فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نقدی بر رویاهای رسولانه

کتاب نقدی بر رویاهای رسولانه

نسخه الکترونیک کتاب نقدی بر رویاهای رسولانه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نقدی بر رویاهای رسولانه

آنچه در این اثر مورد توجه جدی قرار گرفته از یک سو نقد شواهد و استدلال‌های سروش است و از سوی دیگر این نکته بسیار مهم است که نظریه رویاهای رسولانه هرگز قرائتی جدید از وحی نیست. درواقع این نظریه بدیل نظریه سنتی وحی به‌شمار نمی‌رود، چراکه در این نظریه مفهوم وحی فقط اشتراک لفظی با نظریه‌های حکما، متکلمان و عرفای اسلامی دارد. مقوله وحی در چارچوب اصل نبوت باید تفسیر شود. بدون پذیرش پیش‌فرض‌ها و مبانی نبوت، نمی‌توان از وحی سخن گفت.

ادامه...
  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.39 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۱۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نقدی بر رویاهای رسولانه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. خوابنامه بودن وحی

دکتر سروش در سیر تحول اندیشه های خود، دیدگاه دیگری را در باب وحی مطرح کرده است. وی اگر در نظریه قبلی خود، وحی را کلام پیامبر می دانست، اکنون آن را روایت رویا های پیامبر می داند. به گفته وی:

«هست قرآن خواب های مصطفی.»

اگر در تفسیر سنتی وحی، پیامبر به عنوان مخاطب و مخبر مطرح می شود که آموزه هایی را از سوی خداوند دریافت کرده و به مردم ابلاغ می کند، در تلقی جدید سروش از وحی، پیامبر فقط راوی است، آن هم راوی خواب هایی که دیده است. پیامبر فقط آنچه را که دیده است گزارش می کند. اگر در قرآن آمده که خدا و فرشتگان و دانایان بر وحدانیت خدا گواهی می دهند. (شَهِدَ اللّه اَنَّهُ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکهُ وَاُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ)(آل عمران/ ۱۸)، مراد آن است که پیامبر گواهی خدا و فرشتگان و دانایان را در خواب دیده و اکنون آن ها را روایت می کند. همچنین هر آنچه در مورد بهشت و دوزخ آمده همه را پیامبر در عالم خواب دیده و در بیداری به روایت آن ها پرداخته است. به گفته سروش:

«به جای این گزاره که در قرآن، اللّه گوینده است و محمد(ص) شنونده، اینک این گزاره می نشیند که در قرآن، محمد(ص) ناظر است و محمد(ص) راوی است. خطابی و مخاطبی و اخباری و مخبری و متکلمی و کلامی در کار نیست، بل همه نظارت و روایت است.» (مقاله اول)

پیامبر در عالم رویا، زندگی پیامبران، نزول فرشتگان در شب قدر، سیلی زدن فرشتگان بر ستمگران به هنگام مرگ، نشستن خدا بر تخت، سجده فرشتگان به آدم، مجادله ابراهیم (ع) با خدا، ماجرای اصحاب کهف و صدها امور دیگر را در عالم رویا مشاهده کرده و به هنگام بیداری به گزارش آن ها پرداخته است و مجموعه این گزارش ها کتابی شده به نام قرآن.

رویاهای پیامبر

از نظر سروش در تلقی سنتی از وحی، پیامبر مطالبی را می شنیده و آن ها را گزارش می کرده است، اما در تفسیر سروش از وحی، پیامبر مطالب قرآن را در خواب دیده و به هنگام بیداری به گزارش آن پرداخته است.

«وحی را رویا انگاشتن، نه تنها از قوت و غنای آن نمی کاهد که بر آن می افزاید. مفسران وحی را مسموعات نبی می پنداشتند، ولی اینک معلوم می شود که مرئیات اوست. اگر آنان می گفتند پیامبر خبر قیامت را از خدا شنیده و برای ما باز گفته است، اکنون می گوییم او صحنه قیامت را دیده است. جن و ملک و شیطان و عرش و کرسی را هم....» (مقاله دوم)

در تحلیل و نقد مطالب فوق، دو نکته قابل ذکر است:
۱. آیا می توان اثبات کرد که هر آنچه پیامبر در خواب دیده گزارش کرده و چیزی را فراموش نکرده است و هرگز دخل و تصرفی در خواب خود نکرده است. (بدون پذیرش عصمت نمی توان چنین ادعایی را مطرح کرد.)
۲. طبق عبارات سروش، همه مطالب قرآن مرئیات پیامبر است و مربوط به عالم خواب. بر خلاف مکاشفات عرفا که اکثر آن ها مربوط به عالم بیداری است، نه خواب.

وقایع رویایی

پس از آنکه سروش به برخی از آیات قرآن اشاره می­کند که در آن ها به وقایعی خاصی اشاره شده است، این پرسش را مطرح می سازد که «برای پیامبر این نظاره ها و مشاهده ها در کجا رخ داده است؟» پاسخ وی یک کلمه است؛ «رویا». وی در تفسیر رویا چنین می گوید:

«خواننده می تواند به جای رویا از واژه هایی مانند مکاشفه و واقعه و مثال و خیال منفصل و متصل و اقلیم هشتم و جابلقا و جابلسا و ارض ملکوت استفاده کند؛ چنان که کرده اند. اما نگارنده بدون مخالفت با آن ها واژه رویا را به عمد برگزیده است تا اولاً از ابهامات دست و پاگیر آن مفاهیم کهن و متافیزیک هولناکشان حذر کند و ثانیاً حقیقت تجربه پیامبرانه محمد(ص) را آشکارتر و دست یافتنی تر نماید. آدمی نیست که خوابی ندیده باشد و رویا را در عمر خود بارها نیازموده و از تلخ و شیرینی آن بی خبر باشد.» (مقاله اول رویاهای رسولانه)

عبارات فوق به صراحت نشان می دهد که سروش وحی را به رویا فرو می کاهد. یعنی هر آنچه پیامبر روایت می کند، در واقع خواب ها و رویاهای اوست. البته در عبارات سروش برخی بی دقتی ها دیده می شود؛ یعنی مکاشفه را معادل با رویا می گیرد یا میان خیال منفصل و خیال متصل تمایز قائل نمی شود یا تعبیراتی مانند «متافیزیک هولناک» را به کار می برد بدون آنکه مراد خود را از آن بیان کند. به علاوه از سروش باید سوال کرد که آیا ابهامات موجود در رویا کم تر از متافیزیک متفکران اسلامی است. به ویژه آنکه سروش به صراحت اظهار می کند که «خواب همواره و در صریح ترین صورتش باز هم رمزآلود و مه آلود است و نیازمند خواب گزار.»
آیا تجربه های پیامبرانه محمد(ص) در بیداری اتفاق می افتاد یا در خواب؟ عبارات فوق آن ها را مربوط به عالم رویا می­داند. آیا رویاهای افراد گوناگون یکی است؟ آیا رویای پیامبران با رویای افراد یکسان است تا افراد معمولی با رویاهای خود، تجربه های پیامبرانه را ادراک کنند؟

قرآن یا خواب نامه

از نظر سروش قرآن خواب نامه ای بیش نیست؛ یعنی گزارش خواب ها و رویا های پیامبر است. از این روی، نباید قرآن را حکایت گر یک سلسله واقعیات دانست، زیرا زبان قرآن همان زبان خواب است و نباید آن را با زبان بیداری یکی کرد.

«ما هنگام قرائت قرآن، گویی فراموش می کنیم که «خواب نامه» ای را می خوانیم که زبانش، زبان بیداری نیست، بلکه زبان خواب است. درست است که زبانی عرفی و بشری و شیرین است، اما زبان خواب هم هست. خواب همواره و در صریح ترین صورتش باز هم رمزآلود و مه آلوده است و نیازمند خواب گزاری و زبان آن را معادل زبان بیداری گرفتن خطایی مهلک و عظیم است.» (مقاله اول رویاهای رسولانه)

از همین جاست که سروش عموم مفسران را متهم به مغالطه خواب گزارانه می کند؛ زیرا متوجه نشده اند که مفاهیمی مانند: آتش، خورشید، باغ، غضب، ترازو و کتاب که در قرآن به کار رفته، همان واقعیاتی نیست که در عالم بیداری دیده می شود، بلکه این ها اموری هستند که پیامبر «آن ها را در رویا و خیال دیده و شنیده، آن هم با زبانی رمزی که بیگانه با زبان بیداری است» و پس از بیداری به نقل و گزارش آن ها پرداخته است. اگر در قرآن می خوانیم که (اِذَا الشَّمْسُ کوِّرَتْ. وَاِذَا النُّجُومُ انکدَرَتْ) (تکویر/ ۲ ـ ۱) مفسران به غلط آن را چنین معنا کرده اند که در روز قیامت همین خورشید و ستارگانی که در آسمان است، تیره و کدر می شود؛ در حالی که چون پیامبر خورشید و ستارگان را در خواب این چنین دیده است، چنین توصیفاتی از آن ها را ارائه می دهد، از این رو خورشید و ستارگان واقعی مراد نیست.
سروش داستان خواب یوسف (ع) را هم بر این امر گواه دانسته و می گوید:

«چرا نگوییم که محمد(ص) در خواب دیده است که خورشید گرفته است و آن گاه به دنبال تعبیر صحیح آن خواب برویم؟» (مقاله اول)

از سروش، باید سوال کرد که چرا در موردی که پیامبری مانند یوسف خواب می بیند، در قرآن به صراحت از آن خواب و حتی لزوم تاویل آن سخن به میان می آید، اما در هیچ جای قرآن اشاره ای نمی شود که وحی همه پیامبران به ویژه قرآن کریم حاصل خواب های پیامبر بوده است. اگر قرآن، خواب نامه پیامبر است، پس چرا در آن از خواب یک پیامبر و تاویل آن سخن نمی گوید، و هیچ اشاره ای نمی کند که کل قرآن حاصل خواب های اوست و حتی برخلاف نظر سروش، ادعا می کند که منشا آن خداست، نه هیچ چیز دیگر.

خواب نه نماد

سروش به صراحت اظهار می کند که مضامین وحی و قرآن را رمزی و نمادین نمی داند، بلکه آن را حاصل خواب ها و رویاهای پیامبر می داند.
از نظر وی داستان آدم در قرآن که برخی آن را نمادین دانسته اند، یا مناسک حج و قربانی کردن که برخی آن را نماد قربانی کردن نفس به شمار آورده اند، تحلیل درستی از آیات قرآنی نیست. از همین جاست که وی اعتقادی به تفسیر به معنای متعارف آن را ندارد؛ چرا که به گفته خودش:

«در زبان رویا، مجاز و کنایه راه ندارد؛ یعنی الفاظ بر غیرمعانی حقیقی شان حمل نمی شوند؛ گرچه برای فهمیدن شان به کتاب لغت مراجعه نمی توان کرد، بلکه باید از شیوه خواب گزاری بهره جست.» (مقاله اول)

از همین جاست که به زعم وی اگر در قرآن می خوانیم که (وَکانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمَاء) (هود/ ۷)، «حکایت از رویای محمد(ص) می کند که تخت خدا را حقیقتاً بر آب دیده است که نه تخت کنایه از چیز دیگر است و نه آب، و آن آیه هم خبری نیست که به وی داده اند تا با ما در میان بگذارد و ما با ملاحظه قرائن لفظی رازش را بگشاییم.» (مقاله اول)
اگر بنا باشد که پیامبر تخت خدا را در خواب دیده باشد، معلوم می شود که نه تنها رویاهای پیامبر صادقه نبوده که وی خواب های آشفته می دیده است؛ زیرا خدایی که دارای تخت است، حتماً یک خدای جسمانی است و پیامبر نیز در عالم خواب از طرفداران مجسمه بوده که خدا را بر تخت مشاهده می کرده است.
سروش معتقد است که پیامبر سجده و تسبیح موجودات را در عالم خواب مشاهده کرده است:

«از دل انگیزترین رویاهای محمد(ص) آن بود که همه زمینیان و آسمانیان و سایه های شان را شب و روز طوعاً و کرهاً سجده کنان در پیشگاه خداوند می دید. چه رویایی! چه مکاشفه ای! چه خیال لطیف و چه کلک خیال انگیزی.» (مقاله اول)

اگر مراد از آسمانیان، ملائکه باشند، پس پیامبر آن ها را به صورت جسمانی در عالم خواب مشاهده می کرده که خم شده و به سجده خدا می پرداخته اند. این هم که برخی موجودات طبیعی و سایه های آن ها را می توان در خواب در حال سجده مشاهده کرد، خود جای تامل بسیار دارد. شخصی به نام محمد(ص) در بیداری چه دریافتی از خدا داشته که خواب های وی چنین آشفته بوده است؟ آیا خوابی که در آن خدا به صورت یک موجود مادی دیده شود که دارای تختی است و آن تخت نیز در آب قرار دارد، از اضغاث احلام نیست؟

وحی یا گزارش خواب

سروش وحی را خواب و فضای آن را متفاوت با فضای بیداری می داند؛ یعنی آن را مربوط به مکاشفاتی می داند که در عالم بیداری واقع می شود. او در عبارات زیر ادعا نمی کند که فقط برخی وحی ها در حالت خواب بوده، بلکه از نظر وی همه وحی ها خواب بوده است و مطالبی هم که پیامبر ادعا می کرده، در واقع گزارش خواب و رویای وی بوده است.

«وحی هر چه باشد، به شهادت تاریخ و به گواهی ماثورات دینی، فضایی متفاوت با فضای بیداری دارد و به زبان ویژه خویش از حقایق سخن می گوید و چون همه خواب های دیگر نیازمند تعبیر و خواب گزاران است. مگر امام علی نگفت که «رویای انبیا وحی است؟»

این گزاره که «رویای انبیا وحی است» غیر از این گزاره است که «وحی انبیا رویا است». معلوم نیست که سروش چگونه از گزاره اول، گزاره دوم را نتیجه گرفته است. مراد امام علی(ع) این است که پیامبران هیچ گاه خواب های غیرواقعی نمی دیده اند و برخی از امور در عالم خواب به آن ها وحی می شده است؛ مانند ذبح اسماعیل(ع) به وسیله ابراهیم(ع) که وی در حال خواب آن را مشاهده می کند.

(فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْی قَالَ یا بُنَی اِنِّی اَرَی فِی الْمَنَامِ اَنِّی اَذْبَحُک فانظُرْ مَاذَا تَرَی)
هنگامی که (اسماعیل) به سرحد بلوغ رسید، (ابراهیم) گفت: ای فرزندم در خواب دیدم که باید تو را ذبح کنم، نظر تو در این باره چیست؟ (صافات/ ۱۰۲)

نزول وحی بر پیامبر اسلام(ص) نیز در دو مورد در عالم رویا اتفاق افتاده است. یکی مسئله صلح حدیبیه که پیامبر(ص) در عالم رویا می بیند که با مسلمانان وارد مسجدالحرام شده و دیگری مربوط به شجره ملعونه است. در مورد حدیبیه قرآن چنین می گوید:

(لَقَدْ صَدَقَ اللّه رَسُولَهُ الرُّوْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ اِن شَاء اللّه آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُوُوسَکمْ وَمُقَصِّرِینَ لَا تَخَافُونَ)
خداوند رویای رسول خود را تصدیق کرد. به خواست خدا و با اطمینان در حالی که سرها را تراشیده و یا کوتاه کرده اید، وارد مسجدالحرام خواهید شد و از هیچ کس ترس ندارید. (فتح/ ۲۷)

هرچند پیامبر در عالم رویا این واقعه را می بیند، اما خداوند درستی آن را تایید می کند. به علاوه، خداوند به گزارش رویای پیامبر می پردازد، نه این که خودِ پیامبر به گزارش رویای خود بپردازد. لحن کلام هم به گونه ای است که پیامبر نمی گوید که من رویای خود را این گونه گزارش می کنم. البته ممکن است سروش ادعا کند که این گونه عبارت پردازی سبک کلامی پیامبر است. یعنی پیامبر مانند نویسنده ای که سبک ویژه ای دارد و رویای خود را به صورت فوق گزارش کرده است. در پاسخ وی باید گفت پیامبری که خواب های آشفته می دیده به چه دلیل این رویای خود را مورد تایید خداوند می دانسته است. آیا در عالم رویا دیده که خداوند به او ندا داده که آنچه تو اکنون می بینی واقع خواهد شد؟! اگر این گونه بوده پس این خدا چرا در سایر خواب های پیامبر غایب بوده است؟ و اصلاً آیا این تصدیق الهی که در عالم خواب اتفاق افتاده، خود قابل تاویل نیست؟
در مورد شجره ملعونه که به گمان مفسران، حکومت هشتاد ساله بنی امیه است، قرآن چنین می گوید:

(وَمَا جَعَلْنَا الرُّویا الَّتِی اَرَینَاک اِلاَّ فِتْنَهً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یزِیدُهُمْ اِلاَّ طُغْیانًا کبِیرًا)
ما خوابی را که به تو نشان دادیم و شجره ملعونه در قرآن را وسیله آزمایش مردم قرار دادیم و آن ها را بیم می دهیم، اما جز طغیان فراوان نتیجه ای نمی دهد. (اسراء/ ۶۰)

در این آیه هم خواب پیامبر به خدا نسبت داده می شود. یعنی منشا خواب، خدا بوده و پیامبر حتی در این مورد هم اظهار نمی کند که من چنین خوابی دیده ام. لحن کلام هم به گونه ای است که خداوند به پیامبر می گوید که ما این چنین خوابی را به تو نشان داده ایم. پیامبر نیز کلام الهی را برای مردم قرائت می کند تا بدانند که منشا پیش بینی وی وحی الهی است، نه کلام وی، تا چه رسد به رویاهای وی. آیا سروش باز هم ادعا می کند که این هم خواب بوده است؟ یعنی پیامبر در خواب می بیند که خوابی دیده است و خداوند به او می گوید خوابی که تو دیده ای منشاش الهی است؟

ویژگی های خواب و رویا

سروش در تحلیل رویا بر چند ویژگی مهم آن تاکید می ورزد:

۱. گسستن رشته علیّت
«گسستن رشته سببیت و درآمیختن احوال و اوصاف و متضاد و بست و گشاد زمان و دست یافتن به آرمان های دست نیافتنی، گسستن پیوسته ها و پیوستن گسسته ها، از رویدادهای آشنای حضرت خیال و عالم خواب اند و همین است که آن ها را محتاج به تعبیر و تفسیر می کند.» (مقاله سوم)

۲. متناقض بودن
«گزارش عارفان از تجربه ها و رویاهای اشراقی و ابرآگاهانه، چنان پارادوکسیکال و متناقض نماست که تردیدی در این خصلت بارز و ویژه رویاهای علوی (و سفلی) باقی نمی گذارد و عجیب نیست که آنان همواره از تنگنای زبان نالیده اند و خواستار زبانی دیگر شده اند که به خیال آنان خیانت نکند و توانای توصیف تجارب شان باشد.» (مقاله سوم رویاهای رسولانه)

در تحلیل و نقد مطالب فوق هم چند نکته قابل ذکر است:
ـ آیا چون تجربه ها و رویاهای اشراقی و ابرآگاهانه عارفانه، پارادوکسیکال و متناقض نماست، وحی هم که برای هدایت انسان هاست باید پارادوکسیکال باشد؟!
ـ اگر برخی آیات هم به ظاهر پارادوکسیکال باشد، آیات دیگر تناقض آن را رفع می کند، اما آیا برای تجربه های عارفان ملاکی برای رفع تناقض ها وجود دارد؟ البته در فلسفه عرفان تلاش شده تا معیارهایی ارائه شود و اگر نتوان آن تناقض ها را حل کرد، آن تجربه های عرفانی قابل پذیرش نخواهد بود.
ـ آیا از این مطلب که تجربه ها و رویاهای عارفان پارادوکسیکال و متناقض نماست می توان نتیجه گرفت که آموزه های وحیانی را هم باید پارادوکسیکال دانست؟ آیا این قیاس مع الفارق نیست؟
ـ برای صحت و سقم تجربه های عارفان باید معیار ارائه داد تا تجربه های رحمانی از شیطانی جدا شود، اما پیش فرض ما در وحی، نفی هرگونه امور شیطانی است.

۳. بیان ناگفتنی ها
سومین ویژگی رویا را سروش چنین بیان می کند:

«رویا برای گفتن ناگفتنی ها و نمودن نانمودنی هاست. همچنان که شعر اصیل و هنر اصیل چنین اند. پرنده حقیقت که در قفس تنگ واقعیت نمی گنجد، به فراخنای فضای خواب و شعر پناه می برد تا دهان خود را بگشاید و به زبان شعر و رویا سخن بگوید. رویا و واقعیت، خواب و بیداری یک پیوستارند و هر جا زبان بیداری قاصر آید، رویا به کمکش می شتابد تا ناگفتنی ها را بگوید. بلی خواب های پریشان داریم، همچنان که شعرهای سست و تهی داریم، ولی خواب های متعالی هم داریم، و رویاهای رسولانه از این جنس اند.» (مقاله دوم رویاهای رسولانه)

در تحلیل و نقد عبارات فوق هم چند نکته قابل ذکر است.
ـ با چه تحلیلی از هستی و چیستی رویا سروش ادعا می کند که رویا برای گفتن ناگفتنی ها و نمودن نانمودنی هاست. علت رویا چیست؟ آیا خداست یا نفس انسانی؟ آیا این ناگفتنی ها از ناخوداگاه انسان برمی خیزد یا عاملی ماوراءطبیعی در این امر دخالت دارد؟ چرا ناگفتنی ها باید در خواب آشکار شود؟ در عالم بیداری شاعر ناگفتنی ها را به زبان شعر بیان می کند و می توان او را فاعل و گوینده شعر دانست، اما در خواب، فاعل کیست؟ چه کسی می خواهد ناگفتنی ها را بیان کند؟ آیا فردی که خواب می بیند، چون در عالم بیداری نمی تواند ناگفتنی ها را بیان کند، آن ها را در عالم خواب بیان می کند؟ در بحث از خواب ده ها پرسش بی جواب وجود دارد که سروش به سادگی آ ن ها را کنار می گذارد.
ـ از این مطلب که برخی ناگفتنی ها در خواب ها، آن هم با تعبیر درست آن آشکار می شود، نمی توان نتیجه گرفت که ناگفتنی ها در خواب آشکار می شود.
ـ مرز میان خوابی که در آن ناگفتنی ها آشکار می شود با خواب های آشفته و پریشان چیست؟
ـ آیا بسیاری از بزرگان ناگفتنی های خود را به زبان رمز و یا به صورت شعر بیان نکرده اند؟ شعری که در عالم بیداری سروده می شود، معضلات کم تری تا رویا دارد؛ چرا که آفات خواب را کم تر دارد.
ـ اگر نزول وحی برای هدایت انسان هاست، چرا خداوند باید از ابزاری استفاده کند که معضلات بسیار دارد و قاعده و روش درستی هم برای تعبیر آن وجود نداشته باشد.
ـ به چه دلیل رویاهای رسولانه از جنس خواب های متعالی است؟ اساساً ملاک تمایز خواب های متعالی از خواب های پریشان چیست؟ اگر رویا امری پریشان، متناقض، برهم زننده معیارها و قابل صدق و کذب نیست، دیگر چه جای بحث از خواب های متعالی می ماند؟ اصلاً تعریف خواب های متعالی چیست؟ اگر مراد، رویای صادقه است و رویاهای رسولانه هم صادقه است، پس ویژگی هایی که سروش برای خواب ذکر می کند، شامل رویاهای پیامبران نمی شود و در این صورت اگر هم به فرض محال آیات وحیانی حاصل رویاهای پیامبر است، دیگر چرا سروش از پریشانی و تناقض های آن ها سخن می گوید؟

نظرات کاربران درباره کتاب نقدی بر رویاهای رسولانه