فیدیبو نماینده قانونی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب محمد(ص)، پیامبر بت‌شکن

کتاب محمد(ص)، پیامبر بت‌شکن

نسخه الکترونیک کتاب محمد(ص)، پیامبر بت‌شکن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب محمد(ص)، پیامبر بت‌شکن

پیامبرْ مردم را از یک الوهیتِ خیالی رهاند. برای نخستین بار در تاریخْ اندیشه را به نیکوترین شکل آزاد کرد و از ویرانۀ بت‌ها راهی به علم گشود. دیگر دریاها، کوه‌ها و ستارگان حریم‌هایی نبودند که فکرْ فقط با زنجیرهای سنگینی از قداست می‌توانست به آنها نزدیک شود. پیامبر مسلمین را به فراگیری علم خواند تا آن را برای خیر آدمی به کار گیرند. آنها را به باز کردن قفل‌های طبیعت به یاری تأمل و تجربه فراخواند. دستور داد تا «علم بیاموزند حتی اگر در چین باشد.»

ادامه...

بخشی از کتاب محمد(ص)، پیامبر بت‌شکن

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

تاریخ مطالعه و شناخت پیامبر اسلام تا ابد ادامه می یابد، چراکه حقیقت وجودی حضرت محمد(ص) و جوهر نبوی حضرتش از ازل تا ابد جریان دارد و به حقیقت متعال پیوند خورده است.
امام موسی صدر، از شمار محققان اندیشمند اسلام شناسی است که با آگاهی از نیازهای زمان، حاصل مطالعه و شناخت خود را در مناسبت های زمانی و مکانی گوناگون و به فراخور مخاطب بیان کرده است.
از این رو در مجموعه سخنرانی ها، نوشته ها و مصاحبه های ایشان همواره به نکات تازه ای در امر شناخت پیامبر اسلام برمی خوریم.
دفتر حاضر ترجمه مقاله ایست از ایشان تحت عنوان محمد پیامبر بت شکن که به زبان عربی در دوهفته نامه النهج در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰م. مطابق با ۲۳ شهریور ۱۳۳۹ه.ش به چاپ رسیده است.
امیدواریم بتوانیم در دفترهای آینده ره آوردهایی از سفر شناخت و شهود امام موسی صدر را برای شما به ارمغان آوریم.
موسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام موسی صدر بنا دارد برخی از سخنرانی ها و مقالات مهم امام موسی صدر را در قالب مجموعه ای با عنوان پرتوها، ساده و زیبا، منتشر کند تا امکان تهیه آثار گوناگون ایشان و مطالعه آنها را برای علاقه مندان آسان تر سازد. چشم انتظار همدلی و همفکری شما هستیم.

موسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام موسی صدر

محمد، پیامبر بت شکن

متن زیر ترجمه مقاله امام موسی صدر است که در دو هفته نامه النهج در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰م. مطابق با ۲۳ شهریور ۱۳۳۹ه.ش، به مناسبت میلاد حضرت رسول، به چاپ رسید.

از سپیده دمِ آفرینشِ آدمی، ذهن او در پی شناخت بود. از همین رو، درخود و پیرامون خود به کشف ناشناخته ها پرداخت و در طی هزاران سال با تلاشی جانکاه به دنبال حقیقت گشت. آنچه بیش از همه آدمی را به تکاپو وا می داشت و او را به اندیشیدن برمی انگیخت ترس او از سرنوشت خویش بود. آدمی خود را در جهانی پر مهابت، که از زمین و آسمانش دشمنانی بزرگ بر او چیره می کرد، ناتوان می دید و یارای برابری با آنها را در خود نمی یافت. امنیت و ثبات دو انگیزه ژرف و دوهدف دوردست در پس نگاه های خیره و ترسان او در معمای طبیعت بودند.
برای تحقق امنیت و آسایش تنها دو راه پیش رو داشت:

۱. چیرگی بر طبیعت؛
۲. سازش با طبیعت از هر راه ممکن.

چون آدمی در آن مرحله از تحققِ امر نخست فرو مانده بود، به اکراه به کوشش برای تحقق امر دوم تن داد. از این رو، به خلق اوهام گوناگون و بندگی آنها پرداخت. قرآن نیز این حقیقت را بیان کرده است، همچنان که این مسئله در تاریخ ادیان و عقاید نیز دیده شده است.
جهل، که در آن هنگام دلیل موجهی بود، در روزگاران دیرپای دوره بت پرستی مایه دوری انسان از جایگاه والایش بود. مقصود ما از بت پرستی، مفهومی اعمّ از نظام شرک آلود است. آنچه میان ساخته دست آدمی و معبودهای او مثل اجرام آسمانی و درختان و حیواناتْ مشترک است، همان وهمِ برساخته در این نمادهاست، که آدمیان، به شیوه ای فریبکارانه و برای مجاب کردن عقل، در برابرِ آن اوهام فروتنی ورزیدند. آدمی، همان طور که کودکانش را با سرگرمی ساکت می کند، عقل خویش را خاموش کرد.
در آن مرحله طولانی و دشوار، آدمی، بنا بر غریزه ترس، در برابر اجرام طبیعی، مانند خورشید و ماه، سر فرود آورد. او به امید کسب روزی در برابر حیوانات و درختان کمر خم کرد.
پس از آن در برابر ساخته هایی که خیالش آنها را جسمیت بخشیده بود و نمادی از خدایانش بودند، تعظیم کرد. او این خدایان را در معبدهایی نزدیک خویش ساخت، تا هرگاه از چیزی می ترسید یا چیزی می خواست به آنها پناه برَد. این بت ها انسان را از علم آموزی و دریافت حقایق بازداشتند. چرا که به نظر او قداست این بت ها مانعِ اندیشیدن در ماهیت و کنه آنها می شد. آدمی به جای تحلیل و علت یابیِ رخدادها بسنده می کرد به اینکه حوادث بنا بر اراده های عُلوی جریان دارد. اگر احترام آنها بر او واجب است به ناچار کمتر از آن است که راز آنها را دریابد.
بنابراین، در خود این جرئت را نمی دید که از زیر سلطه طبقه ای از مردم، که اعتقاد داشتند قداست خدایان را دارند، به درآید. آدمی اعتقاد داشت که اوضاع جهان ثابت است و دگرگونی نمی پذیرد. نظام های مقدس است که مشکلات را آفریده و با مقدراتش بازی می کند و چون چیزی نداشت که با او برابری کند از روی درماندگی و به سبب رنجی که از آن می برد نزدیکش شد. این نظام شرک آلود در خدمت بت هایی از بشریت بود، مانند طبقات بزرگان و اشراف از شاهان و شاهزادگان و ثروتمندان. افزون بر این، انسان هر خرافه ای را باور داشت. این خرافه ها را بر فلسفه سستی که با ظواهر طبیعت پیوند داشت بنا می کرد.
اگر قمر در برج عقرب بود آن را شوم می پنداشت و دست از حرکت و کار می کشید؛ می ترسید به شرّی از سوی خدا دچار شود، زیرا که در آن زمان مزاج خداوند، نعوذبالله، مضطرب و در معرض بحران های عصبی است. نیز بت هایی از عادت و سنت می پرستید. این سنت و عادت، سنگین ترین غل و زنجیرها بر آدمی و پراثرترین چیزها در جمود و واپس ماندگیِ او بودند. ذات او بزرگ ترینِ بت ها بود و چه بسا همچنان باشد. آن ذات را می پرستید و هیچ چیز را نمی دید مگر از دیده آن؛ حق آن بود که ذات او می گفت، هر چند باطل باشد و باطل همان بود که ذات او می گفت، اگر چه حق باشد.
انسان در فراز و فرودهای تاریخ چنین بود و بدین گونه اجتماعش شکل گرفت. در آن دوران ها انسان فضایلی هم داشت. یکی از فضایل انسان این بود که به تجاربش آگاه بود و از نتایج آنها سود می برد. رفته رفته بنا بر قوانین مسلم پیشرفت کرد؛ قوانینی که ما آنها را الهی می دانیم و دیگران مادی اش می خوانند. وقتی فلسفه به صورت قوام یافته و پخته ظهور یافت، فلاسفه ندای آزادی انسان را از زنجیرهایش سر دادند و مردم را به شکستن بت های گوناگونشان فرا خواندند. اما واپس گرایان و سوداگرانِ عقیده، انگِ الحاد و کفر بر آنان زدند و دعوتشان را با منزوی کردنشان ناکارآمد کردند.
آنچه به منزوی شدن فلاسفه کمک کرد این بود که آنان عقل را مخاطب می ساختند نه دل را. کمتر کسی از مردم تحت تاثیر این زبان قرار می گیرد و به آن پاسخ می گوید. از این رو، دیگر برای پیشرفت اجتماعی و به کمال رساندن انسان چاره ای جز دخالت خدای سبحان نبود.
کار رسولان، در اثربخشی، به کلی با فلاسفه متفاوت بود. چرا که پیامبران عقل آدمی را در چارچوب وجدانشان مخاطب می ساختند. دین، چنان که متخصصان، با الهام از پیامبر، تعریف کرده اند «فطرتی است که انسان را به خالقش پیوند می دهد» و دعوت الهی از این فطرت آغاز شد. این بینش بزرگ ترین عامل توفیق انبیا در رسالتِ به حقّشان بود. ارتباط غریزی میان آدمی و خدایش رسالت انبیا را آسان می ساخت، اما در رسالت فلاسفه سودی نداشت.
در حالی که فیلسوفان خود را تنها و آسیب پذیر می دیدند، پیامبران در ژرفای احساسات مقدس و اصیل آدمیان جای داشتند. هرگاه مردم برای حفظ سنت یا امری موروثی به آنان جفا می کردند، دعوت از دریچه ایمانِ به خدا به درون آنان راه می یافت.
رسالتِ همه انبیا یکی است و اختلافشان تنها به ادوار زندگی بسته است؛ ادوار زندگی با توجه به تکامل و تکوین. جوهر انقلاب پیامبران بر ضد بت پرستی، به هر شکلی که باشد، در مراحل و ادوار مختلف تفاوتی نمی کند. زیرا که آنان رهبرانی رهایی بخش اند؛ به دقیق ترین معانیی که ما امروز از این دو واژه (یعنی رهبر و رهایی بخش) درمی یابیم. گزاف نیست اگر بگوییم که حضرت محمد(ص) بزرگ ترین پیامبر است و انقلاب او بزرگ ترین انقلاب. این بیانِ واقعیِ این انقلاب است و نتایج این انقلاب و تاریخ، این را ثابت کرده است.
در این گفتار برآنیم که عظمت پیامبر را با پاره ای کارهای قهرمانانه اش برای آزاد ساختن بشر از بندها و بت ها به سوی جهانِ بهتر برشمریم.
یکم: پیامبر در جهانی که فرقه ها و گرایش های متفاوتی در آن بودند دعوت خود را بر توحید بنیان نهاد. در دنیا خدایان بی خردی برساخته بودند که خود منجلاب های تفرقه، رسوایی و نادانی بودند. پیامبر اسلام در دعوت رهایی بخش خود با سختی هایی روبه رو شد که خود، در حالی که او فداکار و شکیبا بود، چنین می گوید:

هیچ پیامبری آنچنان که من آزار دیدم آزرده نشد.(۱)

او با ردّ شرک و زشت شمردن بت پرستی دعوتش را برای ژرفا بخشیدن به این اصلِ جامعِ رسالتش (یعنی توحید) آغازید. تا اینکه در یوم الفتحْ پیروزیِ درخشانش را به اوج رساند و علی، جوانمردِ اسلام، را بر شانه هایش بلند کرد. خداوند با این پیروزی او را برتری بخشید. در آن روز علی(ع) دستان خود را زیر بزرگ ترین بت، هبلِ یک چشمِ وصله دار، برد و آن را از ریشه برکند. بت های کوچک را نیز برکند تا با نابودی آنها نظام شرک را از میان ببرد.
پیامبر، در نبرد با شرک، به از میان بردنِ ظواهر شرک بسنده نکرد بلکه در سنگرگاه های اصلی آن، یعنی جان ها و دل ها، به مبارزه با آن پرداخت و جان ها و دل ها را از نگرانی ها و وسوسه ها پاک کرد. پیامبر می فرماید:

شرک پنهان تر است از جنبش مورچه ای سیاه بر تخته سنگی در شبی تیره.(۲)

چه انگیزه ای نیرومندتر از حسِ خطر از پیرویِ شرک و مقابله با اثرش در راه های تاریک و لانه های پنهانِ آن و چه نیرویی بهتر از این احساسْ با خطرِ کمین کرده در درون سینه ها و جان ها مقابله می کند؟

نظرات کاربران درباره کتاب محمد(ص)، پیامبر بت‌شکن

بسیار زیبا
در 3 هفته پیش توسط مندوووس