فیدیبو نماینده قانونی مهراندیش و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نمایشنامه‌ی ترور

کتاب نمایشنامه‌ی ترور

نسخه الکترونیک کتاب نمایشنامه‌ی ترور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نمایشنامه‌ی ترور

این نمایشنامه در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و در سوم اکتبر ۲۰۱۵ هم‌زمان در دو تئاتر معروف آلمان برای نخستین بار به روی صحنه رفت. استقبال مردم و محافل ادبی از این نمایش بسیار گسترده بود. ترور فقط نمایشنامه نبود، بلکه رخداد بود، زیرا گفتمانی حقوقی و اخلاقی را در جامعه‌ی آلمان دامن زد. این اثر تا زمان ترجمۀ فارسی ۵۶ بار بر روی صحنه رفته است. از روی این نمایشنامه تله‌فیلمی نیز ساخته شد که در ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ هم‌زمان از شبکه‌ی اول آلمان، اتریش و سوئیس پخش شد. در شب نمایش نزدیک به ۷ میلیون نفر در آلمان پای تلویزیون نشستند و فیلم را تماشا کردند. عده‌ی کثیری از بینندگان نیز در رأی‌گیری هیئت‌منصفه شرکت کردند. نمایشنامه‌ی ترور نخستین اثری است که از فون شیراخ به فارسی ترجمه می‌شود.

ادامه...
  • ناشر مهراندیش
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.66 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۲۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نمایشنامه‌ی ترور

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



درباره ی کتاب

این نمایشنامه در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و در سوم اکتبر ۲۰۱۵ هم زمان در دو تئاتر معروف آلمان برای نخستین بار به روی صحنه رفت. استقبال مردم و محافل ادبی از این نمایش بسیار گسترده بود. ترور فقط نمایشنامه نبود، بلکه رخداد بود، زیرا گفتمانی حقوقی و اخلاقی را در جامعه ی آلمان دامن زد. این اثر تا زمان ترجمه فارسی ۵۶ بار بر روی صحنه رفته است.
از روی این نمایشنامه تله فیلمی نیز ساخته شد که در ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ هم زمان از شبکه ی اول آلمان، اتریش و سوئیس پخش شد. در شب نمایش نزدیک به ۷ میلیون نفر در آلمان پای تلویزیون نشستند و فیلم را تماشا کردند. عده ی کثیری از بینندگان نیز در رای گیری هیئت منصفه شرکت کردند.
نمایشنامه ی ترور نخستین اثری است که از فون شیراخ به فارسی ترجمه می شود.

درباره ی نویسنده

فردیناند فون شیراخ در سال ۱۹۶۴ در مونیخ به دنیا آمد.
شیراخ در رشته ی حقوق تحصیل کرد و پس از گذراندن دوره ی عملی' وکیل دعاوی شد و در بن و برلین به وکالت پرداخت. او اکنون به «وکیلِ افرادِ مشهور» معروف است.
شیراخ در سال ۲۰۰۹، یعنی در سن ۴۵ سالگی، در کنار حرفه ی وکالت به نویسندگی روی آورد. نخستین مجموعه ی داستان های کوتاه او به نام جُرم بیش از یک سال جزو کتاب های پرفروشِ هفته نامه ی اشپیگل شد. انتشار این کتاب و کتاب های بعدی او مانند تقصیر، پرونده ی کوللینی و تابو شیراخ را به یکی از موفق ترین نویسندگان معاصر آلمان تبدیل کرد. آثار او به بیشتر زبان های مهم دنیا ترجمه و در ۴۰ کشور منتشر شده است.

پرده ی اول

رئیسِ دادگاه جلوی پرده می آید. کت وشلوار سیاه و پیراهن سفید پوشیده و کروات سفید زده است. ردا را روی دستش انداخته است. مستقیماً با تماشاگران حرف می زند.

رئیس دادگاه: روزبه خیر، خانم ها و آقایان. خوشحالم که توانستید به موقع برسید. اینجا جای پارک سخت پیدا می شود، ساختمان هم تاحدی پیچ درپیچ ساخته شده … درهرحال چه خوب که موفق شدید سرِ وقت اینجا باشید. قبل از اینکه شروع کنیم، می خواهم ازتان خواهش کنم هرچه را که تابه حال درباره ی این پرونده خوانده یا شنیده اید، فراموش کنید. واقعاً همه اش را. در اینجا این فقط شمایید که صلاحیت دارید قضاوت کنید، شما در اینجا هیئت منصفه اید، اعضای هیئت منصفه اید، که امروز درباره ی متهم پرونده، لارس کُخ (Lars Koch)، به قضاوت نشسته اید. قانون این قدرت را به شما می دهد که درباره ی سرنوشت یک انسان تصمیم گیری کنید. خواهش می کنم این مسئولیت را جدی بگیرید. شما فقط درباره ی آنچه در اینجا، در این دادرسی، می شنوید، حکم صادر خواهید کرد. ما حقوق دان ها به این می گوییم: «استخراجِ حکم از بطنِ دادرسیِ اصلی»، و این یعنی: فقط آنچه متهم، شهود، شاکی های خصوصی و کارشناس ها در این سالنِ دادرسی می گویند، فقط شواهد و مدارکی که ما در اینجا ارائه می کنیم، اساس صدور حکم شما قرار خواهند گرفت. در پایانِ محاکمه باید رای بدهید، و من همان حکمی را اعلام خواهم کرد که شما صادر می کنید.
در محکمه ی حقوقی' ما جرم را بازآفرینی می کنیم؛ دادگاه نوعی صحنه است. طبیعی است که نمایشنامه اجرا نمی کنیم، چون هرچه باشد، کار ما بازیگری نیست. ما جرم را به کمک زبان بازآفرینی می کنیم؛ این شیوه ی ما برای درک جرم است، شیوه ای که مدت هاست موفق از کار درآمده است. صدها سال پیش قاضی ها در میدانی خاص، که مقدس شمرده می شد، در محکمه ای سر باز موسوم به تینگ (Thing) جمع می شدند. حکم کردن در آن زمان به معنای به نظم درآوردنِ مجددِ بی نظمی بود. اگر بلیه ای پیش می آمد - مثل حمله ی قبیله ای غریبه - در این میدان بارها و بارها صحبت می شد که: به کدام زن در این حمله تجاوز شد؟ کدام کلبه به آتش کشیده شد؟ کدام مرد به قتل رسید؟ پیشینیان ما می دانستند که شرّ می تواند با این کار چهره ی ترسناکش را از دست بدهد. آیا ما هم امروز در چنین کاری موفق خواهیم بود؟ مطمئن نیستم. اما باید تلاش خودمان را بکنیم. قاضی مقوله ای به اسم «شرّ» نمی شناسد. حکم های او جهنم و لعنت ابدی نیستند، بلکه تبرئه، زندان یا بازداشت موقت اند.
بنابراین با آرامش و خونسردی قضاوت کنید. و در وهله ی اول به این فکر کنید که مقابل شما یک انسان نشسته است؛ او همان آرزوهایی را دارد که شما دارید، همان نیازها را، او هم مانند شما به دنبال خوشبختی است. بنابراین در موقع صدور حکم' خودتان هم انسان بمانید.
بسیار خب، حالا دیگر می خواهم شروع کنم، اما باید منتظر وکیل مدافع باشیم - هنوز نیامده.
مامور انتظامی دادگاه از پشت به رئیس دادگاه نزدیک می شود، آهسته چیزی به او می گوید، رئیس دادگاه با تکان دادن سر تایید می کند. مامور از صحنه خارج می شود.
رئیس دادگاه:شنیدم که وکیل مدافع بالاخره رسید. خب، پس شروع می کنیم.

رئیس دادگاه از صحنه خارج می شود و موقع رفتن به سرعت ردایش را می پوشد.

سالن دادگاه. میزِ قاضی در وسط قرار دارد، سمت راست آن منشی دادگاه نشسته است، صندلی رئیس دادگاه خالی است. سمت چپ زیر پنجره ای خانم دادستان نشسته است، کنار او کمی عقب تر شاکی خصوصی، سمت راست وکیل مدافع. متهم پشت سر وکیل مدافع در سلولی نشسته است. در وسط، جلوی میز قاضی، یک میز و یک صندلی برای شهود قرار دارد. مامور انتظامی دادگاه روی یک چهارپایه کنارِ در نشسته است. خانم دادستان و منشی دادگاه ردای سیاه و پیراهن سفید پوشیده اند و دستمال سفید به گردن بسته اند. متهم با لباس مخصوص نیروی هوایی حاضر شده است. مامور انتظامی دادگاه لباس مخصوص کارمندان دادگستریِ ایالت برلین را به تن دارد. وکیل مدافع ردا نپوشیده است. رئیس دادگاه از درِ باریکِ پشتِ میزِ قاضی وارد سالن می شود. در این لحظه همه ی اشخاصِ صحنه از جایشان بلند می شوند.



صحنه ای از فیلم «ترور: حکمِ شما»(۱) که در سال ۲۰۱۶ بر اساس همین نمایشنامه ساخته شده است.

رئیس دادگاه: [در حالت ایستاده.] جلسه ی دادگاه هیئت منصفه، شعبه ی بزرگ کیفری ۱۶ را افتتاح می کنم. خواهش می کنم بفرمایید بنشینید.

رئیس دادگاه می نشیند، دیگران هم سرِ جایشان می نشینند. رئیس دادگاه صبر می کند تا سالن ساکت شود.

رئیس دادگاه: برای ثبت در صورت جلسه ی دادگاه اعلام می کنم: نماینده ی دادستانی در جلسه، خانمِ دادستان نِلْسُون (Nelson)؛ وکیل مدافعِ پرونده، بیگلِر (Biegler)، وکیل دعاوی.
متهم پرونده آقای کُخ، سرگرد نیروی هوایی، از بازداشتگاه موقت به اینجا آورده شده است. دادگاه با حضور این افراد، که دعوت به آن برای این تاریخ قبلاً به اطلاعتان رسیده است، تشکیل می شود. فعلاً همین مقدار کافی است. آیا پرسش یا درخواستی هست؟

دادستان و وکیل مدافع سرشان را به نشانه ی نفی تکان می دهند.

وکیل مدافع: تقاضا می کنم که آقای کُخ کنار من بنشیند.
رئیس دادگاه: باشد، گمان نمی کنم ازلحاظ امنیتی جای نگرانی باشد.

رو به مامور انتظامی دادگاه.

سرکار، ممکن است خواهش کنم …

مامور انتظامی دادگاه درِ سلول را باز می کند. متهم بیرون می آید و کنار وکیل مدافع می نشیند.

نظرات کاربران درباره کتاب نمایشنامه‌ی ترور

موضوع بسیار جالبی در این نمایشنامه مطرح شده و بخوبی داستان پردازی شده
در 2 سال پیش توسط مریم
به کسانی که اهل مطالعه و بیش از همه اهل تفکر و تحلیل و نقد هستند پیشنهاد میکنم که این کتاب را مطالعه کنند، مهم تر از موضوع کتاب که بسیار جالب و قابل بررسی است، موضوعات بسیار بنیادی مثل ارزش و کرامت انسان است که در آن مورد بحث قرار گرفته، ای کاش همه میتوانستند کتاب را بخوانند، بلکه به وجود گرانبهای انسان، به عنوان ارزنده ترین مخلوق خدا پی ببرند... هرکس به عنوان یک فرد برای خودش ارزش و احترام دارد، جان را با جان نمیتوان خرید. از محتوا که بگذریم بیان سلیس و روان و فوق العاده ی مترجم است که به متن رنگ و بوی خوشابندی می بخشد. وقت بگذارید و حتما بخوانید...
در 1 سال پیش توسط م اسلامي
نمایشنامه ای انتقادی و روان
در 2 ماه پیش توسط
به کسانی که اهل مطالعه و بیش از همه اهل تفکر و تحلیل و نقد هستند پیشنهاد میکنم که این کتاب را مطالعه کنند، مهم تر از موضوع کتاب که بسیار جالب و قابل بررسی است، موضوعات بسیار بنیادی مثل ارزش و کرامت انسان است که در آن مورد بحث قرار گرفته، ای کاش همه میتوانستند کتاب را بخوانند، بلکه به وجود گرانبهای انسان، به عنوان ارزنده ترین مخلوق خدا پی ببرند... هرکس به عنوان یک فرد برای خودش ارزش و احترام دارد، جان را با جان نمیتوان خرید. از محتوا که بگذریم بیان سلیس و روان و فوق العاده ی مترجم است که به متن رنگ و بوی خوشابندی می بخشد. وقت بگذارید و حتما بخوانید...
در 1 سال پیش توسط م اسلامي