فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جواهر سرخ

کتاب جواهر سرخ
هفت نمایش‌نامه‌ی کوتاه

نسخه الکترونیک کتاب جواهر سرخ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جواهر سرخ

در این هفت اثر نویسندگان از حقیقت، ذکاوت، پاکی و عدالت سخن می‌گویند و در همه حال سعی دارند تا با صحنه‌هایی کوتاه، زبانی ساده، شخصیت‌هایی ملموس، ساختاری شفاف و دکوری مختصر از نیکی و پاکی و هوشمندی سخن در میان آورند. و در عین کوتاهی و فشردگی اثر، خلاقیتی دراماتیک و جذاب از خود نشان دهند. از این رو جنبه‌های فنی و اصول تکنیکی این هفت اثر نیز بسیار آموزنده و مفید به نظر می‌رسد. به گونه‌ای که می‌تواند برای فعالیت‌های نمایشی مدارس، متونی بسیار ارزنده، جذاب و عملی باشد.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.38 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب جواهر سرخ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

هفت نمایش نامه ی کوتاهی که آقای محمدعلی عبدالملکی ترجمه کرده اند را باید در چهارچوب آثار آموزشی (پداگوژیکی) ویژه ی کودکان و نوجوانان دسته بندی کرد، خواند و یا اجرا کرد. تردید ندارم در فرهنگ نمایشی این دوران جای آثاری نمایشی که به رشد عقلانی و قدرت تحلیلی کودکان و نوجوانان یاری رسانند، سخت خالی است. نویسندگان و درام نویسان ما به رغم وجود دوازده میلیون کودک و نوجوان دانش آموز ایرانی (بر طبق آمارهای وزارت آموزش و پرورش) که مخاطبان بالقوه و طرفداران مشتاق هنر نمایش اند، نسبتاً کم کار یا توجه کرده اند؛ از آن بدتر مدیریت های غیر تخصصی برخی نهادهای ذیربط است که برای این مخاطبان پرشور هیچ برنامه و تولید درخور توجهی نداشته و ندارند. از این رو چاپ و ترجمه ی آثاری از این دست که به هوش، ذکاوت و ابتکار عملی در نزد این مخاطبان جدی بپردازد و یا با آوردن درون مایه های ملموس راهنمایی های تربیتی سازنده ا ی را با آنان در میان گذارد، بسیار ارزشمند و درخور تقدیر است. در این هفت اثر نویسندگان از حقیقت، ذکاوت، پاکی و عدالت سخن می گویند و در همه حال سعی دارند تا با صحنه هایی کوتاه، زبانی ساده، شخصیت هایی ملموس، ساختاری شفاف و دکوری مختصر از نیکی و پاکی و هوشمندی سخن در میان آورند. و در عین کوتاهی و فشردگی اثر، خلاقیتی دراماتیک و جذاب از خود نشان دهند. از این رو جنبه های فنی و اصول تکنیکی این هفت اثر نیز بسیار آموزنده و مفید به نظر می رسد. به گونه ای که می تواند برای فعالیت های نمایشی مدارس، متونی بسیار ارزنده، جذاب و عملی باشد.

قطب الدین صادقی

این کتاب ترجمه ای است از:
Seven Little Playe
J. G. and M. Endicott

نامه ی گمشده

اشخاص بازی:

پادشاه بولینا
پرنس پاول برادر پادشاه
جان لاین خدمتکار مخصوص پادشاه
مادر جان لاین
آقای داپین
سه مرد

صحنه ی ۱

قصر پادشاه

شاه پشت میز کارش نشسته است و درحال نوشتن است.
برادرش پرنس پاول وارد می شود و نزدیک او می ایستد.

پرنس پاول:برای چه کسی نامه می نویسی برادر؟
شاه: برای پادشاه فرانسه، کسی نباید در این باره چیزی بدونه، اگه کسی این نامه رو ببینه درگیرجنگ می شیم، پادشاه ساکسیا به ما اعلان جنگ داده.
پرنس پاول: درباره ی راه های جدید آدم هایی اومدن شما رو ببینن به اون ها می گم بیان این جا.
شاه: نه، میام بیرون و اون ها رو در تالار می بینم، بهتره شما این جا بمونین.

شاه برای پنهان کردن نامه چراغ را روی آن قرار می دهد و بعد بیرون می رود.
پرنس پاول می نشیند و کتابی برمی دارد تا بخواند. جان، خدمتکار مخصوص شاه، وارد می شود.
او پارچه ای در دست دارد و با آن شروع به تمیز کردن اتاق می کند. سپس به طرف میز کار شاه می رود تا آن را پاک کند، چراغ را برمی دارد و آن را با دستمال گردگیری می کند. نامه را می بیند، به سرعت پارچه را روی نامه می اندازد، آن را برمی دارد و به سرعت از اتاق خارج می شود.
هنگام خارج شدن پرنس پاول او را صدا می زند.

پرنس پاول:جان؟
جان: بله، پرنس پاول.
پرنس پاول: جان، من امروز برای شکار می رم جنگل. لطفاً اسب ها روآماده کن، تو هم باید با من بیای.
جان: بله، پرنس پاول.

جان خارج می شود. پادشاه وارد می شود. به طرف میز می رود و چراغ را برمی دارد.

شاه: پاول؟ تو نامه ی منو جایی گذاشتی؟ من اونو این جا گذاشته بودم، اما نیست.
پرنس پاول: نه من به اون دست نزدم، باید همون جا باشه.
شاه: نیست. باید چه کار کنم؟ اگه پادشاه ساکسیا از محتوای نامه اطلاع پیدا کنه. جنگ به راه می افته، حالا چه کار کنم؟ در نبود من کسی اومد تو اتاق؟
پرنس پاول: بله، خدمتکار وارد شد.
شاه: کدوم خدمتکار؟
پرنس پاول:جان.
شاه: فکر می کنی اون نامه رو برداشته؟
پرنس پاول:فکر نمی کنم (به طرف در می رود) جان، جان (جان وارد می شود.)
جان: بله، پرنس پاول.
پرنس پاول:تو وقتی وارد اتاق شدی نامه ای روی میز دیدی؟
جان: خیر پرنس پاول، من نامه ای ندیدم.

صحنه ی ۲

اتاق آقای داپین

آقای داپین نزدیک پنجره ایستاده است. با دیدن چیزی، به سرعت به طرف میز می رود و روی صندلی می نشیند.
صدای آرام در زدن.

آقای داپین: بیا تو، بیا تو پرنس پاول.

شاه و پرنس پاول وارد می شوند، پرنس پاول ریش درآورده است. شاه صورتش را مخفی کرده است.

پرنس پاول: شما چه طور متوجه شدین؟
آقای داپین: من همه چیز رو متوجه می شم. چه کاری می تونم براتون انجام بدم؟
پرنس پاول:شاه نامه ای نوشته بود.
آقای داپین: آره، ایشان نامه ای نوشته بود به.... به چه کسی؟
پرنس پاول:نمی تونم به شما بگم.
آقای داپین: همه چیز رو نگین، می تونین همه چیز رو به من نگین. نامه برای پادشاه فرانسه بود.
پرنس پاول: از این موضوع حرفی به کسی نزنین، نباید کسی اینو بفهمه، اگه پادشاه ساکسیا اینو بدونه، این جا درگیر جنگ می شه.
آقای داپین: اما یه نفر می دونه، شما یه نامه ی گم شده دارین.
شاه: بله، نامه گم شده، من اونو روی میز گذاشته بودم، توی اتاق کارم، برادرم پاول تو اتاق بود. کسی هم وارد نشده.
آقای داپین: هیچ کس؟
شاه: یه مستخدم به اسم جان وارد شده، کس دیگه ای هم نیومده.
آقای داپین: آه.
پرنس پاول: فکر می کنین خدمتکار نامه رو برداشته؟ اما کار اون نیست. من اتاق شو نگاه کردم، اون جا هیچی نبود. همه ی چمدان هاشو هم گشتم، ما همه جا رو خوب زیر و رو کردیم اما چیزی پیدا نکردیم.
آقای داپین: پس همراهش هم نبود! اونو با خودش برده. تو دستمالش قایم کرده!
پرنس پاول:من چه طور می تونم دستمال های اونو نگاه کنم؟
آقای داپین: برو جنگل، واسه شکار. جان رو هم با خودت ببر. من با سه مرد میام اون جا و همه ی پول هاتونو می دزدم و تمام دستمال هاتون رو هم نگاه می کنم به بهانه ی این که شاید پول و جواهراتی توش باشه. طرفای ظهر نزدیک کلبه تو جاده ی جنوبی سوارکاری کنین، من میام اون جا.

آقای داپین بلند می شود، به طرف در می رود و در را باز می کند، شاه و پرنس پاول خارج می شوند.

نظرات کاربران درباره کتاب جواهر سرخ