فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جنگ‌های جهانی اول و دوم

کتاب جنگ‌های جهانی اول و دوم

نسخه الکترونیک کتاب جنگ‌های جهانی اول و دوم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جنگ‌های جهانی اول و دوم

مردم جهان در قرن بیستم شاهد دو جنگ بزرگ جهانی بوده‌اند که از نظر وسعت و شدت و شماره جنگجویان در تاریخ بی‌نظیر است. در این دو جنگ که سهمناک‌ترین جنگ‌های تاریخ بشریت است، قریبا تمام کشورهای جهان،خواه ناخواه، شرکت داشته‌اند که هنوز اثرات آن در زندگی ملت‌ها، از جمله ملت ایران، باقی است. در کتاب «جنگ‌های جهانی اول و دوم»، علل پیدایش این جنگ‌ها و سیر وقایع و شرح نبردهای مهم آن به زبانی ساده بازگو شده است. عکس‌ها و نقشه‌ها همراه با متن کتاب تصویری زنده و گویا از صحنه‌های جنگ به دست می‌دهد و خواننده را با این دو جنگ بزرگ تاریخ بشریت آشنا می‌سازد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.7 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جنگ‌های جهانی اول و دوم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

جنگ جهانی اول

آغاز نبرد



مردم جهان در قرن بیستم شاهد دو جنگ بزرگ بوده اند. این دو جنگ از نظر وسعت و شدت و شماره ی جنگجویان در تاریخ بی نظیر است. در طول این دو جنگ جهانی، ده ها میلیون انسان کشته و زخمی و ناپدید شدند یا از قحطی و گرسنگی و بیماری جان دادند. شهرها و روستاها ویران شدند و شط مواج و باعظمت تمدن در گرداب مخوف جنگ فرو رفت. ولی با این دو جنگ چهره ی جهان نیز تغییر یافت، دنیای قدیم از میان رفت و دنیای جدید سر برافراشت، دنیایی که ما اکنون در آن زندگی می کنیم.
ما گوشه هایی از نبردهای بزرگ دو جنگ گذشته را برای تان شرح می دهیم و به علل و نتایج جنگ می پردازیم.
در سال ۱۸۱۵ ناپلئون، امپراتور فرانسه، در نبرد واترلو، که در آن تقریباً تمام کشورهای بزرگ اروپا شرکت داشتند، شکست خورد. به دنبال نبرد واترلو در اروپا به مدت یک صد سال جنگی بزرگ و همه گیر رخ نداد. تنها در سال ۱۸۷۰، جنگ کوتاهی میان آلمان و فرانسه درگرفت که در آن، ارتش فرانسه به سرعت درهم شکست. در این جنگ کشورهای دیگر اروپا دخالتی نکردند و صلح به زودی برقرار شد و آرامش همه جا را فراگرفت. ولی این آرامش، آرامش پیش از توفان بود، توفان مهیبِ جنگ اول جهانی که در ماه اوت ۱۹۱۴ آغاز شد و چهار سال و نیم ادامه یافت و در آن ۲۶ کشور بزرگ و کوچک جهان (از جمله کشور بی طرف ایران) درگیر مبارزه شدند.
کشور آلمان، که قرن ها به صورت ایالت های کوچک و مستقل اداره می شد، در سال ۱۸۷۱ به رهبری بیسمارک، صدر اعظم پروس، متحد شد و به زودی در زمینه ی علوم و آموزش و صنایع به پیشرفت های عظیم دست یافت. مثلاً در زمینه ی تهیه ی فولاد، آلمان، در سال ۱۸۶۵، از فرانسه و انگلیس عقب تر بود، حال آن که در سال ۱۹۰۰ فولادی که تهیه می کرد از مجموع فولاد دو کشور یادشده بیش تر شد. کشتی سازی آلمان نیز به سرعت گسترش یافت و کم کم با انگلیس، که بزرگ ترین نیروی دریایی جهان را در آن زمان در اختیار داشت، به رقابت پرداخت.



صحنه ی قتل ولیعهد اتریش، جنگ جهانی اول با همین بهانه آغاز شد.

تقسیم کشورها

در آن زمان کشورهای بزرگ اروپایی تقریباً همه ی کشورهای جهان را میان خود تقسیم کرده بودند. تنها انگلیس بیش از یک چهارم جهان را به صورت مستعمره و نیمه مستعمره در اختیار داشت. کشورهای استعمارگر کالاهای خود را به مستعمره ها می فروختند و مواد خام را به بهای اندک یا به رایگان از این کشورها وارد می کردند.



سرباز نمونه جنگ جهانی اول

در این میان تنها آلمان بود که تقریباً هیچ مستعمره و، در نتیجه، بازار فروشی برای کالاهای خود نداشت. هدف صنایع سرمایه داری اروپا همواره تولید بیش تر کالا و کسب سود بیش تر بود. در آن زمان این کار با بهره کشی از کارگران و مخصوصاً زنان و کودکان همراه بود. مواد خام نیز، چنان که گفتیم، با استثمار کشورهای مستعمره تامین می شد و آلمان در این میان احساس می کرد که به او ستم شده است و نیاز به مستعمره دارد. انگلیس و فرانسه با این کار مخالف بودند و هرگز حاضر نمی شدند که از بخشی از مستعمره های خود دست بکشند. رقابت هایی از این دست، که در واقع همان توسعه طلبی استعماری است، کشورهای اروپا را کم کم در مقابل هم قرار داد و سرانجام به جنگ شان کشاند. بیسمارک از این می ترسید که مبادا در جنگ آینده تنها بماند. از این رو با امپراتوری اتریش ـ مجارستان پیمان نظامی بست و چندی بعد، ایتالیا نیز به این پیمان پیوست. امپراتوری اتریش از دولت های فرتوت قدیمی اروپا بود. فرانتس یوزف، امپراتور پیر اتریش، که در سال ۱۸۴۸ به تخت سلطنت نشسته بود، زمام امور را به دست یک عده وزیر نالایق داده بود که همواره خواهان جنگ بودند. پیمان آلمان و اتریش سبب نگرانی شدید فرانسه و روسیه شد. فرانسویان، که از شکست سال ۱۸۷۰ دلِ پُری از آلمان ها داشتند و قدرت گرفتن آلمان را خطر جدی برای خود احساس می کردند، دست یاری به سوی تزار روسیه دراز کردند. روسیه نیز از اتریش و آلمان هراسان بود. بدین گونه، در سال ۱۸۹۴ اروپا به دو گروه متخاصم تقسیم شد که در یک سو آلمان و اتریش و ایتالیا و در سوی دیگر فرانسه و روسیه قرار داشتند. انگلیس خود را به ظاهر از قاره ی اروپا جدا می دانست و همواره می کوشید تا آرامش در اروپا برقرار باشد. وضع موجود مطابق دلخواه انگلیس بود، چرا که این کشور با مستعمره های وسیع و نیروی دریایی عظیمش بازار جهان را در اختیار داشت و از هرگونه تغییر در سیاست جهانی پرهیز می کرد.



کشتار در سنگرها

نخستین سرچشمه ها

ولی، چنان که گفتیم، نیروی دریایی آلمان کم کم قدرت گرفت و مایه ی نگرانی انگلیس شد. قدرت انگلیس یک سره بر نیروی دریایی اش متکی بود و اکنون کشتی های آلمانی در دریاها با انگلیس به رقابت برخاسته بودند. انگلیس به ناچار از انزوای سیاسی اش بیرون خزید و با روسیه و فرانسه بر ضد آلمان پیمان نظامی بست. بدین گونه، در آغاز قرن بیستم، اروپا کم کم آماده ی جنگ می شد. در یک سو انگلیس و فرانسه و روسیه قرار داشتند و در سوی دیگر آلمان و اتریش. وضع ایتالیا مبهم بود و سرانجام نیز شش ماه پس از آغاز جنگ به انگلیس و فرانسه پیوست. البته هر یک از این کشورها حق را به جانب خود می دادند. آلمان دَم از فضای حیاتی می زد و فریاد برمی آورد که در اروپا خفه می شود و در میان دو نیروی بزرگ روسیه و فرانسه، از شرق و غرب، در محاصره افتاده است. فرانسه و انگلیس قیافه ی مدافع به خود گرفته بودند و دَم از دفاع در مقابل تجاوزهای آلمان می زدند. ولی عامل اصلی جنگ سودجویی کشورهای صنعتی و رقابت قدرت های استعمارگر با یک دیگر بود. اینک تنها جرقه ای کافی بود تا آتش جنگ را برافروزد و این جرقه در بالکان پدید آمد:
شبه جزیره ی بالکان، در جنوب شرقی اروپا، قرن ها جزء امپراتوری عثمانی بود. کم کم با ضعیف شدن دولت عثمانی کشورهای بالکان استقلال خود را دوباره به دست آوردند، و نخست یونان و آن گاه بلغارستان و رومانی مستقل شدند. کشور کوچک صربستان (که بعداً بخشی از یوگسلاوی شد) نیز پس از مبارزه های طولانی استقلال یافت. در کنار کشور صربستان، ایالت بوسنی قرار داشت که به طور رسمی متعلق به امپراتوری عثمانی بود، ولی اتریش در سال ۱۸۷۸ آن را به زور متصرف شده بود و به امپراتوری خود ملحق ساخته بود. مردم صربستان و بوسنی هر دو به یک زبان گفت و گو می کردند و فرهنگ و تاریخ مشترکی داشتند و احساس می کردند که باید با یک دیگر متحد شوند و دولتی واحد پدید آورند. از این رو صربستان کانون مبارزه های استقلال طلبانه ی ایالت بوسنی بر ضد اتریش شد. روسیه نیز، که همواره مایل به نفوذ در شبه جزیره ی بالکان بود، از این مبارزه ها پشتیبانی می کرد.
در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش، برای یک دیدار رسمی عازم سرایه وو، پایتخت بوسنی، شد و در آن جا به دست یکی از جوانان انقلابی بوسنی، که وابسته به انجمن اتحاد یا مرگ بود، کشته شد. کشته شدن ولیعهد اتریش یک باره اروپا را تکان داد. اتریش، که به هرحال در صدد بود استقلال صربستان را از میان بردارد، از این بهانه استفاده کرد و در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ (یک ماه پس از کشته شدن ولیعهد) به صربستان اعلان جنگ داد. البته قبلاً پشتیبانی متحد نیرومند خود، آلمان، را به دست آورده بود. آلمان، اتریش را به جنگ تحریک می کرد.
از سوی دیگر روسیه، که خود را پدرخوانده ی صربستان می دانست (هر دو از نژاد اسلاو بودند)، بسیج عمومی اعلان کرد و لشکریانش را در مرز آلمان متمرکز ساخت. دو روز بعد، در اول ماه اوت ۱۹۱۴، آلمان به روسیه اعلان جنگ داد و چون مطمئن بود که فرانسه نیز وارد کارزار خواهد شد، در سوم اوت به فرانسه نیز اعلان جنگ داد. لشکریان آلمان و فرانسه برای نبرد می بایست از خاک بلژیک بگذرند. انگلیس، که به دنبال بهانه می گشت، به عنوان دفاع از حقوق یک کشور کوچک در روز ۴ اوت به آلمان اعلان جنگ داد و بدین ترتیب جنگ جهانی اول آغاز شد.

تشکیل ارتش

پیش از شرح نبردهای جنگ جهانی اول، بهتر است با ارتش ها و سلاح های این جنگ آشنا شوید. در اروپا، تا پیش از انقلاب فرانسه، خدمت نظام اجباری نبود. ارتش ها از گروهی سرباز مزدور تشکیل می شدند، که همیشه در خدمت ارتش باقی می ماندند و البته شماره ی آن ها نیز اندک بود. دست اندرکاران انقلاب فرانسه، که خود را از هر سو مورد تهدید می دیدند، از اکثر مردم تقاضا کردند که به ارتش بپیوندند و آموزش نظامی ببینند. این شیوه کم کم در دیگر کشورهای اروپایی نیز مرسوم شد و هر جوان اروپایی مجبور بود که دو تا سه سال خدمت نظام ببیند. با این روش در زمان جنگ، هر کشوری می توانست میلیون ها سرباز بسیج کند.
در چند ماه اول جنگ، آلمان ارتش خود را از ۷۹۱۰۰۰ نفر به۵۰۰۰۰۰۰ نفر، اتریش از ۴۵۰۰۰۰ نفر به ۳۳۵۰۰۰۰ نفر، فرانسه از ۷۹۰۰۰۰ نفر به۴۰۰۰۰۰۰ نفر و روسیه از ۱۲۰۰۰۰۰ به ۶۰۰۰۰۰۰ نفر رسانید. انگلیس نیز نیرویی بالغ بر۱۰۰۰۰۰۰ نفر بسیج کرد. سازمان ارتش ها کم و بیش به یک دیگر شبیه بود. هر تیپ یا هنگ از۱۲۰۰۰تا ۲۲۰۰۰ نفر تشکیل می شد. دو یا چند تیپ تشکیل یک لشکر و دو یا چند لشکر تشکیل یک ارتش را می دادند. ارتش ها از واحدهای پیاده نظام، سواره نظام، توپ خانه و نیروی دریایی و به مقدار اندک از نیروی هوایی تشکیل می یافت. آتش توپ خانه و رگبار مسلسل پشتیبان پیاده نظام و سواره نظام بود و پیش روی آن ها را هموار می کرد.
توپ ها معمولاً ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلی متری بودند (دهانه ی هر توپ ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلی متر بود). بزرگ ترین توپی که در جنگ اول به کار رفت، توپ ۴۲۰ میلی متری آلمان بود.
در نبردهای دریایی تنها انگلیس و آلمان در مقابل هم قرار داشتند. انگلیس در آغاز جنگ ۵۳۲ و آلمان ۲۶۲ کشتی جنگی داشت. از سوی دیگر انگلیس ۶۵ و آلمان ۲۸ زیردریایی در اختیار داشت. در این جنگ هواپیما، که تازه اختراع شده بود، نقش قاطعی نداشت. در آغاز جنگ، شماره ی هواپیماهای آلمان ۴۸۰ و شماره ی هواپیماهای فرانسه و انگلیس ۱۹۵ فروند بود. تانک نیز در میان جنگ اختراع شد و نخستین بار در سال ۱۹۱۶ وارد نبرد شد.

نظرات کاربران درباره کتاب جنگ‌های جهانی اول و دوم

خریدمش میخوام بخونمش...نمونه اش که روان و جذاب بود. ممنون
در 2 سال پیش توسط جواد
کتاب جالب و روانیه برای اطلاع از دو جنگ بزرگ
در 2 سال پیش توسط sha...nge
برای کسی که اطلاعات کمی داشته از این دو جنگ ، خیلی کتاب خوبیه و روان هم هست ولی کاش کمی جزئیاتش بیشتر بود .
در 1 سال پیش توسط mahdi a
کتاب بسیار خوبیه خیلی روان و ساده اطلاعات کلی و به درد بخوری راجع به ٢ جنگ جهانی میده ممنون
در 10 ماه پیش توسط سید پوریا فاتحی
کتاب مفیدی میتونه باشه
در 3 ماه پیش توسط زینب حیدری
خیلی خوبه
در 10 ماه پیش توسط همایوون
کتاب بسیار عالی و روان هست و اطلاعات اصلی و مفیدی را درباره دو جنگ جهانی ارایه میدهد.
در 4 ماه پیش توسط مریم .