فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب منظر ذهنی شهر

کتاب منظر ذهنی شهر
مفاهیم، بازنمایی‌های فرهنگی و کاربست‌های سیاست‌گذارانه

نسخه الکترونیک کتاب منظر ذهنی شهر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب منظر ذهنی شهر

کتاب حاضر به بررسی نظری و کاربردی مفهوم جدید منظر ذهنی شهر می‌پردازد و نمونه‌ها و مصادیق متعددی ذکر می‌کند؛ از اینکه چگونه گفتمان‌ها، فرهنگ‌ها، نمادها، استعاره‌ها و حتی تخیلات رایج در میان یک جمعیت شهری، منظر ذهنی آن را تعیین می‌کنند. منظری که به تجربه‌ مدرن از زندگی شهری معنا می‌بخشد. این اثر مشتمل بر سه بخش اصلی، روش‌شناسی و ساختار مفهومی، بازنمایی فرهنگی شهر، و کاربست‌های مفهوم منظر ذهنی شهر است و در هفده فصل به مباحث زیر می‌پردازد: گشتالت تصور شهری، انگاره شهری مقاومتِ مکان، بازنمایی منظر مدرن شهری، ارتباط میان مراکز و کنش خرید، زندگی شهری، و فرایند شکل‌گیری منظرهای ذهنی شهر، ریشه‌های فرهنگی و روانکاوانه مطالعه منظر ذهنی، بازنمایی فرهنگی شهر در آثار نویسندگان و فیلم‌سازان گوناگون، جایگاه وقایع رسانه‌ای در بازتولید منظرهای ذهنی شهرها، و همچنین کاربست‌های آن در سیاست‌گذاری و بازاریابی شهر.

ادامه...
  • ناشر انتشارات تیسا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.92 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۷۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب منظر ذهنی شهر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



درآمد

هر شهر علاوه بر مناظر طبیعی و عینی خود، دارای بعدی است که آن را منظر ذهنی می نامیم؛ منظری که مبتنی بر تصویر یا انگاره کلی شهر است. منظر ذهنی شهر ساختاری برای اندیشیدن به شهر است و به کیفیتی اشاره می کند که حاصل ترکیب چشم اندازِ فیزیکی شهر(۱) و ادراکات دیداری و فرهنگی ساکنان آن بوده، می توان از آن به «چشم اندازِ ذهن» تعبیر کرد.
کتاب حاضر به بررسی نظری و کاربردی مفهوم جدید منظر ذهنی شهر می پردازد و نمونه ها و مصادیق متعددی ذکر می کند؛ از اینکه چگونه گفتمان ها، فرهنگ ها، نمادها، استعاره ها و حتی تخیلات رایج در میان یک جمعیت شهری، منظر ذهنی آن را تعیین می کنند. منظری که به تجربه مدرن از زندگی شهری معنا می بخشد.
این اثر مشتمل بر سه بخش اصلی، روش شناسی و ساختار مفهومی، بازنمایی فرهنگی شهر، و کاربست های مفهوم منظر ذهنی شهر است و در هفده فصل به مباحث زیر می پردازد: گشتالت تصور شهری، انگاره شهری مقاومتِ مکان، بازنمایی منظر مدرن شهری، ارتباط میان مراکز و کنش خرید، زندگی شهری، و فرایند شکل گیری منظرهای ذهنی شهر، ریشه های فرهنگی و روانکاوانه مطالعه منظر ذهنی، بازنمایی فرهنگی شهر در آثار نویسندگان و فیلم سازان گوناگون، جایگاه وقایع رسانه ای در بازتولید منظرهای ذهنی شهرها، و همچنین کاربست های آن در سیاست گذاری و بازاریابی شهر.
در این میان، نقش مطالعات فرهنگی ایرانی در فهم و پژوهش منظر ذهنی شهرهای کشور و سیاست گذاران فرهنگی در کاربست آن در حوزه های گوناگون برنامه ریزی شهری، اعم از گردشگری و بازاریابی شهر، امری تعیین کننده است؛ لذا می توانند طی مجموعه منظمی از پژوهش های فرهنگی به بررسی منظر ذهنی کنونی شهرهای ایران پرداخته، برنامه ریزی های شهری را بر آن منطبق کرده، سیاست های مداخلاتی را برای ارتقای منظرهای ذهنی شهرها طرح ریزی، و در یک برنامه فرهنگی بلندمدت، اثربخشی منظرهای ذهنی شهرهای ایران را ارتقا بخشند؛ اقدامی که به گسترش گردشگری، توسعه بومی شهرها، و افزایش نسبی کیفیت و سطح رضایت از زندگی ساکنان آن می انجامد.
امید است این اثر بتواند قدم کوچکی در معرفی و بیان اهمیت ضرورت فهم و برنامه ریزی منظر ذهنی شهرها در ایران بردارد و پژوهشگران و سیاست گذاران را به مطالعه، بررسی و سرمایه گذاری در این حوزه تشویق کند.
در پایان از زحمات جناب آقای دکتر نعمت الله فاضلی برای نظارت بر ترجمه این اثر و مدیران محترم اداره کل مطالعات فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران، جناب آقایان دکتر علی اصغر محکی، دکتر حسن عماری، مجید شمسه و سید محمدرضا بهلول تشکر می کنم، و از کلیه مترجمان این اثر شیوا علینقیان، سبحان رضایی، کاوه اکبری، خدیجه خراسان فردی، الهام گلپوش، جیران جلایر، مهدیه گنجی پور که بنده را برای به سامان رساندن این اثر یاری کردند کمال تشکر و قدردانی را دارم. همکاری ویژه جناب آقای سبحان رضایی و ترجمه کنونی بدون سرکار خانم شیوا علینقیان و همکاری و تلاش ویژه آقای کاوه اکبری که به رفع اشکالات، یکدست کردن سبک نگارش و واژه های معادل در کل اثر پرداختند، امری ناقص و گسسته بود، از ایشان و دیگر کسانی که در آماده سازی و انتشار این اثر اهتمام ورزیدند، نیز کمال تشکر و قدردانی را دارم.

محمد علی زکریایی
تهران، بهار ۱۳۹۳

پیشگفتار

تهران به عنوان مرکز سیاسی کشور، بیش از یک شهر بزرگ و پُرجمعیت است که رشد ناموزون و نامتعادل و تنوع قومی و مهاجرپذیری گسترده، وجه ممیزه آن از دیگر شهرهای بزرگ کشور است. تهران به تافته جدابافته ای تبدیل شده که مجموعه ای از ویژگی ها، ارزش ها و هیجان های گاه متناقض را نیز در خود نمایان دارد. تراکم سرمایه های فرهنگی و خُرده فرهنگی، تراکم سرمایه های اقتصادی، سیاسی و نمادین، تحرک و رقابت اجتماعی بالا، تنوع سبک های زندگی و بسیاری از ویژگی های دیگر، معنای فرهنگی تهران را به مثابه فضا و مکانی زیسته در ذهن ساکنان و غیر ساکنان آن بسیار متمایز می سازد. تهران به عنوان یک کلان شهر، علاوه بر در برداشتن خصایص اجزا و مولفه های تشکیل دهنده آن، چیزی فراتر از این اجزاست. تهران را تنها باید در مقیاس کلان شهریِ منحصر به فرد آن، با تمام اوصاف و شرایط خوب و بد آن در نظر گرفت.
مجموعه پایان نامه ها و رساله های دانشگاهیِ چاپ شده در مجموعه «فرهنگ و شهر» ـ همچون اثر حاضر ـ برشی از تجربه ارزش ها، گرایش ها و تجارب متنوع ساکنان تهران و نیز شرایط ساختاری و تغییر و تحولات آن را مورد توجه قرار می دهند. این مجموعه آثار که با حمایت معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران به چاپ می رسند، در کلیّت خود می توانند تصویری از پیچیدگی ها، تناقض ها، فرصت ها، محدودیت ها، واقعیت ها، بازنمایی ها و نیر بستر تاریخی زندگی در این شهر را ترسیم کنند.
در انتخاب و سفارش این مجموعه، ملاحظات چندی مورد توجه قرار گرفته که انعکاس دهنده اهمیت جهت گیری های فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری تهران و نیز تحولات و پویایی های مربوط به شرایط ساختاری و فرهنگی زندگی در تهران است. بر این اساس، رویکرد فرهنگی در مطالعه شهر، وجه غالب آثار این مجموعه را شامل می شود که بر اساس طیفی از سنت های رشته های دانشگاهی مانند جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی، برنامه ریزی شهری، مدیریت شهری، جمعیت شناسی، معماری و روان شناسی محیطی و عموماً در فضایی چند رشته ای و گاه بین رشته ای، ضرورت های سیاستی و مدیریتی و تجارب زندگی روزمره در این شهر را شرح داده اند.
به همان سان، جهت گیری فرهنگیِ متون این مجموعه و نیز توجه به تهران به عنوان یک متن فرهنگی در وجوه مختلف کالبدی، ساختاری و نیز ارزشی و رفتاری آن، الزاماً وجهی تفسیری به غالب این مطالعات بخشیده است؛ از این رو رویکردهای روش شناختی و تحلیل کیفی ای چون مردم نگاری، مطالعات تاریخی، پدیدارشناسی، نظریه مبنایی، نشانه شناسی، تحلیل محتوای کیفی و تحلیل گفتمان، روش های غالب این متون را تشکیل می دهند، هرچند در مطالعه ساختارها و تغییرات فرهنگی و نگرشی، تحلیل ثانویه و پیمایش نیز به کار رفته است. به کار گیری این تنوع روشی که در مطالعات شهری ایران سابقه زیادی ندارد، با امتیازات زیادی همراه است. نگاه فرایندی به تحولات شهر و ردیابی این تحولات در بستر تاریخی شکل گیری و توسعه تهران، نگاه کل نگرانه به مسائل و ویژگی های زیست شهری و فاصله گرفتن از تقلیل گرایی های مربوط به منظر رشته ای، توجه هم زمان به زمینه های ساختاری و ارزشی و توجه به متن زندگی روزمره و تجارب زیسته افراد در مفهوم سازی ها و تحلیل مسائل شهر، از جمله این مزایاست.
ایده ها و نتایج به دست آمده از این مطالعات تجربی، علاوه بر اینکه به شناخت و فهم عمیق تر زندگی شهری و سازوکار تغییر و تحولات در فرهنگ آن کمک می کند و چشم اندازی انتقادی را برای تامل بر زمینه ها و آثار این تغییرات (مثلاً در معماری، فرهنگ اتومبیل، زندگی روزمره زنان، مراکز خرید و فضاهای تجاری، هیجان های اجتماعی و مانند آن) مهیا می سازد، دلالت ها و آثاری را نیز برای سیاست گذاری و مدیریت شهری به همراه دارد که از جمله محورهای آن می توان به تلاش برای کاستن از نابرابری و بی عدالتی در دسترسی ها، برخورداری ها و تامین برخی از حقوق شهروندی که خود به پدیده ای فراگیر و به درجاتی تاریخی تبدیل شده است، و ادغام اجتماعی بیشتر گروه های آسیب پذیر مانند سالمندان و معلولان اشاره کرد.
آثار مجموعه «فرهنگ و شهر»، رویکردهای متنوعی را برای فهم تجارب معاصر از شهر ـ چه تجارب زیسته واقعی و چه تصوری ـ در اختیار خوانندگان قرار می دهد. مرور این آثار، پیچیدگی ها و تنوع شرایط زندگی و نیز نگرش و قضاوت نسبت به زندگی شهری را آشکار می سازد. ساکنان تهران به واسطه تجربه زیسته خود از ساختمان ها، بناها و فضاهای مصنوع و همچنین بازنمایی و انعکاس این ارزش ها و هنجارها در هنر، ادبیات، فیلم و عرصه های مشابه، درک و شناخت متفاوتی نسبت به آن دارند و بر این اساس به تفسیر و مدیریت برنامه های روزانه و نیز برنامه ریزی های خود برای آینده می پردازند. جدایی ناپذیری عناصر مادی و عینی شهر از وجوه فرهنگی و نرم افزارانه، دستور کاری است که کتاب های این مجموعه بر آن تاکید داشته اند.
امید است انتشار این آثار، گامی در ترویج و همگانی ساختن نگرش فرهنگی به شهر و مدیریت شهری باشد و ضمن ترویج فرهنگ نقد، جهت گیری های سیاستی مفیدی را در اختیار محققان، برنامه ریزان و مدیران شهری قرار دهد.

محمدسعید ذکایی
ناظر علمی

منظر ذهنی شهرهای اروپایی: مفاهیم، بازنمایی های فرهنگی و کاربست های سیاست گذارانه فرانکو بیانچینی

محمدعلی زکریایی/ کاوه اکبری

چکیده

در این کتاب مجموعه ای از جستارها گرد آمده که بیشترشان در همایش «منظر ذهنی شهر در اروپا» در ۲۹ آوریل ۲۰۰۴ در دانشگاه دی مونتفورت در شهر لستر(۲) ارائه شده اند. محور موضوعات این شماره مصاف میانِ مطالعاتِ مربوط به منظر ذهنی شهری با کاربستِ آنها در سیاست گذاری به طور عام، و مشخصاً با ترویج گردشگری و بازاریابی شهری است. مقدمه پیشِ رو، نمایی کلی از مفاهیم «منظر ذهنی شهر»(۳) و «تصور شهر»(۴) به دست می دهد، گزیده ای از مدخل های کلیدی بخش های مختلف کتاب را معرفی کرده و با مبحثی درباره طیفی از موضوعات برای پژوهش های آتی و سیاست گذاری پایان می یابد.

مقدمه: مفهوم «منظر ذهنی شهر» و «تصور شهر»

ماگورو مارویاما(۵) که اصطلاح «منظر ذهنی شهر» را جعل کرد، آن را معادل جهان بینیِ عملی فرد یا اجتماع تعریف می کند: ساختاری از استدلال، شناخت، درک و مفهوم پردازی (مارویاما، ۱۹۸۰). «منظر ذهنی شهر» ساختاری برای اندیشیدن به شهر است و به چیزی اشاره می کند که میان چشم اندازِ(۶) فیزیکی شهر و ادراکات دیداری و فرهنگی مردم از آن وجود دارد. همچنین می توان منظر ذهنی را به معنای «چشم اندازِ ذهن» گرفت. بدین ترتیب، منظر ذهنی شهر می تواند نمایان گرِ «بانک انگاره های»(۷) شهری باشد که متشکل از انگاره های بومی و خارجی از شهر است و در چنین اَشکالی تجلی پیدا می کند:

* پوشش رسانه ای؛
* تصورات غالبی، لطیفه ها و «شعور متعارف»؛(۸)
* بازنمایی های شهر در موسیقی، ادبیات، سینما، هنرهای دیداری و دیگر انواع تولیدات فرهنگی؛
* اسطوره ها و افسانه ها؛
* کتابچه های راهنمای گردشگران؛
* ادبیات و متون بازاریابی شهری و ترویج گردشگری؛
* دیدگاه های ساکنان، کاربران شهر و خارجیان که مثلاً از خلال پیمایش ها یا گروه های متمرکز بیان شود (برگرفته از بیانچینی، ۱۹۹۹: آ).
جود بلومفیلد(۹) در مقاله اش در این مجموعه، اهمیت دیگر مولفه های منظر ذهنی شهری را برجسته می کند:
* دانش ویژه گروه های «حساس به محیط» مانند دوچرخه سواران و راه پیمایان شهری یا «رازدانان و شایعه پراکنانی چون آرایشگران و رانندگان تاکسی»؛
* نمادها و یادمان های شهری، ازجمله «آیین ها و جشن های مدنی و مذهبی»؛
* «نهادهای ممیزگری که نقش دربان های خاطرات جمعی را بازی می کنند»، مانند موزه های تاریخ محلی و تاریخچه های انتشاریافته از شهر؛
* کردارهای فضایی(۱۰) افراد و گروه های اجتماعی مختلف.

جیان دومنیکو آمِندولا(۱۱) به ما گوشزد می کند که برای درک یک شهر، همان اندازه که «منظره فیزیکی شهر» اهمیت دارد، منظر ذهنی ـ با تعریف او «چشم انداز روح و فرهنگ های شهر» ـ نیز مهم است (آمندولا، ۱۹۹۷: ۷). باور جیمز دونالد(۱۲) نیز همین است که «محیطِ تصورشده» از یک شهر و «گفتمان ها، نمادها، استعاره ها و تخیلاتی که با آنها به تجربه مدرن از زندگی شهری معنا می بخشیم»، همان قدر با علوم انسانی پیوند دارند که «اجسام تعیّن بخشِ محیط مادی» (دونالد، ۱۹۹۲: ۴۲۲).
مفهوم «تصور شهری» پیوندی نزدیک با آرای دونالد درباره شهر، با عنوان «محیطِ تصورشده»، و نیز با اندیشه «منظر ذهنی شهری» دارد. هر دو مفهومِ منظرهای ذهنی و تصورات شهری مولفه های مشخصی شامل رسانه ها و بازنمایی های فرهنگی از معناها و خاطره ها دارند. نقطه اشتراک هر دو این است که سازه هایی ذهنی از شهر هستند. بااین حال، «تصور شهری» بر میل، رویا و قوه تخیل تاکید دارد و بدین معنا با «منظر ذهنی شهری» متفاوت است. در فصلی که جود بلومفیلد نوشته است توضیح داده شده که آرماندو سیلوا(۱۳) در مطالعه پیش گامانه اش بر روی شهرهای امریکای لاتین (۲۰۰۳) تصورات شهری را چنین تعریف می کند: «شاخص های نمادین و روانی از امیال ناخودآگاه و سازه های اجتماعی که بر واقعیت شهری تاثیر می گذارند».
«منظر ذهنی شهری» تلویحاً مفهومی بصری به نظر می رسد: منظرهای ذهنی تجلیات فعالیت درونی ذهن هستند. این یکی از ویژگی های تصورات شهری هم هست، اما نه لزوماً مهم ترینشان. در فصلی که بلومفیلد نوشته خواهید دید که بسیاری از کردارهای امروزینِ جسمانی در شهرها (و نیز فعالیت های هنرمندان) چیرگی چشم را به چالش کشیده اند و بر اهمیت دیگر حواس مانند: بویایی، چشایی و لامسه در تجربه مردم از شهر پای فشرده اند.
جیمز دونالد در کتابِ تصورِ شهر مدرن(۱۴) بر این باور است که «ما صرفاً شهر را نمی خوانیم، ما با تصورکردن «شهر» بر سر واقعیت شهرها مذاکره می کنیم... همین تصورکردن است که واقعیت را آن گونه که وجود دارد تولید می کند» (دونالد، ۱۹۹۹: ۱۸). یکی از نخستین صورت بندی های این اندیشه که تصور شهری عاملی برسازنده در شهر است، در کتاب شهرِ لطیف جاناتان رَبَن(۱۵) (۱۹۷۵؛ و ر.ک: پتون(۱۶)، ۱۹۹۵) آمده که می نویسد:
«... به نظرم زیستن در شهرها هنر است، و باید از اصطلاحات هنری و سبک ها برای توصیف رابطه ای غریب بهره ببریم که در نمایش پیوسته خلاقانه زندگی شهری، میان انسان و ماده وجود دارد. شهر، آن گونه که تصورش می کنیم، یعنی شهر لطیفِ اوهام، اسطوره ها، آرزوها و کابوس ها، به همان اندازه واقعی، و شاید واقعی تر از شهر زمختی است که می توان در نقشه ها، آمار، رساله های جامعه شناسیِ شهری و جمعیت شناسی و معماری پیدا کرد»(۱۷) (ربن، ۱۹۷۵: ۱۰).
میشل دوسرتو(۱۸) نیز در کتاب تمرین زندگی روزمره می گوید که مردم هنگام راه رفتن در خیابان های شهر درگیر بداهه پردازی هایی ناخوانا می شوند. شیوه هایی که مردم برای گفت وگوی خلاقانه با محیط شهری به کار می گیرند فضای متفاوتی ایجاد می کند که به گفته دوسرتو «تجربه ای «انسان شناسانه»، شاعرانه و اسطوره ای از فضا [است]... این چنین، شهری نمادگونه و استعاری، در دلِ متن واضح از شهرِ طراحی شده و خوانا فرو می نشیند» (نقل شده از دونالد، ۱۹۹۲: ۴۳۶).
جیمز دونالد نتیجه می گیرد که نقش محوریِ تصور در شکل دهی به تجربه ما از ساحت شهری ناشی از این حقیقت است که شهر:

«...محیطی [است] که از برهم کنش کردارها، رخ دادها و روابطی شکل می گیرد که به قدری پیچیده اند که نمی توان به آسانی به تصویرشان کشید. شاید از همین رو است که شهر محیطی است که در استعاره ها تصور می شود (شهرِ بیمار، شهرِ ماشینی)، در اسطوره ها جان می گیرد، و پُر است از مردمانی با نمادهایی چون پرسه زن،(۱۹) روسپی، مهاجر و جیب بر» (نقل شده از دونالد، ۱۹۹۲: ۴۵۷).

یکی از سرچشمه های اعتبار نظریِ مفهوم تصور شهری و کاربست های آن در گفتمان چپ رادیکال، هِنری لوفور(۲۰) است. لوفور «تصور» را همانند کورنلیوس کاستوریادیس(۲۱) به کار می بندد که از دهه ۱۹۵۰ اندیشه «تصور اجتماعی» را در بخشی از نقدش به جبرگرایی اقتصادیِ خوانش های مسلط از مارکسیسم بسط داده بود. کاستوریادیس با تکیه بر مفهوم «تصور اجتماعی» بر توانایی «مردم» برای فعالیت شخصی مستقل و خلاقانه تاکید می کند (کورتیس،(۲۲) ۱۹۹۷، جلد هشتم). در نظریه لوفور، تصور شهری برای ساختن «آرمان شهری آزمایشی برای شهرنشینی نوین» حیاتی است. الِنور کوفمن(۲۳) و الیزابت لِبَس(۲۴) توضیح می دهند که نزد لوفور، آرمان شهر آزمایشی یعنی «کشف ممکناتِ انسانی.. که همواره موضوع نقد باشد، و به مسئله ای ارجاع دهد» که برخاسته از تحلیل واقعیت است (کوفمن و لبس، ۱۹۹۵: ۱۵). اندیشه لوفور در باب تصور شهری با عقیده او درباره اثر هُنری(۲۵) در پیوند است. شهر اثری هنری و زیباست که در آن جدالی همیشگی میان منطق بازار و اهمیت «شهر» به مثابه «محل رویارویی...، گردهماییِ تفاوت ها و تقدمِ کاربرد بر ارزش مبادله ای»(۲۶) وجود دارد (کوفمن و لبس، ۱۹۹۶: ۱۸).
منظرهای ذهنی و تصورات شهری درواقع می توانند افشاگر آرزوهای آرمان شهری و تمایلات پنهانی باشند. بدین معنا آنها استعدادی شعرگونه دارند. گاستون بچلارد،(۲۷) فیلسوف فرانسوی، در اثر کلاسیک خود دیوان شعر فضا،(۲۸) شعر را چنین تعریف می کند: «تعهدی روحانی. نیروهایی در شعرها بروز می یابند که در قلمرو دانش راه نمی یابند» (بچلارد، ۱۹۹۴: ۲۱). قلمروی که در سیطره ذهن عقلانی است. بچلارد شرح می دهد که شعر با ایجاد طنین و پژواک کار می کند. این دومی «ما را به تعمیق در وجود خویشتن و ایجاد تغییری در هستی فرامی خواند» (بچلارد، ۱۹۹۴: ۲۲). کیفیت شاعرانه بسیاری از منظرهای ذهنی و تصورات شهری نیز می تواند بینش موجود و پیش داده مردم را ارتقاء دهد و جایگزینی برای وضع کنونی پیش نهد.

۱. پرسش هایی در باب روش، نظریه، بازنمایی فرهنگی و سیاست گذاری

در فصل های مختلف این مجموعه از چگونگی تعامل منظرهای ذهنی و تصورات شهری با چشم اندازهای فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در شهرهای مختلف سخن می رود. این کتاب سه محور مهمِ پژوهشی را دنبال می کند. محور نخست، پرسش هایی را درباره نظریه و روش شناسی پژوهش در باب منظرهای ذهنی و تصورات شهری پی می گیرد. محور دوم، برخی بازنمایی ها، نمادها و انگاره های جمعی را نشان می دهد که به درک ما از شهرها یاری می رسانند. در این بخش بازنمایی شهرها در ادبیات، سینما، تلویزیون و دیگر اَشکالی از فرهنگ مطرح می شود که به گفته دونالد «بایگانی(های) انگاره های شهری» (دونالد، ۱۹۹۹: ۶۳) را تشکیل می دهند. سرانجام، جستارهای سومین بخش این مجموعه به نقش منظرهای ذهنی و تصورات جمعیِ شهرها در رشته هایی تخصصی چون بازاریابی و ترویج مکان، و فراتر از آن، سیاست گذاری شهری می پردازند.
رالف لیندنر(۲۹) در فصل خود کوشیده تا آرای جیمز دونالد و دیگر پژوهشگرانی را پژواک دهد که معتقدند شهر فضایی است که رمزگذاری فرهنگی شده و در تاریخ غوطه ور است. شهر مکانی برای تصورکردن است که با فضای مادی هم پوشی می یابد، تا بدان حد که فضای مادی، دیگر از خلال انگاره ها و نمادها تجربه می شود. رمزگذاری فرهنگی، در یک فرایند مستمر میان متنیِ ارجاعی، اثری انباشتی دارد که تصور شهری را همچون یک گشتالت(۳۰) ذهنی شهری شکل می دهد. به گفته بنیان گذار نظریه گشتالت، مکس ورتیمر،(۳۱) گشتالت وحدتی سازمان یافته است که در آن تحولات هر جزء از سرشتِ کل متعین می شود. در مقابل، کل نیز باید پیشاپیش در هر جزء آشکار شود. لیندلر به خوبی از آرای ریچارد سِنِت(۳۲) بهره می گیرد که شهر را «فضایی روایی» می داند و «وحدتی مَنش شناسانه»(۳۳) برای بازنمایی های فرهنگی شهر قائل است. جالب است بدانیم که تاکید نظریه گشتالت بر به هم پیوستگی پدیده ها در سالیان اخیر تقریباً به جریان اصلی در سیاست گذاری شهری و دیگر سیاست گذاری های همگانی بدل شده است. نمونه اش را می توان در رواج روزافزون مفاهیمی چون «برنامه ریزی ادغامی/ تجمیعی» و دولتِ «کل نگر» یا «یکپارچه» مشاهده کرد.
جود بلومفیلد مباحثات پژوهشی در باب جهانی شدن را مرور می کند تا توازنی میان دعاوی مربوط به سرزمین زدایی(۳۴) و بازسرزمینی کردن،(۳۵) و ازجاکندگی(۳۶) و بازجاگیری(۳۷) برقرار کند. فصل او به شماری از روش های پژوهشی می پردازد و کارآمدی آنها را در دستیابی به سویه های کیفی و نامحسوسِ دل بستگی به مکان، و بازنمایی ها و خاطرات متناقض و بدیل از شهر برمی رسد. او بر اهمیت کشاکش میان منظرهای ذهنی و تصورات گوناگون شهری برای خلق فضا(۳۸) پای می فشرد. بلومفیلد تعریف آرماندو سیلوا(۳۹) (۲۰۰۳) از تصورات شهری را پیش می کشد و رویکرد سیلوا را برای به رسمیت شناختن تکثر تصورات افراد و گروه های اجتماعی گوناگون در شهر ارج می نهد. در مقابل، او معتقد است که اندیشه لیندلر درباره گشتالت وارگیِ تصورات شهری بیش ازحد تمامیت نگرانه و منتجِ از فعالیت هایی اقتصادی است که شاید در مکانی مشخص حکم فرما باشند، اما به رغم تمام اهمیتشان، در تدابیر مربوط به مناقشات نمادین کارساز نیستند.
مقاله هاگ اُدانل(۴۰) از دریچه بررسی پوشش تلویزیونیِ هفت رخداد اعلای تاریخیِ سلطنتی به بحث درباره منظرهای ذهنی شهری می نشیند (شش ازدواج و یک خاک سپاری که از ماه مارس ۱۹۹۵ تا ماه می ۲۰۰۴ در اسپانیا، بلژیک، هلند، نروژ، دانمارک و بریتانیا برگزار شدند). این فصل به تفاوت های میان تجربه مردم از این رخ دادها، در دو جایگاه مخاطب رسانه ای و مشارکت کننده مستقیم می پردازد. به ویژه در مورد خاک سپاری پرنسس دایانا در لندن در ۶ سپتامبر ۱۹۹۷، مطالعه اُدانل نشان می دهد که چگونه مشارکت مردمی به ساخت رویدادی بزمی، غیررسمی و «موازی» انجامید. جَوِ آشوب ناک، بی مبالات و کارناوالی ای که مردم عادی در خیابان ها پدید آوردند، در تضادِ با مقاصد برگزارکنندگان رسمی برای ساخت یک منظر ذهنی ویژه شهری بود که بتواند ـ به گفته اُدانل ـ «شهر را به نسخه (سراسر جعلیِ) قدیمی تری از خودش بازگرداند که بر دوام و بقای قدرت دولتِ ملی دلالت می کرد». آنچه در تمام این رویدادهای سلطنتی پیش می آید «پافشاری سرسختانه بر دوران قدیم» است. اُدانل می افزاید که این «می تواند به تصمیماتی سازمانی منجر شود که گاه تا سرحدِ نمایشی کمدی پیش رود». برای نمونه، در ازدواج سلطنتی کپنهاگ در می ۲۰۰۴، صف مشایعت کنندگان عروس که از میان خیابان های شهر می گذشت، زمانی که به «یک بلوار عریض و بسیار عادی رسید که هیچ پیوند مشهود و آشکاری با تاریخ گذشته نداشت» سرعتی زیاده از حد گرفت «و فقط زمانی دوباره از سرعت خود کاست که صف وارد خیابان ها و میدان های باریک بخش قدیمی شهر شد».

نظرات کاربران درباره کتاب منظر ذهنی شهر