم نمی دانست چرا آن کار را پذیرفته است؟ این مقام را شاه بزیل خرسه، به دلیل درستکاری و شخصیت قابل اطمینان گاوین به او داده بود و او هم که نمی توانست حرف شاه را زمین بیندازد، زیر بار رفته بود. گاوین عاشق خشونت و کج خلقی پدرانه ی پادشاه خرسه بود. دلش به او گرم بود. همیشه قدرت او را ستایش می کرد. بوی عسل همیشگی را که از خز، ردای بلند و نفس او به مشام می رسید، دوست داشت. دوست داشت پادشاه همیشه از دستش راضی باشد و او را مورد لطف و محبت خودش قرار بدهد.
برای رد گم کنی، سه غاز دیگر ـ هاروی، گاروی و وِتمور ـ هم شانه به شانه ی گاوین نگهبانی می دادند ولی فقط پادشاه و گاوین کلید خزانه را داشتند. غازها به نوبت کشیک می دادند و جایشان را بی سر و صدا و بدون مراسم خاصی عوض می کردند. سر ساعت مشخص، نگهبانان دو بار غات غات می کردند و همان طور که یکی شان اردک وار می رفت، نیروی تازه نفس جایش را می گرفت.
گاوین روزی یک بار قفل خزانه را باز می کرد، با شانه اش دروازه ی بزرگ و سنگین را هل می داد و به گنجینه سر می زد تا خیالش تخت شود که همه چیز سر جایش است. بعد دوباره در را قفل می کرد و می رفت.
خود پادشاه هم گاهی سر و گوشی آب می داد؛ با یک اشاره ی کوچک در بزرگ را باز می کرد و چیزی در خزانه می گذاشت یا برمی داشت؛ از جواهرات و گردن آویزهای بزرگ گرفته تا تاج های گرانبهایی که ارزش تاریخی داشتند و مالیاتی که برای اداره ی مملکت جمع شده بود. هروقت خرج ولایت های مختلف زیاد می شد و باید از کیسه ی پادشاهی می داد یا شب هایی که از فکر و خیال زیاد، خواب به چشمش نمی آمد، به خزانه می رفت و سکه های طلا و هر چیز قابل شمارش دیگر را می شمرد. بعد از آن خیالش تخت می شد و می توانست سر آسوده بر بالش بگذارد.
هروقت پادشاه چیزی از خزانه برمی داشت یا به آن اضافه می کرد، گاوین را هم در جریان می گذاشت. گاوین هم از این همنشینی های کوتاه با پادشاه خوشحال می شد و برایشان لحظه شماری می کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب دزد واقعی