فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جامعه‌شناسی زنان

کتاب جامعه‌شناسی زنان

نسخه الکترونیک کتاب جامعه‌شناسی زنان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۱,۵۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب جامعه‌شناسی زنان

نگرش‌های فمینیستی و پژوهش فمینیستی هر چند اکنون از سوی جامعه‌شناسی مردم‌محور رایج به رسمیت شناخته می‌شود اما هنوز در حاشیه مانده است. این کتاب نشان می‌دهد که این مقولات در آموزش و پژوهش جامعه‌شناسی نقشی محوری دارند. نظریه‌های مردانه‌محورانه و یافته‌های پژوهشی آنها، در بهترین حالت خود، ناقص‌اند زیرا نمی‌توانند دیدگاه زنان را به درستی مورد توجه قرار دهند. جامعه‌شناسی را باید از اساس بازسازی کرد تا بتواند دانشی را که فمینیست‌ها تولید کرده‌اند در دل خود جای دهد. آشنایی با مطالبی که در کتاب عرضه شده برای دانشجویانی که به رشته جامعه‌شناسی وارد می‌شوند ضرورتی انکارناپذیر است.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.32 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۷۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جامعه‌شناسی زنان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. مقدمه: نقد فمینیستیِ جامعه شناسی مردمحورانه و راه پیشِ روی

جامعه شناسی علمی است زیر سلطه ی مردان و این واقعیت در نظریه ها و روش ها و تحقیقات و آموزش این علم، معانی و کاربردهای اساسی دارد. با وجود انتقادهایی که دست کم در بیست سال اخیر به پیش داوری ها و جانب داری های مردانه ی جامعه شناسی وارد شده هنوز تغییر چندانی در این علم پدید نیامده است. و اگرچه تعداد زنانی که درس جامعه شناسی می خوانند بیش تر است هنوز مدرسان مرد اکثریت دارند. زنان را از احراز مناصب بالا در این رشته محروم می کنند و از سوی دیگر به آن ها جامعه شناسیِ مردانه می آموزند یعنی دانشی را القا می کنند که در توجیه جایگاه فرودستِ زنان در ساختار اجتماعی بریتانیای امروز نقش مهمی دارد. به گفته ی آن اُکلی:

جانب داریِ مردانه بر پیکره ی علم جامعه شناسی چنان سایه یی می اندازد که نادیده گرفتن زنان در آن تنها نقصی سطحی نیست بلکه بینش مردانه یی است که در ساختار آن ریشه دوانده است. توجه به مردان، که به تعاریف نیز راه پیدا کرده است، از همان ابتدا زنان را به موضوعی حاشیه ئی تبدیل می کند. د.(اُکلی، ۴:۱۹۷۴a)

بااین حال، تغییراتی رخ داده است. جامعه شناسان دیگر نمی توانند زنان و تقسیمات جنسیتی را نادیده بگیرند، و بحث و جدل هایی نیز بر سر تغییرات لازم برای چیرگی بر این جانب داری های مردانه درگرفته است. کتاب هایی که زنان با نگرش فمینیستی در زمینه ی جامعه شناسی نوشته اند پیوسته انتشار می یابد. اخیرا ناشرِ زنی به ما گفت که وقتی در سال ۱۹۷۵ دست به نشر آثار فمینیستی زد همه فکر می کردند دیوانه است، اما اکنون کمیته ی انتشارات «به هر مطلبی در این زمینه علاقه مند است». با وجود این، هنوز تحقیقات جامعه شناختی بیش تر پیرامون مردان و پسران دور می زند و زنان و دختران نادیده گرفته می شوند. هنوز تمایل به تعمیم نمونه های مردانه به کل جمعیت وجود دارد، و در کتاب های درسی مبحث زنان به صورت ضمیمه یعنی فصل یا مبحثی اضافی افزوده می شود و جای نتایج تحقیق درباره ی زنان در این کتاب ها خالی است. جامعه شناسیِ مردانه که دیگر نمی تواند نگرش های فمینیستی را نادیده بگیرد می کوشد آن ها را در حاشیه مطرح کند، به صورت ضمیمه یی حداکثر در خورِ یک یا دو جلسه تدریس یا واحدی انتخابی که بتوان تدریس آن را با اطمینان به زنان واگذاشت.
ما این مقدمه را از دیدگاه دو جامعه شناس فمینیست سفیدپوست می نویسیم که سالیانی را به تدریس و تحقیق گذرانده اند. در سه سال گذشته، ما در یک دانشکده ی پلی تکنیک مشترکا دروسی را در زمینه ی «تقسیمات جنسیتی و جامعه» ارائه کرده ایم. و از سوی دیگر، هر یک از ما کوشیده است شیوه ی تدریسی متاثر از نگرش های فمینیستی به کار گیرد و همکاران خود را متقاعد کند که باید در محتوای درسی و شیوه ی تدریس خود بازنگری کنند. مقابله ی فمینیستی با جامعه شناسیِ مردانه مستلزم تجدیدنظر اساسی در محتوای این رشته ی درسی و روش های تحلیل آن است؛ چالشی است که دیدن جامعه را از موضع زنان همان اندازه لازم می داند که از دیدگاه مردان.
بسیاری از انتقادهای بالا، به همان اندازه اگر نه بیش تر، درباره ی مسئله ی اقلیت های قومی و نژادی نیز صادق است. جامعه شناسی علمی است که زیر سلطه ی مردان سفیدپوستی بوده و هست که اگر هم از طبقه ی متوسط برنخاسته باشند غایت ایشان طبقه ی متوسط است. زنان به این رشته وارد شده و محدودیت های دیدِ جامعه شناسیِ مردانه را به مبارزه طلبیده اند، اما این زنان نیز به نژاد سفید گرایش داشته اند. زنان سیاه پوست بسیاری از جامعه شناسان فمینیست سفیدپوست را به سبب یک سونگری هایشان به باد انتقاد گرفته اند. در جامعه شناسی به زنان سیاه پوست حتی به اندازه ی زنان سفیدپوست پرداخته نشده است. با توجه به این حساسیت کوشیده ایم مطالبی که درباره ی زنان سیاه پوست و اقلیت ها موجود است از قلم نیافتد.
در این کتاب می کوشیم تاثیری را که فمینیست ها بر جامعه شناسی گذاشته و می گذارند توضیح دهیم. هدف ما کمک به خواننده برای درک جامعه یی است که در آن زندگی می کنیم و به همین دلیل بستر کار خود را بریتانیای معاصر قرار داده ایم. قصد ما این نیست که چشم انداز جامعی از سهم زنان جامعه شناس در نظریه ها و روش های جامعه شناسی یا خلاصه یی از تمام یافته های تجربی ارائه دهیم بلکه مطالبی را گزینش کرده ایم که امکان اثبات نقشی را که فمینیسم داشته است برای ما فراهم می کند. همین که نقدهای فمینیستی از جامعه شناسیِ مردانه را جدی بگیریم پی می بریم که نه تنها باید پرسش های تازه و متفاوتی را طرح کرد بلکه پاسخ به آن ها ابزار تازه، مفاهیم تازه و نظریه های تازه یی می طلبد. زیرا جامعه شناسیِ مردانه که نقش های زنان را طبیعی می پنداشته به بررسی آن ها نپرداخته است. ابزار، مفاهیم و نظریه های جامعه شناسی برای بررسی دنیای عمومی مردان ایجاد شده و برای بررسی دنیای زنان و بررسی روابط میان مردان و زنان کارایی ندارد. پرسش هایی نظیر این که «چرا مردان از کودکان مراقبت نمی کنند؟» و «چرا مردان فرصت تفریح دارند؟» به مباحث مهمی بدل می شوند که باید درباره ی آن ها تحقیق کرد و توضیح داد. نظریه پردازی درباره ی مفاهیمی مانند طبقه ی اجتماعی که از پژوهش های مردمحورانه استخراج شده درست به نظر نمی رسد، و روش هایی که در این پژوهش ها به کار گرفته می شود به کار بررسی زندگی زنان نمی آید.

تخیل جامعه شناختی

در گذشته، جامعه شناسان جامعه شناسی را «علم جامعه» می دانستند و منظورشان این بود که هدف جامعه شناسی تحقیق درباره ی علل پدیده های اجتماعی مانند بزهکاری، بیکاری، طبقه بندی و امثال آن است. تصور می شد با تبیین علل این پدیده ها می توان آن ها را کنترل و اصلاح کرد. جامعه شناسی وعده می داد که مبنایی برای کنترل اجتماعی و نیز برای انجام اصلاحات به دست دهد.
اما این تصور که علوم اجتماعی و به ویژه جامعه شناسی می توانند به این معنا علمی باشند با انتقادهای جدی روبه رو شده است. بحث بر سر این است که با تحقیق تجربی نمی توان علیت را در مورد جوامع انسانی آن گونه که مثلاً در فیزیک و شیمی ممکن است تبیین کرد. و از این گذشته امکان ندارد جامعه شناسان با موضوع پژوهش خود عینی و فارغ از ارزش گذاری برخورد کنند. رویکردهای اثبات گرا که در مطالعه ی جامعه از روش های پژوهشیِ علوم طبیعی بهره می گیرند، با انتقاد انسان گرایان مواجه شده که می گویند انسان به سبب آن که هدف مند عمل می کند از سایر جانداران و اشیاء بیجان متمایز است و هدف ما باید درک رویدادها از دیدِ این عوامل انسانی باشد. از این گذشته، دیدگاه های جامعه شناسان همواره جانب دار است یعنی همواره از موضعی خاص به بررسی رویدادها می پردازند. نظریه ها یعنی شیوه های درک رویدادها اعم از باورهای عرفی روزمره یا نظریه های جامعه شناختی محصولِ داده ها و اطلاعات نیست بلکه، برعکس، خودِ این نظریه هاست که تعیین می کند چه چیز را برای بررسی اولیه برگزینیم و کدام گستره ی تعابیر را می توان اختیار کرد. برای مثال، نظریه های قائل به این که نقش زن طبیعی (یعنی محصول جبریِ طبیعت پیکر او) است پرسش هایی را که می توان درباره ی زنان مطرح کرد و دامنه ی پاسخ های ممکن به این پرسش ها را مشخص و محدود می کند. اگر بپذیریم که مراقبت زنان از کودکان در طبیعتِ آن ها نهاده شده است دیگر این سوال به ذهن ما خطور نمی کند که چرا مردان از کودکان مراقبت نمی کنند. با پذیرش طبیعی بودنِ نقش زن، هرگاه زنان از ایفای نقشِ همسر یا مادر اظهار نارضایتی کنند ناگزیر باید بپذیریم که عیبی دارند، یعنی مثلاً از نظر زیست شناختی کاملاً زن نیستند یا از نظر روانی بیمارند.
میان باورهای عرفی و نظریه های جامعه شناختی تفاوت های مهمی وجود دارد. اولی مبتنی بر ارزش های معمولاً یک سونگرانه ی فردی است، به شواهد نیرومندی اتکا ندارد، و با وجود شواهدی که آن را نقض می کنند هم چنان ماندگار است. باورهای عرفی را اغلب «تعصب یا پیش داوری» می نامیم. همه ی ما پیش داوری هایی داریم. ایراد کار در این است که آگاهانه برخورد نمی کنیم و این پیش داوری ها را بدیهی و طبیعی و بنابراین حقیقی می دانیم. اما جامعه شناسان می کوشند آگاهانه برخورد کنند، تصورات بدیهی را مورد تردید قرار دهند و به دنبال شواهدی در تایید یا ردّ آن ها باشند. علاوه بر این، جامعه شناسان از نتیجه گیری های فردی که خاصِ باورهای عرفی است و «گناه را به گردن قربانی می اندازد» و جهان پیرامون او را طبیعی یا گریزناپذیر می داند پرهیز می کنند. جامعه شناس آمریکایی رایت میلز(۱۹۵۴) این قابلیت را «تخیل جامعه شناختی» نامید یعنی توانایی این تشخیص که مشکلات شخصی در واقع مصایب عمومی است و آن چه ما به مسائل فردی تعبیر می کنیم تنها با بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی قابل درک و توضیح است. مثالی که میلز به کار می برد مفهوم بیکاری بود. برای توضیح این مفهوم اغلب عباراتی به کار می رود که به شرایط فردی اشاره دارد مثلاً کسی که نمی خواهد کار کند، افرادی که حاضر نیستند در ازای دستمزدهای پیشنهادی کار کنند، افرادی که حاضر نیستند به جایی سفر کنند که کار هست، و امثال آن. میلز می گفت این تعابیر فردی ممکن است توضیح دهد که چرا فلان فرد معین بیکار است اما نرخ بالای بیکاری در کل یک کشور را نمی تواند توجیه کند. برای این کار می بایست به دنبال توجیه های دیگری بود از جمله سیاست های اقتصادی دولت، هزینه ی مسکن در مناطقی که کار وجود دارد، انواع کارهایی که عرضه می شود در مقایسه با مهارت های شخص بیکار، سطح درآمد لازم برای تامین خانواده، و از این قبیل.
بنابراین، جامعه شناسی علمی است درباره ی درک رابطه ی میان تجربیات ما و ساختارهای جامعه یی که در آن به سر می بریم. اما در سال های دهه ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ زنان به اعتراض برخاستند که جامعه شناسی با زندگی و تجربیات ایشان ارتباطی ندارد زیرا به جهان صرفا از دید مردان می نگرد. به نظر زنان معترض، اگر دیدگاه های زنان نیز به حساب می آمد نظریه ها و تعابیر موجود جای تردید بسیار داشت. درک ناتوانی جامعه شناسی در پاسخ گویی به مشکلات زنان و در نتیجه ناتوانی از پرداختنِ نظریه یی جامع، فمینیست ها را بر آن داشت که به بررسی دقیق تر علت این امر بپردازند یعنی دریابند که چرا جامعه شناسی، به رغم ادعای بی طرفی، جانب مردان را می گیرد. دوروتی اسمیت(۱۹۷۹) علت را در این دانست که برای تجربیات و مسائل مورد توجه زنان اعتبار قائل نمی شدند و آن ها را ذهنی و شخصی می انگاشتند، حال آن که تجربیات و مسائل مورد توجه مردان مبنای پیدایش دانش واقعی به حساب می آمد. در نتیجه دانش جامعه شناختی زنان را از دریچه ی چشم مردان تصویر می کرد نه چنان که زنان خود را می دیدند. از این گذشته، جامعه شناسی در حفظ فرودستی و سلطه پذیریِ زنان نقش مهمی داشت. این علم که مدعی بود نگاهی مستقل و بی طرفانه به واقعیت دارد، در عمل آن را از دیدگاه مردان می دید.

نقدهای فمینیستی از جامعه شناسی رایج

فمینیست ها چندین انتقاد به جامعه شناسی وارد کرده اند:
۱. کار جامعه شناسی عمدتا تحقیق درباره ی مردان و به تبعِ آن نظریه پردازی برای مردان بوده است؛
۲. یافته های پژوهش هایی که فقط روی مردان انجام شده به همه ی مردم تعمیم داده می شود؛
۳. حوزه ها و مباحث مورد توجه زنان همواره نادیده گرفته شده و بی اهمیت تلقی می شوند؛
۴. هرگاه زنان در تحقیق گنجانده می شوند تصویری تحریف شده و حاکی از پیش داوریِ جنسی از ایشان ارائه می شود؛
۵. جنس و جنسیت به ندرت در مطالعات جامعه شناختی متغیرهای تبیین گرِ مهمی تلقی می شوند.

مختصر آن که جامعه شناسی در بهترین حالت کورجنس، و در بدترین حالت جنس پرست است. یعنی در بهترین حالت، تشخیص نمی دهد که موقعیت زنان در ساختار اجتماعی و تجربیات ناشی از آن با مردان یکسان نیست و بنابراین نباید اهمیت جنس را به منزله ی متغیری تبیین گر(۵) نادیده گرفت. و در بدترین حالت، تجربیات زندگی زنان را عمدا تحریف می کند یا نادیده می گیرد. از این گذشته، از سلطه و بهره کشی مردان از زنان نیز غافل می ماند یا آن را طبیعی می انگارد.
آن اُکلی (۱۹۸۲) برای جنس پرستی موجود در جامعه شناسی سه توضیح ارائه داده است:

۱. جامعه شناسی از سرچشمه ی خود جانب دار بوده است؛
۲. جامعه شناسی عمدتا تخصصی مردانه است؛
۳. در نتیجه ی وجود «ایدئولوژی جنسیت»، جهان به شکل خاصی تصور می شود و فرضیاتی درباره ی نحوه ی تعبیر تفاوت های میان زنان و مردان شکل می گیرد.

بدیهی است که این سه عامل با هم ارتباط دارند. فرضیات جنس پرستانه از همان ابتدا در جامعه شناسی پاگرفت و هنوز شالوده ی نظریه و تحقیق را در این حوزه تشکیل می دهد. علم جامعه شناسی در سده ی نوزدهم پدید آمد و کار جامعه شناسان این بود که تغییرات سیاسی و اقتصادی را درک و بررسی کنند که لیبرالیسم را با تاکیدش بر فردیت، سرمایه داری را با مناسبات طبقاتی ناشی از آن، و هم چنین تاثیر این همه را بر زندگی مردم در بر می گرفت. این تغییرات به رشد شیوه ی تولیدِ کارخانه ئی، تقسیمات و مناسبات تازه ی طبقاتی، افزایش آگاهی سیاسی در (مردانِ) طبقه کارگر، و مشارکت سیاسی عده ی بیش تری از جمعیت بزرگسال (مرد) انجامیده بود. تاثیر مهم این روند در زندگی زنان جدایی روزافزون خانه از کار، جدایی تولید از مصرف و بازتولید، و پیدایش مرامی بود که «جای زن را در خانه می دانست». زنان روز به روز بیش تر تداعی گرِ قلمرو خصوصیِ خانه و روابط خانگی می شدند، و مردان بیش از پیش به قلمرو عمومیِ سیاست و بازار تعلق می یافتند.
جامعه شناسان قلمرو عمومی یعنی دولت و بازار کار را کانون توجه خود قرار دادند و قلمرو خصوصی خانه و روابط خانگی را نادیده گرفتند. دلیل این امر، دست کم تا اندازه یی، این بود که تقسیم کار میان قلمرو عمومی (مردان) و قلمرو خصوصی، یعنی میان مبانی نقش های مردانه و زنانه، طبیعی تلقی می شد به این معنا که برای آن بنیانی جبری و زیستی قائل بودند. بنابراین جامعه شناسی دلیلی برای توضیح تقسیم های جنسیتی نمی دید، و با پذیرش توجیه زیست شناختی لزومی نداشت که جنسیت را متغیری تبیین گر بداند. درنتیجه، زنان از دید جامعه شناسی «پنهان» ماندند.
جامعه شناسی نه تنها زنان بلکه تمامی عرصه ی خصوصی روابط خانگی را نادیده گرفته است؛ در حوزه های مورد توجه زنان نظریه پردازی و تحقیقی انجام نشده است. از این گذشته، جامعه شناسی در ایجاد ابزار تحلیلی لازم برای فهم عرصه های عمومی و خصوصی و روابط متغیر میان این دو ناتوان بوده است. مردان را ساکن هر دو عرصه و در واقع میانجی آن دو تلقی می کنند، اما زنان حتی وقتی در بیرون از خانه شغلی دارند ساکن قلمرو خصوصی به حساب می آیند. در نتیجه، تعبیر نگرش ها و رفتار مردان عموما بر پایه ی جایگاهی است که در جهان عمومی دارند(طبقه ی اجتماعی)، حال آن که در مورد زنان به نقش همسری یا مادری ایشان در قلمرو خصوصی و به شکل پیکرشان استناد می کنند. غالبا گفته می شود که مردان روی رفتار همسرشان نفوذ و تاثیر دارند، اما به ندرت از تاثیر زنان بر شوهرانشان حرفی به میان می آید.
فمینیست ها معتقدند تحقیقات و نظریه هایی که بیش از نیمی از جمعیت انسان ها و قلمرو خصوصیِ روابط خانگی را نادیده می گیرد قابل قبول نیست. جامعه شناسی باید در مورد این عرصه ها تحقیق و نظریه پردازی کند و در کنار طبقه، نژاد و سن برای نظام جنس/ جنسیت نیز اهمیت قائل شود. اگرچه جامعه شناسان نظریه هایی که تقسیم طبقاتی، بزهکاری، موفقیت یا شکست تحصیلی را بر مبنای تفاوت های زیستی تفسیر می کنند نارسا یا نادرست شمرده اند، هنوز برای توضیح نقش زنان در قلمرو خانگی به همین نظریه ها استناد می شود. اعتراض فمینیست ها نیز به همین است.

نظرات کاربران درباره کتاب جامعه‌شناسی زنان

عالی
در 2 سال پیش توسط سارا طلوع
کتاب خوبیه، مفید مختصر متفاوت
در 4 ماه پیش توسط تیام ندری