فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درس‌هایی از امام

کتاب درس‌هایی از امام
سيره علوی و مكتب حسينی

نسخه الکترونیک کتاب درس‌هایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درس‌هایی از امام

امام خمینی(ره) پیدایش واقعۀ غدیر را ناشی از مقامات جامع و مقامات معنوی آن حضرت می‌دانستند و مسألۀ ولایت کلی و امامت را از اصول مذهب می‌شمردند و آن را از مسألۀ حکومت که در واقعۀ غدیر، پیامبر اکرم(ص) آن حضرت را به آن منصوب فرمودند، جدا می‌دانستند؛ بلکه مقام ولایت کلی و امامت حضرت علی(ع) را سبب فرمان خداوند به نصب آن حضرت برای حکومت و جانشینی پیامبر(ص) می‌دانستند. در بخش دیگر این کتاب، فرمایشات امام خمینی(ره) پیرامون قیام امام حسین(ع) و آثار و پیامدهای آن بیان گردیده است. ایشان در بیانات خود در مناسبت‌های مختلف به فلسفۀ قیام حضرت امام حسین(ع) و انگیزۀ آن حضرت از برپایی این حماسۀ عظیم پرداخته‌اند و ویژگی‌های مکتب امام حسین(ع) و درس‌های عاشورا و نیز تأثیر قیام آن حضرت در انقلاب اسلامی ایران و رمز بقای مکتب تشیع و راه‌های حفظ مکتب اهل بیت(ع) را بیان فرموده‌اند. عشق و علاقۀ شدید امام خمینی(ره) به ولایت اهل بیت(ع) و تعظیم شعائر دینی و برنامۀ مرتب زیارتی در سیرۀ عملی ایشان، گواه صادقی بر اعتقادات پاک و ناب امام راحل(ره) به مکتب اهل بیت(ع) است.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.77 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درس‌هایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

پیرامون ابعاد شخصیتی حضرت امیرالمومنین(ع) سخن فراوان گفته شده، اما هنوز گنج شخصیت آن حضرت سر به مُهر نهفته است؛ چرا که انسان کامل به گفته عرفا اسم اعظم است و امام خمینی نیز چون دیگر بزرگان از عجز خویش در شناخت کمالات آن حضرت به پیشگاه آن امام همام عذر تقصیر آورده اند.
و لکن در عین حال امام راحل نیز به قدر فرصت و توان خویش، در مناسبت های مختلف به ذکر نَمی از دریای فضایل آن حضرت پرداخته اند. ایشان، مولا امیرالمومنین(ع) را اعجاز خلقت و مظهر جمیع اسماء و صفات الهی و جامع الجهات، بلکه جامع الاضداد می دانستند و از این که حضرت برای نشر علوم خود مجال پیدا نکردند، بسیار متاسف بودند.
امام خمینی(ره) پیدایش واقعه غدیر را ناشی از مقامات جامع و مقامات معنوی آن حضرت می دانستند و مساله ولایت کلی و امامت را از اصول مذهب می شمردند و آن را از مساله حکومت که در واقعه غدیر، پیامبر اکرم(ص) آن حضرت را به آن منصوب فرمودند، جدا می دانستند؛ بلکه مقام ولایت کلی و امامت حضرت علی(ع) را سبب فرمان خداوند به نصب آن حضرت برای حکومت و جانشینی پیامبر(ص) می دانستند.
در بخش دیگر این کتاب، فرمایشات امام خمینی(ره) پیرامون قیام امام حسین(ع) و آثار و پیامدهای آن بیان گردیده است. ایشان در بیانات خود در مناسبت های مختلف به فلسفه قیام حضرت امام حسین(ع) و انگیزه آن حضرت از برپایی این حماسه عظیم پرداخته اند و ویژگی های مکتب امام حسین(ع) و درس های عاشورا و نیز تاثیر قیام آن حضرت در انقلاب اسلامی ایران و رمز بقای مکتب تشیع و راه های حفظ مکتب اهل بیت(ع) را بیان فرموده اند. عشق و علاقه شدید امام خمینی(ره) به ولایت اهل بیت(ع) و تعظیم شعائر دینی و برنامه مرتب زیارتی در سیره عملی ایشان، گواه صادقی بر اعتقادات پاک و ناب امام راحل(ره) به مکتب اهل بیت(ع) است.
در بخش پایانی این کتاب با عنوان «در انتظار منجی»، بیانات امام خمینی(ره) پیرامون مفهوم عدالت مورد نظر در حکومت حضرت مهدی(عج) و مراتب آن، و انتظار فرج و معنای صحیح آن و نیز لزوم تلاش برای فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت درج گردیده است.
در خاتمه از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) که عهده دار بررسی و صدور مجوز جهت انتشار این اثر بوده است، تشکر و قدردانی می گردد.

ملاحظات

۱. مطالبی که از صحیفه امام نقل گردیده است، به غیر از عناوین این مطالب، تماماً از فرمایشات و یا مکتوبات امام خمینی(ره) است.
۲. اگرچه ذکر خاطرات متعدد از افراد مختلف در این کتاب موجب حصول اطمینان نسبت به سیره امام خمینی(ره) در موضوع مورد نظر می گردد و لکن در عین حال، مسئولیت میزان صحت و سقم مطالب نقل شده به عهده راویان این خاطرات است.

رسول سعادتمند

فصل اول: سیره امام علی(ع)، امیرمومنان

کمالات حضرت علی(ع) قابل وصف نیست

مولود امروز، وصف کردنی نیست، آنچه که وصف کنند از او، دون شان اوست و آنچه شعرا و عرفا و فلاسفه و دیگران درباره او گفته اند، شمه ای از آن چیزی است که او هست. غالباً مسائلی که درک می کرده اند و می کنند راجع به مولا علی بن ابی طالب، عرضه می داریم. آن چیزهایی را که ما نمی توانیم درک کنیم و دست عرفا و فلاسفه و دیگران از آن کوتاه هست، آن چیز قابل ذکر نیست. انسان تا نشناسد، نمی تواند بگوید و آن مقداری هم که در دسترس ماست، آن قدر زیاد است که گفتن او محتاج به زمانهای طولانی است. ولهذا ما باید در پیشگاه مبارک ایشان عذرخواهی کنیم و عذر تقصیر بخواهیم که ما قاصریم و نمی توانیم بیان کمال شما را بکنیم.(۱)

اظهار عجز شیعه علی(ع) از شناخت ابعاد او

من گاهی فکر می کنم که ما با چه شباهتی می توانیم دعوی کنیم که شیعه آن بزرگوار هستیم. اگر متفکرین، نویسنده ها، کسانی که اطلاعات زیاد دارند، ابعاد معنوی و مادی و جهات دیگرش را ملاحظه کنند، بررسی کنند ابعادی که آن بزرگوار داشته است از اوایل سنین تا وقتی که به شهادت رسید و بررسی کنند که ما چطور می توانیم ادعا کنیم که ما شیعه این بزرگوار هستیم، باید همه و همه کسانی که دعوی تشیع می کنند الّا معدود قلیلی که در صدر اسلام مثل ائمه هدی بودند ما اظهار عجز کنیم که نمی توانیم.(۲)

علی(ع) جامع اضداد

من عید سعید (عید غدیر) را به همه مسلمین و بر ملت شریف ایران، به شما آقایان تبریک عرض می کنم. عیدی که در آن امامت امت ثبت شد، و پیغمبر اسلام امام را برای امامت امت نصب کرد. چه شخصی را، چه شخصیتی را! شخصیت این مرد بزرگ که امام امت شد، شخصیتی است که [در] اسلام و قبل از اسلام و بعدها هم کسی مثل او نمی تواند سراغ کند. یک موجودی که امور متضاده را در خودش جمع کرده بود. کسی که جنگجوست اهل عبادت نمی شود. کسی که قوه بازو می خواهد داشته باشد اهل زهد نمی تواند باشد. کسی که شمشیر می کشد، و اشخاصی را که منحرفند درو می کند، این نمی تواند عاطفه و اهل عاطفه، آن طور که این شخص داشت، باشد. این شخصیت بزرگ، امور متضاده را در خودش جمع کرده. در عین حالی که روزها روزه، و شب به عبادت مشغول، و گفته شده است که شبی هزار رکعت نماز می خواند. و در عین حالی که غذای او آن طوری که در تاریخ ثبت شده است از نان و سرکه، و فوقش زیت(۳) یا نمک، بیرون نبوده است. در عین حال قدرت بدنی، آن طور قدرت است که آن طوری که در تاریخ هست آن دری را که از «خیبر»(۴) ایشان کنده است و چندین ذراع(۵) دور انداخته است، چهل نفر نمی توانستند بلندش کنند. در شمشیرزنی، شمشیرهای او این طور بوده است که با یک ضربه از این طرف که می ز ده دو نیم می کرده است، از این طرف می زده که دو نیم می کرده. در صورتی که آنهایی که این ضربه را می خوردند «خُود» آهنی داشتند، زره آهنی داشتند. و گاهی هم شاید، دو تا زره به تنشان می کردند. آدمی که با نان و سرکه زندگی می کرده، و بسیاری از روزها را روزه می گرفته است، و افطار را با چند لقمه نان و نمک و یا نان و سرکه افطار می کرده است، جمع کرده است مابین آن زهد و این قوت بازو، و این جمع بین دو تا امر متضاد است. آدمی که جنگجوست، به آن طور که جنگجویان بزرگ را، دلاوران بزرگ را، به هزیمت وا می دارد. و می فرماید که اگر تمام عرب یک طرف باشند، به من هجوم کنند، من پشت نمی کنم.(۶) این آدم در عطوفت آن طور است که، وقتی که یک خلخال از پای یک زن یهودی ربوده اند می فرماید که مرگ برای انسان آسان است(۷) قریب به این معنا آدمی که در عرفان و علم ماورای طبیعت، آن طور است که نهج البلاغه حکایت می کند از مقام عرفانش. در عین حال شمشیر می کشد، و کفار و اخلالگران را از دم شمشیر می گذراند. ما شیعه یک همچو اعجوبه معجزه آسا هستیم.
من می گویم اگر چنانچه پیغمبر اسلام(ص) غیر از این یک موجود تربیت نکرده بود، کافی بود برایش؛ چنانچه پیغمبر اسلام مبعوث شده بود برای اینکه یک همچو موجودی را تحویل جامعه بدهد، این کافی بود. یک همچو موجودی که هیچ سراغ ندارد کسی، و بعدها هم سراغ ندارد کسی، امروز روز نصب اوست به امامت امت، یک همچو موجودی امام امت است، البته کس دیگر به پای او نخواهد رسید.
بعد از رسول اکرم کسی افضل از او در هیچ معنایی نیست و نخواهد بود. لکن در مراتب بعد هم که باید این امت هدایت بشود، پیغمبر اکرم که از دنیا می خواست تشریف ببرد، تعیین جانشین و جانشینها را تا زمان غیبت کرد، و همان جانشینها، تعیین امام امت را هم کردند، به طور کلی این امت را به خود وانگذاشتند که متحیر باشند، برای آنها امام تعیین کردند، رهبر تعیین کردند. تا ائمه هدی سلام الله علیهم بودند، آنها بودند و بعد فقها؛ آنهایی که متعهدند، آنهایی که اسلامشناس اند، آنهایی که زهد دارند؛ زاهدند، آنهایی که اعراض از دنیا دارند، آنهایی که توجه به زرق و برق دنیا ندارند، آنهایی که دلسوزند برای ملت، آنهایی که ملت را مثل فرزندهای خودشان می دانند؛ آنها را تعیین کردند برای پاسداری از این امت.(۸)

انسانی نمونه

این علی(ع) که در هر جا می رویم اسم او هست پیش فقها وقتی می رویم فقه علی؛ پیش زاهدها وقتی که می رویم زهد علی؛ پیش صوفیها وقتی که می رویم آنها هم می گویند تصوف علی؛ پیش ورزشکاران هم که می رویم آنها هم می گویند که علی و با اسم علی شروع می کنند. این علی همه چیز است. یعنی در همه ابعاد انسانیت درجه یک است. و لهذا هر طایفه ای خودشان را به او نزدیک می کنند. و خاصیت هر طبقه را هم دارد. خاصیت قدرت ورزشکارها را به طور وافی دارد. می گویند که حضرت این بازوی ایشان مثل اینکه آهن بوده است! و قدرتهایی هم در شمشیرزنی به کار می برده است که ضربتهای علی را می گویند که «یکی بوده». از این طرف که می زده دو تا می کرده؛ از این طرف هم که می زده دو تا می کرده. یکدفعه اگر به فرد می زد، دو نیم می کرد. اگر اینطور هم می زد دو نیم می کرد، که ضربات علی وَتر(۹) این علی همه چیز است. و همه چیز ماست. و ما همه باید تابع او باشیم. در عبادت، فوق همه عبادت کنندگان هست؛ در زهد، فوق همه زاهدها هست، در جنگ، فوق همه جنگجویان هست؛ در قدرت، فوق همه قدرتمندان هست. و این یک اعجوبه ای است که جمع، مابین متضاد با هم کرده است. آدم عابد دیگر نمی تواند ورزشکار باشد؛ آدم زاهد دیگر نمی تواند جنگجو باشد؛ آدم فقیه دیگر نمی تواند از این کارها داشته باشد این یک موجودی است که نمونه است در عین حالی که زهدش را همه بالاتر از همه می دانند. طعامش را آنطوری که شنیدید و در همه تاریخ هست، که یک ظرفی ایشان می گویند داشته است که در آن ظرف آن چیزی را که خودش می خواسته بخورد می ریخته سرش را مهر می کرده است که مبادا این فرزندش، دخترش، برای دلسوزی به حال او توی این طعام یک روغنی، چیزی، بریزد که قوه داشته باشد! و سرش را مهر می کرده که اینها دست به آن نزنند. در همان شب آخر، که شب آخر حیاتشان بود، آنطور که نقل می کنند، ایشان میهمان حضرت کلثوم بودند. و برای ایشان افطار آوردند شیر و نمک. گفته می شود که فرمود که: چه وقت دیدید که من دو تا خورشت داشته باشم؟! خواست نمک را بردارد، گفت: نخیر، آن شیر را بردار، و افطار کردند با همان نمک. و خودشان می گویند که این تعجب است، می گویند تعجب است که با این خوردن، این قدرت هست! بعد می فرمایند که درختهایی که در بیابان است محکمتر هست. این درختهایی که در بیابان هست کم آب می خورند؛ اینها هم آتششان محکمتر است و هم صلابتشان زیادتر است. و اینطور نیست که انسان با خوردن قوت پیدا می کند.(۱۰)-(۱۱)

نظرات کاربران درباره کتاب درس‌هایی از امام