فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب استنفورد ۷۷  ...مارتین هایدگر

کتاب استنفورد ۷۷ ...مارتین هایدگر

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۷۷ ...مارتین هایدگر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب استنفورد ۷۷ ...مارتین هایدگر

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی میکنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نطیر بهره برده باشند.کتابی که در دست دارید حاصل طرحی برای ترجمه و انشار گزیده ای از مدخل های این دانشنامه است با هدف گستردن دامنه تاثیر آن و فراهم کرد امکان دسترسی هر چه بیشتر خوانندگان فارسی زبان به مقالات راهگشایی در این مجموعه آمده است.با توجه به ویژگی های دانشنامه فلسفه استنفورد شاید بیراه نباشد که بگوییم برای کسی که میخواهد برای اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود یا شناخت بهتری از آن حاصل کند.یکی از گزینه های مناسب این است که کار را با خواندن مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه آغاز کند.

ادامه...

بخشی از کتاب استنفورد ۷۷ ...مارتین هایدگر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱۳۶. mood
۱۳۷. disclosing. world-
۱۳۸. determination
۱۳۹. hermeneutic circle
۱۴۰. idle talk
۱۴۱. curiosity
۱۴۲. ambiguity
۱۴۳. levelling
۱۴۴. averageness
۱۴۵. authentic self
۱۴۶. my own
۱۴۷. fallen
۱۴۸. mine-self
۱۴۹. they-self
۱۵۰. being-ahead-of-itself
۱۵۱. no-longer-Dasein
۱۵۲. being-come-to-and-end
۱۵۳. ownmost
۱۵۴. being-able-to-be
۱۵۵. being-towards-death
۱۵۶. nothing
۱۵۷. individualizing
۱۵۸. anticipation
۱۵۹. anxiety
۱۶۰. self
۱۶۱. de-individualizing
۱۶۲. apodictic
۱۶۳. expectation
۱۶۴. hermeneutically mediated
۱۶۵. anticipatory resoluteness
۱۶۶. conscience
۱۶۷. Being-guilty.
۱۶۸. discourse
۱۶۹. telling
۱۷۰. moment-of-vision
۱۷۱. reticence
۱۷۲. mine-self
۱۷۳. History of the Concept of Time
۱۷۴. ecstases
۱۷۵. horizons
۱۷۶. having been
۱۷۷. futural
۱۷۸. historicality
۱۷۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۸۰. repetition
۱۸۱. retrieving
۱۸۲. historizing
۱۸۳. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۸۴. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۸۵. preconception-free
۱۸۶. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۸۷. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۸۸. homo sapiens
۱۸۹. revealing
۱۹۰. states of affairs
۱۹۱. background coping
۱۹۲. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۹۳. concernful
۱۹۴. Letter on Humanism
۱۹۵. fugue
۱۹۶. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۹۷. appropriation
۱۹۸. holds sway
۱۹۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۰۰. Emad & Maly
۲۰۱. enowning
۲۰۲.Kuhnian: اشاره به نظریه تامس کوهن [کون] (Thomas Kuhn) در فلسفه علم. ــ م.
۲۰۳. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۰۴. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۰۵. عبارت take placeبه معنای رخ دادن است، اما نویسنده به معنای تحت اللفظی آن اشاره دارد، یعنی «جای گرفتن». ــ م.
۲۰۶. earth-as-dwelt-on. 
۲۰۷. sky-as-under-dwelt. 
۲۰۸. The Question Concerning Technology
۲۰۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۱۰. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۱۱. The Origin of the Work of Art
۲۱۲. no-thing
۲۱۳. positive
۲۱۴. What is Metaphysics?
۲۱۵. Carnap
۲۱۶. unverifiable
۲۱۷. clearing
۲۱۸. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۱۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۲۰. standing-reserve.
۲۲۱. [Friedrich] Hölderlin
۲۲۲. disinterested
۲۲۳. no-distress-at-all
۲۲۴. lived-experience
۲۲۵. Trotsky
۲۲۶. enframing
۲۲۷. poiesis
۲۲۸. truth-ing
۲۲۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۳۰. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۳۱. ludditism
۲۳۲. fatalism
۲۳۳. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۳۴. world-historical
۲۳۵. bringing-forth
۲۳۶.:Final Solution سیاست نازی ها در قتل عام یهودیان اروپا. ــ م.
۲۳۷. The Enframing

۱. زندگینامه مختصر

مارتین هایدگر در ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۹ در مسکیرش(۵) واقع در آلمان متولد شد. مسکیرش در آن روزگار ولایتی بی هیاهو و محافظه کار و مذهبی بود و در این مقام تاثیر تعیین کننده ای بر هایدگر و اندیشه فلسفی اش نهاد. او در سال ۱۹۰۹ دو هفته نزد فرقه یسوعیان به سر برد و سپس (احتمالاً به سبب ناخوش احوالی) به قصد تحصیل الهیات آن جا را به مقصد دانشگاه فرایبورگ(۶) ترک گفت. در سال ۱۹۱۱ به فلسفه روی آورد و در سال ۱۹۱۵ تدریس در دانشگاه فرایبورگ را آغاز کرد. در سال ۱۹۱۷ با الفریده پتری(۷) ازدواج کرد و از او صاحب دو پسر (به نام های یورگ و هرمان) شد. هایدگر هرگز از او جدا نشد (هرچند سر و سرّش با هانا آرنتِ(۸) فیلسوف، که در دهه ۱۹۲۰ در ماربورگ(۹) دانشجوی وی بود، اکنون زبانزد است).
سیر فلسفی هایدگر زمانی آغاز شد که او [آثار] برنتانو(۱۰) و ارسطو و همچنین مفسران مدرسی ارسطو در قرون وسطی را خواند. در حقیقت، از جهات فراوان پرسشی که آتش فلسفه هایدگر را برمی افروزد و آن را پیش می برد همان طلب ارسطو در مابعدالطبیعه(۱۱) است مبنی بر دانستن این که آنچه همه انحای ممکن وجود(۱۲) (یا «بودن»(۱۳)) را وحدت می بخشد چیست. وی از این بستر به مطالعه عمیق کانت، کی یرکگور، نیچه و دو شخصیت دیگر پرداخت: دیلتای(۱۴) (که تاکیدش بر نقش تفسیر و تاریخ در بررسی کردوکار بشری عمیقا بر هایدگر تاثیر گذاشت) و هوسرل(۱۵) (که مقدر بود هایدگر درک وی از پدیدارشناسی به منزله علمی ناظر به ذوات را مردود بشمارد). این دو شخصیت اخیر به اعتبار تفکر متعاقب هایدگر در دهه ۱۹۲۰ شاید مهم تر از بقیه بودند. هوسرل در سال ۱۹۱۵ در دانشگاه فرایبورگ مشغول به کار شد و هایدگر در سال ۱۹۱۹ دستیار وی گردید. هایدگر در دانشگاه ماربورگ دوره ای تدریس ِ (ظاهرا درخشان) را سپری کرد (۱۹۲۳- ۱۹۲۸)، ولی پس از آن به فرایبورگ بازگشت تا بر کرسی ای تکیه زند که پس از بازنشستگی هوسرل خالی شده بود. شاهکار هایدگر تحت عنوان وجود و زمان(۱۶) از دل این تاثیرها، تحقیق ها، و اهتمام های نقادانه زاده شد. اگرچه رابطه آکادمیک و فکری هایدگر با سلف فرایبورگی اش پیچیده و گاه متشنج بود (بنگرید به Crowell 2005)، وجود و زمان «به پاس دوستی و از سرِ احترام» به هوسرل اهدا شد.
وجود و زمان، که در سال ۱۹۲۷ منتشر شد، معمولاً به عنوان یکی از برجسته ترین آثار در میان آثار اصیلِ (به اصطلاح) فلسفه اروپایی (یا قاره ای) معاصر ستایش می شود. این اثر هایدگر را به سرعت در کانون توجه فضای فکری بین المللی قرار داد و انگیزه فلسفی شماری از برنامه ها و ایده های متعاقب را در سنت اروپایی معاصر، از جمله اگزیستانسیالیسم سارتر،(۱۷) هرمنوتیک فلسفی گادامر(۱۸) و دریافت دریدا(۱۹) از «واسازی»،(۲۰) فراهم کرد. افزون بر آن، اگرچه غالب فیلسوفان در سنت (تحلیلی) انگلیسی ـ آمریکایی نسبت به اثری که ممکن است برآمده از حوزه فکری دوری به نظر برسد بیمناک اند، چنین می نماید که شدت این حال و هوای خاص ِ بدگمانی اکنون تا حد زیادی کمتر از آن چیزی است که در گذشته بود. این تحول در اقبال [نسبت به وجود و زمان] به میزان بسیاری ناشی از نحوه ای است که متفکرانی چون دریفوس (فی المثل، Dreyfus 1990) و رورتی (فی المثل، Rorty 1991a, b)، که در حوزه ای قریب به فصل مشترک میان دو سنتِ یادشده کار می کنند، این اثر و در حقیقت کل فلسفه هایدگر را معرفی کرده و به آن ها اهتمام ورزیده اند. مقطعی از واکنش های (مثبت و منفیِ) در کل تحلیلی نسبت به هایدگر در کنار واکنش هایی دیگر در Murray 1978مندرج است. در بخش دوم مدخل حاضر به وجود و زمان می پردازیم.
هایدگر در سال ۱۹۳۳ به حزب نازی پیوست و به عنوان رئیس دانشگاه فرایبورگ انتخاب شد. وی در این دانشگاه، بسته به این که شرح چه کسی را باور کنیم، یا مشتاقانه سیاست نازی ها مبنی بر همسو کردن آموزش عالی با برنامه سیاسی نفرت انگیز هیتلر را به عمل درآورد (Pattison 2000) یا اجازه داد این سیاست در ظاهر به عمل درآید و در عین حال اقدامات مقاومتیِ کمابیش مخفیانه ای در برابر برخی از جزئیات آن، علی الخصوص یهودستیزی اش، به انجام رسانید (بنگرید به شرح خود هایدگر در تنها خدایی نجاتمان تواند داد(۲۱)). هایدگر طی دوره کوتاه ریاستش ــ وی در سال ۱۹۳۴ استعفا کرد ــ شماری سخنرانی عمومی ایراد کرد (از جمله خطابه آغاز به کارش در مقام رئیس دانشگاه؛ بنگرید به ادامه) که در آن ها تصویرپردازی های نازی ها و نیز اظهارات پراکنده ای در حمایت از هیتلر با زبان فلسفی وجود و زمان درآمیخته است. او پس از سال ۱۹۳۴ به طرزی روزافزون از سیاست های نازی ها فاصله گرفت و اگرچه از حزب نازی خارج نشد، توجه نامطلوب هواخواهان این حزب را به خود جلب کرد. با این حال، پس از جنگ [جهانی دوم] هیئتی که در فرایبورگ متکفل زدودن عوامل نازی ها از دانشگاه بود هایدگر را مورد بازپرسی قرار داد و او را از تدریس منع کرد، حقی که تا سال ۱۹۴۹ نتوانست آن را از نو به دست آورد. یک سال بعد بازنشسته اش کردند. با این اطلاعات متعارض، کاری است عبث که در آثار متاخر هایدگر آن نوع استنکاف تمام عیار و واضح از ناسیونال سوسیالیسم را جستجو کنیم که چه بسا امید به یافتنش داشته باشیم. سرشت فلسفی رابطه هایدگر با نازیسم را در ادامه این مدخل مورد بحث قرار می دهیم.
پس از وجود و زمان در فلسفه هایدگر تحول چشمگیری پدیدار می شود که به «گشت» [ یا «چرخش»] (die Kehre) مشهور است. این که گشت یادشده دقیقا چه هنگام رخ می دهد محل بحث است، هرچند احتمالاً با اطمینان می توان گفت در سال ۱۹۳۰ در جریان است و در اوایل دهه ۱۹۴۰ به درجه فراوانی تثبیت می شود. اگرچه تعیین زمان وقوع این گشت با مشکلاتی روبه روست، گفتن این که چنین گشتی دقیقا متضمن چیست روی هم رفته چالش برانگیزتر است. در حقیقت، خود هایدگر آن را نه به مثابه گشتی در تفکر خویش (یا دست کم فقط در تفکرش) بلکه به مثابه گشتی در وجود توصیف می کرد. همان طور که بعدها در مقدمه ای بر اثر برجسته ریچاردسون(۲۲) راجع به کار خویش بیان می دارد (Richardson 1963)، «Kehre در مسئله[ای که عناوین وجود و زمان'/زمان و وجود' نامی برای آن است(۲۳)] در جریان است... گشت کاری نیست که من انجام داده باشم، فقط هم به تفکر من مربوط نیست». در اثری که اکنون بسیاری از شارحان آن را دومین اثر بزرگ هایدگر می دانند، یعنی افادات به فلسفه (از رویداد)،(۲۴) به موءلفه های اصلی گشت اشاره شده است. این اثر پیچیده در فاصله سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۷ به نگارش درآمد، لیکن تا سال ۱۹۸۹ به زبان آلمانی و تا سال ۱۹۹۹ به زبان انگلیسی منتشر نشد. در بخش سوم این مقاله خواهیم کوشید مراحل عمده گشت و لذا، مراحل عمده فلسفه متاخر هایدگر را در پرتو این اثر که هرچه می گذرد بیشتر محل بحث قرار می گیرد نشان دهیم.
هایدگر در ۲۶ مه ۱۹۷۶ در فرایبورگ درگذشت و در مسکیرش به خاک سپرده شد.

۲. وجود و زمان

۲ .۱. متن و پیش زمینه تاریخی آن

وجود و زمان کتابی درازآهنگ و پیچیده است. خواننده بی درنگ تحت تاثیر آنچه مالهال (Mulhall 2005, viii) «فشردگی عذاب آور نثر [هایدگر(۲۵)]» می نامد قرار می گیرد، هرچند اگر از روی متن اصلی آلمانی آن خوانده شود، ممکن است شمار فراوان آنچه انبوهی واژه سازی(۲۶) به نظر می رسد، کوشش هایی برای احیای زبان آلمانی بنماید. طبق توضیح اخیر، این برساخته های زبانی ــ که شامل استفاده از تیره های کوتاه، پیشوندهایی نامتداول و پسوندهایی نامعمول است ــ معانی و طنین های پنهان گفت و شنود معمولی را آشکار می سازند. به هر حال، به عقیده بسیاری از خوانندگان، زبان بدوا غریب و دشوار وجود و زمان کاملاً موجه است به شرط این که درک کنیم هایدگر می کوشد مطالبی به زبان آورد که تعابیر و برساخته های زبانی مرسوم ما نهایتا برای بیان آن ها کفایت نمی کنند. در حقیقت، زبان هایدگر نزد برخی از متفکرانی که برای درک آن خون دل خورده اند مبدل به یگانه زبان فلسفه می شود (ولی برای آگاهی از دیدگاهی دیگر و انتقادآمیز راجع به زبان وجود و زمان بنگرید به Adorno 1964/2002). از منظر مقاصد خود هایدگر، اثر مزبور ناتمام است. قرار بود این اثر حاوی دو بخش باشد که هر یک می بایست به سه قسمت تقسیم شود. آنچه تحت عنوان وجود و زمان منتشر شده است حاوی دو قسمت نخستِ بخش اولِ (طرح اولیه) است. دلایل این ناتمامی در ادامه این مقاله محل بحث قرار خواهد گرفت.
چه بسا معقول باشد که دوره اولیه کار فلسفی هایدگر را که در فرایبورگ (۱۹۱۵-۱۹۲۳) و ماربورگ (۱۹۲۳-۱۹۲۶)، یعنی پیش از آغاز نگارش خود وجود و زمان بوده است، پیش زمینه این اثر جریان ساز قلمداد کنیم (ولی برای آگاهی از تحلیل دیگری که نه تنها بر تذبذبی در اندیشه متقدم هایدگر میان الهیات و فلسفه، بلکه بر اتصال میان این اندیشه متقدم و فلسفه متاخر نیز تاکید می ورزد بنگرید بهvan Buren 19974, 2005). از منظر مناسبت با وجود و زمان، مضمون فلسفی اصلی در این سال های اولیه همانا رابطه انتقادآمیز و پیچیده هایدگر با پدیدارشناسی استعلایی هوسرل است ــ همان چیزی که کروئل (Crowell 2005,9) از آن به «پویشی از جذب و دفع» تعبیر می کند ــ به صورتی که قرائت دگرگون ساز هایدگر از ارسطو محرک آن بود. به طور مثال، مشاهده می کنیم که هایدگر در همان اوان، در درسی به سال ۱۹۱۹، استدلال می کند که دیدگاه هوسرل (دیدگاهی پرورده شده در پژوهش های منطقی،(۲۷)Husserl 1900/1973) مبنی بر این که فلسفه باید از نظریه(۲۸) چشم بپوشد و بر چیزهایی تمرکز کند که مستقیما در آگاهی داده می شوند، دیدگاهی خدشه دار است، زیرا این دادگی(۲۹) خود برساخته ای نظری است. بر این اساس، به عقیده هایدگر جوان، قضیه پیشاپیش این است که تحلیل پدیدارشناسانه نه با قصدیت(۳۰) هوسرلی (آگاهی از اعیان)، بلکه با تفسیری از شرایط ماقبل نظریِ وجود چنین قصدیتی آغاز می شود. این ایده بعدها در وجود و زمان نقشی اساسی می یابد و بسط داده می شود، نکته ای که به واسطه آن شماری از تحولات مهم (که بعداً در این مدخل با جزئیاتی بیشتر توضیح داده می شوند) در تفکر هایدگر رخ داده است: دریافت هوسرلی از وجودشناسی صوری (تحقیق در باب مقولات پیشینی ای که همه انواع اعیان را از طریق احکام و ادراکاتمان توصیف می کنند) مبدل می شود به وجودشناسی بنیادی (جستجویی نوارسطویی در پی آنچه معانی متنوع و چندگانه ما را از چیستی وجود وحدت می بخشد و ممکن می سازد)؛ آگاهی استعلایی هوسرل (اگو یا سوژه اندیشنده تحویل ناپذیری که پژوهش عینی را امکان پذیر می سازد) مبدل می شود به دازاین(۳۱) (موجودی ذاتا اجتماعی که پیشاپیش با درکی ماقبل نظری از ساختارهای پیشینی ای که انحای خاصی از وجود را امکان پذیر می سازند دست به عمل می زند)؛ و قصدیت هوسرلی (آگاهی از اعیان) جای خود را به مفهوم پروا(۳۲) یا درـ جهان ـ بودن(۳۳) (نوعی گشودگی(۳۴) غیرقصدی، یا شاید ماقبل قصدی، به روی یک جهان) می دهد. هر یک از این وجوهِ چهارچوب تفکر هایدگر در وجود و زمان برآمده از بازاندیشی بنیادی او در آثار ارسطوست که در درسی به سال های ۱۹۲۵-۱۹۲۶ تحت عنوان Logik [منطق] به کامل ترین و صریح ترین وجه به بیان درمی آید (بعدها هلنه وایس،(۳۵) دانشجوی هایدگر، آن را (Aristoteles) Logik [منطق (ارسطو)] نامید تا از درس متاخرتری که هایدگر آن را نیز با عنوان Logik ایراد کرد تمیز داده شود؛ بنگرید به Kisiel 1993, 559, note 23). طبق تفسیر هایدگر (بنگرید به Sheehan 1975)، ارسطو بر این اندیشه است که چون هر ظهور معناداری از موجودات متضمن رویدادی است که در آن انسانی موجودی را به مثابه [چیزی] درمی یابد ــ مثلاً، به مثابه کشتی ای که آدمی می تواند در آن کشتیرانی کند یا به مثابه خدایی که آدمی باید محترمش بدارد ــ آنچه همه انحای مختلف وجود را وحدت می بخشد این است که آن ها صورتی از حضور(۳۶) (حاضرـ بودن) نزد انسان ها را به تحقق می رسانند. این حضورـ نزدِ در «به مثابه» [که جزئی از] «دریافتن ـ به مثابه» [است ]متجلی می شود. بدین قرار، وحدت انحای مختلف وجود بر نوعی تواناییِ دریافتن ـ به مثابه (حاضرسازی ـ نزدِ) مبتنی است که، طبق استدلال ارسطو، ذات قیام ظهوری [یا اگزیستانس ]بشری است. واکنش هایدگر عملاً این سخن است که ارسطو هرچند بر سبیل صواب است، ساختار ژرف دریافتن ـ به مثابه را به درستی درک نکرده است. به عقیده هایدگر، دریافتن ـ به مثابه نه بر انحای متکثر حضور، بلکه بر وحدت زمانی بنیادی تری مبتنی است (به یاد بیاورید که بحث بر سر وجود و زمان است؛ بعدا در این باب مطالب بیشتری خواهیم گفت) که مشخصه درـ جهان ـ بودن (پروا) است. این اهتمام به ارسطو ــ به عبارت دقیق تر، آن ارسطویی که هایدگر طی اولین سال های حضورش در فرایبورگ و ماربورگ از زیر خاک بیرون می کشد ــ همان طور که شیهان (Sheehan 1975, 87) بیان می دارد، معلوم می دارد که چرا «ارسطو تقریبا در هر صفحه» از وجود و زمان «مستقیم یا غیرمستقیم چهره می نماید». (برای مطالعه مطالب بیشتری راجع به هایدگر در دوره پیش از نگارش وجود و زمان، فی المثل، بنگرید به Kisiel 1993; Kisiel & van Buren 1994، و آثار پراکنده اولیه هایدگر که در مجموعه هایدگر شدن(۳۷) از نو به چاپ رسیده است. برای مطالعه مطالب بیشتری راجع به رابطه فلسفی میان هوسرل و هایدگر، فی المثل، بنگرید به Crowell 2001 و نقد و بررسی کتاب کروئل در Carman 2002 Dahlstrom 1994; Dostal 1993; Overgaard 2003;.)

۱. Stanford Encyclopedia of Philosophy (SEP)
۲. Edward N. Zalta
۳. Heidegger Martin
۴. phenomenology
۵. Messkirch
۶. Freiburg
۷. Petri Elfride
۸. Arendt Hannah
۹. Marburg
۱۰. [Franz] Brentano
۱۱. Metaphysics
۱۲. Being
۱۳. ssen-si
۱۴. [Wilhelm] Dilthey
۱۵. [Edmund] Husserl
۱۶. Being and Time/Sein und Zeit
۱۷. [Jean-Paul] Sartre
۱۸. [Hans-Georg] Gadamer
۱۹. [Jacques] Derrida
۲۰. deconstruction
۲۱. Only a God Can Save Us
۲۲. [William] Richardson
۲۳. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۴.Philosophie (Vom Ereignis) Contributions to Philosophy (From Enowning) / Beitrage zur
۲۵. افزوده نویسنده. ــ م.
۲۶. neologism
۲۷. Logical Investigations
۲۸. theory
۲۹. givenness
۳۰. intentionality
۳۱. Dasein
۳۲. care
۳۳. Being-the -in-world.
۳۴. openness
۳۵. Helene Weiß
۳۶. presence
۳۷. Becoming Heidegger
۳۸. Basic Problems of Phenomenology
۳۹. Being as such
۴۰. energeia
۴۱. monad
۴۲. ontical
۴۳. ontological
۴۴. onticization
۴۵. Kant and the Problem of Metaphysics
۴۶. whereto
۴۷. regional ontology
۴۸. anxiety
۴۹. pre-ontological.
۵۰. branch-point
۵۱. deliberation
۵۲. open
۵۳. Zollikon seminars
۵۴. having-to-be
۵۵. the having-to-be-open
۵۶. take-other-beings-as
۵۷. existing
۵۸. افزوده نویسنده. ــ م.
۵۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۶۰. exists
۶۱. ek-sistence
۶۲. character of Being
۶۳. subjectivization
۶۴. factical
۶۵. circle
۶۶. fore-having
۶۷. fore-sight
۶۸. fore-conception
۶۹. افزوده نویسنده. ــ م.
۷۰. equipment
۷۱. readiness-to-hand
۷۲. manipulability
۷۳. automatic
۷۴. circumspection
۷۵. presence-at-hand
۷۶. un-readiness-to-hand
۷۷. conspicuous
۷۸. practical problem solver
۷۹. know-how
۸۰. disengaged
۸۱. representing subject
۸۲. intermittent-subject
۸۳. within-ness
۸۴. activity of existing
۸۵. additive
۸۶. in-ness
۸۷. Being-in
۸۸. relationship-of-Being. 
۸۹. state of Being
۹۰. dwelling
۹۱. spatiality
۹۲. involvement
۹۳. intelligibility
۹۴. relational
۹۵. holism
۹۶. significance
۹۷. [Womit: with-which /[Womit در زبان آلمانی دو کاربرد دارد: یکی کاربرد استفهامی، به معنای «با چه؟ به چه وسیله؟ چگونه؟»؛ و دیگری کاربرد موصولی، به معنای «که با آن، که به وسیله آن» (بنگرید به فرامرز بهزاد، فرهنگ آلمانی ـ فارسی). چنان که در بند قبل مشاهده کردیم، بحث هایدگر راجع به شبکه ای از ابزارهاست که به یکدیگر متصل اند و در نسبت با هم تعریف می شوند. بر این اساس، اصطلاحاتی همچون Womitو سایر اصطلاحاتی که در بند فعلی ذکر شده اند ذیل کاربرد موصولی شان مورد استفاده قرار گرفته اند. ــ م.
۹۸. in-which
۹۹. in-order-to
۱۰۰. towards-this
۱۰۱. for-the-sake-of-which
۱۰۲. equipment-defining totality of involvements
۱۰۳. worldhood
۱۰۴. temporality
۱۰۵. destruction
۱۰۶. value-predicates
۱۰۷. within-the-world
۱۰۸. context-relative
۱۰۹. knowing-how
۱۱۰. knowing-that
۱۱۱. context-dependent
۱۱۲. circumspective knowledge
۱۱۳. de-severance. 
۱۱۴. farness
۱۱۵. remoteness
۱۱۶. افزوده نویسنده. ــ م.
۱۱۷. locatedness
۱۱۸. embodiment
۱۱۹. thinghood
۱۲۰. Seminar in Le Thor
۱۲۱. being-with
۱۲۲. they
۱۲۳. در این کتاب به ازای هر دو کلمه انگلیسی، معادل «آدم» آمده است. ــ م.
۱۲۴. Binswanger
۱۲۵. thrownness
۱۲۶. projection
۱۲۷. fallen-ness
۱۲۸. disposedness
۱۲۹. fascination with the world
۱۳۰. the having-to-be-open
۱۳۱. existential
۱۳۲. disclosedness
۱۳۳. configuration
۱۳۴. dimensionality
۱۳۵. already-having-found-oneself-there-ness

نظرات کاربران درباره کتاب استنفورد ۷۷ ...مارتین هایدگر

ترجمه پر دست انداز و شاید شتاب زده که لطف مطالعه دقیق فلسفی را کم میکنه. اینجاست که ترجمه های فلسفی امثال بزرگانی مثل فولادوند و دریابندری مثل مروارید می درخشند. انگار اصلا متن ویراستاری هم نشده. نوزده صفحه برش شده از کتاب را با سختی موفق شدم بخوانم.
در 1 سال پیش توسط nik....ar
کتابنامه‌های مندرج در پایان مقاله‌ها نیز که به دقت تدوین شده‌اند، یکی از حسن‌های این دانشنامه است که به‌ویژه به کار دانشجویان و محققانی می‌آید که می‌خواهند در زمینه‌ای خاص پژوهش کنند
در 2 سال پیش توسط P D
به نسبت بقیه مداخل بهتر بود
در 3 روز پیش توسط امیرحسین صنایعی