فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب کوله‌پشتی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پپ گواردیولا

کتاب پپ گواردیولا
پیروزی به عبارت دیگر

نسخه الکترونیک کتاب پپ گواردیولا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پپ گواردیولا

پپ، بارسلونا و همه‌چیزهایی که ساخته بود را ترک کرد، او مانند اکثر مربیان نبود، پپ رفت چون او مانند یک فوتبالیست عادی نیست. سر الکس، شما این امر را در اولین رویارویی‌تان در نیمکت کنار زمین در فینال لیگ قهرمانان در سال ۲۰۰۹ در شهر رم مشاهده کردید. گواردیولا برای آن فینال مجموعه‌ای از تفکراتش را ارائه کرد و فلسفه تیمی‌اش را برای هر چیزی که به بازی مربوط می‌شد، از آماده‌سازی گرفته تا تاکتیک‌ها، از آخرین صحبت‌های فنی تا زمانی که جشن پیروزی برپا کردند به کار گرفت. پپ تمام دنیا را دعوت کرد که به همراه او و تیمش از فینال بزرگ لیگ قهرمانان لذت ببرند. او مطمئن بود که تیمش را برای شکست دادن فرگوسن آماده کرده است. حتی اگر این امر ممکن نمی‌شد، طرفداران سربلند به خانه‌هایشان می‌رفتند چون بارسلونا تمام سعی خود را کرده بود. آن‌ها در این فرآیند توانسته بودند دوران تاریک خود را پشت سر بگذارند، او نه تنها در این باشگاه روند منفی را تغییر داد بلکه در طی دوازده ماه پس از حضورش، شروع به از بین بردن قوانین نانوشته و متداولی کرد که پیروز شدن به هر قیمتی را تداعی می‌کرد. پپ نشان داد که با یک بازی خوب می‌توان حتی با وجود موانع بسیار، به بالاترین اهداف دست یافت. او به دنبال ارزش‌های ورزشی والا و مطلق و احترام بود. چه کسی چنین قوانینی را با خود آورد؟ چه کسی این امر را آغاز کرد؟ پپ پس از اولین روز حضورش روی نیمکت بارسلونا می‌خواست برخلاف جریان شنا کند. زیرا این تمام چیزی بود که در عقیده‌اش داشت و آن را نیز به انجام رساند.

ادامه...

بخشی از کتاب پپ گواردیولا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

رم، بیست وهفتم می سال ۲۰۰۹: فینال لیگ قهرمانان اروپا

دقیقه هشتم بازی، تیم بارسلونا هنوز هماهنگی خود را پیدا نکرده است، بازیکنان همگی در موقعیت های درستی قرار دارند اما هیچ کدام از آن ها نمی خواهند حرکت کنند و به جلو بروند و بازیکن صاحب توپ را تحت فشار قرار دهند. آن ها باهم پاس های زیادی را ردوبدل می کنند و بیشتر به فکر حفظ توپ هستند و تحت تاثیر نام بزرگ منچستریونایتد قرار گرفته اند. رونالدو(۱۵) شوتی را روانه ی دروازه می کند که توسط ویکتور والدز دفع می شود. منچستریونایتد در حال نزدیک تر شدن است، شوت بعدی هم به سمت دروازه والدز شلیک می شود. رونالدو از راه دور شوت می زند، توپ با اختلاف اندکی به فاصله چند سانتی متر به خارجِ زمین می رود. چند سانتی متری که می توانست نظر دنیا را نسبت به پپ گواردیولا و انقلاب نیوکمپ اش تغییر دهد. گیگز، کریک(۱۶) و اندرسون(۱۷) توپ را در نقاط و خطوط مختلف زمین به حرکت درمی آورند، چیزهایی باید اتفاق بیفتد. پپ یک دفعه از روی نیمکت ذخیره بلند می شود و به بازیکنان خود دستوراتی را می دهد. صدایش در میان هیاهوی تماشگران حاضر در استادیوم المپیک رم به بازیکنانش می رسد. او به مسی(۱۸) می گوید که به عنوان مهاجم کاذب در فضای بین مدافعان میانی یونایتد قرار بگیرد و از اتوئو(۱۹) می خواهد که با یک تغییر موقعیت بیشتر به سمت راست رفته و به عنوان وینگر(۲۰) راست عمل کند.
فرگوسن خونسرد روی نیمکت ذخیره ها نشسته است و از عملکرد تیمش تا اینجای بازی خوشحال است، ولی احساساتش را کنترل می کند. اما جریان بازی به سرعت تغییر می کند. ابتدا مسی به اینیستا(۲۱) پاس می دهد، سپس اینیستا به ژاوی(۲۲) و ژاوی توپ را به مسی پاس می دهد: کریک و اندرسون باید به سرعت واکنش نشان می دادند. آن ها باید درباره اینکه کدام بازیکن را مهار کنند، کدام پاس را قطع کنند و چه فضایی را پوشش دهند، گیج شده بودند.
بوسکتس(۲۳)، گیگز را مهار کرده است، او نمی تواند به آن ها کمک کند. اینیستا در مرکز زمین توپ را دریافت می کند، اِورا(۲۴) نمی تواند اتوئو را کنترل کند، اینیستا فرصتی را به دست می آورد و به سمت راست حرکت می کند. او توپ را به جلو می برد و سپس دقیقاً در لحظه مناسب با یک پاس دقیق اتوئو را صاحب توپ می کند. اتوئو توپ را می گیرد، ویدیچ(۲۵) به عنوان مدافع آخر سعی می کند اتوئو را مهار کند اما مهاجم بارسلونا در یک چشم به هم زدن از او عبور می کند و با شم قوی گلزنی خود، توپ را در فاصله مناسب شوت می کند. مقصد آن شوت، که درنتیجه ی یک حرکت تیمی بود، در آن لحظه به تغییر عقیده ها کمک می کرد. بذری که چهل سال پیش کاشته شده بود، تبدیل به یک سونامی فوتبالی می شود و این مسابقه را برای سال ها به یادماندنی می سازد.

مقدمه از سر الکس فرگوسن(۱)

من نتوانستم با پپ گواردیولا(۲) به عنوان یک بازیکن قرارداد ببندم حتی زمانی که متوجه شد که دیگر آینده ای در تیم بارسلونا برای او رقم نخواهد خورد. اگرچه در آن زمان او دلیل مشهود و بارزی برای ترک باشگاهش نداشت، با او صحبت کردم، تصور می کردم که شانس خوبی برای جذب او دارم اما شاید زمانش هنوز فرا نرسیده بود. او بازیکنی مثل پل اسکولز(۳) بود و این امر برایم جالب به نظر می رسید. او کاپیتان، رهبر و بازی گردان تیم رویایی یوهان کرایوف(۴) افسانه ای بود. او بسیار خونسرد و آرام نشان می داد و به راحتی با توپ کار می کرد و نبض بازی را در دست داشت و همین توانایی، او را به یکی از بزرگ ترین بازیکنان دورانش تبدیل کرده بود. من در جستجوی چنین ویژگی هایی بودم و به همین دلیل با خوان سباستین ورون(۵) قرارداد بستم. گاهی به یک بازیکن واقعاً عالی و شگفت انگیز توجه می کنی و با خودت می گویی: «چی می شد من این بازیکنُ در تیم منچستریونایتد داشتم؟» من چنین تصوری از پپ گواردیولا را در ذهنم می پروراندم.
من می توانم موقعیت پپ را به عنوان یک بازیکن درک کنم. وقتی در تیمی مثل بارسلونا بازی می کنی، تصور می کنی که جایی برای زندگی داری. بنابراین وقتی که ما با او تماس گرفتیم، شاید فکر می کرد هنوز آینده ای در بارسلونا دارد اگرچه قراردادش در پایان آن فصل با این تیم تمام می شد. شرم آور است زیرا چیزی برای زندگی در فوتبال وجود ندارد. سن و زمان با تو حرکت می کند و زمانی فرا می رسد که تو و باشگاه مجبور به پذیرفتن آن هستید.
آن موقع براین تصور بودم که ما داریم راه حلی به پپ می دهیم، مسیری متفاوت در حرفه اش، اما این راه حل موثر واقع نیفتاد. این امر من را به یاد گری نویل(۶) می اندازد، او از سن دوازده سالگی در منچستریونایتد بازی می کرد و این تیم تقریباً مثل خانواده او بود: مانند پسری که می توانی به او تکیه کنی، به او اعتماد داری، گری همیشه یک عضو ثابت در ترکیب تیم بود. اما روزی همه این ها به پایان می رسند. درباره پپ درک اینکه همه چیزی برایش به پایان رسیده، می بایست بسیار دشوار بوده باشد. من می توانستم شک و تردیدها و تاخیر او را در تصمیم گیری درک کنم، اما به جایی رسیدم که می بایست به چیز دیگری فکر می کردم، آن فرصت دیگر از دست رفته بود.
چیزی که توجه من را درباره پپ گواردیولا جلب کرده بود و موضوع ضروری و حیاتی برای موفقیت چشمگیر وی به عنوان یک مربی تواضع او بود. پپ هرگز سعی نکرده که نگاهی غضبناک داشته باشد. او بسیار قابل احترام است و همین امر بسیار حائز اهمیت می باشد. داشتن چنین ویژگی هایی بسیار خوب است. اگر به گذشته برگردیم، به وضوح درمی یابیم که او در دوران حرفه ایش فروتن و بی ادعا بوده است. پپ به عنوان یک بازیکن هرگز در صفحات اول روزنامه ها نبود. اما با اطمینان بازی می کرد. او بسیار سریع نبود اما یک فوتبالیست بازی ساز و خارق العاده بود. به عنوان یک مربی، در نحوه بازی تیمش بسیار منظم و قانون مند است. اما چه تیمش برنده شود و چه ببازد، پپ همیشه همان فرد بی ادعا و برازنده است. صادقانه بگویم: فکر می کنم داشتن چنین فردی در این حرفه بسیار عالی است.
به نظر می رسد که او در کار مربی گری اش به جایی رسید که از اهمیت شغلش در بارسلونا آگاه بود، تیمی که انتظارات از آن بسیار بالاست. من مطمئنم که پپ زمانی را با سوالات و افکار زیر گذرانده است:
چه قدر طول می کشه که این دوران به پایان برسه؟ آیا می تونم تیم دیگه ای رو بسازم که عناوین مختلفی به دست بیاره؟ آیا می تونم یه تیم دیگه رو قهرمان اروپا کنم؟ آیا می تونم این سطح از موفقیتُ حفظ کنم؟ اگر زمانی برای نصیحت کردن او به دست آورده بودم به پپ می گفتم: نگران نباش؛ یک شکست در لیگ قهرمانان توانایی های مربی گری تو را زیر سوال نمی برد و تیمت را به چالش نمی کشد. من این فشار را درک می کنم، هر زمانی که تیم گواردیولا بازی می کرد همه می خواستند آن ها را شکست بدهند. در حقیقت من فکر می کنم او در بهترین موقعیت بود و بهترین شانس را داشت، چون تنها چیزی که می بایست نگرانش می بود، چگونگی تجزیه و تحلیل تیم مقابل و ممانعت از پیروزی آن ها بود.
من شخصاً فکر می کنم که باید ادامه داد. بنابراین چرا رفت؟ سوال درباره چگونگی اداره کردن بازیکنان و یافتن تاکتیک های جدید است زیرا تیم ها شروع به استفاده از سبک بازی بارسا کرده اند. سوال بعدی درباره انگیزش بازیکنان مطرح می شود. به عقیده من، یک انسان عادی می خواهد کارهایی را انجام دهد که بسیار آسان و در زندگی امکان پذیر هستند. من افرادی را می شناسم که در سن پنجاه سالگی بازنشست شده اند. از من نپرسید چرا؟ انگیزه ای که اکثر افراد دارند متفاوت از افرادی مانند اسکولز، گیگز(۷)، ژاوی(۸)، مسی(۹) و پویول(۱۰) می باشد، تا آنجایی که من می دانم این بازیکنان انسان های خاصی هستند و انگیزه برای آن ها حائز اهمیت نمی باشد، غرورشان را بر همه چیز ترجیح می دهند و من مطمئنم که تیم پپ پر از انواع شخصیت هایی بود که نمونه ای برای دیگران و منبع انگیزه برای آن ها بودند. آن ها افرادی نبودند که بخواهند خیلی زود بازنشسته شوند.
من جرارد پیکه را از زمانی که در منچستریونایتد بودم می شناختم، او را می شناسم، در خارج زمین او بسیار متواضع و فروتن، اما در داخل زمین یک بازیکن برنده است. او در اینجا یک برنده بود و ما نمی خواستیم که تیم ما را ترک کند، در بارسلونا هم برنده است.
بازیکنانی که پپ در اختیار داشت نیازی به انگیزه زیادی نداشتند. شاید پپ توانایی های انگیزشی اش را دست کم می گرفت. می توانید ببینید که او با تیم بارسلونا به چه موفقیت های مداومی دست یافت. شما باید استعداد خاصی داشته باشید تا بتوانید بازیکنان خود را در آن سطح، آماده ی رقابت و این چنین طولانی موفق نگه دارید. اما متقاعد شدم که او سلاح های کافی برای انجام دوباره این کار را دارد.
او بارها می تواند چنین کاری را انجام دهد. گواردیولا در دوره چهار ساله اش در بارسلونا چه چیزهای بهتری را به دست آورد که مربیان قبلی نتوانستند در نیوکمپ کسب کنند. در اینجا به تعدادی از آن ها اشاره می کنم: فن خال(۱۱)، ریکارد(۱۲) و کرایف. اما گواردیولا در سطحی دیگر به جاهای خاصی رسید مانند: حفظ توپ، سبک منظم بازی بارسلونا و اخلاق کاری، او در دنیا زبان زد خاص و عام شد. پپ فرهنگی را خلق کرد که در آن بازیکنان می دانند که اگر به سختی تلاش نکنند، نمی توانند در باشگاه باقی بمانند. باور کنید چنین چیزی به آسانی به دست نمی آید.
حرکت بعدی پپ پس از اتمام قراردادش چه چیزی می تواند باشد(۱۳)؟ آیا او به لیگ برتر می آید یا نه(۱۴)؟ همیشه نظریه های مختلفی درباره آینده او وجود خواهد داشت. او در بارسلونا در یک تیم رویایی حضور داشت. پپ به چیزهای بهتری در تیم های دیگر نخواهد رسید. در واقع به هرجا که برود، در پی تجاربی مشابه خواهد بود: او یک مربی است، باید تصمیم بگیرد که چه چیزی برای تیمش بهتر است، درباره انتخاب بازیکنان و تاکتیک های آن ها. آن هم این گونه آسان است. هرجا که بروی باید چنین کاری انجام دهی زیرا در این حرفه همه مربیان تحت فشارند.
من در منچستریونایتد سال های مدیدی موفق بودم و این امر هم مسائل و مشکلات خودش را داشت. هرساعت و هر روز باید با مشکلات مختلف روبرو شوی و به اینجا می رسی که در دنیای فوتبال در حال دست و پنجه نرم کردن با انسان های مختلف هستی. نگرانی های زیادی در اینجا وجود دارد: کارگزارها، خانواده، آمادگی، مصدومیت ها، سن، موضوعات شخصی، شخصیت ها و غیره.
اگر پپ به باشگاه دیگری می رفت، سوالات همان هایی بودند که او در گذشته با آن ها روبرو بود. انتظارات او را احاطه می کردند.
بنابراین چرا؟ چرا او می خواست بارسا را ترک کند، اگر قبل از اینکه پپ تصمیم خود را اعلام کند این را از من می پرسیدید، حتماً می گفتم که او احمق است که شغلش را در بارسا کنار می گذارد. اگر به تیم رئال مادرید نگاه کنید، تیمی که پنج جام اروپایی را در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت به دست آورده است، متوجه می شوید که دلیلی ندارد او نتواند با بارسلونا چنین کاری را انجام دهد. اگر من این تیم را داشتم، چنین امری انگیزه شخصی ام می شد. اگر من پپ بودم ترک کردن بارسا سخت ترین تصمیم گیری ام بود.

سر الکس فرگوسن
بهار ۲۰۱۲

مقدمه

پپ، بارسلونا و همه چیزهایی که ساخته بود را ترک کرد، او مانند اکثر مربیان نبود، پپ رفت چون او مانند یک فوتبالیست عادی نیست. سر الکس، شما این امر را در اولین رویارویی تان در نیمکت کنار زمین در فینال لیگ قهرمانان در سال ۲۰۰۹ در شهر رم مشاهده کردید.
گواردیولا برای آن فینال مجموعه ای از تفکراتش را ارائه کرد و فلسفه تیمی اش را برای هر چیزی که به بازی مربوط می شد، از آماده سازی گرفته تا تاکتیک ها، از آخرین صحبت های فنی تا زمانی که جشن پیروزی برپا کردند به کار گرفت. پپ تمام دنیا را دعوت کرد که به همراه او و تیمش از فینال بزرگ لیگ قهرمانان لذت ببرند.
او مطمئن بود که تیمش را برای شکست دادن فرگوسن آماده کرده است. حتی اگر این امر ممکن نمی شد، طرفداران سربلند به خانه هایشان می رفتند چون بارسلونا تمام سعی خود را کرده بود. آن ها در این فرآیند توانسته بودند دوران تاریک خود را پشت سر بگذارند، او نه تنها در این باشگاه روند منفی را تغییر داد بلکه در طی دوازده ماه پس از حضورش، شروع به از بین بردن قوانین نانوشته و متداولی کرد که پیروز شدن به هر قیمتی را تداعی می کرد.
پپ نشان داد که با یک بازی خوب می توان حتی با وجود موانع بسیار، به بالاترین اهداف دست یافت. او به دنبال ارزش های ورزشی والا و مطلق و احترام بود. چه کسی چنین قوانینی را با خود آورد؟ چه کسی این امر را آغاز کرد؟ پپ پس از اولین روز حضورش روی نیمکت بارسلونا می خواست برخلاف جریان شنا کند. زیرا این تمام چیزی بود که در عقیده اش داشت و آن را نیز به انجام رساند.
در پایان قراردادش، دیگر آن سرمربی جوانِ باانگیزه و مشتاقی نبود که شما در آن شب در رم و یا سال بعد در نیون(۲۶) و در مقر یوفا در لحظه ای کوتاه او را ملاقات کردید.
روزی که پپ به همه اعلام کرد می خواهد تیم دوران کودکیش را بعد از یک قرارداد چهار ساله ترک کند، می توانستید ببینید که آن تیم چه تاوانی را پرداخت کرد. چشم ها و موهای به عقب رفته اش همه چیز را نشان می دادند. موهایی که رگه های خاکستری داشتند. چشم هایش گویای همه چیز بودند. او دیگر آن فرد با انگیزه و اثرپذیر نبود که شما آن روز صبح در سوییس(۲۷) ملاقات کردید، همان موقع که جملات خرمندانه ای به او گفتید و پدرانه نصیحتش کردید. آیا می دانستید پپ هنوز همان پانزده دقیقه مکالمه با شما را یکی از بزرگ ترین وقایع دوران حرفه ایش می داند؟
او مانند یک نوجوان بود که در رویاها به سر می برد و همیشه می گفت: «من با سر الکس بودم! باهاش صحبت کردم!»، از آن به بعد همه چیز تازه، جدید و هیجان انگیز بود. موانع تبدیل به چالش هایی دست نیافتنی شده بودند. در آن صبح آفتابی در سپتامبر ۲۰۱۰ در ساختمان مدرن و مستطیلی شکل یوفا در سواحل دریاچه ژنو(۲۸)، کنفرانس سالانه مربیان، فضا را برای اولین ملاقات پپ گواردیولا با شما از زمان مربی گری تان فراهم کرد. قبل از آن، به ندرت زمانی برای تبادل هر چیزی به جز تعارفات در رم داشتید. پپ می خواست زمانی را با شما بگذراند، فرصتی که فاقد فشارهای رقابتی بود. آن کنفرانس موقعیتی را برای مربیان فراهم کرده بود که با هم صحبت کنند، درباره سبک های مختلف باهم گفت وگو کنند. آن ها می توانستند به عنوان یک گروه حرفه ای و نخبه در کنار هم باشند. این مربیان بقیه سال را در تنهایی مفرد به سر می برند و بیست نفر را با بیست شخصیت مختلف مدیریت می کنند، همان طور که خانواده ها و کارگزارهای خود را کنترل و مدیریت می کنند.

نظرات کاربران درباره کتاب پپ گواردیولا

فوق العاده بود! هرچی از این کتاب تعریف کنم کم گفتم !! هنوز تو شوکشم. خییییییلی خوب بود
در 2 سال پیش توسط الهام آزادواری
کتاب فوق العاده ای از مربی افسانه ای
در 2 سال پیش توسط mas...ivh
عالی بود.راز هایی از یه مرده بزرگ
در 5 ماه پیش توسط sadegh TT
سلام فونتش برای من مشکل داره چطوری درستش کنم
در 1 سال پیش توسط had...n68
پپ یک الگو هست واسه همه بخش های زندگی
در 6 ماه پیش توسط ima...mib
بسیار عالی
در 3 ماه پیش توسط far...321