فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خل‌بازی‌های قندعسل

کتاب خل‌بازی‌های قندعسل

نسخه الکترونیک کتاب خل‌بازی‌های قندعسل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب خل‌بازی‌های قندعسل

پیتر یک لحظه هم از دست برادر پنج‌ساله‌اش، قندعسل آرامش ندارد. او که معلووم نیست بچه است یا زلزله، نقشه‌های زیادی هم توی سرش دارد؛ خیال دارد با شیلا تاب‌من، همام دشمن قسم‌خورده پیتر عروسی کند. این خبر برای خراب کردن تعطیلات تابستان پیتر بس نبود که حالا پدر و مادرش هم تصمیم گرفته‌اند ویلایی درست کنار ویلای شیلا و خانواده‌اش اجاره کنند. پیتر بیچاره مجبور است سه هفته با قندعسل و شیلا سر کند. این مصیبت نیست!؟

ادامه...
  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.84 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خل‌بازی‌های قندعسل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:





۱. حالا آن عروس خوشبخت کی هست؟

ــ پیت، حدس بزن چی شده؟
قندعسل این را ازم پرسید، اما صبر نکرد حدس بزنم. خودش گفت: «فردا عروسی می کنم.»
سرم را از روی کارت های بیسبالم بلند کردم. تازه پنج سالش شده بود! با تعجب ازش پرسیدم: «چه بی خبر؟ انگار خیلی عجله داری؟»
گفت: «نه.»
ــ خب... حالا اون عروس خوشبخت کی هست؟!
ــ شیلا تاب من.
تا اسم شیلا را شنیدم، رو زمین ولو شدم و خودم را به غش زدم و ادای مرده ها را درآوردم. کارم آن قدر طبیعی بود که قندعسل آمد کنارم و تکانم داد و پشت سر هم داد زد: «پیت، پا شو! پیت پاشو!»
با خودم گفتم، این پیت دیگه چیه؟ از وقتی به حرف افتاده به من پی-­تِ گفته!
بعد، گوگوری، خواهرم، که فقط یک سال و نیمش است، دورم رقصید و برام خواند: «پا... پی... پا... پی!»
مامان پیشم آمد و گفت: «پیتر... چی شده؟ خوبی؟»
قندعسل گفت: «تا بهش گفتم دارم عروسی می کنم، غش کرد، افتاد!»
گفتم: «نه. تا گفتی می­خوای با کی عروسی کنی، غش کردم، افتادم.»
ــ مگه با کی می خوای عروسی کنی، قندعسل؟
مامان طوری ازش پرسید که انگار ما جدی جدی حرف عروسی قندعسل را می زدیم!
قندعسل گفت: «با شیلا تاب من!»
گفتم: «اسمش رو نبر که دوباره غش می کنم.»
مامان گفت: «حرف شیلا تاب من شد، یادم افتاد...»
نگذاشتم حرفش را تمام کند، گفتم: «دوباره شروع نکنید که باز غش می کنم!»
مامان گفت: «واقعاً که پیتر؟ شورش رو در آوردی. داری زیاده روی می کنی!»
به شکمم چنگ انداختم و نالیدم، اما مامان بهم توجه نکرد و به حرفش ادامه داد: «تاب من، همون پدر شیلا بود که پیشنهاد داد تو ماین با هم یک ویلا اجاره کنیم.»
قندعسل با آواز خواند: «میم-الف-ی-نون، می­شه ماین.»
مامان نگاهش کرد، اما مکث نکرد و ادامه داد: «این ویلا درست چسبیده به ویلاییه که اون­ها برای تعطیلات شون اجاره کردن.»
گفتم: «نمی دونم در مورد چی حرف می­زنید؟ کدوم ویلا؟ کدوم تعطیلات؟»
ــ یادت می آد تصمیم گرفتیم چند هفته­ی آخر تابستون رو بریم سفر؟
ــ آره... خُب؟
ــ خُب یک ویلا با اجاره ی خیلی مناسب گیرمون اومده.
ــ یعنی آن ها همسایه ی بغل دست ما می شن؟
باورم نمی­شد: «یعنی شیلا تاب من می شه... همسایه بغل دست ما... اون هم برای دو هفته­ی تمام؟»
مامان گفت: «نه، برای سه هفته.»
دوباره خودم را به غش زدم و به پشت، رو زمین افتادم.
قندعسل گفت: «مامان، دیدی دوباره همون کارو کرد!»
مامان گفت: «ولش کن. داره ادا د می آره. خودش رو لوس می کنه.»
قندعسل گفت: «پس مجبور نیستم همین فردا با شیلا عروسی کنم؟ تو ماین هم می تونیم عروسی کنیم.»
مامان گفت: «این طوری خیلی منطقی تره. همین که رسیدیم ماین، زیر درخت ها، یک عروسی خوشگل بگیرید.»
قند عسل گفت: «زیر درخت ها؟»
گوگوری گفت: «دخ...» و یک مشت پُر پاستیل میوه ای پرت کرد طرف من.
و ماجرا این طور آغاز شد.

نظرات کاربران درباره کتاب خل‌بازی‌های قندعسل

برای گروه سنی ۱۰ تا ۱۴سال بسیار جذاب و آموزنده است
در 1 سال پیش توسط زینت شیری
خیلی خوبه
در 3 ماه پیش توسط sab...i81
خیلی خوبه من تازه رفتم تو ۹ سال اما به شدت به این کتاب و مجموعه کتاب های دیگه اش جذب شدم باید بگم واقعا خیلی جذابه البته این ها همش شیطون بازی های عسلیه 😉
در 5 ماه پیش توسط