فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خانم ماتی، معلم قاتی‌پاتی

کتاب خانم ماتی، معلم قاتی‌پاتی

نسخه الکترونیک کتاب خانم ماتی، معلم قاتی‌پاتی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب خانم ماتی، معلم قاتی‌پاتی

آقای ناوال با این‌که لطیفه‌اش خیلی لوس و بی‌مزه بود، دلش را گرفت و غش و ریسه رفت. ما هم زورکی خندیدیم. همیشه باید به لطیفه‌ی مدیرتان بخندید، حتی اگر خیلی لوس و بی‌مزه باشد. این اولین قانون بچه بودن است. آقای ناوال دوباره همان حالت جدی را به خود گرفت و گفت: «راستش، برای کار دیگری آمده‌ام. باید درباره‌ی چیزی با شما حرف بزنم. دکتر فورمن، رئیس آموزش و پرورش منطقه، از ما می‌خواهد که مدرسه‌ی اِلامِنتری را به قرن بیست و یکم ببریم.» فریاد زدم: «چه باحال! قرار است به زمان سفر کنیم!»

ادامه...
  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.54 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خانم ماتی، معلم قاتی‌پاتی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. کامپیوتری توی کله ی من



اسم من اِی. جِی است و از مدرسه خیلی بدم می آید.
می دانید چی باحال می شد؟ اگر به جای مدرسه رفتن و چیز یاد گرفتن، یک کامپیوتر توی کله مان کار می گذاشتند. یک نرم افزار برای ریاضی، یک نرم افزار برای تعلیمات اجتماعی، یک نر م افزار برای روخوانی و خلاصه نرم افزاری برای همه ی درس هایی که معلم ها می گویند لازم است ما بدانیم. فقط کافی ست هر نرم افزاری را که لازم داریم، بریزیم روی کامپیوتر کله مان. بعد دیگر مجبور نیستیم برویم مدرسه!(۱)
درباره اش فکر کنید. اگر توی کلهمان کامپیوتر داشتیم، می توانستیم بیش تر وقتمان را بگذاریم برای کارهایی که دوست داریم، مثل فوتبال و ورزش های دیگر، بازی های کامپیوتری، رفتن به سینما و خوردن هَله هوله. اگر این طوری بود، خیلی باحال می شد. خود من معطلش نمی کردم و درجا یکی از این کامپیوترها را می خریدم. ولی به نظرم تا کسی همچین کامپیوتری اختراع کند و توی کله مان کار بگذارد، باید حالا حالاها برویم مدرسه. چه حال گیری ای!
توی کلاس بودیم و تازه زنگ سوال و جواب ـ که دایره وار دور خانم بریج می نشینیم ـ تمام شده بود، که آقای ناوال وارد کلاس شد. او مدیر مدرسه ی اِلامِنتری است و روی کله اش اصلاً مو ندارد. یعنی حتی یک تار مو. حتماً کلاه از روی سرش سُر می خورد و می افتد، چون چیزی آن بالا نیست که نگهش دارد.
خانم بریج پرسید: «به چه مناسبتی افتخار دیدار شما نصیب مان شده؟» (که به زبان آدم بزرگ ها یعنی "این جا چه کار می کنید؟")
آقای ناوال گفت: «می خواستم یک لطیفه بگویم.»
وای نه! آقای ناوال همیشه بی مزه ترین لطیفه های کل تاریخ جهان را می گوید. (۲)
آقای ناوال پرسید: «می دانید بهترین جایی که کنترل از راه دور را نگه می دارند، کجاست؟»
همه فریاد زدیم: «کجا؟»
او گفت: «یک جایِ دور! فهمیدید؟»



آقای ناوال با این که لطیفه اش خیلی لوس و بی مزه بود، دلش را گرفت و غش و ریسه رفت. ما هم زورکی خندیدیم. همیشه باید به لطیفه ی مدیرتان بخندید، حتی اگر خیلی لوس و بی مزه باشد. این اولین قانون بچه بودن است.
آقای ناوال دوباره همان حالت جدی را به خود گرفت و گفت: «راستش، برای کار دیگری آمده ام. باید درباره ی چیزی با شما حرف بزنم. دکتر فورمن، رئیس آموزش و پرورش منطقه، از ما می خواهد که مدرسه ی اِلامِنتری را به قرن بیست و یکم ببریم.»
فریاد زدم: «چه باحال! قرار است به زمان سفر کنیم!» (۳)
آندریا یانگ، همان دختر مو فرفری که روی اعصاب من راه می رود، گفت: «الان توی قرن بیست و یکم هستیم، آرلو.» او به عمد اسم اصلی ام را صدا می کند، چون می داند که از این کار خیلی بدم می آید.
گفتم: «خودم می دانستم.» با این که واقعاً نمی دانستم. فقط یک آدم همه چیزدان عقل کل مثل آندریا می داند که توی چه قرنی هستیم. کی قرن ها را می شمرد؟
دوست بچه ننه ی آندریا، یعنی امیلی که به راسو حساسیت دارد، پرسید: «حالا چه طوری مدرسه مان را به قرن بیست و یکم ببریم؟»
آقای ناوال جواب داد: «قرار است دستی به سر و گوش مدرسه بکشیم. قرار است تجهیزات جدیدی تهیه کنیم، یک نگهبان، یک آزمایشگاه کامپیوتر و یک معلم کامپیوتر داشته باشیم. در حقیقت، او الان بیرون کلاس است. دوست دارید خانم ماتی را ببینید؟»
همه ی دخترها گفتند: «بله!»
همه ی پسرها گفتند: «نه!»
آقای ناوال رفت توی راهرو و با خانمی برگشت. صد میلیون سال هم بگذرد، باز هم نمی توانید حدس بزنید که آن خانم روی کله اش چی گذاشته بود؟
خیال ندارم بهتان بگویم.
خیلی خب. باشد، بهتان می گویم. ولی باید فصل بعدی را بخوانید. پس دماغ سوخته می خریم.



نظرات کاربران درباره کتاب خانم ماتی، معلم قاتی‌پاتی

عالیه :D
در 2 سال پیش توسط مبینا کردامیری
عاااااااللللللییییی
در 2 سال پیش توسط لیلا رجبی
عکساش سیاه سفیده؟
در 1 سال پیش توسط yas....yr
فوق العادسسسسسس
در 9 ماه پیش توسط mae...tab