فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تاریخ فلسفه غرب

کتاب تاریخ فلسفه غرب

نسخه الکترونیک کتاب تاریخ فلسفه غرب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تاریخ فلسفه غرب

تاریخ فلسفه غرب کتابی است بسیار موجز و آسان‌فهم، و همان گونه که در پیشگفتار یادآوری شده است، هدف آن شناسانیدن فلسفه غرب به خواننده‌ای است که می‌خواهد نخستین گام‌ها را در قلمرو فلسفه بردارد. از این رو، نویسنده کتاب به علاقه‌مند ساختن او به به فلسفه و فراخواندن او به فلسفه‌ورزی و فلسفه‌اندیشی، نه مرعوب کردن و گریزاندن او از قلمرو فلسفه کاملاً توجه داشته است.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.93 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۸۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تاریخ فلسفه غرب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

هدف این کتاب کوچک، شناسانیدن فلسفه غرب به نوآموزان فلسفه است. فرض بر این است که خواننده از موضوع هیچ شناختی ندارد، اما می خواهد تا اندازه ای از آن سردربیاورد.
فلسفه، علم نیست، گرچه اجزایی از آن با دقایق «علمی» پیوند دارد؛ هنر هم نیست، هرچند «الهام»، که با آفرینش هنری همراه است، غالبا در پسِ اندیشه های فلسفی نهفته است. در آغاز کتاب، در باره چیستی فلسفه به اختصار بحث خواهد شد. جزئیات اصلی موضوع فلسفه در دو بخش اصلی کتاب ــ «درآمدی به موضوع فلسفه غرب» و «درآمدی به تاریخ فلسفه غرب» ــ به کوتاهی خواهد آمد. شناختی از این دو برای شناخت موضوع لازم است، و هر دو درآمد به همان اندازه فشرده و مقدماتی طرح شده که به هم پیوسته و با دقّت همراه است.
برای آغاز کردن [مطالعه] هر رشته ای، فهمیدن موضوعات آن رشته لازم است، تا بتوان در عمل و در نظریه های عاملان آن رشته، چه اکنون و چه در گذشته، راه خود را یافت. هدف کتاب حاضر این است که به نوآموزان فلسفه کمک کند تا به این شناخت و راهیابی دست یابند.

این کتاب ترجمه ای است از:
Western Philosophy: An Introduction
R. J. Hollingdale
London, Kahn & Averill

درآمد: فلسفه چیست؟

۱. شک و جستجو، تصمیم گرفتن و برگزیدن

فلسفه، پژوهشی تخصّصی است که باید آموخت، اما ریشه های آن در نیازهای مشترک مردمی است که گرچه فیلسوف نیستند، به این نیازها آگاهند، به ویژه دو نیاز مهم تر است.
نخست، نیاز به شرح و توضیح است. کودکان همواره توضیح می خواهند. می خواهند چگونگی، چرایی و چیستی آنچه ناآشنا می بینند، برانند. این کنجکاوی شدید اغلب با فزونی سن از میان مس رود، اما کسانی که آن را برای همیشه از دست بدهند، بسیار اندک شمارند. حتی مردمی که کم تر از دیگران کنجکاوند، گاه به بهت زدگی و سردرگمی گرفتار می شوند و مردمی که بیش از همه به خود مطمئنند، گاه دچار شک و تردید می گردند. همه مردم اندیشمند دست کم گاه از اندیشه های رایج ناخشنود می شوند و می پرسند چرا فلان عقیده یا فلان نظر باید این اندازه رواج گسترده داشته باشد و حقیقت قلمداد شود. فیلسوف کسی است که اندیشه های پذیرفته و رایج را زیر سوال می برد و جستجوی راه حل های تازه را نه گاه به گاه بلکه همواره پیشه خود می سازد.
دوم آن که به تصمیم گرفتن نیاز داریم. در زندگی با موقعیت هایی روبرو می شویم که ناگزیریم تصمیم بگیریم: چاره ای نداریم جز آن که راهی را برگزینیم و به آن عمل کنیم. برنگزیدن به خودی خود گونه ای برگزیدن است. یعنی گزینش برنگزیدن است. زیستن، بدون گزینش محال است از این رو، نیاز اساسی داریم که بدانیم چگونه برگزینیم، چرا این یکی را برگزینیم و آن یکی را رها کنیم، و بدانیم گزینش هایمان را چگونه به هم بپیوندیم. از آن جا که تنها نیستیم و در جامعه زندگی می کنیم، نیز باید بدانیم تصمیم های دیگران را چگونه بفهمیم و تصمیم های خود را چگونه با تصمیم های دیگران مربوط سازیم. فیلسوف کسی است که در باره این چیزها می اندیشد، نه گاه به گاه، بلکه به گونه ای منظّم و چون وظیفه همه عمر.
هرگاه می کوشیم تا دریابیم جهان چیست، آن گاه که در تکاپوییم تا جهان را «شرح و توصیف» کنیم، در پی آن هستیم که «معنا و منظور» جهان را کشف کنیم. اگر کشف شود جهان را مقصودی هست، می خواهیم بدانیم معنای آن، هرچه هست، چیست. به چیستی گزینش ها که توجه می کنیم و می کوشیم سازمان منظّمی به آن ها بدهیم، باز در پی کشفیم؛ زیرا نمی توان برگزید ولی از خود نپرسیر چه چیزی در زندگی مهم است و چه چیزی مهم نیست. پس می توان گفت در انسان گرایشی برای یافتن «معنای زندگی» هست و فیلسوف کسی است که این گرایش در او نیرومند و فعالیت هایش در راستای برآوردن آن است.
این که چگونه فیلسوف از عهده این وظیفه ها برمی آید و به چه نتیجه هایی می رسد، موضوع بحث فلسفه است.

۲. ارزیابی و نظم بخشی معرفت

فلسفه اندیشی در گسترده ترین معنای واژه شامل دو فرایند است. می توان این دو را فرایند ارزیابی(۳) و فرایند سامان بخشی(۴) نامید. فیلسوف می کوشد تا ارزش و اطمینان پذیری دانشی را که در باره خود و جهان داریم، یا می پنداریم که داریم، و ارزش و اطمینان پذیری عقیده هایی را که در باره چیستی(۵) جهان برمی گزینیم، معلوم کند. او این ها را به محک آزمون های منطقی می زند تا خردپذیری(۶)شان دانسته شود. آنچه ناراست است یا خردپذیر نیست، فیلسوف از آن میان بیرون می کشد و به ما نشان می دهد. می توانیم این فرایند را ارزیابی معرفت(۷) بنامیم.
فیلسوفان بسیاری بر این نظر پافشاری کرده اند که معرفت را در بوته آزمون منطقی نهادن، تنها کاری است که از دست فیلسوف ساخته است و هر کس بخواهد گامی بیش از این بردارد، از راه معنا به بیراه رفته است. گروه دیگری از فیلسوفان وظیفه فلسفه را توضیح منسجم و همساز اندیشه و معرفت بشر، همبسته ساختن اندیشه ها و سازمان دادن آن ها در یک کلّ دانسته اند. می توانیم این فرایند را نظم بخشیدن بنامیم. کوشش هایی که در راه ساختن و پرداختن سامانه های فراگیر فلسفی به کار رفته است، بخش بزرگی از تاریخ فلسفه را تشکیل می دهد.
فیلسوف با ارزیابی معرفت، دیدگاه ها و باورهای ما، و سپس گاه با سامان بخشیدن به آن ها و تبدیل کردنشان به کلّ منسجم، آهنگ رسیدن به ادراک ژرف تری از چیستی عالم و آدم می کند.

نظرات کاربران درباره کتاب تاریخ فلسفه غرب

روایتی کلی از تاریخ فلسفه غرب برای آشنایی اولیه
در 1 ماه پیش توسط es....iee