فیدیبو نماینده قانونی فیدیبو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب چهارشنبه‌سوری

کتاب چهارشنبه‌سوری
آداب و رسوم و خوراکی‌ها

نسخه الکترونیک کتاب چهارشنبه‌سوری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب چهارشنبه‌سوری

یکی از سنت‌های باستانی ایرانیان برگزاری جشن چهارشنبه‌سوری است، که شب چهارشنبه آخر هرسال، ایرانیان در همه شهرها با ‌برپایی آتش، مراسم باشکوهی برگزار می‌کنند. اما این رسم از کجا شروع شد؟ چه آداب و رسوم خاصی دارد؟‌ مردم شهرهای مختلف چطور این مراسم را برگزار می‌کنند؟ در این روز چه خوراکی‌هایی بخوریم؟... پاسخ این سئوالات را در کتابچه رایگان «چهارشنبه‌سوری» بخوانید.‌

ادامه...
  • ناشر فیدیبو
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.32 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه

بخشی از کتاب چهارشنبه‌سوری

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

تاریخچه چهارشنبه سوری

یکی از سنت های باستانی ایرانیان برگزاری جشن چهارشنبه سوری بوده که شب چهارشنبه آخر هرسال، ایرانیان در همه شهرها با برپایی آتش، مراسم باشکوهی برگزار می کردند.
واژه «چهارشنبه سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته است و سوری در زبان کُردی که به معنی سرخ است ساخته شده است (این مطلب سندیت تاریخی و علمی ندارد) که در آن آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می شود. این آیین از آن جهت به غروب آخرین سه شنبه (شب چهارشنبه) موکول شده است که زرتشت، با رسیدگی حساب های گاه شماری به تنظیم و تدوین دقیق تقویم توفیق یافت و آن سالی بود که تحویل سال به سه شنبه ای مصادف شد که نیمه آن سه شنبه تا ظهر، جزئی از سال کهنه و نیمه بعدازظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نیمه شب همان روز می دانستند، بنابراین فردای آن سه شنبه را نوروز شناختند و شبش را جشن گرفتند و آتش افروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوری قرار دادند.
به یک عقیده دیگر ایرانیان مراسم آتش افروزی در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرین چهارشنبه سال قرار داده اند، تا از عقیده اعراب پیروی کرده باشند که روز چهارشنبه یا «یوم الاربعا» را شوم و نحس می دانستند. در مورد وجه تسمیه «چهارشنبه سوری» عقیده دارند، به مناسبت آتش افروزی، آن شب را «سور» (سرخ) نامیده اند.
عقیده دیگر آن است که جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هرماه ۳۰ روز بوده که هرکدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هرماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است.
مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.



شواهد تاریخی

برخی از شواهد دلالت بر آن دارد که این جشن از اوایل قرن هفتم هجری به دست فراموشی سپرده شد، سپس با عناوینی دیگر از سده های دهم معمول شد.
هاشم رضی در کتاب گاه شماری و جشن های ایران باستان، درباره چهارشنبه سوری می نویسد: «ایرانیان در یکی از چند شب آخر سال جشن سوری را که عادت و سنتی دیرینه بود، با آتش افروزی همگانی برپا می کردند.
اما چون اساس تقسیم آنان در روزشماری بر آن پایه نبود که ماه را به چهار هفته با نام های کنونی روزها بخش کنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنین جشنی برگزار نمی شد. روزشماری کنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شد. بی گمان سالی که این جشن به شکلی گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماری تازیان چهارشنبه نحس و بدیمن به شمار می آمده از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و بدین وسیله می کوشیدند نحوست چنین شبی را از بین ببرند.
دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از ورود اعراب به ایران می داند. دکتر نیکنام در این باره می گوید:"ما زرتشتیان در کوچه ها آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می دانیم.
در گاه شماری ایران باستان و زرتشتیان اصلا هفته وجود ندارد. ما در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم. شنبه و یکشنبه و... بعد از ورود اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. ما پیش از تسلط اعراب بر ایران هر ماه را به سی روز تقسیم می کردیم و برای هر روز هم اسمی داشتیم. هرمز روز، بهمن روز،... برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه (یا هر چهار سال ۶ روز اضافه). ما در این پنج روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم." بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد.
بنابراین، این آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری.
گردآوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت «زردی من از تو، سرخی تو از من» شاید مهم ترین رسم شب چهارشنبه سوری است.
بررسی یک شبهه تاریخی: چهارشنبه سوری را مختار به ایران آورد؟!
جالب ترین سرمنشایی که برای برگزاری مراسم چهارشنبه سوری گفته شده، قیام مختار ثقفی است که به خون خواهی شهدای کربلا قیام کرده است.
مختار، برای آنکه مخالف را از موافق تشخیص دهد، فرمان داد تا شیعیان راستین آن حضرت بر بام خانه ها آتش بیفروزند که شب آن فرمان با شب چهارشنبه آخر سال نیز مصادف بوده است.
با تقارن روشن کردن آتش بر روی پشت بام ها در آخرین قسمت پخش شده مجموعه «مختارنامه» با چهارشنبه آخر سال، این تصور در برخی اذهان به وجود آمد که سرمنشا مراسم چهارشنبه سوری ایرانیان، از قیام و خون خواهی مختار بوده است نه آنچه که تاکنون به ایران باستان نسبت داده می شد.
در همین رابطه، دکتر مجید حیدری از تاریخ پژوهان نسبت بین چهارشنبه سوری و آتش افروختن برای اعلام رسمی قیام مختار را بر اساس قرائن و شواهد تاریخی یکی دانست و گفت: در متون تاریخ ذکرشده که زمان رسمی اعلام قیام مختار به وسیله برافروختن آتش بر پشت بام های کوفه در آخرین چهارشنبه از سال شمسی بوده و به دلیل حضور ایرانیان در سپاه مختار از آن پس روز چهارشنبه آخر هر سال به عنوان جشن آتش افروزی و آغاز قیام غلبه بر قاتلان امام حسین (ع) نام برده می شود.
اما درعین حال حجت الاسلام والمسلمین محمدهادی یوسفی غروی، عضو کمیته علمی، تخصصی تاریخ در مدارج حوزوی می گوید که ارتباط چهارشنبه سوری با قیام مختار که در میان برخی ها به آن پرداخته می شود، تنها یک احتمال ضعیف است که عده ای به دنبال ایجاد چنین ارتباطی هستند، اما هیچ سند و مصدر معتبر یا حتی غیر معتبر در این زمینه وجود ندارد. در متون تاریخی حتی یک متن مستند تاریخی که اعلام کند در فلان سال یا در فلان جا در شب چهارشنبه آتش روشن می کرده اند، وجود ندارد و در سال شمارهای تاریخ هجری چنین چیزی نیست.
سعید نفیسی، ادیب و پژوهشگر معاصر و استاد دانشگاه تهران در مجله مهر درباره «چهارشنبه سوری» مقاله مفصل و محققانه ای نوشته اند که قسمت هایی از آن را در اینجا نقل می کنیم: چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه عیش و عشرت و می رساند که این شب را برای جشن و سرور بنیاد گذاشته اند. این جشن ملی از قدیم ترین زمان های تاریخ در میان ایرانیان بوده است...
شب چهارشنبه سوری در ایران آئین خاص و تشریفات گوناگون دارد که هر یک از آن ها را در ناحیه دیگر می توان یافت. آئین چهارشنبه سوری یا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است یک قسمت از آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران است که حتی بعضی از آن ها را در ملل دیگر نژاد آریا می توان یافت و قسمت دیگر آئین خصوصی است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اینجا کم وبیش به شهرهای دیگر ایران رفته است. آن قسمت از آئین این شب که در تمام ایران معمول است از کرمان گرفته تا آذربایجان و از خراسان تا خوزستان و از گیلان تا فارس یعنی تمام این دشت وسیع که ایران امروز را فراهم ساخته است و زیباترین بقایای ایران باستانی است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگی خاصی آشکار می شود تمام مردم آذربایجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتی هنوز در میان مردم قفقاز معمول است. ایرانیانی که از دیار خود دورافتاده اند نیز آن را فراموش نمی کنند و ایرانیان مقیم ترکیه و مصر و هندوستان نیز در جامعه خود این رسوم و آداب را معمول می دارند. (لغت نامه دهخدا)

آداب ورسوم رایج چهارشنبه سوری در قرون گذشته:

توپ مروارید: در میدان ارک تهران توپ کهن سالی بود که مدت صدسال بر فراز صفه ای جا گرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید - شبهی چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا می رفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن می گذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی» می کردند یا ریسه می رفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقاره خانه می گذراندند. این توپ را توپ مروارید می نامیدند دو افسانه های گوناگون در حق آن می گفتند.

آتش افروختن: زیباترین و شاید قدیم ترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آتش است....
تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرار می دهند زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدان های عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراه های شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن می کنند و در هر جستنی می گویند: «زردی من از تو سرخی تو از من» یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خودداری به من ببخش» پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش می ماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند و در کنار دیوار بریزند و آن کس که بیرون ریخته است در بازگشت در میزند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست؟» و او هم جواب دهد؛ «منم» گویند: «از کجا آمده ای؟» جواب دهد که: «از عروسی» بپرسند: «چه آورده ای؟» گوید: «تندرستی».

کوزه شکستن: مردم تهران چندین سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا می رفتند کوزه ای آب ندیده با خود می بردند و ازآنجا به زمین می افکندند و می شکستند و کسانی که به آنجا دسترسی نداشتند از بام خویش کوزه را به زمین می افکندند این کار در بسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود...

آجیل: در شب چهارشنبه سوری آجیل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بایستی آجیل شور و شیرین باشد... در میان زنان ایران در شب چهارشنبه سوری و حتی مواقع دیگری که کسی را مشکلی در پیش باشد و استجابت مرادی را بخواهد آجیل مخصوصی با آداب و حضور قلب خاصی معمول است که نذر می کنند و داستان شیرینی برای ابتکار آن می گویند...
آجیل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوری نیست ولی کسانی که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل می کنند شب چهارشنبه سوری نیز به آداب آن می پردازند.

فال گوش: کسانی که حاجتی دارند شب چهارشنبه سوری نیت می کنند و بر سر چهارراهی یا اگر چهارراه نبود بر سر رهگذری به فال گوش می ایستند و نخستین عابری را که گذشت به سخن او توجه می کنند و هر چه از دهان او بیرون آمد در استجابت مقصود خود به فال نیک یا به فال بد می گیرند. اگر آن نخستین سخن به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوی برآورده است و گرنه برآورده نیست. همین فال را ممکن است بر پشت در خانه ای یا در اتاقی گرفت و باید آهسته به پشت درآمد و بی آنکه کسانی که اندرون خانه یا اتاق اند بدانند که کسی بر در ایستاده است گوش فراداد و اولین سخنی را که گفته می شود در اجابت مقصود خود یا ناروا ماندن آن فال گرفت.

گره گشایی: کسانی که بخت ایشان گره خورده و عقده ای در کارشان روی داده است چاره ای جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوری گوشه دستمالی یا چارقدی یا گوشه دیگر از جامه خود و یا پارچه ای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از اولین کسی که بر ایشان گذشت خواستار شوند که آن گره را به دست خود بگشاید ممکن است قفلی را بر پارچه یا دستمال و یا گوشه ای از جامه بست و بر سر راه ایستاد و کلید آن را به نخستین کسی که از راه می گذرد داد که با آن کلید قفل را بگشاید و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.
دفع چشم زخم و بخت گشایی: برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دباغ خانه می رفتند و از آب دباغ خانه اندکی برمی داشتند و با خود به خانه می آوردند و برای گشوده شدن بخت بر سرشان می ریختند.
کندر و خوشبو: یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری می روند و از او «کندر وشا برای کارگشا» می خواهند و تا عطار برود بیاورد فرار می کنند این دکان باید روبه قبله باشد سپس به دکان دیگری که روبه قبله باشد می روند و «خوشبو» می خواهند که مراد اسفند است و چون عطار پی آن برود باز می گریزند و سپس به دکان سومی که روبه قبله باشد می روند و مقداری کندرو اسفند می خرند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود می کنند.

آش بیمار: قدیم در خانه ای که بیماری داشتند، برای شفای او تا شب چهارشنبه سوری تلاش می کردند تا بیمار تا سال دیگر شفا یابد. برای این کار آشی می پختند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» یا «آش امام زین العابدین بیمار» معروف بود.
زنان بادیه مسین به دست می گرفتند و با قاشق به در خانه ای یا به در اتاق همسایه می رفتند و از او خواروبار و یا وسایل آش تقاضا می کردند. همسایه در ظرف او آرد، نخود، لوبیا، سبزی و یا چیزهای دیگر می ریختند و یا اگر خواروبار نداشتند به جایش پول می دادند.
بعد رسم بود آش که پخته می شد از آن به در خانه همسایه ها می بردند.

فال گرفتن با بولونی: یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح گوارایی دارد فال گرفتن با بولونی بود. بولونی کوزه دهان گشاد کوچکی بود که در آن ادویه خشک یا ترشی و مربا و غیره می ریختند. زنان و دختران جوان گرد یکدیگر جمع می شدند و کوزه ای را می آوردند. هر کس هر چه همراه خود داشت و نشانه ای از او به شمار می رفت در آن بولونی می انداخت و اشعار مختلف در وصف الحال که می شد به آن تفال کرد بر قطعه های کاغذ می نوشتند و تا کرده در بولونی می انداختند.
سپس دختر نابالغی دست در بولونی می کرد و پاره ای کاغذ را بیرون می آورد و یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته بود می خواند سپس همان دختر یکی از آن اشیاء را بیرون می آورد و می خواند. آن شعر فالی صاحب شی شمرده می شد.
در اصفهان یک سرمه دان و یک آیینه کوچک نیز علاوه بر آن اشیاء در بولونی می انداختند و با دیوان حافظ فال می گرفتند.

شال انداختن: شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده است. پس از خاموشی آتش و کوزه شکستن و فال گوشی و گره گشایی و قاشق زنی جوانان نوبت به شال اندازی می رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه ها یا از روی دیوار، آن را از روزنه دودکش وارد منزل می کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحب خانه را متوجه ورودشان می سازند. صاحب خانه که منتظر آویختن چنین شال هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می ریزند و گره ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می سازند که هدیه سوری آماده است. آنگاه شال انداز شال را بالا می کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.

آب پاشی: آتش بازی و گره گشایی از قدیم معمول بوده است. آتش افروختن در این اواخر متداول شده است. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی شود اگر دوست یا مهمان و تازه واردی داشته باشند باید حتما شب چهارشنبه سوری خوانچه ای از آجیل و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آب پاشی از بام خانه ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن های خود بر یکدیگر آب می ریزند.

آداب چهارشنبه سوری در شهرهای ایران

آدابی و رسومی که در زیر اشاره می شود قدمتی چندین ساله دارد و ممکن است بعضی از آن ها دیگر اجرا نشود.

۱- استان آذربایجان شرقی

تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه،شیرینی، گلدان های پرگل، ماهی و خلعت(پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:

«بختم آجیل چهارشنبه» یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.

۲- استان آذربایجان غربی

خانواده های ارومیه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکی های زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک(برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

۳- استان اردبیل

در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می روند، آتشی برمی افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

۴- استان بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.

۵- استان خراسان

در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شوربختی است و مقداری زغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:

«درد و بلام توکوزه
راه بیفته بره تو کوچه»

در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارت اند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.

۶- استان خوزستان

در اهواز،پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشق زنان می ریزند.

۷- استان سیستان و بلوچستان

در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله درمی آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.

۸- استان فارس

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر و روی دختران می ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.

۹- استان کردستان

مردم کردستان مخصوصاً روستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پای کوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای،شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

۱۰- استان کرمان

در کرمان مقداری زغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان در کوزه خالی می ریزند و شب چهارشنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً ازآنچه در کوزه است دور شود.

۱۱- استان گیلان

در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آن ها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:

«گل گل چهارشنبه
به حق پنجشنبه

نکبت بی شه
دولت بی یه

زردی بی شه
سرخی بی یه»

یعنی: آتش سرخ چهارشنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند.
در این شب خورشت«ترشه تره» می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.

۱۲- استان لرستان

در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن:
«زردی مه د تو، سرخی تو د مه»

یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.

۱۳- استان مازندران

در روستاهای مازندران در شب چهارشنبه سوری، علاوه برکشتی گرفتن و اسپند دود کردن، انواع آش ها پخته می شود ازجمله «آش هفت ترشی» که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز«گزنه آش» که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد بر این است که خوردن این آش بسیاری از بیماری ها و کسالت ها را از بین می برد.

۱۴- استان مرکزی

در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکرپنیر تهیه می کنند؛ و یا حلوا درست می کنند و سر گذر می ایستند و به عابران تعارف می کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.

نظرات کاربران درباره کتاب چهارشنبه‌سوری

چهارشنبه سوریتون مبارک و بی خطر
در 11 ماه پیش توسط sepid
ممنون فیدیبو چارشنبه سوری باستاتی مبارک
در 2 سال پیش توسط sara diba
بعضی از آداب و رسوم اصیل ایرانی را معرفی کرده که دونستنش خالی از لطف نیست و نوعی ترویج فرهنگ های خوب فراموش شده ایرانیمون هست
در 3 ماه پیش توسط وحید خوانین زاده