فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی

کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی

نسخه الکترونیک کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی

اریک کیم در این کتاب با ارائۀ راهکارهایی به ما یادآور می‌شود، بیش از تجسم هر هدفی، چه در قالب عکاسی، هنر یا هر نوع فعالیتی، می‌توان خود زندگی را گرامی داشت. در این کتاب علاوه‌بر آشنایی بیشتر با افکار و فلسفۀ اریک کیم و تکمیل روش‌های عکاسی خیابانی، نکته‌های قابل تأملی را می‌خوانیم که می‌تواند نگرش ما را به زندگی و فعالیتمان یعنی عکاسی به‌عنوان وجهی از کار و زندگی و هنر تکمیل کند. اگر کار و زندگی حقیقتاً خلاقانه باشد جهت آن از درون به بیرون خواهد بود؛ زیرا بیان طبیعی خود از درون ناشی می‌شود. آنگاه انسان می‌تواند به شکلی طبیعی زندگی کند و با معنویت عمیق درون خود در تماس باشد. چنین فردی می‌تواند فردی رشدیافته باشد، نه محصول صرف جامعه و تأثیرات بیرونی آن.

ادامه...

بخشی از کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مراقبه بی موضوع

«ذِن»(۱) واژه ای است معادل «چن»(۲) در چینی که از واژه «دهیانا»(۳) در سانسکریت به معنای مراقبه و مدیتیشن گرفته شده است.
ذِن بودیسم ترکیبی از ماهایانای بودیسم هندی و تائوئیسم است که ظهور آن در چین بود و پس از گسترش به کره و ژاپن، از اواسط قرن ۲۰ در کشورهای غرب بسیار محبوب شد. با اینکه ذِن تعریف خاص و مشخصی ندارد متفکران و محققان توصیف های مختلفی از آن ارائه داده اند که تعدادی از آن ها را با هم مرور می کنیم:
پروفسور د. ت. سوزوکی می گوید: «ذِن رهایی ذهن است، یعنی پرورش خودآگاه و ناخودآگاه انسان که ماورای هرگونه دوراندیشی است؛ یعنی ماورای منطقی زیستن و منطقی اندیشیدن. ذِن پرورش در روشن شدگی و اشراق است.» از نظر او، «ماهیت ذن هنر دیدن سرشت هستی فرد است. طریق اسارت تا رهایی را نشان می دهد. ذن تمام نیروهای طبیعی را که به گونه ای مناسب در هریک از ما ذخیره شده و در شرایط عادی پیچیده و کژدیسه شده اند و کانال مناسبی برای فعالیت نمی یابند، رها می سازد. این هدف ذن است؛ ازاین رو می تواند ما را از توانایی یا جنون رها سازد. نیت من از رهایی آزادی عمل دادن به همه انگیزه های ذاتی و خوب است که در قلبمان جای گرفته اند. اغلب ما از این حقیقت غافلیم که همه نیروهای لازمه شاد و با محبت زیستن را داریم».
آلن واتس محقق و فیلسوف می گوید:
«ذِن نه مذهب است، نه فلسفه و نه علم روان شناسی، بلکه شیوه و روشی است در راه رستگاری و رهایی؛ مجموعه اصولی که انسان با رعایت آن ها می تواند با اشتیاق زندگی کند.»
دکتر کریسمس همفریز نویسنده و شاعر می گوید:
«ذِن یعنی نگریستن انسان به اشیا و اجسام، بدون کاستن از ارزش واقعی آن ها. در انتقال مفهوم ذِن، نقش واژه ها کم رنگ و خام است و آن را با ابزار کلمه، واژه و نظم نمی توان به درستی بیان و تعریف کرد. ذِن تجربه ای است طولانی که فرد باید خود آن را حس کند؛ همچنان که نمی توان با توضیح درباره راه رفتن و نفس کشیدن، درکی عینی از نفس کشیدن و راه رفتن را به کسی انتقال داد، ذِن را نیز با توصیف و تعریف نمی توان درک کرد.»
در داستان های فراوانی که درباره ذِن نقل شده، به تجربه و روشنگری به دست آمده از آن اشاره های بسیاری شده است. شیوه بیان این روشنگری و تعریف ها متفاوت است؛ اما در اغلب آن ها، ذن در قالب تجربه و روش هایی که به نحوی فرد را به روشنگری می رساند، معرفی شده است. اگرچه این داستان ها ساختاری مشخص دارند؛ اما به طورکلی معیاری در آن ها دیده نمی شود و بن مایه اصلی آن ها پیامی است که هر داستان به همراه دارد.
ع. پاشایی در کتاب ذِن چیست؟ در تعریف ذِن می نویسد: «ذِن از سخن گفتن می پرهیزد؛ زیرا در واژه ها و حروف گنجاندنی نیست و آنچه می خواهد بگوید در زبان جای نمی گیرد.» فارغ از پیش فرض های محدودکننده ای که بر نگاه انسان سایه افکنده، ذِن تلاش برای دوباره دیدن هستی و درواقع نوعی برخورد بی واسطه با آن است. شاید نوشته زیر مثال خوبی برای روشنگری از راه ذن باشد:

«آنگاه که مطالعه ذِن را آغاز کردم، کوه، کوه بود؛
چون اندیشیدم که به آن رسیده ام، کوه دیگر کوه نبود
ولی آن هنگام که به شناخت کاملش دست یافتم، کوه باز همان کوه بود!»

نگاشتی به جای مقدمه

تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمه نانی نانی

این نکته رمز اگر بدانی دانی
هر چیز که در جستن آنی آنی
مولانا

هدف واقعی آموختن عکاسی نیست. هدف این است که زندگی را زندگی کنیم.
مارتین لستر

یکی از مهم ترین چالش های زندگی بودن و بیان کردن خودمان است. اگر خودجوشی و توانایی بروز خود را با جریان بخش عمیق تر وجودمان و زندگی از دست بدهیم، در برابر زندگی خشک و ناهماهنگ و بدون انعطاف خواهیم بود. همچنین اگر بخواهیم کیفیت زندگیمان را به طور محسوسی تغییر دهیم باید شیوه نگرشمان به زندگی و فعالیت هایمان را هم تغییر دهیم.
اگر بپذیریم که زندگی و کار و فعالیت های روزمره از هم جدا نیستند، شاید راحت تر بپذیریم که کار و زندگی بیش از کسب دارایی و امتیاز است و بپذیریم که زندگی می تواند تجربه ای پویا و شورانگیز و زنده باشد. جایی که باور می کنیم اولین اثر یک عکاس خود اوست. خود زندگی بسیار ارزشمند و اصیل است و همان قدر که اصیل و اساسی است می توان از انحطاط در آن رهید و آن را به گونه ای دید و فلسفه ای را در آن جاری ساخت که قابل زیستن باشد. کار و فعالیت و زندگی و عملی همراه با آگاهی از روح و راز و طبیعت آن.
ازاین رو به نظر می رسد کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی بسیار با نقل قول مارتین لستر که در ابتدای مقدمه به آن اشاره شد هماهنگ است. اریک کیم در این کتاب با ارائه راهکارهایی به ما یادآور می شود، بیش از تجسم هر هدفی، چه در قالب عکاسی، هنر یا هر نوع فعالیتی، می توان خود زندگی را گرامی داشت. در این کتاب علاوه بر آشنایی بیشتر با افکار و فلسفه اریک کیم و تکمیل روش های عکاسی خیابانی، نکته های قابل تاملی را می خوانیم که می تواند نگرش ما را به زندگی و فعالیتمان یعنی عکاسی به عنوان وجهی از کار و زندگی و هنر تکمیل کند.
اگر کار و زندگی حقیقتاً خلاقانه باشد جهت آن از درون به بیرون خواهد بود؛ زیرا بیان طبیعی خود از درون ناشی می شود. آنگاه انسان می تواند به شکلی طبیعی زندگی کند و با معنویت عمیق درون خود در تماس باشد.
چنین فردی می تواند فردی رشدیافته باشد، نه محصول صرف جامعه و تاثیرات بیرونی آن؛ زیرا انسان در درون فطرت خویش کنشی به سمت کامل و کامل تر بودن دارد و می خواهد انسانیت خویش را کامل و کامل تر بیان کند. همان گونه که میوه بلوط به سمت درخت بلوط بودن کشیده می شود. وجهی کامل شامل درون و بیرون؛ بنابراین اگر جامعه به تنهایی نتواند نقش خود را درباره ما ایفا کند، وظیفه و نقش ما این است که نیروهای زنده طبیعت روح و روان خود را تا حد ممکن بیدار کرده و سپس جامعه را تقویت کنیم.
انسان امروزی شخصیت خود را بیشتر در آنچه دارد می داند و نه آنچه هست. بسیاری از ما زندگی را به دلیل زیاده خواهی مشکل می بینیم و همه تلاشمان در جهت بیشتر و بیشتر به دست آوردن است. جامعه امروزی به ما می آموزد که اهمیت ماده بسیار زیاد است. این بینش و نحوه زندگی باعث بروز مشکلات روان شناختی شده و به یکی از واقعیت های انکارناپذیر جامعه مدرن و توسعه یافته امروزی بدل شده. استانداردهای زندگی ما تغییر یافته و نوید زندگی همراه با آسایش در عمل باعث پیامدهایی چون فشارهای محیطی و اجتماعی شده؛ فشارهایی که آرامش را لحظه لحظه از انسان امروزی می رباید. بسیاری از خواسته ها و دیدگاه ها در جامعه مدرن در مغایرت با طبیعت وجودی و سرشت انسانی است؛ اما بسیار زیرکانه ما را فریب داده و خودش را به ما تحمیل کرده است. این فشارها ما را از طبیعت وجودیمان دور کرده و منجر به وابستگی به معیارهای زندگی مدرن و آسیب پذیری روان شناختی شده.
بسیاری از ارزش هایی که قابل شمارش و اندازه گیری نیست امروزه کمرنگ شده و جسم و روح ما اغلب در شرایط بحرانی به سر می برد. قابلیت های زندگی مدرن کمیت های زندگی را افزایش داده و آسایش مادی را به ارمغان آورده؛ اما به همان میزان کیفیت و آرامش درونی را کاهش داده. اتکاء بیش از حد به شیء و وجه ماده باعث مسدودشدن نگرش به وجه درونی و معنوی ما می شود و باعث می شود نتوان با من واقعی خویش در ارتباط بود و بنابراین من را به شکل شیء پاس خواهد داشت.
زندگی در سطح اجتماعی و فردی بیش از رشد اقتصادی، کسب ثروت، مقبولیت، شهرت، دانش و جنبه های مادی است. آیا می توان ارزش هایی در زندگی یافت که نیاز به خط کش و شمارش و اندازه گیری نداشته باشد؟ زیرا شادی حقیقی با فعالیت حقیقی به دست می آید و فعالیت حقیقی یعنی پرورش و به کاربردن نیروهای انسانی؛ لیاقت ذاتی انسان در تنفسش و در قلب تپنده اش و در زندگی اش و این همه آن چیزی است که نیاز داریم. در این راستا چگونه می توان کار را به فعالیتی اصیل و بیان عمیق ترین خویشتن خویش تبدیل کرد؟
در این راستا می توان به دنبال ارزش های جهانی شامل زندگی شاد، برادری، عشق و خدمت و... و در سطح فردی به د نبال تعبیرهای خصوصی مناسب گشت که نتیجه خلق وخو و تجربه فردی اند.
برای انطباق و بالابردن آگاهی جامعه در برابر فشارهای روحی و روانی می توان منابع روان شناختی و فلسفی بسیار قوی را پشتیبان قرار داد و برای گریز از این آشفتگی های درونی و بیرونی نیاز به فلسفه ای برای زندگی داریم.
فلسفه اریک کیم فارغ از موضوع عکاسی ما را به آرامش دعوت می کند و توصیه هایی هم برای دست یابی و حفظ آن دارد. این دیدگاهی است که در جای جای کتاب اریک کیم دیده می شود. در این کتاب ترغیب می شویم بیش خواهی مداوممان را مهار کنیم و به چیزهایی که داریم بها بدهیم. یاد می گیریم که چگونه با به کارگرفتن روش های متفاوت اجازه ندهیم عوامل بیرونی به راحتی آرامش ما را به هم بزنند و از طرفی انرژیمان را صرف اموری کنیم که دراختیار ما هستند.
در این کتاب متوجه می شویم که اریک کیم فلسفه موردعلاقه اش را جدی گرفته و بسیار تمایل دارد که این فلسفه را وارد زندگی روزمره اش کند و سپس آن را با ما به اشتراک بگذارد.
فلسفه ای که هر فرد برای زندگی اش انتخاب می کند باید متناسب با شخصیت و شرایط خودش باشد و از جایی که اریک کیم کره ای و امریکایی است به نظر می رسد دیدگاه شرقی او در انتخاب ذن و تائوئیسم به عنوان فلسفه مورد علاقه اش تاثیر بسزایی داشته است.
فلسفه ای که انسان را کنشگری فعال و پرشور می داند و او را به دل فعالیت های اجتماعی می کشد. و این نشانگر این است که هنگام فعالیت های روزانه در آن واحد می توانیم هم بازیگر باشیم و هم مشاهده گر.
این کاری است که اریک کیم می کند، دوربین عکاسی و خود او بهترین مشاهده گرهای او هستند. گویی در زندگی روزمره و با چشم های باز مشغول مراقبه است. و از طرفی به عنوان یک ناظر، فعالیت و شخصیتش را مدام بررسی می کند.
اریک کیم، چه به عنوان عکاس، چه به عنوان انسان، توانسته فلسفه را دریابد و وارد زندگی اش کند و به ما نشان بدهد که زندگی سرشار از احساسات و تفکرات منفی، همچون ترس، اندوه، حسادت، خشم و اضطراب، است و قطعاً این عوامل مانع ما، به عنوان یک انسان، برای رسیدن به مقصد و مقصود خواهد شد؛ از همین رو او روان و عملکرد خود را به عنوان یک انسان عکاس در کنار نوع فعالیتش به دقت بررسی می کند و این ها را از هم جدا نمی کند.
او مهارکردن امیال ناسالم و جست وجوی آرامش را جزو اهداف زندگی اش می داند و در این راستا اولویت را نه حذف عواطف از زندگی بلکه شناخت و غلبه بر آن عوامل منفی می داند.
او با توجه به نگاه به فلسفه مورد علاقه اش و برای داشتن یک زندگی پرمعنی راه هایی را برای مهار بیش خواهی و هوس های سیری ناپذیر ما در جامعه امروز ارائه می دهد و به ما روش هایی پیشنهاد می دهد، برای مهار این بیش خواهی مداوم و بهادادن به چیزهایی که داریم. او اهداف زندگی اش را بازبینی می کند و این خود نوعی مراقبه به معنی نگرانی و مراقبت دائمی با چشمان باز در عمل و در خلال فعالیت روزمره است و به این شیوه نشان می دهد که فلسفه باید کاربردی باشد.
چقدر به این گفته باور دارید که همه ما می توانیم هنرمند باشیم، البته نه هنرمند نقاش و مجسمه ساز، بلکه هنرمند زندگی. رفتار چنین هنرمندی که خلاقانه زندگی می کند مبتکرانه و خلاقیت هویت حیات اوست. مسلماً او خود را در پاره های از هم گسیخته وجود محدود و محروم خودستایی محصور نکرده است. او در دام قواعد ذهنی اسیر نیست و هدفش صرفاً اخلاقی نیست بلکه به ماورای آن نظر دارد. او می تواند با تقویت قدرت ذهنی و نوعی رفتار ستایش گونه و محترمانه با خود و دنیای خارج و با به کارگیری اخلاق و اقتصاد و نیروی اراده و انضباط شخصی و جلوگیری از هدررفت منابع طبیعی به سمت رهایی حرکت کند. این ها تعریف های شایسته و محترمانه ای هستند که شخصیت هایی چون اریک فروم، د. ت سوزوکی و... درباره ذن و خودآگاهی بیان کرده اند.
وضعیتی که فرد با واقعیت درونی و بیرونی خود هماهنگ و همساز می شود و به آن هوشیار است. زمانی که فرد به هویت کیهانی خود نائل می شود. مشکلاتی مانند سرکوبی و فراموشی عواطف انسانی را پشت سر می گذارد و فقط از وجه عقلانی به اندیشه نمی نگرد. او قادر به متحول و دگرگون ساختن خویش است.
اریک فروم در کتاب روانکاوی و ذن بودیسم ذن را کشف ناخودآگاه می داند؛ جایی که می گوید:

کشف ناخودآگاه یعنی غلبه بر آلودگی نفسانی و کنش های مغزی یعنی سرکوب زدایی و نابودی ازهم گسیختگی درونی خود و جدایی میان انسان کلی و انسان اجتماعی. یعنی نابودی حالت متناقض بین خودآگاه و ناخودآگاه؛ یعنی ورود به حالت ادراک عینی واقعیت بدون کژدیسه گی و بی دخالت تفکر ذهنی: یعنی غلبه بر اشتیاق پاسداری از من و پرستش آن؛ یعنی رهایی از پندار من مجزا و فناپذیر که فکر می کنیم باید مجلل و پایدار بماند. هما ن گونه که فراعنه مصر امیدوار بودند خود را به شکل مومیایی در ابدیت نگه دارند. خودآگاه شدن یعنی باز شدن، واکنش نشان ندادن، چیزی رانداشتن و بودن.

نظرات کاربران درباره کتاب ذن در هنر عکاسی خیابانی

پیشنهاد میکنم بخونید
در 1 سال پیش توسط محمدعلی عظیمی
عالیه اما چرا ذن رو نفهمیدم اما کلا برای شوق آوری و حتی تلاشگری خیلی مناسبه
در 6 ماه پیش توسط کیان اعتمادی