فیدیبو نماینده قانونی انتشارات آگاهان ایده و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ‌معشوقم؟ عاشقم؟ کدامم؟

کتاب ‌معشوقم؟ عاشقم؟ کدامم؟
۱۵۰ صحنه از لیلی و مجنون

نسخه الکترونیک کتاب ‌معشوقم؟ عاشقم؟ کدامم؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ‌معشوقم؟ عاشقم؟ کدامم؟

دیوان حکیم نظامی شامل قصیده، غزل، قطعه و رباعی است. مهم ترین اثر او خمسه، یا پنج گنج، شامل پنج مثنوی با عنوان های مخزن الاسرار، هفت پیکر، لیلی و مجنون، اسکندرنامه و خسرو و شیرین است. مجموعه ی حاضر گزیده ی لیلی و مجنون است که در صد و پنجاه صحنه تنظیم شده است. نظامی گنجوی مثنوی لیلی و مجنون را در ۴۷۰۰ بیت و در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف یا مقصور سروده است.

ادامه...

بخشی از کتاب ‌معشوقم؟ عاشقم؟ کدامم؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سر آغاز

ای نام تو بهترین سرآغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز؟

ای یاد تو مونس روانم
جز نام تو نیست بر زبانم

ای کارگشای هر چه هستند
نام تو کلید هر چه بستند

ای هفت عروس نه عماری
بر درگه تو به پرده داری

ای هست کن اساس هستی
کوته ز درت دراز دستی

ای هست، نه بر طریق چونی
دانای برونی و درونی

ای محرم عالم تحیر
عالم ز تو هم تهی و هم پر

ای مقصد همت بلندان
مقصود دل نیازمندان

ای بر ورق تو درس ایام
ز آغاز رسیده تا به انجام

صاحب تویی آن دگر غلامند
سلطان تویی آن دگر کدامند؟

راه تو به نور لایزالی
از شرک و شریک هر دو خالی

در صنع تو کآمد از عدد بیش
عاجز شده عقل علت اندیش

بی کوهکنی ز کاف و نونی(۱)
کردی تو سپهر بیستونی

هر جا که خزینه ی شگرف است
قفلش به کلید این دو حرف است

حرفی به غلط رها نکردی
یک نکته در او خطا نکردی

در عالم عالم آفریدن
به زین نتوان رقم کشیدن

هم قصه ی نانموده دانی
هم نامه ی نانوشته خوانی

ای عقل مرا کفایت از تو
جستن ز من و هدایت از تو

یک ذره ز کیمیای اخلاص
گر بر مس من زنی شوم خاص

آنجا که دهی ز لطف یک تاب
زر گردد خاک و دُر شود آب

از ظلمت خود رهایی ام ده
با نور خود آشنایی ام ده

درهای همه ز عهد خالی ست
الا در تو که لایزالی ست

یادداشت

حکیم جمال الدین ابومحمد الیاس ابن یوسف نظامی گنجوی شاعر پارسی گوی و داستان سرای پر آوازه ی ایرانی ست.
او در گنجه زاده شد، همان جا زیست و همان جا چشم از جهان فرو بست.
سال ولادت و سال درگذشتش را ۵۳۵ و ۶۱۵ هجری قمری برآورد کرده اند.
دیوان حکیم نظامی شامل قصیده، غزل، قطعه و رباعی است.
مهم ترین اثر او خمسه، یا پنج گنج، شامل پنج مثنوی با عنوان های مخزن الاسرار، هفت پیکر، لیلی و مجنون، اسکندرنامه و خسرو و شیرین است.
مجموعه ی حاضر گزیده ی لیلی و مجنون است که در صد و پنجاه صحنه تنظیم شده است.
نظامی گنجوی مثنوی لیلی و مجنون را در ۴۷۰۰ بیت و در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف یا مقصور سروده است.

مهشید مشیری

لیلی و مجنون: ۱۵۰ صحنه

۱

گوینده ی داستان چنین گفت
آن لحظه که درّ این سخن سفت

کز ملک عرب بزرگواری
بوده ست به خوب تر دیاری

بر عامریان کفایت او را
معمورترین ولایت او را

سلطان عرب به کامکاری
قارون عجم به مالداری

درویش نواز و میهمان دوست
اقبال در او چو مغز در پوست

می بود خلیفه وار مشهور
وز پی خلفی چو شمع بی نور

محتاج تر از صدف به فرزند
چون خوشه به دانه آرزومند

زنده ست کسی که در دیارش
ماند خلفی به یادگارش

می کرد بدین طمع کرم ها
می داد به سائلان درم ها

دُر می طلبید و دُر نمی یافت
وز دُرطلبی عنان نمی تافت

۲

هرچ آن طلبی، اگر نباشد
از مصلحتی به در نباشد

هر نیک و بدی که در شمار است
چون در نگری، صلاحِ کار است

بس یافته کآن به ساز بینی
نایافته به، چو باز بینی

بسیار غرض که در نورد است
پوشیدن او صلاح مرد است

سر رشته ی غیب ناپدید است
بس قفل که بنگری کلید است

۳

ایزد به تضرعی که شاید
دادش پسری چنان که باید

نورُسته گلی چو نار خندان
چه نار و چه گل؟ هزار چندان

روشن گهری ز تابناکی
شب روز کن سرای خاکی

چون دید پدر جمال فرزند
بگشاد در خزینه را بند

فرمود ورا به دایه دادن
تا رُسته شود ز مایه دادن

دورانش به حکم دایگانی
پرورد به شیر مهربانی

هر شیر که در دلش سرشتند
حرفی ز وفا بر او نوشتند

هر نیل که بر رخش کشیدند
افسون دلی بر او دمیدند

گفتی که به شیر بود شهدی
یا بود مهی میان مهدی

۴

از مه چو دو هفته بود رفته
شد ماه دو هفته بر دو هفته

شرط هنرش تمام کردند
قیس هنریش نام کردند

چون بر سر این گذشت سالی
بفزود جمال را کمالی

۵

سالی دو سه در نشاط و بازی
می رُست به باغ دل نوازی

چون شد به قیاس هفت ساله
آمود(۲) بنفشه گرد لاله

کز هفت به ده رسید سالش
افسانه ی خلق شد جمالش

هرکس که رُخش ز دور دیدی
بادی ز دعا بر او دمیدی

شد چشم پدر به روی او شاد
از خانه به مکتبش فرستاد

دادش به دبیر دانش آموز
تا رنج بر او برد شب و روز

جمع آمده از سر شکوهی
با او به موافقت گروهی

هر کودکی از امید و از بیم
مشغول شده به درس و تعلیم

با آن پسران خرد پیوند
هم لوح نشسته دختری چند

هر یک ز قبیله ای و جایی
جمع آمده در ادب سرایی

قیس هنری به علم خواندن
یاقوت لبش به دُر فشاندن

نظرات کاربران درباره کتاب ‌معشوقم؟ عاشقم؟ کدامم؟