فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تمساح غول پیکر

کتاب تمساح غول پیکر

نسخه الکترونیک کتاب تمساح غول پیکر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تمساح غول پیکر

در بزرگ‌ترین و گل‌آلودترین رودخانه‌ی آفریقا، دو تمساح سرهای‌شان را از آب بیرون آورده بودند. یکی از آن دو غول‌پیکر بود؛ امّا آن یکی زیاد بزرگ نبود. تمساح غول‌پیکر پرسید: «می‌دانی امروز دلم می‌خواهد ناهار چی بخورم؟» آن یکی که زیاد بزرگ نبود، گفت: «نه؛ دلت می‌خواهد چی بخوری؟» تمساح غول‌پیکر خندید و با این کار صدها دندان سفید و تیزش را نشان داد و گفت: «برای ناهار امروز، دلم می‌خواهد یک بچّه‌ی چرب و چیلی و آبدار بخورم.»

ادامه...
  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.31 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تمساح غول پیکر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



در بزرگ ترین و گل آلودترین رودخانه ی آفریقا، دو تمساح سرهای شان را از آب بیرون آورده بودند. یکی از آن دو غول پیکر بود؛ امّا آن یکی زیاد بزرگ نبود.



تمساح غول پیکر پرسید: «می دانی امروز دلم می خواهد ناهار چی بخورم؟»
آن یکی که زیاد بزرگ نبود، گفت: «نه؛ دلت می خواهد چی بخوری؟»
تمساح غول پیکر خندید و با این کار صدها دندان سفید و تیزش را نشان داد و گفت: «برای ناهار امروز، دلم می خواهد یک بچّه ی چرب و چیلی و آبدار بخورم.»



آن یکی که زیاد بزرگ نبود، گفت: «من هیچ وقت بچّه ها را نمی خورم. من فقط ماهی می خورم.»
تمساح غول پیکر فریاد: «هه هه هه! مطمئنم اگر همین الان یک بچّه ی چاق و چلّه آن طرف رودخانه شنا می کرد، می پریدی و یک لقمه ی چپش می کردی!»
آن که زیاد بزرگ نبود، گفت: «نه، این کار را نمی کردم. گوشت بچّه ها مثل سنگ سفت است. بچّه ها تلخ و بدمزه اند.»
تمساح غول پیکر گفت: «مثل سنگ سفت است! تلخ و بدمزه اند! چه قدر چرند می گویی! آن ها خیلی هم چرب و نرم و خوشمزه اند!»
آن یکی که زیاد بزرگ نبود، گفت: «تلخ و بدمزه اند؛ باید رویشان شکر پاشید تا از گلو بروند پایین.»
تمساح غول پیکر گفت: «بچّه ها از ماهی ها بزرگ ترند. یک پرس غذای بیش تر گیرت می آید.»
آن یکی که زیاد بزرگ نبود، گفت: «تو خیلی شکمویی. تو شکموترین تمساح این رودخانه ای.»
تمساح غول پیکر گفت: «من شجاع ترین تمساح این رودخانه ام. من تنها تمساحی هستم که جرئت می کند پایش را از رودخانه بگذارد بیرون و از توی جنگل برود به شهر و دنبال بچّه ها بگردد و آن ها را بخورد.»
آن یکی که زیاد بزرگ نبود، گفت: «یک بار این کار را کرده ای؛ امّا نتیجه اش چه شد؟ بچّه ها با دیدنت پا گذاشتند به فرار.»



تمساح غول پیکر گفت: «آه، امّا امروز که بروم، اصلاً مرا نمی بینند.»

نظرات کاربران درباره کتاب تمساح غول پیکر

ببخشید این کتاب گروه سنی اش چند است؟
در 3 ماه پیش توسط
بنظر من که واغعا جالب و هیجان انگیز بو ولی می تونست بهتر هم بشه ولی در کن خیلی خوب بود کاش تعداد صفحه هاش بیش تر بود
در 2 سال پیش توسط sh....deh