فیدیبو نماینده قانونی تسنیم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درسهایی از امام

کتاب درسهایی از امام
روحانیت و سیاست

نسخه الکترونیک کتاب درسهایی از امام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب درسهایی از امام

احیاء مجدد اسلام در سطح جهان به عنوان دینی که مدعی اداره جوامع انسانی بر اساس احکام الهی است، مرهون تلاش و ایمان بزرگمردی است که حیات پربار خود را وقف این آرمان مقدس نمود. امام خمینی(ره) این مجدّد عظیم‌الشأن با عقیده راسخ و آگاهی کامل از ابعاد همه جانبه دین اسلام، این حرکت رهایی‌بخش را در جهان اسلام بنیان گذارد و با سرافرازی مسؤولیت خود را به پایان رساند و با دلی آرام و قلبی مطمئن به سوی جهان باقی شتافت و در جوار رحمت دوست آرمید. و اکنون ما هستیم و بار مسؤولیت بس سنگین استمرار راه آن بزرگوار. البته تداوم این انقلاب آزادی‌بخش همچون پیروزی آن در گرو مسائل بسیاری است که در رأس آنها توجه و پافشاری بر هدایتها و افکار بنیادین آن امام راحل است.

ادامه...
  • ناشر تسنیم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.81 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۴۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب درسهایی از امام

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

احیاء مجدد اسلام در سطح جهان به عنوان دینی که مدعی اداره جوامع انسانی بر اساس احکام الهی است، مرهون تلاش و ایمان بزرگمردی است که حیات پربار خود را وقف این آرمان مقدس نمود.
امام خمینی(ره) این مجدّد عظیم الشان با عقیده راسخ و آگاهی کامل از ابعاد همه جانبه دین اسلام، این حرکت رهایی بخش را در جهان اسلام بنیان گذارد و با سرافرازی مسوولیت خود را به پایان رساند و با دلی آرام و قلبی مطمئن به سوی جهان باقی شتافت و در جوار رحمت دوست آرمید. و اکنون ما هستیم و بار مسوولیت بس سنگین استمرار راه آن بزرگوار. البته تداوم این انقلاب آزادی بخش همچون پیروزی آن در گرو مسائل بسیاری است که در راس آنها توجه و پافشاری بر هدایتها و افکار بنیادین آن امام راحل است.
بدون تردید امام(ره) این حرکت عظیم را بر اساس اعتقاد به جامعیّت اسلام و توانایی آن در اداره جامعه بنیان گذاردند، ایشان برای تحقق هدف والای خویش، خطرات و موانع بی شماری پیش روی داشتند که زیان بارتر و نزدیکتر از همه آنها، فکر جدایی دین از سیاست و عدم دخالت روحانیّت در سیاست بود که سالیان متمادی به طرق گوناگون به کل جامعه و بویژه به کانون اسلام یعنی حوزه های علمیه و روحانیّت القاء شده بود. آن امام عزیز برای زدودن آثار این تبلیغات سوء، متحمل رنج ها و مشقتهای فراوان گردید، تا این که به فضل پروردگار، روحانیّت معظم برای انجام مسوولیت خطیر دینی و ایفای نقش تاریخی خود، با آن مرجع روشن ضمیر همگام و همصدا گردید، و خداوند نیز وعده یاری ﴿اِنْ تَنْصُرُوا اللهَ ینْصُرْکُمْ...﴾ را برای یاوران دینش محقق ساخت.
امروز نیز بعد از گذشت سالها از پیروزی انقلاب اسلامی، اسلام و روحانیّت همچنان مورد تهاجم دشمنان خارجی و ایادی داخلی آنان قرار دارد که متاسفانه اخیراً این تهاجمات به صورت گسترده تر در اشکال مختلف شدت یافته است، و هدف اصلی آن نیز بیرون راندن اسلام و روحانیّت از صحنه اجتماع و سیاست و در نهایت پایمال کردن ثمره مجاهدتهای آن امام عظیم الشان و به هدر دادن خونهای پاک شهدای راه انقلاب و اسلام است.
بیم آن می رود که این تبلیغات مسموم در میان اقشار ملت و یا در میان بعضی از حوزویان که ناظر بر مشکلات و کمبودها و کاستی ها و احیاناً سوء رفتارها هستند، موثر افتد و آنها را از ادامه راه دلسرد نماید، لذا برای خنثی کردن این تبلیغات زهرآگین لازم است که تلاش گسترده ای انجام پذیرد، که به نظر می رسد تبیین افکار و اندیشه های امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این زمینه، می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد.
این مجموعه نیز در همین راستا فراهم آمده است، امید است که روحانیّت معظم بویژه طلّاب جوان با مروری دوباره بر رهنمودهای آن امام راحل، از این ذخیره الهی بهره گیرند و همچنان استوار و امیدوار به فضل و نصرت پروردگار در صحنه باشند.

ملاحظات:

۱. تکرار یک موضوع تحت عناوین مختلف در این مجموعه، بیانگر اهتمام اکید و حساسیّت بسیار امام(ره) نسبت به موضوع مورد نظر است.
۲. عناوین این مجموعه یا عیناً بخشی از کلام امام راحل و یا ماخوذ از محتوای کلام ایشان است که توسط تنظیم کننده گزینش شده است، لذا از خوانندگان محترم خواهشمند است که در انتساب عناوین به امام(ره) این نکته را رعایت فرمایند.
۳. سئوالاتی از مطالب کتاب تنظیم گردیده است، که نهادها، سازمانها و مراکز فرهنگی جهت برگزاری مسابقات کتابخوانی می توانند با درخواست از انتشارات آن را دریافت نمایند..

رسول سعادتمند

فصل ا و ل: ولایت و حکومت علی (ع) الگوی حکومت اسلامی

الف: ولایت امیرالمومنین علی(ع)

* وجود علی بن ابی طالب، والاترین ثمره بعثت پیامبر(ص)

پیغمبر می خواست همه مردم را علی بن ابی طالب کند ولی نمی شد. و اگر بعثت پیغمبر هیچ ثمره ای نداشت الاّ وجود علی بن ابی طالب و وجود امام زمان(عج) این هم توفیق بسیار بزرگی بود. اگر خدای تبارک و تعالی، پیغمبر را بعث می کرد برای ساختن یک همچه انسانهای کامل، سزاوار بود؛ لکن آنها می خواستند که همه آن طور بشوند، آن توفیق حاصل نشد(۱).

* پیدایش غدیر در پرتو مقام شامخ علی(ع)

مساله غدیر، مساله ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مساله ای پیش بیاورد، حضرت امیر مساله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللّه کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مامور می کند رسول اللّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر به خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود. و این که در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده اند، نه از باب این که حکومت یک مساله ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می گوید که «به قدر این کفش بی قیمت هم پیش من نیست»(۲) آن که هست اقامه عدل است. آن چیزی که حضرت امیر(ع) و اولاد او می توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند. زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مساله این نیست. مساله این است که به ما یاد بدهند که چطور باید تبعیت کنیم، به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملتها و دست اندرکاران باشد. قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است، این است که قابل نصب است و الاّ مقامات معنوی قابل نصب نیست یک چیزی نیست که با نصب آن مقام پیدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوی که بوده است و آن جامعیتی که برای آن بزرگوار بوده است، اسباب این شده است که او را به حکومت نصب کنند و لهذا، می بینیم که در عرض صوم و صلاهٔ و امثال اینها می آورد و ولایت مجری اینهاست. ولایتی که در حدیث غدیر است به معنای حکومت است، نه به معنای مقام معنوی. و حضرت امیر را همان طوری که من راجع به قرآن عرض کردم که قرآن ـ در روایات است این ـ نازل شده است به منازل مختلف، کلیاتش سبع و الی سبعین و الی زیادتر، تا حالا رسیده است به دست ماها به صورت یک مکتوب، حضرت امیر هم این طور است، رسول خدا هم این طور است، مراحل طی شده است، تنزل پیدا کرده است. از وجود مطلق تنزل پیدا کرده است، از وجود جامع تنزل پیدا کرده است و آمده است پایین تا رسیده است به عالم طبیعت، در عالم طبیعت این وجود مقدس و آن وجود مقدس و اولیای بزرگ خدا. بنابراین، این که حدیث غدیر را ما حساب کنیم که می خواهد یک معنویتی را برای حضرت امیر یا یک شانی برای حضرت امیر درست کند نیست. حضرت امیر است که غدیر را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست که اسباب این شده است که خدای تبارک و تعالی او را حاکم قرار بدهد.
مساله، مساله حکومت است، مساله، مساله سیاست است، حکومتْ عِدْلِ(۳) سیاست است، تمام معنای سیاست است. خدای تبارک و تعالی این حکومت را و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کنند، چنانچه خود رسول خدا سیاست داشت و حکومت بدون سیاست ممکن نیست. این سیاست و این حکومتی که عجین با سیاست است، در روز عید غدیر برای حضرت امیر ثابت شد(۴).

* اقامه ولایت، ضامن اجرای احکام اسلام

این که این قدر صدای غدیر بلند شده است و این قدر برای غدیر ارج قائل شده اند ـ و ارج هم دارد ـ برای این است که با اقامه ولایت یعنی با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همه این مسائل حل می شود، همه انحرافات از بین می رود. اگر حکومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند که حضرت امیر(ع) حکومتی را که می خواهد بپا کند، تمام انحرافات از بین می رفت و محیط یک محیط صحیح و سالم می شد که آن وقت مجال برای همه اشخاص که دارای افکار هستند، عرفا که دارای افکار هستند، حکما که دارای افکار هستند، فقها، همه برای آنها مجال پیدا بشود. از این جهت، اسلام بُنِیَ عَلی خَمْس، نه معنایش آن است که ولایت در عرض این است، ولایت اصلش مساله حکومت است، حکومت هم این طوری است، حکومت حتی از فروع هم نیست.
آن چیزی که برای ائمه ما قبل از غدیر و قبل از همه چیزها بوده است، این یک مقامی است که مقام ولایت کلی است که آن امامت است که در روایت هست که الْحَسَنُ وَ الْحُسَین امامان قاما اوْ قَعدا(۵) وقتی قعد است که امام نیست. امام به معنای حکومت نیست، آن یک امام دیگری است و آن مساله دیگری است. آن مساله، مساله ای است که اگر او را کسی قبول نداشته باشد اگر آن ولایت کلی را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق همین قواعد اسلامی شیعه هم بجا بیاورید باطل است، این غیر حکومت است آن در عرض اینها نیست، آن از اصول مذهب است، آنی است که اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است. و انحرافی که پیدا شده است ـ علاوه بر همه انحرافات ـ همین انحراف است که ما باور کردیم که سیاست به ما چه ربط دارد. غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن سیاست اقامه صلاهٔ کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند و راه را باز بگذارد برای این که صاحب افکار، یعنی آرام کند که صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمی و با آرامش ارائه بدهند. بنابراین، این طور نیست که ما خیال کنیم که ولایتی که در این جا می گویند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دین است، نخیر؛ این ولایت عبارت از حکومت است، حکومت مجری اینهاست، در عرض هم به آن معنا نیست، مجری این مسائل دیگر است(۶).

* جدا کردن دین از سیاست، تکذیب خداوند و پیامبر(ص) و امامان(ع)

آن که خدای تبارک و تعالی جعل کرد و دنبالش هم برای ائمه هدی جعل شده است، حکومت است؛ لکن نگذاشتند که این حکومت ثمر پیدا بکند. بنابراین، حکومت را خدا جعل کرده است برای حضرت امیر(ع) این حکومت یعنی سیاست، یعنی عجین با سیاست. از اعوجاجهایی که پیدا شده است مع الاسف، این است که، یعنی اعوجاج زیاد پیدا شده اما بزرگترینش این است که دستهایی از زمان سابق از زمان خلفای اموی و خلفای عباسی ـ علیهم لعنهٔ اللّه ـ از آن زمان دستهایی پیدا شده است که بگویند که دین علی حده از مسائل است و سیاست علی حده از حکومت است. هر چه طرف پایین آمده است، این قوت گرفته است تا وقتی بازیگرهای دنیا که دیدند باید دین را یک چیز تعبدی قرار داد. این بازیگرها آمدند و این طور کردند که ماها هم باورمان آمده بود که دین چه کار دارد به سیاست، سیاست مال امپراتورها. این معنایش این است که تخطئه کنیم خدا را و رسول خدا را و امیرالمومنین را، برای این که حکومت سیاست است، حکومت که دعا خواندن نیست، حکومت که نماز نیست، حکومت روزه نیست. حکومت، حکومت عدل، اسباب این می شود که اینها اقامه بشود، اما خود حکومت یک دستگاه سیاسی است. آن که می گوید دین از سیاست جداست، تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است، تکذیب ائمه هدی را کرده است(۷).

نظرات کاربران درباره کتاب درسهایی از امام