فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب جنگ‌های پونیک

کتاب جنگ‌های پونیک
مجموعه تاریخ ۷۳

نسخه الکترونیک کتاب جنگ‌های پونیک به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب جنگ‌های پونیک

تصور جنگ جهانی هم ترسناک است و هم باهیبت. همۀ قدرت‌های بزرگ جهانی در نبردهای بزرگی که به نام جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) و جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) شناخته می‌شوند شرکت کردند؛ بسیاری از ملت‌ها از خرابی‌های گسترده رنج بردند، و ده‌ها میلیون تن در این رویدادها جان باختند. از مشخصات این جنگ‌ها به‌کارگیری سلاح‌های جدید بود که قادر به تخریب و کشتار گسترده بودند و در عین حال تأثیر کارساز و مطلق داشتند. در نظر بسیاری، چنین مشخصه‌هایی آن‌ها را از همۀ جنگ‌هایی که پیش از قرن بیستم روی داده، جدا می‌کند. با این حال، این جنگ‌های مدرن از جهتی نخستین جنگ‌های جهانی نبودند که تمدن را به لرزه درآوردند. این اشاره مربوط می‌شود به جنگ‌های پونیک که در قرون دوم و سوم پیش از میلاد بین روم و کارتاژ درگرفت، یعنی بین دو قدرت نظامی بزرگ آن دوره. در این درگیری بین روم و کارتاژ پیشرفته‌ترین سلاح‌های آن زمان به کار گرفته شد، از جمله سلاحی جدید، بسیار کارآمد و «سرّی». این درگیری‌ها بسیار طولانی و به نسبت دوران خود بسیار عظیم بود. بر اساس نوشته‌های پولوبیوس، تاریخ‌نگار رومی ـ یونانی قرن دوم پیش از میلاد، نخستین جنگ پونیک «بدون اندک توقفی مدت بیست و چهار سال به طول انجامید و طولانی‌ترین... و بزرگ‌ترین جنگی به شمار می‌آید که از آن آگاهیم». در واقع، تلفات رومی‌ها در دریا فقط در این جنگ بزرگ‌ترین تلفات دریایی یک ملت در طول تاریخ بوده است ــ در حقیقت، این تلفات به‌مراتب بسیار بیشتر از مجموع تلفات دریایی کشورهای درگیر در جنگ جهانی دوم بوده است.

ادامه...

بخشی از کتاب جنگ‌های پونیک

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار: سایه ترسناک جنگ جهانی

تصور جنگ جهانی هم ترسناک است و هم باهیبت. همه قدرت های بزرگ جهانی در نبردهای بزرگی که به نام جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) و جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) شناخته می شوند شرکت کردند؛ بسیاری از ملت ها از خرابی های گسترده رنج بردند، و ده ها میلیون تن در این رویدادها جان باختند. از مشخصات این جنگ ها به کارگیری سلاح های جدید بود که قادر به تخریب و کشتار گسترده بودند و در عین حال تاثیر کارساز و مطلق داشتند. در نظر بسیاری، چنین مشخصه هایی آن ها را از همه جنگ هایی که پیش از قرن بیستم روی داده، جدا می کند.
با این حال، این جنگ های مدرن از جهتی نخستین جنگ های جهانی نبودند که تمدن را به لرزه درآوردند. این اشاره مربوط می شود به جنگ های پونیک که در قرون دوم و سوم پیش از میلاد بین روم و کارتاژ درگرفت، یعنی بین دو قدرت نظامی بزرگ آن دوره. در این درگیری بین روم و کارتاژ پیشرفته ترین سلاح های آن زمان به کار گرفته شد، از جمله سلاحی جدید، بسیار کارآمد و «سرّی». این درگیری ها بسیار طولانی و به نسبت دوران خود بسیار عظیم بود. بر اساس نوشته های پولوبیوس، تاریخ نگار رومی ـ یونانی قرن دوم پیش از میلاد، نخستین جنگ پونیک «بدون اندک توقفی مدت بیست و چهار سال به طول انجامید و طولانی ترین... و بزرگ ترین جنگی به شمار می آید که از آن آگاهیم».(۱) در واقع، تلفات رومی ها در دریا فقط در این جنگ بزرگ ترین تلفات دریایی یک ملت در طول تاریخ بوده است ــ در حقیقت، این تلفات به مراتب بسیار بیشتر از مجموع تلفات دریایی کشورهای درگیر در جنگ جهانی دوم بوده است.

روم و کارتاژ

مطمئناً، جنگ های پونیک مانند جنگ های مشابه دوران جدید واقعاً جهانی نبوده است. در آن دوران باستانی، جوامع متمدن در چین، آفریقای مرکزی، ژاپن و آمریکای مرکزی وجود داشته اند، ولی هیچ یک از این ها در جنگ های اشاره شده شرکت نداشتند و به احتمال قوی حتی از جنگ بین روم و کارتاژ بی اطلاع بوده اند. باید دانست که این جوامع متمدن از همدیگر بسیار دور و مستقل بوده اند و نفوذی بر مناطق اصلی تمدنیِ جهان نداشته اند؛ یعنی سرزمین هایی که گرداگرد دریای مدیترانه قرار داشتند. در این سرزمین ها قدیمی ترین، پرجمعیت ترین و نیرومندترین فرهنگ های انسانی وجود داشتند، که در میان آن ها می توان از یونان، مصر، روم و کارتاژ نام برد. در آن دوران، دنیای مدیترانه از هر نظر «جهان شناخته شده» بود. دومین جنگ حماسی پونیک، که در حقیقت تنازع بقا بین دو قدرت بزرگ جهان بود، آینده نزدیک کل سرزمین های گرداگرد مدیترانه را از اسپانیا گرفته تا خاورمیانه را تحت تاثیر قرار داد. بدین ترتیب در یک معنای واقعی این درگیری به راستی یک جنگ جهانی به حساب می آمد. مسلماً برای مردم روم یا کارتاژ، چنین جنگی همان قدر خطر نابودی تمدن را در بر داشت که جنگ جهانی دوم برای مردمان این دوره.
در حالی که جنگ های جهانی دوران باستان و جنگ های امروزی، به میزان زیادی از نظر فاجعه، تخریب و گستردگی به یکدیگر شباهت دارند، اما هدف جنگ افروزان هر دو طرف در این دوره تاریخی با یکدیگر متفاوت بوده است. تفاوت عمده بین جنگ های قدیم و جنگ های امروزی در نوع نگرش و نیز اهداف نهایی آن ها بود. آن گونه که دوروتی میلز، تاریخ نگار کلاسیک، توضیح می دهد:

یک تفاوت مهم بین جنگ های عهد باستان و جنگ های امروزی وجود داشت. یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که امروزه کشورها تلاش می کنند آن را حل کنند این است که چگونه می توان کاری کرد که کشورهای بزرگ و قدرتمند در کنار یکدیگر در صلح و آشتی به سر برند. در دوران باستان به این پی نبرده بودند که چنین امری می تواند امکانپذیر باشد. در نظر سیاستمداران و متفکران آن دوران، این امر کاملاً طبیعی و بحق بود که کشوری قدرتمند و بزرگ بر کشورهای ضعیف تر فرمانروایی کند، و بدین ترتیب روم و کارتاژ وقتی متوجه شدند که صلاحشان در جنگ با یکدیگر است، فقط یک مسئله باقی می ماند که باید حل می شد: یکی از آن ها باید فرمانروایی کند و دیگری از او اطاعت کند، و چنین مسئله ای را فقط جنگ حل می کرد.(۲)

پیروزی در چنین جنگی ممکن بود نخستین گام در سیاست سلطه و فرمانروایی جهانی باشد و این سیاست در آن زمان کاملاً طبیعی و بحق به شمار می آمد و به راستی در آن زمان دلایل فراوانی برای اتخاذ چنین سیاستِ تجاوزکارانه ای وجود داشت. ایرانیان در قرون ششم و پنجم پیش از میلاد کوشیدند که جهان شناخته شده را به تصرف خود درآوردند و یک قرن پس از آن، اسکندر مقدونی، کشورگشای یونانی، تلاش کرد که همین کار را بکند. در جنگ های روم و کارتاژ، هرکه پیروز می شد بر تمام سرزمین های مدیترانه مسلط می شد و پس از آن برای او منطق حکم می کرد که به دنبال تسلط بر جهان شناخته شده آن روز باشد. در چنان رقابت و کشمکشی نشان دادن کوچک ترین ضعف می توانست اشتباهی مرگبار باشد. حریف ضعیف تر در برابر این خطر قرار داشت که نه تنها جنگ را ببازد بلکه به کلی نابود شود. و این وضع برای طرفین جنگ در سال های پیش از سومین و آخرین جنگ پونیک وجود داشت. کارتاژ که تا این زمان دو بار از روم شکست خورده بود مرتکب این اشتباه شد که کوشید تا در صلح و آرامش با دشمن سابقش زیست کند و برای همین خطا بهای بسیار سنگینی پرداخت. به گفته ارلیگ بِرک پژوهشگر فنون نظامی:

روم کوشید تا از نفوذ و قدرت کارتاژ بکاهد و سرانجام کارتاژ را به نابودی بکشاند. روم گام به گام در این کار موفق شد، برای این که کارتاژ... بر این باور بود که بروز یک جنگ دیگر چون برای هر دو طرف سنگین و پرهزینه خواهد بود، لاجرم رومی ها دست به جنگ نخواهند زد... متاسفانه چنین نشد.... کارتاژی ها خیلی دیر ــ و بسیار بسیار دیر ــ متوجه اشتباه و روش خود و خطری که آن ها را تهدید می کرد، شدند، خطری که به نابودی تمدن آن ها منجر شد.(۳)



دو سردار جنگ های پونیک: هانیبال بارکا سردار کارتاژی، و اسکیپیو آفریکانوس سردار رومی ــ در یک ملاقاتِ تاریخی پیش از شروع نبرد سرنوشت ساز زاما در ۲۰۲ پیش از میلاد.

کارتاژ، نخستین بازنده عمده جنگ جهانی، به طور کامل نابود و از صفحه تاریخ ناپدید شد. در این جا باز هم تفاوت عمده بین جنگ های جهانی عهد باستان و جنگ های جهانی امروزی آشکار می شود. پس از آن که آمریکا و متفقانش در جنگ جهانی دوم آلمان و ژاپن را شکست دادند کوشیدند که کشورهای دشمنان سابق خود را بازسازی کنند و به آن ها کمک کنند تا به شرکایی فعال و مولد تبدیل شوند. رومی ها در آن دوران عکس این کار را آن هم با خشونت و وحشیگری مطلق انجام می دادند تا دیگر هرگز مانعی به نام کارتاژ نداشته باشند و با این کارها، رومی ها راه را برای پیشروی و تسلط بر سراسر جهان مدیترانه باز کردند. مختصر آن که، روم با نابود کردن رقیب خود موفق شد، در حالی که فاتحان جنگ جهانی دوم با تبدیل حریفان سابق خود به دوست موفق شدند. این که آیا این نوع رفتار فاتحان امروزی پیشرفتی در امور اخلاقی و انسانی بشر به وجود می آورد یا خیر، قابل بحث است. سوال واقعی این است که آیا سایه ترسناک جنگ جهانی ــ که نخستین بار در برابر برج و باروهای روم و کارتاژ شکل گرفت ــ هرگز از بین خواهد رفت. این پرسش بی پاسخ خواهد ماند، پاسخ این سوال سرنوشت ساز به خردمندی یا حماقت نسل های آینده بستگی خواهد داشت.



رومی ها در فرجام ویرانگر سومین جنگ پونیک دست به کشتار دسته جمعی ساکنان کارتاژ می زنند، این شهر یکی از بزرگ ترین شهرهای دوران باستان بود.

رویدادهای مهم در تاریخ جنگ های پونیک

پیش از میلاد

حدود ۲۰۰۰ـ۱۰۰۰
اقوام لاتینی زبان، از جمله رومی ها، از اروپای مرکزی به سوی ایتالیا سرازیر می شوند، و این جریان تا ۱۰۰۰ پ.م ادامه می یابد. دهکده های رومی بر تپه هایی نزدیک رود تیبر واقع در غرب ایتالیای مرکزی شکل می گیرند.

حدود ۸۵۰
بازرگانان فنیقی دولت کارتاژ را در شمالی ترین بخش سرزمین تونس در آفریقای شمالی تشکیل می دهند.

حدود ۸۰۰
اقوام اِتروسک در ناحیه اتروریا واقع در شمال غربی ایتالیا مستقر می شوند.

حدود ۷۵۰
دهکده های رومی با پیوستن به هم یک شهر مرکزی به نام رُم تشکیل می دهند؛ یونانی ها شروع به مهاجرنشین کردن جزیره سیسیل و نواحی جنوبی ایتالیا می کنند.

حدود ۶۴۰-۶۱۰
قوم اِتروسک کنترل شهر رُم را به دست می گیرند.

۵۰۹
رومی ها شاه اتروسک را از نظام خود برکنار می کنند و جمهوری روم را برپا می کنند.

حدود ۳۰۰-۲۷۵
کارتاژ فرمانروای دریایی بی چون و چرای مدیترانه غربی شناخته می شود.

حدود ۲۹۰
رومی ها تسلط خود را بر ایتالیای مرکزی کامل می کنند.

۲۸۰
پورهوس، پادشاه یونانی اپیروس، به کمک شهرهای یونانی ایتالیا می رود تا مبادا به تصرف رومیان درآیند.

۲۷۵
پیروس نیروهای خود را از ایتالیا بازمی گرداند و یونانی ها را به حال خود می گذارد تا خودشان با دشمنان بجنگند.

۲۶۵
رومی ها همه شهرهای یونانی ایتالیا را به تصرف خود درمی آورند، فرمانروای سراسر ایتالیا تا جنوب دره پو می شوند.

۲۶۴
دولت کارتاژ کنترل تنگه استراتژیک مسینا بین ایتالیا و سیسیل را به دست می گیرد؛ در برابر این اقدام، دولت روم به کارتاژ اعلان جنگ می دهد و بدین ترتیب نخستین جنگ پونیک آغاز می شود.

۲۶۰
رومی ها در نزدیکی مولای، در شمال سیسیل، در جنگ دریایی با کارتاژ پیروزی قاطعی به دست می آورند.

۲۵۶
در بزرگ ترین نبرد دریایی دوران باستان، که در نزدیکی دماغه اِکنوموس واقع در جنوب سیسیل درگرفت، رومی ها ناوگان کارتاژ را از پا درمی آورند، و بدین ترتیب سواحل شمالی آفریقا را بی دفاع می سازند.

۲۵۵
دولت کارتاژ فرمانده سپاهیان مزدور یونانی به نام کانتیپوس را به خدمت خود درمی آورد، این فرمانده مزدور سپاهیان متجاوز کنسول رومی به نام مارسل رگولوس را در دره باگراداس در جنوب کارتاژ شکست می دهد؛ از سوی دیگر رومی ها در طوفانی هولناک دویست فروند کشتی خود را در سواحل سیسیل از دست می دهند.

۲۴۹-۲۴۲
هامیلکار بارکا، فرمانده جنگی کارتاژ، با حملات پی درپی به مواضع سپاهیان رومی در سواحل ایتالیا و سیسیل آن ها را شکست می دهد.

۲۴۱
رومی ها پس از آن که همه باقیمانده منابع و تجهیزات خود را درون آخرین کشتی شان جای دادند، سپاه کارتاژ را در نقطه دوری در سواحل غربی سیسیل شکست می دهند؛ کارتاژ خواستار صلح می شود، و بدین ترتیب نخستین جنگ پونیک به پایان می رسد.

۲۴۱-۲۳۹
هامیلکار با مزدوران جنگی که سابقاً در خدمت کارتاژ بودند، می جنگد و آن ها را شکست می دهد، این رویداد به «جنگ مزدوران» معروف شد.

۲۳۸
روم طی اقدامی توسعه طلبانه جزایر تحت کنترل کارتاژ یعنی کُرس و ساردنی را ضمیمه خاک خود می کند.

۲۳۷
هامیلکار شروع می کند به دست اندازی و تصرف نواحی جنوبی اسپانیا تا پادشاهی کارتاژ را تا آن جا توسعه دهد.

۲۲۹
هامیلکار در سانحه ای دریایی جان خود را از دست می دهد؛ هاسدروبال داماد وی جانشینش می شود و قدرت را در اسپانیا در دست می گیرد.

۲۲۶
هاسدروبال با اکراه پیمانی با روم امضا می کند که در آن وعده می دهد از رودخانه خوکار در شرق مرکز اسپانیا عبور نکند و جلوتر نرود.

۲۲۵-۲۲۰
روم اقوام گُل را در دره پو شکست می دهد و بدین ترتیب نفوذ خود را در سراسر خاک ایتالیا تا جنوب کوه های آلپ گسترش می دهد.

۲۲۱
هاسدروبال به قتل می رسد و هانیبال، فرزند هامیلکار، جانشین او می شود.

۲۲۰-۲۱۹
هانیبال شهر ساگونتو را، که از متحدان روم بود، محاصره و تصرف می کند، این شهر در ساحل شرقی اسپانیا قرار دارد.

۲۱۸
کارتاژ از تسلیم کردن هانیبال خودداری می کند، رومی ها اعلان جنگ می دهند و بدین ترتیب جنگ دوم پونیک درمی گیرد؛ هانیبال از آلپ عبور می کند و وارد خاک ایتالیا می شود و رومی ها را در حوالی رودخانه ترِبیا شکست می دهد.

۲۱۷
هانیبال رومی ها را در حوالی دریاچه ترازیمنو، واقع در حدود ۱۰۰ کیلومتری شمال شهر رم، شکست می دهد؛ رومی ها فابیوس ماکسیموسِ دیکتاتور را مامور مقابله با او می کنند.

۲۱۶
باز هم هانیبال پیروز می شود، در حالی که روم در یکی از بدترین شکست های نظامی اش بیش از پنجاه هزار سرباز خود را در نبردی بزرگ و خونین در نزدیکی کانای، در جنوب شرقی ایتالیا، از دست می دهد.

۵۱۲
هانیبال با فیلیپ پنجم، پادشاه مقدونیه، پیمان اتحاد نظامی می بندد.

۲۵۰-۲۰۰
پادشاه مقدونی وعده می دهد که به ایتالیا حمله کند.

۲۱۴
رومی ها در ناحیه آپولونیا واقع در ایلیریا سپاهیان فیلیپ را شکست می دهند؛ شهر سیراکوز با هانیبال متحد می شود.

۲۱۲
پس از محاصره ای طولانی سرانجام سیراکوز تسلیم رومی ها می شود، این جنگ به خاطر شیوع بیماری طاعون در میان دو طرف جنگ و نیز به کارگیری سلاح های جدید مکانیکی علیه رومی ها، سلاحی که دانشمند اهل سیراکوز به نام ارشمیدس اختراع کرده بود، در یادها مانده و معروف شده است.

۲۱۱
رومی ها بار دیگر کاپوا را در سواحل غربی ایتالیا به تصرف خود درمی آورند، ناحیه ای که پیمانش را با هانیبال شکسته بود، پس از آن رومی ها ساگونتو را در اسپانیا تسخیر می کنند.

۲۰۸-۲۰۷
هاسدروبال بارکا، برادر هانیبال، در راس سپاهی از اسپانیا حرکت می کند و پس از عبور از کوه های آلپ وارد شمال ایتالیا می شود، اندکی پس از آن، رومی ها در نزدیکی رودخانه متاوروس به طور قاطع هاسدروبال را شکست می دهند.

۲۰۶
اسکیپیوی جوان سپاهیان کارتاژ را در ایلیپا، واقع در جنوب اسپانیا، شکست می دهد و بدین ترتیب فرمانروایی کارتاژ در اسپانیا پایان می یابد.

۲۰۴
اسکیپیو به شمال آفریقا حمله می کند و شهر اوتیکا را ــ واقع در حدود چهارصد کیلومتری کارتاژ ــ محاصره می کند.

۲۰۳
هانیبال خاک ایتالیا را ترک می کند و سپاهیان خود را در شمال آفریقا پیاده می کند.

۲۰۲
اسکیپو هانیبال را در دشت زاما شکست می دهد، جنگ به پایان می رسد؛ کارتاژ ناگزیر قسمت عمده متصرفاتش را در مدیترانه از دست می دهد، بیشتر کشتی های جنگی اش سوزانده می شوند و سالیانه مبلغ زیادی به رومی ها غرامت جنگی می پردازد.

۲۰۰-۱۹۷
دومین جنگ مقدونی آغاز می شود؛ روم مقدونیه را تصرف می کند و بدین وسیله انتقام خود را از شاه فیلیپ که به هانیبال کمک کرده بود می گیرد.

۱۹۵
روم هانیبال را متهم می کند به این که علیه روم با دشمنانش توطئه کرده است، هانیبال به نواحی شرقی مدیترانه می گریزد.

۱۸۳
هانیبال در غربت خودکشی می کند؛ اسکیپیو نیز در ایتالیا زندگی را بدرود می گوید.

۱۵۴
اقوام نومیدیا به سرکردگی ماسی نیسا بر سر تصرف قلمروهای شمال آفریقا با کارتاژی ها درگیر می شوند.

۱۵۰
هاتسدروبال، سردار کارتاژی، در برابر ماسی نیسا به جنگ بزرگی دست می زند.

۱۴۹
رومی ها مدعی می شوند که کارتاژ به دلیل جنگ با ماسی نیسا عهدنامه جنگ قبلی با رومی ها را نقض کرده است، از این رو، روم با تجاوز خود به کارتاژ سومین جنگ پونیک را آغاز می کند، کارتاژ به سختی مقاومت می کند و رومی ها را چندین بار شکست می دهند.

۱۴۷
اسکیپیو آمیلیانوس، نواده همان اسکیپیو، که هانیبال را شکست داد، فرماندهی سپاه روم را در دست می گیرد و کارتاژ را محاصره می کند.

۱۴۶
رومی ها بر کارتاژ پیروز می شوند و شهر کارتاژ را با خاک یکسان می کنند و بدین ترتیب برای همیشه اثری از فرهنگ کارتاژ و کارتاژی باقی نمی گذارند.

۱. رقابت دیرینه: مدیترانه غربی بر لبه پرتگاه جنگ

روم و کارتاژ در اوایل سده سوم پیش از میلاد، دو قدرت پیشتاز اقتصادی و نظامی در منطقه مدیترانه غربی بودند. شهرهای این دو قدرت بزرگ را فقط حدود ۵۰۰ کیلومتر دریای آزاد از هم جدا می کرد؛ و هر کدام از آن ها در یک موقعیت جغرافیایی استراتژیک قرار گرفته بودند. روم یک سلسله تپه های کم ارتفاع را در انحنای رودخانه تیبر تصرف کرده بود که حدود ۲۴ کیلومتری سواحل غربی ایتالیا قرار داشتند. کارتاژ تقریباً به موازات این ناحیه در جنوب قرار داشت؛ بر روی شبه جزیره ای در شمالی ترین ناحیه ای که امروزه تونس خوانده می شود، در شمال آفریقا. تونس، «چکمه ایتالیا»، (۱) و سیسیل (جزیره بزرگی که دقیقاً زیر چکمه ایتالیا واقع شده) عملاً مدیترانه را به دو بخش تقسیم می کنند. یک گستره دریایی به پهنای حدود ۱۶۰ کیلومتر بین تونس و سیسیل، و تنگه باریکی به نام مسینا بین ایتالیا و سیسیل، تنها کانال های آبی هستند که دو بخش شرقی و غربی مدیترانه را به هم متصل می کنند. بنابراین هم روم و هم کارتاژ بر این مناطق مشرف و مسلط بودند. هر کدام از این دو رقیب با قدرت مکفی دریایی می توانستند به آسانی هر دو کانال را زیر نظر بگیرند و ضمن بهره مندی از مدیترانه غربی آن را تحت کنترل بگیرند.
تمایل شدید و مداوم برای بهره مندی و کنترل این منطقه منجر به رقابت بین این دو قدرت شد و سرانجام این رقابت به جنگ واقعی و جدی بین کارتاژ و روم انجامید. بین سال های ۲۶۴ و ۱۴۶ ق.م، این دو کشور درگیر یک سلسله درگیری های حماسی شدند که به جنگ های پونیک معروف اند. واژه «پونیک» از واژه لاتینی پونیکوس مشتق می شود به معنای فنیقی ها؛ نام قومی از خاورمیانه که در اصل حدود سال ۸۵۰ ق.م کارتاژ را بنیان نهادند. این سه جنگ طولانی و پرهزینه باعث بروز یک سلسله درگیری های شدید و تمام عیار برای زنده ماندن، یا به عبارتی تنازع بقا، بین مردمان روم و کارتاژ شد. نتیجه این درگیری ها محو یکی از آن ها از صحنه روزگار، و تضمین درازمدت کنترل و فرمانروایی بی چون وچرای دیگری بر مدیترانه غربی بود. از آن جا که نتیجه این رویدادها تاثیر مهمی بر آینده تمدن اروپا و مدیترانه غربی داشت، در مجموع، جنگ های پونیک را می توان یکی از تعیین کننده ترین رویدادهای تاریخ به شمار آورد.

حوزه های رقابت

اشتیاق برای کنترل مدیترانه غربی از قرن سوم پیش از میلاد آغاز نشد، و چنین اشتیاقی تنها منحصر به روم و کارتاژ نبود. در واقع، در پنج قرن پیشین این منطقه شاهد رقابت شدیدی بین چهار قوم برای اِعمال نفوذ بوده است: رومی ها، کارتاژی ها، اتروسک ها و یونانی ها. اتروسک ها از نظر فرهنگی قومی پیشرفته و تا حدودی ناشناخته بودند، آن ها تقریباً ۸۰۰ ق.م در دشت های حاصلخیز و تپه های شمال روم مستقر شده بودند، ناحیه ای که آن را اتروریا می خواندند. این قوم که در سفالگری و سایر صنایع دستی مهارت داشتند، ساخته های خود را به اقوام کمتر پیشرفته سراسر نواحی شمالی ایتالیا می فروختند و تجارت می کردند. آن ها در عین حال تجارت پررونقی با ساکنان جزایر کرس و ساردنی نیز داشتند، کرس و ساردنی دو جزیره بزرگ واقع در غرب ایتالیا بودند. اتروسک ها با سایر مناطق مدیترانه نیز داد و ستد داشتند.
چندی پس از ورود اتروسک ها به شمال ایتالیا، شهرهای بزرگ یونان مانند آتن و میلتوس شروع به تشکیل مهاجرنشین هایی در جنوب ایتالیا و سیسیل کردند. شهرهای یونانی ناکسوس و سیراکوز در سیسیل به ترتیب در ۷۵۷ و ۷۳۵ ق.م بنیان گذاشته شدند، و نیز در جنوب غربی ایتالیا شهر کومای در سال ۷۲۵ ق.م و همچنین تارانتو در آخرین نقطه چکمه ایتالیا در سال ۷۰۸ ق.م ساخته شدند. پس از یک قرن مهاجرنشین سازی، تعداد زیادی شهرهای کوچک یونانی در جنوب ایتالیا ساخته شد که رومی ها آن ها را ماگناگرایکیا به معنی یونان بزرگ می نامیدند. یونانی ها نیز به سانِ اتروسک ها به رقابت شدیدی برای سهیم شدن در تجارت سودآور مسیرهای منتهی به شمال و جنوب ایتالیا، و شرق و غرب مدیترانه پرداختند و بیش از دو قرن، این دو قوم (یونانی ها و اتروسک ها)(۲) به طور گسترده این مسیرهای تجاری را تحت کنترل خود داشتند. اما به مرور زمان کنترل این مناطق به طور روزافزونی به دست رومی ها و کارتاژی ها افتاد، دو قومی که پیش از یونانیان و اتروسک ها ساکن این نواحی بودند.

روستاهای قومی متحد می شوند

رومیان در میان گروهی از قبایل لاتینی زبان بودند که از حدود سال ۲۰۰۰ ق.م از اروپای مرکزی به سوی ایتالیا سرازیر شدند. به مدت یک هزار سال، رومی ها بر روی تپه هایی واقع در انحنای رودخانه تیبر در کناره شمالی دشت های حاصلخیز لاتیوم روستاهایی بنا کردند. این دشت حاصلخیز از غرب محدود می شد به دریا و از شرق محدود می شد به سلسله کوه های ناهموار آپنن که در سراسر ایتالیا از شمال به جنوب کشیده می شد. حدود ۷۵۰ ق.م این روستاها با یکدیگر متحد شدند و شهر بزرگی را تشکیل دادند به نام رم. رومی ها، که در آن دوران کشاورزانی به شدت بی فرهنگ و بدوی بودند، به شکل روزافزونی تحت تاثیر همسایگان پیشرفته ترشان قرار گرفتند، این همسایگان کسانی نبودند جز اتروسک ها. گوین دِبیر پژوهشگر تاریخ کلاسیک چنین می نگارد:

بدون شک اتروسک ها سهم و نقش مهمی در آداب و رسوم، نهادها و زبان رومی ها داشتند.... بسیاری از اختراعات و ابداعاتی که به طور معمول به رومی ها نسبت می دهند، رومی ها بی واسطه از اتروسک ها گرفته اند. طاق های قوسی شکل، کانال های آب و طرح مستطیلی شکل شهرها از جمله ابداعات اتروسک هاست. اعداد معروف رومی (شکل اعداد) در اصل اعداد اتروسکی هستند؛ اتروسک ها علامت «تبر و ترکه» را ابداع کردند [سرِ تبر که به یک دسته ترکه بسته شده است](۳) و همچنین تبر دوسر را که نماد فرمانروایی مقتدر بود، نشان عقاب ها را برای ارتش برگزیدند... و نیز توگای (ردای) ارغوانی را برای مقامات رسمی دولتی که هم در جنگ های گلادیاتوری استفاده می شد و هم در رژه های پیروزمندانه.(۴)



این تصویر رنگ آمیزی شده بر روی یک ظرف سفالی اتروسکی مانند اکثر سفال های اتروسک نفوذ بسیار نیرومند هنر یونان را آشکار می سازد.

ظاهراً این اتروسک ها بودند که رومی ها را با اندیشه های سیاسی آشنا کردند. مفهوم فرمانروایی کشور به دست پادشاه را رومی ها از اتروسک گرفتند و نخستین پادشاه رومی احتمالاً رومولوس نام داشت،این پادشاه حدوداً زمانی به قدرت رسید که دوران متحد شدن روستاهای رومی بود که جملگی بر روی هم یک شهر بزرگ مرکزی را تشکیل دادند. ولی در قرن هفتم پیش از میلاد اتروسک ها قدرت برتر خود را نشان دادند و پادشاه خود را در رُم به مسند فرمانروایی نشاندند. رومی های خشن و بدوی، تحت فرمانروایی مستقیم اتروسک ها اندک اندک صاحب فرهنگ شدند و بسیاری از کلبه های چوبی و بدوی خود را به ساختمان های سنگی تبدیل کردند و همچنین جاده های کثیف و ناهموار و خاکی خود را سنگفرش ساختند و همین طور کوچه ها و خیابان های خود را. به گفته اچ.اچ. اسکولاردِ تاریخ نگار:

یک جنبه جالب و مهم گسترش شهر زیر نظر اتروسک ها، سرعتِ شگفت آور آن است: مجموعه ای از کلبه های بدوی ظرف مدت صد سال تبدیل به یک شهر شد، شهری با همه امکانات: فوروم یا همان میدان و محل اجتماعات عمومی، ساختمان های عمومی، معبدها و نیایشگاه های بزرگ که می توانست با ساختمان های اتروریا و هر مجموعه دیگری در یونان آن زمان برابری کند.(۵)

نظرات کاربران درباره کتاب جنگ‌های پونیک