فیدیبو نماینده قانونی فیدیبو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نوروزنامه

کتاب نوروزنامه
پیشینه و آداب رسوم نوروز باستانی در ایران

نسخه الکترونیک کتاب نوروزنامه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب نوروزنامه

مهم‌ترین و ماندگارترین جشن باستانی ایرانیان نوروز است. جشنی که در دهه‌ها و سده‌های مختلف با وجود جنگ‌ها، تغییر مذهب رسمی،‌ تغییر حکومت‌ها و.. اصالت خود را حفظ کرده و از گزند بلایای متعدد در امان مانده است. واژه جشن در فارسی همپای یسن و از ریشه yaz به معنای ستایش، نیایش و پرستش است. این واژه درواقع واژه‌ای مذهبی است که قدمتی بسیار طولانی دار و همان‌طور که گفته شد برای برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت پیروزی‌ها یا یک واقعه اجتماعی یا یک معجزه در بین جماعت برگزار می‌شد. مجموعه این مراسم‌ها همراه با موسیقی، سرود و رقص‌های مذهبی برگزار می‌شده و در کنار آن معمولا اسب، گاو و یا گوسفند قربانی می‌کردند.

ادامه...
  • ناشر فیدیبو
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.63 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه

بخشی از کتاب نوروزنامه

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

نوروزنامه



پیشینه:

مهم ترین و ماندگارترین جشن باستانی ایرانیان نوروز است. جشنی که در دهه ها و سده های مختلف با وجود جنگ ها، تغییر مذهب رسمی، تغییر حکومت ها و.. اصالت خود را حفظ کرده و از گزند بلایای متعدد در امان مانده است.
واژه جشن در فارسی همپای یسن و از ریشه yaz به معنای ستایش، نیایش و پرستش است. این واژه درواقع واژه ای مذهبی است که قدمتی بسیار طولانی دار و همان طور که گفته شد برای برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت پیروزی ها یا یک واقعه اجتماعی یا یک معجزه در بین جماعت برگزار می شد.
مجموعه این مراسم ها همراه با موسیقی، سرود و رقص های مذهبی برگزار می شده و در کنار آن معمولا اسب، گاو و یا گوسفند قربانی می کردند.
سهمی از قربانی را به آتش می داند و سهم بزرگ تر را در میان مستمندان تقسیم می کردند، با همین جشن ها اقوام مختلف ایرانی در دوره های پیشین سال نو را اعلام می کردند.
اما خاستگاه نوروز بر اساس پژوهش های صورت گرفته به زمان سومری ها (اولین تمدن بشر) برمی گردد. نوروز از یک سو به سومر و کم کم به اکد، بابل و آسور رسید و از سوی راه به ایران و آغازگران تمدن آن یعنی ایلامی ها پیدا کرد.
جشن نوروز با تحویل سال و نقطه اعتدال بهاری آغاز می شود. لحظه ای که خورشید در مسیر خود در ابتدای برج حمل از استوای زمین گذشته و به شمال آسمان می رود.
در گاه شماری خورشیدی لحظه تحویل سال تعیین کننده نخستین روز (هرمز یا هورمزد) از ماه فروردین است. چنانچه آغاز سال قبل از ظهر و در نیمه اول شبانه روز باشد همان روز عید است و درصورتی که بعدازظهر باشد، فردای آن نوروز است.
روزهای خاصی در تاریخ کشور باستانی و متمدن ایران وجود دارد که یادآور حکایت ها و وقایعی مهم و تاثیرگذار است. درباره فلسفه و علل پیدایش جشن نوروز نظرات متفاوتی وجود دارد که برخی از این نظرات در اینجا آمده است.
با توجه به روایت های افسانه ای اسطوره ای ایران آغاز پیدایش جشن نوروز را به جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی ایران نسبت داده اند. قدمت این اسطوره به عصر هند و ایرانی می رسد.
در اوستا، کهن ترین کتاب ایرانیان به جمشید «یم Yima» اشاره شده است. در این روایت؛ جم، دارای فره ایزدی بوده که به فرمان اهورامزدا به جنگ با اهریمن پرداخته که موجب خشک سالی و قحطی و نابودی خیروبرکت شده بود.
با نابودی اهریمن وی بار دیگر شادمانی و خرمی و خیروبرکت را به مردم ارزانی داشته و هر درختی که خشک شده بود سبز شد و مردم آن روز را «نوروز» یا «روز نوین» خواندند و همگی به فرخندگی چنین روزی در تشتی جو کاشتند و این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.
برخی گفته اند جمشید که به زبان فارسی جم و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می شد در جهان سیر می کرد، هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج وتختی مرصع بر بلندای نقطه ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج وتخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد و آن روز را روز نو خواندند و جشن گرفتند و لفظ «شید» که در پهلوی به معنای شعاع است بر نام وی افزودند و پادشاه را جمشید نامیدند و رسم نوروز جاودانه و پایدار شد.
همچنین گفته اند: خداوند در اولین روز از ماه فروردین کار خلقت انسان و سایر مخلوقات را به پایان رساند و آدمی برای سپاسگزاری و قدردانی از خداوند و نعمت های وی، به نیایش و شادمانی پرداخت. یکی دیگر از فلسفه های جشن نوروز را نزول فروهرهای Farvaharدرگذشتگان به زمین در روز اول فروردین دانسته اند.
در اوستا آمده است که فروهرهای درگذشتگان پاک در اول فروردین برای احوالپرسی از اقوام خود به زمین می آیند و با دیدن مسرت و شادمانی بازماندگان از اهورامزدا برای آنان طلب خیر و رحمت می کنند و بازماندگان پیش از آمدن فروهرها به نظافت و خانه تکانی منزل پرداخته و آماده پذیرایی از آنان می شوند و کلمه فروردین یعنی ماهی که متعلق به فروهران است.
از برپایی مراسم و آیین های نوروزی در دوران هخامنشی اطلاع دقیقی در دست نیست و تنها برخی از پژوهشگران چون فیلندر معتقدند که حجاری ها و سنگ نگاره های باقی مانده از دوران هخامنشی نشان دهنده مراسم نوروزی در تخت جمشید است. این آثار نمایشی از تقدیم هدایا از جانب اقوام و ملل تابع هخامنشیان به حضور پادشاه است.
از چگونگی برگزاری نوروز در روزگار اشکانیان آثاری در دست نیست. شادروان پورداوود می نویسد: «هرچند اشکانیان، ایرانی نژاد و زرتشتی کیش بودند ولی تسلط ۸۰ ساله یونانیان موجب شد که آنان در باب آداب ورسوم ایرانی بی قید شوند و شاید در پایان دوره حکومت ۴۷۶ ساله دوباره ملیت ایران قوت گرفت.»
در دوران ساسانی، مراسم عید نوروز را بین شش تا سی روز برگزار می کردند و روز ششم فروردین یا نوروز بزرگ را خرداد روز می نامیدند و این روز را متعلق به فرشته مقدس خرداد می دانستند.
پیروان آیین مزدیسنا همچنین معتقد بودند که زرتشت (۶۵۰ سال پیش از میلاد مسیح) در این روز متولد شده و در همین روز مقدس با خداوند به راز و نیاز پرداخته است و این روز برای ایرانیان محترم و مقدس شمرده می شد.
پادشاهان ساسانی نیز در دربارهای خود آیین های نوروز را باشکوه خاصی برگزار می کردند و شاه پنج روز اول یا «نوروز عامه» بار عام می داد و به رفع حاجت های مردم می پرداخت، سپس «نوروز خاصه» یا نوروز بزرگ را که از روز ششم فروردین آغاز می شد به خود و نزدیکانش اختصاص داده و به جشن و شادمانی می پرداختند و نواهای خاص نوروز در این ایام در دربار پادشاه نواخته می شد.
از رسوم رایج این روزگار آن بود که مردم در بامداد عید نوروز به یکدیگر آب می پاشیدند و شکر هدیه می دادند. دل بستگی ایرانیان به سنت های گذشته خود موجب شد که نوروز که سمبلی از عظمت و شکوه آنان بود، در سراسر دوران اسلامی، حتی در دوران خلفایی که اعتنایی به این رسومات نداشتند، برپا شود و آشنایی و آگاهی فرمانروایان اموی و عباسی از آیین هدیه دادن به حاکمان دلیلی برای گرایش فرمانروایان عرب به برگزاری نوروز شد.
با کاهش قدرت و نفوذ عرب ها بر دولت های ایرانی و ایجاد حکومت های مستقل چون صفاریان و سامانیان و تعلق خاطر پادشاهان ایرانی نژاد به اجرای رسومات ایرانی، موجب احیای نوروز و برگزاری باشکوه این جشن شد.
ابوالفضل بیهقی نیز در قسمت های مختلف تاریخ خود اشاراتی به دادن هدیه در نوروز مهرگان کرده است که نشان دهنده تداوم رسومات نوروزی در دوره غزنویان هست. با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع، برخی از آداب اسلامی با آیین های نوروزی درآمیخت و تلاش عالمان شیعه در جمع آوری احادیث و روایات معصومین در رابطه با نوروز، بر رونق بیشتر این جشن افزود.
برای مثال در حدیثی از علامه محمدباقر مجلسی به نقل از امام جعفر صادق (ع) آمده است که امام صادق (ع) نوروز را روزی فرخنده و خجسته و روزی که در آن آدم آفریده شده معرفی می کند.



آشنایی با مراسم عید نوروز در برخی کشورهای جهان

عید نوروز در پاکستان

در پاکستان غالباً صفت «عالم افروز» را در مورد نوروز به کار می برند و این حکایت از علاقه مندی مردم این کشور به نوروز دارد. بسیاری از خانواده های پاکستانی مراسم نوروز را گرامی می دارند، به طوری که برای یکدیگر کارت تبریک طلایی و الوان مزین به گل وبلبل که نشان از نو شدن طبیعت دارد، می فرستند که معمولاً بر آن عبارت عید مبارک نقش بسته است. آن ها هم مانند ایرانی ها خانه تکانی می کنند، لباس نو می پوشند، به دیدوبازدید می روند و سعی می کنند کدورت و غم را از دل ها بزدایند و زندگی را به شادی بگذرانند.
خانواده های پاکستانی به هنگام نوروز سفره نوروزی رنگین می گسترانند و انواع شیرینی و میوه ها را بر آن می چینند و بزرگ ترها به کوچک ترها هدیه می دهند.
از آداب ورسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان تهیه نمودن انواع شیرینی مثل «لدو»، «گلاب حامن»، «رس ملائی»، «کیک برفی»، «شکرپاره»، «کریم رول»، «سوهن حلوا» و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دیدوبازدید اقوام است.

عید نوروز در تاجیکستان

نوروز در تاجیکستان، به خصوص در بدخشان باشکوه بسیار برگزار می شود. نوروز برای مردم تاجیک که روزگاری سرزمینشان بخشی از ایران بزرگ محسوب می شده عید ملی اجدادی است و آن را غدیر ایام یعنی عید بزرگ می خوانند.
کلمه ایام در بدخشان مرادف عید یا به جای آن به کار می رود. هر خانواده چند روز مانده به عید خود را برای برگزاری آن آماده می سازد. خانه تکانی صورت می گیرد. همه از کوچک و بزرگ با بی قراری منتظر رسیدن نوروز می شوند.
تاجیک ها در نخستین روز نوروز، صبحانه را با انواع غذاهای شیرین صرف می کنند که عبارت است از حلوا، شیر برنج، غوز حماچ، به این امید که تا پایان سال زندگی شان شیرین باشد. پس از صرف صبحانه پارچه سرخی را بالای در ورودی خانه می آویزند که آن را نشانه بهروزی و خوش بختی می دانند. آنگاه اثاث خانه را که از قبل تمیز کرده اند به طرزی نیکو می چینند، سپس پنجره ها را می گشایند تا نسیم نوروزی در زوایای خانه به گردش درآید.
همه لباس تازه به تن می کنند و کوچک ترها درحالی که غنچه ای از گل سرخ در دست دارند نزد بزرگ ترها می روند و با گفتن«شاگون بهار مبارک» سالی خوش برایشان آرزو می کنند.
در بدخشان در شب دوم سال نو از کله و پاچه گوسفند و گندم غذای مخصوصی تهیه می کنند که به آن«باج»می گویند. نوروز در بدخشان سه روز ادامه دارد.

عید نوروز در جمهوری آذربایجان

نوروز یکی از جشن های بزرگ در جمهوری آذربایجان است. این جشن همه ساله از بیستم تا بیست و دوم مارس که تقریباً برابر با اول تا سوم فروردین است در این کشور برگزار می شود. در آذربایجان از چند هفته مانده به نوروز مردم برای برگزاری این عید خود را آماده می کنند؛ در شب چهارشنبه دختران نیتی در قلب خود می کنند و در گذرگاه ها می ایستند و اگر سخنی موافق خواست خود از رهگذری بشنوند بسیار خوشحال می شوند و مطمئن می شوند که حاجتشان برآورده خواهد شد. براین اساس مردم سعی می کنند در ایام نوروز سخنی نامناسب که از آن بوی یاس به مشام آید بر زبان نیاورند و از به کار بردن سخنان ناپسند و حزن آور بپرهیزند.
در میان مراسم نوروزی جمهوری آذربایجان، رسم هایی نظیر فرستادن سفره سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست هدیه نورزی از صاحب خانه بسیار قابل توجه اند که درمجموع عاملی برای ایجاد ازدیاد محبت و مودت در میان مردم اند.
در عید نوروز نمایش ها و بازی های مختلف که فزاینده شادی می باشند در جمهوری آذربایجان رواج می گیرد. در این میان می توان از اسب سواری، شمشیربازی، کمنداندازی، ورزش های زورخانه ای، طناب بازی و مانند این ها نام برد که در همه آن ها اصل بر شادی و نشاط است.

عید نوروز در قرقیزستان

کلمه نوروز در میان مردم قرقیزستان که به زبان قرقیزی صحبت می کنند و به خط کریل می نویسند، واژه ای آشنا است، آن ها هم عید نوروز برای آنان از مقدس ترین اعیاد است و آیین های نوروزی را باشکوه تمام برگزار می کنند، طوری که هیچ یک از مراسم ملی و مذهبی آنان جلوه و جلال نوروز را ندارد. نوروز در این سرزمین تنها یک روز است که در بیست و یکم ماه مارس (اول تا دوم فروردین) برگزار می شود.
خانواده های قرقیزی از نخستین ساعات صبح روز عید از خانه هایشان بیرون می آیند و در میدان های بزرگ شهر جمع می شوند. در این میدان ها بازارهای موقت ایجاد می شوند که در آن انواع اجناس، خوردنی، پوشیدنی ها و اسباب بازی ها عرضه می شوند..
این مراسم در شهرهای بزرگ ساعت ها به طول می انجامند و مراسمی از قبیل نمایش های سوارکاران با لباس های عشایری و جنگی درحالی که سلاح هایی نظیر شمشیر، خنجر، نیزه، سپر، تیرو کمان با خود حمل می کنند موجب می شود تا مردم زمان را فراموش کنند.

عید نوروز در ازبکستان

عید نوروز در ازبکستان تعطیل رسمی است. در ایام نوروز سراسر کشور چراغانی می شود مردم لباس نو به تن می کنند؛ ازآنجاکه دولت کمونیستی اتحاد شوروی سابق، نوروز را جشنی دینی می دانست از برگزاری آن جلوگیری می کرد، درنتیجه مردم به نقاط دور از شهر می رفتند تا بتوانند مراسم نوروزی را برپا دارند. از همین رو بسیاری از این جای ها با نام نوروز همراه شده است، نظیر نوروز بلاق (چشمه نور)، نوروزسای (جویبار نوروز) و نوروز تپه (فرازگاه نوروز).
در ازبکستان و نیز در تاجیکستان نوروز بدون سمنو، رنگ و بویی ندارد. سمنو برای آنان همانند ایرانیان، یادآور نوروز است. همچنین آیین چهارشنبه سوری همانند ایران در بسیاری از شهرها و نواحی گوناگون ازبکستان با شور و حال تمام برگزار می شود و بخصوص در بخارا و سمرقند از شکوه و استقبال بسیار برخوردار است.

عید نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برگزار می شود. در روزهای اول سال همه دشت های بلخ و دیوار و پشت بام های گلی آن پر از گل سرخ می شود. بلخ سبدی از گل سرخ یا اجاق بزرگی می شود که این لاله ها در آن می سوزد. این گل فقط در بلخ به وفور می روید و ازاین رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دوبه یک معنی به کار می رود.
از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می توان به شستشوی فرش های خانه و زدودن گردوغبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شترسواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود.

عید نوروز در قزاقستان

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می دانند و بر این باورند که در این روز ستاره های آسمانی به نقطه ابتدایی می رسند و همه جا تازه می شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی شود. به اعتقاد آن ها نوروز روزی است که «سنگ نیلگون» سمرقند آب می شود.
در شب سال تحویل هر صاحب خانه دو شمع در بالای خانه اش روشن می کند و خانه اش را خانه تکانی می کند؛ چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند.
در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله ای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا به این شکل مردم را بیدار کنند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می کند.
نوروز برای قزاق ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک می گیرند و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن می کنند که نشانه شادمانی است.
دیدوبازدید اقوام در این ایام با زدن شانه ها به یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در ایام عید نوروز است، همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه (آش نوروز) که تهیه آن به معنی خداحافظی با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین است.
مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار می شود که از مهم ترین آنان می توان به «قول توزاق» اشاره نمود که بین گروه های مرد و زن برگزار می شود. اگر برنده زن ها باشند قزاق ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود.

عید نوروز در زنگبار (تانزانیا)

شاید تعجب کنید اما حتی در زنگبار هم مردم نوروز را جشن می گیرند؛ چراکه در قرن های گذشته گروه بزرگی از مردم شیراز به زنگبار در کرانه های شرقی قاره افریقا کوچ کردند و آیین های ایرانی خود مانند نوروز را نیز با خود بردند. جشن نوروز در زنگبار «نوروزی» نامیده می شود و هنوز یکی از جشن هایی است که با تغییر فصل در این کشور گرامی داشته می شود و بین مردم رواج دارد.

آداب ورسوم عمومی نوروز

مردمان ایران پیش از آمدن اولین روز فروردین آداب ورسومی را انجام می دهند که همگی مربوط به جشن نوروز است.



خانه تکانی

ایرانیان از دیرباز با تمیز کردن زیر و روی خانه هایشان خود را آماده این جشن می کردند. در قدیم قالی و قالیچه می تکاندند و می شستند، درودیوار و بر و طاقچه را گردگیری می کردند، ایوان را گل می چیدند و آب پاشی می کردند، لوازم کهنه و بی مصرف را دور می انداختند و زیر و زیر خانه را تمیز می کردند.
خانه تکانی هنوز هم به عنوان یکی از مهم ترین آداب نوروز و البته به شیوه های کاملاً متفاوت بین ایرانیان رواج دارد. حال که فرش شویی ماشینی شده و برای نظافت منزل می شود از شرکت های خدماتی کمک گرفت و ماشین های لباس شویی وظیفه تمیز کردن لباس ها و پارچه و ملافه ها را بر عهده دارند به نظر می رسد کار خانه تکانی ساده تر است درصورتی که با پیشرفت همه چیز، خودِ خانه ها هم پیشرفت کرده و تعداد وسایل و سوراخ و سنبه هایی که باید تمیز شود قابل مقایسه با گذشته نیست.
پس هنوز و همچنان این رسم به شدت هر چه بیش تر انجام می شود و البته که بیشتر زحمت همچنان بر دوش زنان و مادران است.

خرید لباس

خرید لباس نو از دیگر آداب ورسوم عید نوروز است. یکی دو روز مانده به آغاز سال جدید افراد خانواده برای خرید لباس عیدشان به بازار و فروشگاه ها می روند و لباس های نو و پارچه های رنگی خریداری می کنند تا نو نوآر شوند.

زیارت اهل قبور

سنت زیارت قبور درگذشتگان در دهه پایانی سال، سنت ریشه دار دیگری است که تازه و مکرر می شود و نمادین و رازآلود فرآیند نو شدن هستی را با رویکرد به پیشینه ها و در پیوند با روان خردورز و دانای گذشتگان به دید نوجوانان و جوانان می گذارد تا بدانند آیندگان و نیامدگان که از چه سرزمینی برخاسته اند و پدرانشان با چه فرهنگی زیسته اند.
در این سنت پرمعنا با حضور در گورستان و نذر احسان، به این سنت ارجمندی می بخشند و بدین سان نوروز را از یک جشن ساده به بلندای یکی از بزرگ ترین و زیباترین سنت های ماندگار بشری می رسانند، سنتی که همسو با رستاخیز هستی، افزون بر کودکان و نوجوانان و سالخوردگان، روان درگذشتگان نیز اکرام می شوند برخی ها نیز سال نو را در کنار قبور شهدا، شهدای گمنام و یا بر مزار عزیزان ازدست رفته خود تحویل می کنند.

رویش سبزه

کاشتن دانه، غلات و حبوبات در چند روز پیش از آمدن نوروز و نگریستن به رویش دانه ها از آیین های کهن ایرانیان بوده است. سنت رویاندن سبزه در حال حاضر همچون گذشته در میان مردم وجود دارد و هر خانواده ده روز مانده به نوروز، حبوباتی چون گندم، جو، عدس، ماش، نخود و سیر را درون بشقاب ریخته و سبز می کنند. اما اگر نگاهی به قرن های پیش تر بکنیم، ایرانیان این سبزه را در باغچه یا گلدان می کاشتند تا عمر بیش تری داشته باشد و از هدر رفتن میلیون ها بذر گیاه جلوگیری می کردند.

دیدوبازدید

بعد از تحویل سال نو، دیدوبازدید از بزرگان خانواده و اعضای فامیل از دیگر رسوم خوب بین مردم است که چند روز اول عید در مناطق شهری و روستایی خوی به این امر اختصاص می یابد. پایان بخش مراسمات نوروزی و عید نوروز با آیین سیزده بدر پایان می یابد که در این روز مردم به خارج از شهرها می روند و این روز را در دامن طبیعت سپری می کنند.

در ادامه نگاهی داریم به آداب ورسوم خاصِ هرکدام از شهرهای ایران

تبریز

هرساله با نزدیک شدن به عید باستانی نوروز، مردم استان آذربایجان شرقی نیز همراه با همه مردم ایران آئین های این عید را برگزار می کنند و با رسوم خاصی، جشن های خاص خود را در نوروز برپا می کنند.

«بایرام پایی»

یکی از مهم ترین رسوم عید در آذربایجان شرقی که هم اکنون نیز در اغلب خانواده ها حفظ شده است فرستادن غذا از خانه پدری به خانه دختران شوهر کرده است. «بایرام پایی» به عبارتی تبریک عید مادر به دختران شوهر کرده است که نه تنها در سال های نخست ازدواج دختر بلکه تا زمانی که والدین در قید حیات اند به جا آورده می شود.
از ۲۰ روز قبل از عید تا چهارشنبه سوری دریکی از شب ها از طرف هر یک از خانواده های پدری دختر مانند عموها و دایی ها و برادران به ویژه خود خانواده پدری غذاهایی پخته و به خانه دختر فرستاده می شود
مادران با پختن غذاهایی مانند پلو، مرغ، کوکو، قیمه گوشت و ماهی دودی آب پز به تناسب تعداد اعضای خانواده به همراه هدایایی مانند پارچه در مجموعه های مسی بایرام پایی را روانه خانه دختر می کنند.



قزوین

نوروزی خوانی

نوروزی خوانی یکی از مراسم مربوط به روزهای پایانی سال است و جزئی از مراسم استقبال نوروز به شمار می رود. نوروزی خوان ها بیشتر از اهالی روستاهای منطقه «الموت» و «طالقان» هستند؛ آن ها در دسته های دو تا چهار نفره، در کوچه و خیابان به راه می افتند و با خواندن اشعار کوتاه و بلند، طلیعه سال نو را به مردم مژده می دهند و بیت یا دو بیت دیگر را، دو نفر دیگر پاسخ می دهند. ساکنان منازل با شنیدن صدای نوروزی خوان ها، به استقبال آن ها رفته و با دادن پول و شیرینی از آن ها پذیرائی می کنند.

شیراز



دوخت و دوز لباس

شیرازی ها یک ماه مانده به نوروز به بازار می روند تا پارچه برای لباس عیدشان تهیه کنند. پارچه هایی معمولا خریداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ یا زرد باشد. در قدیم اعتقاد بر این بود؛ اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز از نظر آن ها چون روز پنج شنبه ساعت سنگین است، لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهارشنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد.

کردستان

پیروز شدن «کاوه آهنگر» بر «ضحاک» نماد نوروز کُردها

در اساطیر ایران پیدایش نوروز را به بر تخت نشستن جمشید پیشدادی نسبت داده اند اما در نزد مردم کرد رای غالب مربوط به داستان «کاوه آهنگر» و «ضحاک» است که کاوه بر ضحاک پیروز شد و مردم به مناسبت این پیروزی بر کوه ها آتش افروختند و دست در دست هم به شادمانی پرداختند. از آن سال تاکنون مردم کرد هر ساله در اولین روز بهار به بزرگداشت آن روز فرخنده آتش روشن می کنند و به شادمانی می پردازند. از طرف دیگر در افسانه های مردم کرد «خاتو زمهریری» که نماد زمستان است دو پسر داشته که با فصل بهار می مردند و سال دیگر در زمستان متولد می شدن؛ این افسانه با توجه به وضع اقلیمی کردستان توجیه پذیر است.
در مناطق کردنشین رسم های دیگری از قبیل «میر نوروزی» و «کوسه گردی» نیز در نزدیکی های بهار انجام می شده است که همگی آنچه گفته شد، نشان از اهمیت آمدن بهار برای قوم کرد دارد اما اینکه چگونه و به چه نحو اهالی سنندج به پیشواز نوروز رفته و آن را برگزار کرده اند، داستانی است که در کتاب «آینه سنندج» به صورتی مفید به آن پرداخته است که در این گزارش نیز گوشه هایی از آن آمده است.
در شهر سنندج از نیمه های اسفندماه و شاید زودتر خانواده ها دست به تدارک نوروز می زدند از جمله این تدارکات تهیه سمنو بود. خانم های خانه گندم، عدس و کنجد را در پارچه ای ریخته و در ظرفی مسی قرار می دادند و بعد از ریختن آب، آن را جلوی نور ملایم خورشید قرار می دادند تا دانه ها جوانه بزند؛ پدر خانواده نیز در این فرصت اندک قبل از عید، به بازار می رفت تا برای اهالی خانه لباس و کفش تهیه کند. مردم سنندج به مانند اعیاد مذهبی که روز قبل آن را عرفه می نامند، روز قبل از عید نوروز را نیز عرفه می نامیدند.
این روز شلوغ ترین روز سنندج بوده است خانواده ها لباس هایشان را از خیاطی می گرفتند، مردها به سلمانی می رفتند و زن ها در پی خرید تخم مرغ بودند.
در خانواده های سنندجی کمتر از یک تغار ۳۰ عدد تخم مرغ نمی خریدند و تعداد این تخم مرغ ها گاهی به سه تا چهار تغار نیز می رسید. تخم مرغ ها آب پز می شد و همه اعضای خانواده دست به رنگ کردن آن ها می زدند تا با برابر قرار دادن زمین و تخم مرغ، با رنگ کردن آن، زمین را نیز رنگ کرده باشند. چند روز قبل از عید، جوانان روستا نیز بوته های خار را جهت فروش به شهر می آوردند. خانواده ها آن را تهیه کرده و بر پشت بام می گذاشتند. از جمله مواردی نیز که جهت آتش بازی در کردستان کاربرد داشت، فیشک (فشفشه)، ماتاو، تقه، کوزی (کوزه منور) و تیزان (بادکنک) بود.

کرمان

مردم استان کرمان، از قدیم به هنگام تحویل سال سفره پهن می کردند و هر چه در منزل داشتند از کماج، نان و سبزی گرفته تا شیرینی و آجیل وتخم مرغ رنگ شده بر سر سفره می گذاشتند و بر این باور بودند که به هنگام تحویل سال تخم مرغ رنگی روی آینه تکان می خورد.
در گذشته در برخی از نقاط کرمان مردم باور داشتند که زمان تحویل سال تمام آب های جاری برای یک لحظه می ایستند و اصطلاحا به آن «خواب آب» می گفتند. در برخی از شهرستانها مانند سیرجان موقع تحویل سال اقدام به رشته بری و پختن آش با آن می کنند و باور دارند که با این کار سررشته زندگی تا آخر سال به دستشان خواهد بود. در قدیم کسانی که با سواد و یا در اصطلاح عامیانه ملا بودند هنگام تحویل سال قرآن می خوانند و سکه ای را به عنوان برکت به بقیه می دادند.
در بعضی از مناطق استان کرمان دعای مخصوص تحویل سال را با زعفران و گلاب بر بدنه یک کاسه چینی می نویسند سپس از آن شربت درست می کنند و برای سلامتی اعضای خانواده در طول سال همگی از آن می نوشند. در دید و بازدیدهای عید مردم این استان سعی می کنند ابتدا به دیدن خانواده های عزادار و کسانی که به تازگی عزیزی را از دست داده اند بروند اگر از زمان عزاداری این خانواده ها مدت زیادی گذشته باشد اقدام به عوض کردن لباس های مشکی افراد خانواده به وسیله لباس های اهدایی خود می کنند عید دیدنی کوچکترها از بزرگان فامیل و هدیه دادن بزرگان به بچه ها را از دیگر آداب مرسوم عید نوروز در استان کرمان است.
در برخی از شهرستان ها از جمله شهر بابک، سیرجان و بم مردم شنبه اول سال به گردش و تفریح می روند و آش می پزند.
در قدیم مردم روز قبل از عید تکه ای سبزه از باغ ها یا بیابان ها می آورند و آن را با گل بالای سر در منزل شان می چسبانند و بر این باور بودند که برای شگون و خوش یمنی روز اول سال چشمشان به سبزه بیفتد.



نظرات کاربران درباره کتاب نوروزنامه

بسیار عالی و مفید .بنظرم هر ایرانی باید در مورد سنت هایی که داره مطالعه کنه و سنت هامون رو درست برگزار کنیم ????و به این توجه کنیم که ایرانی ها ادمای خرافی نبودن ولی متاسفانه الان هر چیز زشتی رو بگن بهمون وارد زندگیمون میکنیم و حتی به درست یا اشتباه بودنش فکر نمیکنیم
در 2 سال پیش توسط com...377
عالی و اموزنده
در 2 سال پیش توسط hos...475
ایرانیان هرگز در کنار هیچ جشنی جانوری را قربانی نمیکردند از همین پیشگفتار دانستم که دست شما به آلوده کردن تمدن راستین ایران خونین است موها لطف استاد دانشگاه ایران شناسی
در 2 سال پیش توسط moh...525