فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درسهایی از امام

کتاب درسهایی از امام
ره، مهر امام

نسخه الکترونیک کتاب درسهایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درسهایی از امام

یکی از ابعاد شخصیت امام راحل(ره) اخلاق ملایم و رفتار بسیار صمیمانه و ملاطفت آمیز ایشان با اطرافیان است به طوری که این گونه رفتار برای کسانی که ایشان را به عنوان مرد میدان علم و سیاست و مبارزه با ستمگران جهان‌خوار می‌شناسند، تعجب برانگیز است؛ اما این واقعیتی است که سیره ایشان گواه بر آن است. امام(ره) در جمع خانواده، همسری بسیار مهربان، پدری سرشار از عاطفه و دلسوز بودند. رفتارشان با خردسالان خانواده بسیار نرم و ملایم و با بزرگ‌ترها همراه با محبت و احترام بود. آمیختگی رفتار ملایم و اخلاق حسنه‌اش با زیبایی چهره و آراستگی لباس و شمیم بوی خوش او بر مهر و محبتشان در دل‌ها می‌افزود. مردم را خوب می‌شناخت و به آنها مهر می‌ورزید و به آنان اعتماد داشت و مردم نیز به وی عشق می‌ورزیدند و در آرزوی دیدارش سر از پا نمی‌شناختند.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.4 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۱۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درسهایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

پویندگان طریق کمال در سیر خود به سوی مدارج عالی انسانی، با پرورش صفات پسندیده در خویش پیوسته خود را در معرض تخلق به اخلاق الهی قرار داده و بر زیبایی های معنوی خویش می افزایند؛ و امام خمینی(ره) این گونه بودند.
امام خمینی(ره) که در کلام خویش در وصف کمالات مولای متقیان حضرت امیر مومنان علی(ع)، او را به جامع اضداد بودن می ستودند. خود نیز در کسب کمالات به قدر توان به مولایشان اقتدا نمودند و خود را به بارقه ای از صفات مولا و مقتدای خویش آراستند.
یکی از ابعاد شخصیت امام راحل(ره) اخلاق ملایم و رفتار بسیار صمیمانه و ملاطفت آمیز ایشان با اطرافیان است به طوری که این گونه رفتار برای کسانی که ایشان را به عنوان مرد میدان علم و سیاست و مبارزه با ستمگران جهان خوار می شناسند، تعجب برانگیز است؛ اما این واقعیتی است که سیره ایشان گواه بر آن است.
امام(ره) در جمع خانواده، همسری بسیار مهربان، پدری سرشار از عاطفه و دلسوز بودند. رفتارشان با خردسالان خانواده بسیار نرم و ملایم و با بزرگ ترها همراه با محبت و احترام بود. آمیختگی رفتار ملایم و اخلاق حسنه اش با زیبایی چهره و آراستگی لباس و شمیم بوی خوش او بر مهر و محبتشان در دل ها می افزود.
مردم را خوب می شناخت و به آنها مهر می ورزید و به آنان اعتماد داشت و مردم نیز به وی عشق می ورزیدند و در آرزوی دیدارش سر از پا نمی شناختند.
کلامش آرام بخش جان های مضطرب بود؛ روح لطیف و قلب پرعاطفه اش از دیدن صحنه های فقر مردمان محروم آزرده می شد، پیوسته سفارش گر خدمات صادقانه به فقرا و محرومان بود.
به بسیجیان عشق می ورزید و به شجاعت و اخلاص آنان غبطه می خورد و در شهادت یاران و رزمندگان متاثر می گردید و اشکش روان می شد؛ حقوق اطرافیان را محترم می شمرد و در رفتارشان از ایجاد هر گونه مزاحمت برای دیگران پرهیز می کرد. گذشت و بزرگواریش علاوه بر اطرافیان و دوستان شامل دیگران هم بود حتی حیوانات نیز از رحم و عطوفتش بهره مند بودند.
در خاتمه، از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز جهت انتشار این اثر بوده است، تشکر و قدردانی می گردد.

ملاحظات

۱. مطالبی که از صحیفه امام(ره) نقل گردیده است به غیر از عناوین آنها، تماماً از فرمایشات یا مکتوبات امام خمینی(ره) است.
۲. اگرچه ذکر خاطرات متعدد از افراد مختلف در این کتاب موجب حصول اطمینان نسبت به سیره امام خمینی(ره) در مورد موضوع مورد نظر می گردد؛ ولی در عین حال میزان صحت و سقم مطالب نقل شده به عهده راویان این خاطرات است.

رسول سعادتمند

پسرم! اگر می توانی با تفکر و تلقین نظر خود را نسبت به همه موجودات به ویژه انسان ها نظر رحمت و محبّت کن، مگر نه این است که کافّه موجودات از جهات عدیده که به اِحصا در نیاید مورد رحمت پروردگار عالمیان می باشند، مگر نه آنکه وجود حیات و تمام برکات و آثار آن از رحمت ها و موهبت های الهی است بر موجودات، و گفته اند: کلّ موجودٍ مرحومٌ. مگر موجودی ممکن الوجود امکان دارد که از خود، به نفسه، چیزی داشته باشد یا موجودی مثل خود ممکن الوجود به او چیزی داده باشد، در این صورت رحمت رحمانیه است که جهان شمول است. مگر خداوند که ربّ العالمین است و تربیت او جهان شمول است تربیتش جلوه رحمت نیست، مگر رحمت و تربیت بدون عنایت و الطاف جهان شمول می شود. پس آنچه و آن کس که مورد عنایات و الطاف و محبت های الهی است چرا مورد محبّت ما نباشد؟ و اگر نباشد این نقصی نیست برای ما؟ و کوتاه بینی و کوتاه نظری نیست؟

صحیفه امام، ج۱۶، ص۲۱۷ - ۲۱۸

بخش اول: مهر در خانه

فصل اول: مهرورزی در خانه

مهر به همسر

الهی قربانت بروم

تصدّقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ]من با هر شدتی باشد می گذرد ولی بحمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت هستم.(۱) حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.(۲)

خوش به حال من که چنین همسری دارم

خانم زهرا اشراقی (نوه امام): امام علاقه و محبت وافری به همسرشان داشتند به طوری که از نظر امام همسرشان در یک طرف قرار داشت و بچه هایشان در طرف دیگر و این دوست داشتن با احترام خاصی همراه بود. یادم هست یک بار که خانم مسافرت رفته بودند آقا خیلی دلتنگی می کردند. وقتی ایشان اخم می کردند، ما به شوخی می گفتیم اگر خانم باشند آقا می خندند، وقتی نباشند آقا ناراحت هستند و اخم می کنند. خلاصه ما هر چه سر به سر آقا گذاشتیم اخم ایشان باز نشد. بالاخره من گفتم خوش به حال خانم که شما اینقدر دوستشان دارید و امام گفتند: «خوش به حال من که چنین همسری دارم. فداکاری که خانم در زندگی کردند، هیچ کس نکرده است.»(۳)

وقتی خانم به مسافرت می رفتند

خانم فریده مصطفوی (دختر امام): امام در اول ازدواجشان با خانم قرار گذاشته بودند سالی یک بار خانم به تهران بروند و سه ماه تابستان را در تهران بگذرانند. خودشان هم به خمین می رفتند. این برنامه همیشه بود و حتی تا بزرگ شدن ما نیز ادامه داشت. امام سختشان بود که خانم در زمستان به مسافرت بروند و از روزی که خانم به مسافرت می رفتند، اخمهای امام درهم بود تا خانم برگردد. امام در موقع ورود خانم به منزل می خندیدند و این یکی از راههای ابراز علاقه امام به خانم بود.(۴)

خانم، بی نظیر است

خانم زهرا اشراقی (نوه امام): علت علاقه عمیق حضرت امام به همسرشان، فداکاری خانم بود. همیشه می گفتند: «خانم، بی نظیر است» ایشان ۱۵ سال در آب و هوای گرم نجف مشکلات را تحمل کرده و همه جا همراه امام بودند. در حالی که در خانواده پدری شان در رفاه به سر می بردند و دختر خانم ۱۵ ساله ای بیش نبودند که به خانه امام وارد شدند. مثل اینکه در آن موقع قم را دوست نداشتند، ولی هرگز این مسئله را نزد امام اظهار نکرده بودند. امام همیشه در پاسخ ما که می پرسیدیم: «چه کنیم که شوهرانمان به ما این همه علاقمند باشند؟» ایشان می گفتند: «اگر شما هم این قدر فداکاری کنید، همسرانتان تا آخر همین قدر به شما علاقه خواهند داشت.(۵)

نجف را بگیرید با خانم صحبت کنم

حجت الاسلام والمسلمین سید علی اکبر محتشمی: امام هیچ گاه در طول پانزده سالی که در نجف بودم با کسی با تلفن صحبت نمی کردند. وقتی که به پاریس رفتیم، همان روز اول و دوم بود که فرمودند: تلفن نجف را بگیرید من با خانم صحبت کنم. در مدتی که امام در پاریس بودند این مسئله چندین بار اتفاق افتاد که با همسرشان تلفنی صحبت کردند. به سبب همین نزدیکی و رابطه عاطفی که ایشان با خانواده شان داشتند، چندین بار از پاریس پیام دادند که هرچه زودتر کار گذرنامه و ویزای خانم را درست کنند تا ایشان هم به پاریس تشریف بیاورند و سرانجام نیز بعد از یکی دو هفته ایشان آمدند.
وقتی خانواده امام وارد پاریس شدند یک احساس طمانینه و آرامشی را در آقا مشاهده کردیم.(۶)

مرا دل نگران کردی

خانم مرضیه حدیده چی: در همان ایامی که در فرانسه بودیم روزی خانم به منزل یکی از فامیلهایشان به میهمانی رفتند، اما موقع برگشتن دو ساعت از وقتی که به حضرت امام گفته بودند که برمی گردند، دیرتر شده بود و هنوز برنگشته بودند. امام که همه کارهایشان را با ساعت و دقیقه تنظیم می کردند، سه بار از اتاق به آشپزخانه آمدند و پرسیدند: «خانم نیامدند؟» دفعه سوم فرمودند: «نگران شده ام، شما نمی توانید وسیله ای پیدا کنید که تماس بگیریم؟» تا اینکه خانم تشریف آوردند، امام وقتی خانم آمدند با یک محبت خاصی روبه روی خانم نشستند و فقط گفتند: «مرا دل نگران کردی»!(۷)

اینها را ببر و تقسیم کن

آقای عیسی جعفری: یک بار خانم امام ناراحتی معده پیدا کرد که قرار شد به بیمارستان منتقل شوند و نمونه برداری شود. امام به من فرمودند: لحظه به لحظه وضعیت خانم را تلفنی بپرس و به من اطلاع بده، که نشانگر توجه و اهتمام خاص امام به وضع مزاجی خانم بود. من هم حسب الامر ایشان هر چند دقیقه یک بار خبری می گرفتم و به امام می دادم. همزمان با اینکه خانم را آماده عمل در بیمارستان می کردند، امام به من پنجاه هزار تومان پول دادند و فرمودند که اینها را ببر و در میان مردم مستضعف جنوب شهر تقسیم کن که معلوم شد ایشان برای بهبودی خانم صدقه می خواهند بدهند.
بنده هم به فرمایش ایشان عمل کردم و پولها را تقسیم کردم و برگشتم. بعد که خبر موفقیت عمل جراحی خانم و بهبودی ایشان را به امام عرض کردم از لطف و مرحمتی که داشتند بیست هزار تومان دیگر به من مرحمت کردند. گفتم آقا اینها را هم به همانجا ببرم و تقسیم کنم فرمودند: نه، اینها دیگر مال خودت است».(۸)

تا خانم نمی آمد غذا نمی خوردند

حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی: مادر ما اگر سر سفره نمی نشستند، امام غذا نمی خوردند. منتظر می ماندند ولو اینکه همه سر سفره حاضر باشند و وقتی که والده مان می آمد آقا شروع به خوردن غذا می کردند.(۹)

خانم نیامدند؟

خانم فاطمه طباطبایی (عروس امام): امام تا همین اواخر تا وقتی که خانم سر سفره نمی آمدند دست به غذا نمی زدند. گاهی که ما زودتر دست به غذا می بردیم، نمی گفتند چرا صبر نمی کنید، می گفتند: «خانم نیامدند؟» چند بار ایشان را صدا می کردند. گاهی خانم می آمدند و می گفتند: «آقا، آخر من مهمان دارم، شما بخورید من باید غذا بکشم بعد می آیم». این رفتار امام در همه اثر می گذاشت.(۱۰)

خانم هم تشریف بیاورند

خانم مرضیه حدیده چی: امام عادت داشتند در ساعت یازده یک چایی بخورند و آن لحظه به خودشان اختصاص داشت، ولی می فرمودند که خانم هم تشریف بیاورند و بنشینند تا من چایی ام را بخورم.(۱۱)

نظرات کاربران درباره کتاب درسهایی از امام