فیدیبو نماینده قانونی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب حسین(ع) وارث انبیا

کتاب حسین(ع) وارث انبیا

نسخه الکترونیک کتاب حسین(ع) وارث انبیا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب حسین(ع) وارث انبیا

حماسه شورگستر عاشورا، از یک سو عرصه عشق‌بازی و فداکاری و «ما رأیت إلا جمیلا» است و از دیگر سو خونریزی و غارت و ستم‌پیشگی. اما متأسفانه این حادثه نیز مانند بسیاری از پدیده‌های تاریخی دیگر، گاه دستخوش تحریف و گاه دستخوش غفلت شده است. از این رو، امروز، بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که غبار تحریف را از چهره تابناک این رخداد بزداییم، تا پیام امام حسین (ع) را بشنویم و دریابیم و به کار گیریم. در این میان، اندیشمندان جامعه، مسئولیت سنگینی بر دوش دارند و در دوران معاصر بوده‌اند کسانی که در این راه تلاش‌ها کردند و روشنایی‌ها بر این واقعه افکندند. امام موسی صدر نیز، از جمله این اندیشمندان است که کوشیده است با زبان و رفتار خود، چهره حقیقی قهرمانان عاشورا را بنمایاند و پیامش را به جان‌ها برساند. او در سخنرانی‌های مختلف تلاش کرده است تا غبار تحریف را از چهره این واقعه بزداید و با درک پیام عاشورا آن را به زبان امروزین جامعه بازگو کند. این گفتار را که در آن دشمنان امام حسین (ع) و خصایص آنان را بر شمرده است، برگزیده‌ایم، تا درس‌های عاشورا را از زبان امام موسی صدر بشنویم.

ادامه...

بخشی از کتاب حسین(ع) وارث انبیا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

حماسه شورگستر عاشورا، از یک سو عرصه عشق بازی و فداکاری و «ما رایت الا جمیلا» است و از دیگر سو خونریزی و غارت و ستم پیشگی. اما متاسفانه این حادثه نیز مانند بسیاری از پدیده های تاریخی دیگر، گاه دستخوش تحریف و گاه دستخوش غفلت شده است. از این رو، امروز، بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که غبار تحریف را از چهره تابناک این رخداد بزداییم، تا پیام امام حسین (ع) را بشنویم و دریابیم و به کار گیریم.
در این میان، اندیشمندان جامعه، مسئولیت سنگینی بر دوش دارند و در دوران معاصر بوده اند کسانی که در این راه تلاش ها کردند و روشنایی ها بر این واقعه افکندند.
امام موسی صدر نیز، از جمله این اندیشمندان است که کوشیده است با زبان و رفتار خود، چهره حقیقی قهرمانان عاشورا را بنمایاند و پیامش را به جان ها برساند. او در سخنرانی های مختلف تلاش کرده است تا غبار تحریف را از چهره این واقعه بزداید و با درک پیام عاشورا آن را به زبان امروزین جامعه بازگو کند. او در دو دهه تلاش خود در لبنان همواره از درس های این حادثه الهام گرفته است، حتی از این واقعه برای همزیستی میان پیروان مسیحیت و اسلام نیز بهره برده است. از این رو، این گفتار را که در آن دشمنان امام حسین (ع) و خصایص آنان را بر شمرده است، برگزیده ایم، تا درس های عاشورا را از زبان امام موسی صدر بشنویم.

حسین (ع) وارث انبیا

السّلام علیک یا اباعبداللّه و علی الارواح التی حلّت بفنائک، علیکم منی جمیعا سلام اللّه ابدا ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار، و لا جعله اللّه آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
در زیارتی که به مناسبت امروز نقل شده است و در پایان جلسه نیز برای تجدید بیعت آن را خواهیم خواند، آمده است:

السلام علیک یا وارث آدم صفوه اللّه ؛
السلام علیک یا وارث نوح نبی اللّه ؛
السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل اللّه ؛
السلام علیک یا وارث موسی کلیم اللّه ؛
السلام علیک یا وارث عیسی روح اللّه ؛
السلام علیک یا وارث محمّد حبیب اللّه ؛

هدف این زیارت، بخشیدن حرکت و پویایی به عاشورا و خارج کردن این واقعه از انزوا و مخالفت با جداسازی آن از گذشته و آینده است، زیرا که همه خطر در این است که عاشورا فقط به یادبودهایی بدل شود و واقعه کربلا تنها برای کتاب ها و سیره نویسی و یا ذکر آن برای اجرا و ثواب اخروی باشد. بیم آن می رود که این حادثه از ظرف زمانی خود فراتر نرود و مقتل حسین (ع) و یارانش در همان سال ۶۱ مدفون شود؛ حسینی بود، کشته شد و همه چیز پایان یافت.
برای اینکه این خواست و کینه و کنار نهادن واقعه محقق نشود، و کار امام حسین (ع) هدر نرود، پاره ای فقرات در این زیارت آمده است تا میان شهادت حسین و ستیز همیشگی حق و باطل پیوند برقرار سازد. ستیزی که از نخستین حرکت انسان برای اصلاح و جهاد آغاز می شود و تا رسیدن به زندگی آزاد، با کرامت و رهایی از ستم و ستم پیشگان ادامه دارد.

دشمنان حسین (ع)

یکی از دوستان اندیشمند ما می گوید که دشمنان حسین (ع) سه گروه اند:

دشمن نخست: کسانی که حسین (ع) و یارانش را کشتند. آنان ستمکار بودند، اما اثر ستمشان ناچیز است، زیرا که جسم را کشتند و اجساد را پاره پاره کردند و چادرها را به آتش کشیدند و اموال را به غارت بردند. آنان چیزهای محدودی را از میان بردند. اگر حسین (ع) در سال ۶۱ هجری به شهادت نمی رسید، در سال دیگری از دنیا می رفت. پس خطر اصلی چیست؟ آنان با کشتن حسین چه چیزی را محقق ساختند؟ باید گفت که آنان مرگ حسین (ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین، خطر دشمن اول، ظالم اول و طغیانگر اول، محدود است.
دشمن دوم: کسانی که کوشیدند تا آثار حسین (ع) را پاک سازند. بنابراین، نشانه های قبرش را از میان بردند و بقعه ای را که در آن به خاک سپرده شده بود، به آتش کشیدند و یا مانند بنی عباس، حرم امام حسین (ع) را به آب بستند.
اینان مانع عزاداری برای حسین (ع) شدند، چنان که در عصر عثمانی این گونه بود. دوران تاریکی بود؛ هنگامی که مجلسی برپا می داشتند، مراقبینی می گماردند، تا رسیدن عمّال عثمانی را خبر دهند و عزاداران پراکنده شوند. هم اینان زیارت حسین (ع) را منع کردند و برای کسانی که می خواستند قبر امام حسین (ع) را زیارت کنند، موانع بسیاری به وجود می آوردند. اینها گروه دوم از دشمنان حسین (ع) هستند، کسانی که می خواستند اسم حسین (ع) و یاد حسین (ع) فراموش شود و آرامگاه حسین (ع) و عزاداری بر حسین (ع) از میان رود.
خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامه هایشان، ناتوان ماندند، چنان که این مسئله در تاریخ روشن شد. ما، امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداری های امام حسین (ع) هستیم. امروز، دست کم بیش از صد میلیون نفر در عزاداری های امام حسین (ع) شرکت می کنند؛ نه تنها در جهان اسلام، بلکه همچنین در آفریقا. جمعه گذشته در ایام عاشورا، همه خطبه ها به اسم امام حسین (ع) برگزار شد؛ در همه جا، در اروپا، در آمریکا و در هر کشوری که دوستداران حسین (ع) زندگی می کنند. امروز صد میلیون نفر و یا بیشتر مجالس حسینی را برپا می کنند. سفر من به گابن با اربعین حسینی مصادف بود و در آنجا سخنرانی مفصلی کردم. در سنگال هم که بودم مجالس مفصلی برپا کردیم. به همین ترتیب، در همه کشورها مراسم عزاداری امام حسین (ع) در حال گسترش است. این مراسم، اینجا، در لبنان، در بیروت و در مکان های گوناگون، فزونی می یابد و پربارتر می شود. بنابراین، گروه دوم از دشمنان امام حسین (ع)، پر خطرتر و ستمکارتر از گروه نخست اند، اما در کارشان ناکام ماندند. خطر اینها از گروه سوم کمتر است.
دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره امام حسین (ع) را مخدوش کنند و واقعه کربلا را در حد سالگردها و عزاداری ها نگه دارند و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر کنند. ما بر حسین (ع) می گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. گریه ما برای نو کردن اندوه ها و کینه ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است. اینها انگیزه ما برای گریه است. چرا از به خاک افکنده شدن امام حسین (ع) یاد می کنیم و آن را در مقاتل می خوانیم؟ ناله ها و شیون های دلخراش! ماجرا را صحنه به صحنه می خوانیم تا سنگدلی شان را دریابیم و همچنین ابعاد فداکاری و تاثیر آن را بفهمیم. پس، ما تنها به شیون بسنده نمی کنیم و حسین (ع) را تنها شهید اشک ها نمی دانیم و بر آنیم که تکلیف ما فقط با عزاداری به انجام نمی رسد. اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل، واقعه کربلا را از مقطع زمانی خودش خارج سازیم و آن را با گذشته پیوند دهیم، به طور طبیعی حادثه با آینده هم پیوند می خورد. چنان که می گوییم حسین وارث آدم(ع) و نوح(ع) و موسی (ع) و عیسی (ع) است و امام صادق (ع) و باقر(ع) ورضا (ع) میراث دار او هستند و هر کسی که با باطل می ستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می کند، میراث دار اوست.
حق و باطل از ازل با هم در ستیز بودند. این مسئله سنّت خداوند در خلق است. آدمی خیر و شرّ را می شناسد، چنان که در قرآن آمده است:

«فَاَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوهَا» (شوری / ۸)
(سپس بدی ها و پرهیزگاری را به او الهام کرد.)

خداوند است که به من آموخت و الهام کرد و روح در من دمید و مرا آفرید. من هم خیر و شرّ را درمی یابم و هم بر خیر توانا هستم و هم بر شر.

«اِنَّا هَدَینَهُ السَّبِیلَ اِمَّا شَاکرًا وَ اِمَّا کفُورًا» (انسان / ۳)
(راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس.)

این سنّت خداوند است که در هستی هم امکان انجام دادن خیر هست و هم شر. ما راه خیر را، چشم بسته و بدون آگاهی از شر، طی نمی کنیم. آدمی، در هر موقعیتی که قرار می گیرد، خودش را در برابر دو گزینه مختار می بیند؛ چیزی هست که او را به خیر می خواند و چیزی دیگر که او را به شرّ دعوت می کند. او در هر موقعیتی خود را در نبردی آزاد می بیند که می تواند خیر را برگزیند و یا در چاه شرّ سقوط کند. اگر خیر را برگزیند، کامل می شود، زیرا این گزینش پس از نبردی جانکاه و درونی بوده است.
انسان، همچون زنبور عسل نیست. زنبور تنها می تواند عسل بسازد. آدمی مثل گوسفند، مثل حیوانات نجیب یا مثل خورشید نیست. اینها فقط توانایی کار خیر دارند. اما آدمی هم توانایی انجام دادن خیر را دارد و هم شر. بنابراین، سنّت آفرینش خداوند، وجود احساس خیر و شرّ در نفس انسان و وجود خیر و شرّ در عالم خارج است. پس، آدمی در هر موضعی در برابر دو گزینه قرار دارد.
وجود خیر و شرّ دو جبهه ابدی و ازلی پدید می آورد. جد ما، حضرت آدم(ع)، برگزیده خدا، جبهه اصلی را رهبری کرد و نبرد میان قابیل و هابیل صورت پذیرفت. می توان گفت که این ستیز، نبردی نمادین یا حقیقتی تاریخی است، فرقی نمی کند. آنچه مهم است، بازتاب این نبرد برای ماست. قرآن نیز نبرد هابیل و قابیل را بیان می کند. در این نبرد، جبهه کوچک خیر، در برابر جبهه کوچک شرّ قرار می گیرد. گستره این نبرد محدود است. میان دو برادر، که از یک پدر و یک مادر هستند، نبرد روی می دهد. قابیل، هابیل را می کشد. هابیل، در زیر خاک دفن می شود. نبرد از همان لحظه اول رنگ خون به خود گرفت. این نبرد سخت که آغاز شد، از همان زمان تا به امروز و تا ابد، تجربه ای در اختیار انسان قرار داد.

نظرات کاربران درباره کتاب حسین(ع) وارث انبیا