فیدیبو نماینده قانونی نشر آبارون و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب فالنامه

کتاب فالنامه
مراد و کام حافظ

نسخه الکترونیک کتاب فالنامه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب فالنامه

دیوان اشعار و غزلیّات خواجه شمس­الدیّن محمّد شیرازی ملقب به حافظ شیرازی لسان الغیب قرن هاست که در کنار قرآن کریم زینتبخش طاقچه­های منازل ایرانیان بوده است، از دیرباز در روزها و شب های خاصّ مانند اعیاد و مناسبتهایی چون تحویل سال نو، شب یلدا و یا محافل ادبی وغیره، خانواده ها به خواندن غزلیّات خواجه اهتمام ورزیده و زدن فال به دیوان او را مغتنم می­شمرده­اند، افرادی که این تفال­ها را می­زدند کف بین و یا فال بین نبوده­اند و این کار را بمنظور نفنن وسرگرمی و بدور ازسود جوئی های معمول امروزی انجام می­داده­اند و با الهام از روح و معنویّت کلام حافظ بوده که به مخاطب خود مژده و نوید و بشارت و انگیزه تلاش و امید می بخشیده­اند. نگارنده قصد دارد در این کتاب بطور اجمال وعمومی شرح مختصری از احوالات خواجه حافظ و تاریخچه فال و طالع بینی و اقسام آن را ارائه داده، فواید و مضرّات آن را بازگو نماید و برخی از تفأل های تاریخی و تجربه­های شخصی خویش در این باب را بیان نماید. در ادامه با انتخاب دویست و چند غزل ازحدود پانصد غزل خواجه، تلاش شده برای هر غزل در صفحه مقابل اشارات وتفالی نوشته و در ذیل هر فال بطور مختصر و موجز از یک یا چند لغت یا شخصیّت و یا مطلبی خاص پیرامون آن غزل توضیحاتی تقدیم نماید.

ادامه...
  • ناشر نشر آبارون
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۳۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب فالنامه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

تقدیم به:
روح پدر بزرگوارم که پشت و پناهم بود
و به مادر عزیزم که شهد محبت را در کامم چکاند
و به همسرم که یاور توقع زندگیم است.

خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
بر نام عمر و دولت احباب می زدم

رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست

در این عصر جدیدِ چَت نمودن
که آدم زین نموده موج ها را

بیا تا بار دیگر زنده سازیم
حدیث نامه و باد صبا را(۱)

مقدمه

دیوان اشعار و غزلیّات خواجه شمس­الدیّن محمّد شیرازی ملقب به حافظ شیرازی لسان الغیب قرن هاست که در کنار قرآن کریم زینتبخش طاقچه­های منازل ایرانیان بوده است، از دیرباز در روزها و شب های خاصّ مانند اعیاد و مناسبتهایی چون تحویل سال نو، شب یلدا و یا محافل ادبی وغیره، خانواده ها به خواندن غزلیّات خواجه اهتمام ورزیده و زدن فال به دیوان او را مغتنم می­شمرده­اند، افرادی که این تفال­ها را می­زدند کف بین و یا فال بین نبوده­اند و این کار را بمنظور نفنن وسرگرمی و بدور ازسود جوئی های معمول امروزی انجام می­داده­اند و با الهام از روح و معنویّت کلام حافظ بوده که به مخاطب خود مژده و نوید و بشارت و انگیزه تلاش و امید می بخشیده­اند. نگارنده قصد دارد در این کتاب بطور اجمال وعمومی شرح مختصری از احوالات خواجه حافظ و تاریخچه فال و طالع بینی و اقسام آن را ارائه داده، فواید و مضرّات آن را بازگو نماید و برخی از تفال های تاریخی و تجربه­های شخصی خویش در این باب را بیان نماید. در ادامه با انتخاب دویست و چند غزل ازحدود پانصد غزل خواجه، تلاش شده برای هر غزل در صفحه مقابل اشارات وتفالی نوشته و در ذیل هر فال بطور مختصر و موجز از یک یا چند لغت یا شخصیّت و یا مطلبی خاص پیرامون آن غزل توضیحاتی تقدیم نماید.

دلایل اتتخاب غزلها چه بوده است؟:

اول - اینکه بیشترِغزل ها مشهور و روان و گوش آشنا تر باشند،
دوم - سعی شده، غزل­هایی که دارای تلمیع می­باشند را حذف نماییم، مگر بضرورت تلمیح­های زیبا (آیات قرآن کریم و روایات یا مطالب و اشاراتی خاصّ) داشته باشند.
سوم - اینکه غزل های منتخب، مفهوم و اشاراتی امید بخش و دلگرم کننده داشته باشند.
امیدوارم این کتاب که سعی شده کاملا" ساده و بی­تکلّف تقدیم عزیزان شود،مفید فایده افتاده و نسل حاضر و بخصوص جوانان وآینده سازان را بیشتر به گذشته ی پُربار فرهنگ وتمدن ایرانی ـ اسلامی پیوند دهد.
باید اظهار دارم که این حقیر ازسنین طفولیّت بنا بر تربیت مرحوم پدرم با اشعار حافظ و دیگر شاعران و ادیبان کشورمان آشنا و پیوسته مانوس بوده و درطول قریبِ سی سال حرفه مقدس معلّمی همواره کوشیده ام دانش آموزان را به این سمت و سو سوق دهم، از پدران وبخصوص مادران و دست­اندرکاران تعلیم و تربیت استدعا دارد، دراین مهم کوتاهی نفرموده و جوانان و آیندگان را با این گنجینه­های بی­بدیل عرفان و معنویّت مانوس نمایند باید دانست که هرگاه جوانان و ذخایر یک جامعه ارتباط خود با گذشتگان شان بخصوص با ادبیّات واخلاق وعرفان گسیخته یا کمرنگ نمایند، انحراف درآن جامعه آغاز میگردد.

فروردین ۱۳۹۴ علی علومی کلانتر

کلیات

سخنی در باره حافظ

خواجه شمس الدّین محمّد ملقّب به حافظ شیرازی(قرن هشتم هجری قمری) نامدارترین شاعر ایرانی و از مشهورترین شعرای جهان بوده و غزلیّات او در کل زیباترین سروده های فارسی را رقم زده است. تسلط وی بر ادبیات و آثار متقدّمین و علوم متداول زمان خود و تصوّف وعرفان و ابتکار او درساختن زیباترین تصاویر خیالی و شخصیت های بدیع و نو و مضامین ناب ادبی غزل هایش را به اوج رساند و در زمان حیاتش اشعار او را عالم گیر نمود.
در شرح جلالی بر حافظ (اثر دکتر جلالیان) آمده است: " ازآنجا که پایه ومیزا ن دانش ومعلومات اکتسابی هرشاعردرسبک شعری او اثری به سزا دارد و حافظ در رشته علوم دینی و شرعی و ادبی کار کرده و محیط زندگانیش درآن زمان از عالمان وعارفان و شعرا غنی بوده است. او شیوه معلومات دینی، ادبی، عرفانی را با ذوق لطیف خود بهم آمیخته و برای خود سبکی درغزل می آفریند که برپایه افکار عمیق حکمی - عرفانی و عاطفی بهمراه صنایع شعری از قبیل طنز و ایهام بنا شده و قابل تقلید نیست.
سه شاخص عمده ویژگیهای غزل حافظ به شرح ذیل است:

۱- شرح عشق توام با چاشنی عرفان ۲- سعی در فصاحت و لبلاغت کلام و احتراز کامل از استعمال لغات ثقیل و انتخاب بحور نامطبوع ۳- به کار گرفتن صنعت ایهام در زیر پوشش نماد ظاهری کلام.

اما همه این ویژگیهای سه گانه به یکباره در غزل او بوجود نیامد و مسیری را که شاعر برای رسیدن به این سرحد کمال پیموده است در غزلهای او جای پای مشهودی دارد. به عنوان مثال می توان غزلهای یکدست دوره جوانی اورا به شرح عشق خلاصه می شود در خلق کمالات و مضامین فاخر در حد کمال بلاغت و بالاخره غزلهایی که با داشتن همه مزایای فوق واجد ایهام های متنوع است را از هم جدا و تفکیک کرد. اما دو نکته ناگفته در باره سبک حافظ: یکی این که این شاعر نابغه برای رسیدن به سرحدّ کمال و دسترسی به سه شاخص عمده یاد شده در بالا مجبور می شود که چشم از یکدست بودن مفاد ابیات غزل بپوشد ودرعوض آنچنان عشق وعرفان و ایهام را درکمال فصاحت و بلاغت بهم ممزوج سازد که سبک مخصوص حافظ صورت عمل به خود بگیرد... "
دوران پرآشوب وجوّ پراختناق، رواج تظاهر و ریا درجامعه، پس از یک قرن استیلای مغولان و ایلخانان و ظهور دولت های (متقارن و مستعجل) آل جلایر و آل مظفر و غلبه ایشان برشیراز، اقتضا می نمود که حافظ دلخسته، اشعار و اعتراضات خود از این دوران را در پرده ای از کنایات و ایهام ها بسراید، این امر باعث شد که حتی پس ازمرگش نیز اختلاف نظر بین بزرگان شهر بر سرِ مسلمانیش بروز نماید.

فال حافظ برای ایرانیان

دیوان خواجه شیراز معمولا" در منازل ایرانیان از گذشته تا حال، درکنار قرآن کریم بر روی طاقچه ها قرار گرفته و مورد احترام بوده است، بدین سبب زدن فال بر غزل های حافظ درمیان ایرانیان علاوه بر تفنن و سرگرمی جنبه های اعتقادی نیز پیدا کرده و پیوسته در روزها و شب های خاصّ، اعیاد و جشن ها مخصوصا" تحویل سال نو در نوروز و مراسم شب یلدا جزء رسوم ایرانیان گردیده است.
ایرانیان هنگام زدن فال، دیوان را دردست می گیرند وبا فرستادن فاتحه یا ذکر صلواتی، در حالی که در دل نیّت کرده و خواسته و مراد خود را در دل می گذرانند و به بیان جملاتی چنین می پردازند:

ای خواجه شیرازی (ای حافظ شیرازی)، تو کاشف هر رازی، ما طالب یک فالیم، بر ما بنما رازی،

و یا می گویند: حافظ ای حافظ شیرازی، بر من نظر اندازی، من طالب یک فالیم، تو کاشف هر رازی، تو را قسم به شاخه نباتت، قسم می دهم به قرآنی که در سینه داری، این فال مرا بگشای.

برخی دیگر می گویند: ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، به حق شاخ نباتت، به حق جام شرابت، منظور خودت را از مراد ما بیان کن.
بعد انگشت خود را لای دیوان می گذارند و بازمی کنند. غزلی را که در صفحه سمت راست قرار دارد را خوانده و تفسیر می کنند.(البته در این کتاب شکل جدیدی ارایه شده است) اگر مضمون غزل مثبت باشد فال را خوب و گرنه آن را بد می دانند. از آنجا که اکثرغزل های حافظ دارای مضامین عرفانی،عاشقانه، امیدوارکننده ومحبت آمیزاست، درمناسبتهایی چون خواستگاری، ازدواج، تولد فرزندان و مانند آن بیشتر مرسوم بوده است. لذا بدین روال سعی نگارنده به مثبت انگاری و نهی از برخی صفات نکوهیده مصروف گشته است.

تفالی بر حافظ

تا سال جدید گردد آغاز
بر خیز و بزن تفآلی باز

بر گیر اشارتی ز حافظ
آن شاعر خوش کلام شیراز

آن رند چشیده از می ناب
با شاهد غیب گشته دمساز

با صوت و کلام آسمانی
تا قلّه عشق کرده پرواز

سال نو وسفره ای پر از سین
فال نو و طالعی سر افراز

سرو وسمن وسمین و نسرین
ساقی و سرود و ساز و آواز

رندانه بزن تفالی باز
تا باز شود بدیده ات راز(۲)

سروده یوهان ولفگانگ گوته درباره حضرت حافظ

" حافظا آرزو دارم از سبک غزل سرایی تو تقلید کنم. همچون تو، قافیه بپردازم وغزل خویش را به ریزه کاریهای گفته ی تو بیارایم. نخست به معنی اندیشم و آن گاه لباس الفاظ زیبا برآن بپوشانم. هیچ کلامی را دوبار در قافیه نیاورم مگر آنکه با ظاهری یکسان، معنایی جدا داشته باشد. آرزو دارم! همه ی این دستورها را به کار بندم تا شعری چون تو، ای شاعر شاعران جهان، سروده باشم تو آن سرچشمه ی فیاض شعر و نشاطی که از آن، هر لحظه موجی از پس موج دیگر بیرون می تراود.
دهان تو همواره برای بوسه زدن طبعت برای نغمه سرودن و گلویت برای باده نوشیدن و دلت برای مهر ورزیدن آماده است.
اگر هم دنیا به سر آید، ای حافظ آسمانی، آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم و چون برادری، هم در شادی و هم در غمت شرکت کنم. همراه تو باده نوشم و چون تو عشق ورزم، زیرا این افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است."

شعر نیچه در باره حافظ

" «به حافظ - آوای نوشانوش، پرسش یک آبنوش»
میخانه ای که تو برای خویش - پی افکنده ای - فراخ تر از هر خانه ای است.
جهان از سر کشیدن میی - که تو در اندرون آن می اندازی، - ناتوان است.
پرنده ای، که روزگاری ققنوس بود - در ضیافت توست - موشی که کوهی را بزاد - خود گویا تویی تو همه ای، تو هیچ - میخانه ای، میی - ققنوسی، کوهی و موشی، در خود فرو می روی ابدی، - از خود می پروازی ابدی، - رخشندگی همه­ی ژرفاها، -
و مستی همه­ی مستانی - تو و شراب؟ "

سخن رابیندرانات تاگور بزرگ شاعر هند در باره حافظ

" با نشستن کنار مقبره حافظ پرتویی درخشان از چشمان حافظ از درون ذهنم گذشت، همانند بهاری که اینک می تابد. احساس بسیار روشنی دارم. گرچه قرن ها گذشته وبسیاری آمده و رفته اند اما نشستن در کنار مقبره ی حافظ سلوک نمودن کنار حافظ است تابش خورشید را."

فال حافظ ــ تجربیات شخصی

در طول قریب به سی و پنج سال دلدادگی به حضرت حافظ و غزلیات بی بدیل ایشان تجربه های فراوانی را به همراه داشته است. هرگاه مساله ای ذهنم را درگیر می سازد و دچار دودلی و سرگردانی می شوم، به دیوان خواجه روی می آورم و با تفالی و خواندن غزلی آرامش به ذهن و جان نا آرامم باز می گردد. بدیهی است در این عصری که عصر امواج است، غرق در اینترنت و حواشی آن شویم.

در این عصر جدید چت نمودن
که آدم زین نموده موج ها را...

بیا تا بار دیگر زنده سازیم
حدیث نامه و باد صبا را (۳)

چه بسیارمواقعی مانند بروز مشکلات و دو راهی ها با زدن فالی و خواندن غزل خواجه توانسته ام دقایقی آرام گرفته، تصمیم صحیح بگیرم. نمونه هایی را ذیلا" تقدیم می دارد:
۱- زمانی دچار اختلاف و مشاجره با شخصی درمحیط اداری شده و تا سرحد جنون پیش رفته بودم، کم مانده بود درگیر فیزیکی شوم و با وساطت رییس اداره موقتا" ترک مخاصمه نموده و در دل گذراندم که وقتی دیگر کار آن شخص را تلافی کنم. عصر آنروز دیوان خواجه را در دست گرفتم و پیرامون این مساله تفالی زدم و ابیات ذیل کاملّا" نظرم را دگرگون نمود:

حالیا مصلحت وقت در آن می بینم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

سر به آزادگی ازخلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم...

۲- در ایّام جوانی با یکی از دوستانم در محضر پدرشان که روحانی فرهیخته و صاحب تالیف و تفسیر بودند، (اکنون به جوار حق شتافته اند) نشسته بودیم و دوستم اصرار به رفتن به جبهه جنگ را داشت، پدر به دلیل بیماری مادر او را از رفتن نهی می نمودند. دراثنای این مشاجره من که در گوشه ای دیوان خواجه در دست داشته و نشسته بودم، آن روحانی بزرگوار رو به من فرمودند: " علی آقا یه فالی بزنین به دیوان خواجه ببینیم چه می فرمایند " دراین وقت من تفالی زدم وغزل ذیل آمد (۱۷۴ کتاب) وقتی که ابیات ذیل را خواندم، حاجی آقا نگاهی به فرزندش کرد و گفت: " پسرم برو به امید خدا." او رفت و بسلامتی بعد از چند ماه باز گشت.

ز در درا و شبستان ما منور کن
فضای علم روحانیان مُعطر کن

اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن...

۳- زمانی جهت گرفتن نام شاعرانه (تخلّص) به حضرتش تفالی زدم و این غزل شاهد و اشارت آمد:

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست...

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یادست...

حسد چه می بری ای سست نظم برحافظ
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

۴- وقتی در سال ۱۳۷۷ درمعرض عمل جراحی بسیار سختی قرار داشتم (سالها بود که یک غدّه بسیار بزرگ را در گردنم تحمل کرده بودم) از انفاس خواجه مدد خواستم و درفالم این غزل زیبا آمد:

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

نظرات کاربران درباره کتاب فالنامه