فیدیبو نماینده قانونی نشر مشکی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آشغال - مرد

کتاب آشغال - مرد
نسخه نمونه

نسخه الکترونیک کتاب آشغال - مرد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب آشغال - مرد

*** با دریافت این فایل، بخشی از کتاب را همزمان با ارائه در نمایشگاه کتاب، به صورت رایگان بخوانید *** آنچه ویسنی‌یک، استاد نگارش کوتاه و کتاب‌های قطع کوچک، در برابر ما قرار می‌دهد نه قطعه‌‌های نمایشی تکه‌تکه، بلکه واحدهایی واقعی، متونی مستقل و خودبسنده و همان «تابلوهای یک نمایشگاه» است. او از ناتمامی بیزار است و متن را درست مانند سنگی که تا حذف همۀ اضافاتش صیقل خورده باشد، کامل و دقیق پرداخت می‌کند تا به ‌این ‌ترتیب معما آشکار شود و موقعیت پر تشویش بوجود بیاید. البته این کار ویسنی‌یک را از اجرای صحیح سبک دور نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود بتوانیم هم‌چون «بازدید از یک نمایشگاه»، مضامین سوررئال را در متن دنبال کنیم و یا گفت‌و‌گو‌هایی را بیابیم که نزدیکی‌شان با مروژک و برخی رویکردهای تآتر ابزورد هویدا است. ویسنی‌یک، ظرافت‌ها و اکتشافاتش را مطابق با نوع بازدید از این نمایشگاه آشکار می‌کند. و در نهایت این متن همچنین، نوعی سلف‌پرتره از هنرمندی چندوجهی است که به تابلویی کوبیستی شباهت دارد. ویسنی‌یک خود را «تجزیه» می‌کند و کار «ساختن» هویتی را که تکثر، وجه مشخصۀ آن است به ما می‌سپارد.

ادامه...
  • ناشر نشر مشکی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.24 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آشغال - مرد

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.



این متون نخستین بار در موسسه فرانسوی بخارست و با همکاری این موسسه توسط گروه تآتر موندی و به کارگردانی کاتالینا بوزویانو به زبان رومانیایی و فرانسوی به روی صحنه رفت.

این اجرا جایزه «تآتر زنده ۹۰» رادیو بین المللی فرانسه را دریافت کرد و در تابستان ۱۹۹۴، به جشنواره بین المللی فرانسوی زبان ها در لیموزین دعوت شد.

این تک گویی ها و گفت و گو ها عناصر تشکیل دهنده متنی هستند برای نمایشی چندپرده ای.

کارگردان مختار است اجزاء متن را به دلخواه خود مرتب کند، مسیری اختیاری برای آن برگزیند، توالی خاصی برای پرده های مختلف تعیین کند، و از یک یا چند بازیگر در اجرا استفاده نماید.

اگر کارگردان (یا بازیگران) هربار پرده های نمایش را به شکلی نو سازماندهی کنند، اجرای نمایش می تواند هر شب شکل تازه ای به خود بگیرد.

۱. مودست پتروویچ موسورگسکی (Modest Petrovich Mussorgsky (۱۸۸۱ -۱۸۳۹. او را بزرگ ترین درام پرداز موسیقی روسیه می دانند.
۲. «تابلوهای نمایشگاه» سوئیتی برای پیانو در ده موومان اثر موسورگسکی است که در سال ۱۸۷۴ میلادی ساخته شد. این اثر شناخته شده ترین ساخته او برای پیانو است. موسورگسکی این اثر را به مناسبت درگذشت دوستش، ویکتور هارتمان (Viktor Hartmann) نقاش، معمار و مجسمه ساز، ساخت. مدتی پس از مرگ هارتمان نمایشگاهی از کارهای آبرنگ و طراحی های او برگزار شد. موسورگسکی پس از بازدید از این نمایشگاه، این اثر را برای پیانو نوشت.

مقدمه

متونی که تحت عنوان «تآتر تجزیه شده» گردآوری شده اند، در حقیقت قطعاتی تآتری هستند که باید با یکدیگر ترکیب شوند. در عین حال نویسنده هیچ نظمی بر این ترکیب تحمیل نمی کند.
این متون هم چون تکه های آینه ای شکسته اند. آینه ای که قبلاً در وضعیتی ایده آل قرار داشته و آسمان، جهان و روح انسان را بازمی تابانده است. آنگاه انفجاری رخ می دهد که نه خبر از زمانش داریم و نه دلیلش را می دانیم. تکه هایی که اکنون در اختیار ماست، بدون شک متعلق به همان ماده اولیه اند و همین تعلق به ماده اولیه است که وحدت، عطروبو و هویت آن ها را شکل می دهد.
بقیه بازی از تلاش برای بازسازی این شئ آغازین تشکیل شده است. هرچند چنین کاری غیرممکن است، زیرا هیچ کس تا به حال آینه نخستین را ندیده و از چگونگی آن باخبر نیست. حتی شاید بعضی تکه ها گم شده باشند... به هر ترتیب، این ماجرا بازی جذابی است، زیرا هربار که قطعاتی را که در دست داریم گرد هم می آوریم، چیزی از آن ها می سازیم... آینه ای که کامل نیست، اما بسیار چیزها را در خود بازمی نمایاند... این بازی پایان ندارد زیرا به بازیگران تآتر اجازه می دهد هر بار داستانی دیگر و آینه ای دیگر پیدا کنند...
نویسنده با تک گویی هایی که ما را به ساختن یک مجموعه فرا می خوانند، تنها یک اجبار پیش روی کارگردان قرار می دهد: اختیار مطلق.

ماتئی ویسنی یک

مردی در دایره

اگر بخواهم تنها باشم، دست از کار می کشم، گچ سیاه را از جیبم در می آورم و دایره ای دور خود رسم می کنم. در دایره جایم امن است. وقتی در دایره ام هستم، هیچ کس نه حق دارد و نه می تواند حرفی به من بزند. هیچ کس نه حق دارد و نه می تواند وارد دایره ام شود، یا به من دست بزند یا حتی برای مدتی طولانی نگاهم کند.
وقتی در دایره ام هستم، دیگر سروصدای خیابان، صدای امواج دریا یا صدای پرندگان را نمی شنوم. می توانم بدون حرکت، تا هر وقت که بخواهم در آن بمانم. هیچ یک از اتفاقات اطرافم دیگر برایم جذابیت ندارد. دایره مرا از دنیای بیرون و از خودم جدا می کند. این نهایت خوشبختی است، این کمال آرامش است.
درون دایره دیگر نه سرما را حس می کنیم، نه گرسنگی را، و نه درد را. آنجا زمان هم متوقف می شود. غرق در رویایی امن، در دنیایی مجرد غوطه ور می شویم. تبدیل می شویم به مرکز دایره.
وقتی می خواهم از دایره خارج شوم، فقط کافی ست دستم را دراز کنم و از محیط دایره گذر دهم. هیچ کس غیر از خود من نمی تواند این کار را انجام دهد. کسی نمی تواند دایره را از بیرون برایم قطع کند. معجزه دایره، امنیت کاملی است که برای ما فراهم می کند.
از زمانی که دایره اختراع شده، وضع دنیا بهتر شده است. دیگر نه جنگی وجود دارد، نه قحطی و نه مصیبتی. جرم و جنایت کاهش یافته است. به محض این که دچار دلزدگی می شویم دایره ای دور خود می کشیم. همین که کسی حالمان را می گیرد وارد دایره می شویم. اگر دزدی، شب هنگام، وارد خانه مان شود سریع خود را در دایره حبس می کنیم.
اگر به مسافرتی طولانی برویم و خسته شویم، در دایره خستگی درمی کنیم. اگر قادر به یافتن پاسخی برای پرسشی اساسی نباشیم دایره بهترین جا برای به فکر فرورفتن خواهد بود. اگر مرگ نزدیک شود و نخواهیم بمیریم، می توانیم تا ابد در دایره بمانیم و زندگی ای نباتی و راکد اختیار کنیم.
هیچ گاه دو نفر نمی توانند همزمان در یک دایره محصور شوند. بعضی امتحان کرده اند، امّا موفق نشده اند. دایره دونفره وجود ندارد و مطمئنیم که هیچ وقت هم وجود نخواهد داشت.
افرادی هستند که سعی کرده اند حیوانات کوچکی نظیر سگ، گربه یا موش را با خود به داخل دایره ببرند، اما آن ها هم موفق نشده اند. اگر داخل دایره موجود زنده دیگری کنار خود داشته باشیم، اثر دایره از میان می رود.
از زمانی که مردم به استفاده از دایره عادت کرده اند چهره شهر کاملا تغییر کرده. دایره ها همه جا هستند. آدم هایی پیدا می شوند که واقعاً دلشان می خواهد با کشیدن دایره ای به دور خود، در پیاده رو یا وسط خیابان اتراق کنند. افرادی هم هستند که برای روزهایی متمادی از دایره شان بیرون نمی آیند. در سالن های انتظار بزرگ، در مکان های عمومی و در ایستگاه های قطار فقط آدم های کِزکرده ای دیده می شوند که انگار در دایره های خود به فراموشی سپرده شده اند. این ها همه سکوت و پاکیزگی را در زندگی ما بیشتر کرده است.
اوایل برای کشیدن دایره به گچ جادویی سیاه احتیاج داشتیم. گچ بسیار گران قیمتی بود و بیشتر مردم توانایی خریدش را نداشتند. کم کم قیمتش کاهش یافت و بعدتر حتی گچ های رنگی هم به بازار آمد. درنهایت شهرداری ها گچ رایگان بین مردم توزیع کردند.
امروز می دانیم که برای کشیدن دایره به دور خود دیگر به گچ هم نیازی نیست. دایره را با هر چیزی می توان کشید، با نوک مداد، رژ لب، نوک چاقو، سوزن و یا حتی با ناخن.
به باور همه، دایره همیشه داروی هر درد بوده است. اکنون پایان هزاره است و هیچ بشری بدبخت نیست.
آمار ها نشان می دهد که ساکنان شهر، بیش از صد روز در سال را در دایره هایشان می گذرانند. چندی پیش افرادی که دایره شان را در طول پنج، ده یا بیست سال گذشته ترک نکرده اند، سرشماری شدند. اکنون تردیدی نیست که آن ها طعم جاودانگی را چشیده اند.
با این حال من اجازه نمی دهم برخی شایعات، که این اواخر در شهر پیچیده، نگرانم کنند. گفته می شود دایره ها در خود تله ای مخفی دارند. بعضی وقت ها واردشان می شویم و دیگر هرگز نمی توانیم از آن ها خارج شویم. از کسانی صحبت می شود که برخلاف میلشان در دایره به دام افتاده اند و ادعا می شود آن هایی که ده یا بیست سال است در دایره خود زیسته اند، درواقع در آن زندانی شده اند. همچنین گفته می شود مدتی است خیلی از دایره ها دیگر از انسان ها اطاعت نمی کنند. گفته می شود افراد بسیاری هستند که وقتی در دایره محصور می شوند، پی می برند که دیگر نمی توانند درِ قفسشان را باز کنند.
حتی گفته می شود آن ها هرگز از دایره خارج نخواهند شد.

نظرات کاربران درباره کتاب آشغال - مرد