فیدیبو نماینده قانونی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب علی (ع)، موحد بود و بس

کتاب علی (ع)، موحد بود و بس

نسخه الکترونیک کتاب علی (ع)، موحد بود و بس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب علی (ع)، موحد بود و بس

اگر امروز دنیا بخواهد علی (ع) را بشناسد، دو راه دارد؛ یک راه از تاریخ می‌رود و کتاب‌ها را می‌بیند و علی (ع) را از راه تاریخ می‌شناسد، یک راه دیگر هم امروز برای شناختن علی (ع) هست. اگر آمدند و گفتند که علی(ع) را چگونه می‌توان شناخت، می‌گویند می‌گویند می‌رویم از پیروانش می‌شناسیم. فرض کنیم کسی می‌خواهد علی (ع) را بشناسد، می‌خواهد پیروان علی (ع)، مامورین علی (ع) ، دنباله‌روهای علی (ع)، شیعیان علی (ع) را بشناسد تا علی (ع) را بشناسد. چه می‌بیند؟ آیا علم می‌بند؟ آیا علاقه به یتیمی که در علی (ع) بود، می‌بیند؟ آیا خدمت به مردمی را که در علی (ع) بود، می‌بیند؟ آیا شجاعت و صراحتی را که در علی (ع) بود، می‌بیند؟

ادامه...

بخشی از کتاب علی (ع)، موحد بود و بس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

آن زمان ها، پنجاه سال پیش، امکانات ضبط صدا و تصویر عمومی نبود و در انحصار دستگاه های رسمی و شبکه های رادیو و تلویزیون بود. به علاوه مرسوم هم نبود که سخنرانی ها و مباحثه ها و مناظره های گوناگون را ضبط کنند. چه گنج هایی از حکمت که ثبت نشد و چه ابوابی از معرفت که به روی ما گشوده نگردید! جای بسی دریغ و افسوس!
دهه های دوم، سوم و چهارم قرن جاری را می توان سال های بسیار حساس و پراهمیتی در فرآیند روشنگری و روشنفکری اصیل دینی دانست. ایران، مصر، لبنان، ترکیه و تا حدودی شبه قاره، بستر تولد اندیشمندان و مصلحانی است که از حوزه های علمیه یا مجامع و مدارس اسلامی برخاسته اند؛ وجه مشترک همه این متفکران و مصلحان، اجتهاد و شناخت جامع ایشان از آموزه های اسلامی، آگاهی از ویژگی ها و مختصات زمان و باور عمیقشان به ظرفیت ها و توانایی های دین خاتم در حل مشکلات زمان است.
امام موسی صدر یکی از این مجتهدان متفکر مصلح است که خورشید وجودش در قم و نجف از دهه های سوم و چهارم درخشیدن گرفته و به لبنان و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی برخی کشورهای اروپایی ازجمله آلمان و فرانسه تابیده است.
متاسفانه، علیرغم همه تلاش های موسسه، هنوز نتوانسته ایم بیش از سه چهار سخنرانی ضبط شده از ایشان به زبان فارسی بیابیم. آنچه که در این دفتر فراهم آمده، یکی از آن سخنرانی های فارسی است که از آرشیو صدای جمهوری اسلامی گرفته ایم. امام موسی صدر در این سخنرانی دیدگاه جدیدی را در پیوند با ضرورت و شناخت حضرت علی(ع) مطرح می کنند که پس از ۳۷ سال هنوز حلاوت و تازگی آن حفظ شده است. این ویژگی را شاید از عنوان آن علی(ع) موحّد بود و بس می توان استشمام کرد.
فرصت مغتنمی است که از همه خوانندگان گرانقدر تقاضا کنیم تا اگر دست خط، نوار، نامه، عکس، خاطره یا هر اثر و سندی از امام موسی صدر دارند برای موسسه فرهنگی ـ تحقیقاتی امام موسی صدر ارسال فرمایند.

علی(ع) موحّد بود و بس

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا و نبینا و مولانا محمدص و علی الِه الطیبین الطاهرین.

قبل از هر چیز باید برای این فرصتی که به من ارزانی شده و همچنین برای افتخار دیدار کاشان، این شهر عظیم و مقدس، دارالمومنین و دارالعلم، از آقایانی که مسبب این دعوت و افتخار بوده اند، تشکر کنم. دوست دارم خدمت آقایان عرض کنم دعوت بنده که ساکن لبنان هستم و یا آقای صدر بلاغی که مسافرت هایی به خارج کرده اند به این مجلس و برای این مناسبتِ عزیز، به این معنا نیست که اینجا کسی برای صحبت یا سخنرانی وجود ندارد. در همه جا خداوند رجال خودش را گماشته است و امیرالمومنین رهبران مردم را تایید می کند. حجت بر نتیجه موفق عمل آقایان همین ایمان مردم است که نتیجه جهاد و جهد و تلاش علمای گذشته و حاضر این شهر مقدس است. منتهی این کار سنت بسیار جالب و مفیدی است که حضار و هموطنان بتوانند مومنین، شیعیان و روحانیون خودشان را، در هر جا که هستند، بشناسند. برای شما چقدر دلپذیر است که بدانید یک نفر روحانی، یک نفر عالم دینی، از ایران می رود به لبنان و بدانید که در لبنان هفتصد هزار نفر شیعه زندگی می کند؛ شیعیانی که حضرت صادق(ع) از آنها به شیعیان استواری تعبیر می کند که در روز غربت دین و مذهب، دین را تنها نمی گذارند؛ شیعیانی که از برکات وجودی صحابی بزرگ، حضرت ابوذر(ع)، به وجود آمده اند.
برای شما خیلی دلپذیر است که بدانید در لبنان هم شیعه هست و یک روحانی، با همین شکلی که امروز پیش شماست، آنجا کار می کند و بدانید همان گونه که قلب های شما با نام عزیز امیرالمومنین به لرزه درمی آید، در جاهای دیگر، در اروپا، در هامبورگ، در همه جای دنیا، مردمی به این نام مقدّس عشق می ورزند و به این شخصیت بزرگ احترام می گذارند.
پس اگر ما به این مجلس می آییم، فکر می کنیم که این داد و ستد، این آشنایی، این بحث تازه و ارائه اطلاعاتِ آن دیار و بیان مناظر جدید، در تقویت ایمان مردم و تربیت آنها اثر بهتری دارد و اِلاّ ما خود آنچه داریم از این دیار برده ایم، در همین جاها خوانده ایم و پیش همین اساتید فراگرفته ایم. چیز تازه ای نداریم که برای آقایان عرض کنیم. شاید منبر بنده یا صحبت بنده از نظر شما حاوی یک چیز تازه باشد؛ گاهی از رو می خوانم، روضه ندارد، مقدمه ندارد، آواز ندارد، تصویر و صوت ندارد، می خواهیم کمی حرف بزنیم، امیدوارم که بتوانم در این روز مبارک جزئی از حق این پیشوای بزرگ را که به نام مبارکش و به نام ولادتش این مجلس عظیم را برپا کرده ایم، ادا کنم و جملگی از برکات این بزرگوار توشه ای برگیریم، چرا که برای کار در لبنان خیلی به توشه و کمک احتیاج داریم. در صف اول جنگیم، سینه به سینه با دشمن رودررو شده ایم. امیدوارم از ایمان شما برادران در قلبم توشه ای جمع کنم تا بتوانیم در آنجا کار بیشتری بکنیم. در هر صورت، از آقایان که قبول زحمت فرموده اند و تشریف آورده اند تشکر می کنم و سخن را آغاز می کنم.
درباره امیرالمومنین بحث های زیادی شده. شما حتماً هر کدامتان صدها منبر درباره این امام بزرگ شنیده اید. هر کدام از شما صدها منقبت و روایت و فضیلت از این مرد در ذهن دارید. هر کدام از شما کتاب یا کتاب های فراوانی درباره این امام نامی، پیشوای بزرگ انسان ها، در خانه دارید. بنابراین، ما چه می توانیم بگوییم که تازه باشد.
درباره امیرالمومنین حرف تازه ای نداریم. شنیده ام این روایت را، البته خودم ندیده ام، که در شب معراج حضرت رسول اکرم(ص)، در آن شهودی که داشتند، به هر معنایی که شهود حضرت در شب معراج تفسیر شود، می بینند هزاران شتر و هزاران هزار کتاب در حال حرکتند. وقتی از آنها می پرسد گفته می شود اینها فضایل علی(ع) است. حالا چه این روایت درست باشد چه نادرست، اگر ما خودمان بیاییم و حساب کنیم و کتاب هایی که درباره امام ما نوشته شده جمع کنیم و بار شتر کنیم، آیا صدها قطار شتر از این کتاب ها به وجود نمی آید؟ آیا کتابخانه های عظیم درباره امام نوشته نشده و وجود ندارد؟ تصور نکنید آنها که کتاب هایی درباره امیرالمومنین نوشته اند، همه پیروان او هستند یا همه شیعیان اویند. آنچه مسیحیان و سایر فرَق درباره علی(ع) نوشته اند، خیلی بیشتر از آن چیزی است که شیعه نوشته است. تعبیراتی که بزرگان مسیحی درباره امیرالمومنین می کنند آن قدر جالب است که هیچ وقت از ذهن خوانندگان این کتاب ها فراموش نمی شود. از این گذشته، دو سال پیش به بنده در لبنان ابلاغ شد که موسسه یونسکو (لابد آقایان شنیده اند که یونسکو یک موسسه فرهنگیِ تابعِ سازمان ملل متحد است و شما می دانید سازمان ملل موسسه ای جهانی است که همه کشورهای جهان در آن عضوند و از مهم ترین و عظیم ترین موسسات دنیا است. یکی از شاخه های آن، که به امور فرهنگی رسیدگی می کند، سازمان یونسکو نام دارد) تصمیم گرفته است که هفته ای را به نام تجلیل از مقام مقدس امیرالمومنین برپا کند و از دانشمندان بزرگ دنیا خواسته است که هرکدام درباره یک موضوع از دریای بیکران امیرالمومنین مقاله بنویسند. اینجا هم به بعضی از آقایان ابلاغ شده بود که خودشان را برای برپاییِ چنین مجلسی آماده کنند. حالا ما در مقابل این دریای باعظمت و یا به تعبیری که آقایان در دعوت خود نوشته اند، «لایتناهی»، چه باید بگوییم؟
کدام بُعد امام را مورد بحث قرار دهیم؟ بنده، برحسب ذوقم، نکته ای را برای صحبتم مورد توجه قرار داده ام، که به نظرم نکته آموزنده ای است؛ جنبه تربیتی دارد و به کار روزمره ما می خورد. امیدوارم هدیه متواضعانه ای از من به پیشگاه مقدسش باشد. نخست یک مقدمه کوتاه می گویم.
صفات انسان، یعنی صفاتی که انسان به آنها متصف می شود، گاهی به صورت عادت درمی آیند؛ به اصطلاح علمای ما، برای انسان ملکه می شود. مثلاً گاهی اوقات می بینید آدم بخیلی، آدم خسیسی، به قول خود ما پول سنگینی را برای یک مدرسه، یک بیمارستان، یک مسجد، یا به یک خانواده فقیر می دهد. ناگهان در عمرش یک حالتی برایش پیدا می شود و این کار را انجام می دهد. این را در اصطلاح علما «حال» می گویند، قبل و بعد هم دیگر ندارد. از اول عمرش تا امروز بخیل بوده، از فردا هم تا آخر عمرش بخیل خواهد ماند. امروز برقی زده و این شخص کرَمی کرده است. گاهی آدم ها این گونه هستند. اما برخی انسان ها به حسب طبعشان کریمند. یعنی به کرَم عادت دارند. انسان کریم هرچه به دستش بیاید می دهد. برایش فرق نمی کند، به مورد باشد یا بی مورد، به اهل یا به نااهل. به فقیر می دهد به غنی هم می دهد. داشته باشد می دهد، نداشته باشد هم می دهد. این را می گویند صفت «عادت»، می گویند «ملکه». ملکه یعنی صفتی در انسان هست که انسان بدون فعالیت و بدون صعوبت و مشقت می تواند کارهایی را انجام دهد. این صفات از او صادر می شود. این را ملکه می گویند. البته مثال که می زنیم می گوییم مثلاً حاتم طایی کریم بوده. کریم بوده یعنی چه؟ یعنی یک روز پول داده به فقیر؟ نه. یعنی هرکس وارد خانه اش شده گفته اهلاً و سهلاً. هرکس مهمانش شده به او احترام گذاشته. هرکس از او چیزی خواسته به او داده. دیگر مالک هیچ چیزش نیست. نمی تواند خودش را نگه دارد. صفتش است. ملکه اش است. این را ملکه می گویند. یا مثلاً می گوییم که عمرو بن معدی کرب یا رستم یا زیگفرید. هر کشوری قهرمانی دارد، قهرمانی که شجاع است. «شجاع است» یعنی چه؟ یعنی در مقابل بنده شجاع است؟ نه. یعنی پیش قوی شجاع است، پیش ضعیف شجاع است، پیش دشمن شجاع است، پیش دوست شجاع است، همه جا شجاع است. شجاعت در شخص شجاع مثل نور خورشید از او می تراود ـ بدون اختیار و توجه. این را «ملکه» می گویند.
درباره امیرالمومنین ما می خوانیم که کریم است، شجاع است، رئوف است، رحیم است. می خوانیم که علی(ع) نسبت به یتیم آن گونه است، نسبت به دین آن چنان غیور است. همه صفاتی که درباره امیرالمومنین می خوانیم، فکر می کنیم که علی(ع) عبارت است از ده ها حاتم طایی و سحبان و رستم و معدی کرب. اگر ده ها تن از این قهرمانان تاریخ را بجوشانیم و یک وجود تازه به وجود بیاوریم، این می شود علی(ع). این گونه تصوری از علی(ع) داریم. علی(ع) شجاع است، یعنی دارای ملکه شجاعت است، یعنی سر نترس دارد. اگر گفتیم علی(ع) کریم است، یعنی دست و دلش باز است، یعنی نمی تواند چیزی داشته باشد و به کسی ندهد. این چنین فکر می کنیم. در حالی که بنده خیال می کنم مطلب چنین نیست. علی(ع) شجاع هست اما نه مثل رستم و عمرو بن معدی کرب. علی(ع) کریم است اما نه مثل حاتم طایی. علی(ع) فصیح است امّا نه مثل سحبان. علی(ع) غیور است اما غیرتش مثل غیرت های ما نیست. علی(ع) صفاتش منشا دیگری دارد. اما چگونه؟ نگاه اجمالی به زندگی مولا به ما مناظر عجیبی نشان می دهد. به ما نشان می دهد که علی(ع) گاهی خیلی شجاع است، گاهی نیست. علی(ع) گاهی خیلی کریم است، گاهی خیلی بخیل به نظر می آید. علی(ع) گاهی خیلی غیور است، گاهی خیلی صابر است. علی(ع) گاهی خیلی متواضع است، گاهی هم متواضع نیست. می پرسید چگونه؟
بنده برای شما به کلام خودش استشهاد می کنم، تا ببینید علی(ع) صفاتش به گونه ای دیگر است. می گوییم علی(ع) شجاع است. در اینکه دیگر شکی نیست. علی(ع) اسدالله غالب است. خودش می گوید:

و اللّهِ لو تظاهرتِ العربُ علی قِتالی لَما وَلیتُ عَنها
اگر تمام عرب پشت به پشت هم بدهند و به جنگ من بیایند من فرار نمی کنم.

یک جای دیگر می گوید:

لا ابالی ادخلتُ علَی الموتِ امِ الموتُ خَرجَ علیّ
برای من فرقی نمی کند که من در کام مرگ فرو روم یا مرگ به من حمله کند.

مرگ برایش وحشتی ندارد. این اسمش شجاعت نیست؟ حضرت رسول اکرم(ص) درباره امیرالمومنین می فرماید:

و اللّهِ انَّهُ جیشٌ فی سبیلِ اللّه
به خدا سوگند علی یک لشکر در راه خداست.

پس او شجاع ترین شجاعان است. این شجاعت اوست. حالا همراه ما بیایید و شب های علی(ع) را تماشا کنید. از زبان «ضرار»، یکی از دوستان نزدیک حضرت امیرالمومنین، می شنویم. ضرار از حضرت علی(ع) برای معاویه تعریف می کند:

رایتهُ و قد ارحی اللیلُ سُدولَه و هو قائمً فی محرابِه قابضً علی لِحیتِه یتملمَلُ تململَ السلیمِ و یبکی بکاءَ الحزینِ و یقولُ آه، آه من قله الزادِ و طولِ الطریقِ و بُعدِ السَّفرِ و عظیمِ الموردِ...
اگر شب او را می دیدی، می دیدی ایستاده است، ریشش را به دستش گرفته، روی زمین می غلتد و مثل مارگزیده ناله می کند و می گوید: خدایا، آه از راهِ دور و کمی بضاعت و وحشت آینده.

معاویه، باید شب های آن علی شجاعی را که آتشی در کام دشمنان است ببینی.
پس کجا رفت آن شجاعت؟ می پرسیم: ای علیِ شجاع، چرا اینجا شجاع نیستی؟ تو که می گفتی من از مرگ نمی ترسم، چرا اینجا مثل مارگزیده ها به خود می پیچی؟ شجاعتت کجاست؟ جواب این حرف چیست؟ آیا حالا می توانید بگویید که علی(ع) شجاع است؟ حالا برای شما صفت دیگر حضرتش را شرح می دهم. می گوییم علی(ع) کریم است. دشمنش معاویه در وصف کرمش می گوید:

واللهِ لوکان له بیتان احَدُهما من التبنِ آخرُهُ من الذَّهبِ ینفدُ الذَّهبُ قبلَ ان ینفدَ التَبنُ.
خدا می داند اگر علی دو انبار بزرگ داشته باشد یکی از آنها پر از طلا و دیگری پر از کاه، اول آنکه طلاست تمام می شود و بعد انبار کاه.

این کرم علی(ع) است. علی(ع) تا زمانی که طلا دارد نمی تواند کاه بدهد. کرمش را از دشمنش می شنویم. از آن طرف، همین علیِ(ع) کریم را، همین علی(ع) که دنیا به قدر یک استخوان مرده در نظرش ارزش ندارد، همین علی(ع) که پول برایش مانند خاک است یا از خاک بی ارزش تر، در جای دیگر می بینیم که برادر گرسنه و نابینایش، عقیل، در مقابلش ایستاده، می خواهد اندکی افزون تر از سهمیه اش از او پول بگیرد. ببینید با او چه کار می کند؟ برای شما عین عبارت را می خوانم.

وَ الله لَقَد رَاَیتُ عَقیلاً وَ قَد اَملَقَ حتّی استَماحَنی مِن بُرِکم صاعاً وَ رَاَیتُ صِبیانَهُ شَعثَ الشعُور غُبرَ الاَلوان مِن فَقرهِم، کاَنَّما سُوِّدَت وُجُوهُهُم بِالعِظلِم.

نظرات کاربران درباره کتاب علی (ع)، موحد بود و بس

عالی شیوا عملی دوست داشتنی
در 3 ماه پیش توسط has...chi
عالییییی
در 2 ماه پیش توسط سارا حصاری