فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درسهایی از امام

کتاب درسهایی از امام
ره، سیره رسول الله و آرمان‌های انبیا از دیدگاه امام خمینی

نسخه الکترونیک کتاب درسهایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درسهایی از امام

در این مجموعه ابعاد گوناگون شخصیتی رسول الله(ص)، اهداف بعثت آن حضرت و تشکیل حکومت اسلامی از دیدگاه امام خمینی قدس‌سره مورد توجه قرار گرفته است. آرمان‌ها و اهداف انبیاء و نیز انقلاب اسلامی ایران و استقامت و پایداری در راه تحقق آرمان‌ها در رهنمودهای امام خمینی قدس‌سره از مطالب دیگر این کتاب است.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.14 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درسهایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

بسمه تعالی

«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللِه اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ».(۱)
آن که در ملکوت اعلی خداوند و فرشتگانش بر او درود می فرستند و در زمین بدون اقرار و شهادت به رسالتش اسلام و مسلمانی راست نیاید و درهای ملکوت بدون ایمان و عمل به دین مقدسش گشوده نگردد، او حضرت محمد(ص) است همان که خداوند رسالتش را رحمتی برای عالمیان قرار داد و عشق و محبت او به انسانها و تلاش بی حدش برای هدایت و نجات انسانها تا بدانجا رسید که خداوند ارحم الراحمین بر جان پاکش ترحم نموده و او را از به خطر افکندن جان عزیزش بر حذر داشت.
افتخار مسلمان بودن و زیستن با آیین مقدسش و رحلت از این جهان همراه با ایمان به دین او نعمتی است که هیچ چیز را با آن برابر نتوان کرد، چه این که سعادت دنیا و آخرت در گرو عمل به دین وآیین اوست.
گرچه مومنان هیچگاه نام مقدسش را از یاد نمی برند چه این که پیوسته در نماز و نیایش خویش به درگاه خداوند، همگام با شهادت به یگانگی خداوند با شهادت به رسالتش نماز را آغاز، و با سلام بر او نماز را به پایان می برند.
نامگذاری سال ۱۳۸۵ شمسی به نام سال پیامبر اعظم(ص) از سوی رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای، فرصتی مغتنم است تا مومنان با تاملی دوباره در روش و منش آن پیامبر اعظم جان خویش مصفا ساخته و عمل و کردار خود را بر سیره و رفتار آن صاحب خُلق عظیم عرضه نمایند و کژی های اخلاقی و رفتاری خویش راست نمایند. از سوی دیگر این نامگذاری فرصتی دوباره است تا با شناخت بیشتر از مکارم اخلاقی آن پیامبر عظیم الشان و شناسایی عظمت ایشان به جهانیان،گرد و غبار برانگیخته از سوی دشمنان آن حضرت، فرونشیند تا همچنان آفتاب چهره عالمتابش روشنایی بخش راه حق جویان عالم باقی بماند و روز به روز بر خیل پیروان و ره یافتگان به آیین مقدسش افزوده گردد.
مجموعه ای که در پیش رو دارید، کوششی است در راه تحقق این هدف مقدس، چه این که شناخت سیره رسول الله اعظم(ص) از دیدگاه امام خمینی(ره) بزرگمردی که خود پرورش یافته مکتب رسول الله و فرزند آن حضرت و الگویی کامل از اخلاق و رفتار یک مسلمان و مومن واقعی درعصر حاضر است، همان که خود در دفاع از حریم پیامبر اکرم(ص) فتوای ارتداد و قتل سلمان رشدی، اهانت کننده به مقام مقدس آن حضرت را صادر فرمودند، یکی از بهترین راه های آگاهی از ابعاد شخصیتی پیامبر اعظم(ص) است.
در این مجموعه ابعاد گوناگون شخصیتی رسول الله(ص)، اهداف بعثت آن حضرت و تشکیل حکومت اسلامی از دیدگاه امام خمینی قدس سره مورد توجه قرار گرفته است. آرمان ها و اهداف انبیاء و نیز انقلاب اسلامی ایران و استقامت و پایداری در راه تحقق آرمان ها در رهنمودهای امام خمینی قدس سره از مطالب دیگر این کتاب است.
در اینجا بر خود لازم می دانم از معاونت محترم پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج سید محمد جواد موسوی هوایی که مشوق اینجانب در تنظیم و انتشار این مجموعه بوده اند تشکر و قدردانی نمایم.

ملاحظات:

۱. مطالب این کتاب از صحیفه امام(ره) (۲۲ جلدی) چاپ اول، سال ۱۳۷۸، برگزیده شده است.
۲. عناوین مطالب این کتاب یا عیناً از فرمایشات امام خمینی(ره) می باشد و یا برگرفته از محتوای کلام ایشان می باشد.
۳. از همکاری موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در صدور مجوز برای این کتاب تشکر و قدردانی می گردد.

رسول سعادتمند

فصل اول: سیره رسول اللّه(ص)

ولادت پیامبر (ص) مبدا برکات

ولادت ها مختلف است: یک تولدی است که مبدا خیرات است، مبدا برکات است، مبدا کوبیدن ظالم است، مبدا خاموش شدن آن بتکده ها و آتشکده هاست، مثل ولادت رسول اکرم که گفته شده است که «آتشکده پارس» خاموش شد و کنگره های طاق کسری ریخته شد حالا ریخته شدن و خاموش شدنش با تاریخ، گفته شده لکن مطالب این است که دو قوه بوده است آن وقت که یکی قوه حکومت جائر بوده است؛ و یکی هم قوای روحانی آتش پرست؛ و به آمدن رسول اکرم [این دو قوه شکست]؛ تولد ایشان مبدا شکست این دو قوه است. یکی طاق کسری که کنگره هایش، کنگره های ظالمانه اش ریخت. این که می گویند «انوشیروان عادل» این از اساطیر است! یک مرد ظالم سفاکی بوده است، منتها شاید پیش سلاطین دیگر وقتی گذاشتند، به او گفتند عادل! والّا کجایش انوشیروان عادل بوده است؟! به تولد رسول اکرم، این پایه ها؛ یعنی مبدا ریختن پایه های ظلم و خاموش شدن آتشهای دوگانه پرستی و شرک و آتش پرستی [فرو ریخت]؛ آن دو قوه ای که در آن وقت بوده است، با آمدن ایشان هر دو مبدا شکست، این دو اصل؛ یعنی توحید، در عالم به واسطه رسول اکرم توحید بسط پیدا کرد و ان شاءالله می کند. و نبوت اصلاً آمده است، نبی اصلش مبعوث است برای این که قدرتمندهایی که به مردم ظلم می کنند پایه های ظلم آنها را بشکند؛ و این کنگره های ظلم که به زحمت این بیچاره ها، به خون دل این بیچاره ها، به استثمار گرفتن این مردم ضعیف، این پایه های قصر بالا رفته و کنگره هایش کنگره هایی بوده است که [پایه های ظلم] بوده است، آمدن پیغمبر اکرم برای شکستن این کنگره ها و فرو ریختن این پایه های ظلم بوده است؛ و از آن طرف، چون بسط توحید است، این جاهایی که مبدا ستایش غیر خدا بود و آتش پرستی بوده است، آنها را منهدم کرده است و آتشها را خاموش کرده است.(۲)

پیامبر اسلام، اشرف موجودات و اکمل انسانها

برکت وجود رسول اکرم برکتی است که در سرتاسر عالم از اول خلق تا آخر یک همچو موجود بابرکت نیامده است و نخواهد آمد. اشرف موجودات و اکمل انسانها و بزرگتر مربی بشر؛ این وجود مبارک است. و مبیّن احکام اسلام و ایده های رسول اکرم، ذریه مطهر ایشان و خصوص حضرت جعفر بن محمد صادق هستند.(۳)

بعثت رسول اکرم بزرگترین حادثه تاریخ بشریت

زمانها خودشان هیچ مزیتی ندارند بعضی بر بعض؛ زمان یک موجود ساری متحرک است، متعین و هیچ فرق ما بین قطعه ای با قطعه ای دیگر نیست. شرافت زمانها یا نحوست زمانها به واسطه قضایایی است که در آنها واقع می شود. اگر شرافت زمان به واسطه حادثه ای است که در آن زمان واقع می شود، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر؛ «من الازل الی الابد»، روزی شریفتر از آن نیست؛ برای این که حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است؛ بعثت انبیای بزرگ، انبیای اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثه ای بزرگتر از بعثت رسول اکرم نشده است و تصور هم ندارد که بشود؛ زیرا که، بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثه ای بزرگتر از بعثت او هم نیست؛ بعثتی که بعثت «رسول ختمی» است و بزرگترین شخصیتهای عالم امکان و بزرگترین قوانین الهی. و این حادثه در یک همچو روزی اتفاق افتاده است و این روز را بزرگ کرده است و شریف. و همچو روزی ما دیگر در ازل و ابد نداریم و نخواهیم داشت. لهذا، این روز را بر همه مسلمین و بر همه مستضعفین جهان تبریک عرض می کنم.(۴)

فهم صحیح اسلام توسط انسان کامل

از اسلام و بعثت رسول اکرم برداشتهای مختلفی است به حسب آن چیزهایی که در برداشت کننده موجود است. انسانها مختلفند در دید خودشان و به واسطه اختلاف در دید، اختلاف در برداشتها هم می شود. برداشت از رسول اکرم به حسب دیدهای مختلفی که در جهان بوده و هست و خواهد بود مختلف است و برداشت از انسان هم به حسب اختلاف نظرها و اختلاف دیدها مختلف است و برداشت از قرآن هم به حسب همین اختلاف مختلف است و برداشت از احکام اسلام هم و اسلام هم مختلف. هر دیدی محدود به حدود آن کسی است که آن دید را دارد. انسان یک موجودی است محدود؛ لکن قابل حرکت الی غیرمتناهی [است]. و دید انسانِ موجود محدود است، مگر آن که دید انسانِ غیرمتناهی باشد. انسان غیرمتناهی در کمال، غیرمتناهی در جلال و جمال، دید غیرمتناهی دارد و آن می تواند از اسلام و از انسان و از بعثت و از رسول اکرم و از عالم، برداشت صحیح بکند. از انسان بزرگ که گذشت، از انسان کامل که گذشت، تمام دیدهایی که در بشر هست، در انسانها هست، همه محدود است و برداشت صحیح نه از اسلام و نه از قرآن و نه از بعثت و نه از رسول اکرم و نه از انسان به طوری که هست می توانند برداشت کنند. محدود نمی تواند غیر محدود را در حیطه بیاورد، مگر خودش هم غیر محدود [بشود]. انسانِ کامل غیر محدود، انسان کاملی که در همه صفات غیر محدود است و ظلّ ذات اقدس الهی است، این می تواند از اسلام آنطور که هست برداشت کند و از انسان آنطور که هست و از بعثت آنطور که هست و از قرآن آنطور که هست و از عالم آنطور که هست. دیگران به حسب مراتب وجودشان، به حسب مراتب کمالشان برداشتهایی دارند، لکن محدود است. باید خودشان سیر بکنند و مراتب کمال را یکی پس از دیگری به آن برسند و به اندازه کمالی که پیدا می کنند از این حقایق و مِن جمله بعثت برداشت - به حسب آن مقدار از کمال که دارند - بکنند. رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - انسان کاملی است که در راس مخروطه این عالَم واقع است. ذات مقدس حق تعالی که غیب است و در عین حال ظاهر است، مستجمع همه کمال به طور غیر متناهی است، در رسول اکرم متجلی است به تمام اسما و صفات و در قرآن متجلی است به تمام اسما و صفات.
و روز بعثت روزی است که خدای تبارک و تعالی، موجود کاملی که از او کاملتر نیست و نمی شود باشد مامور کرد که تکمیل کند موجودات را، انسانها را که ابتدائاً یک موجود ضعیف ناقص هست، لکن قابل این است که ترقی کند، انسان را مترقی کند. ابعاد انسان، ابعاد همه عالم است و اسلام برای تربیت انسان در همه ابعاد است. برداشتهای مختلفی که از اسلام شده است به حسب نظرهای مختلفی که صاحب نظرها داشتند و بینشی که داشتند، بسیار اختلاف هست و هیچ کدامش نرسیده است به حدی که اسلام را بشناسد یا انسان را بشناسد یا رسول اکرم را بشناسد یا عالم را بشناسد، همه شان در یک سطح محدود هستند. چه بسا اشخاصی که خیال می کنند که پیغمبر اکرم که آمده است، یا سایر انبیایی که خدای تبارک و تعالی فرستاده است، برای این است که مردم را از این ظلمها و بی عدالتیها و امثال این نجات بدهد و ماموریت همین است که عدالت ایجاد کند در اجتماع و در افراد و ماموریت به همین قدر بیشتر نیست. چه بسا اشخاصی که اقتصاد را یک مسئله با اهمیتی تلقی می کنند، ماموریت انبیا را محدود به این بکند، که اینها آمده اند مردم را به یک شکم سیر و یک زندگی رفاه برسانند و همین است ماموریت انبیا. و چه بسا اشخاصی که به حسب دید عرفانی که دارند، بعثت انبیا را محدود می کنند به این که برای بسط معارف الهی است و غیر از این بعثت چیزی نیست. و همین طور فلاسفه یک طور فکر می کنند. فقهای اسلام،... ملتها یک طور فکر می کنند، روشنفکرها یک طور فکر می کنند و مومنین هم هر کدام به یک نحو فکری دارند و همه قاصرند از رسیدن به آنچه که هست. این روایتی که وارد شده است: من عرف نفسه فقد عرف ربه(۵)، این به ما می فهماند که انسان آنطور موجودی است که اگر شناخته بشود، شناسایی خدا با این است؛ نسبت به هیچ موجودی این مطلب صادق نیست. ربّ انسان را کسی نمی تواند بشناسد الّا این که خودش را بشناسد و خودشناسایی که دنبالش خداشناسی است حاصل نمی شود مگر برای کل اولیای خدا. و گمان نباید بشود که اسلام آمده است برای این که، این دنیا را اداره بکند، یا آمده است فقط برای این که مردم را متوجه به آخرت بکند، یا آمده است که مردم را آشنای به معارف الهیه بکند. محدود کردن، هر چه باشد خلاف واقعیت است. انسان غیرمحدود است و مربی انسان غیرمحدود است و نسخه تربیت انسان که قرآن است غیرمحدود است؛ نه محدود به عالم طبیعت و ماده است، نه محدود به عالم غیب است، نه محدود به عالم تجرد است، همه چیز است.(۶)

اسرار میلاد و بعثت پیامبر اکرم

این ولادت که دنبالش برکات پی در پی بود و منتهی شد به بعثت و نزول وحی از جانب خدای تبارک و تعالی بر قلب مبارک آن سرور، ابعادش برای بشر تاکنون معلوم نشده است. آن که قرآن کریم دنبالش بوده است حتی برای متعمقان آخر الزمان هم به آن طوری که باید کشف نشده است و همین مقداری که معلوم شده است و کشف شده است، وقتی که ملاحظه کنید با قبل از اسلام و معارف قبل از اسلام و فلسفه قبل از اسلام و عدالتهای اجتماعی قبل الاسلام می بینید که همین مقدار هم یک تحول عظیمی در دنیا پیش آورده است که سابقه نداشته است و لاحقه هم ندارد. در سیر عرفانی، شما ملاحظه بفرمایید که قبل از اسلام چی بوده است و بعد از اسلام و با تعلیمات اسلام مقدس و قرآن کریم چه شده است.
اشخاصی که قبل از اسلام بودند در عین حالی که اشخاص بزرگی بودند مثل ارسطو(۷) و امثال او، مع ذلک وقتی کتابهای آنها را ما ملاحظه می کنیم بویی از آن چیزی که در قرآن کریم است در آنها نیست. همین آیاتی که در روایات ما وارد شده است که برای متعمقین آخرالزمان وارد شده است، مثل سوره «توحید» و شش آیه از سوره «حدید(۸)»، گمان ندارم که واقعیتش برای بشر تا الآن و تا بعدها بشود آن طوری که باید باشد، کشف بشود. البته مسائل در این باب خیلی گفته شده است، تحقیقات، تحقیقات بسیار ارزنده هم بسیار شده است، لکن افق قرآن بالاتر از این مسائل است. همین آیه شریفه «هُوَ الْاَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ»(۹) انسان خیال می کند که خوب، اول خلق، الله است و آخر هم همان است، و عرض می کنم که ظاهر هم به حسب آثارش است و باطن هم به حسب اسمائش. لکن اصلاً این مسئله این نیست که ما می فهمیم و فهمیده اند، مسائل بیش از این مسائل است. «هو الظاهر» اصل ظهور را به غیر خودش می خواهد نفی کند از غیر خودش، ظهور مال اوست. واقع مطلب همین است، منتها فهم این معنا که ظهور، ظهور اوست و عالم و تمام هستی ظهور اوست، فهم این مشکل است. وَهُوَ مَعَکمْ(۱۰) که در همین آیات وارد شده است، «معکم» یعنی همراه ماست، او اینجاست و ما اینجا. این معیت، مثلاً فلاسفه «معیّت قیومیّه» می گویند، قیّومیّه ولی مسئله را حل می کند؟ مثل معیّت علت و معلول است؟ مثل معیّت جلوه و ذی جلوه است؟ مسائل این نیست. متعمقین آخرالزمان هم به اندازه عمق ادراکشان بهتر از دیگران فهمیده اند، والّا حد قرآن آن است که انما یعرف القرآن من خوطب به.(۱۱) این «یعرف القرآن من خوطب به» این نحو آیات است و الّا بعضی آیاتی که مربوط به احکام ظاهریه است و مربوط به نصایح است که همه می فهمند. آنی که «لا یعرفه الّا من خوطب به» یعنی خود رسول اکرم، یعنی واسطه هم نمی تواند بفهمد، جبرئیل هم نتوانسته است. جبرئیل امین هم یک واسطه ای بوده است که خوانده است بر حضرت، این آیاتی که از غیب بر او وارد شده است، و مامور شده است که برساند، اما آن هم «من خوطب به» نیست. «من خوطب به» فقط خود رسول اکرم است، و دیگران هم که به واسطه آن نوری که از حضرت رسول صلَّی الله علیه و آله - در قلب - آن تعلیم نورانی که از قلب او به قلب خواص او بوده است، به واسطه او فهمیده اند. و اما دست امثال ما و بشر عادی کوتاه است از این که واقعاً بداند که «هو معکم» یعنی چه، چه معیّتی است این؟ «و هو نور السموات والارض»، «اللهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْاَرْضِ»(۱۲) این چی است؟ «نورالسموات» چی است؟ چطور «نور سموات» است؟ و لهذا «منور السموات» گفته اند و هیچ ربطی به آیه ندارد. تحول معنوی و تحول عرفانی که به واسطه قرآن پیدا شده است فوق همه مسائل است. و بشر، هر کس از یک بُعد به قرآن نگاه کرده است، و بعضی بُعد ظاهرش را، بُعد مسائل اجتماعی را، بُعد مسائل سیاسی را، بُعد مسائل فلسفی، بُعد مسائل عرفانی. لکن آن بُعد حقیقی که بین عاشق و معشوق است، آن سرّی که بین خدا و پیغمبر اکرم است، آن یک مطلبی نیست که ماها بتوانیم بفهمیم چی است قصه.
آن که از حضرت باقر - سلام الله علیه - نقل شده است که فرموده است که من از «صمد»، تمام احکام و شرایع را، تمام حقایق را از «صمد» می توانم نشر کنم،(۱۳) مسئله هست این. البته ما هم از «صمد» می توانیم اصول معارف را بفهمیم، لکن او زاید بر این مسائل می گوید. در هر صورت کمال تاسف است برای انسانها که نمی خواهند بدانند، در راه دانستن نیفتاده اند، در راه معرفت کتاب خدا قدم بر نداشته اند، ارتباط با مبدا وحی برقرار نکردند که از مبدا وحی تفسیر بشود برایشان. آن ارتباط فقط بین رسول خدا و خدا بود و به تبع او هم بین خواصی که بوده اند. مسائل فلسفی هم همین طور، مسائل فلسفی هم وقتی شما فلسفه ارسطو که شاید بهترین فلسفه ها قبل از اسلام باشد، ملاحظه کنید می بینید که فلسفه ارسطو با فلسفه ای که بعد از اسلام پیدا شده است فاصله اش زمین تا آسمان است در عین حالی که بسیار ارزشمند است در عین حالی که شیخ الرئیس راجع به منطق ارسطو می گوید که تاکنون کسی نتوانسته در او خدشه ای بکند یا اضافه ای بکند، در عین حال فلسفه را وقتی که ملاحظه می کنیم فلسفه اسلامی با آن فلسفه قبل از اسلام زمین تا آسمان فرق دارد.
و راجع به امور اخلاقی، راجع به امور تربیتی، راجع به و بالاخره قرآن وارد شده است برای انسان به جمیع شئونی که انسان دارد، برای تربیت انسان به جمیع ابعادی که انسان دارد، و ابعاد انسان، ابعاد غیر متناهی است. برای همه وارد شده است، برای همه چیز و یک سفره ای است که پهن شده است برای بشر که هر کس می تواند از آن سفره به مقدار استعداد خودش استفاده کند. و مع الاسف استفاده کم شده است، و باید عرض کنم که انبیا از آدم تا خاتم به آن مقصدی که داشتند نرسیدند، در عین حالی که هر چه کمال در دنیا هست از آنهاست، مع ذلک به آن مقصدی که آنها داشتند نرسیدند.(۱۴)

نظرات کاربران درباره کتاب درسهایی از امام