فیدیبو نماینده قانونی هورمزد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ۴۸  قانون قدرت

کتاب ۴۸ قانون قدرت

نسخه الکترونیک کتاب ۴۸ قانون قدرت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ۴۸ قانون قدرت

وقتي پای قدرت به میان می آید، گاهی قانون، قانون جنگل می شود، اگر گرگ نباشی، گرگ ها تو را خواهند خورد، این یک اصل نیست، قانونی نانوشته است که گاه خواسته یا ناخواسته جوهره اصلی ارتباطات، به خصوص در وادی سیاست و حکومت داری می شود. البته این بدان معنا نیست که جامعه به جنگل تبدیل می شود و همه گرگی شویم در پوستین میش، اما گاهی باید جهت محافظت از خود و اینکه طعمه فریب دیگران نشویم با این اصول و قوانین آشنا باشیم، چرا که هرچقدر سعی کنیم خوب باشیم همیشه در مسیر با تله هایی مواجه می شویم که برایمان کار گذاشته شده است و ناغافل در آنها گیر خواهیم افتاد. حتی در روابط اجتماعی و گاهی حتی روابط عاطفی پای این قوانین به میان می آید و حرص تسلط بر جامعه، خانواده، عواطف و احساسات دیگران باعث نوعی ناهنجاری و عدم تعادل در روابط ما را به وجود می آورد. رابرت گرین در این کتاب سعی کرده است پرده از بزرگترین فریب های تاریخ بردارد و اصولی را ارائه دهد که گاه سرنوشت یک امپراتوری را دستخوش تغییرات بزرگی کرده است؛ در جای جای کتاب می بینیم که گاهی بزرگترین اتفاقات تاریخ را بزرگترین فریب ها رقم زده اند، و اینجاست که هر خواننده ای انگشت به دهن می ماند و متحیر می شوی که اگر چنان و چنین نشده بود... کتاب ۴۸ قانون قدرت روایتی تاریخی از داستان هایی شگفت انگیز، حول محور قدرت است که بیش از پیش به خواننده خاطرنشان می کند که قوانین ماکیاولی و به نوعی ماکیاولیسم تاریخی بیشتر از هر چیزی بر تاریخ انسانی تاثیر گذاشته است.

ادامه...
  • ناشر هورمزد
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.61 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۵۱ صفحه

بخشی از کتاب ۴۸ قانون قدرت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

سپاس گزاری

اول از همه از آنا بیلر تشکر می کنم که در ویرایش و تحقیق های این کتاب کمک فراوانی کرد و دیدگاه­های ارزشمندش در شکل گیری مفاد ۴۸ قانون قدرت نقشی مهم داشت. بدون او این کار امکان پذیر نبود.
افزون بر این، باید از دوست عزیزم، میشل شوارز، تشکر کنم که باعث راه یافتن من به مدرسه ی هنر فابریکای ایتالیا بود و مرا به یوست الفرز معرفی کرد؛ شریک من و همکارم در نوشتن این کتاب. در دنیای ساده ی فابریکا بود که من و یوست به بی زمانی ماکیاولی پی بردیم و از بحثی که در ونیز داشتیم، این کتاب زاده شد.
مایلم از هنری لی گوبین تشکر کنم؛ کسی که حکایت های بسیاری از قانون های ماکیاولی را در اختیارم گذاشت؛ به ویژه آن­هایی که در ارتباط با شخصیت های فرانسوی بی شماری هستند که نقش بزرگی در کتاب بازی می کنند.
همچنین، می خواهم از لس و سامیکو بیلر تشکر کنم؛ افرادی که کتابخانه ی خود را برای نگاشتن مطالب مربوط به تاریخ ژاپن به من امانت دادند و در نگارش مطالب مربوط به مراسم چای به من کمک کردند. همین طور باید از دوستم الیزابت یانگ برای مطالب تاریخ چین تشکر کنم.
چنین کتابی تا اندازه ی زیادی به تحقیق ها و مطالب قابل دسترس بستگی دارد و من از این بابت به ویژه از کتابخانه ی تحقیقی اوکلا سپاس گزارم. روزهای شگفت انگیزی را در مجموعه های بی مانندش سپری کردم.
پدر و مادرم، لارت و استانلی گرین، برای صبر و پشتیبانی شان سزاوار سپاس بی پایانی هستند.
و فراموش نکرده ام که از گربه ام، بوریس، تشکر کنم که در روزهای بی پایان نگارش همیشه همراهم بود.
در پایان، سپاس از همه ی آن­ها که با کاربرد ماهرانه ی قانون های قدرت طی سالیان مرا آزار داده و رنجاندند. از اینکه انگیزه ی نگارش ۴۸ قانون قدرت را در اختیارم گذاشتید، بدون هیچ کینه ای از شما سپاس گزارم.

رابرت گرین

درباره ی نویسنده

رابرت گرین زاده شده در چهاردهم می ۱۹۵۹، نویسنده و سخنگوی آمریکایی است که به خاطر کتاب هایش در زمینه ی استراتژی، قدرت و فریب شهرت دارد. او چهار کتاب پرفروش بین المللی در این زمینه ها نوشته است: ۴۸ قانون قدرت، هنر فریب، ۳۳ استراتژی جنگ و قانون پنجاهم (با فیفتی سنت، رَپر آمریکایی).
گرین در لس آنجلس بزرگ شد و پیش از پایان تحصیلاتش در دانشگاه ویسکانسین- مدیسن با مدرک کارشناسی علوم کلاسیک، وارد دانشگاه کالیفرنیا، برکلی شد. گرین بیان می کند که پیش از نویسندگی، نزدیک به ۸۰ شغل دیگر داشت؛ از جمله ساختمان سازی، مترجمی، ویراستاری مجله و نویسندگی فیلمنامه­ های هالیوود. در سال ۱۹۹۵، گرین به عنوان نویسنده در فابریکا مشغول شد؛ یک مدرسه ی هنری و خبررسانی در ایتالیا. در آنجا با یوست الفرز آشنا شد. (الفرز متن داخل کادر کتاب را گردآوری کرده است). گرین نگارش کتابی درباره ی قدرت را با الفرز مطرح کرد و طرحش را نوشت که درنهایت «۴۸ قانون قدرت» شد و این موضوع را نقطه ی عطفی در زندگی اش می داند.
نخستین کتاب وی، ۴۸ قانون قدرت، راهنمایی عملی برای همه­ی افرادی است که قدرت را می خواهند، مشاهده می کنند و در پی آنند که در برابر قدرت مسلح شوند. قانون ها چکیده ای از تاریخ سه هزار ساله ی قدرت هستند؛ برگرفته از سیاست گذارها و چهره های تاریخی، مانند «نیکولو ماکیاولی»، «سان تزو»، «کارل فون کلوزویتس»، «ملکه ی الیزابت اول»، «هنری کیسینجر» و «پی. تی. بارنام». هر قانون فصلی جداگانه دارد که با «سرپیچی» و «پیروی» از آن قانون و «استثنا» تکمیل می شود.
۴۸ قانون قدرت یک کتاب پرفروش بین المللی است که تنها در «آمریکا» بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رسیده است.

مقدمه

اگر ماکیاولی الگوی شاهزاده ها باشد، نخستین چیزی که باید انجام دادنش را به خود یادآوری می کرد، نوشتن کتابی علیه ماکیاولیسم بود..
ولتر، (۱۷۷۸-۱۶۹۴). قانون ۳۸

چیزهای زیادی برای دانستن وجود دارد. زندگی کوتاه است و بدون دانش، زندگی معنایی ندارد؛ بنابراین کسب دانش از دیگران، ابزاری فوق العاده است. پس با کار زیاد دیگران، می توانید دانشمندی مشهور شوید.
بالتاسار گراسیان(۱۶۵۸-۱۶۰۱)/ قانون ۷

نداشتن قدرت بر افراد و رویدادها از اساس برای ما تحمل­ناپذیر است. حس ناتوانی حس بیچارگی است. کسی خواهانِ قدرت اندک نیست و همه بیشترین را می خواهند. در دنیای امروز، تشنه ی قدرت بودن خطرناک است، زیرا با قدرت می توانید به هر کاری دست بزنید؛ انگار باید فردی ساده و درست باشیم. پس باید با دقت عمل کنیم: مطبوع اما زرنگ و آزادمنش؛ اما غیرمستقیم باشیم.
این بازی دوگانگی همیشگی به پویایی قدرت نمادین دربار اشرافی قدیم شباهت دارد. در طول تاریخ، همیشه یک دربار براساس افراد قدرتمندی چون پادشاه، ملکه، امپراتور و پیشوا پایه ریزی می شد. درباریانِ چنین درباری، همیشه در موقعیتی آسیب پذیر قرار داشتند: آن­ها باید به رئیس ها خدمت می کردند، اما اگر این خدمت چاپلوسی به­نظر می رسید و چنین رفتاری ثابت می شد، درباریانِ دیگر پس از فهمیدن موضوع خلاف آن رفتار می کردند. پس برای کسب رضایت رئیسان بایستی به­دقت می­کوشیدند. حتی درباریان کاردان با داشتن چنین دقتی، در برابر هم قطارانشان که همواره برای کنار گذاشتن آن­ها در تکاپو بودند، از خود محافظت می کردند.
گویا دربار نمایانگر سطح بالای تمدن و فرهیختگی بود؛ پس اقدام های قدرت طلبانه و پرخاش جویانه با ناخشنودی روبه­رو می شد و درباریان علیه افرادی که به زور متوسل می­شدند، باید رفتاری آرام و محترمانه در پیش می گرفتند. این دوگانگیِ یک درباری بود؛ درحالی که نمونه ی کامل وقار به نظر می رسید، باید با زرنگی و رفتارهای زیرکانه رفتار رقیبانش را بی اثر می کرد. درباری زرنگ با گذشت زمان می آموخت که همه ی حرکت هایش غیرمستقیم باشد؛ اگر به رقیب از پشت خنجر می زد، دستکش مخملی در دست و لبخندی شیرین بر صورت داشت. درباری کامل به جای زورگویی یا نیرنگ آشکار رفتاری فریبنده، جذاب، ریاکارانه و دقیق داشت و همیشه چند حرکت پیشتر را برنامه ریزی می کرد. زندگی درباری یک بازی بی پایان با هوشیاری همیشگی و تفکری راه کنشانه بود و جنگی متمدن به شمار می آمد.
امروزه، با معمای همسانی روبه­رو می شویم: همه چیز باید متمدن، پسندیده، آزادمنشانه و عادلانه به نظر برسد، اما اگر بسیار جدی با این قانون ها بازی کنیم و آن­ها را واقعی فرض کنیم، توسط افرادی که کمی زرنگ هستند، له می شویم. همان گونه که درباری و سیاست­مدار بزرگ رنسانس، نیکولو ماکیاولی(۱) نوشت: «در میان افراد بی شماری که خوب نیستند، آنکه تلاش می کند همیشه خوب باشد، به سوی تباهی می رود». دربار خود را اوج فرهیختگی می دانست، اما زیر ظاهر درخشان و پاکش ظرفی پر از حرص، حسد، شهوت و نفرت آرام آرام می جوشید. دنیای امروز به صورت همسانی خود را اوج عدالت می داند، درحالی که هنوز درون ما احساس هایی زشت برانگیخته می شوند و همیشه این چنین است؛ این یعنی بازی. در ظاهر باید با احترام با نکته های ریز برخورد کنید، اما در باطن، البته اگر احمق نباشید، خیلی زود فرا می­گیرید که با احتیاط عمل کرده و براساس گفته ی ناپلئون رفتار کنید: «دست پولادین خود را درون دستکش مخملی پنهان ساز». اگر مانند درباریان دوره های گذشته در هنر غیرمستقیم بودن استادانه عمل کنید، فریفتن و جذاب بودن را بیاموزید و زیرکانه بر رقیبان برتری جوبید، به بلندای قدرت دست می­یابید.
بدون اینکه دیگران متوجه شوند، وادارشان کنید به خواسته ی شما عمل کنند. به این ترتیب از شما آزرده نمی شوند و برابر خواسته ی شما مقاومت نمی کنند.
***
بی هیچ پرسشی دربارها جایگاه ادب و نزاکت هستند، وگرنه جایگاه بدبختی و فلاکت خواهند شد. بدون آداب درباری، آن­ها که با خوش رویی یکدیگر را در آغوش می کشند، به هم بی حرمتی کرده و از پشت به هم خنجر می زنند.

لرد چسترفیلد(۲) (۱۷۷۳-۱۶۹۴)
***
از دیدگاه برخی، بازی های قدرت عمدی، بدون توجه به غیرمستقیم بودنشان شیطانی، غیراجتماعی و بازمانده ی بازی های گذشته به نظر می رسند. به نظر آن­ها، رفتار کردن با روش های نامرتبط با قدرت، آن­ها را از بازی دور نگه می دارد. از چنین افرادی دوری کنید؛ زیرا درحالی که در ظاهر چنین حرف هایی می زنند، خودشان جزو بازیکنان ماهر نمایش قدرت هستند. این افراد ظاهر طبیعت فریب­کارانه­ی خود را با به کارگیری روش های خاص هوشمندانه تغییر می دهند؛ آن­ها ضعف قدرت را یک ویژگی اخلاقی می دانند، اما کسی که به راستی ضعیف باشد بدون انگیزه ی نفع شخصی برای کسب همدردی یا احترام تبلیغ نمی کند. نمایش ضعف فردی روشی بسیار موثر، گول زننده و ماهرانه در بازی قدرت است.
راهبردِ دیگر نابازیگر فرضی تقاضای برابری در همه ی زمینه های زندگی است. او معتقد است با وجود وضعیت و قدرت گوناگون مردم باید رفتاری همسان با آن­ها داشت؛. اما اگر برای دوری از آلودگی قدرت می­کوشید رفتاری عادلانه داشته باشید، با مشکل روبه­رو خواهید شد؛ زیرا در کارهایی خاص برخی نسبت به دیگران برتری دارند. رفتار یکسان با همه یعنی نادیده گرفتن تفاوت ها؛ بالا بردن افراد بی مهارت و سرکوب افراد برتر. افرادی که به این شیوه رفتار می کنند، راهبرد دیگری از قدرت را در پیش گرفته و پاداش های مردم را به شیوه ی خود می­دهند.
راستگویی کامل و رک گویی روشی دیگر برای دوری از بازی قدرت است؛ زیرا رازداری و تقلب یکی از فن های اصلی قدرت طلبان به شمار می آید؛ اما راستگویی کامل به افراد زیادی آسیب می زند و برخی از این افراد از شما انتقام خواهند گرفت. کسی راستگویی شما را به طورکامل بی غرض و دور از انگیزه نمی بیند و این تفکری درست است. درحقیقت، راستگویی نوعی راهبرد قدرت است؛ میل در پذیرش شخصیتی نجیب، خوش قلب و فداکار از سوی دیگران گونه ای متقاعدسازی و حتی زورگویی هوشمندانه است.
***
تنفر بره ها از پرنده های شکاری بزرگ مسئله­ای عجیب نیست، اما نباید دلیلی برای پیش داوری ما از پرنده های شکاری بزرگی باشد که بره ها را می برند. این گفته ی بره ها با یکدیگر که: «پرنده های شکاری اهریمن هستند، آیا این حق ما نیست که بگوییم هرچیزی جز آن­ها خوب است؟» به صورت ذاتی هیچ مشکلی ندارد، اما پرنده های شکاری با حیرت می گویند: «ما به هیچ روی با بره ها مشکلی نداریم، عاشقشان هستیم، چیزی خوشمزه تر از بره ها ی نرم وجود ندارد».

فریدریک نیچه(۳) (۱۹۰۰-۱۸۴۴)
***
و سرانجام، افرادی که خواهان بازی قدرت نیستند، خود را بی تجربه نشان می دهند تا از اتهام قدرت طلبی در امان باشند. داشتن ظاهر بی تجربه ابزاری موثر برای فریفتن است. به همین دلیل تاکید می کنیم از این افراد دوری کنید. بی تجربه های واقعی نیز از دام قدرت آزاد نیستند. شاید بچه ها در برخی موارد بی تجربه باشند، اما بیشتر برای به دست گرفتن کنترل اطرافیان و به وسیله ی نیازهای بی امان خود وارد بازی می شوند. بچه ها از قدرت­نداشتن خود در دنیای بزرگسالان بسیار رنج می برند و در مسیر خود از هر وسیله ای برای دست یابی به قدرت استفاده می کنند. شاید بی گناهانی هنوز بازیچه ی قدرت هستند و بیشتر به­طرزی بد در این بازی نقش دارند و بازتاب های بازی متوقفشان نمی کند، اما افرادی که در نمایش بی گناهی بازی می کنند، در دسته ی بی گناه ترین نیستند.
***
تنها روش رسیدن به هدف های شخصی به کارگیری قدرت و فریب است. البته به عشق نیز اشاره می کنند، اما (عشق) به معنای در انتظار طلوع خورشید بودن است؛ ولی زندگی همه ی لحظه ها را در برمی گیرد.

یوهان ون گوته(۴)(۱۸۳۲-۱۷۴۹)
***
این نابازیگران فرضی را با ویژگی های اخلاقی، دین داری و حس عمیقشان در قضاوت می­توان شناخت. اما ازآنجاکه همه ی ما خواهان قدرت هستیم و به طورتقریبی، همه ی رفتارهایمان برای دست یابی به قدرت است، نابازیگران به ندرت آزاردهنده می شوند و با برتری اخلاقی شان، ما را از بازی قدرت دور می سازند. با نزدیک شدن به این افراد می بینید که برخی از آن­ها ناخودآگاه زرنگ و در فریب کاری غیرمستقیم استادند و از برملاساختن روش های آشکار هر روز خود، آزرده می شوند.
اگر دنیا را طرحی بزرگ از دربار تصور کنیم، می­بینیم که درون این دربار گیر افتاده ایم و کناره گیری از این بازی فایده ای ندارد؛ با این کار دچار ضعف شده و بیچاره می شویم. پس بهتر است به جای درگیری با آن و بحث و آه وناله و داشتن حس گناه، در قدرت پیشی بگیرید. درحقیقت با برخوردی درست در برابر قدرت، به دوست، همسر، عاشق و انسان بهتری تبدیل خواهید شد. با پیروی از درباریان برتر باعث می شوید دیگران حس بهتری به خود داشته باشند و با وجود شما دلگرم شوند. آن­ها به توانایی های شما وابسته شده و از حضور شما لذت می برند. کسب مهارت در ۴۸ قانون این کتاب سبب می شود به وسیله ی بازی با آتش، بدون آگاهی از ویژگی های آن، درد حاصل از رفتار ناشیانه ی دیگران را در رابطه با قدرت نادیده بگیرید. اگر بازی قدرت حتمی است، به جای اینکه فردی تکذیب کننده یا ناشی باشید بهتر است هنرپیشه ای حرفه ای شوید.
***
شاید تیری که یک کمان دار پرتاب می کند، کسی را بکُشد، اما حیله ی خردمند حتی بچه های درون رحم را نیز می تواند بکُشد.

کائوتیلیا، فیلسوف هندی، قرن سوم پ. م.
***
یادگیری بازی قدرت مستلزم داشتن دیدگاهی خاص به دنیاست؛ یعنی دگرگونی دیدگاه شما. بخش عظیم بازی که سال ها تلاش و تمرین را می طلبد، به طورطبیعی به دست نمی آید. مهارت های اصلی خاصی لازم دارد و با استادی در آن­ها، اجرای قانون های قدرت برایتان آسان تر خواهد شد.
مهم ترین این مهارت ها و پایه ی اصلی قدرت توانایی کنترل احساس است. واکنش احساسی به یک موقعیت بزرگ ترین مانع قدرت است؛ اشتباهی که بسیار بیشتر از رضایت موقتی حاصل از بیان احساس می ارزد. احساسات منطق را می پوشانند و اگر نتوانید موقعیت را به خوبی ببینید، نمی توانید با آمادگی واکنش کنترل شده ای داشته باشید.
خشم ویرانگر ترین گونه ی پاسخ احساسی است؛ زیرا دید شما را بسیار تار می سازد و تاثیری موج گونه دارد که همیشه موقعیت را از کنترل خارج ساخته و دشمنانتان را تقویت می کند. اگر خواهان نابودی شخصی هستید، به جای خشم باید با تظاهر به دوستی، او را از حالت دفاعی بیرون آورید.
عشق و دلبستگی نیز از اساس ویرانگر است، زیرا باعث می شود چشمانتان بر افرادی که از آن­ها انتظار بازی قدرت ندارید، بسته شود. نمی توانید خشم و عشق را سرکوب کرده یا از آن­ها دوری کنید و نباید چنین کاری انجام دهید، اما در بیان احساستان دقیق باشید و مهم تر اینکه آن­ها نباید هرگز روی طرح ها و رفتارهای شما تاثیرگذار باشند. کنترل احساسات فاصله ای میان شما و زمان حال ایجاد می کند و باعث می شود گذشته و آینده را واقعی ببینید. باید مانند ژانوس(۵) باشید؛ خدای دو چهره ی رومی و نگهبان درها و دروازه ها. در لحظه به هر دو سو بنگرید و خطر را از سرچشمه ی آن کنترل کنید. با خلق چنین چهره ای برای خود، با یک چهره به آینده خیره شده و با دیگری به گذشته بنگرید.
شعار آینده این است: «هیچ روزی بدون هشدار نیست». هیچ چیز نباید شما را حیرت زده سازد، زیرا همواره مشکلات را پیش از رخ دادن تجسم می کنید. به جای خیال بافی برای پایان خوش رویاها، هرگونه اِشکال احتمالی را پیش بینی کنید. با دوراندیشی امکان برداشتن گام های بیشتر به سوی هدف و قدرتمندی بیشتر شما فراهم می شود.
***
با خود می اندیشم با چه ابزاری، چه طرحی، چند هنر متفاوت و چه صنعتی انسان می تواند هوش خویشتن را برای فریب دیگران تقویت کند و با این دگرگونی ها دنیا چه اندازه زیباتر می شود.

فرانچسکو ویتوری، هم دوره و دوست ماکیاولی؛ اوایل قرن شانزدهم
***
چهره ی دیگر ژانوس به گذشته می نگرد، اما نه برای یادآوری آسیب های گذشته و تحمل رنج ها بلکه برای کنترل قدرت. نیمی از بازی یادگیری فراموشی رویدادهای گذشته است که منطق شما را می پوشاند. هدف واقعی نگریستن به گذشته، آموزش همیشگی خودتان است؛ به گذشته می نگرید تا از پیشینیان بیاموزید. نمونه های تاریخی فراوان این کتاب در این باره کمک خوبی به شمار می آیند. بنابراین، با نگاه به گذشته، نگاه دقیق­تری به آنچه در اطرافتان می گذرد، خواهید داشت و به رفتارهای خود و دوستانتان بهتر می نگرید. این مهم ترین درسی است که می آموزید؛ چون نتیجه ی تجربه های شخصی است.
با آزمایش اشتباهاتی که بیشتر شما را در گذشته نگه می دارند، آغاز کنید. در ۴۸ قانون قدرت، آن­ها را تجزیه می کنید و از آن­ها درسی می آموزید: «هرگز این اشتباه را تکرار نمی کنم و هرگز دوباره در این دام نمی افتم». اگر بتوانید به این روش خود را ببینید و ارزیابی کنید، شکستن ساختارهای گذشته را فرا خواهید گرفت؛ مهارتی بسیار ارزشمند.
***
هیچ اصلی جز رویدادها وجود ندارد. خوبی و بدی موجود نیست، فقط موقعیت ها هستند. انسان برتر به رویدادها و موقعیت ها توجه می کند تا بتواند آن­ها را کنترل کند. اگر اصول و قانون های ثابتی موجود بودند، ملیت ها نمی توانستند آن­ها را آن گونه که لباس خود را عوض می کنیم، تغییر دهند و یک انسان نمی توانست خود را باهوش تر از یک ملیت بداند.

اونوره دی بالزاک(۶) (۱۸۵۰-۱۷۹۹)
***
قدرت نیازمند توانایی بازی با ظواهر است و برای رسیدن به چنین پایانی، باید نقاب های زیادی بزنید و کیفی پر از حقه های فریبنده داشته باشید. فریب و تظاهر نباید غیراخلاقی و زشت به نظر برسند؛ تمام روابط بشری در سطح های گوناگون نیازمند فریب و حقه هستند. آنچه ما را از حیوان ها مجزا می سازد، توانایی دروغ گویی و حقه بازی ماست. در اسطوره های یونانی، در چرخه ی مهابهاراتای(۷) هندی و در حماسه ی گیلگمش خاورمیانه استفاده از هنرهای فریب از امتیازهای خدایان است: مرد بزرگی مانند ادیسه از روی توانایی رقابت با حیله ی خدایان قضاوت می شود؛ ربودن بخشی از قدرت شیطانی آن ها از طریق مسابقه­ی هوش و مکر بخشی از این قضاوت است. فریب هنر پیشرفته ی تمدن و سلاحی بسیار قدرتمند در بازی قدرت است.
نمی توانید در فریب کاری موفق شوید، مگر اینکه با حفظ فاصله ، با خودتان برخورد کنید؛ مگر اینکه با زدن نقاب های گوناگون در آن روز و آن لحظه انسان های متفاوتی شوید. با چنین برخورد انعطاف پذیری در همه ی ظواهر، ازجمله خودتان، بخش عظیمی از سنگینی درونی را که باعث سقوط بشر می شود، از دست می دهید. مانند یک هنرپیشه چهره ای انعطاف پذیر داشته باشید؛ اهدافتان را از دیگران مخفی نگه دارید و برای به دام انداختن مردم تمرین کنید. بازی با ظواهر و مهارت در هنرهای فریب از لذت های زیبایی شناسی زندگی به شمار می آیند و بخش های مهم دست یابی به قدرت هستند.
اگر فریب قوی ترین اسلحه ی انبار سلاح های شما باشد، شکیبایی در همه ی موارد مهم ترین سپر خواهد بود. شکیبایی شما را از اشتباه های احمقانه دور نگه می دارد و مانند کنترل احساسات، نوعی اسلحه به شمار می آید که به طور طبیعی در شما وجود ندارد؛ اما هیچ چیزی درباره ی قدرت طبیعی نیست. قدرت ملکوتی ترین بخش دنیای طبیعی است و شکیبایی والاترین حسن خدایان مالک زمان. همه چیز سرانجامِ خوبی خواهد داشت، اگر شکیبا باشید و چند گام جلوتر را بنگرید؛ سبزه ها دوباره می رویند. افزون بر این، ناشکیبایی شما را ضعیف ساخته و مانع اصلی دست یابی به قدرت است.
قدرت از اساس غیراخلاقی است و از مهم ترین مهارت های کسب آن، توانایی دیدن موقعیت ها بیش از توجه کردن به خیر و شر است. قدرت گونه ای بازی و اغلب تکرارناپذیر است و در بازی ها، رقیبان خود را از روی نیت هایشان قضاوت نمی کنید، بلکه تاثیر رفتارهایشان را می بینید؛ از آنچه می بینید و حس می کنید، رفتار و میزان قدرت را می سنجید. نیت ها به تنهایی گونه ای پوشش و فریبنده هستند. اگر دوست یا رقیب شما تصمیم های خوبی داشته باشد و علاقه به شما را در قلبش نگه دارد، اما رفتارش تاثیری ویرانگر و گمراه کننده داشته باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ طبیعی است که مردم رفتار نادرست خود را توجیه کنند؛ باید خندیدن به چنین رفتاری را بیاموزید و هرگز با قضاوت های اخلاقی­ای که درحقیقت بهانه ای برای افزایش قدرت هستند، جذب انگیزه ها و رفتارهای شخصی کسی نشوید.
قدرت یک بازی است؛ حریف در برابر شما می نشیند. هر دو مانند دو مرد یا دو زن باشخصیت رفتار کرده و با رعایت قانون های بازی و بدون توجه به مسائل شخصی، به یک شیوه بازی می کنید. به آرامی به حرکت های حریف توجه می کنید تا اطلاعات بیشتری به دست آورید. در پایان، از ادب حریفان بازی بیشتر تمجید می کنید تا از انگیزه های خوب و دلنشین آن­ها. چشمانتان را به گونه ای پرورش دهید که بتوانند نتیجه های حرکت های رقیبان و موقعیت های بیرونی را دنبال کنند و چیزی مسیر دید شما را منحرف نسازد.
نیمی از مهارت قدرت ناشی از آن چیزی است که انجام نمی دهید؛ از چیزی که اجازه نمی دهید شما را به سوی خود بکشاند. برای دست یابی به این مهارت باید بیاموزید هر چیزی را از روی ارزشی که برایتان دارد، قضاوت کنید؛ همان گونه که نیچه می گوید: «ارزش بعضی چیزها در آنچه به همراه دارد و با آن کسب می کنید نیست، بلکه در چیزی است که برای آن پرداخت می کنیم؛ یعنی اینکه باید ببینیم چه بهایی برایش پرداخت کرده ایم». شاید به هدفتان برسید، اما به چه قیمتی؟ این معیار در همه جا صدق می کند و کمک به دیگران را نیز دربرمی گیرد. در پایان، باید بگوییم زندگی کوتاه است؛ موقعیت ها اندکند؛ شما انرژی محدودی دارید و زمان مانند دیگر موارد، مهم است. هرگز زمان ارزشمند و آرامش ذهنی خود را صرف مسائل دیگران نکنید؛ زیرا ارزشمندتر از آن است که بتوانید برایش بهایی پرداخت کنید.
قدرت یک بازی اجتماعی است؛ برای یادگیری و مهارت در آن باید توانایی درک مردم را در خود گسترش دهید. اندیشمند و درباری بزرگ قرن هفدهم، بالتازار گراسیان نوشت: «انسان های زیادی وقت خود را صرف مطالعه ی ویژگی های حیوانی و گیاهی می کنند، اما چه اندازه مهم تر بود که این وقت برای مطالعه­ی انسان ها صرف می شد؛ انسان هایی که با آن­ها زندگی می کنیم و می میریم!» برای اینکه بازیگر ماهری باشید، باید روان شناس بسیار خوبی شوید؛ باید انگیزه ها را شناسایی کرده و رفتارهای مردم را از پشت غبار ساختگی شان ببینید. درک انگیزه های پنهان مردم، مهم ترین بخش دانشی است که می توانید در کسب قدرت داشته باشید و امکانات بی پایانِ فریب، گمراهی و تقلب را در دسترستان قرار می دهد.
پیچیدگی مردم نامحدود و شناخت کامل آن­ها ناممکن است. اکنون آغاز آموزش شما از هر چیزی مهم تر است و باید یک اصل را به خاطر بسپارید: هرگز میان کسی که روی او مطالعه می کنید و فرد مورد اعتمادتان فرق نگذارید. هرگز به کسی به طورکامل اعتماد نکنید؛ حتی دوستان و کسانی که دوستشان دارید؛ همه را مطالعه کنید.
و سرانجام، باید بیاموزید که همیشه مسیر غیرمستقیم قدرت را در پیش گرفته و زرنگی خود را پنهان سازید؛ مانند توپ بیلیارد که پیش از برخورد به هدف نهایی چندین بار شاروم می کند، حرکت های شما نیز باید طرح ریزی شود و در مسیری که کمتر به چشم می آید، پیش رود. با یادگیری ماهرانه ی روش غیرمستقیم، با ظاهری موجه، می توانید در دربار مدرن پیشرفت کنید.
۴۸ قانون قدرت را نوعی کتاب هنرهای غیرمستقیم بدانید. قانون های کتاب براساس نوشته های مردان و زنان اهل مطالعه و رهبران بازی قدرت است. این نوشته ها دوره ای بیش از سه هزار سال را در برمی گیرند و در تمدن های متفاوتی مانند چین باستان و ایتالیای دوره ی رنسانس آفریده شده اند، اما درون مایه های مشترکی دارند و به پایه ی قدرتی اشاره می کنند که باید به طورکامل تفسیر شود. ۴۸ قانون قدرت عصاره ی این دانشِ است؛ مجموعه ای از نوشته های سیاست مدار انی مشهور مانند «سان-تزو»(۸) و «کلاوزویتس»(۹)، دولت مردانی چون «بیسمارک» و «تالیران»، درباریانی مانند «کاستیگلیون»(۱۰) و «گراسیان»(۱۱)، شیادانی چون «نینون دِ لنکلوز» و «کازانووا» و حقه بازانی چون «یلو کید ویل» از تاریخ است.
قانون ها چهارچوب ساده ای دارند: رفتارهای خاصی همیشه قدرت شخصی را افزایش می دهد (پیروی از قانون)، درحالی که رفتارهایی این قدرت را کاهش داده و ما را نابود می سازند (سرپیچی از قانون). سرپیچی و پیروی از قانون ها با نمونه هایی تاریخی مطرح می شوند و این قانون ها همیشگی هستند.
۴۸ قانون قدرت به شیوه هایی گوناگون به کار می­رود و با خواندن این کتاب می توانید قدرت را به طورکامل بیاموزید. در ظاهر، برخی قانون ها به زندگی شما مربوط نمی شوند، اما در زمان مناسب درمی­یابید که همه ی آن­ها در زندگی شما کاربرد داشته و همه به هم مربوط هستند. با نگاهی کلی به موضوع، بهتر می توانید رفتارهای گذشته ی خود را ارزیابی کنید و بر کارهای کنونی­تان کنترل بیشتری داشته باشید. مطالعه ی کامل کتاب بر اندیشه های شما تاثیر می­گذارد و با پایان یافتن کتاب، تا مدتی توان ارزیابی دوباره را خواهید داشت.
کتاب به گونه ای طراحی شده است که در هر لحظه، قانون مربوط به خود را بهتر بازبینی کنید؛ انگار مشکلات خود را با یک کارشناس در میان می گذارید و بی هدف ماندن تلاش های شما و ناسپاسی از شما، برایتان آشکار خواهد شد. چندین قانون به صورت ویژه به رابطه ی رئیس و زیردست اشاره دارد و به یقین یکی از این قانون ها را نقض کرده اید که به موفقیت نمی رسید. با نگاهی کوتاه به پاراگراف های اولیه ی فهرست کتاب، قانون مربوطه را خواهید یافت.
سرانجام، می توان به این کتاب نگاهی کوتاه انداخت و بخش هایی از آن را برای سرگرمی برگزید؛ بخش های جالب­توجهی که به مشکلات اخلاقی و رفتارهای شگفت انگیز نیاکان ما درباره ی قدرت مربوط است.
هشدار برای کسانی که به این منظور کتاب را استفاده می کنند: بهتر است به عقب برگردید. قدرت به صورت نامحدودی فریبنده است؛ مغز شما برای حل مشکلات این هزارتو مصرف می شود و به شکل فریبنده ای در آن گم می شوید. به بیان دیگر، جدی گرفتن کتاب سرگرمی بیشتری به همراه دارد. با موضوع مهمی مانند قدرت ساده برخورد نکنید. اربابان قدرت نسبت به برخورد ساده ی شما ناخشنود هستند. آن­ها از افرادی خشنودند که کتاب را به دقت مطالعه کرده و به قانون های قدرت عمل می کنند و افرادی را که در لحظه های خوش، نگاهی سطحی به این موضوع دارند، تنبیه می کنند.

در میان افراد بی شماری که خوب نیستند، آنکه تلاش می کند همیشه خوب باشد، به سوی تباهی می رود. بنابراین، شاهزاده ای که می خواهد قدرتش را حفظ کند، باید بیاموزد چگونه خوب نباشد و این آموزش یا سرپیچی از کاربرد آن را در هنگام لازم به کار گیرد.

شاهزاده، نیکولو ماکیاولی، (۱۵۲۷-۱۴۶۹)

نشر هورمزد

نشر هورمزد،نشرجوان و پویایی است که با هدف انتشار آثار برتر حوزه ی موفقیت پا به عرصه نهاد و چاپ برترین کتاب های حوزه ی موفقیت در سال های گذشته،حاصل چنین رویکردی بوده است.
و امروز؛با تکیه بر تجارب پیشین و بهره گیری از مترجمین خبره و جوان،نشر هورمزد در آستانه ی تحولی عظیم قرار گرفت و بر آن شدیم تا آثار منحصر به فرد حوزه ی علوم شگفت انگیز را برای مخاطب ایرانی ترجمه و به چاپ برسانیم.مژده می دهیم،بسیاری از کتاب های این حوزه،برای اولین بار از سوی این نشر ترجمه و در دسترس مخاطب ایرانی خواهد گرفت.
از این پس نشر هورمزد به عنوان ناشر حوزه های موفقیت وعلوم شگفت انگیز به کار خود ادامه خواهد داد.
کتابی که اکنون پیش روی شماست،حاصل تلاش شبانه روزی دست اندرکاران نشر در تک تک مراحل انتخاب کتاب،ترجمه،ویرایش،طراحی،چاپ و... می باشد.
ما در نشر هورمزد سعی خواهیم کرد راه زندگی شگفت انگیز را،با در اختیار گذاشتن تمام دانسته های انسان های شگفت انگیز در اختیار شما قرار دهیم.
بی صبرانه چشم به راه پیشنهادات و انتقادات شما هستیم.
info@hoormazd.com
پیشنهادات و انتقادات در رابطه با ویرایش کتاب:
bnashr@ymail.com



مقدمه ناشر

وقتی پای قدرت به میان می آید، گاهی قانون، قانون جنگل می شود، اگر گرگ نباشی، گرگ ها تو را خواهند خورد، این یک اصل نیست، قانونی نانوشته است که گاه خواسته یا ناخواسته جوهره اصلی ارتباطات، به خصوص در وادی سیاست و حکومت داری می شود. البته این بدان معنا نیست که جامعه به جنگل تبدیل می شود و همه گرگی شویم در پوستین میش، اما گاهی باید جهت محافظت از خود و اینکه طعمه فریب دیگران نشویم با این اصول و قوانین آشنا باشیم، چرا که هرچقدر سعی کنیم خوب باشیم همیشه در مسیر با تله هایی مواجه می شویم که برایمان کار گذاشته شده است و ناغافل در آنها گیر خواهیم افتاد. حتی در روابط اجتماعی و گاهی حتی روابط عاطفی پای این قوانین به میان می آید و حرص تسلط بر جامعه، خانواده، عواطف و احساسات دیگران باعث نوعی ناهنجاری و عدم تعادل در روابط ما را به وجود می آورد. رابرت گرین در این کتاب سعی کرده است پرده از بزرگترین فریب های تاریخ بردارد و اصولی را ارائه دهد که گاه سرنوشت یک امپراتوری را دستخوش تغییرات بزرگی کرده است؛ در جای جای کتاب می بینیم که گاهی بزرگترین اتفاقات تاریخ را بزرگترین فریب ها رقم زده اند، و اینجاست که هر خواننده ای انگشت به دهن می ماند و متحیر می شوی که اگر چنان و چنین نشده بود... کتاب ۴۸ قانون قدرت روایتی تاریخی از داستان هایی شگفت انگیز، حول محور قدرت است که بیش از پیش به خواننده خاطرنشان می کند که قوانین ماکیاولی و به نوعی ماکیاولیسم تاریخی بیشتر از هر چیزی بر تاریخ انسانی تاثیر گذاشته است.
با این توضیحات مسلم است که برخی از قوانینی که در این کتاب آمده با ضوابط و اصول اخلاقی ناهمخوان اند، اما نویسنده سعی کرده است مخاطب را با چارچوب اصلی این قوانین آشنا نماید و این به معنای ترویج و توسعه قوانین ذکر شده نیست.
باشد که با در نظر گرفتن همه اصول اخلاقی و انسانی، قدرتمند زندگی کنیم.

فرشاد اخترشناس/۹۴

کتابی که در دست های توست
شاخه ی درختی ست که دیروزها کسی کاشته بود
با هر کتابی که می خوانی
درختی بکار
تا
روزی
هر شاخه اش کتابی باشد
در دست هایی که برای فردا کتابی خواهند داشت.
و نام این درخت را کتاب بگذار





نظرات کاربران درباره کتاب ۴۸ قانون قدرت

ابن چه طرز نمونه گذاشتنه فیدیبیو یا نمونه ها رو کلا برداربن یا درست بزارین منی که میخام از محتویات کتاب سر در بیارم سپاس و تشکر نویسنده که برای نمونه گذاشتین نه فقط برای این کتاب اکثر کتاباوضعش همبن طوریه به چه درد من می خوره?لطفا پاسخگو باشین
در 2 سال پیش توسط rah...983
ترجمه این کتاب افتضاحه. بسیاری از مفاهیم با متن اصلی اختلاف داره...
در 2 سال پیش توسط ami...min
اگرازاین کتاب اگاهی داشتم توسط دوستانم بهم خیانت نمیشدوهمه اموالم ازدستم نمیرفت این دوستان ازاین کتاب بسیار استفاده کردنددقیقاموبه مو.اصلابامن دوست شدند که جاسوسی من بکنند واطلاعات بدست بیارندوازنقاط ضعف روان من وارد شدند. وقتی این کتاب رو مطالعه کردم تازه متوجه شدم که چکاربامن کردند این کتاب مثل اموزش دفاع شخصی بهنگام حمله است استفاده ازان اخلاقی نیست ولی اگر انرا بلد باشیم مدافع خوبی میشویم و ضدحمله کننده خدبی هم میشویم. این تجربه تلخی بود برای من
در 1 سال پیش توسط حسین دیدارپور
کتاب ازین محشر تر هم داریم مگه 😍😍😍😍🤣🤣ترجمشم عالیه نمی دونم چرا میگن بده
در 1 سال پیش توسط محمد فتاحی
کتاب بسیار خواندنی و آموزنده‌ای هستش؛ کاش زودتر باهاش آشنا می‌شدم؛ مثلاً در سنین بیست‌سالگی! پیشنهاد می‌کنم با کد تخفیفِ bahar۹۷ بخریدش (حدود ۱۰ هزار تومن می‌شه)، و تغییرات انقلابی‌ای در زندگی‌تون باهاش ایجاد کنین. ترجمه‌ش هم به نظرم بد نیست؛ فقط پیشنهاد می‌کنم در ویراستِ بعدی کتاب، اندکی در انتخاب کلمات و پسوند و پیشوندها دقت بیش‌تری لحاظ بشه، و استفاده از علائم نگارشی هم بیش‌تر و بهتر. ممنون از خدماتِ فرهنگیِ فیدیبو
در 10 ماه پیش توسط kes...arz
کتاب جالبیه اما از ترجمش راضی نبودم
در 1 سال پیش توسط par...020
ترجمه افتضاحه حیف کتاب به این خوبی ،لطفا ترجمه کتاب رو اصلاح کنین،آقای فرهنگ ۲۴ قانون اول ک رایگان گذاشتین خیلی خوب روان ترجمه کرده
در 10 ماه پیش توسط نیما کاریزما
متاسفم واسه مترجم این کتاب ایشون با این سطح سواد انگلیسی خیلی باید اعتماد بنفس داشته باشن که بخودشون اجازه دادن دست بترجمه بزنن تنها احساس میکنم پولم حروم‌شد
در 1 سال پیش توسط h.s...987
واقعا سخته ترجمه به این مزخرفی. مدتها بود میخواستم این کتاب را و الان هم دارم با بدبختی میخونمش. ولی فاجعه است. مشکل از من نیست چون هفته ای ۲ تا سه تا کتای حسابی میخونم. واقعا بده
در 1 سال پیش توسط حامد موحدیان
من این کتاب رو هم نسخه چاپیش رو خوندم و دارم میخونم و هم این نسخه الکترونیکی که فیدیبو گذاشته. عالیه فیدیبو ممنون. تخفیف یادتون نره.
در 2 سال پیش توسط m.m...012