فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب استنفورد ۷۶  ... رویکردهای پدیدارشناسانه به اخلاق و تکنولوژی اطلاعات

کتاب استنفورد ۷۶ ... رویکردهای پدیدارشناسانه به اخلاق و تکنولوژی اطلاعات

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۷۶ ... رویکردهای پدیدارشناسانه به اخلاق و تکنولوژی اطلاعات به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب استنفورد ۷۶ ... رویکردهای پدیدارشناسانه به اخلاق و تکنولوژی اطلاعات

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی میکنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده‌اند و چه بسا از این مجموعه کم‌نطیر بهره برده باشند. کتابی که در دست دارید حاصل طرحی برای ترجمه و انتشار گزیده‌ای از مدخل‌های این دانشنامه است با هدف گستردن دامنه تاثیر آن و فراهم کرد امکان دسترسی هر چه بیشتر خوانندگان فارسی زبان به مقالات راه‌گشایی در این مجموعه آمده است. با توجه به ویژگی‌های دانشنامه فلسفه استنفورد شاید بیراه نباشد که بگوییم برای کسی که می‌خواهد برای اولین بار با مسئله یا مبحثی ر فلسفه آشنا شود یا شناخت بهتری از آن حاصل کند. یکی از گزینه‌های مناسب این است که کار را با خواندن مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه آغاز کند.

ادامه...

بخشی از کتاب استنفورد ۷۶ ... رویکردهای پدیدارشناسانه به اخلاق و تکنولوژی اطلاعات

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

[ درآمد]

تکنولوژی(۳) اطلاعات و ارتباطات (که در این جا مختصرا با عنوان «تکنولوژی اطلاعات» از آن یاد می شود) در حال تغییر دادن بسیاری از جنبه های کوشش های انسان و وجود اوست. غالب افراد بر سر این نکته مناقشه ای ندارند. اما آنچه محل اختلاف است پیامدهای اجتماعی و اخلاقی چنین تغییراتی است. می توان استدلال کرد که سرچشمه این مناقشه ها شیوه های متعددِ پیش روی شخص برای مفهوم پردازی و تفسیر روابط متقابل بین تکنولوژی اطلاعات و جامعه است. هر کدام از این شیوه های مفهوم پردازی و تفسیر باعث می شود که شخص بتواند رابطه بین تکنولوژی اطلاعات و جامعه را به شکلی متفاوت ببیند و، نتیجتا، پیامدهای اجتماعی و اخلاقی آن را به شیوه ای متفاوت تعبیر کند. در مرکز این رابطه متقابل بین تکنولوژی و جامعه با پرسش های پیچیده فراوانی در مورد طبیعت امر انسانی، امر تکنیکی، فاعلیت، خودآیینی، آزادی و اموری بسیار بیشتر از این ها مواجه می شویم. به واقع، این چشم اندازِ فکری گسترده ای است که آشکارا کندوکاو کامل آن در این جا میسر نیست. این مدخل تنها به یک منظر خاص در این چشم انداز می پردازد؛ یعنی در درجه اول با رویکرد پدیدارشناسانه به تفسیر تکنولوژی اطلاعات و پیامدهای اجتماعی و اخلاقی آن سر و کار دارد. در همین ابتدای کار باید یادآور شد که هیچ سنت یا رویکرد پدیدارشناسانه واحدی در خصوص تکنولوژی اطلاعات به طور خاص، یا به دیگر پدیده ها به طور عام، وجود ندارد. سنت پدیدارشناسی رویکردهای گوناگون فراوانی را شامل می شود که برخی ویژگی ها (یا شاید بتوان گفت برخی شباهت های خانوادگی(۴)) بین آن ها مشترک است، اما همه ویژگی هایشان یکی نیست. با این حال، می توانیم با دان آیدی (Ihde 2003, 133) همنوا باشیم که همه آن ها این نکته را قبول دارند که «پدیدارشناسی به بررسی شرایط آن چیزی می پردازد که باعث می شود چیزها به مثابه چیزها پدیدار شوند [به آن صورتی که ما تصور می کنیم هستند(۵)]». به عبارت دیگر، پدیدارشناسی می گوید که رابطه ای از جنس هم تقوم بخشی(۶) بین ما و پدیدارهایی وجود دارد که در پرداختنمان به جهان با آن ها روبه رو می شویم. به این معنا پدیدارشناسان مدعی هستند که برای درک رابطه بین تکنولوژی و جامعه لازم است آشکار کنیم که این دو چگونه یکدیگر را تقوم می بخشند، یعنی چگونه معنا و دلالت جاری خود را از یکدیگر برمی آورند. معنای این سخن را به شکلی دقیق تر در بخش ۲ توضیح خواهیم داد. با این حال، برای درک وجه ممیز رویکرد پدیدارشناسانه، سایر شیوه های ممکن تفسیرِ رابطه بین تکنولوژی و جامعه نیز به طور خلاصه در ادامه بیان خواهد شد.
می توان گفت که تکنولوژی اطلاعات به معنای بسیار واقعی کلمه عالمگیر شده است. بیشتر تکنولوژی های روزمره مانند آسانسور، خودرو، مایکروویو، ساعت و غیره در عملکرد جاری خود به ریزپردازنده ها متکی هستند. اکثر سازمان ها و نهادها کمابیش به زیرساخت مربوط به تکنولوژی اطلاعات خود متکی شده اند. بی تردید بسیاری تکنولوژی اطلاعات را راهی مقرون به صرفه برای حل مسائل فراوانی می دانند که پیش روی جامعه پیچیده معاصر ماست. تقریبا می توان ادعا کرد که تکنولوژی اطلاعات اولین گزینه تکنولوژیک برای حل انبوهی از مسائل فنی و اجتماعی مانند فراهم آوردن مراقبت های بهداشتی، امنیت، حکومت و نظایر آن تلقی شده است. همچنین، می توان مدعی شد که تکنولوژی اطلاعات با تصور جامعه از مدرن سازی و پیشرفت مترادف شده است. در نظر بیشتر افراد، کاملاً روشن است که تکنولوژی اطلاعات انسان ها را قادر ساخته است به ساختن نظام های هرچه پیچیده تر نظم اجتماعی و هماهنگی ادامه دهند، نظام هایی که جامعه معاصر بدون آن ها قادر به ادامه حیات به شکل کنونی خود نخواهد بود. دست کم می توان گفت که ما انسان های معاصر، شیوه بودن خود را از طریق درهم تنیدگی نسبتا فراگیر با تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات ممکن ساخته ایم. واقعیت این است که مزایای اقتصادی، سازمانی و اجتماعی تکنولوژی اطلاعات چندان محل مناقشه نیست. مناقشه بیشتر بر سر این است که تکنولوژی اطلاعات به چه شیوه ای در حال تغییر دادن یا متحول ساختن حوزه اجتماعی و به ویژه حوزه اخلاقی است. چنین مناقشه ای تا حد زیادی حول محور شیوه های مختلف مفهوم پردازی و تفسیر ماهیت درهم تنیدگی ما با تکنولوژی اطلاعات می چرخد. این بحث صرفا بحثی علمی بر سر «مدل ها»ی نظری متفاوت و رقیب نیست، بلکه مسئله از این قرار است که این شیوه های گوناگون مفهوم پردازی، در درک ما از چگونگی ضبط و مهار رابطه درهم تنیده روزافزونمان با تکنولوژی اطلاعات نقشی اساسی دارد.

۱. Stanford Encyclopedia of Philosophy (SEP)
۲. Edward N. Zalta
۳. برابرنهاده پیشنهادی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژه «technology»، «فناوری» است، اما در متون فلسفی و به ویژه پدیدارشناسی هایدگر ــ که در این اثر نیز به آن اشاراتی می شود ــ خود واژه تکنولوژی به اعتبار تبارشناسی آن بهتر می تواند وافی به مقصود باشد. ــ م.
۴.family resemblances
۵. افزوده نویسنده. ــ م.
۶.co-constitutive
۷.technological determinism
۸.transcendental
۹.background
۱۰.foreground
۱۱.technicity
۱۲. The Question Concerning Technology
۱۳.mood
۱۴.enframing
۱۵.letting be
۱۶.care
۱۷.Technics and Time(La technique et le temps)
۱۸.co-original
۱۹.André Leroi-Gourhan
۲۰.Gesture and Speech
۲۱.exteriorization
۲۲.epiphylogenesis
۲۳.artificial intelligence
۲۴.Being and Time
۲۵.focal
۲۶.embodiment
۲۷.hermeneutic
۲۸.alterity
۲۹.AIBO
۳۰.tool and impact view
۳۱.virtuality
۳۲.cyberspace
۳۳. افزوده نویسنده. ــ م.
۳۴.Second Life
۳۵.ego
۳۶.LamdaMOO
۳۷.interface
۳۸.Multi-User Dungeon(MUD)
۳۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۴۰.self-defeating

۱. دیدگاه هایی درباره ماهیت تکنولوژی اطلاعات

این نکته که جهانِ بهره مند از تکنولوژی اطلاعات به نحوی از انحا با جهانِ فاقد آن متفاوت است بدیهی به نظر می رسد؛ اما تفاوت در چیست؟ آیا این تفاوت از سنخ درجه است (سریع تر، دقیق تر، روشن تر و غیره) یا از سنخ نوع؟ آیا جامعه تکنولوژی را شکل می دهد، یا تکنولوژی جامعه را، یا هر دو یکدیگر را؟ ماهیت این شکل دهی چیست؟ به اعمال و رویه ها مربوط می شود، یا به شیوه های اندیشیدن، یا بنیادین تر است؟ بدیهی است که پاسخ این پرسش ها بر داوری های ما در مورد پیامدهای اجتماعی و اخلاقی تکنولوژی اطلاعات، آن هنگام که خط مشی و دغدغه های عملی استفاده از تکنولوژی اطلاعات را در حوزه ای خاص (مانند تجارت، آموزش و پرورش یا حکومت) در نظر می گیریم، تاثیر می گذارد.
پاسخ این پرسش ها نیز تا حد زیادی بر نگرش هستی شناختی ضمنی یا صریح شخص به خود تکنولوژی اطلاعات مبتنی است؛ ماهیت ــ یا همان شیوه بودنِ ــ تکنولوژی اطلاعات به معنای دقیق کلمه چیست؟ بدیهی است که مواضع هستی شناختی گوناگون فراوانی امکان پذیر بوده اند و ظهور پیدا کرده اند. با این همه، شاید بد نباشد که به ملاحظه مقاصد این مدخل، دست کم دو دیدگاه متقابل و رایج را از هم تمییز دهیم تا بتوانیم مساهمت پدیدارشناسی را در قیاس با آن ها روشن سازیم. هدف این بخش تنها وضوح بخشیدن به مساهمت خاص پدیدارشناسی است و نه بیان کامل تمام رویکردهای ممکن. برای نمونه، منظر مارکسیستی یا منظر نظریه انتقادی آن چنان که در آثار اندرو فینبرگ (Feenberg 1991, 1999) بازتاب یافته است و منظری پساساختارگرایانه آن گونه که در آثار ژان بودریار (Baudrillard 1983) و پل ویریلیو (Virilio 1994) منعکس شده است، آشکارا از مجموعه رویکردهای طرح شده در این جا کنار نهاده شده اند. به رغم آنچه گفته شد، رویکردهای گنجانده شده در این جا به میزان نسبتا گسترده ای رواج دارند و به این اعتبار می توانند به عنوان زمینه مقایسه مساهمت پدیدارشناسی مفید واقع شوند.
۱.۱. تکنولوژی اطلاعات همچون نوعی دست ساخته یا ابزار
رایج ترین دیدگاه نسبت به تکنولوژی اطلاعات آن را نوعی دست ساخته یا ابزار می داند که به آسانی، برای استفاده یا عدم استفاده، در دسترس است تا انسان ها بتوانند به اهداف و نتایج مورد نظر خود دست پیدا کنند. ممکن است برخی از این ابزارها بسیار مفید باشند و برخی هم چنین نباشند. وقتی استفاده کنندگان (توجه داشته باشید که اصطلاح «استفاده کننده» در این جا مهم است) از ابزار یا دست ساخته ای (واژه پرداز، تلفن همراه و غیره) بهره می گیرند، ابزار مذکور بر شیوه انجام دادن کارهایشان تاثیر می گذارد. مثلاً، اگر نوشتن را با واژه پرداز انجام بدهم، فعالیت های نوشتاری ام نسبت به وقتی که از کاغذ و قلم استفاده می کنم متفاوت خواهد بود؛ به عنوان نمونه، با استفاده از قابلیت «بریدن و چسباندن» در واژه پرداز به آسانی می توانم اندیشه های خود را حروفچینی و بعدا آن ها را از نو مرتب کنم، بدون آن که نگران این باشم که کل مطلب را از نو بنویسم. به این ترتیب، ابزارها امتداد قابلیت های انسانی اند و به ما امکان می دهند به چیزهایی دست پیدا کنیم که تنها با تن خود نمی توانیم به آن ها برسیم ــ و می توان افزود که برخی از ابزارها نسبت به برخی دیگر «امتداد» بیشتری دارند، چنان که مقایسه میان قلم و واژه پرداز این نکته را نشان می دهد. بر اساس این دیدگاه، باید تاثیر استفاده از ابزارها (در این مورد، تکنولوژی اطلاعات) بر جامعه انسانی را درک کنیم ــ ابزارهایی که در فعالیت های روزمره اختیار می شوند و به کار می روند. مثلاً، برقراری ارتباط با تلفن همراه چه تغییری در تعامل اجتماعی و روابط اجتماعی ما پدید می آورد؟ دیدگاه مذکور با طرح چنین سوءالی در درجه اول دلمشغول تکوین تکنولوژی نیست، یعنی نمی خواهد بپرسد که تکنولوژی در اصل چرا و چگونه پدید آمده است. این دیدگاه عمدتا فرض می کند که طراحی یک تکنولوژی خاص امری است منطقی و عینی؛ می توان آن را راه حلی مهندسی یا علمی برای مسئله ای خاص نامید. به علاوه، عمدتا این را مفروض می گیرد که یک تکنولوژی خاص ــ در مثال حاضر تلفن همراه ــ در فعالیت ها و موقعیت های مختلف اجتماعی به شیوه ای کمابیش یکسان عمل می کند؛ به عبارت دیگر، فرض می کند که یک تکنولوژی خاص تاثیرات معینی بر زمینه استفاده از آن یا در زمینه چنین استفاده ای به جا می گذارد. این شیوه مفهوم پردازی تکنولوژی اطلاعات منجر می شود به پرسش هایی مانند «تاثیر تلفن همراه بر الگوهای ارتباطی چیست؟» یا «تاثیر تلفن همراه بر حریم خصوصی یا انتظارات مربوط به حریم خصوصی کدام است؟» چنین دیدگاهی نسبت به تکنولوژی، از آن رو که به درجه ای قائل به جبرگرایی تکنولوژیک(۷) است اغلب مورد انتقاد قرار گرفته است. جبرگرایی تکنولوژیک یعنی این دیدگاه که تکنولوژی کمابیش موجب شیوه هایی معین برای انجام دادن کارها یا سازماندهی می شود. به عنوان نمونه، ممکن است قائلان به جبرگرایی تکنولوژیک استدلال کنند که معماری باز و غیرسلسله مراتبی اینترنت می تواند کمابیش موجب شود جامعه ای که از آن استفاده می کند بازتر و دارای سلسله مراتبِ کمتر شود. اثر پستمن (Postman 1993) نمونه ای از این نوع ارزیابی انتقادی تاثیر تکنولوژی بر جامعه است.
۱ .۲. تکنولوژی اطلاعات همچون دست ساخته ها و کنشگرانی که به نحو اجتماعی برساخته شده اند
بسیاری از محققان استدلال می کنند که دیدگاه مذکور نسبت به تکنولوژی اطلاعات که ناظر به ابزار و تاثیر است تقریری بسنده از رابطه بین تکنولوژی اطلاعات و جامعه به دست نمی دهد (Bijker, Pinch & Hughes 1987; Bijker 1995; Law 1991; Latour 1991). اولاً، این نکته را در نظر نمی گیرد که تکنولوژی دفعتا پدیدار نمی شود، بلکه حاصل توسعه و طراحی پیچیده در بطن اجتماع است. در این روندِ توسعه و طراحی، بسیاری از گزینه های دیگر به نفع تکنولوژی ای که هم اکنون در دسترس است کنار گذاشته می شوند، و بدیهی است که این امر پیامدهای مهم اجتماعی و هنجاری دارد. به عبارت دیگر، نیروهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی فراوانی هستند که گزینه های خاص پیشنهادی و همچنین شیوه های طراحی و اجرای گزینه های انتخاب شده را شکل می دهند (Bijker, Pinch & Hughes 1987). قضیه تنها این نیست که تکنولوژی بر جامعه «اثر» می گذارد؛ تکنولوژی خود پیشاپیش حاصل روندها و فعالیت های اجتماعی پیچیده و نامحسوس است. به عبارت دیگر، به شیوه ای بسیار مستقیم و مهم برساخته اجتماع است. خلاصه این که تکنولوژی های کنونی ما ناگزیر نبوده اند و اوضاع می توانست اساسا جز این باشد که هست. از این گذشته، آن ها استدلال می کنند که وقتی به استفاده های واقعی تکنولوژی های معین بنگریم، درمی یابیم که استفاده کنندگان به شیوه های بسیار گوناگون و اغلب غیرمنتظره ای آن ها را به کار می برند که به پیامدهای ناخواسته فراوان و گوناگونی منتهی می شوند. چه در طراحی تکنولوژی و چه در استفاده از آن در عمل، ارتباط جاری متقابلی وجود دارد که در آن جامعه و تکنولوژی یکدیگر را برمی سازند؛ آن ها از طریق یکدیگر عمل می کنند و بر هم اثر می گذارند. تکنولوژی صرفا ابزارهایی منفعل نیست که منتظر استفاده ما باشند؛ بلکه این ابزارها امکان های ما را محدود می کنند و «سناریو»های مهمی را به اجرا درمی آورند (Latour 1991) که به همان اندازه که ما به آن ها شکل می بخشیم، آن ها نیز ما را شکل می دهند. چنان که لاتور (Latour 2005, 107) می گوید، تکنولوژی ها (در مقام کنشگر) ما را به انجام دادن کارهایی وامی دارند اما «نه با منتقل کردن نیرویی که در کل مسیر همچون واسطه ای وفادار همواره یکسان باقی بماند، بلکه با پدید آوردن تحولاتی که در بسیاری از رویدادهای غیرمنتظره رخ می نمایند ــ رویدادهایی که در واسطه های دیگری که در این مسیر از پی آن ها می آیند آغاز می شوند». میزان مفید بودن تمایز میان تکنولوژی و جامعه (چه به لحاظ هستی شناختی چه به لحاظ تحلیلی) در نظر نویسندگان گوناگون برساخت گرا متفاوت است. به عنوان نمونه، بری (Brey 1997) سه گونه مختلف رویکردهای برساخت گرایانه را شناسایی می کند. افرادی که از این دیدگاه حمایت می کنند مدعی اند که اظهارنظرهای کلی در مورد «تاثیر» این یا آن تکنولوژی به وجه عام بسیار دشوار است. حداکثر می توان از برخی روندهای عمومی سخن به میان آورد که همواره استثناهای فراوانی هم دارند. از نظر طرفداران این دیدگاه برساخت گرایانه، فهم شیوه های خاص پیدایش تکنولوژی ها و جایگیر شدن آن ها در فعالیت های اجتماعیِ خاص از طریق شرح های توصیفی دقیق اهمیت دارد. مثال هایی از این مطالعات را می توان در آثار بیکر (Bijker 1995)، لو (Law 1991) و لاتور (Latour 1991) مشاهده کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب استنفورد ۷۶ ... رویکردهای پدیدارشناسانه به اخلاق و تکنولوژی اطلاعات