فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بازاریابی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بازاریابی و زندگی با مدیریت

کتاب بازاریابی و زندگی با مدیریت

نسخه الکترونیک کتاب بازاریابی و زندگی با مدیریت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب بازاریابی و زندگی با مدیریت

در موفقیت یک سازمان تمام افراد نقش دارند. اما نقش مدیران ارشد به‌عنوان متولیان فرهنگ سازمان از سایرین آشکارتر و مهمتر است. مدیران ارشد وظیفه‌ی بسیار خطیر ایجاد و بسط نگرش سیستمی و یکپارچگی را بر عهده دارند. اما گاهی مدیران ارشد به‌جای ایفای نقش مدیریت، رهبری و یکپارچه‌سازی، بد عمل کرده و به نامدیران تبدیل می‌شوند. اینان با رابطه و حکم، پست جایگاه مدیریت ارشد را اشغال کرده‌اند، اما با رفتار و کردار، "نامدیر" هستند. آدایسز در کتاب ‌‌"‌چگونه بحران سوء مدیریت‌ را حل کنیم"، نا‌مدیران را کسانی می‌داند که منحصراً بر یک نقش متمرکزند و برای سایر نقشها اهمیت کمی قائلند.‌

ادامه...

بخشی از کتاب بازاریابی و زندگی با مدیریت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

زندگی و حرفه ی من بازاریابی است و این کتاب تنها بخشی از زندگی و حرفه ی مرا ترسیم می کند. بازاریابی یک شغل نیست، یک حرفه نیست، برای آنکه بازاریاب خوبی شوید، ضروری است با آن زندگی کنید، راه بروید، قدم بزنید، بخوابید، بخورید، تفریح کنید، کار کنید، همواره به فکر بازاریابی باشید در سفر و حضر.
کتاب "دل گفته ها و دل نوشته های معلم بازاریابی"، ۱۳۸۸

بازاریابی، زندگی و حرفه ی من است، و مدیریت چتر فعالیتهایم؛ چراکه باور دارم "سازمان" و "مدیریت"، بزرگترین اختراع بشریت است. پرتاب فضاپیماها در اعماق کهکشانها، شناوری اقیانوس پیماها در ژرفای دریاها و اقیانوسها، اکتشاف قاره ها و سرزمینهای تازه، اختراع و تولید داروهای معجزه آسا و زندگی آفرین، همگی را مرهون تاسیس سازمانها و "مدیریت" هستیم. از این رو، این کتابم را با عنوان "بازاریابی و زندگی با مدیریت" نامیدم.
پیش از این، از مجموعه ی "بازاریابی و زندگی"، دو عنوان کتاب منتشر شده و این سومین کتاب از آن مجموعه است بشرح زیر:
۱. بازاریابی و زندگی با ورزش
۲. بازاریابی و زندگی با فروش
۳. بازاریابی و زندگی با مدیریت

همه ی آنچه در این کتاب - بازاریابی و زندگی با مدیریت - و دو عنوان کتاب دیگرم آمد، قبلاً در وبلاگم به نشانی www.dargi.ir قرار گرفته بود و اکنون با تدوینی تازه تقدیم شما خواننده ی گرامی و علاقه مند است.

ساختار کتاب بازاریابی و زندگی با مدیریت

"بازاریابی و زندگی با مدیریت" حاوی سه فصل است:
فصل اول: اندیشه ها و بینشهای مدیریتی
فصل دوم: راهکارها و تدابیر مدیریتی
فصل سوم: تستها و ابزارهای مدیریتی

فصل اول: اندیشه ها و بینشهای مدیریتی

نخستین عنوان این فصل را با الهام از لقمان حکیم آغاز کردم که گفت: ادب از که آموختی، از بی ادبان. من نیز اقتباس کردم و نوشتم: "مدیریت از که آموختی، از نامدیران."
"۱۶ سبک نامدیران" را با نگرش بازار ایران تدوین کردم که می تواند آینه ای باشد پیش روی مدیران تا با آگاهی از آن، روش و رویه ای دیگر در پیش گیرند.
"اداره ی سازمان با دو مدیرعامل"، دومین عنوان این فصل است. دنیای مدیریت امروز تغییر و تحولات شگرفی به خود دیده است از جمله مدیریت سازمان با دو مدیرعامل. این عنوان نقض غرض است برای ضرب المثل رایج فارسی که همواره شنیده ایم: ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. جالبتر آنکه سازمانهای کنونی و پیشرو، اکنون دارای سه مدیرعامل هستند. چنین نگاهی به مدیریت سبب خواهد شد در آینده نیز سازمانهای ایرانی، نگرش خود را از "تک مدیرعاملی"، ارتقا بخشند.
در فصل نخست، برخی از چارچوبهای ذهنی و حتی پارادایمهای پیشین شکسته خواهد شد و درمی یابیم که "سِمتهای سازمانی" تغییر یافته و مدیران باید "پهنای باند فکری" خود را روزبه روز گسترده تر سازند. بخشی از این "سمتهای سازمانی" برای مدیر عبارت است از: ۱) رهبر اندیشه ها، ۲) معمار کسب وکار، ۳) دیده بان کسب وکار، ۴) دانشمند داده ها، و ۵) مدیریت تجربه ی مشتری .
شاه بیت نهایی این فصل، "اشتراک گذاری" است. باور راسخی دارم که عصر کنونی را باید عصر "اشتراک گذاری" نامید. دنیای امروز، دنیای "اشتراک گذاری" است. به طور حتم و یقین، سازمانهای بالنده ی امروز یک رمز حیاتی و معجزه آفرین دارند و آن "اشتراک گذاری" افکار، اندیشه ها، رفتارها، و حتی شکستها، خطاها، و کاستیها است. سازمانی مزیت رقابتی دارد که تمامی پیکره ی سازمان در حال "تعامل" بویژه "اشتراک گذاری" است. تشریح این نکته را در صفحات ۲۰۱ تا ۲۰۷ بخوانید.

فصل دوم: راهکارها و تدابیر مدیریتی

"راههای از بین بردن سندرم عجله نکنید"، آغازین عنوان این فصل است. اگر علاقه مندید درباره ی سندرم های سازمانی بیشتر بدانید، پیشنهاد می کنم به دو عنوان زیر مراجعه کنید:
۱- مراقب سندرم آپولو در استخدام کارکنانتان باشید، کتاب دل نکته های معلم بازاریابی، صفحه ی ۱۲۵ تا ۱۳۰
۲- سندرم های اختلالات سازمانی، کتاب چهل گفتار پیرامون مدیریت و رهبری در کسب وکار، فصل دوم، صفحات ۴۹ تا ۶۹

سایر موضوعات متنوع فصل دوم این کتاب - بازاریابی و زندگی با مدیریت -عبارتند از: چگونه با حجم بالای کار کنار بیاییم و خدماتی شایسته تر ارائه کنیم، نشانه های مدیریت ذره بینی و راهکارهای مقابله با آن، عذر کارمندان ناکارآمد را بخواهید و...
"مدیریت اخلاق سازمانی، قطب نمای اخلاقی مدیران"، آخرین عنوان این فصل است. چنین دیدگاهی باعث خواهد شد که فارغ از اندیشه ها و بینشهای مدیریتی که در فصل اول خواندید، و یا "راهکارها و تدبیرهای مدیریتی" که در همین فصل می خوانید، "قطب نمای" خودتان را به کار اندازید. قطب نمای اخلاقی مدیران منشوری است که هم "شتاب سازمان" و هم "دقت در مسیریابی" سازمان را بر عهده دارد.
مدیران که در تلاطم و آشفتگی بازارها و تغییر و تحولات جهانی، وظیفه ی سکانداری را بر عهده دارند، بدون این "قطب نمای اخلاقی" راه به جایی نخواهند برد.

فصل سوم: تستها و ابزارهای مدیریتی

در این فصل، شما به عنوان مدیر، با مجموعه ای از پرسشنامه ها و تستها روبه روئید. کافی است برای ارزیابی خود، این پرسشنامه ها و تستها را تکمیل کنید. خوشبختانه هم نمره گذاری آن، و هم تفسیر آن نیز در اختیارتان است.
پیشنهاد می کنم پس از به دست آوردن نمره و تفسیری که خودتان بر مبنای "راهنمای تفسیر پرسشنامه" در اختیارتان است، حتماً به فصل اول و دوم مراجعه کنید. قطعاً این بار با داشتن یک ارزیابی از خودتان، برای کسب آگاهی و بینش مدیریتی ولع بیشتری خواهید داشت. به علاوه، با مطالعه ی فصل دوم درمی یابید که بهتر است با "نگاه گسترده تر" از این تدابیر و راهکارها استفاده کنید.
با وجود آنچه گفته شد، می توانید هر کجای کتاب را که علاقه مندید، بگشایید و آن را بخوانید. اما اگر تا حدودی به فصل بندیها و تقدم و تاخر مطالب آن پایبند باشید، درمی یابید که شما به عنوان شخص مدیر، می توانید با " گشاده دستی" و انعطاف پذیری بالا، مجموعه ی اندیشه ها، راهکارها، و تدابیر و اقدامات تان را در سراسر سازمان پویای خودتان به کار اندازید و نتیجه ی مطلوب به دست آورید؛ این سودای شما و نیک اندیشانی است که آرزومند تعالی سازمانهای ایرانی هستند.

لازم می بینم از همراهان عزیزم که همیشه یار و یاور من در انجام وظایف خدمت رسانی به اهالی باپتانسیل بازاریابی ایران بوده اند، صمیمانه تشکر کنم.
مرتضی امیرعباسی زحمات ارزشمندی را در نظم بخشی به این کتاب متحمل شدند، ضمن آنکه محمدرضا حسن زاده جوانیان هم کمکهای شایانی کردند.
احمد آخوندی، مدیر توانای انتشارات بازاریابی، و محسن جاویدموید، سردبیر دانای مجله ی "توسعه مهندسی بازار" نیز در ساماندهی مطالب و ویراستاری این کتاب تلاشهای ارزنده ای داشتند.
از تمام این عزیزان و سایر همراهان خوبم در گروه TMBA که هر یک ستاره ای درخشان و گوهری گرانبها هستند، صمیمانه تشکر می کنم.
آرزومندم با مطالعه ی کتاب "بازاریابی و زندگی با مدیریت"، نگاه نقادانه پرورش یابد و با اظهارنظرهای خود و ارسال آن، نگاهی نو به "بازاریابی و زندگی با مدیریت" پدید آید و شاهد سازمانهای پرتوان در عرصه های گوناگون کشورمان باشیم.

لطفاً از طرق زیر دستورات و نظرات ارزشمندتان را به ما برسانید:
  • سایت شخصی پرویز درگی: www.Dargi.ir
  • نشانی اینترنتی: Info@TMBA.ir
  • سایت انتشارات بازاریابی: www.Marketingpublisher.ir
  • نشانی اینترنتی: Info@Marketingpublisher.ir
  • نشانی انتشارات بازاریابی: تهران خیابان آزادی (شرق به غرب)، بعد از خوش شمالی، کوچه نمایندگی، پلاک ۱، واحد ۱۰
  • با شماره ی تلفکس: ۶۶۴۳۱۴۶۱(۰۲۱)
  • با شماره ی تلفنهای: ۶۶۴۲۳۶۶۷ (۰۲۱) و ۶۶۴۳۴۰۵۵(۰۲۱)
  • با شماره ی تلفن همراه شخصی ام: ۱۹۹۴۲۸۱-۰۹۱۲
گر بخواهید در این یک دم عمر
نیک جویای حقایق باشید

و به چشم همه نیکان جهان
بس برازنده و لایق باشید

هدفی ناب بیابید و در راه وصال
عالم عامل عاشق باشید

سبز باشید
پرویز درگی


فصل اول: اندیشه ها و بینشهای مدیریتی

۱۶ سبک نامدیران

در موفقیت یک سازمان تمام افراد نقش دارند. اما نقش مدیران ارشد به عنوان متولیان فرهنگ سازمان از سایرین آشکارتر و مهمتر است.
مدیران ارشد وظیفه ی بسیار خطیر ایجاد و بسط نگرش سیستمی و یکپارچگی را بر عهده دارند. اما گاهی مدیران ارشد به جای ایفای نقش مدیریت، رهبری و یکپارچه سازی، بد عمل کرده و به نامدیران تبدیل می شوند. اینان با رابطه و حکم، پست جایگاه مدیریت ارشد را اشغال کرده اند، اما با رفتار و کردار، "نامدیر" هستند.
آدایسز در کتاب " چگونه بحران سوء مدیریت را حل کنیم"، نا مدیران را کسانی می داند که منحصراً بر یک نقش متمرکزند و برای سایر نقشها اهمیت کمی قائلند.
آدایسز چهار سبک سوء مدیریت را به شرح زیر توضیح می دهد:
  • یکه بزن: آنها تمرکز صرف و کامل شان بر تولید است و بیشتر وقتشان در محیط کار سپری می شود. از اول صبح تا آخر شب کار می کنند و کار می کنند و کار می کنند. آنها انسانهایی منظم و منضبط هستند که از کسب وکار فقط کارش را درک کرده اند. اینان تیپهای حرکتی استرس زای آموزش ندیده هستند.
  • بروکرات: اینها انسانهایی منظم و منضبط هستند که صرفاً بر اداره کردن سازمان و رسمیت بخشیدن به آن تاکید دارند. ایشان خیلی بر تئوریهای مدیریت تمرکز دارند. ضابطه در نزد ایشان ارجحیت دارد. از افراد بله قربان گو بیشتر خوششان می آید. تیپ حرکتی و تا حدی ذهنی هستند که می خواهند دستورات ایشان بی چون وچرا در داخل چارچوب تعریف شده اجرا شود، شکل انجام کار و ترتیب امور در نزد ایشان بر کسب نتایج ارجحیت بیشتری دارد.



  • آتش افروز: این افراد به قدری نوآور هستند که هیچ وقت کاری را تمام نمی کنند. آنها ایجاد یک ایده و فکر جدید را، به کار کردن برای اجرای یک فکر قدیمی ترجیح می دهند. به تنهایی فکر می کنند و قاطع فرمان می دهند. اینان تیپهای حرکتی دیکتاتور هستند.
  • صلح جوهای بی خطر: این افراد تمرکز زیادی بر یکپارچه سازی افراد دارند. آنها می خواهند تمام افراد راضی باشند و نمی خواهند کسی را دلخور یا تنبیه کنند. در نتیجه جدیت لازم در برخورد با افراد ناشایست را نشان نمی دهند. اینان تیپهای حرکتی و تا حد زیادی احساسی هستند.

* نتیجه گیری تا اینجا:

همان طور که از مطالب فوق برمی آید (که من آنها را باتوجه به تجربه ی مشاوره و مدیریت بنگاههای اقتصادی بسط دادم)، آدایسز طبقه بندی نامدیران را با عنایت به بنگاههای اقتصادی با تفکر مدیریت بخش خصوصی طبقه بندی کرده است، اما در کشور ما که بیشتر اقتصاد دولتی و شبه دولتی است و در کنار آن بخش خصوصی هم فعالیت می کند، تمایل دارم به طبقه بندی دیگری که خودم به آن رسیده ام و می تواند در کنار طبقه بندی آدایسز مورد توجه قرار گیرد، دقت کنید.

طبقه بندی نامدیران با نگرش بازار ایران

در این طبقه بندی، نامدیران اشغال کننده ی پست مدیریت ارشد را در چهار گروه معرفی می کنم.

الف) مدیریت رابطه ای نابجا:

این قبیل مدیران بیشتر در سازمانهای دولتی و شبه دولتی مشاهده می شوند ( البته در بخش خصوصی هم ممکن است پس از بزرگ شدن بیش از حد سازمان، وجود داشته باشند.) مدیرانی که با داشتن روابط قوی به پستهای مدیریتی رسیده اند، ولی متاسفانه از قابلیتها و شایستگیهای لازم برخوردار نیستند.
لازم به ذکر است در سازمانهای دولتی و شبه دولتی هم مدیران عاشق، شیفته، قابل و شایسته ی زیادی یافت می شوند، اما اشاره ی من در اینجا به نقش مالکیت در بخش خصوصی است که طبعاً سبب می شود سهامداران و مالکان به جهت منا فع خودشان در انتخاب مدیران دقت بیشتری داشته باشند و از نگه داشتن مدیران نالایق خودداری می کنند.

ب) مدیریت خویش فرما:

بعضی از نامدیران، بنیانگذاران و کارآفرینانی هستند که سازمان را خودشان ایجاد کرده اند. آنها در مقام کارآفرین، موفق عمل کرده اند، اما چون پس از بزرگ شدن سازمان صرفاً با تکیه بر قابلیتهای فردی نمی توان سازمان را اداره کرد و اداره ی منابع انسانی و سایر منابع سازمانی نیازمند به کارگیری اصول صحیح مدیریت نظیر برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری، نظارت و کنترل و ایجاد هماهنگی است، در این مقطع داشتن صلاحیت اهمیت خو د را نشان می دهد.
متاسفانه بسیاری از کارآفرینان و بنیانگذاران تصور می کنند چون سازمان متعلق به خودشان است، پس حتماً خودشان هم باید مدیر ارشد باشند. غافل از آنکه مالکیت و مدیریت لزوماً از یک همبستگی و یکپارچگی برخوردار نیستند. و چه بسا، شایسته است مالکان با صلاحیت بنیانگذاری و سهامداری، برای اداره ی مناسب سازمان از مدیران لایق و شایسته و مشاوران اصلح استفاده کنند.

پ) مدیریت پسر بابا

بیشترین ضایعه و نابسامانی را در مدیریت بخش خصوصی در این قسمت می بینیم. بسیار شاهد بوده ام پسران (یا دختران ) بنیانگذار و مالک سازمان صرفاً به جهت اینکه فرزند صاحب سازمان هستند، خودشان را شایسته ی مدیریت ارشد سازمان می دانند.
ایشان بدون اینکه خاک صنعت و خاک بازار را خورده باشند با داشتن مدرک دانشگاهی یا حتی بدون مدرک، خودشان را در مسند امور می نشانند و با دستورات ناپخته ی خودشان، سازمان را با سرعت به سمت سراشیبی هدایت می کنند و بسیاری از آنها مدیران میانی وفادار به سازمان را که در مراحل تکوین و تحول سازمان، همراه کارآفرین بوده اند، نادیده می گیرند. غافل از اینکه، این مدیران میانی با تمام وجود به سازمان خدمت کرده اند، ولی متاسفانه به راحتی کنار گذاشته می شوند.
***
مدیریت پسر بابا بدون اینکه خاک صنعت و خاک بازار را خورده باشند با داشتن مدرک دانشگاهی یا حتی بدون مدرک، خودشان را در مسند امور می نشانند و با دستورات ناپخته ی خودشان، سازمان را با سرعت به سمت سراشیبی هدایت می کنند
***
باز هم تاکید می کنم منظور من در این نوشته نامدیران است و برای پسران یا دختران شایسته ای که با کسب سواد و صلاحیت لازم و کسب تجربه در مراحل مختلف، با شایستگی اداره ی سازمان والدین خویش را بر عهده می گیرند و منشا تحولات مثبت و سیر صعودی می شوند، احترام بسیاری قائل هستم.

نظرات کاربران درباره کتاب بازاریابی و زندگی با مدیریت