فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب به روش خود ثروتمند شوید

کتاب به روش خود ثروتمند شوید
سريع‌تر از حد تصور خود به هدفهای مالی‌تان برسيد

نسخه الکترونیک کتاب به روش خود ثروتمند شوید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب به روش خود ثروتمند شوید

از اینکه این کتاب را می‌خوانید، متشکرم. تفاوت عمده میان موفقها و ناموفقها بسیار ساده و روشن است. موفقها در هر زمینه‌ای عمل‌گرا هستند و ناموفقها صحبت‌مدار. آنهایی که به موفقیتهای شایان توجه می‌رسند کسانی هستند که آستینها را بالا می‌زنند و دست به کار می‌شوند. امّا آنها که موفق نمی‌شوند در قید امیدواری، آرزو کردن، در رؤیا به سر بردن و عذر و بهانه آوردن باقی می‌مانند. شما با خواندن این کتاب به جمع آن معدود اشخاصی پیوسته‌اید که به اتفاق افتادن حوادث کمک می‌کنند و حال آنکه اکثریت مردم در انتظار آنند که حوادث برای آنها اتفاق بیفتد. با آنکه در نگارش این کتاب به ارقام و آمار مرتبط با امریکا اشاره شده است، اصول مندرج فراگیر و جهانی هستند. می‌توانید در هر کشوری که زندگی می‌کنید از این اصول مطلب بیاموزید و آنها را مورد استفاده قرار بدهید. به استناد «سازمان همکاریهای اقتصادی و رشد و تحول در پاریس»، ۱۹ درصد جمعیت امریکا در فاصله سنی ۱۸ و ۵۴ سال می‌خواهند تغییر شغل بدهند و این بالاترین درصدی است که بدین لحاظ در دنیا وجود دارد. و ما هم از همین‌جا شروع می‌کنیم.

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.55 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب به روش خود ثروتمند شوید

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

«آن فرصت طلایی که در جست و جویش هستید،در درون خود شماست. در محیط شما نیست،در بخت و اقبال و کمک دیگران نیست.تنها در خود شماست.»

ــ اوریسون سوئت ماردن

مهاجران به سرزمین امریکا قبلاً تصور می کردند خیابانهای این کشور از طلا سنگفرش شده است. معتقد بودند همه می توانند به شهرت و مال و منال برسند. امّا سرانجام، به تجربه آموختند که لزوما این طور نیست. امّا این حقیقت هم بر آنها روشن شد که ثروت از آن کسانی می شود که بدانند چگونه به جست و جوی آن بروند. برایان تریسی از جمله کسانی است که می داند چگونه باید ثروت را جست و جو کند. برایان تریسی با به کار بستن اصولی که در این کتاب آمده است، در کمتر از ۱۰ سال از یک فروشنده معمولی به یک میلیونر تبدیل شد.
برایان به صدها تاجر و هزاران شخص دیگر آموخته است که چگونه می توانند به خواسته های مالی خود تحقق بخشند. او پیوسته به اقصی نقاط جهان سفر می کند، در زمینه فروش، مدیریت، علم کارفرمایی، رشد تجاری و رسیدن به موفقیتهای شخصی همایشهای متعدد دایر می نماید. او رئیس شرکتی از آن خود است که در زمینه رشد و بهسازی منابع انسانی فعالیت می کند. او نویسنده کتابهای مختلف و سخنران بیش از ۳۰۰ نوار ویدئویی و آموزشی است که جملگی در ردیف پرفروش ترینها قرار گرفته اند. برایان تریسی ۳۵ کتاب به رشته تحریر درآورده که به ۲۵ زبان مختلف دنیا ترجمه شده اند. او در کتاب به روش خود ثروتمند شوید، به شما نشان می دهد هر که هستید و از هر جایی که شروع کنید، می توانید در سالهای آینده به یک ثروتمند تبدیل شوید.
در این کتاب با پنج منبع مهم میلیونرهای خودساخته و ۱۸ اصل و نقطه نظر و مفاهیمی که برای رسیدن به موفقیت به آن احتیاج دارید، آشنا می شوید. درمی یابید که برای موفق شدن باید پنج قاعده را رعایت کنید. می آموزید که چگونه کسب درآمد کنید و به پولی که احتیاج دارید دست یابید. در ضمن، با ۱۰ قاعده اساسی برای موفقیت در سرمایه گذاری آشنا می شوید. با روشهای امتحان شده ای آشنا می شوید که اثربخشی آنها بارها و بارها به اثبات رسیده است و اشخاص مختلف با استعانت به آن از فقر به ثروت رسیده اند. شما با مطالعه این مطالب، که برایان تریسی و دیگران را موفق کرده است، می آموزید که به روش خود ثروتمند شوید، می آموزید از روشی که مناسب شماست بهره بجویید و از استعدادها و توانمندیهای خود استفاده کنید. می آموزید که محدودیتی در کار نیست.

ــ ویکتور ریزلینگ

مقدمه

«آیا جدی و ساعی هستید؟
از این لحظه زندگی خود استفاده کنید،کاری را که می توانید انجام دهید،رویایتان را تحقق بخشید، دست به کار شوید. شجاعت در خود نبوغ، قدرت و معجزه به همراه دارد. کافی است که شروع کنید تا ذهنتان گرم شود و به کار افتد. شروع کنید تا کارتان تکمیل شود.»

ــ مقدمه ای بر فاست گوته
ــ ترجمه جان انستر

تفاوت میان شکست و موفقیت

از اینکه این کتاب را می خوانید، متشکرم. تفاوت عمده میان موفقها و ناموفقها بسیار ساده و روشن است. موفقها در هر زمینه ای عمل گرا هستند و ناموفقها صحبت مدار. آنهایی که به موفقیتهای شایان توجه می رسند کسانی هستند که آستینها را بالا می زنند و دست به کار می شوند. امّا آنها که موفق نمی شوند در قید امیدواری، آرزو کردن، در رویا به سر بردن و عذر و بهانه آوردن باقی می مانند. شما با خواندن این کتاب به جمع آن معدود اشخاصی پیوسته اید که به اتفاق افتادن حوادث کمک می کنند و حال آنکه اکثریت مردم در انتظار آنند که حوادث برای آنها اتفاق بیفتد. با آنکه در نگارش این کتاب به ارقام و آمار مرتبط با امریکا اشاره شده است، اصول مندرج فراگیر و جهانی هستند. می توانید در هر کشوری که زندگی می کنید از این اصول مطلب بیاموزید و آنها را مورد استفاده قرار بدهید. به استناد «سازمان همکاریهای اقتصادی و رشد و تحول در پاریس»، ۱۹ درصد جمعیت امریکا در فاصله سنی ۱۸ و ۵۴ سال می خواهند تغییر شغل بدهند و این بالاترین درصدی است که بدین لحاظ در دنیا وجود دارد. و ما هم از همین جا شروع می کنیم.

شروع از حد صفر

وقتی بزرگ می شدم، خانواده ام پول ناچیزی داشت. پدرم کار منظم و همیشگی نداشت و مادرم با کار پرستاری تنها نان آور خانواده بود که من و سه برادرم را تامین می کرد. ما با ماکارونی و پنیر بزرگ شدیم و لباسهای دست دوم می پوشیدیم. من از سن ۱۰ سالگی باید پول اداره زندگی ام را کاسبی می کردم. باغبانی می کردم، در محله مان تن به کارهای کم ارزش می دادم.
۱۵ ساله بودم که تصمیم گرفتم رمز و راز موفقیت مالی را پیدا کنم. من هم مانند بسیاری از جوانان هدفم این بود که تا ۳۰ سالگی میلیونر شوم. امّا وقتی ۳۰ ساله شدم، گرچه در مواقعی با موفقیتهای شایان ذکر رو به رو شده بودم، حال و روزم از شرایطم در ۲۰ سالگی بهتر نبود. حتی نتوانسته بودم دبیرستان را تمام کنم و جز کار در زمینه فروش از هیچ مهارتی برخوردار نبودم.
در این زمان بود که تصمیم گرفتم به طور جدی به موقعیت خودم فکر کنم. به این فکر کردم که در ۱۰ سال گذشته چه پیشرفت کمی داشته ام. بسیاری از دوستانم وضع مالی خوبی داشتند، ازدواج کرده بودند، صاحب اولاد بودند، در خانه های خوب زندگی می کردند و پول خوبی درمی آوردند. امّا من به لحاظ مالی به جایی نرسیده بودم.
برای اولین بار به موضوع کسب درآمد به طور جدی فکر کردم. نشستم و برنامه جامعی برای ثروتمند شدن تدارک دیدم. این برنامه موثر واقع شد. با شکستها و ناکامیهای متعددی رو به رو شدم، امّا این ناکامیها جملگی موقتی بودند. در مدت هفت سال درسهای مهمی آموختم و نتیجه آن شد که ثروتم از حد یک میلیون دلار گذشت. کاری را که من کردم، شما هم در محدوده عقل و منطق می توانید انجام دهید.

می توانید این کار را انجام دهید

هدف من از نگارش این کتاب این است که شما را متقاعد کنم که بدون توجه به اینکه امروزه به لحاظ مالی در چه سطحی قرار دارید، می توانید در طی دوران کاری تان به ثروت برسید. اگر به اندازه کافی زود شروع کنید، اگر به اندازه کافی تلاش کنید و به توصیه های من عمل نمایید، می توانید به یک میلیونر تبدیل شوید. خوشبختانه، این روشها، راهکارها و شیوه ها برای کثیری از مردم موثر واقع شده است. دلیلی وجود ندارد که شما هم نتوانید به رویاهای خود تحقق بخشید. کافی است بخواهید و وقتی صرف کنید تا به خواسته های خود برسید.
درسال ۱۹۰۰، ۵۰۰۰ میلیونر در امریکا زندگی می کردند. در آن زمان، یک میلیون دلار ارزش بیشتری از یک میلیون دلار در روزگار امروز داشت. در سال ۱۹۸۰، که در این زمینه شروع به بررسی کردم، ۵/ ۱ میلیونر در این کشور زندگی می کرد. شمار میلیونرها در سال ۲۰۰۰ از مرز هفت میلیون گذشت. امروز شمار قابل ملاحظه ای از مردم از حد ۱۰ میلیون و ۱۰۰ میلیون گذشته اند. شمار میلیاردرها هم از حد ۳۰۰ میلیون گذشته است. پیش بینی می شود این ارقام در سالهایی که پیش رو داریم، به دو برابر افزایش پیدا کند.
اغلب این میلیونرها و میلیاردرها اولین نسلی هستند که به این موقعیت رسیده اند. آنها از صفر شروع کردند. برای کسب این درآمد استعدادها و توانمندیهای خود را به کار گرفتند. تخمین زده می شود در هر چهار دقیقه یک نفر به جمع میلیونرها اضافه می شود. شما هم باید بتوانید این کار را انجام دهید.
کاری را که این میلیونرهای خودساخته کردند، شما هم می توانید انجام دهید. باور کنید بهتر از شما و باهوش تر از شما وجود ندارد. طی سالهای گذشته فرصت آن را داشته ام که با جمع بی شماری از این میلیونرها و مولتی میلیونرها صحبت کنیم. حتی با تنی چند از میلیاردرها صحبت کردم. نکته جالب توجه در مورد اغلب این اشخاص این است که فوق العاده هستند. به شدت صادق هستند. مردان و زنان تلاشگر و سخت کوشی هستند که در حیطه های کاری خود دست به خطر می زنند و وقتی شرایط دشوار می شود، دست از فعالیت خود برنمی دارند.

تفاوت میان ثروتمندان و فقرا

ثروتمندان با من و شما آن قدرها تفاوت ندارند. در نهایت از استعدادی که خداوند به آنها داده استفاده می کنند و در مقایسه با اکثریت مردم، کارهایشان را به شکل و سبک دیگری انجام می دهند. نکته جالب اینجاست: اگر شما کاری را که ثروتمندان و موفقها انجام می دهند بکنید، به همان نتایج آنها می رسید. موفقیت مالی نیازی به معجزه ندارد، به بخت و اقبال هم کاری ندارد. به جای همه اینها، قانون علت و معلول در کار است. اگر مبتکر علّت شوید، معلول خود به خود از راه می رسد.
در این کتاب می آموزید از هر جایی که هستید شروع کنید، حتی اگر شدیدا زیر بار قرض هم باشید، تفاوتی ایجاد نمی شود. می توانید در هر حال به استقلال مالی برسید. من که با هزاران نفر از مردم دنیا که میلیونر شده اند سر و کار داشته ام، کاملاً معتقدم اشخاصی که به واقع بخواهند، می توانند به ثروت برسند. کافی است بارها و به تکرار کار درست انجام بدهند.

آنچه چشمها را به راستی باز می کند

چند سال قبل تجربه ای کردم که به واقع چشمانم را باز کرد. برای ۲۰۰, ۱ نفر درباره موفقیت سخنرانی می کردم. می گفتم همه می توانند موفق شوند، به شرط آنکه کارهایی را به سبک و طرز خاصی انجام بدهند. در فرصت تنفس، حدود ۳۰ نفر زن و مرد خوش پوش مرا احاطه کردند، سوال می کردند و از سرگذشت و تجربیات خود حرف می زدند. در آن لحظه، مرد جوانی که عقب افتادگی ذهنی داشت، به سمت جمعیت راه خود را باز کرد. و بعد با صدایی بسیار بلند گفت: «آقای تریسی، آقای تریسی، من هم می توانم موفق شوم؟»
کمی تکان خوردم. به او نگاه کردم. همه می خواستند بدانند من چه جوابی دارم. دقیقا نمی دانستم چه جوابی باید به او بدهم. حرف من که «همه می توانند موفق شوند» باید امتحان پس می داد. او گفت: «آقای تریسی، من در یک خانه گروهی زندگی می کنم. آقای تریسی، ما مبلمان تعمیر می کنیم. هر ماه یک سهم یکصد دلاری می خرم. اگر به این کار ادامه دهم، می توانم ثروتمند شوم؟»

معجزه بهره مرکب

در این خصوص مطالعه کرده بودم که برای رسیدن به استقلال مالی هر کس با چه مبلغ پس انداز می تواند به نتیجه برسد. می دانستم کسی که در ۲۱ سالگی بتواند ماهی ۱۰۰ دلار پس انداز کند، با بهره ۱۰ درصد می تواند در ۶۵ سالگی ثروتش از یک میلیون دلار بگذرد. بعد ناگهان متوجه شدم آن مرد جوان که در خانه گروهی زندگی می کند و کارش تعمیر مبلمان است و از هیچ مزیت و امتیازی هم برخوردار نیست، می تواند ثروتمند شود. اگر او هر ماه ۱۰۰ دلار پس انداز کند، به هنگام بازنشستگی از ۹۵ درصد مردم پولدارتر خواهد بود.
از اغلب دکترها، دندانپزشکها، وکلا، آرشیتکتها، مهندسان، فروشندگان، صاحبان موسسات تجاری کوچک و مدیران شرکتها، در شرایط مالی بهتری به سر خواهد برد. اگر بتواند هر ماه ۱۰۰ دلار پس انداز کند، نیروی بهره مرکب کار خودش را می کند. هر کسی می تواند این کار را انجام دهد.

می توانید آنچه را که نیاز دارید، یاد بگیرید

کسب درآمد یک مهارت اولیه و اصولی است. برای اینکه در این کار موفق شوید به دانش و تمرین احتیاج دارید. از آنجایی که صدها هزار و شاید میلیونها نفر در طی سالهای مختلف راه پول درآوردن را آموخته اند، می توان گفت که این مهارتی آموختنی است. در واقع، اگر بتوانید یک اتومبیل را برانید، اگر بتوانید از تلفن همراه و کامپیوتر استفاده کنید و یا بسیاری از فعالیتهای روزانه و روزمره را انجام دهید، می توانید از هوش و توانمندی لازم برای کسب درآمدی که به آن علاقه دارید، برخوردار باشید.
در آنچه در ادامه مطلب می خوانید، به شما نشان می دهم که چگونه می توانید به استقلال مالی برسید و به روشهای مختلف ثروتمند شوید. بعد از آن، نوبت شما می رسد که دست به کار شوید و آن قدر ادامه بدهید که به نتایج مطلوب برسید. هیچ محدودیتی جز آنچه خود برای خودتان در نظر می گیرید، وجود ندارد.
***
«ببینید آنچه را که می خواهید، به دست آورده اید...
فکر کنید که آنها از آن شما هستند، در مالکیت شما قرار دارند.»

ــ رابرت کولیر
***

۱: راه رسیدن به ثروت را بیاموزید

«وقتی میل و خواسته به اندازه کافی قدرتمند داشته باشید،از قدرت ابرانسان برخوردار می شوید تا به آنچه می خواهید دست پیدا کنید.»

ــ ناپلئون هیل

اگر کسی با توانمندی محدود بتواند ثروتمند شود، چرا تنها معدودی از مردم ثروتمند می شوند؟ چگونه است که بسیاری از مردم سر و کارشان به دریافت کمک از تامین اجتماعی و نهادهای دیگر می افتد؟ چرا وقتی بسیاری از مردم به دوران بازنشستگی می رسند، به کمک اقوام و بستگانشان نیاز پیدا می کنند؟
اگر کسی که در سال، ۰۰۰, ۲۵ دلار درآمد دارد ۱۰ درصد این درآمد یعنی ۵۰۰, ۲ دلارش را پس انداز کند، و بعد طوری سرمایه گذاری کند که یک بازدهی ۱۰ درصد داشته باشد ــ و اگر این کار را از ۲۱ سالگی تا ۶۵ سالگی، یعنی در مدت ۴۴ سال ادامه دهد ــ از طریق معجزه بهره مرکب پولش به ۷۶۲, ۷۹۴, ۱ دلار می رسد.
اگر یک انسان عقب مانده ذهنی بتواند ثروتمند شود، و اگر کسی که سالانه ۰۰۰, ۲۵ دلار حقوق می گیرد با پس انداز کردن ۱۰ درصد درآمدش بتواند یک میلیونر یا مولتی میلیونر شود، می توان گفت که تقریبا همه می توانند اگر بخواهند، میلیونر شوند.

چرا اشخاص ثروتمند نمی شوند

سوالی که من پرسیدم این بود: «چرا اشخاص ثروتمند نمی شوند؟» چرا با این همه امکاناتی که وجود دارد، بسیاری از مردم به هنگام بازنشستگی به ثروت نرسیده اند؟ من سرانجام جواب به این سوالات را پیدا کردم. به اعتقاد من، ثروتمند نشدن پنج دلیل دارد:

کی، من؟

قبل از هر چیز، به ذهنشان خطور نمی کند که بتوانند ثروتمند شوند. این اشخاص در خانواده هایی زندگی کرده اند که هرگز ندیده اند کسی ثروتمند شود. اشخاص به مدرسه می روند و با کسانی معاشرت می کنند که ثروتمند نیستند. با کسانی کار می کنند که ثروتمند نیستند. بیرون از محیط کار با اشخاصی سر و کار دارند که ثروتمند نیستند. الگویی ندارند که ثروتمند باشند. اگر وقتی شکل می گرفتید این موضوع درباره شما هم مصداق داشته است، طوری به دوران بلوغ رسیده اید که اصولاً فکرش را هم نکرده اید که می توانید ثروتمند باشید.
به همین دلیل است کسانی که در خانواده های ثروتمند زندگی می کنند در مقایسه با آنهایی که در خانواده های فقیر زندگی می کنند و بزرگ می شوند، به احتمال بیشتری به ثروت می رسند. کودکانی که در خانواده های ثروتمند زندگی می کنند، چشم انداز ثروتمند شدن دارند.
بنابراین اولین دلیل ثروتمند نشدن اشخاص این است که به ذهنشان خطور نمی کند که می توانند ثروتمند شوند. و البته اگر این هرگز به ذهن آنها خطور نکند، هرگز قدمی در این راستا که به ثروت برسند، برنمی دارند.

تصمیم گرفتن!

دلیل دیگر ثروتمند نشدن اشخاص این است که هرگز برای رسیدن به این موقعیت تصمیم نمی گیرند. اگر کسی کتابی بخواند، در همایشی شرکت کند و یا با کسانی معاشرت نماید که در زمینه های مالی موفق هستند تا زمانی که تصمیم نگیرد در برنامه ها و رفتارش تجدیدنظر کند، به ثروت نمی رسد. حتی اگر به ذهن کسی برسد که باید اقدامات خاصی را انجام بدهد، اگر نخواهد که قدم اول را بردارد، ثروتمند نمی شود. اگر به کاری که همیشه می کردید ادامه بدهید، به آنچه تاکنون رسیده اید دست پیدا خواهید کرد.
علت اصلی موفق نشدن و شکست خوردن این است که اکثریت مردم برای موفق شدن تصمیم گیری نمی کنند. هرگز متعهد نمی شوند که برای رسیدن به ثروت کاری صورت دهند. ممکن است جدی باشند، ممکن است بخواهند کاری صورت دهند، امّا این کار را روزی انجام خواهند داد. امیدوار و آرزومندانه دعا می کنند که پولدار شوند، امّا هرگز تصمیم نمی گیرند که «حالا این کار را می کنم». این تصمیم قدم ضروری اول برای رسیدن به استقلال مالی است.

شاید فردا

مسامحه کاری و دفع الوقت کردن می تواند مانع از آن شود که اشخاص به ثروت برسند. اشخاص اغلب دلایل موجهی دارند که کارهایشان را به بعد موکول کنند. همیشه در ماه مناسبی به سر نمی برند، در فصل مناسبی نیستند، سال خوبی هم ندارند. شرایط اقتصادی در صنعتی که در آن فعالیت می کنند مناسب نیست. وضع بازار خوب نیست، ممکن است مجبور شوند که ریسک کنند و یا امنیت خاطرشان را از دست بدهند. شاید سال آینده بهتر باشد.
همیشه برای دفع الوقت کردن دلیلی وجود دارد. در نتیجه همیشه انجام دادن کارها را به بعد موکول می کنند. از ماه به ماه بعد، و از سال به سال بعد می رسند تا اینکه وقت می گذرد و زمان دیر می شود. حتی اگر به ذهن کسی رسیده باشد که می تواند ثروتمند شود، حتی اگر تصمیم گرفته باشد که تغییر کند، مسامحه کاری و دفع الوقت کردن همه برنامه های او را به بعد و به آینده موکول می کند. مسامحه کاری و دفع الوقت کردن دزد زمان و زندگی است.

پرداختن بها

آنچه اقتصاددانان به آن ناتوانی در به تعویق انداختن ارضاء نام دادند، دلیل دیگری برای بازنشسته شدن فقیرانه اشخاص است. اکثریت مردم احساس اضطرار می کنند که تمام درآمدشان را خرج کنند و از همه امکانات قرض گرفتن و کارتهای اعتباری برای خرید آنچه به آن علاقه مندند استفاده نمایند. اگر نتوانید ارضاء شدن را به تعویق بیندازید، و اگر نتوانید به خود نظم و ترتیبی بدهید که همه درآمد خود را خرج نکنید، نمی توانید ثروتمند بشوید. دبلیو. کلمنت استون، یکی از ثروتمندترین مردان تاریخ، می گفت: «اگر نتوانید پولتان را ذخیره کنید، بدانید که بذرهای عظمت در شما وجود ندارد.»

توجه به چشم انداز بلندمدت

آخرین دلیل ثروتمند نشدن اشخاص، که شاید بتوان گفت از همه دلایل دیگر مهم تر است، این است که اشخاص فاقد چشم انداز زمانی هستند. در جریان یک بررسی مفصّل که در دهه ۱۹۵۰ صورت گرفت و نتایج آن در سال ۱۹۶۴ به چاپ رسید، دکتر ادوارد بنفیلد، استاد دانشگاه هاروارد، درباره علل حرکت صعودی اشخاص در نظام اجتماعی اقتصادی امریکا بررسی کرد. او می خواست بداند به چه علت بعضیها می توانند در مقایسه با نسلهای گذشته بیشتر رشد کنند.
بنفیلد یافته های خود را با آنچه اغلب آنها را موفقیت اقتصادی می دانند، در داخل امریکا و کشورهای دیگر مقایسه کرد. آیا موفقیت اقتصادی در تحصیلات دانشگاهی بود؟ نه. بسیاری از کسانی که تحصیلات عالی داشتند، در واقع در شرایط اقتصادی مطلوبی به سر نمی بردند. آیا در هوش بود؟ نه. بسیاری از اشخاص کاملاً باهوش فقیر بودند، به طوری که حتی نمی توانستند معیشت خود را کسب کنند. آیا متولد شدن در یک خانواده مناسب بود؟ نه. بسیاری از اشخاص در خانواده های متنعم به دنیا می آیند، امّا خود فقیر می شوند. و این در حالی است که بسیاری از کسانی که تحصیلات ضعیف دارند، پولدار و موفق می شوند. آیا اینکه در کدام بخش از کشور متولد شدند مهم بود؟ آیا اینکه در صنعت مناسبی فعالیت کنند مهم بود؟ آیا پای بخت و اقبال در کار بود؟ چه عواملی دخیل بودند تا شخص پله های ترقی را طی کند؟

نظرات کاربران درباره کتاب به روش خود ثروتمند شوید

با درود و عرض ادب اگه کسی پول نداشته باشه این کتاب ارزشمند رو تهیه کنه باید چکار کنه حداقل خلاصه ای ازش بذارید شاید زندگی یکی متحول شد ممنون از نویسنده خوب این کتاب
در 2 سال پیش توسط far...292
چیز خاصی توی این کتاب ذکر نشده فقط توی بازار املاک یکم خوب نوشته بود که در شرایط حال حاضر این رفتارها از بازار کاملا به دوره
در 2 سال پیش توسط m.h..._b7
اینم عالیه
در 3 ماه پیش توسط امید